✍🗡z
🔞🔞🔞
« در آداب خَریَّت»
از دفتر هفتم #مثنوی_معنوی
(هَزل ما جِدّ است آن را جِد شنو
با سپاس 🙏 امضاء : #مولانا ، #زورو )
@rahenow 🗿👈
وَه! چه خوش فرمود مولانایِ جان
چون که بالارفت یک تهاستکان! :
نردبان این جهان ماءِ مَنیست!!! 🙈
_ البته افتادنش هم دیدنیست _
مثل باباهایشان #ژنهای_خوب
در فلانِ مملکت کردند چوب!
میدهند این چوب را هر دَم تکان
تا شود وا جای فرزندانشان!
خوب میدانید اینها کیستند...
بیپدرها وِلکُنِ ما نیستند
آری اینانی که در پَستی تَکَاند
تا قیامت خون ما را میمَکند
بس که بعضیمان خَریم و سادهایم
مَنتر یکمُشت #نکبتزادهایم
تا که پالان است روی پشتمان
هست پابَرجایْتر این نردبان
از خَریّت نیست چون ما را گزیر،
کاشکی بودیم کمتر سربهزیر؛
پس بِکَن میخ و بکُن سویی فرار
تا که گردد تلخ، کام خرسوار
یا مُجهز شو تو با گاز و لگد
تا بیفتد خرسوارِ نابلد
سر بجنبان، گوشها را کن تو تیز
دُم بچرخان... شد زمان عَرّوتیز
(گاه باید داد آوایی ز پُشت!
خرسواران را ز بانگ و بوش! کُشت
یعنی اینکه: تو به هر شکلی، عزیز!
بهرهگیر از هر سلاح خود تمیز! )
عَرّوعَر کن! دائماً جُفتک پَران
تا بلرزد پایههای نردبان
عاقبت این نردبان افتادنیست
این فقط یک خصلت جُفتکزنیست!
بارها من دیدهام خرهای هار
شانه خالی کردهاند از زیر بار!
تا نگردی زیر پالان آش و لاش
گر که هستی خر، خری اینگونه باش!!!
در نیابد حال خر را هیچ گاب
خاصِّه #ژنخوبان بعد از انقلاب...
#عباسعلی_ذوالفقاری
#زورو
#خرنامه
@rahenow 🗿👈
🔞🔞🔞
« در آداب خَریَّت»
از دفتر هفتم #مثنوی_معنوی
(هَزل ما جِدّ است آن را جِد شنو
با سپاس 🙏 امضاء : #مولانا ، #زورو )
@rahenow 🗿👈
وَه! چه خوش فرمود مولانایِ جان
چون که بالارفت یک تهاستکان! :
نردبان این جهان ماءِ مَنیست!!! 🙈
_ البته افتادنش هم دیدنیست _
مثل باباهایشان #ژنهای_خوب
در فلانِ مملکت کردند چوب!
میدهند این چوب را هر دَم تکان
تا شود وا جای فرزندانشان!
خوب میدانید اینها کیستند...
بیپدرها وِلکُنِ ما نیستند
آری اینانی که در پَستی تَکَاند
تا قیامت خون ما را میمَکند
بس که بعضیمان خَریم و سادهایم
مَنتر یکمُشت #نکبتزادهایم
تا که پالان است روی پشتمان
هست پابَرجایْتر این نردبان
از خَریّت نیست چون ما را گزیر،
کاشکی بودیم کمتر سربهزیر؛
پس بِکَن میخ و بکُن سویی فرار
تا که گردد تلخ، کام خرسوار
یا مُجهز شو تو با گاز و لگد
تا بیفتد خرسوارِ نابلد
سر بجنبان، گوشها را کن تو تیز
دُم بچرخان... شد زمان عَرّوتیز
(گاه باید داد آوایی ز پُشت!
خرسواران را ز بانگ و بوش! کُشت
یعنی اینکه: تو به هر شکلی، عزیز!
بهرهگیر از هر سلاح خود تمیز! )
عَرّوعَر کن! دائماً جُفتک پَران
تا بلرزد پایههای نردبان
عاقبت این نردبان افتادنیست
این فقط یک خصلت جُفتکزنیست!
بارها من دیدهام خرهای هار
شانه خالی کردهاند از زیر بار!
تا نگردی زیر پالان آش و لاش
گر که هستی خر، خری اینگونه باش!!!
در نیابد حال خر را هیچ گاب
خاصِّه #ژنخوبان بعد از انقلاب...
#عباسعلی_ذوالفقاری
#زورو
#خرنامه
@rahenow 🗿👈