بدبخت و بیچاره کسی است
که مردم را زودتر از مدتی که بتوانند
بفهمند ،
بخواهد «آموزش» دهد !
#ویل_دورانت
♦️@seemorghbook
بدبخت و بیچاره کسی است
که مردم را زودتر از مدتی که بتوانند
بفهمند ،
بخواهد «آموزش» دهد !
#ویل_دورانت
♦️@seemorghbook
👍35❤4😢3
یک صبح هم تا چشم باز کردی
به جایِ فکر کردن به جای خالی اش؛ به کسانی که هنوز با همه ی عشقشان کنارت هستند فکر کن...
به مادرت که برایت چای دم کرده؛
به پدرت که برایت برشته ترین قسمت نان را که دوست داشتی کنار گذاشته...
فدایِ سرت که لیاقت خوبی هایت را نداشت
برای یک بار هم که شده تو به "داشته هایت" فکر کن و صبحت را برای خودت بخیر کن...
♦️@seemorghbook
به جایِ فکر کردن به جای خالی اش؛ به کسانی که هنوز با همه ی عشقشان کنارت هستند فکر کن...
به مادرت که برایت چای دم کرده؛
به پدرت که برایت برشته ترین قسمت نان را که دوست داشتی کنار گذاشته...
فدایِ سرت که لیاقت خوبی هایت را نداشت
برای یک بار هم که شده تو به "داشته هایت" فکر کن و صبحت را برای خودت بخیر کن...
♦️@seemorghbook
👍21❤4
☕ قطعهای از کتاب
در یک روز، در یک ساعت، همه چیز ممکن است درست شود!
نکته ی اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید.
این نکته ی اصلی است ، همه چیز است.
به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد.
این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
من خواهم جنگید، اگر همه ی ما می خواستیم همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...!
📕#رویای_آدم_مضحک
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
در یک روز، در یک ساعت، همه چیز ممکن است درست شود!
نکته ی اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید.
این نکته ی اصلی است ، همه چیز است.
به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد.
این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
من خواهم جنگید، اگر همه ی ما می خواستیم همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...!
📕#رویای_آدم_مضحک
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
👍13❤10
📕#منم_کوروش_شهریار_روشناییها
✍#سیدعلی_صالحی
این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.
کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"
به هرسرانجام این باز سرایی آزاد ، مولود تعبیر من از حیات و حضور و عظمت انسانی است که ستم ستیز بود ، مصلح بود ، عدالت طلب بود و آزادی خواه او پسر ماندانا و کمبوجیه ، جز شکوه و سرافرازی مردم و میهن و مدنیت جهان خویش ، دغدغه ی دیگری نداشت...
♦️@seemorghbook
✍#سیدعلی_صالحی
این کتاب نتیجه ی باز خوانی الواح و کتیبه های کهن بویژه سنگ نبشته های دوره ی هخامنشی است که توسط سید علی صالحی بازسرائی شده. کوروش مصلح ترین و دانا ترین رهبر ایران باستان است...این مجموعه متشکل از 4 منشور کوروش هخامنشی به نامهای 1.منشور پارسوماش 2.منشور پرشیا 3.منشور شوشیانا و 4.منشور پاسارگاد است.
کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد "دانیال نبی"
به هرسرانجام این باز سرایی آزاد ، مولود تعبیر من از حیات و حضور و عظمت انسانی است که ستم ستیز بود ، مصلح بود ، عدالت طلب بود و آزادی خواه او پسر ماندانا و کمبوجیه ، جز شکوه و سرافرازی مردم و میهن و مدنیت جهان خویش ، دغدغه ی دیگری نداشت...
♦️@seemorghbook
❤18👍5👎1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
حکایت ماست و خیار ناصرالدین شاهی!
نقل است که در زمان ناصرالدین شاه ، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند!
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟
امیر گفت : ماست و خیار!
شاه سر آشپزباشی را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند .
سر آشپزباشی به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد :
۱) ماست پر چرب اعلا ۱ من
۲) خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من
۳) گردوی مغز سفید بانه ۳ کیلو
۴) پیاز اعلای همدان ۱ من
۵) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو
۶) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من
۷) نعنای باغی اعلا و سبزیهای بهاری۱ کیلو!
۸) و ...
ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند ، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت : پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی خبر بودیم!
هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت ، به چوب و فلک ببندینش ... .
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
حکایت ماست و خیار ناصرالدین شاهی!
نقل است که در زمان ناصرالدین شاه ، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند!
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟
امیر گفت : ماست و خیار!
شاه سر آشپزباشی را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند .
سر آشپزباشی به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد :
۱) ماست پر چرب اعلا ۱ من
۲) خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من
۳) گردوی مغز سفید بانه ۳ کیلو
۴) پیاز اعلای همدان ۱ من
۵) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو
۶) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من
۷) نعنای باغی اعلا و سبزیهای بهاری۱ کیلو!
۸) و ...
ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند ، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت : پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی خبر بودیم!
هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت ، به چوب و فلک ببندینش ... .
♦️@seemorghbook
👍21❤2🤨1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن زمان که آفتاب
آرامش صبح را در هم میشکند
تو در مه صبحگاهی بال بگشا
دست جهان را در دستانت بفشار و
گل لبخند را بر لبانت بنشان
که چه با شکوه است زنده بودن
♦️@seemorghbook
آرامش صبح را در هم میشکند
تو در مه صبحگاهی بال بگشا
دست جهان را در دستانت بفشار و
گل لبخند را بر لبانت بنشان
که چه با شکوه است زنده بودن
♦️@seemorghbook
👏7❤2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...
"این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است ".
#نادر_ابراهیمی
♦️@seemorghbook
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...
"این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است ".
#نادر_ابراهیمی
♦️@seemorghbook
👏19😁2❤1👎1
☕️قطعهای از کتاب
اولین قدم برای یاد گرفتنِ شنا
نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: بپر، خودت را رها کن، زیر آب چشمهایت را باز کن،
بعد خودت آرام آرام برمیگردی به سطح آب
شرطِ اول همان دست و پا نزدن است،
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشهای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب
به زندگی
بی خفگی ...
📕#اتوبوسی_به_نام_هوس
✍#تنسی_ویلیامز
♦️@seemorghbook
اولین قدم برای یاد گرفتنِ شنا
نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: بپر، خودت را رها کن، زیر آب چشمهایت را باز کن،
بعد خودت آرام آرام برمیگردی به سطح آب
شرطِ اول همان دست و پا نزدن است،
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشهای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب
به زندگی
بی خفگی ...
📕#اتوبوسی_به_نام_هوس
✍#تنسی_ویلیامز
♦️@seemorghbook
❤12👍5
جنگ شده بود
پدری،شوهری،برادری،فرزندی،رفت تا پدری،شوهری،برادری،فرزندی را بکشد
نکند که به همسرش،مادرش یا دخترش تعدی شود...
و ژنرالها مدال گرفتند...
♦️@seemorghbook
پدری،شوهری،برادری،فرزندی،رفت تا پدری،شوهری،برادری،فرزندی را بکشد
نکند که به همسرش،مادرش یا دخترش تعدی شود...
و ژنرالها مدال گرفتند...
♦️@seemorghbook
😢32👍13❤8👎1
📕#در_مادگان_کسی_پیر_نمیشود
✍#دکتر_عطا_صفوی
کتاب حاضر سرگذشت دردناک دکتر عطا صفوی در اردوگاههای استالینی است که گرچه بیشتر به افسانه شباهت دارد اما دریغا که افسانه نیست.
زمانی که در اتّحاد شوروی مهاجر سیاسی بودم اوّلین بار دکتر صفوی را در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان در خانه اکبر شاندرمنی دیدم، دانستم که او نیز از نادر بازماندگان دوران استالینی است که پس از کشیدن ده سال زندان و زجر در اردوگاهها توانسته است جان سالم بدر ببرد. در آن زمان که سایه شوم دستگاههای پلیسی در سراسر سرزمین شوروی گسترده بود توقع نابجایی بود که ایرانیان قدیمی با خواهش من و یا هر کس دیگری به نگارش خاطرات تلخ جانگداز خود از اردوگاههای سیبری بپردازند. آنان در آن جوّ پلیسی حتّی به صحبت شفاهی هم (مگر در صورت اعتماد) تن نمیدادند.
کنجکاوی و احساس همدردی با آنان مرا وا میداشت که پای صحبتشان بنشینم و سرگذشت تلخ آنان را در سینه ثبت کنم. گردش روزگار چنان بود که بخشهایی از روایات آنان در کتاب «خانه دائی یوسف» بکار آمد.
این مجموعه در عرض سه سال، از طریق نامهنویسی، مصاحبه تلفنی، طرح سوالات و مراجعات مکرّر برای پرسشهای تکمیلی به شکل این کتاب در آمد.
♦️@seemorghbook
✍#دکتر_عطا_صفوی
کتاب حاضر سرگذشت دردناک دکتر عطا صفوی در اردوگاههای استالینی است که گرچه بیشتر به افسانه شباهت دارد اما دریغا که افسانه نیست.
زمانی که در اتّحاد شوروی مهاجر سیاسی بودم اوّلین بار دکتر صفوی را در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان در خانه اکبر شاندرمنی دیدم، دانستم که او نیز از نادر بازماندگان دوران استالینی است که پس از کشیدن ده سال زندان و زجر در اردوگاهها توانسته است جان سالم بدر ببرد. در آن زمان که سایه شوم دستگاههای پلیسی در سراسر سرزمین شوروی گسترده بود توقع نابجایی بود که ایرانیان قدیمی با خواهش من و یا هر کس دیگری به نگارش خاطرات تلخ جانگداز خود از اردوگاههای سیبری بپردازند. آنان در آن جوّ پلیسی حتّی به صحبت شفاهی هم (مگر در صورت اعتماد) تن نمیدادند.
کنجکاوی و احساس همدردی با آنان مرا وا میداشت که پای صحبتشان بنشینم و سرگذشت تلخ آنان را در سینه ثبت کنم. گردش روزگار چنان بود که بخشهایی از روایات آنان در کتاب «خانه دائی یوسف» بکار آمد.
این مجموعه در عرض سه سال، از طریق نامهنویسی، مصاحبه تلفنی، طرح سوالات و مراجعات مکرّر برای پرسشهای تکمیلی به شکل این کتاب در آمد.
♦️@seemorghbook
👍9❤3
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
شیره را از حبه ی انگور سرقت می کنند
شهد را از لانه ی زنبور سرقت می کنند
دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود!
سارقان بی پدر بدجور سرقت می کنند
احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت می کنند
عده ای راحت میان مبل خود لم می دهند
از طریق عده ای مزدور سرقت می کنند
روز روشن، زنده ها را از میان کوچه ها
مرده را هم نیمه شب از گور سرقت می کنند
برق را از سیم ها و آب را از لوله ها
دود را از حقه ی وافور سرقت می کنند
می برندت سوی خلوت، میکنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت می کنند!
جای اینکه سکه ای در کاسهی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت می کنند
نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عده ای تنها به این منظور سرقت می کنند!
خواستم دنبال مأموری روم، دیدم ولی
سارقان در پوشش مأمور سرقت می کنند
♦️@seemorghbook
شیره را از حبه ی انگور سرقت می کنند
شهد را از لانه ی زنبور سرقت می کنند
دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود!
سارقان بی پدر بدجور سرقت می کنند
احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت می کنند
عده ای راحت میان مبل خود لم می دهند
از طریق عده ای مزدور سرقت می کنند
روز روشن، زنده ها را از میان کوچه ها
مرده را هم نیمه شب از گور سرقت می کنند
برق را از سیم ها و آب را از لوله ها
دود را از حقه ی وافور سرقت می کنند
می برندت سوی خلوت، میکنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت می کنند!
جای اینکه سکه ای در کاسهی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت می کنند
نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عده ای تنها به این منظور سرقت می کنند!
خواستم دنبال مأموری روم، دیدم ولی
سارقان در پوشش مأمور سرقت می کنند
♦️@seemorghbook
😢23👍14❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی وقتها
باید یه نقطه بذاری
باز شروع کنی
باز بخندی
باز بجنگی
باز بیفتی و محکمتر پاشی
گاهی باید یه لبخند خوشگل
به همه تلخیا بزنی
و بگی ممنون که یادم دادین
به خودم تکیه کنم
♦️@seemorghbook
باید یه نقطه بذاری
باز شروع کنی
باز بخندی
باز بجنگی
باز بیفتی و محکمتر پاشی
گاهی باید یه لبخند خوشگل
به همه تلخیا بزنی
و بگی ممنون که یادم دادین
به خودم تکیه کنم
♦️@seemorghbook
👍6❤3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
💠هفت جا نفس خویش را حقیر یافتم
نخست: هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد.
دوم: آنگاه که در برابر از پا افتادگان، میپرید .
سوم: آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم: آنگاه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد.
پنجم: آنگاه که از ناچاری، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست
ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود.
هفتم: آنگاه که آوای ثنا سر داد و آن را فضیلت پنداشت.
#جبران_خلیل_جبران
♦️@seemorghbook
💠هفت جا نفس خویش را حقیر یافتم
نخست: هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد.
دوم: آنگاه که در برابر از پا افتادگان، میپرید .
سوم: آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم: آنگاه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد.
پنجم: آنگاه که از ناچاری، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست
ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود.
هفتم: آنگاه که آوای ثنا سر داد و آن را فضیلت پنداشت.
#جبران_خلیل_جبران
♦️@seemorghbook
👏14❤7
☕ قطعهای از کتاب
مردم را بر ضد همدیگر برانگیخته اند. خواهی نخواهی آدم مجبوره که بزنه، اونم کسی رو که به اندازه ی خودش از حقوق اجتماعی محروم شده و از خودش بدبخت تره چونکه نادانه!
ماموران، ژاندارم ها و جاسوس ها همشون در نظر ما دشمنند ولی با وجود این آدم هایی هستند مثل ما، آنها را هم استثمار می کنن و بدین ترتیب مردم رو به جان همدیگه انداختند و با حماقت و ترس کورشان کردند و دست و پاشون رو بستند. اون ها رو لِه میکنن و به وسیله ی اشخاصی مثل خودشون نابودشون می کنن.
مردم رو به تفنگ و چماق و سنگ تبدیل کردند و اسم این کار رو تمدن می گذارن... دولت و کشور اینه...
📕#مادر
✍#ماکسیم_گورکی
♦️@seemorghbook
مردم را بر ضد همدیگر برانگیخته اند. خواهی نخواهی آدم مجبوره که بزنه، اونم کسی رو که به اندازه ی خودش از حقوق اجتماعی محروم شده و از خودش بدبخت تره چونکه نادانه!
ماموران، ژاندارم ها و جاسوس ها همشون در نظر ما دشمنند ولی با وجود این آدم هایی هستند مثل ما، آنها را هم استثمار می کنن و بدین ترتیب مردم رو به جان همدیگه انداختند و با حماقت و ترس کورشان کردند و دست و پاشون رو بستند. اون ها رو لِه میکنن و به وسیله ی اشخاصی مثل خودشون نابودشون می کنن.
مردم رو به تفنگ و چماق و سنگ تبدیل کردند و اسم این کار رو تمدن می گذارن... دولت و کشور اینه...
📕#مادر
✍#ماکسیم_گورکی
♦️@seemorghbook
👍15❤4
ذهن احمق
مانند مردمک چشم ميماند.
هرچقدر كه نور بيشتری به آن بتابد
تنگتر ميشود..!
#اليور_وندل_هولمز
♦️@seemorghbook
مانند مردمک چشم ميماند.
هرچقدر كه نور بيشتری به آن بتابد
تنگتر ميشود..!
#اليور_وندل_هولمز
♦️@seemorghbook
👍26❤6👏3