هی بخند و غصه را شرمنده کن
لحظه را از خنده ها آکنده کن
خنده کن خنده بهتر از طلاست
خنده برهردرد بی درمان دواست
♦️@seemorghbook
لحظه را از خنده ها آکنده کن
خنده کن خنده بهتر از طلاست
خنده برهردرد بی درمان دواست
♦️@seemorghbook
👍7❤1
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺍﮔﻪ ﺑِﺮﯾﺰﻩ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧِﻤﯿﺸﻪ جَمعش ﮐﺮﺩ،
ﻣﺜﻞِ... "آبرو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑُﺨﻮﺭﯼ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ چیزی ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑِﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ، مثلِ... "مال بچه یتیم"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗَﺪﺭﺷﻮ ﻧِﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،
مثلِ...."پدر و مادر"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺧَﺮﯾﺪ، ﻣﺜﻞِ..."ﻣُﺤﺒﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗَﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ،
ﻣﺜﻞِ..."ﺁﺩﻣﺎﯼِ ﭼﺎپلوﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﮔِﺮﻭﻧﻪ، ﻣﺜﻞِ...."تاوان"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ تَلخه، ﻣﺜﻞِ...."ﺣَﻘﯿﻘﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺳَﺨﺘﻪ، مثلِ...."ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺯِﺷﺘﻪ، ﻣﺜﻞ..ِ.."ﺧﯿﺎﻧﺖ"
♦️@seemorghbook
ﺍﮔﻪ ﺑِﺮﯾﺰﻩ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧِﻤﯿﺸﻪ جَمعش ﮐﺮﺩ،
ﻣﺜﻞِ... "آبرو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑُﺨﻮﺭﯼ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ چیزی ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑِﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ، مثلِ... "مال بچه یتیم"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗَﺪﺭﺷﻮ ﻧِﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،
مثلِ...."پدر و مادر"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺧَﺮﯾﺪ، ﻣﺜﻞِ..."ﻣُﺤﺒﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗَﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ،
ﻣﺜﻞِ..."ﺁﺩﻣﺎﯼِ ﭼﺎپلوﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻏﮕو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﮔِﺮﻭﻧﻪ، ﻣﺜﻞِ...."تاوان"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ تَلخه، ﻣﺜﻞِ...."ﺣَﻘﯿﻘﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺳَﺨﺘﻪ، مثلِ...."ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺯِﺷﺘﻪ، ﻣﺜﻞ..ِ.."ﺧﯿﺎﻧﺖ"
♦️@seemorghbook
👍14😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جایی خوندم نوشته بود : «ترجیح میدهم به ذوقِ خویش دیوانه باشم تا به میلِ دیگران عاقل» ...
زندگی یعنی همین ! ...
عشق از سر دیوانگی ...
و دیوانگی از سر عشق
♦️@seemorghbook
زندگی یعنی همین ! ...
عشق از سر دیوانگی ...
و دیوانگی از سر عشق
♦️@seemorghbook
👍11👏2
یکی از نشانه های عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند بدون اینکه شایستگیاش را داشته باشی. اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری، محترم هستی، برایم هدیه میخری و ظرف ها را هم خوب میشویی، مرا ناامید کرده. چنین عشقی بیشتر عملی خودپسندانه به نظر می رسد. چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانهی توام، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی. حتی اگر دروغگو و خودبین باشی...
#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍17
☕قطعهای از کتاب
«عشق» در لحظه پدید می آید، «دوست داشتن»، در امتداد زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق، معیارها را در هم می ریزد؛
دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا میشود.
عشق، ناگهان و ناخواسته شعله میکشد؛
دوست داشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.
عشق، قانون نمی شناسد؛
دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه یی از قوانین عاطفی است.
میان عشق و دوست داشتن، هیچ نقطه ی مشترکی نیست.
از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق به دوست داشتن. اما به هر حال این حرکت، از خود به خود نیست، از نوعی به نوعی است، از خمیره یی به خمیره یی …
و فاصله یی است ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این فاصله، یا باید پرید، یا باید فرو چکید …
📕#آتش_بدون_دود
✍#نادر_ابراهيمی
♦️@seemorghbook
«عشق» در لحظه پدید می آید، «دوست داشتن»، در امتداد زمان.
این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
عشق، معیارها را در هم می ریزد؛
دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا میشود.
عشق، ناگهان و ناخواسته شعله میکشد؛
دوست داشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.
عشق، قانون نمی شناسد؛
دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه یی از قوانین عاطفی است.
میان عشق و دوست داشتن، هیچ نقطه ی مشترکی نیست.
از دوست داشتن به عشق می توان رسید، و از عشق به دوست داشتن. اما به هر حال این حرکت، از خود به خود نیست، از نوعی به نوعی است، از خمیره یی به خمیره یی …
و فاصله یی است ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این فاصله، یا باید پرید، یا باید فرو چکید …
📕#آتش_بدون_دود
✍#نادر_ابراهيمی
♦️@seemorghbook
👍10
فردوسی بزرگ سی سال زحمت کشید،
تا زبان پارسی را زنده نگهدارد
اما مردمان امروز
در آرمگاه او فاتحه عربـی میخوانند...
#احمد_کسروی
♦️@seemorghbook
تا زبان پارسی را زنده نگهدارد
اما مردمان امروز
در آرمگاه او فاتحه عربـی میخوانند...
#احمد_کسروی
♦️@seemorghbook
😢36👍23👎4❤1
📕#سایه_روشن
✍#صادق_هدایت
سایه روشن نام مجموعه داستان کوتاهی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۲ برای اولین بار به چاپ رسیده است. این مجموعه داستان شامل هفت داستان کوتاه به نام های س.گ.ل.ل ، زنی که مردش را گم کرد ، عروسک پشت پرده ، آفرینگان ، شب های ورامین ، آخرین لبخند و پدران آدم میباشد .
سایه روشن پس از زنده بگور و سه قطره خون سومین مجموعه داستان هدایت است که احتمالا می بایست در راستای زبانی و فضاسازی دو مجموعه پیشین باشد اما چنین نیست. داستان های این مجموعه متنوع است و از مایه های فلسفی و عمیق که تجربیات تازه ای در داستان نویسی ایران است تا دلمشغولی های همیشگی هدایت ادامه می یابد. ماحصل اندیشه هدایت در این مجموعه که البته در سراسر زندگیش نیز ادامه یافت پوچ بودن هستی، غنیمت شمردن دم و علم به این موضوع است که تمام تلاشهای بشر هیچ حاصلی ندارد پس می بایست همه این تلاشها در راستایی باشد که برای بشر لذت بخش و راضی کننده تلقی شود.
♦️@seemorghbook
✍#صادق_هدایت
سایه روشن نام مجموعه داستان کوتاهی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۲ برای اولین بار به چاپ رسیده است. این مجموعه داستان شامل هفت داستان کوتاه به نام های س.گ.ل.ل ، زنی که مردش را گم کرد ، عروسک پشت پرده ، آفرینگان ، شب های ورامین ، آخرین لبخند و پدران آدم میباشد .
سایه روشن پس از زنده بگور و سه قطره خون سومین مجموعه داستان هدایت است که احتمالا می بایست در راستای زبانی و فضاسازی دو مجموعه پیشین باشد اما چنین نیست. داستان های این مجموعه متنوع است و از مایه های فلسفی و عمیق که تجربیات تازه ای در داستان نویسی ایران است تا دلمشغولی های همیشگی هدایت ادامه می یابد. ماحصل اندیشه هدایت در این مجموعه که البته در سراسر زندگیش نیز ادامه یافت پوچ بودن هستی، غنیمت شمردن دم و علم به این موضوع است که تمام تلاشهای بشر هیچ حاصلی ندارد پس می بایست همه این تلاشها در راستایی باشد که برای بشر لذت بخش و راضی کننده تلقی شود.
♦️@seemorghbook
👍20👏2
ﭘﺪﺭﻡ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:
" ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺴﯿﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ!
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ:
" ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻫﺎ
ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺮﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯾﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ! ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،
ﭼﻮﻥ ﺫﻫﻨﯿﺘﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﻀﺎﺩ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩ!
ﭼﻮﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ: ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ « ﻋﺎﺷﻖ » ، ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ « ﻻﯾﻖ » ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ .
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ، ﺍﯾﻦ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ، ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ!
ﻣﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻡ ؛ ﺗﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ:
ﺑﺪﻭﻥ " ﻋﺸﻖ " ؛ ﻧﻪ ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺘﻢ .
ﻭ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻡ .
#ﻓﺮﻭﻍ_ﻓﺮخزﺍﺩ
♦️@seemorghbook
" ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺴﯿﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ!
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ:
" ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻫﺎ
ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺮﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯾﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. "
ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ! ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،
ﭼﻮﻥ ﺫﻫﻨﯿﺘﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﻀﺎﺩ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩ!
ﭼﻮﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ: ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ « ﻋﺎﺷﻖ » ، ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ « ﻻﯾﻖ » ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ .
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ، ﺍﯾﻦ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ، ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ!
ﻣﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻡ ؛ ﺗﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ:
ﺑﺪﻭﻥ " ﻋﺸﻖ " ؛ ﻧﻪ ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺘﻢ .
ﻭ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻡ .
#ﻓﺮﻭﻍ_ﻓﺮخزﺍﺩ
♦️@seemorghbook
👍36❤14👏5
وقتی از کسی می رنجی
از خودت بپرس :
این کیست که می رنجد؟
آنگاه سکوت کن تا پاسخ را بشنوی
اگر فقط به این پرسش نگاه کنی
خواهی دید
کسی که به تو صدمه می زند
خود تو هستی زیرا:
رنج را می پذیری و به رنج
اجازه می دهی " هست شود"
#هله_پتگر
♦️@seemorghbook
از خودت بپرس :
این کیست که می رنجد؟
آنگاه سکوت کن تا پاسخ را بشنوی
اگر فقط به این پرسش نگاه کنی
خواهی دید
کسی که به تو صدمه می زند
خود تو هستی زیرا:
رنج را می پذیری و به رنج
اجازه می دهی " هست شود"
#هله_پتگر
♦️@seemorghbook
👍18❤2
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
پس از جنگ جهانی دوم تعداد بسیار کمی از زندانیان زندان آشویتس در لهستان موفق شدند که از آن قتلگاه آدم سوزی جان سالم بدر ببرند و زنده بمانند ، یکی از آنها دکتر ویکتور فرانکل بود. ویکتور فرانکل پس از اتمام جنگ و آزادی از آن زندان مخوف و با توجه به خودکشی های و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود از نظر روانشناسی بسیار متبحر شده بود و چند وقتی هم در نظام آموزشی در آلمان به عنوان مدیر مدرسه ای فعالیت کرد
او در آغاز هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را می فرستاد :
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. با چشمانم چیز هایی دیده ام که چشم هیچ انسانی نباید می دیده است
🔺اتاق های گازی را دیدم که توسط بهترین و ماهرترین مهندسین ساختمان، ساخته شده بودند.
🔺بهـترین و متخصص ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم می کردند.
🔺نوزادانی که توسط آمپول های پرستار هایی مـُردند که بهـترین پرستاران بودند،
🔺انسان هایی که توسط فارغ التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
پزشک شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ، کار سختی نیست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسید رسید و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشکان و هم مهندسین زیادی داریم.
اما بزرگترین ثروت ما انسانیت و اخلاق ماست که با هـیچ مدرکی قابل مقایسه نیست. برای بدست آوردن آن تلاش کنیم که پس از مرگ هم جاودانه خواهد بود.
♦️@seemorghbook
پس از جنگ جهانی دوم تعداد بسیار کمی از زندانیان زندان آشویتس در لهستان موفق شدند که از آن قتلگاه آدم سوزی جان سالم بدر ببرند و زنده بمانند ، یکی از آنها دکتر ویکتور فرانکل بود. ویکتور فرانکل پس از اتمام جنگ و آزادی از آن زندان مخوف و با توجه به خودکشی های و فجایع زیادی که با چشم خودش دیده بود از نظر روانشناسی بسیار متبحر شده بود و چند وقتی هم در نظام آموزشی در آلمان به عنوان مدیر مدرسه ای فعالیت کرد
او در آغاز هر سال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را می فرستاد :
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. با چشمانم چیز هایی دیده ام که چشم هیچ انسانی نباید می دیده است
🔺اتاق های گازی را دیدم که توسط بهترین و ماهرترین مهندسین ساختمان، ساخته شده بودند.
🔺بهـترین و متخصص ترین پزشکانی را دیدم که کودکان را به شکل ماهرانه ای مسموم می کردند.
🔺نوزادانی که توسط آمپول های پرستار هایی مـُردند که بهـترین پرستاران بودند،
🔺انسان هایی که توسط فارغ التحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
پزشک شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ، کار سختی نیست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسید رسید و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشکان و هم مهندسین زیادی داریم.
اما بزرگترین ثروت ما انسانیت و اخلاق ماست که با هـیچ مدرکی قابل مقایسه نیست. برای بدست آوردن آن تلاش کنیم که پس از مرگ هم جاودانه خواهد بود.
♦️@seemorghbook
👍27👏4😭2
شـــكرت خــدا كه دفتر عمرم
باز است هنوز
نميدانم چند ورق
مانده تا انتها..
اما بر هر ورق
كه بر من می گشایی
زيباخواهم نوشت
♦️@seemorghbook
باز است هنوز
نميدانم چند ورق
مانده تا انتها..
اما بر هر ورق
كه بر من می گشایی
زيباخواهم نوشت
♦️@seemorghbook
👍9🙏3
هر چيزی که اذیتت میکنه، داره صبر کردن رو بهت یاد میده
هر کسی که ترکت میکنه، داره بهت یاد میده چجوری رو پاهای خودت بایستی
هر چيزی که عصبانیت میکنه داره بهت بخشش و شفقت رو یاد میده
هر چيزی که ازش متنفری داره بهت عشق بی قید و شرط رو یاد میده
هر چيزی که ازش میترسی داره بهت شهامت مقابله باهاش رو یاد میده
و هر چیزی که نمیتونی کنترلش کنی داره بهت چگونه رها کردن رو یاد میده
♦️@seemorghbook
هر کسی که ترکت میکنه، داره بهت یاد میده چجوری رو پاهای خودت بایستی
هر چيزی که عصبانیت میکنه داره بهت بخشش و شفقت رو یاد میده
هر چيزی که ازش متنفری داره بهت عشق بی قید و شرط رو یاد میده
هر چيزی که ازش میترسی داره بهت شهامت مقابله باهاش رو یاد میده
و هر چیزی که نمیتونی کنترلش کنی داره بهت چگونه رها کردن رو یاد میده
♦️@seemorghbook
👍11❤2👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمها همیشه به نصیحت احتیاج ندارند!
گاهی تنها چیزی که واقعا به آن محتاجند
دستیست که بگیرد
گوشیست که بشنود
لبیست که ببوسد
و قلبی که آنها را درک کند ...
♦️@seemorghbook
گاهی تنها چیزی که واقعا به آن محتاجند
دستیست که بگیرد
گوشیست که بشنود
لبیست که ببوسد
و قلبی که آنها را درک کند ...
♦️@seemorghbook
👍13❤1
بشر پنج لیتر خون بیشتر نیست!...
این حقیقت را وقتی میفهمی
که دیگر کار از کار گذشته!
با نگاه اول متوجه تفاوت نمیشوی! نمیفهمی که همهی کرهی زمین چیزی نیست جز یک گردونهی قمارخانه!
با شمارههای خوب و شمارههای بد...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
این حقیقت را وقتی میفهمی
که دیگر کار از کار گذشته!
با نگاه اول متوجه تفاوت نمیشوی! نمیفهمی که همهی کرهی زمین چیزی نیست جز یک گردونهی قمارخانه!
با شمارههای خوب و شمارههای بد...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍12
☕️قطعهای از کتاب
هر کس به نوعی میکوشد از سکوت شفا یابد، بعضیها به سفر میروند. در بیصبری آنها برای دیدار از کشورها و انسانهای دیگر امید آن نهفته است که اشباح تیره و تار درونی را پشت سر نهند و با کسی برخورد کنند که بتوانند به گفت و گو بنشینند، بعضیها نیز مست میکنند تا اشباح تاریک درون خود را فراموش سازند تا شاید قادر به گفتگو با دیگران شوند.
چه بسیار کارهای دیگر نیز هست که انسانها برای آنکه مجبور نباشند حرف بزنند دست به انجام آن میزنند. برخی شبهایشان را در سینما میگذرانند، و آنجا هم به خواب میروند تا با زنی که پهلویشان نشسته مجبور به گفت و گو نباشند. برخی بریج بازی میکنند یا عشق بازی میکنند، زیرا آن را هم میتوان بدون حرف زدن انجام داد. میگویند این کارها را میکنند تا «وقت بگذرانند» اما در واقع این کارها را میکنند تا مراحل سکوت را از سر بگذرانند.
📕#نجواهای_شبانه
✍ #ناتالیا_گینزبورگ
♦️@seemorghbook
هر کس به نوعی میکوشد از سکوت شفا یابد، بعضیها به سفر میروند. در بیصبری آنها برای دیدار از کشورها و انسانهای دیگر امید آن نهفته است که اشباح تیره و تار درونی را پشت سر نهند و با کسی برخورد کنند که بتوانند به گفت و گو بنشینند، بعضیها نیز مست میکنند تا اشباح تاریک درون خود را فراموش سازند تا شاید قادر به گفتگو با دیگران شوند.
چه بسیار کارهای دیگر نیز هست که انسانها برای آنکه مجبور نباشند حرف بزنند دست به انجام آن میزنند. برخی شبهایشان را در سینما میگذرانند، و آنجا هم به خواب میروند تا با زنی که پهلویشان نشسته مجبور به گفت و گو نباشند. برخی بریج بازی میکنند یا عشق بازی میکنند، زیرا آن را هم میتوان بدون حرف زدن انجام داد. میگویند این کارها را میکنند تا «وقت بگذرانند» اما در واقع این کارها را میکنند تا مراحل سکوت را از سر بگذرانند.
📕#نجواهای_شبانه
✍ #ناتالیا_گینزبورگ
♦️@seemorghbook
👍6❤1😭1
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
#حکیم_عمر_خیام
♦️@seemorghbook
👍32❤6👎1🔥1👏1