@rahebow🗿👈
قورباغههایی که میخواستند شاه داشته باشند.
این حکایت به زمانی باز میگردد که قورباغهها شاهی نداشتند و از این بابت ناراحت بودند. آنها نمایندهای به خدمتِ ژوپیتر، خدای خدایان، فرستادند تا او شاهی برایشان تعیین کند. ژوپیتر از اینکه قورباغهها کسی را میخواهند که بر آنها حکومت کند، دلخور شد و تکه کندهای در دریاچهٔ قورباغهها انداخت و گفت: «این هم شاهتان!» قورباغهها ابتدا از آن کندهٔ درخت ترسیدند و زیر آب رفتند. کمی که ترسشان ریخت، روی آب آمدند و دیدند که انگار آن کندهٔ درخت کاری به آنها ندارد. آهسته جلوتر آمدند و بالاخره سوار کنده شدند، ولی دیدند باز هم آن شاه کاری به آنها ندارد. ناراحت شدند و احساس کردند که با وجودِ آن شاهِ آرام و بی خیال، غرورشان جریحه دار شده است. دوباره نمایندهای به سراغ ژوپیتر فرستادند و گفتند که این شاه نه حرفی می زند، نه کاری به آنها دارد و به درد نمیخورد. ژوپیتر دلسردتر از بارِ اول، لک لکی را به پادشاهیِ آن دریاچه برگزید. از آن پس لک لک دور دریاچه راه میرفت و دائماً سر قورباغهها جیغ میکشید و حرف میزد و تا جایی که شکمش اجازه میداد، از آنها میخورد و وظیفهاش را به نحو احسن انجام میداد.
حکایتهای ازوپ
#همایون_پاشا_صفوی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
قورباغههایی که میخواستند شاه داشته باشند.
این حکایت به زمانی باز میگردد که قورباغهها شاهی نداشتند و از این بابت ناراحت بودند. آنها نمایندهای به خدمتِ ژوپیتر، خدای خدایان، فرستادند تا او شاهی برایشان تعیین کند. ژوپیتر از اینکه قورباغهها کسی را میخواهند که بر آنها حکومت کند، دلخور شد و تکه کندهای در دریاچهٔ قورباغهها انداخت و گفت: «این هم شاهتان!» قورباغهها ابتدا از آن کندهٔ درخت ترسیدند و زیر آب رفتند. کمی که ترسشان ریخت، روی آب آمدند و دیدند که انگار آن کندهٔ درخت کاری به آنها ندارد. آهسته جلوتر آمدند و بالاخره سوار کنده شدند، ولی دیدند باز هم آن شاه کاری به آنها ندارد. ناراحت شدند و احساس کردند که با وجودِ آن شاهِ آرام و بی خیال، غرورشان جریحه دار شده است. دوباره نمایندهای به سراغ ژوپیتر فرستادند و گفتند که این شاه نه حرفی می زند، نه کاری به آنها دارد و به درد نمیخورد. ژوپیتر دلسردتر از بارِ اول، لک لکی را به پادشاهیِ آن دریاچه برگزید. از آن پس لک لک دور دریاچه راه میرفت و دائماً سر قورباغهها جیغ میکشید و حرف میزد و تا جایی که شکمش اجازه میداد، از آنها میخورد و وظیفهاش را به نحو احسن انجام میداد.
حکایتهای ازوپ
#همایون_پاشا_صفوی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از گلوی من دستاتو بردار!
🔺آهای خبردار!
مستی یا هشیار؟
خوابی یا بیدار؟
ترانه ای با صدای #همایون_شجریان
#ابان98
@rahenow 🗿👈
🔺آهای خبردار!
مستی یا هشیار؟
خوابی یا بیدار؟
ترانه ای با صدای #همایون_شجریان
#ابان98
@rahenow 🗿👈
اصلا فکر نکنید اعتراضات #همایون_غنیزاده و #حامد_بهداد کار راحتی بوده است، نه؛ اینها از انواع جهات تحت فشار هستند و مردم ایران هیچگاه هنرمندان خصوصا این دو عزیز را که در این روزهای سخت کنار مردم ایستادند را فراموش نخواهد کرد
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
ابلهی میزد خری را توی راه
زیرکی گفتش «مزن، دارد گناه»
گفت در پاسخ «مگر ای باوقار
نسبتی باشد تو را با این حمار؟!»
گفت «نه، میترسم ای نور دو عین
گردی از اینکار عاقِ والدین» 😜
#همایون_علیدوستی
@rahenow 🗿👈
زیرکی گفتش «مزن، دارد گناه»
گفت در پاسخ «مگر ای باوقار
نسبتی باشد تو را با این حمار؟!»
گفت «نه، میترسم ای نور دو عین
گردی از اینکار عاقِ والدین» 😜
#همایون_علیدوستی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچه کویت دورتر،
دل، تنگتر،
مشتاقتر...
شعر #مولانا و #پوریا_سوری
صدای #احمد_شاملو و #همایون_شجریان
@rahenow 🗿👈
دل، تنگتر،
مشتاقتر...
شعر #مولانا و #پوریا_سوری
صدای #احمد_شاملو و #همایون_شجریان
@rahenow 🗿👈
#همایون_شجریان ، فرزند #محمد_رضا_شجریان ، در پستی اینستاگرامی ، درگذشت پدرش را تایید کرد | خاک پای مردم ایران ، به دیدار معشوق پرواز کرد ...
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼تصنیف #افشاری
اجرایی مشترک و دلنشین
با صدای زنده نام، استاد
#محمدرضا_شجریان
و #همایون_شجریان ...
@rahenow 🗿👈
اجرایی مشترک و دلنشین
با صدای زنده نام، استاد
#محمدرضا_شجریان
و #همایون_شجریان ...
@rahenow 🗿👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#موسیقی 🎼
بی تو بسر نمی شود ، همایون شجریان 2012
نامزد جایزه گرمی
۳۱ اردیبهشت زادروز #همایون_شجریان
@rahenow 🗿👈
بی تو بسر نمی شود ، همایون شجریان 2012
نامزد جایزه گرمی
۳۱ اردیبهشت زادروز #همایون_شجریان
@rahenow 🗿👈