🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
وقتیﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻏﻢ ﻧﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻭﺭﺍﺀﺍﻟﻄﺒﯿﻌﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻏﯿﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﺪ : ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺴﺖ . ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺟوامع امروزی ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﯾﺪ ...
ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯼ ﻟﻮﮐﺲِ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﻭ ﻣﺮﻓﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﻀﺎﻣﯿﻦ ﻭ ﺟﻤﻼﺕِ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞﻫﺎﯼ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻓﺎﺣﺶ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ، ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﺩﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ، ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥﻫﺎ ﻣﯽﺩﻭﺯﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ!
♦️@seemorghbook
وقتیﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻏﻢ ﻧﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻭﺭﺍﺀﺍﻟﻄﺒﯿﻌﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻏﯿﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﯿﺪ : ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺧﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺴﺖ . ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺟوامع امروزی ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﯾﺪ ...
ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯼ ﻟﻮﮐﺲِ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﺍﺩﺳﺖ ﻭ ﻣﺮﻓﻪ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﻀﺎﻣﯿﻦ ﻭ ﺟﻤﻼﺕِ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞﻫﺎﯼ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻗﺸﺎﺭ ﻓﺮﻭﺩﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﻓﺎﺣﺶ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ، ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎﺩﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ، ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥﻫﺎ ﻣﯽﺩﻭﺯﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ!
♦️@seemorghbook
👍42❤2
صبح است بيا تا كه غزل نوش كنيم
آواى خوش چکاوكان گوش كنيم
برخيز كه خورشيد طلوع كرد به مهر
هر نكته به جز عشق فراموش کنیم
♦️@seemorghbook
آواى خوش چکاوكان گوش كنيم
برخيز كه خورشيد طلوع كرد به مهر
هر نكته به جز عشق فراموش کنیم
♦️@seemorghbook
👍12❤6
زندگی مثل یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا میکشید، انگشت شستتان بیرون می زند
آن را پایین میکشید شانههایتان از سرما می لرزد
آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!
ولی آدمهای شاد؛
زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری می کند
♦️@seemorghbook
آن را بالا میکشید، انگشت شستتان بیرون می زند
آن را پایین میکشید شانههایتان از سرما می لرزد
آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!
ولی آدمهای شاد؛
زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری می کند
♦️@seemorghbook
👍26❤3
☕️ قطعهای از کتاب
هدف از درمان، اصلاح گذشته نیست. بلکه درمان بیمار را قادر میکند تا با گذشتهاش روبهرو شود و آن را برای همیشه کنار بگذارد.
📕#بیمار_خاموش
✍#الکس_مایکلیدیس
♦️@seemorghbook
هدف از درمان، اصلاح گذشته نیست. بلکه درمان بیمار را قادر میکند تا با گذشتهاش روبهرو شود و آن را برای همیشه کنار بگذارد.
📕#بیمار_خاموش
✍#الکس_مایکلیدیس
♦️@seemorghbook
👍15
انسان ها نادان به دنیا می آیند،
نه احمق؛
احمق شدن نیاز به آموزش دارد...!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
نه احمق؛
احمق شدن نیاز به آموزش دارد...!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
👍28❤1
📕#زنی_که_مردش_را_گم_کرد
✍#صادق_هدایت
در میان رمانها و داستانهای کوتاه صادق هدایت، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد»، به دلیل بیان مشکلات اجتماعی زنان، جایگاه برجستهای دارد. تاکنون مقالات بسیاری در مورد شخصیتشناسی زنان در آثار صادق هدایت نوشته شده است.
برخی از نویسندگان و منتقدان معقدند که شخصیتهای زن، جایگاه برجستهای در آثار وی ندارد، و او را شخصیتی زن ستیز معرفی میکنند. در حالی که عدهای دیگر معتقدند که او همدلانه با زنان عصر خود همراهی میکرده و سعی کرده، واقع بینانه مشکلات زنان را بازتاب دهد.
در داستان زنی که مردش را گم کرد «زرّینکلاه» دخترکی روستایی است که در تاکستان کار میکند. او با گلببو، جوان روستایی مازندرانی که مسئول بردن صندوقهای انگور به بازار است، آشنا میشود. پس از چندی برخلاف نظر مادرش با گلببو ازدواج میکند. زرّینکلاه در خانوادهای مردستیز تربیت یافته، اما او رفتاری کاملا متضاد با عقاید سنتی خانوادگی بروز میدهد.
صادق هدایت در این داستان فقر اقتصادی و فقر فرهنگی زنان را عامل مهمی در جهت عقب ماندگی زنان میداند و معتقد است که نداشتن استقلال و خوداتکایی زنان، باعث وابستگی آنان به مردان میشود.
علاوه بر این او در آثار خود، تنها زنان را در این وضعیت مقصر نمیبیند، او ساختار سنتی و عرفی جامعه خود را نقد میکند، به نظام مردسالار، زن بارگی مردان و مشروعیت چندهمسری اشاره میکند و همه این عوامل را در وضعیت اسفناک زنان عصر خود دخیل میبینند.
این داستان به همراه ۱۴ داستان دیگر در این کتاب گردآوری شده است.
♦️@seemorghbook
✍#صادق_هدایت
در میان رمانها و داستانهای کوتاه صادق هدایت، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد»، به دلیل بیان مشکلات اجتماعی زنان، جایگاه برجستهای دارد. تاکنون مقالات بسیاری در مورد شخصیتشناسی زنان در آثار صادق هدایت نوشته شده است.
برخی از نویسندگان و منتقدان معقدند که شخصیتهای زن، جایگاه برجستهای در آثار وی ندارد، و او را شخصیتی زن ستیز معرفی میکنند. در حالی که عدهای دیگر معتقدند که او همدلانه با زنان عصر خود همراهی میکرده و سعی کرده، واقع بینانه مشکلات زنان را بازتاب دهد.
در داستان زنی که مردش را گم کرد «زرّینکلاه» دخترکی روستایی است که در تاکستان کار میکند. او با گلببو، جوان روستایی مازندرانی که مسئول بردن صندوقهای انگور به بازار است، آشنا میشود. پس از چندی برخلاف نظر مادرش با گلببو ازدواج میکند. زرّینکلاه در خانوادهای مردستیز تربیت یافته، اما او رفتاری کاملا متضاد با عقاید سنتی خانوادگی بروز میدهد.
صادق هدایت در این داستان فقر اقتصادی و فقر فرهنگی زنان را عامل مهمی در جهت عقب ماندگی زنان میداند و معتقد است که نداشتن استقلال و خوداتکایی زنان، باعث وابستگی آنان به مردان میشود.
علاوه بر این او در آثار خود، تنها زنان را در این وضعیت مقصر نمیبیند، او ساختار سنتی و عرفی جامعه خود را نقد میکند، به نظام مردسالار، زن بارگی مردان و مشروعیت چندهمسری اشاره میکند و همه این عوامل را در وضعیت اسفناک زنان عصر خود دخیل میبینند.
این داستان به همراه ۱۴ داستان دیگر در این کتاب گردآوری شده است.
♦️@seemorghbook
❤20👍13👎1
روزی حکیمی به شاگردانش گفت:فردا هرکدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم هایی که دوستشان ندارید و از آنها بدتان می آید پیاز قرار دهید!
روزبعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت:هر جا که می روید این کیسه را با خود حمل کنید.
شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که:پیاز ها گندیده و بوی تعفن گرفته است و ما را اذیت می کند.حکیم پاسخ زیبایی داد:
این شبیه وضعیتی است که شما کینه دیگران را در دل نگه دارید.
این کینه قلب و دل شما را فاسد می کند.و بیشتر از همه خودتان را اذیت خواهد کرد.پس "ببخشید" و "بگذرید" تا "آزار" نبینید..
♦️@seemorghbook
روزبعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت:هر جا که می روید این کیسه را با خود حمل کنید.
شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که:پیاز ها گندیده و بوی تعفن گرفته است و ما را اذیت می کند.حکیم پاسخ زیبایی داد:
این شبیه وضعیتی است که شما کینه دیگران را در دل نگه دارید.
این کینه قلب و دل شما را فاسد می کند.و بیشتر از همه خودتان را اذیت خواهد کرد.پس "ببخشید" و "بگذرید" تا "آزار" نبینید..
♦️@seemorghbook
❤14👍7
ما به خنديدن احتياج داريم
براي اين كه بتوانيم ؛
حماقت سياستمداران را تحمل كنيم!
#جری_لوئيس
♦️@seemorghbook
براي اين كه بتوانيم ؛
حماقت سياستمداران را تحمل كنيم!
#جری_لوئيس
♦️@seemorghbook
❤21👍14❤🔥2👎2
گناه یک مرد، صرفاً او را جسورتر میکند، اما گناه یک زن او را رسوا.
📘 #اعترافات_فرنی_لنگتون
✍#سارا_کالینز
♦️@seemorghbook
📘 #اعترافات_فرنی_لنگتون
✍#سارا_کالینز
♦️@seemorghbook
👍23❤5😢2
یکی دیگر از مهمترین کارهای دولت رضاشاه که کمتر بدان پرداخته شده، لغو امتیاز ننگین انحصار چاپ اسکانس ایران بود که از دوره قاجار به انگلیس داده شده بود
در سال ۱۳۰۹ شمسی امتیاز انحصار چاپ اسکناس با پرداخت مبلغی غرامت از بانک شاهی (متعلق به انگلیس) ستانده و به بانک ملی ایران داده شد.
♦️@seemorghbook
در سال ۱۳۰۹ شمسی امتیاز انحصار چاپ اسکناس با پرداخت مبلغی غرامت از بانک شاهی (متعلق به انگلیس) ستانده و به بانک ملی ایران داده شد.
♦️@seemorghbook
👍35❤5👏3👎2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
روزی سه ملا با هم خربزه می خوردند و فقیری طرف دیگری آنها را نظاره می نمود، برای آنکه هیچ کدام دلشان نمیامد از سهم خود به آن فقیر بدهند، یکی گفت:
روایت است از چیز هایی که بخشش آن کراهت دارد یکی انار است و دیگری خربزه.
دومی گفت: همچنین روایت است که خربزه را باید آنقدر خورد که خورنده را جواب کند.
سومی گفت: و نیز روایت است که هر کس سر از روی خربزه بلند نکند به وزن همان خربزه به گوشتش اضافه می شود.
وقتی خربزه تمام شد، باز نتوانستند از پوستش دل کنده برای فقیر بگذارند. باز ذکر روایت شروع شد.
یکی گفت: دندان زدن پوست خربزه دندان را سفید و اشتها را زیاد می کند.
دومی گفت: پوست خربزه چشم را درشت و رنگ پوست را براق می کند.
سومی گفت: دندان زدن پوستِ خربزه تکبر را کم و آدمی را به خدا نزدیک می نماید. و آنقدر دندان زدند و لیف کشیدند تا پوست خربزه را به نازکی کاغذی رساندند
فقیر که همچنان آنان را می نگریست گفت: من رفتم، که اگر دقیقه ای دیگر در اینجا بمانم و به شما ها بنگرم می ترسم با روایات شما، پوست خربزه مقامش به جایی برسد که لازم باشد مردم آن را بجای ورق قرآن در بغل بگذارند و تخمه اش را تسبیح کرده، با آن ذکر یا قدّوس بگویند.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
روزی سه ملا با هم خربزه می خوردند و فقیری طرف دیگری آنها را نظاره می نمود، برای آنکه هیچ کدام دلشان نمیامد از سهم خود به آن فقیر بدهند، یکی گفت:
روایت است از چیز هایی که بخشش آن کراهت دارد یکی انار است و دیگری خربزه.
دومی گفت: همچنین روایت است که خربزه را باید آنقدر خورد که خورنده را جواب کند.
سومی گفت: و نیز روایت است که هر کس سر از روی خربزه بلند نکند به وزن همان خربزه به گوشتش اضافه می شود.
وقتی خربزه تمام شد، باز نتوانستند از پوستش دل کنده برای فقیر بگذارند. باز ذکر روایت شروع شد.
یکی گفت: دندان زدن پوست خربزه دندان را سفید و اشتها را زیاد می کند.
دومی گفت: پوست خربزه چشم را درشت و رنگ پوست را براق می کند.
سومی گفت: دندان زدن پوستِ خربزه تکبر را کم و آدمی را به خدا نزدیک می نماید. و آنقدر دندان زدند و لیف کشیدند تا پوست خربزه را به نازکی کاغذی رساندند
فقیر که همچنان آنان را می نگریست گفت: من رفتم، که اگر دقیقه ای دیگر در اینجا بمانم و به شما ها بنگرم می ترسم با روایات شما، پوست خربزه مقامش به جایی برسد که لازم باشد مردم آن را بجای ورق قرآن در بغل بگذارند و تخمه اش را تسبیح کرده، با آن ذکر یا قدّوس بگویند.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👏46👍9😁5❤2🤔1
باید که ز انفاس سحر مست شویم
باید همگی عاشق یکدست شویم
صبحی دگر است و عاشقی باید کرد
از عطر خدا واله و سرمست شویم
♦️@seemorghbook
باید همگی عاشق یکدست شویم
صبحی دگر است و عاشقی باید کرد
از عطر خدا واله و سرمست شویم
♦️@seemorghbook
👍8❤2👎1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو باید همچون آب شوی...!
مثل آب بدون شکل خاص،
بدون بو و مزه ی خاص،
بدون ثابت ماندن در جای خاص...
همیشه روان و در تغییر است!
بدون اینکه از دست برود،
مایه ی حیات است.
روان باش...
♦️@seemorghbook
مثل آب بدون شکل خاص،
بدون بو و مزه ی خاص،
بدون ثابت ماندن در جای خاص...
همیشه روان و در تغییر است!
بدون اینکه از دست برود،
مایه ی حیات است.
روان باش...
♦️@seemorghbook
👍14❤5👏1
☕️قطعهای از کتاب
آقای بارتلمی یک چیز رو خوب در گوشَت فرو کن، در هیچ جای این دنیا واقعا قانونی وجود نداره، قانون رو کسی تعیین میکنه که زورش از همه بیشتر باشه!
📕#دختری_از_بروکلین
✍#گیوم_موسو
♦️@seemorghbook
آقای بارتلمی یک چیز رو خوب در گوشَت فرو کن، در هیچ جای این دنیا واقعا قانونی وجود نداره، قانون رو کسی تعیین میکنه که زورش از همه بیشتر باشه!
📕#دختری_از_بروکلین
✍#گیوم_موسو
♦️@seemorghbook
👍22
روزگار عـوض شــد
مثـل دفتـرهای قـدیمی بودیـم
دو بـه دو باهـم
هـرکدام را کـه میکندند
آن یکـی هـم کنـده میشـد
حـالا سیمی مان کردنـد
کـه با رفتن دیگـری؛ کَکِ مان هـم نَگزد...
♦️@seemorghbook
مثـل دفتـرهای قـدیمی بودیـم
دو بـه دو باهـم
هـرکدام را کـه میکندند
آن یکـی هـم کنـده میشـد
حـالا سیمی مان کردنـد
کـه با رفتن دیگـری؛ کَکِ مان هـم نَگزد...
♦️@seemorghbook
👍31😢5❤3
📕#سفرنامه_حاج_سیاح_به_فرنگ
✍#میرزا_محمدعلی_محلاتی (حاج سیاح)
میرزا محمدعلی محلاتی معروف به حاجی سیاح از سفرنامه نویسان دوره قاجاریه است. از او دو اثر به نامهای ” سفرنامه حاج سیاح ” و ” خاطرات حاج سیاح ” در حوزه سفرنامه نویسی، به جای مانده است. حاج سیاح وقایع دوران سفر خود را به اقصی نقاط اروپا و آمریکای شمالی و همچنین کشورهای شرق از جمله هندوستان را شرح داده است.
خاطرات حاج سیّاح یا دوره خوف و وحشت مربوط به عصر مشروطیت ایران است. این خاطرات، از بازگشت او به ایران در ۱۲۹۴ ق آغاز میشود و بارویدادهای ۱۳۲۷ ق و ماجرای فتح تهران پایان مییابد و جمعاً حوادث ۳۴ سال قمری را در برمیگیرد. کتاب، آمیزهای است از سفرنامه، خاطرات، گزارش اوضاع سیاسی – اجتماعی و توصیفهای تاریخی که از دو بخش اصلی و تا اندازهای متفاوت تشکیل میشود: بخش اول تا ۱۳۱۱ ق و ماجرای پناهنده شدن به سفارت که بیشتر سفرنامه و خاطرهنویسی است؛ و بخشدوم تا ۱۳۲۷ ق که بیشتر تاریخنگاری است.
♦️@seemorghbook
✍#میرزا_محمدعلی_محلاتی (حاج سیاح)
میرزا محمدعلی محلاتی معروف به حاجی سیاح از سفرنامه نویسان دوره قاجاریه است. از او دو اثر به نامهای ” سفرنامه حاج سیاح ” و ” خاطرات حاج سیاح ” در حوزه سفرنامه نویسی، به جای مانده است. حاج سیاح وقایع دوران سفر خود را به اقصی نقاط اروپا و آمریکای شمالی و همچنین کشورهای شرق از جمله هندوستان را شرح داده است.
خاطرات حاج سیّاح یا دوره خوف و وحشت مربوط به عصر مشروطیت ایران است. این خاطرات، از بازگشت او به ایران در ۱۲۹۴ ق آغاز میشود و بارویدادهای ۱۳۲۷ ق و ماجرای فتح تهران پایان مییابد و جمعاً حوادث ۳۴ سال قمری را در برمیگیرد. کتاب، آمیزهای است از سفرنامه، خاطرات، گزارش اوضاع سیاسی – اجتماعی و توصیفهای تاریخی که از دو بخش اصلی و تا اندازهای متفاوت تشکیل میشود: بخش اول تا ۱۳۱۱ ق و ماجرای پناهنده شدن به سفارت که بیشتر سفرنامه و خاطرهنویسی است؛ و بخشدوم تا ۱۳۲۷ ق که بیشتر تاریخنگاری است.
♦️@seemorghbook
👍10❤1