قدر خودتان را بدانید
عباراتی همچون :
"مردها گریه نمی کنند"
"زنان نمی توانند پول درآورند"
عقاید محدود کننده ای هستند که
نمی توان با آنها زندگی کرد
#لوییز_هی
♦️@seemorghbook
عباراتی همچون :
"مردها گریه نمی کنند"
"زنان نمی توانند پول درآورند"
عقاید محدود کننده ای هستند که
نمی توان با آنها زندگی کرد
#لوییز_هی
♦️@seemorghbook
👏14👍2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
به انسان هایی که سگ ها را دوست ندارند نمی توانم اعتماد کنم ،
اما اگر سگی از انسانی بدش بیاید ، به حس آن سگ اعتماد می کنم ! ...
#آلبرت_انیشتین
♦️@seemorghbook
به انسان هایی که سگ ها را دوست ندارند نمی توانم اعتماد کنم ،
اما اگر سگی از انسانی بدش بیاید ، به حس آن سگ اعتماد می کنم ! ...
#آلبرت_انیشتین
♦️@seemorghbook
👏18👎2👍1
کسانی که مدعی اند همه چیز را می دانند و همه چیز را می توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه می رسند که همه را باید کُشت...!
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍20❤4
به در توالت بزنی یه اِهنی اوهونی چیزی ازش درمیاد
ولی ما مردم ایران هر چی هم تو سرمون بزنن اینگار ن اینگار ، هیچ ...
♦️@seemorghbook
ولی ما مردم ایران هر چی هم تو سرمون بزنن اینگار ن اینگار ، هیچ ...
♦️@seemorghbook
👍20❤2😁2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
ﺭﻭﺯی ﻣﺮﺩ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺮﻓﺖ.
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻋﺪﻩ ﺍی ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ که ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﯿﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ میکند.
ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺘﻐﻔﺮﺍﻟﻠﻪ ﮔﻮﯾﺎﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩ ﻭ ﻭﻟﯽ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ.
بالاخرﻩ یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ کرد ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﺏ
ﺗﻌﺎﺭﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩ کشته می شود.
ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍی ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍکرﺍﻩ ﺟﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ:
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ که ﻣﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ.
ﭼﻮﻥ ﺟﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻧﺰﺩیک کرد ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺮﺵ ﺷﺮﻭع ﺑﻪ تکان ﺩﺍﺩﻥ ﺳﺮﺧﻮﺩ کرد ﻭ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ.
ﻣﺮﺩ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭی ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﻤﺮی ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﺣﻼﻝ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺧﺮ نذﺍﺷﺖ.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
ﺭﻭﺯی ﻣﺮﺩ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺮﻓﺖ.
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻋﺪﻩ ﺍی ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ که ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﯿﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ میکند.
ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺘﻐﻔﺮﺍﻟﻠﻪ ﮔﻮﯾﺎﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩ ﻭ ﻭﻟﯽ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ.
بالاخرﻩ یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ کرد ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﺏ
ﺗﻌﺎﺭﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩ کشته می شود.
ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍی ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍکرﺍﻩ ﺟﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ:
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ که ﻣﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ.
ﭼﻮﻥ ﺟﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻧﺰﺩیک کرد ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺮﺵ ﺷﺮﻭع ﺑﻪ تکان ﺩﺍﺩﻥ ﺳﺮﺧﻮﺩ کرد ﻭ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ.
ﻣﺮﺩ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭی ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﻤﺮی ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﺣﻼﻝ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺧﺮ نذﺍﺷﺖ.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍26😁12❤2
صبح شد باز
دلم میل پریدن دارد
و تماشای تو
هرصبح چه دیدن دارد
تو و آن صورت
زیبا و صدای نازت
بخدا "صبح بخیر"
از تو شنیدن دارد.
♦️@seemorghbook
دلم میل پریدن دارد
و تماشای تو
هرصبح چه دیدن دارد
تو و آن صورت
زیبا و صدای نازت
بخدا "صبح بخیر"
از تو شنیدن دارد.
♦️@seemorghbook
👍8❤3🥰1
چرا انسانها مستعد باور کردن اشباح و ارواح هستند؟
استیون پینکر، روانشناس تکاملی میگوید که ما در جستجوی درک اوضاع آب و هوا، آسمانها، یا الگوی تندرستی و بیماری، از مغز و سیستمهای ادراکی که برای منظورهای دیگری تکامل یافتهاند استفاده میکینم. اصلا، بی آنکه دست خودمان باشد موضع نیت مندانه اتخاذ میکنیم، و به این ترتیب، تصور میکنیم که لابد کسی موجب رویدادهایی شده است که ما میبینیم.
همین میل طبیعی باعث میشود که احضار ارواح و پدیدههای روح باورانه افسون و جاذبه داشته باشند. وقتی #ریچارد_وایزمن جلسههای احضار ارواح قرن نوزدهمی را بازسازی کرد، حاضران دیدند که چیزهایی در تاریکی شناورند، تماسهایی را روی پوست خود احساس کردند، صدای ناقوس شنیدند، و مجاب شدند که ارواحی دور و برشان پرسه میزنند. این پدیدهها را یک شعبده باز درست کرده بود، اما حتی کسانی که باور نداشتند نیز کلک خوردند، چون ما وقتی میبینیم چیزهایی حرکت میکنند گمان میکنیم که لابد کسی دارد حرکتشان میدهد. وقتی اشیایی طوری حرکت میکنند که انگار شخصی دارد با آنها این طرف و آن طرف میرود، آن وقت ما خیال میکنیم که آن شخص آنجاست. به این ترتیب، خیلی ساده تصور میکنیم که اشباح و ارواحی در کارند.
#سوزان_بلکمور
♦️@seemorghbook
استیون پینکر، روانشناس تکاملی میگوید که ما در جستجوی درک اوضاع آب و هوا، آسمانها، یا الگوی تندرستی و بیماری، از مغز و سیستمهای ادراکی که برای منظورهای دیگری تکامل یافتهاند استفاده میکینم. اصلا، بی آنکه دست خودمان باشد موضع نیت مندانه اتخاذ میکنیم، و به این ترتیب، تصور میکنیم که لابد کسی موجب رویدادهایی شده است که ما میبینیم.
همین میل طبیعی باعث میشود که احضار ارواح و پدیدههای روح باورانه افسون و جاذبه داشته باشند. وقتی #ریچارد_وایزمن جلسههای احضار ارواح قرن نوزدهمی را بازسازی کرد، حاضران دیدند که چیزهایی در تاریکی شناورند، تماسهایی را روی پوست خود احساس کردند، صدای ناقوس شنیدند، و مجاب شدند که ارواحی دور و برشان پرسه میزنند. این پدیدهها را یک شعبده باز درست کرده بود، اما حتی کسانی که باور نداشتند نیز کلک خوردند، چون ما وقتی میبینیم چیزهایی حرکت میکنند گمان میکنیم که لابد کسی دارد حرکتشان میدهد. وقتی اشیایی طوری حرکت میکنند که انگار شخصی دارد با آنها این طرف و آن طرف میرود، آن وقت ما خیال میکنیم که آن شخص آنجاست. به این ترتیب، خیلی ساده تصور میکنیم که اشباح و ارواحی در کارند.
#سوزان_بلکمور
♦️@seemorghbook
👍6
از متفاوت بودن نترس!
سبک زندگی خودت
راداشته باش
و حتی اگر نتیجه اش
تنهایی بود
بدان که تنهایی،بهتراز
بودن درمیان کسانی ست
که تورادرصورتی
دوست دارندکه مانند آنها رفتارکنی!
♦️@seemorghbook
سبک زندگی خودت
راداشته باش
و حتی اگر نتیجه اش
تنهایی بود
بدان که تنهایی،بهتراز
بودن درمیان کسانی ست
که تورادرصورتی
دوست دارندکه مانند آنها رفتارکنی!
♦️@seemorghbook
❤7👏4👍2
☕️قطعه ای از کتاب
این مذهب چه بده بستانی است
در این دنیا یک سکه روی آن می اندازی و در آخرت کرورها سکه عوضش میگیری
چه دغل بازی و رشوه خواریی
وچه حماقتی
نه انسانی که در امید بهشت، و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد ...!؟
📕#گزارش_به_خاک_یونان
✍#نیکوس_کازانتزاکس
♦️@seemorghbook
این مذهب چه بده بستانی است
در این دنیا یک سکه روی آن می اندازی و در آخرت کرورها سکه عوضش میگیری
چه دغل بازی و رشوه خواریی
وچه حماقتی
نه انسانی که در امید بهشت، و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد ...!؟
📕#گزارش_به_خاک_یونان
✍#نیکوس_کازانتزاکس
♦️@seemorghbook
👍15❤4
آنجا که جویندگان زمامداری، گدایان و گرسنگانی باشند که می خواهند از این راه کسب مال کنند، هرگز حکومت درستکار بر پا نخواهد شد.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍21👏2
📕#تیمور_لنگ
✍#هارولد_لمب
تیمور پسر تراغای، از ملاکین شهر کَش ترکستان بود، وی در ۷۱۴ ه.خ در همان شهر کش به دنیا آمد. طایفهاش از شاخهٔ «برلاس» ترکستان بود، ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که «چنگیز خان» نامآورترین آن بود نوعی افتخار به حساب میآمد؛ از این رو «تیمور» تبار خود را به چنگیز خان و قوم مغول میرساند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای تیمور فتوحات او در سنین بالاست. تیمور در ابتدای جوانی هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقهٔ خود نداشت. بسیاری رخدادها در منطقه پدید آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد. بهویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که بهدقت به تحولات داخلی ایران مینگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود. او منتظر فرصت مناسب بود و بهدقت برنامههایش را تنظیم کرده بود. تنها در حدود پنجاهسالگی است که ناگاه بخش بزرگی از آسیای مرکزی و غربی را فتح میکند و به خاک و خون میکشد.
موارد بسیار زیادی از قتلعامها و خشونتهای تیمور را در تاریخها آورده اند. اما تیمور علاوه بر آن، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتحشده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد.
تیمور مردی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار میگذاشت و حتی هنگام قتلعام یک شهر دستور میداد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند.
در اداره کشور و انتخاب فرماندهان سپاه کسی را انتخاب میکرد که دیندارتر و بی رحم تر و از نظر منش و شخصیت سنگدل تر باشد. بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد. او در جامعهٔ اسلامی مورد توجه مردم مسلمان و علما و دراویش قرار گرفت، و خیلی به دینداری اهمیت میداد. به گفته خودش از چهل سالگی حتی یک وقت از نمازهایش قضا نمیشد
مگر در هنگام جنگ او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آن جا برد.
در ۱۹۴۱ م. خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمهاش مجسمهٔ او را بسازند. بعد از ۵۷۵ سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاهتر از پای راستش بود و روی جمجمهاش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت.
تیمور در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) به سمرقند پایتخت خویش برگشت، عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت.
♦️@seemorghbook
✍#هارولد_لمب
تیمور پسر تراغای، از ملاکین شهر کَش ترکستان بود، وی در ۷۱۴ ه.خ در همان شهر کش به دنیا آمد. طایفهاش از شاخهٔ «برلاس» ترکستان بود، ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که «چنگیز خان» نامآورترین آن بود نوعی افتخار به حساب میآمد؛ از این رو «تیمور» تبار خود را به چنگیز خان و قوم مغول میرساند.
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای تیمور فتوحات او در سنین بالاست. تیمور در ابتدای جوانی هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقهٔ خود نداشت. بسیاری رخدادها در منطقه پدید آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد. بهویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که بهدقت به تحولات داخلی ایران مینگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود. او منتظر فرصت مناسب بود و بهدقت برنامههایش را تنظیم کرده بود. تنها در حدود پنجاهسالگی است که ناگاه بخش بزرگی از آسیای مرکزی و غربی را فتح میکند و به خاک و خون میکشد.
موارد بسیار زیادی از قتلعامها و خشونتهای تیمور را در تاریخها آورده اند. اما تیمور علاوه بر آن، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتحشده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد.
تیمور مردی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار میگذاشت و حتی هنگام قتلعام یک شهر دستور میداد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند.
در اداره کشور و انتخاب فرماندهان سپاه کسی را انتخاب میکرد که دیندارتر و بی رحم تر و از نظر منش و شخصیت سنگدل تر باشد. بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد. او در جامعهٔ اسلامی مورد توجه مردم مسلمان و علما و دراویش قرار گرفت، و خیلی به دینداری اهمیت میداد. به گفته خودش از چهل سالگی حتی یک وقت از نمازهایش قضا نمیشد
مگر در هنگام جنگ او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آن جا برد.
در ۱۹۴۱ م. خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمهاش مجسمهٔ او را بسازند. بعد از ۵۷۵ سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاهتر از پای راستش بود و روی جمجمهاش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت.
تیمور در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) به سمرقند پایتخت خویش برگشت، عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ۸۰۷ (۷۸۳ ه.خ.) در ۶۹ سالگی در قزاقستان درگذشت.
♦️@seemorghbook
👍16❤4👏3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قهوه خوشمزه است،
خوشمزگیاش به همان تلخ بودنش است!
وقتی میخوریم تلخیاش را تحویل نمیگیریم، اما میگوییم چسبید!
زندگی هم روزهای تلخش بد نیست، مثل قهوه میماند، تلخ است اما لذتبخش، تلخیهایش را تحویل نگیر و بخند...
#رومن_پولانسکی
♦️@seemorghbook
خوشمزگیاش به همان تلخ بودنش است!
وقتی میخوریم تلخیاش را تحویل نمیگیریم، اما میگوییم چسبید!
زندگی هم روزهای تلخش بد نیست، مثل قهوه میماند، تلخ است اما لذتبخش، تلخیهایش را تحویل نگیر و بخند...
#رومن_پولانسکی
♦️@seemorghbook
👍12❤5👎2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
گفتند چگونه میگذرانی؟
گفت نه چنانکه خداوند تعالی خواهد
و نه چنانکه شیطان خواهد و نه
چنانکه خود خواهم.
گفتند: چگونه؟
گفت: از آن که خدای تعالی خواهد عابد باشم
و چنان نیستم و شیطان خواهد که کافر باشم
و چنان نیستم و خود خواهم که شاد
و خوشروزی و دارای ثروت کافی
باشم و چنان نیز نیستم!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
گفتند چگونه میگذرانی؟
گفت نه چنانکه خداوند تعالی خواهد
و نه چنانکه شیطان خواهد و نه
چنانکه خود خواهم.
گفتند: چگونه؟
گفت: از آن که خدای تعالی خواهد عابد باشم
و چنان نیستم و شیطان خواهد که کافر باشم
و چنان نیستم و خود خواهم که شاد
و خوشروزی و دارای ثروت کافی
باشم و چنان نیز نیستم!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍27❤4😁3👎1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
ﺩﻭﺩ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﮐﺴﺮ ﺷﭑﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺟﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﮕﯿﺮﺩ، ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻭﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺷﺼﺖ ﻭ ﺷﺎﻫﺪ، ﻫﺮﺩﻭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﻮﭼﮏ ،ﻻﯾﻖ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻫﻦ ﻭ ﻓﻮﻻﺩ ﻫﺮﺩﻭ ، ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﻭﻥ
این ﯾﮑﯽ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ، ﺁﻥ ﺩﮔﺮ، ﻧﻌﻞ ﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ، ﻋﯿﺐ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﻭﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻒ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﻗﻌﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
👍31❤12👎1
دیروزت خوب یا بد گذشت
مهم نیست
امروز روز دیگریست
قدری شادی با خود به خانه ببر
راه خانه ات راکه یاد گرفت
فردا با پای خودش می آید
شک نکن
♦️@seemorghbook
مهم نیست
امروز روز دیگریست
قدری شادی با خود به خانه ببر
راه خانه ات راکه یاد گرفت
فردا با پای خودش می آید
شک نکن
♦️@seemorghbook
❤18👍1
این دو متن کوتاه
ارزش صد بار خوندن داره!
۱- از دیگران شکایت نمیکنم
بلکه خودم را تغییر میدهم،
چرا که کفش پوشیدن راحت تر از
فرش کردن دنیاست.
۲- مبارزه انسان را داغ میکند
و تجربه انسان را پخته میکند!
هرداغی روزی سرد می شود
ولی هیچ پخته اى ديگر خام نميشود
♦️@seemorghbook
ارزش صد بار خوندن داره!
۱- از دیگران شکایت نمیکنم
بلکه خودم را تغییر میدهم،
چرا که کفش پوشیدن راحت تر از
فرش کردن دنیاست.
۲- مبارزه انسان را داغ میکند
و تجربه انسان را پخته میکند!
هرداغی روزی سرد می شود
ولی هیچ پخته اى ديگر خام نميشود
♦️@seemorghbook
👍15❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همهچیز در زندگی گذرا و موقتی است
هر وقت باران بیاید، بالاخره بند خواهد آمد.
هر وقت ضربه میخورید، بالاخره خوب میشوید.
بعد از تاریکی همیشه روشنایی هست.
♦️@seemorghbook
هر وقت باران بیاید، بالاخره بند خواهد آمد.
هر وقت ضربه میخورید، بالاخره خوب میشوید.
بعد از تاریکی همیشه روشنایی هست.
♦️@seemorghbook
👍12❤6👎1😭1
☕️قطعه ای از کتاب
هنگامی که کسی میپرسد فلسفه به چه کار میآید، پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایه آمیز و نیشدار است.
فلسفه نه به دولت خدمت میکند و نه به کلیسا، که هر دو دغدغههای دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستیهای اندیشه در تمامی اَشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقدِ تمامیِ رازآمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند، همت گمارد؟
📕#نیچه_و_فلسفه
✍#ژیل_دلوز
♦️@seemorghbook
هنگامی که کسی میپرسد فلسفه به چه کار میآید، پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایه آمیز و نیشدار است.
فلسفه نه به دولت خدمت میکند و نه به کلیسا، که هر دو دغدغههای دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستیهای اندیشه در تمامی اَشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقدِ تمامیِ رازآمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند، همت گمارد؟
📕#نیچه_و_فلسفه
✍#ژیل_دلوز
♦️@seemorghbook
👍8❤6😍4👎2