کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
459 links
Download Telegram
وطن زنده از نام فردوسی است
اَبَرمرد، فردوسی طوسی است

به یاد اَبَرمرد شهنامه‌ام
بریزد گهر از سر خامه‌ام

ز فردوسی اکنون سخن سر کنم
کلام ورا زیب دفتر کنم

از این که ادیبی تواناست او
حکیمی خردمند و داناست او

حکیمی که خود عاشق میهن است
به بدخواه ایرانزمین دشمن است

ابوالقاسم آن مرد عقل و خرد
چنان ره به سوی سخن می‌برد

که دیگر به فکر زر و مال نیست
به فکر زمان و مه و سال نیست

فقط می‌نویسد از این سرزمین
ز عشقی که دارد بر ایرانزمین

بگوید بر ایرانیان این سخن
که در یاد آرید خود پند من

همه ثروتم گر به یغما برفت
همه عمر از دست، یکجا برفت

به عهدی که با سرزمین بسته‌ام
به پای چنین عهد بنشسته‌ام

من ایرانی‌ام، جایم ایران بُوَد
چه معمور باشد، چه ویران بُوَد

به جان و به دل، پاسدارش منم
پیِ حفظ آن، جان‌نثارش منم

ز جان و ز تن دست برداشتم
که شهنامة خویش انگاشتم

منم همچو او عاشق میهنم
فدای وطن باد جان و تنم

امیدم بُوَد همچو آن پاک رای
به حفظ وطن من نیفتم ز پای

خدا گر به من مهلتی را دهد
شرایط در ایران به من پا دهد

به راه وطن خود قلم می‌زنم
که شرحی به دفتر ز غم می‌زنم

بگویم به استاد والاتبار
اگر رنج بردی در آن روزگار

اگر رنج بردی تو در عمر خویش
منم رنج دیدم، ولی از تو بیش

ولیکن برای چنین چامه‌ام
گرفتم پیامی ز شهنامه‌ام

تقاضا نمایم ز یزدان پاک
دهد مرمرا دیده‌ای تابناک

که بعد از حکیم آنچه بر ما گذشت
دهم شرح احوال آن سرگذشت

اگرچه بر این عهد و پیمان خویش
نمودم همه ثبت دیوان خویش

چو بگشوده گردد دل هر کتاب
شود از غم سینه، هر دل کباب

♦️@seemorghbook
34🔥3👍1🍾1
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

می نوش به خرمی که این چرخ کهن
ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

♦️@seemorghbook
20💯2
☕️قطعه‌ای از کتاب

آقای واربرتون: پس مشکل تو چیست؟ ریا و تزویر کردن نگرانت ساخته است؟ میترسی که نان متبرک در گلویت گیر کند و یا اتفاق دیگری برایت بیفتد؟ مهم نیست. نصف راهبه ها در انگلستان احتمالا مشکل تو را دارند و نود درصد کشیش ها هم گرفتار این مشکل هستند!

دوروتی(دختر کشیش): قسمتی از مشکل من همین است. همیشه باید به آنچه اعتقاد ندارم تظاهر کنم! مطمئن هستم نمیتوانی ماهیت این کار را درک کنی ولی این بدترین قسمت کار نیست. شاید واقعا این کار زیاد مهم نباشد. شاید تزویر کار بودن، بهتر از چیزهای دیگر باشد.

آقای واربرتون: چرا می گویی این نوع تزویر کاری؟ منظورت این نیست که تظاهر به دینداری، جایگزین خوبی برای دینداری است؟

دوروتی(دختر کشیش): بلی فکر میکنم منظورم همین است. شاید تظاهر به دینداری درحالی که اعتقادی به آن نداری، از بیان آشکار بی ایمانی و سوق دادن احتمالی افراد به بی ایمانی بهتر باشد!

آقای واربرتون: دوروتی عزیزم، اگر ناراحت نمیشوی، باید بگویم ذهن تو بیمار است!

📕#دختر_کشیش

#جورج_اورول

♦️@seemorghbook
👏7😁1🤯1
معتقد بود که سرچشمه همهٔ
عیب های آدمی دو چیز است:
یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات،
و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد :
یکی کار و دیگری خِرد ...

#لئون_تولستوی

♦️@seemorghbook
👍4410😐1
زمین بوی نفرت میدهد،
خورشید شکایت پیش خدا برده است:
خداوندا
میخواهم خاموش شوم.
ازین گندیدگی
جانم به لب رسیده است.
زمین را هرچه گرمترش میکنم
بوی گندش بلندتر میشود...

#ژان_پل_سارتر

♦️@seemorghbook
👍154👎1🙏1😇1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

از نخل برهنه سایبانی نطلب
از مردم این زمانه یاری نطلب
عزت به قناعت است و خاری به طمع
با عزت خود بساز و خاری نطلب

#بابا_افضل_کاشانی

♦️@seemorghbook
👍23🤝2😱1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

#اندکی_تفکر

انسان کور را میتوان درمان کرد ولی نادان متعصب را هرگز ... تعصب کور‌‌کورانه انسان .
انسان کور را میتوان درمان کرد
ولی نادان متعصب را هرگز .
تعصب کور‌‌کورانه انسان بینا را کودن میکند .
تعصب یک امر اشتباه است ، حال فرقی نمیکند
که این تعصب نسبت به دین ، مذهب ، نژاد ، قوم ، رنگ ، و حتی فردی باشد .
تعصب ، تعصب نام دارد .
انسان متعصب برای مخفی کردن ضعف اجتماعی خود
همواره در حال فرافکنی ، تهمت ، افتراء ،
دروغ پردازی ، جعل سازی و ... نسبت به منتقدان خویش است .
غافل از اینکه برجسته‌ترین راه شناخت یک
انسان بزرگ ، اعتراف شجاعانه او به اشتباهات گذشته‌ی خویش است .
از تعصب بپرهیزیم .
تعصب ، بیجا و بجا ندارد .
تعصب ، تعصب است.
هرکس به وسعت تفکرش آزاد است .

♦️@seemorghbook
30👍7👎2🙏1💯1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

حاجی معتقد بود که زندگی یعنی : تقلب ، دروغ ، تزویر، پشت هم اندازی و کلاه برداری. زیرا جامعه ی او روی این اصول درست شده بود و هرکس بهتر می توانست کلاه بگذارد و سمبل کاری بکند، بهتر گلیم خود را از آب بیرون می کشید. وجود خودش را مثل وجود دیگران گناهکار تصور می کرد و برای تبرئه ی خود از هیچ دسیسه و سالوس و حقه بازی روبرگردان نبود. می اندیشید که زبان یک تکه گوشت است که می شود به هر سو گردانید و از این رو کار چاق کنی ، پشت هم اندازی، جاسوسی ،چاپلوسی و عوام فریبی جزء غریزه ی او شده بود. زمانه این را می پسندید و او هم از مردان برجسته ی زمان خود بود و نمی خواست در این بازار کلاه برداری دنیا کلاه سرش رفته باشد.

📕#حاجی_آقا

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
23👍4🔥1😁1
ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ﺑﻼﯾﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ،
ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢﺩﺳﺘﯽ ﺧﻮﺩِ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺷﺪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﻣﯽﮔﺰﯾﻨﻨﺪ !

#ﻣﺎﺭﯾﻮ_ﺑﺎﺭگاﺱ_ﯾﻮﺳﺎ

♦️@seemorghbook
👍6115👎2🤨2
«وطن»

وطن
   وطن مهربان من
حالا روي كدام انگشت خود حساب می‌كنی؟
با كدام دست؟
حرفهايم را مي شنوی‌؟
با كدام گوش؟!
چه شد            لاله‌ی گوش‌های تو چه شد؟
و چه شد كه جوانان تو از پياده‌روها   به جوها  افتادند
 و افتادند  كه  (افتادگی آموز اگر طالب فيضی) !
و فيض می‌برند لاله‌های تو
 هر  روز در اتومبيل‌های رنگارنگ   خون بالا می‌آورند
(از خون جوانان وطن لاله  دميده) !
و سرودهای تو همگی
 در روزهای مشخص ناله می‌كنند !
 كودكانی كه در كفش‌هايشان
از كوچه‌ای به كوچه‌ی ديگر گم می‌شوند!
و گم می‌شود آرزوی دوچرخه‌ای در خيابان ولی‌عصر!
كه نه! قدم زدن در شلوار جينی
كه 60% تخفيف در پاچه دارد!

وطنم تابوت جوانان تو
اينگونه بر دوش پياده‌روها
غرق می‌شود!

#بکتاش_آبتین

♦️@seemorghbook

درود بر همه دوستان
با لطف و عنایت بزرگوارن بعد از ۸۸ روز سرانجام اینترنت بین المللی باز شد .خوشحالیم که دوباره در کنار شما یاران عزیز و گرامی هستیم🌸
70😭15👍11👏3


پس جهنم اینه!
هرگز به این شکل درباره‌اش فكر
نمی‌كردم
یادتون هست: گوگرد، آتیش، سیخ...
آه! عجب حرف‌های مضحكی سال‌ها در مغزمان فرو کردند!
احتیاجی به سیخ نیست!

حالا فهمیدم:
جهنم همان زندگی اجباری با احمق‌های اطرافه.

#ژان_پل_سارتر

♦️@seemorghbook
👍74👏1513🔥2
دزدهای کوچک قربانیان فقرند و دزدهای بزرگ ریشه‌های فقر.
عدالتِ حقیقی در حذف ریشه های فقر است نه به زنجیر کشیدن قربانیان فقر.

📘#مردم_فقیر

#فئودور_داستایوفسکی

♦️@seemorghbook
👍6313
ﭼﻘﺪﺭ ﮐﻮﭼﮑﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺪ

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ نمیﺩﺍﻧﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ
ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ
ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ.


♦️@seemorghbook
👍368👎1
قرن ۱۳ طاعون شایع شد
کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست
۱۲هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند.
بقیه مردم را طاعون کشت.

پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد.
پاپ معتقد بودکه‌ در روز رستاخیز قطعات بدن نمی‌توانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود!

قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود
زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد
که استخوان یک بز است
اما استخوانها همچنان شفا می‌داد!

انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق
آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند!
بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است!


♦️@seemorghbook
👍4321👎2
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت


♦️@seemorghbook
👏205😁2🤔1😭1
نادان ها پیوسته از گذشته لاف می زنند.... خردمندان در اندیشه حال بوده...
و دیوانگان، سخن آینده را به زبان می آورند...

#ناپلئون_هیل

♦️@seemorghbook
24👍5👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

«ملا نصرالدين كمونيست شده بود»

از او پرسيدند: ملا ميدونى كمونيسم يعنى چه؟
گفت: بله ميدانم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا اتومبيل داشته باشى و يكى ديگر اتومبيل نداشته باشد، ناچار خواهى بود يكى از آن دو را بدهى؟
گفت: بله كاملاً حاضرم همين حالا این کار را بکنم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا الاغ داشته باشى بايد يكى را بدهى به كسى كه الاغ ندارد!
گفت: نه! با اين مخالفم! اين كار را نمى توانم انجام دهم.
گفتند: چرا اين كه همان منطق است و همان نتيجه؟
گفت: نه اين همان نيست؛ چون من الان دو تا الاغ دارم ولى دو تا اتومبيل که ندارم!
بسيارى از مردم تا زمانى به شعارهاى زيبايشان پایبند هستند كه منافع خودشان در خطر نباشد.
آنها قشنگ حرف ميزنند اما در مقام عمل، هرگز بر اساس آنچه ميگويند رفتار نمى كنند.

♦️@seemorghbook
👍4425😁3
عشق دلقک

ارونقی کرمانی

♦️@seemorghbook
8
📕#عشق_دلقک

#ارونقی_کرمانی

سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....

"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"

♦️@seemorghbook
22