@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
دانشی "ضیق" ولی این همه باقر داریم
 ظلممان بیش، ولی قاضی ناظر داریم

 عقده دارد سخنم، قافیه را خرده مگیر
 کوچه بن بست ، ولی این همه عابر داریم!؟

 در "خرابات مغان" نور خدا می بینیم
ولی از عصر حجر، حاجی و زائر داریم

 قله کوه ز باران اسیدی سایید
بر بلندای سخن "ناقد جائر" داریم

 بخیه را از وسط چانه ی گل، باد کشید
 در جراحات زدن، این همه ماهر داریم
 
  بوسه شد عین "تمرد" عجبا این همه "لب"
 مملکت، اللهی و این همه کافر(؟) داریم!

 من بیچاره به دنبال سبب می گشتم
 شعر خود خوانده، چرا این همه وافر داریم!؟

 واژه ها خود بخود از نیش قلم می ریزد
 تازه دانم که چرا این همه شاعر داریم!

#شعر
#بردیا_پارسی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
#شعر
@rahenow🗿👈
اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است
تـربیت ، نــا اهــل را چون گردکان بــر گـنبد است

مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است
دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

گر که بینی ناکسان بالا نشینند عیـب نیست
روی دریا خیس نشیند قعر دریا گوهر است

کـره خر از خریت پــیش پــیش مادر است
کره اسـب از نجابت در خفای مادر است

شه اگر مسکین شود چون مرغ بی بال و پر است
جملگی دیوانه خوانندش اگر اسکندر است

آهن و فولاد هردو از یک کوره مـی آیند برون
یکی شمشیر بران می شود آن یکی نعل خر است

شـصت و شاهد هردو دعوای شاهی کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچـه او بالاتر است

ای رفیق عیب خودم کم بگو
هرکه عیب خویش گــوید از همه بالاتر است

من لباس فقر میپوشم چون بی دردسر است
آستین هرچه کوته باشد لیکن خیسش کمتر است


#سعدی


سربازها ...

درخطوط مقدم ...

کشته می شوند ...

مدالها ...

برسینه ی کسانی آویخته می شوند ...

که حتی یک گلوله ...

برای وطن ...

شلیک نکرده اند ...

مادر ...

آرایشت را غلیظ تر کن ...

فردا وطن ...

سربازی دیگر ...

برای کشته شدن می خواهد ...


#محرم_نجفپور
#شعرایران_و_جهان
#شعرکوتاه
#شاعرمعاصر
#شعرصلح
#شعرضدجنگ
#شعر
@rahenow🗿👈
@rahenow 🗿👈

امسال هم پیراهن خونی من، مُد بود
امسال هم رؤیایمان آنچه نمی شد بود

امروز هم با گریه و گیتار می خوابی
امروز هم غمگین ترین جشن ِ تولد بود

از گریه ام در خانه ای در حال ویرانی
از چیزهایی که نمی گویم... که می دانی...

شهریور است و شهر ما عمری ست پاییز است
چیزی نمی گویم که می دانی دلم چیز است

این روزها... این روزها بدجور بی رحمند
این هیچ کس هایی که دردت را نمی فهمند

چشمان تو خونی، لبت خونی، دلت خونی
از تو بدش می آید این دنیای طاعونی

می ترسی از این دشنه ها که داخل سینی ست
می ترسی از دنیا که قبرستان غمگینی ست

قبل از شروع بازی ات، زد سوت پایان را
در ماه تیرش تجربه کردیم باران را

که روزها خوابید و خوابیدیم در رؤیا
شب ها جلوی چشممان بردند یاران را

که مرده بودیم و هنوز این زندگی جان داشت
یک درصد ِ ناچیزتر، امّید امکان داشت

می سوخت از تب، خواب های واقعی می دید
بیمار روی تخت من، بدجور هذیان داشت

نصف جهان در رقص شد، نصف جهان در خون
گل داد آخر سینه های عاشقان در خون

خاموش شد مثل چراغی آخر ِ دنیا
فریادهای آخرین آوازه خوان در خون

خاموش شد تاریخ... قرن بی فروغی بود
جز فصل سرد تو، همه چیزش دروغی بود!

دیوانه ام! احساس هایی از غلط دارم
که گریه ام... که گریه ام... دارم فقط... دارم...

که شمع های روی کیکت خوب می دانند
که دوستم داری و خیلی دوستت دارم...


سید مهدی موسوی

#شعر
@rahenow 🗿👈
ما قدرت برتریم و موشک داریم
غیر از خودمان بر همگان شک داریم

ما گوش به حرف همه مردم هستیم
همواره به گوش خویش سَمعَک داریم

گفتید که ما به نان شب محتاجیم
هم نان لواش هم که سنگک داریم

تا چشم شما خوبی ما را بیند
هم آب هویج هم که عینک داریم

الزام به واردات از قبرس نیست
در حد کفاف کُره اِشَک داریم

غم نیست چو گند کارمان بیرون زد
صد شکر که ما کهنه و پوشک داریم

آزادترین ملت دنیا مائیم
تا باربی و مانکن و عروسک داریم

ما شادترین جامعه دنیائیم
از بس که درون خویش دلقک داریم

با گشت به پای همگان میپیچیم
از بس که گُلیم و گل پیچک داریم

شش دانگ بهشت مال ما خوبان است
این هم سند بهشت مدرک داریم

نا شکری اگر کنیم ما سنگ شویم
اینقدر که ایام مبارک داریم

#شعر_طنز
#حمید_درویشی
@rahenow 🗿👈
#ارسالی
از دوستان کانال
♦️♦️#شعر♦️♦️♦️

ایش بازاری اولوب وطن؟؟
وطن قویوب گئدیب ددن؟؟
بومیللتین حاققینی ور
نفتی ساتیرسان سن ندن??

آز ی بالامسان سن حسن
بیردن گلر قولاق کسن
طایفالارین اییب نه وار
قورتار بوایشلری حسن

اوشاقلارین خارجه دء
ساتما وطنی سن گئدء
نظر دء آل هموطنی
یاندیریبسان بیزء دءدء

مملکتته بیوک باشلار
کارکاسیبی مگر داشلار؟؟
ظولموز داها آشیب باشدان
بیزه قالیب یاوان آشلار

داش دورمیری دای داش اوسته
هم نفت سنون همی پوسته
مملکتی سن قورتاردین
هرنه واردی چگدین اوسته

مملکتی بولدوق سنن
شادلیق سنن غصه منن
بوردا داها ایشیم یوخدی
قیامت دء آللیق سنن

سوزی یازیب اورگ سوزی
غم غصه نی چگیر اوزی
بیکار قالیب قازاناممیر
اولماق اختاریری دوزی
@rahenow 🗿👈
#شعر

که ما همچنان
می نویسیم
که ما همچنان
در اینجا مانده ایم
مثلِ درخت که مانده است
مثلِ گرسنگی
که اینجا مانده است
مثلِ سنگ ها که مانده اند
مثلِ درد که مانده است
مثلِ زخم
مثلِ شعر
مثلِ دوست داشتن
مثلِ پرنده
مثلِ فکر
مثـــلِ آرزویِ آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانه ای دارد.

محمد مختاری
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
#شعر

با سختی بت ها چه باید کرد؟!
با این تشتت ها چه باید کرد؟!
گیرم تفاوت ها نمایان شد؟!
با "بی تفاوت ها" چه باید کرد؟!

با مردمی که سیل را هر سال
بر گردن قسمت می اندازند؛
دنیای شان را می دهند، اما
قبل از دعا یک سد نمی سازند؟!

ما مردمانی عاشق کوروش
ما قوم در تاریخ جا مانده،
جدا کدام از ما فقط یک بار؛
یک خط از آن تاریخ را خوانده؟!

تا فخرمان فرهنگ دیروز است،
انکار هر یک درد تسکین است!
باید پذیرفت این حقیقت را
امروز ما فرهنگمان این است!

تا زخم را گردن نمی گیریم؛
این دردهای کهنه پابرجاست!
ما بیشتر دنبال توجیه ایم،
این فرق ما با مردم دنیاست!

جدا اگر ما فخر دنیاییم
از مردم دنیا چه باید گفت؟!
من می پذیرم سخت بدبینم!
تو جای من! از ما چه باید گفت؟!

@rahenow 🗿👈
@rahenow
پیرمرد: یک دانه گوجه فرنگی توی مملکتتون هفتصد تومن شده وزیر: خب پیرمرد: گوش میکنی یا نه؟ وزیر: خب پیرمرد: روزگار را هر روز بدتر میبینم این جهان را پر از خوف و خطر میبینم دختران را همه جنگ است با مادر پسران را همه بدخواه پدر میبینم وزیر: خب پیرمرد: خودتون…
🔻 گفتار دیگر: "دیگر روی ما حساب نکن!"

سلمان کدیور "دبیر سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی" در یادداشتی تلگرامی نوشت:

#پیرمرد لاغر با لباسی ژولیده و لهجه‌ای دهاتی که خاص #مستضعفین است، چشم‌ درچشم وزیر فربه پایتخت‌نشین، بی‌ترس و بی‌حساب آوردن مقام و منصب و کت و شلوار و ریش آنکارد شده‌اش، او را فارغ از #لابی‌های کثیف بهارستانی، #استیضاح می‌کند.

#شعر معترض و هجو او، در مقابل سال‌ها مدح و تایید رانتی که به نتیجه مدیریت ده‌ها ساله کشور اشاره می‌کند، زبانه می‌کشد که "همه آفاق پر از فتنه و شر می‌بینم .... پسران را همه بدخواه پدر می‌بینم"؛ اما نرسیده به بیت "پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن"؛ دست بر شانه کسی که انگار نماینده #حاکمیت است، می‌زند و می‌گوید: 👈"خودتان می‌دانید و مملکتتان"!

و این قید ملکی "تان" چه عصیانگر واژه‌ای است. یعنی مملکت برای شماست و ما پاپتی‌ها، دهاتی‌ها، و پشت‌کوهی‌ها در آن هیچ #سهمی نداریم.

و وقتی وزیر با جلال و جبروت را در کمال بی‌توجهی و کم‌محلی #ترک می‌کند، به مثابه این است که "دیگر روی ما حساب نکن" و این #سنگین‌ترین جمله‌ای است که هر حکومتی باید از آن بیمناک شود. جدا شدن #توده‌های مردم و مستضعف از او.

این صحنه کوتاه شاید #شورانگیزترین پرده‌ای بوده که در مقام اعتراض به وضع موجود در تمام عمرم دیده‌ام. رودررویی عینی به‌مثابه "جنگ فقر و غنا".

جنگ #سیلی‌خورده‌های تاریخ تلخ و حاکمان بی‌خیر و بی‌درد.

نبردی که اگر رسانه ملی و نفتی، فردا سراغ پیرمرد (مثل همان کاری که برای وزیر سرمایه‌دار بهداشت کرد) برود، بلکه بتواند با عصای طلایی ماله‌کشی و با به پا کردن نبرد دروغین اخلاق در برابر عدالت، صدای او را منحرف نماید، به این آسانی‌ها موفق نخواهد شد.
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈

هیچ به اطراف خودتان نگاه کرده اید
که چرا بزرگترین دشمنان مردم، دوستان خدا هستند!!!؟🤔

اصلا فکر کرده اید که عشق بی پایان خدا کجاست!؟🤔

عجب خدایی که انسان‌ها را به شرطی دوست دارد که به او اعتقاد داشته ‌باشند و آدمهایی را که به این عشق و دوستی اعتقاد ندارند!
با نگاه‌های غضبناک و تهدیدآمیز می‌نگرد! عجیب است! زیرا احساس قادر مطلق یک عشق قراردادی و مشروط است!

عشقی که حتی نتوانسته است بر احساس عزت و سربلندی و روحیه کینه توزی غلبه کند! بیایید یاد بگیریم که با صراحت بیندیشیم!🤔
چه کسی بیشترین سود را از «غیبت امامِ زمان» برده است!؟
«مردمِ چشم انتظار» یا «روحانیون خُمس بگیر»؟!

ضمن اینکه که اگرخداوند در همه جا هست!؟
پس چرا همواره کودکان بی‌گناه مورد تجاوز و شکنجه قرار می‌گیرند!
و همچنان تعداد زیادی از کودکان بر اثر فقر و گرسنگی و بیماری می‌میرند!!!

شیطان گفت: دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای کشیش😒
تو به میکائیل آفرین می گویی، در حالی که او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنکه من مایه ی راحتی و آسایش‌ات بوده و هستم.
مگر نه اینکه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه کسب و کار توست؟
اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهده ی تو خواهند نهاد؟

تو که پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی که تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مومنان، به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می کند؟
تو که عالمی دانا هستی چطور نمی دانی که با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی که من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر کنی؟

اینجاست که می‌فهمیم دین مثل تبلیغات تلویزیون است!🤔
تو به جهنم می‌روی، البته ما یه نفر رو می‌شناسیم که می‌تونه تو رو نجات بده (هر چند خودش رو نتونسته نجات بده)؛

تو یک مشکل‌ جدی داری، حالا وقتشه به ما پول بدی و راه حل رو بهت بفروشیم!!!
اذهان ضعیف نیازمند خدا هستند و اذهان قوی نیازمند فهم و تفکر بهتر🌹👍

و در #شعر (جدال عقل و عشق؛ بین خیام و مولانا) چه زیبا گفته: #یعقوب لیث صفار👇👇👇

در ضمیرِ باطنم آمد بخواب
گفتگویی بین عشق و عقلِ ناب
یک طرف پیری خردمندی حکیم
صورتش مِی گون ولی عقلش سلیم!

نام او خیام و در کف ساغری
چون گذشته محوِ ماه و مشتری
زاین طرف آشفته‌ای شوریده حال
فارغ از دنیا و درس و قیل و قال

عارفی افتاده اما پر غرور!
مردِ معنی مدعی در عشق و شور
نام وی دانی چه بودی، مولوی
خالقِ آن مثنویِ معنوی

روی سویِ پیر دانا کرد اوی
در شگفت افتاده من زین گفت و گوی
گفت تا کی ماتِ این گردونه ای؟
تا کی اندر شک و ظنّ و شبهه ای؟

عقلِ پرسشگر چه داند راه چیست
علت و پیدایش دنیا ز کیست؟
هرچه کاویدی چه آوردی بدست؟
عقل از این هشیاریت طرفی نبست!

نزد من آ تا که بنمایم نهان
تا به کِی در چند و چون اين جهان!
مست کن خود را نه این سِکْرِ مجاز
سر فرود آور نه سر سوی حجاز

عقلِ پا در بند را دیوانه کن!
بند بگشا خانه اش ویرانه کن
حال بنگر پیرِ دانایان چه گفت:
کیِ قرین گردند عقل و عشق جفت!

آری عقل بر حیرتم هردم فزود
بست درها بر من و دربی گشود
راه کشفِ این جهان آن یک در است
نه رهِ آن تازی پیغمبر است!!

نزد عارف نکتهء نغزی نبود
در گذر از شطح و طامات و شهود
راه این است و جز این راه نیست
صوفی و مومن به نزد من یکیست

عقل را قبله گه و معبود نیست
جز حقیقت هم ورا مقصود نیست
دانش و عقل است راه بخردان
مابقی وهم است، پندم را بخوان

گر خرد داری رهِ خیام گیر
ور نداری در غمِ ایام میر...

@rahenow 🗿👈
#شعر_بسیار_زیبا_و_تلخ👇

@rahenow 🗿👈

بوسیدن زن در ملأ عام حرام است
چسباندن لب بر لبه ی جام حرام است

چون محور شعرش می و معشوق زمینیست
تقلید از اندیشه ی خیام حرام است

چون باعث دل ضعفه و برخی تبعات است
تشبیهِ دو تا چشم به بادام حرام است

وقتی ضررِ جمع کثیریست در این کار
اجرا شدنِ مبحث برجام حرام است

هر جا که کلنگی به زمین میخورد،انگار
در طرح نوشتند که اتمام حرام است

هر چند که سودش سی و نه درصد و نیم است
اینقدر نگویید که این وام حرام است

تا سوریه محتاج کمک از طرف ماست
اکرام «در این برهه»به ایتام حرام است

بخشیدن مِلکی که عمومیست،به اشخاص
بر طبق قوانین«بجز اقوام»حرام است

توهین به کسانی که در این سفره سهیمند
چون صفدر و زنجانی و شهرام حرام است

دلخوش به همین خنده ی ناچیز نباشید
زیرا که همین نیز سرانجام حرام است

@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شعر
تکه نانی را بر سنگی نهادند
پرنده ای در آن جا ایستاد
و بر آن نوک کوبید

پیرزنی فرتوت بازگشت و به پرنده گفت:
آن را برای تو بجا نگذاشته ام

نان را به دست گرفت
و برای پرنده ریزش کرد

پرنده
به فقری که در چشم های او بود نگریست

دیگر چیزی نخورد

#یانیس_ریتسوس

@rahenow 🗿👈
#شعر

تو تفنگی داری
و من گرسنه‌ام،
تو تفنگی داری
زیرا که من گرسنه‌ام،
تو تفنگی داری
پس من گرسنه هستم.

تو می‌توانی تفنگی داشته‌باشی
تو می‌توانی در آن
هزاران گلوله
و حتی بیشتر داشته‌ باشی
تو می‌توانی
همه‌ی آن‌ها را
بر پیکر ناچیز من حرام کنی،
تو می‌توانی مرا
یک،دو،سه،دو هزار،هفت‌هزار بار بکشی

اما باز در پایان
این من خواهم بود که همواره
از تو
مسلح‌تر خواهم‌بود،
اگر که
تو یک تفنگ داشته‌باشی
و من فقط گرسنگی!

«اوتو رنه کاستیلو»
شاعر اهل گوواتمالا
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 بانو باران نیکراه
فرزندان این عزیزان چه ارادتی به روحانیت داشته باشند.

گر نباشد حیا و درک و شعور
آدمی طعنه می‌زند به ستور
جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی #گاو می‌شود به مرور!

شاعر: #مرتضی_جنتی


#دکلمه #شعر


@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 #شعر جدید جناب #عالی_پیام (#هالو)
تقدیم به پزشکان و پرستاران جان بر کفِ کشورمان که در خط اول جبهه مبارزه با #کرونا به هم میهنانِ خود خدمت میکنند👏

#دکلمه

@rahenow 🗿👈
#شعر

با تن تیرخورده و خون آلود
از این رودخانه بگذر
به آنسوی این دشت برو
بگذار خون تو
رود را رنگین کند
تا درختان و گل سرخان
سیراب
از خون تو شوند.

آنروز
به خون خواهی تو
دشت رنگین خواهد شد
درخت فریاد می‌کشد
وچشمه‌ها
از خون تو می‌جوشند

آنسوی دشت
با جانی خسته از زخمها
ما را فرا بخوان،

ما نیز
با تنی زخمی
رود را رنگین خواهیم کرد
بی‌آنکه در این دشت
اهریمنی مانده باشد

#موسی_افتخاری

@rahenow 🗿👈
#شعر_طنز
خنده، ماسک، کرونا...

علی برکت الله گویان بخند
ولی ماسک را خوب و محکم بزن

به ریش و لباست مرتب برس
دم از پاکسازیّ ِ عالم بزن

نکن هیچ کار مفید و مهم
فقط از تلاش و وفا دم بزن

بزن لاف و قول صداقت بده
نمک روی زخم وفا هم بزن

کرونا خزان کرده گلزار را
تو هم روی گلزارها سم بزن

برو در پی نام و پست و مقام
و آتش به بنیان آدم بزن

بهشت است کاخ لواسان تو
اگر شد سری در جهنم بزن

جهنم چرا ساختی در وطن
وطن دوستان را مصمم بزن

تمنای بخشش به قاضی ببر
مرتب دم از می توانم بزن

بگو من بلد نیستم ، نیستم
سخن های مستور و مبهم بزن

کسی بر کسی نیست ای خوشخرام
ربیع و جمادی ، محرّم بزن

بخند از کرونا و امثالهم
زمین لرزه ها در قم و بم بزن

با ما چه که هر بار گفتی دروغ
تو سیلی به میرزا قشمشم* بزن

دلت خوش از اینکه همه خوشدلند
به بام دل خویش پرچم بزن

به تکرار،خندان بمان روز وشب
مُکلّا بگیر و مُعمّم بزن

#جعفرزارع_خوشدل

*میرزا قشمشم؛ کسی که خود را لوس می کند و بیشتر از آنچه که هست جلوه می کند، منشی بی مایه و پُر ادعا

@rahenow 🗿👈
“وطن”

درختان با چشمانی سبز
کبوتران با کفن‌هایی سفید
و تو با گونه‌هایی سرخ!

وطنم!

تابوت خورشید
اینگونه از شانه‌های آسمان
بالا می‌افتد!

بکتاش آبتین

سوال اساسی این است که اصولاً چرا باید یک نویسنده زندانی شود؟ چرا نباید حق آزادی بیان در این کشور به رسمیت شمرده شود؟
برای جلوگیری از تکرار فاجعه کشته‌شدن زندانیانی همچون بکتاش آبتین، یک کمپین منسجم و متحد از همه گروه‌های اجتماعی به خصوص وکلا و حقوق‌دان‌ها، دانشجویان، معلمان، نویسندگان، کارگران و... باید شکل بگیرد که خواستار رعایت آزادی بیان شوند و «مرگ» زندانیان همچون قتل‌های زنجیره‌ای و در تداوم آن یک «جنایت» تلقی گردد

#بکتاش_آبتین #بکتاش #نویسنده #جنایت #زندانی #شعر #شاعر #زندانی_سیاسی #آزادی #سینما #وطن #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_حقوقی_توانا

طرح از محمد یاوری

@rahenow 🗿👈
#شعر_طنز
چون قلم بر کاغذ آوردم سلام آمد وسط
در ادامه اینچنین شرح کلام آمد وسط:

آن اوایل با خدا خیلی رفاقت داشتیم
سیب یا گندم نمی دانم کدام آمد وسط

منبری ها هر چه می گفتند تأثیری نداشت
تا که حرف از حوری و غِلمان و جام آمد وسط

ملّت ما آنچنان اهل عزاداری نبود
محشر کبری شد از وقتی طعام آمد وسط

دوزخ از شطرنج بازان شد تهی، آن لحظه که
یک مَلَک با حکم آیات عظام آمد وسط

ابن ملجم آنچنان عزمی بر آن ضربت نداشت
لامروّت خوشگلی مثل قطام آمد وسط

اطّلاعات دقیقی ملّت از شاهش نداشت
تا که او را خوب بشناسند امام آمد وسط

تا که مأمور شریف برق قبض آورد و رفت
صحبت از داروغه ی ناتینگهام آمد وسط

موشکی زد سمتِ دشمن گزمه ی اندیشمند
سقف، جر خورد و کولر از پشت بام آمد وسط

یک عروسی رفته ام اصلاً نمی رقصد کسی؛
نه، هم اینک یک طرفدار نظام آمد وسط

#حسین_گلچین
@rahenow 🔗👈