جلوگیری از ورود بیماری طاعون به ایران در عصرِ کریم خانی
در حدود سال ۱۷۷۰_۱۷۷۵ م ، بیماری طاعون نیمه جنوبی عراق امروزی را در برگرفت و هزاران نفر جانشان را از دست دادند. همیشه برای مورخان این سوال مطرح بوده که چگونه شد این بیماری به درون ایران سرایت نکرد؟! در یکی از روزنامه های لندن در سال ۱۷۷۳ که اخبار خاورمیانه را آورده، نوشته است:
چندین قبیله چادرنشین عرب که در امتداد شط العرب چادر می زنند، به طرز وحشتناکی به بیماری طاعون مبتلا شدند. کریم خان وکیل ایران، دسته هایی از سربازان را در امتداد مرزهای آن پادشاهی قرار داده تا از ورود افراد مبتلا به طاعون جلوگیری کنند و آن کشور را از سرایت بیماری حفظ کرد...
♦️@seemorghbook
در حدود سال ۱۷۷۰_۱۷۷۵ م ، بیماری طاعون نیمه جنوبی عراق امروزی را در برگرفت و هزاران نفر جانشان را از دست دادند. همیشه برای مورخان این سوال مطرح بوده که چگونه شد این بیماری به درون ایران سرایت نکرد؟! در یکی از روزنامه های لندن در سال ۱۷۷۳ که اخبار خاورمیانه را آورده، نوشته است:
چندین قبیله چادرنشین عرب که در امتداد شط العرب چادر می زنند، به طرز وحشتناکی به بیماری طاعون مبتلا شدند. کریم خان وکیل ایران، دسته هایی از سربازان را در امتداد مرزهای آن پادشاهی قرار داده تا از ورود افراد مبتلا به طاعون جلوگیری کنند و آن کشور را از سرایت بیماری حفظ کرد...
♦️@seemorghbook
👍22❤9❤🔥1🥰1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
#پیشگویی_شاه_نعمت_الله_ولی
شاه نعمت الله ولی در باره وقایع ایران از زمان صفویه تا ظهور حضرت مهدی پیشگویی جالبی در قالب 53 بیت شعر دارد که بخشی از آن در متن زیر آمده:
■نوجوانی مثل سرو بلند ☆رستمش بنده وار می بینم
■در امور شهی است بی دبیر☆ لیکنش بخت یار می بینم
■احتساب و حساب درعهدش☆سست و بیاختیارمیبینم
■ظلم پنهان خیانت و تزویر☆ بر اعاظم شعار می بینم
■در حقیقت شهی بود ظالم ☆ عاری از گیرو دار میبینم
■علمای زمان او دائم☆ همه را تارومار می بینم
■ دایم اسبش به زیر زین طلا☆کمتران را سوار می بینم
■چون فریدون به تخت بنشیند☆ پسرانش قطار می بینم
■کارو بار زمانه وارونه☆ قحط هم ننگ و عار می بینم
■عدل و انصاف در زمانه او ☆همچو هیمه به نار می بینم
■متصف برصفات سلطانیاست☆لیکنشگرگوارمیبینم
■چون دو ده سال پادشاهی کرد☆شهیش راتبار میبینم
■پسرش جون به تخت بنشیند☆بوالعجب روزگار میبینم
■جنگ و آشوب و فتنه بسیار☆ در یمین و یسار می بینم
■شور و غوغای دین شود پیدا☆ سر به سرکارزار میبینم
■پدران رحم بر پسر نکنند ☆پسران را به دار می بینم
■جنگ سختی شودتمام جهان ☆کوه وصحرا تبار میبینم
■مردمان جهان ز دخت و پری*☆جملگی در فرار می بینم
■بعد از آن شاهی از میان برود☆ دولتی پایدار می بینم
■چونکهچندسال از زمانهگذشت☆عالمی چوننگارمیبینم
■پادشاهی تمام درانده ☆سروری با وقار می بینم
■بندگان جناب حضرت او☆ سر به سر تاجدار می بینم(العمامه تیجان الملائکه- تیجان به معنی تاج می باشد)
■تا چهل سال ای برادر جان☆دور آن شهریار می بینم
♦️@seemorghbook
#پیشگویی_شاه_نعمت_الله_ولی
شاه نعمت الله ولی در باره وقایع ایران از زمان صفویه تا ظهور حضرت مهدی پیشگویی جالبی در قالب 53 بیت شعر دارد که بخشی از آن در متن زیر آمده:
■نوجوانی مثل سرو بلند ☆رستمش بنده وار می بینم
■در امور شهی است بی دبیر☆ لیکنش بخت یار می بینم
■احتساب و حساب درعهدش☆سست و بیاختیارمیبینم
■ظلم پنهان خیانت و تزویر☆ بر اعاظم شعار می بینم
■در حقیقت شهی بود ظالم ☆ عاری از گیرو دار میبینم
■علمای زمان او دائم☆ همه را تارومار می بینم
■ دایم اسبش به زیر زین طلا☆کمتران را سوار می بینم
■چون فریدون به تخت بنشیند☆ پسرانش قطار می بینم
■کارو بار زمانه وارونه☆ قحط هم ننگ و عار می بینم
■عدل و انصاف در زمانه او ☆همچو هیمه به نار می بینم
■متصف برصفات سلطانیاست☆لیکنشگرگوارمیبینم
■چون دو ده سال پادشاهی کرد☆شهیش راتبار میبینم
■پسرش جون به تخت بنشیند☆بوالعجب روزگار میبینم
■جنگ و آشوب و فتنه بسیار☆ در یمین و یسار می بینم
■شور و غوغای دین شود پیدا☆ سر به سرکارزار میبینم
■پدران رحم بر پسر نکنند ☆پسران را به دار می بینم
■جنگ سختی شودتمام جهان ☆کوه وصحرا تبار میبینم
■مردمان جهان ز دخت و پری*☆جملگی در فرار می بینم
■بعد از آن شاهی از میان برود☆ دولتی پایدار می بینم
■چونکهچندسال از زمانهگذشت☆عالمی چوننگارمیبینم
■پادشاهی تمام درانده ☆سروری با وقار می بینم
■بندگان جناب حضرت او☆ سر به سر تاجدار می بینم(العمامه تیجان الملائکه- تیجان به معنی تاج می باشد)
■تا چهل سال ای برادر جان☆دور آن شهریار می بینم
♦️@seemorghbook
👍29👎11❤8👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربانی را بکار
بالای هر زمینی
و زیر هر آسمانی
و اگر جای دانه هایی که کاشتی را
فراموش کردی ،
روزی باران جایشان را به تو نشان خواهد
♦️@seemorghbook
بالای هر زمینی
و زیر هر آسمانی
و اگر جای دانه هایی که کاشتی را
فراموش کردی ،
روزی باران جایشان را به تو نشان خواهد
♦️@seemorghbook
👍8❤5
می گویند
میز شادی جهان
۴ پایه دارد:
دو تاشو “مولانا”
به ما نشون داده
دو تاشو “حافظ”
دوتایی که مولانا معرفی کرده :
“ مرنج ” و “ مرنجان ”
مانند باران باشید که پلیدیها را می شوید و دوباره به آسمان می رود پاک می شود و به زمین برمی گردد،
و حافظ گفته :
“ بنوشان “ و” نوش کن “
هر نعمتی که خدا به شما داده
از مال یا سلامتی،
از معرفت و آگاهی
با دیگران تقسیم کنید و
دیگران را در این لذت سهیم کنید؛
چون همه اینها امانتی ست که
به ما داده شده؛
و باید آن را منتقل كنيم
♦️@seemorghbook
میز شادی جهان
۴ پایه دارد:
دو تاشو “مولانا”
به ما نشون داده
دو تاشو “حافظ”
دوتایی که مولانا معرفی کرده :
“ مرنج ” و “ مرنجان ”
مانند باران باشید که پلیدیها را می شوید و دوباره به آسمان می رود پاک می شود و به زمین برمی گردد،
و حافظ گفته :
“ بنوشان “ و” نوش کن “
هر نعمتی که خدا به شما داده
از مال یا سلامتی،
از معرفت و آگاهی
با دیگران تقسیم کنید و
دیگران را در این لذت سهیم کنید؛
چون همه اینها امانتی ست که
به ما داده شده؛
و باید آن را منتقل كنيم
♦️@seemorghbook
👍25❤8👎1
اگر مسئولیت بیابان و صحرا را به بخش دولتی واگذار کنید بعد از گذشت پنج سال با کمبود شن مواجه میشوید!
#میلتون_فریدمن از نوابغ اقتصادی تاریخ
♦️@seemorghbook
#میلتون_فریدمن از نوابغ اقتصادی تاریخ
♦️@seemorghbook
👍25🔥1
☕️قطعهای از کتاب
سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند،
"گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند. همراه فرماندار با تعجب می پرسد:
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید:
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد، ولی من نگذاشتم!!!
📕#جهانی_که_من_میشناسم
✍#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند،
"گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند. همراه فرماندار با تعجب می پرسد:
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید:
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد، ولی من نگذاشتم!!!
📕#جهانی_که_من_میشناسم
✍#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
👍34❤3🤨1
درخردسالی هر باوری هرچند مهمل و بیمعنی اگرخوب در مغز فروشده باشد برای همیشه درآنجا میماند. اگر قرار بود که روحانیون صبر کنند تا قوهٔ تحکم مردم بالغ شود حقوق و مزایایشان از میان میرفت.
#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
#آرتور_شوپنهاور
♦️@seemorghbook
👍28🔥2👏1
📕#ماتيكان_هزار_دادستان (نایاب )
✍#فرخمرد_بهرامان
مادِگانِ هَزار دادِستان (ماتِکانِ هَزار داتِستان؛ به معنای «کتاب هزار رأی قضایی»)
کتابی است به پارسی میانه درباره آیین دادرسی ایران در زمان ساسانیان و از جمله کتب غیردینی است که از زبان پهلوی ساسانی باقی مانده و گوشهای از بازیابی پیشینه حقوقی ایرانیان بشمار میرود.
تامل در این کتاب نشان میدهد تدوین قوانین مربوط به حقوق، تنها در روم صورت نگرفتهاست.
کتاب تاکنون بهطور کامل به فارسی در نیامدهاست ولی در جهان ۴ ترجمه کامل از آن هست: دو ترجمه انگلیسی، یک ترجمه آلمانی و یک ترجمه روسی. این کتاب را سهراب جمشید جی بولسارا با دیباچه و لغتنامه و فهرست به زبان انگلیسی در آورده و هوشنگ آنکلساریا در سال ۱۹۳۷ میلادی (۱۳۱۶ خورشیدی) منتشر ساختهاست.
كتاب گرانسنگ و كهن «ماتيكان هزار دادستان» اثری است ارزشمند، يادگار از زمان ساسانيان. اين كتاب شامل مباحث قضايی و دادرسی عصر ساسانی از جمله: زناشويی، طلاق، موقوفات، بردهداری، اجاره، ضمانت و… بر پايه نظام ساسانی و كيش زرتشتی است. كتاب به وسيله يك قاضی زرتشتی به نام «فرخمرد بهرامان» در زمان خسروپرويز و در شهر گور(فيروز آباد كنونی) نگاشته شده است. «فرخ مرد بهرامان» كه خود در دستگاه شاهنشاهی ساسانی صاحب منسبی قضايی بود، رأیهای صادر از دادگاههای دادگستری ایران ساسانی در سده سوم تا هفتم میلادی را از بایگانی دادگستری گور بیرون آورده و فشرده و کوتاه کرده و در این کتاب گردآوردهاست. دیدگاهها و آرا دهها حقوقدان ساسانی از نسلهای مختلف در این کتاب آورده شدهاست و نام بسیاری از آنها نیز ذکر شدهاست.
قرنها بود كه از باشنده بودن اين كتاب آگاهی در دست نبود تا آنكه يك خانواده زرتشتی يك نسخه كهن از آن را كه ميراث خانوادگيشان بود، برای بهرهگيری عموم منتشر كردند. اين كتاب توسط موبد رستم شهزادی به فارسی در سال ۱۳۲۸ ترجمه شده و برای نخستين بار منتشر میشود.
♦️@seemorghbook
✍#فرخمرد_بهرامان
مادِگانِ هَزار دادِستان (ماتِکانِ هَزار داتِستان؛ به معنای «کتاب هزار رأی قضایی»)
کتابی است به پارسی میانه درباره آیین دادرسی ایران در زمان ساسانیان و از جمله کتب غیردینی است که از زبان پهلوی ساسانی باقی مانده و گوشهای از بازیابی پیشینه حقوقی ایرانیان بشمار میرود.
تامل در این کتاب نشان میدهد تدوین قوانین مربوط به حقوق، تنها در روم صورت نگرفتهاست.
کتاب تاکنون بهطور کامل به فارسی در نیامدهاست ولی در جهان ۴ ترجمه کامل از آن هست: دو ترجمه انگلیسی، یک ترجمه آلمانی و یک ترجمه روسی. این کتاب را سهراب جمشید جی بولسارا با دیباچه و لغتنامه و فهرست به زبان انگلیسی در آورده و هوشنگ آنکلساریا در سال ۱۹۳۷ میلادی (۱۳۱۶ خورشیدی) منتشر ساختهاست.
كتاب گرانسنگ و كهن «ماتيكان هزار دادستان» اثری است ارزشمند، يادگار از زمان ساسانيان. اين كتاب شامل مباحث قضايی و دادرسی عصر ساسانی از جمله: زناشويی، طلاق، موقوفات، بردهداری، اجاره، ضمانت و… بر پايه نظام ساسانی و كيش زرتشتی است. كتاب به وسيله يك قاضی زرتشتی به نام «فرخمرد بهرامان» در زمان خسروپرويز و در شهر گور(فيروز آباد كنونی) نگاشته شده است. «فرخ مرد بهرامان» كه خود در دستگاه شاهنشاهی ساسانی صاحب منسبی قضايی بود، رأیهای صادر از دادگاههای دادگستری ایران ساسانی در سده سوم تا هفتم میلادی را از بایگانی دادگستری گور بیرون آورده و فشرده و کوتاه کرده و در این کتاب گردآوردهاست. دیدگاهها و آرا دهها حقوقدان ساسانی از نسلهای مختلف در این کتاب آورده شدهاست و نام بسیاری از آنها نیز ذکر شدهاست.
قرنها بود كه از باشنده بودن اين كتاب آگاهی در دست نبود تا آنكه يك خانواده زرتشتی يك نسخه كهن از آن را كه ميراث خانوادگيشان بود، برای بهرهگيری عموم منتشر كردند. اين كتاب توسط موبد رستم شهزادی به فارسی در سال ۱۳۲۸ ترجمه شده و برای نخستين بار منتشر میشود.
♦️@seemorghbook
👍19👏5❤4
بهترین دوست انسان کتابها. وسط حرف زدنش بلند میشی میری هفته ی بعد برمیگردی میگی خب میگفتی. ناراحتم نمیشه.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍26👏6❤2😁1
ایـن روزها هوا خیلی غبار آلود است،
گـرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد،
هنگامی گــرگ را می شنـاسیـم کــه
دریده شـده ایم!..
♦️@seemorghbook
گـرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد،
هنگامی گــرگ را می شنـاسیـم کــه
دریده شـده ایم!..
♦️@seemorghbook
👍29
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍13💋9👏2👎1😢1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیکِ روغن ساخت.
به او گفتند: پوست روباه حرام است.
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد.
مکتب دار عصبانی شد و گفت: تو نمی دانی که روباه حرام است؟
مرد گفت: ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید: مگر چی شده؟
گفت: آقا، روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام.
مکتب دار گفت: جانور، روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت: نمی دانم. روبه چیست؟
مکتب دار گفت: حیوانی ست بسیار شبیه روباه، برو آن را بیاور، انشاالله روبه است.
انشاالله پاک است. بد به دل راه نده!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیکِ روغن ساخت.
به او گفتند: پوست روباه حرام است.
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد.
مکتب دار عصبانی شد و گفت: تو نمی دانی که روباه حرام است؟
مرد گفت: ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید: مگر چی شده؟
گفت: آقا، روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام.
مکتب دار گفت: جانور، روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت: نمی دانم. روبه چیست؟
مکتب دار گفت: حیوانی ست بسیار شبیه روباه، برو آن را بیاور، انشاالله روبه است.
انشاالله پاک است. بد به دل راه نده!
♦️@seemorghbook
👍30👏2
صبح شد و روز نو آغاز شد
پنجرهای رو به خدا باز شد
مرغ دلت را برهان از قفس
لحظهٔ روحانیِ پرواز شد
♦️@seemorghbook
پنجرهای رو به خدا باز شد
مرغ دلت را برهان از قفس
لحظهٔ روحانیِ پرواز شد
♦️@seemorghbook
👍6
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
محکوم کردن دیگران ،
ناشی از فریبکاری ذهن شماست.
شاید علتش این است که نمی خواهید خودتان را محکوم کنید.
این امر اغلب اتفاق می افتد
این یک کلک روانی است .
ما غالبا آنچه را در خودمان دوست نداریم در دیگران می بینیم،
یک دزد فکر می کند همه آدمها دزدند
این تصور برای او طبیعی است راهی برای محافظت از نفس است.
همه انرژی شما باید بر خودتان متمرکز شود .
اگر به مشاهده خودتان بپردازید متوجه می شوید که به تدریج نکات منفی از میان می روند و نکات مثبت بیشتری ظاهر می شود .
در این مشاهده امکانات فراوانی برای دگرگونی وجود دارد.
مثلا اگر خشم خود را مشاهده کنید به زودی خواهید دید که قدرت اولیه اش را از دست داده است گویی رو به خاموشی می رود.
انرژیتان را صرف مشاهده خویش کنید نه دیگران.
#اشو
♦️@seemorghbook
محکوم کردن دیگران ،
ناشی از فریبکاری ذهن شماست.
شاید علتش این است که نمی خواهید خودتان را محکوم کنید.
این امر اغلب اتفاق می افتد
این یک کلک روانی است .
ما غالبا آنچه را در خودمان دوست نداریم در دیگران می بینیم،
یک دزد فکر می کند همه آدمها دزدند
این تصور برای او طبیعی است راهی برای محافظت از نفس است.
همه انرژی شما باید بر خودتان متمرکز شود .
اگر به مشاهده خودتان بپردازید متوجه می شوید که به تدریج نکات منفی از میان می روند و نکات مثبت بیشتری ظاهر می شود .
در این مشاهده امکانات فراوانی برای دگرگونی وجود دارد.
مثلا اگر خشم خود را مشاهده کنید به زودی خواهید دید که قدرت اولیه اش را از دست داده است گویی رو به خاموشی می رود.
انرژیتان را صرف مشاهده خویش کنید نه دیگران.
#اشو
♦️@seemorghbook
👍16👏1
وقتى سعى كنى همه چيز رو كنترل كنى
از هيچ چيزى لـذت نميبرى
آسوده بـاش
نفس بكش
رها كن و فقط زندگى كـن
♦️@seemorghbook
از هيچ چيزى لـذت نميبرى
آسوده بـاش
نفس بكش
رها كن و فقط زندگى كـن
♦️@seemorghbook
👍10🔥1
☕️قطعهای از کتاب
جوان كه بودم از مردم چيزى مى خواستم كه نمى توانستند بدهند: دوستى پيوسته، عاطفه ی مدام...
حال ياد گرفته ام از آن ها چيزى بخواهم كمتر از آنچه مى توانند بدهند: همنشينى بى كلام!
📕#آدم_اول
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
جوان كه بودم از مردم چيزى مى خواستم كه نمى توانستند بدهند: دوستى پيوسته، عاطفه ی مدام...
حال ياد گرفته ام از آن ها چيزى بخواهم كمتر از آنچه مى توانند بدهند: همنشينى بى كلام!
📕#آدم_اول
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
❤9👍3
میتوان مردم را از طریق کار و فکر زیاد چنان خسته و ناتوان کرد که دیگر در مورد هیچ موضوع بغرنجی ایستادگی نکنند و تسلیم شوند ... این همان کاری است که بیشتر سیاستمداران میکنند !!
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍16