کتابخانه سیمرغ
73.6K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
461 links
Download Telegram
اگر احساس می کنید همه چیز را از دست داده اید، به یاد داشته باشید که درختان هر ساله برگ های خود را از دست می دهند و هنوز هم بلند ایستاده اند و منتظر آمدن روزهای بهتر هستند.

♦️@seemorghbook
👏13👍7
قطعه‌ای از کتاب

سرزمينی وجود دارد كه مردم آن را فقط از روی ترانه ها می شناسند.
مردان و زنانی در آنجا زندگی می كنند كه راه آنجا را يافته اند و ديگر هيچگاه دوباره ديده نشده اند.
در آن سرزمين نيستی و زوال وجود ندارد. در آنجا درد و افسردگی شناخته شده نيست، نفرت و گرسنگی معنايی ندارد، همه با آرامش باهم زندگی می كنند و با فراغ بال و بدون زحمت خيلی چيزها به دست می آورند...
ولی در آنجا بخاطر نبودن غم، خوشی هم وجود ندارد!

📕#بر_باد_رفته

#مارگارت_میچل

♦️@seemorghbook
👍82🤔2
نااُميدیِ جمعی، مهم‌ترين عامل انهدام ملت‌ها است. ملتی كه دچار آن شود هرگز نخواهد توانست دوباره روی پای خود بايستد!

#اميل_سيوران

♦️@seemorghbook
👍183
تاریخ بیهقی

ابوالفضل بیهقی

♦️@seemorghbook
👍7
📕#تاریخ_بیهقی

#ابوالفضل_بیهقی

تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی
نام کتابی نوشتهٔ ابوالفضل بیهقی است که موضوع اصلی آن تاریخ پادشاهی مسعود غزنوی پسر سلطان محمود غزنوی است. این کتاب علاوه بر تاریخ غزنویان، قسمت‌هایی درباره تاریخ صفاریان، سامانیان و دوره پیش از پادشاهی محمود غزنوی دارد. نسخه اصلی کتاب حدود ۳۰ جلد بوده که به دستور سلطان مسعود بخش زیادی از آن از بین رفته‌است. و از این کتاب امروزه مقدار کمی بر جای مانده‌ است.

♦️@seemorghbook
👍102


در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را
امتحان کند!!

به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت:
این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.

شیخ بهائی گفت:کوهی از علم و دانش برآن
اسب سوار است، حیوان کشش اینهمه عظمت را ندارد.

ساعتی بعد عقب ماند،به میر داماد گفت:
این شیخ بهائی رعایت نمیکند دائم جلو می تازد.

میرداماد گفت:اسب او از اینکه آدم بزرگی
چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد
و می خواهد از شوق بال در آورد.

♦️@seemorghbook
22👍8👏3🥰1
فرق آرامش و آسایش چیست؟
آسایش یک امر بیرونی
و آرامش یک پدیده درونیه
مردم ممکنه خیلی تو آسایش باشن
اما معدود افرادی هستن که
در آرامش زندگی می کنن
آسایش
یعنی راحتی در زندگی
که با امکانات وثروت خوب
و زیاد به دست میاد
هرچی دلشون بخواد میخرن
هر کجا خواستن میرن و......
آرامش
رو کسانی دارن که از درون کاملا سالم و سلامتند
شاید بی چیز باشن اما دلشون خوشه
به اونچه دارن راضین...

♦️@seemorghbook
👍116
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

انسان‌ها بیش از هر چیز دیگر، از اندیشیدن وحشت دارند، بیش از فقر، حتی بیش از مرگ. «اندیشه» انقلاب می‌کند، از تخت به زیر می‌کشد و نابود می‌سازد. امتیازات دروغین، سنن و عرف جوامع، و عادات راحت طلبانهٔ انسان‌ها را، بدون ذره‌ای رحم، از دم تیغ می‌گذراند. هیچ قانونی را به رسمیت نمی‌شناسد؛ آنارشیست است. مراجع قانونی را به پشیزی نمی‌انگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمی‌نهد. اندیشه به سادگی در گودال جهنم می‌نگرد و هراسی او را فرا نمی‌گیرد. بشر، لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است؛ اندیشه این را می‌بیند و با این حال، غرورمندانه خود را به نمایش می‌گذارد، گویی ارباب کائنات است. «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است، یگانه روشنایی این جهان و بزرگ‌ترین مایه فخر بشر.

#برتراند_راسل

♦️@seemorghbook
👍152
صبح یعنی
تار موهایت به هم آمیختن
از لبانت چای خوشرنگ غزل را ریختن

چشم درچشم تو و
دیدار لبها در سکوت
دست را چون حلقه ای
بر گردنت آویختن

♦️@seemorghbook
👍61
قطعه‌ای از کتاب

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ‏(ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ‏) میکند.
ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، ‏عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.

📕#ﺗﺬﮐﺮﻩ_ﺍﻻﻭﻟﯿﺎ

#عطار_نيشابوری

♦️@seemorghbook
24👍11
گر تو آزاد نباشی همه دنيا قفس است
هر كجا هست زمين تا به ثريا قفس است
تا كه «نادان» به جهان حكمروایی دارد
همه جا در نظر مردم «دانا» قفس است

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍25😭94
وزیر اعظم

کاترین هرماری وی ای

♦️@seemorghbook
👍5
📕#وزیر_اعظم

#کاترین_هرماری_وی_ای

جعفر برمکی (جعفر پسر یحیی برمکی) (۱۵۰ ه.ق./ ۷۶۷ م- ۱۸۷ ه.ق.-۸۰۳ م) یکی از وزاری ایرانی دربار هارون‌الرشید از خاندان برمکیان بود. وی دارای خطی خوش و بیانی فصیح و در احکام نجوم مطلع بود. هارون به او توجه و اقبالی تمام داشت و او را به حکومت ایالات متعدد منصوب ساخت و وی آنان را توسط نمایندگان خود اداره می‌کرد. هارون خواهر خود “عباسه” را که گاهی اوقات در جلسات وی با جعفر حضور داشت را به عقد صوری وی درآورد (برای محرمیت). ولی هنگامی که عباسه فرزندی به ظاهر از جعفر بزایید، خشم هارون برانگیخته شد و روایت کنند که دستور قتل جعفر را صادر کرد.
در کتاب وزیر اعظم سرگذشت غم انگیز جعفر برمکی با سبکی شیوا و هیجانی فوق العاده به رشته تحریر در آمده است. در این اثر چهره واقعی جعفر با فضیلت ها و ضعف هایش، با جاه طلبی ها و رویاهایش برای رسیدن به کمال مطلوب خود، به طرز گویا و بسیار لطیف توصیف شده است.
کتاب وزیر اعظم در سال ۱۹۸۱ برنده جایزه «فمینا» از کشور فرانسه شده است.

♦️@seemorghbook
👍15
به راهی که اکثر مردم می روند شک کن،
اغلب مردم فقط تقلید می کنند
از متمایز بودن نترس!
انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است.

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍9💯9👏51


مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ
شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم


#حسین_پناهی

♦️@seemorghbook
6👍3😭1
فریبی که ما را خرسند می‌کند بیش از صد حقیقت برایمان ارزش دارد.

#آنتوان_چخوف


♦️@seemorghbook
👍10💯32👎1