بیار ساقی دریاے مشرق و مغرب
ڪه دیر مست شود هر ڪه میخورد به دوام
من آن نیم ڪه حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام
#سعدی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
ڪه دیر مست شود هر ڪه میخورد به دوام
من آن نیم ڪه حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام
#سعدی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
#سکوت
@rahenow🗿👈
جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین می کرد و به خیال خود می خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.
حکیمی او را گفت: ای احمق ! بیهوده کوشش نکن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون کن، زیرا الاغ از تو سخن نمی آموزد، ولی تو می توانی خاموشی را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزی.
حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی
در این سودا بترس از لولائم
نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشی بیاموز از بهائم
هر که تامل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب
یا سخن آرایی چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش
گلستان #سعدی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
جاهلی خواست که الاغی را سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین می کرد و به خیال خود می خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.
حکیمی او را گفت: ای احمق ! بیهوده کوشش نکن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون کن، زیرا الاغ از تو سخن نمی آموزد، ولی تو می توانی خاموشی را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزی.
حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی
در این سودا بترس از لولائم
نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشی بیاموز از بهائم
هر که تامل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب
یا سخن آرایی چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش
گلستان #سعدی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#شعر
@rahenow🗿👈
اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است
تـربیت ، نــا اهــل را چون گردکان بــر گـنبد است
مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است
دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
گر که بینی ناکسان بالا نشینند عیـب نیست
روی دریا خیس نشیند قعر دریا گوهر است
کـره خر از خریت پــیش پــیش مادر است
کره اسـب از نجابت در خفای مادر است
شه اگر مسکین شود چون مرغ بی بال و پر است
جملگی دیوانه خوانندش اگر اسکندر است
آهن و فولاد هردو از یک کوره مـی آیند برون
یکی شمشیر بران می شود آن یکی نعل خر است
شـصت و شاهد هردو دعوای شاهی کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچـه او بالاتر است
ای رفیق عیب خودم کم بگو
هرکه عیب خویش گــوید از همه بالاتر است
من لباس فقر میپوشم چون بی دردسر است
آستین هرچه کوته باشد لیکن خیسش کمتر است
#سعدی ✍
@rahenow🗿👈
اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است
تـربیت ، نــا اهــل را چون گردکان بــر گـنبد است
مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است
دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
گر که بینی ناکسان بالا نشینند عیـب نیست
روی دریا خیس نشیند قعر دریا گوهر است
کـره خر از خریت پــیش پــیش مادر است
کره اسـب از نجابت در خفای مادر است
شه اگر مسکین شود چون مرغ بی بال و پر است
جملگی دیوانه خوانندش اگر اسکندر است
آهن و فولاد هردو از یک کوره مـی آیند برون
یکی شمشیر بران می شود آن یکی نعل خر است
شـصت و شاهد هردو دعوای شاهی کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچـه او بالاتر است
ای رفیق عیب خودم کم بگو
هرکه عیب خویش گــوید از همه بالاتر است
من لباس فقر میپوشم چون بی دردسر است
آستین هرچه کوته باشد لیکن خیسش کمتر است
#سعدی ✍
#حکایت
گویند: عابدى یک شب ده من غذا خورد و تا سحر یک ختم قرآن در نماز قرائت نمود.
صاحبدلى این حکایت را شنید و گفت : اگر آن عابد نصف نانى مى خورد و مى خوابید، مقامش در نزد خدا برتر بود. زیرا کیفیت قرائت مهم است نه کمیت آن...
@rahenow🗿👈
اندرون از طعام خالى دار
تا در او نور معرفت بینى
تهى از حکمتى به علت آن
که پرى از طعام تا بینى
▫️ گلستان #سعدی
@rahenow 🗿👈
گویند: عابدى یک شب ده من غذا خورد و تا سحر یک ختم قرآن در نماز قرائت نمود.
صاحبدلى این حکایت را شنید و گفت : اگر آن عابد نصف نانى مى خورد و مى خوابید، مقامش در نزد خدا برتر بود. زیرا کیفیت قرائت مهم است نه کمیت آن...
@rahenow🗿👈
اندرون از طعام خالى دار
تا در او نور معرفت بینى
تهى از حکمتى به علت آن
که پرى از طعام تا بینى
▫️ گلستان #سعدی
@rahenow 🗿👈
#سعدی میفرماید :
ندانم کجا دیده ام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر ، به دیدن چو حـور
چو خورشید از چهره میتافت نور
فرا رفت و گفت ای عجب این تویی ؟
فرشته نباشـد بـدیـن نیکویی !!
تو کاین روی داری به حُسن ِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سمر ؟
شنید این سخن بخت برگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو :
که ای نیکبخت آن نه شکل من است
ولیکن قلم در کف دشمن است
@rahenow 🗿👈
ندانم کجا دیده ام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر ، به دیدن چو حـور
چو خورشید از چهره میتافت نور
فرا رفت و گفت ای عجب این تویی ؟
فرشته نباشـد بـدیـن نیکویی !!
تو کاین روی داری به حُسن ِ قمر
چرا در جهانی به زشتی سمر ؟
شنید این سخن بخت برگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو :
که ای نیکبخت آن نه شکل من است
ولیکن قلم در کف دشمن است
@rahenow 🗿👈
یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت و ثنایی برو بگفت.
فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند.
مسکین برهنه به سرما همیرفت، سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند #سگ_را_گشادهاند و #سنگ_را_بسته.
#سعدی
حکایت پیام رسان های داخلی و تلگرام؛ پیام رسان های داخلی گشاده اند و تلگرام را بسته!🗡🗡🗡
@rahenow 🗿👈
فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند.
مسکین برهنه به سرما همیرفت، سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند، در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت این چه حرامزاده مردمانند #سگ_را_گشادهاند و #سنگ_را_بسته.
#سعدی
حکایت پیام رسان های داخلی و تلگرام؛ پیام رسان های داخلی گشاده اند و تلگرام را بسته!🗡🗡🗡
@rahenow 🗿👈
#حکایات_گلستان
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادتها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به
#سعدی
@rahenow 🗿👈
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادتها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
ظالمی را خفته دیدم نیم روز
گفتم این فتنه است خوابش برده به
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن چنان بد زندگانی مرده به
#سعدی
@rahenow 🗿👈
4_5972178709719813761.mp4
5 MB