کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
پیرمرد گفت:
زندگی مثل آب توی
ليوانه ترک
خورده می مونه..!!!!
بخوری تموم ميشه
نخوری حروم ميشه...
از زندگيت لذت ببر،،،
چون درهرصورت تموم ميشه.!!!!
زندگیتون سراسر زیبایی


♦️@seemorghbook
👍20
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

یک شب، شاه عباس با لباس مبدل در کوچه های شهر ميگشت که به سه دزد برخورد کرد که قصد دزدی داشتند
شاه عباس وانمود کرد که او هم دزد است و از آنان خواست که او را وارد دار و دسته خود کنند
دزدان گفتند ما سه نفر هر يك خصلتی داريم که به وقت ضرورت به کار می آيد
شاه عباس پرسيد چه خصلتی ؟
يکی گفت من از بوی ديوار خانه ميفهمم که در آن خانه طلا و جواهر هست يا نه و به همين علت به کاهدان نميزنيم .
ديگری گفت من هم هر کس را يك بار ببينم بعداً در هر لباسی او را ميشناسم
ديگری گفت من هم از هر ديواری ميتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسيدند تو چه خصوصيتی داری که بتواند به حال ما مفيد باشد ؟
شاه فکری کرد و گفت من اگر ريشم را بجنبانم کسی که زندانی باشد آزاد ميشود
دزدها او را به جمع خود پذيرفتند و پس از سرقت، طلاها را در محلی مخفی کردند .
فردای آن شب، شاه دستور داد که آن سه دزد را دستگير کنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی که با يک بار ديدن همه را باز ميشناخت فهميد که پادشاه، رفيق شب گذشته آنها است پس
اين شعر را خطاب به شاه خواند که؛

ما همه کرديم کار خويش را
ای بزرگ آخر بجنبان ريش را


♦️@seemorghbook
👍38👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف اصلی ما در زندگی
کمک به ديگران است"
صبح بوی زندگی
بوی راستگویی
بوی دوست داشتن
وبوی عشق ومهربانی میدهد
الهی
زندگیتون مثل صبح
پراز عطرخوش باشه

♦️@seemorghbook
👍10
چهار نفر بودند
اسمشان اینها بود:
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.

کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که "یک کسی" این کار را به انجام می رساند، "هرکسی" می توانست این کار را بکند ولی "هیچ کس" اینکار را نکرد. "یک کسی" عصبانی شد چرا که این کار کار "همه کس" بود اما "هیچ کس" متوجه نبود که "همه کس" این کار را نخواهد کرد.

سرانجام داستان این طوری شد "هرکسی"، "یک کسی" را سرزنش کرد که چرا "هیچ کس" کاری را نکرد که "همه کس" می توانست انجام بدهد!؟

حالا ما جزء کدامشان هستیم؟

#ابتهاج_عبیدی

♦️@seemorghbook
👍23👏2
☕️قطعه ای از کتاب

بچه ی تو مُرد برای اینکه پولدارهای شهر ما ضد اسقف اعظم که ارباب پولدار آن هاست شورش کرده اند. وقتی که پولدارها با هم میجنگند
فقیرها باید کشته شوند...

📕#شیطان_و_خدا

#ژان_پل_سارتر

♦️@seemorghbook
👍16
درطول قرون، قوی ضعیف را از بین برد. زیرک و سنگدل، کودن و معصوم را فریفت و بَرده خود نمود! و هیچگاه دیده ‌نشد که هیچ خدایی به یاری ستمدیدگان بشتابد!

#رابرت_اینگرسول

♦️@seemorghbook
👍35👎21🔥1
دیدار با ذبیح الله منصوری

اسماعیل جمشیدی

♦️@seemorghbook
👍64
📕#دیدار_با_ذبیح_الله_منصوری

#اسماعیل_جمشیدی

ذبیح الله منصوری (۱۳۶۵- ۱۲۷۶ش) نویسنده مطبوعات و مترجمی پرکار صاحب ۱۴۰۰ اثر است. وی دارای نثری ساده و قابل فهم بوده و به کمک تخیل و وسعت اطلاعات، نثری سرگرم کننده و جذاب داشته. این کتاب به کوشش اسماعیل جمشیدی در پنج بخش تدوین شده که در بخش نخست آن، پنج گفتکو با ذبیح الله منصوری آمده و در بخش های دیگر، نظر دیگران درباره او و کتابشناسی آثار وی جمع آوری شده است. در پایان کتاب هم فهرست نام اشخاص و نامهای مهم فراهم شده است.
اسماعیل جمشیدی تنها خبرنگاری است که توانست با ذبیح الله منصوری مصاحبه کند. البته بیش از پنج بار. مصاحبه با مترجمی که هرگز نگذاشت از او عکسی بگیرند، برای خودش شاهکاری بوده است. دیدار با ذبیح الله منصوری. تنها کتابی است که می‌توان به عنوان مرجع برای رسوخ به زندگی این مترجم منزوی به آن مراجعه کرد. جمشیدی تنها کسی است که کمک می‌کند تا رد منصوری را در ابر شهر تهران پیدا کنیم. او در کتابش با نزدیکان و همکاران او مصاحبه کرده و به گوشه‌ای از اطلاعات این نوشتارها اشاره می‌کند.

♦️@seemorghbook
9👍6🔥1
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ‌کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود.

📘#سمفونی_مردگان

#عباس_معروفی

♦️@seemorghbook
👍17👏1
ویران و نابود کردن خیلی آسان است

اما قهرمانان حقیقی کسانی هستند
که به جای ویران کردن میسازند
و به جای جنگیدن ، امنیت می‌آفرینند


♦️@seemorghbook
👍18👏1
دنیا اگر به شیو‌ه‌ی چشم تو بود
پهلو نمی‌گرفت بدین اضطراب.

#محمد_مختاری

♦️@seemorghbook
👏101
ﺍﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩﺍﯼ ﺁﺏ، ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪاﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ! ﺍﻣّﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ. ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ!

ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ‌ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﻗﺪﻡﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮمی‌دﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ!

#وین_دایر

♦️@seemorghbook
👍22👏1
اگر روزی
چشم هایت را باز کردی
و خودت را وسط یک کوره دیدی نترس
و سعی کن از آن پخته خارج شوی،
چرا که "سوختن" را همه بلدند...!

#هاروکی_موراکامی

♦️@seemorghbook
👍154👏4👎1
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

در مراسم بزرگداشت بیل برادلی، سناتور نیوجرسی که در سال 1987 برگزار شد، اتفاق جالبی رخ داد؛

برادلی منتظر بود تا سخنرانی اش را ایراد کند.
پیشخدمتی که مشغول کار بود، تکه ای کره در بشقاب او گذاشت.
برادلی به او گفت:
"ببخشید ممکن است من دوتکه کره داشته باشم؟"
پیشخدمت جواب داد: "خیر!
هرنفر، یک تکه !"
برادلی گفت: "گمان می کنم شما مرا بجا نیاوردید.
من بیلی برادلی،
فارغ التحصیل آکسفورد،
بازیکن حرفه ای بسکتبال،
قهرمان جهان و سناتور ایالات متحده هستم".
پیشخدمت گفت:
"خب، شاید شما هم نمی دانید من چه کسی هستم؟
" برادلی گفت: "نه، نمی دانم.
شما چه کسی هستید؟".
پیشخدمت گفت: "من مسئول کره ها هستم"..!

راستی "من" و "تو" در کجای این تربیت و رفتار ایستاده ایم؟


♦️@seemorghbook
👏33👍6😁53🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا مرا به نسیم  تبسمی  دریاب
تویی که از گل  و عطرِ بهار سرشاری

تمام  باغ  دلم  پر از شکوفه  خواهد شد
اگر که سبز  نگاهت مرا  کند یاری

♦️@seemorghbook
👍72
دخترى در كتابخانه
جنگ و صلح را ورق مى زند
و به سربازى مى انديشد
كه پيش از رفتن به جبهه
گفته بود
دیوانه ى آواز دُم جنبانك و
صداى ورق خوردن كتاب است

#واهه_آرمن

♦️@seemorghbook
👍14
قطعه‌ای از کتاب

«ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر، ای ایران!
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سپید شد.
ای ما نثار عافیت تو»

📕#نون_نوشتن

#محمود_دولت_آبادی

♦️@seemorghbook
👍147👎3😢2
ما خواستار جامعه‌ای هستیم که در آن حتی اگر کسی طرفدار سلطنت هم بود آزادانه حرفش را بزند ،
در هر جامعه‌ای که آزادی بیان باشد مسلما مخالفان به سوی خشونت نخواهند رفت !!

#طالقانی

♦️@seemorghbook
👏27👍7😁5👎43🤔1
فاتح

شاپور آرین نژاد

♦️@seemorghbook
👍8