📕#خوشه_های_خشم
✍#جان_اشتاین_بک
خوشههای خشم یا انگورهای خشم (به انگلیسی: The Grapes of Wrath) یک رمان واقع گرای آمریکایی، نوشتهٔ جان اشتاین بک است که در ۱۹۳۹ منتشر شد. این کتاب برندهٔ جایزه ملی کتاب و جایزه پولیتزر برای داستان شد؛ و زمانی که استاینبک جایزه نوبل ادبیات را در ۱۹۶۲ دریافت کرد، بهطور برجستهای مورد اشاره قرار گرفت.
این رمان روایتگر جریانات رکورد بزرگ اقتصادی و مهاجرتهای ناشی از طوفانهای بزرگ داست بول در دههٔ ۱۹۳۰ است و داستان خانوادهای کشاورز و اهل اکلاهاما، به نام «خانوادهٔ جود» که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنیا شدهاند را پی میگیرد.
خوشههای خشم به دلیل میراث ماندگارش، اغلب در کلاس ادبیات دبیرستان و کالجهای ایالت متحده آمریکا خوانده میشود.
♦️@seemorghbook
✍#جان_اشتاین_بک
خوشههای خشم یا انگورهای خشم (به انگلیسی: The Grapes of Wrath) یک رمان واقع گرای آمریکایی، نوشتهٔ جان اشتاین بک است که در ۱۹۳۹ منتشر شد. این کتاب برندهٔ جایزه ملی کتاب و جایزه پولیتزر برای داستان شد؛ و زمانی که استاینبک جایزه نوبل ادبیات را در ۱۹۶۲ دریافت کرد، بهطور برجستهای مورد اشاره قرار گرفت.
این رمان روایتگر جریانات رکورد بزرگ اقتصادی و مهاجرتهای ناشی از طوفانهای بزرگ داست بول در دههٔ ۱۹۳۰ است و داستان خانوادهای کشاورز و اهل اکلاهاما، به نام «خانوادهٔ جود» که از موطن خود دور افتاده و مجبور به سفر به غرب و کالیفرنیا شدهاند را پی میگیرد.
خوشههای خشم به دلیل میراث ماندگارش، اغلب در کلاس ادبیات دبیرستان و کالجهای ایالت متحده آمریکا خوانده میشود.
♦️@seemorghbook
👍14❤4👏2
اینکه یک دخترجوان و پاک دوستت داشته باشد و اولین کسی باشی که عجایب عشق را برای او آشکار میکنی،شادی بسیار بزرگی است
اما بدست آوردن این عشق ساده ترین کار در دنیاست؛زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربه ای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است.
#الکساندر_دوما
♦️@seemorghbook
اما بدست آوردن این عشق ساده ترین کار در دنیاست؛زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربه ای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است.
#الکساندر_دوما
♦️@seemorghbook
👍25❤6🥰1
من از امتیازها وانحصارها نفرت دارم زیرا از نظر من هر آنچه که با تمام مردم تقسیم نمیشودحرام و گناه آلود است.
#دکتر_مصدق
♦️@seemorghbook
#دکتر_مصدق
♦️@seemorghbook
❤36👍11👎4🤨1🍾1
آن فروغ درخشان که زمانی در برابر دیدگانم میدرخشید، اکنون برای همیشه از نظرم ناپدید شده است. گرچه هیچچیز شکوه علفزار و طراوت گلهای بهاری را به ما باز نخواهد گرداند اما غمی نیست؛ باید قوی بود و به آنچه برجایمانده امید بست.
#ویلیام_وردزورث
♦️@seemorghbook
#ویلیام_وردزورث
♦️@seemorghbook
👍9❤3
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭشی ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است
♦️@seemorghbook
📖 #حکایت
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭشی ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ
ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
ﺩﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ
ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟
ﮔﻔﺖ : ﯾﻚ ﺩﺭﻫﻢ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﻋﺘﯿﻘﻪ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ
ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ با این كاسه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ ، ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، عتیقه است
♦️@seemorghbook
😁61👍15❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستهایت را بگشا
دلت را به امید
خودت را به صبح پیوند بزن
امروز روز دیگریست
و آغاز چشمهایی
که خدا در آن نقش بسته
♦️@seemorghbook
دلت را به امید
خودت را به صبح پیوند بزن
امروز روز دیگریست
و آغاز چشمهایی
که خدا در آن نقش بسته
♦️@seemorghbook
👍14❤3
تنها راهزني كه دار و ندار آدمي را به تاراج ميبرد انديشه هاي منفي خود او است.
دشمنان شما همه در درون خودتان هستند .
تنها كسي كه بايد دگرگون شود ،
خودتان هستيد ؛
خودتان كه دگرگون شويد،
همه ي اوضاع و شرايط
پيرامونتان نيز دگرگون مي شود.
براي شفای تن بايد روح را شفا داد...
♦️@seemorghbook
دشمنان شما همه در درون خودتان هستند .
تنها كسي كه بايد دگرگون شود ،
خودتان هستيد ؛
خودتان كه دگرگون شويد،
همه ي اوضاع و شرايط
پيرامونتان نيز دگرگون مي شود.
براي شفای تن بايد روح را شفا داد...
♦️@seemorghbook
👍23❤4
اگر روزی
چشم هایت را باز کردی
و خودت را وسط یک کوره دیدی نترس
و سعی کن از آن پخته خارج شوی،
چرا که "سوختن" را همه بلدند...!
#هاروکی_موراکامی
♦️@seemorghbook
چشم هایت را باز کردی
و خودت را وسط یک کوره دیدی نترس
و سعی کن از آن پخته خارج شوی،
چرا که "سوختن" را همه بلدند...!
#هاروکی_موراکامی
♦️@seemorghbook
❤16👍10👎1
☕ قطعهای از کتاب
"دریغا، سرزمین نگون بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز «از همه جا بی خبران» را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آن جا که آه و ناله و فریادهایِ آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آن جا که اندوه جانکاه چیزیست همه جا یاب. و چون ناقوس عزا به نوا در آید، کمتر میپرسند از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاه تر از عمر گلی ست که بر کلاه می زنند، و می میرند پیش از آن که بیماری گریبانگیرشان شود..."
📕#مکبث
✍#ویلیام_شکسپیر
♦️@seemorghbook
"دریغا، سرزمین نگون بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز «از همه جا بی خبران» را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آن جا که آه و ناله و فریادهایِ آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آن جا که اندوه جانکاه چیزیست همه جا یاب. و چون ناقوس عزا به نوا در آید، کمتر میپرسند از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاه تر از عمر گلی ست که بر کلاه می زنند، و می میرند پیش از آن که بیماری گریبانگیرشان شود..."
📕#مکبث
✍#ویلیام_شکسپیر
♦️@seemorghbook
👍19
آدم های خرافاتی هم از جهل و نادانی خود دفاع می کنند
هم می خواهند دیگران را با خود به بردگی بکشانند.
♦️@seemorghbook
هم می خواهند دیگران را با خود به بردگی بکشانند.
♦️@seemorghbook
👍31
📕#یوزپلنگانی_که_با_من_دویده_اند
✍#بیژن_نجدی
یوزپلنگانی که با من دویدهاند کتابی حاوی ده داستان کوتاه از بیژن نجدی است. نام کتاب طبق مطلب مندرج در کتاب از وصیت شاعرانه او گرفته شدهاست.این کتاب تنها کتابی است که در زمان حیات بیژن نجدی از وی منتشر شد.
این مجموعه داستان توسط محمدرضا دمابی درسال ۱۳۸۹ به زبان انگلیسی ترجمه و در مجله نوشتا شماره شانزدهم به چاپ رسیده است.
بیژن نجدی نویسندهای با ذوق ادبی است که داستانهایش در سبکهای واقعگرایی و فراواقعگرایی است. وی از پیشگامان داستان نویسی پست مدرن در ایران به شمار می آید.نشانههای سبک واقعیتگرایی در بخشهای مختلف برخی از این داستانها از زندگی ملموس شخصیتها و نشانههای سبک فراواقعیت گرایی در تعداد دیگری از داستانها از هم ذات پنداری با اشیای بیجان است که به طور بارز به ذهن خواننده کتاب منعکس میشود. بیژن نجدی از قریحه شاعری خود در متن داستانها بهره برده و استعارهها و تشبیههای فراوانی در متن کتاب موجود است.
♦️@seemorghbook
✍#بیژن_نجدی
یوزپلنگانی که با من دویدهاند کتابی حاوی ده داستان کوتاه از بیژن نجدی است. نام کتاب طبق مطلب مندرج در کتاب از وصیت شاعرانه او گرفته شدهاست.این کتاب تنها کتابی است که در زمان حیات بیژن نجدی از وی منتشر شد.
این مجموعه داستان توسط محمدرضا دمابی درسال ۱۳۸۹ به زبان انگلیسی ترجمه و در مجله نوشتا شماره شانزدهم به چاپ رسیده است.
بیژن نجدی نویسندهای با ذوق ادبی است که داستانهایش در سبکهای واقعگرایی و فراواقعگرایی است. وی از پیشگامان داستان نویسی پست مدرن در ایران به شمار می آید.نشانههای سبک واقعیتگرایی در بخشهای مختلف برخی از این داستانها از زندگی ملموس شخصیتها و نشانههای سبک فراواقعیت گرایی در تعداد دیگری از داستانها از هم ذات پنداری با اشیای بیجان است که به طور بارز به ذهن خواننده کتاب منعکس میشود. بیژن نجدی از قریحه شاعری خود در متن داستانها بهره برده و استعارهها و تشبیههای فراوانی در متن کتاب موجود است.
♦️@seemorghbook
👍9❤1
کسی که زبان مادری را به فرزندان خود یاد ندهد نه تنها به پدر و مادر خود خیانت کرده بلکه به تمام بشریت خیانت کرده است چون باعث نابودی یکی از فرهنگهای بشری شده
#پروفسور_جینو_آلفرد
♦️@seemorghbook
#پروفسور_جینو_آلفرد
♦️@seemorghbook
👍41
سهم من
گردش حزنآلودی در باغ خاطرههاست
و در اندوه صدایی جان دادن
که به من میگوید:
«دستهایت را دوست میدارم»
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت...
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
گردش حزنآلودی در باغ خاطرههاست
و در اندوه صدایی جان دادن
که به من میگوید:
«دستهایت را دوست میدارم»
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت...
#فروغ_فرخزاد
♦️@seemorghbook
👍17❤1
دروازههای بسته
به ناگاه
فراز خواهد شد
دستان اشتیاق از دریچهها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
پیشباز خواهد شد
سالی
آری
بیگاهان
نوروز
چنین آغاز خواهد شد.
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
به ناگاه
فراز خواهد شد
دستان اشتیاق از دریچهها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهد شد
و بهار
در معبری از غریو
تا شهرِ خسته
پیشباز خواهد شد
سالی
آری
بیگاهان
نوروز
چنین آغاز خواهد شد.
#احمد_شاملو
♦️@seemorghbook
👍11❤2
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
#اندکی_تفکر
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد
هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما.
اندکی اندیشه کرد،سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستان دزدش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزد کیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد. آن گاه من دزد باورهای او هم بودم. واین دور از انصاف است!
و این روزها عده ای هم دزد خزانه مردمند
و هم دزد باورهایشان...!
♦️@seemorghbook
#اندکی_تفکر
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد
هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما.
اندکی اندیشه کرد،سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستان دزدش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزد کیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد. آن گاه من دزد باورهای او هم بودم. واین دور از انصاف است!
و این روزها عده ای هم دزد خزانه مردمند
و هم دزد باورهایشان...!
♦️@seemorghbook
👍32👏6❤4👎1