@rahenow
551 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
◻️ پرچمِ امریکای لامُروّت را که در مجلس آتش می‌زدند، یک لبخندی از آن بالا بر لبان آقای لاریجانی بود که برای من خیلی جذاب و معنادار بود. از قضا زیرِ همان عکس یک رِندی نوشته بود: به جای پرچم یک ملت، گرین کارتِ بچه‌ها و فامیل‌هایتان را آتش بزنید.
صدالبته شخصا هیچ سرِ سازگاری با امریکا ندارم. خوشمان بیاید یا نیاید امریکا مهم‌ترین مظهر دولت‌های #پسااستعمار در دنیا است. همین تاریخِ خودمان را ببینید؛ اگر امریکا مُصدق را با قلدریِ یک استعمارگر سرنگون نمی‌کرد، دموکراسی و اقتصادِ شکوفایِ ناوابسته به نفت لااقل پنجاه سال زودتر در این مملکت شکل می‌گرفت. اما کلا منِ روانشناس را چه به سیاست. برای من آن لبخند یادآور خاطری‌ای از کودکی‌ام بود.


🔰 در کتابخانه ی کوچک پدر من یک دفتر چهل برگ قدیمی بود که هیچ‌کس حق استفاده از آن را نداشت. حتی وقتی هم که دفتر نداشتیم مشق بنویسیم هیچ‌کس جرات نداشت به آن دفترِ سفید خوشگل نزدیک شود. این دفتر برای پدرم عزیز و گرانبها بود و حتی در غیبت‌های چندماهه‌اش به خاطر حضور در جبهه، حضورِ روانی پدر مانع از نزدیک شدن ما به آن دفتر میشد. روی دفتر عکسی از صدام بود که زیر آن هم جمله‌ای عربی در مدح صدام نوشته بود. ظاهرا پدرم آن را در یک عملیات شناسایی در دلِ عراق از یک مغازه خریده بود. بله؛ خریده بود. رزمنده‌ها حتی عادت به دزدی از دشمن هم نداشتند؛ چه برسد از بیت‌المال. و پدرِ من هنوز هم یک رزمنده است. تنها رزمنده‌ای که پیرامونم می‌شناسم. هنوز هم قول و فعلش یکی است.

🔰 بعدها که فروید خواندم، تازه متوجه شدم که چرا پدر از سویی خالصانه و جان برکف با صدام می‌جنگید و از سویی دفتری که نشان از او داشت را چنین محترم می‌شمرد. فهمیدم که این تعارض در ذات ما انسانهاست. ذات ما انسان‌ها پر از تعارض‌هایی است که با هم موجودند و در جنگ؛ و اصولا کنش‌ها و حالاتِ ما محصولِ شیوه‌ی مدیریت این تعارض‌هاست. این ضدها با هم وجود دارند؛ با هم ترکیب می‌شوند؛ و این ترکیبِ جدید ضدِ تازه‌ای به‌وجود می‌آورد و یک جنگِ دایمی. به قول مولانا: رگ رگ است این آب شیرین آب شور/ در خلائق می‌رود تا نفخ صور. مگر آنکه یک عارفِ واصلی چون ابن‌عربی یا گاندی پیدا شود که به صلحِ کاملِ درون برسد و بگوید: لقد صارَ قلبي قابلاً كلَ صُورةٍ...

فهمیدم آدمی منبعی از تعارضهاست. اصلا اگر تعارض نباشد، آدمی هم نیست. به تعبیر فروید عشق و نفرت با هم وجود دارد، و موضوعشان یکی است.

مثلا همین انسان که در ذات خودش یک موجودِ لذت‌گرایِ خودمحور است که می‌خواهد بدون هیچ کنترلی تمایلاتش را پیش براند، طبعا باید از هر محدودیتی و از هر محدودکننده‌ای متنفر باشد، اما او در عینِ تنفر از آنها عاشقشان هم هست. اگرچه هر نوع محدودیتی در قالبِ قانون و اخلاق و فرهنگ و عرف و نظم و حکومت و ...، نوعی #سرکوب تمایلات در آن وجود دارد، اما همین موجود وقتی با این واقعیت مواجهه می‌شود می‌فهمد که اگر قرار است هرکسی طبق میلش رفتار کند نه عالمی می ماند و نه آدمی. لذا در عین تنفر و خشم و ترس از محدودیتهایی که در قالب قانون و اخلاق و شریعت و عرف و فرهنگ و محدودکننده‌هایی مثل پدر و معلم و پلیس و حکومت دارد، اما درعین‌حال عاشق آنها هم هست؛ چرا که می‌داند اگر این محدودیتها و سرکوب تمایلات که در قالب قانون و اخلاق و حکومت و دین وجود نداشت نه جامعه و تمدن به وجود می آمد و نه باقی می‌ماند.

تعارضات با هم وجود دارد: عشق و نفرت، نظم و سرکوب، ظالم و مظلوم، قهرمان و بدبخت، و حتی دو دشمن. حتی دشمن‌ها هم به همدیگر نیاز دارند. هویت ما و امریکا در خاورمیانه با یکدیگر گره خورده است. ما هر دو به این دشمنی نیازمندیم. اگر این دشمنی نباشد انگار روانِ ما از هم می‌پاشد. لذا در عینِ دشمنی، به همدیگر هم نیازمندیم.ما به آمریکا محتاج و او به ما محتاج تر

🔰 خلاصه آنکه، مملکتِ ما مملکت تعارض‌هاست. مثلاً بیشترین شعار علیه امریکا داده می‌شود و بیشترین توجه و شوق به سبک زندگی امریکایی وجود دارد. مردمانش بیشترین فیس و افاده‌ی مدرنیته را دارند، و طب سنتی و جن‌گیری و طبِ سوزنی‌هایش جایِ سوزن انداختن نیست. بیشتر از هر ملتِ دیگری از خدا و زندگیِ پس از مرگ سخن می گوییم و طوری زندگی می‌کنیم که انگار این چیزها وجود ندارد. در رثای اولیای دین بیشترین آه و ناله را داریم و زندگی‌هایمان کمترین شباهت را به آنها دارد. شعارِ بنی‌آدم اعضای یکدیگرندِ ما در سازمان ملل حک می‌شود و افتخار می‌کنیم، و در عین‌حال تا کمی اوضاع جابجا شود (مثلا گرانی یا نوسان دلار و مسکن) پدرِ هم را درمی‌آوریم. و ده‌ها و صدها تعارضِ پیدا و ناپیدای دیگر.

🔰 نمی‌خواهم در مورد خودمان منفی‌بافی کنم. اصولاً من به #ایران و آینده‌اش خوشبینم. گرچه، این دورانِ گذارِ ما طولانی شده است؛‌ اما افق را روشن می‌بینم. خواستم فقط تعارض‌های الانمان را روایت کرده باشم.
#دکتر محسن زندی
@rahenow 🗿👈