#شعر
با تن تیرخورده و خون آلود
از این رودخانه بگذر
به آنسوی این دشت برو
بگذار خون تو
رود را رنگین کند
تا درختان و گل سرخان
سیراب
از خون تو شوند.
آنروز
به خون خواهی تو
دشت رنگین خواهد شد
درخت فریاد میکشد
وچشمهها
از خون تو میجوشند
آنسوی دشت
با جانی خسته از زخمها
ما را فرا بخوان،
ما نیز
با تنی زخمی
رود را رنگین خواهیم کرد
بیآنکه در این دشت
اهریمنی مانده باشد
#موسی_افتخاری
@rahenow 🗿👈
با تن تیرخورده و خون آلود
از این رودخانه بگذر
به آنسوی این دشت برو
بگذار خون تو
رود را رنگین کند
تا درختان و گل سرخان
سیراب
از خون تو شوند.
آنروز
به خون خواهی تو
دشت رنگین خواهد شد
درخت فریاد میکشد
وچشمهها
از خون تو میجوشند
آنسوی دشت
با جانی خسته از زخمها
ما را فرا بخوان،
ما نیز
با تنی زخمی
رود را رنگین خواهیم کرد
بیآنکه در این دشت
اهریمنی مانده باشد
#موسی_افتخاری
@rahenow 🗿👈
زاده شده بودیم
کمی پیشتَرَک
تا بر میدانی از مین
تا بر معبری از گلوله و آتش
تا بر گودالی از آتش و قیر
تکه تکه شویم
تا معبر گشاییم
برای آتشی دیگر؛
هزار کشته برای یک معبر...
اکنون
گرسنه و تنها و غمزده
کارگرانی افسردهایم
بینان و بیآسایش
و برای شام اربابان
رنج میکشیم
هر هزاران برای یکی...
👤 #موسی_افتخاری
@rahenow 🗿👈
کمی پیشتَرَک
تا بر میدانی از مین
تا بر معبری از گلوله و آتش
تا بر گودالی از آتش و قیر
تکه تکه شویم
تا معبر گشاییم
برای آتشی دیگر؛
هزار کشته برای یک معبر...
اکنون
گرسنه و تنها و غمزده
کارگرانی افسردهایم
بینان و بیآسایش
و برای شام اربابان
رنج میکشیم
هر هزاران برای یکی...
👤 #موسی_افتخاری
@rahenow 🗿👈