آدم واقعی...
آدم واقعی را باید پیدا کرد.
آدمی که سوادش به مدرکش نباشد،
زیباییش به چشم و ابرویش نباشد،
دلبریش به قد و قامتش نباشد.
آدمی که زخمهایش را پنهان نکند.
آدمی که وقتی روبهرویت نشست، جوری چشمهایش را ریز کند انگار دارد به مهمترین جملات زندگیش گوش میدهد.
آدمی که وقتی به حرف زدن میافتد، یا چشمهایش پر از اشک بشود، یا بزند زیر خنده.
آدمی که مهربانیش در قفس کلماتش گرفتار نباشد، آدمی که دلخوریهایش از راه دور معلوم باشد.
آدمی که موقع دروغ گفتن لکنت زبان بگیرد.
آدمی که نگاه ناپاک نداشته باشد.
آدمی که حرف مردم را نشنود، تکرار نکند، برایش مهم نباشد.
آدمی که از رسوایی نترسد، رسوایی را نفهمد، رسوایی برایش مهم نباشد.
آدمی که نقاب را نشناسد، آدمی که نقاب نداشته باشد. آدمی که دلش شیشهای باشد.
آدمی که واقعی باشد...
#امیرعلی_بنیاسدی
♦️@seemorghbook
آدم واقعی را باید پیدا کرد.
آدمی که سوادش به مدرکش نباشد،
زیباییش به چشم و ابرویش نباشد،
دلبریش به قد و قامتش نباشد.
آدمی که زخمهایش را پنهان نکند.
آدمی که وقتی روبهرویت نشست، جوری چشمهایش را ریز کند انگار دارد به مهمترین جملات زندگیش گوش میدهد.
آدمی که وقتی به حرف زدن میافتد، یا چشمهایش پر از اشک بشود، یا بزند زیر خنده.
آدمی که مهربانیش در قفس کلماتش گرفتار نباشد، آدمی که دلخوریهایش از راه دور معلوم باشد.
آدمی که موقع دروغ گفتن لکنت زبان بگیرد.
آدمی که نگاه ناپاک نداشته باشد.
آدمی که حرف مردم را نشنود، تکرار نکند، برایش مهم نباشد.
آدمی که از رسوایی نترسد، رسوایی را نفهمد، رسوایی برایش مهم نباشد.
آدمی که نقاب را نشناسد، آدمی که نقاب نداشته باشد. آدمی که دلش شیشهای باشد.
آدمی که واقعی باشد...
#امیرعلی_بنیاسدی
♦️@seemorghbook
❤15👍10👏4
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد …
#وحشی_بافقی
♦️@seemorghbook
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد …
#وحشی_بافقی
♦️@seemorghbook
👍26❤4
سال 87 بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسنده توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع اوری کتاب از کتابفروشی ها بودیم که بعد ها عنوان شد این کار به درخواست نویسنده کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما...
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
♦️@seemorghbook
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
♦️@seemorghbook
👍86❤8👏6🔥2😁1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگذار هر ثانیه، حالِ تو خوب باشد.
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
بگذار رفتنیها بروند و ماندنیها بمانند.
تو لبخندت را بزن
حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق و شرایط و شخصی گره نزن!
بیواسطه خوب باش، بیواسطه شادی کن بیواسطه بخند...
تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب میشود، باور کن!
♦️@seemorghbook
👍15🥰4❤2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امانوئل کانت میگفت: ما میتوانیم قلب یک انسان را از رفتارش با حیوانات داوری کنیم. کسی که با حیوانها بیرحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است. میتوان عاطفهی آدمی را از روی رفتارش با حیوانها سنجید.
ویدیو رو ببینید👌
♦️@seemorghbook
ویدیو رو ببینید👌
♦️@seemorghbook
👍26❤12
☕️ قطعه ای از کتاب
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ... .
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ...!
چون عموما عادت دارند این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب به شمار آورند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .
📕#بوف_کور
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
در زندگی زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ... .
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ...!
چون عموما عادت دارند این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب به شمار آورند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .
📕#بوف_کور
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍17❤2
تمدنهای ریا آمیز برای آنکه هم پایههای حکومت خود را مستحکم نگاه دارند و هم جامعه را در اسارت ابدی حفظ کنند معمولا خدا را دستاویز قرار میدهند !!
#ناپلئون_بناپارت
♦️@seemorghbook
#ناپلئون_بناپارت
♦️@seemorghbook
👍38👏6
📕#فرهنگ_تئاتر_و_طاعون
✍#آنتونن_آرتو
تئاتر به زعم آرتو با طاعون قابل قیاس است، معهذا تئاتر برتر از طاعون است زیرا برخلاف طاعون،آفتابی کردن واقعیت در تئاتر،کاری دائمی و وقفهناپذیر و مستمر است بدین معنی که تئاتر هیچگاه نزاعی را قاطعانه فیصله نمیدهد بلکه گشایشش را همواره به عهده تعوق میافکند.
در بیماریهای مسری، البته مرگ و میر واقعیت دارد ولی نیروی شر با کشتار پایان میگیرد،اما در تئاتر برعکس،این نیرو که به تئاتر یاری میرساند پایانی ندارد زیرا حقیقتا هرگز ته نمیکشد بلکه همواره بالقوه ماندگار است.
♦️@seemorghbook
✍#آنتونن_آرتو
تئاتر به زعم آرتو با طاعون قابل قیاس است، معهذا تئاتر برتر از طاعون است زیرا برخلاف طاعون،آفتابی کردن واقعیت در تئاتر،کاری دائمی و وقفهناپذیر و مستمر است بدین معنی که تئاتر هیچگاه نزاعی را قاطعانه فیصله نمیدهد بلکه گشایشش را همواره به عهده تعوق میافکند.
در بیماریهای مسری، البته مرگ و میر واقعیت دارد ولی نیروی شر با کشتار پایان میگیرد،اما در تئاتر برعکس،این نیرو که به تئاتر یاری میرساند پایانی ندارد زیرا حقیقتا هرگز ته نمیکشد بلکه همواره بالقوه ماندگار است.
♦️@seemorghbook
👍11❤1🤔1
از دشمنى نترس كه آشكارا بر تو حمله مى كند
ازدوستى بترس كه فريبكارانه تو را در آغوش مى كشد
♦️@seemorghbook
ازدوستى بترس كه فريبكارانه تو را در آغوش مى كشد
♦️@seemorghbook
👍32❤3
اگر نمی خواهی به دست هیچ "دیکتاتوری"
گرفتار شوی،فقط یک کار بکن:بخوان و
بخوان و بخوان!
با آگاهی تو دیکتاتوری در "گذر زمان"نابود
می شود.
♦️@seemorghbook
گرفتار شوی،فقط یک کار بکن:بخوان و
بخوان و بخوان!
با آگاهی تو دیکتاتوری در "گذر زمان"نابود
می شود.
♦️@seemorghbook
👍59❤2
زن ،، بام نیست
تا برای هواخوری به سراغش بروی
"آسمان" است پرواز را بیاموز
سیگارنیست
که بکشی وتمامش کنی
"اکسیژن" است اورا نفس بکش
روزنامه نیست
که بخوانی وروی نیمکتی جا بگذاری
" کتاب" است اورازندگی کن
اویک"زن"است اگرمیتوانی "مرد" باش....
♦️@seemorghbook
تا برای هواخوری به سراغش بروی
"آسمان" است پرواز را بیاموز
سیگارنیست
که بکشی وتمامش کنی
"اکسیژن" است اورا نفس بکش
روزنامه نیست
که بخوانی وروی نیمکتی جا بگذاری
" کتاب" است اورازندگی کن
اویک"زن"است اگرمیتوانی "مرد" باش....
♦️@seemorghbook
💯23👍10❤4👎4
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
👍36👏5❤4👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلدانهای لبخند را
در حیاط چهره بگذارید
چشم های عاشقتان را آب بزنید
پلکهای خسته را جارو کنید
نان تازه ای از سر کوچه نشاط بگیرید
هر صبح،
بنشینید عشق بخورید
و عشق بنوشید
♦️@seemorghbook
در حیاط چهره بگذارید
چشم های عاشقتان را آب بزنید
پلکهای خسته را جارو کنید
نان تازه ای از سر کوچه نشاط بگیرید
هر صبح،
بنشینید عشق بخورید
و عشق بنوشید
♦️@seemorghbook
❤11👍3
بدونِ وجود باران
هیچ چیز رشد نمیکند !
گاهی لازم است
که طوفانهای زندگیمان را
در آغوش بگیریم .
♦️@seemorghbook
هیچ چیز رشد نمیکند !
گاهی لازم است
که طوفانهای زندگیمان را
در آغوش بگیریم .
♦️@seemorghbook
👍15❤2
☕️قطعهای از کتاب
زندگی بسیار کوتاه است و این شما هستید که میتوانید آن را شیرین کنید.
وقتی در تعریف ویژگی، فردی را شیرین میخوانیم، منظورمان این است که این فرد آرام و ملایم، مهربان، خوش قلب و آسانگیر است، خلق و خوی جوانی دارد.
اگر میخواهید زندگی را برای خود شیرین کنید باید مشخصههای فوق را در رفتار خود بگنجانید.
ضرباهنگ زندگیتان را آرامتر کنید. در رفتار خود با دیگران ملایم و آرام باشید. سعی کنید دیگران از بودن با شما احساس راحتی داشته باشند. سخاوتمند و دلسوز باشید. اگر کسی از مشکلی رنج میبرد باید با بذلهگویی و درک متقابل او را آرام سازید. از لذت سادهی زندگی، از زیبایی و رنگ و بوی گلها، از طعم میوهی تازه و آبدار و از آفتاب درخشان لذت ببرید.
📕#365_راه_شاد_زیستن
✍#مدونا_کادینگر
♦️@seemorghbook
زندگی بسیار کوتاه است و این شما هستید که میتوانید آن را شیرین کنید.
وقتی در تعریف ویژگی، فردی را شیرین میخوانیم، منظورمان این است که این فرد آرام و ملایم، مهربان، خوش قلب و آسانگیر است، خلق و خوی جوانی دارد.
اگر میخواهید زندگی را برای خود شیرین کنید باید مشخصههای فوق را در رفتار خود بگنجانید.
ضرباهنگ زندگیتان را آرامتر کنید. در رفتار خود با دیگران ملایم و آرام باشید. سعی کنید دیگران از بودن با شما احساس راحتی داشته باشند. سخاوتمند و دلسوز باشید. اگر کسی از مشکلی رنج میبرد باید با بذلهگویی و درک متقابل او را آرام سازید. از لذت سادهی زندگی، از زیبایی و رنگ و بوی گلها، از طعم میوهی تازه و آبدار و از آفتاب درخشان لذت ببرید.
📕#365_راه_شاد_زیستن
✍#مدونا_کادینگر
♦️@seemorghbook
👍15❤2
شخصی بهلول را گفت :
تو را از دور دیدم گمان کردم
خری می آید
بهلول گفت : من هم تو را از دور دیدم گمان کردم انسانی می آید
♦️@seemorghbook
تو را از دور دیدم گمان کردم
خری می آید
بهلول گفت : من هم تو را از دور دیدم گمان کردم انسانی می آید
♦️@seemorghbook
👍38❤5