کتابخانه سیمرغ
72.9K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
زندگی
کوزه آبی خنک و رنگین است
آب این کوزه گهی تلخ
گهی شور
و گهی شیرین است
"زندگی"
گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است!!

♦️@seemorghbook
👍7
آدم‌هایی که دنیا را نجات می‌بخشند:

مردی که در باغچه‌اش کار می‌کند؛
آن سان که ولتر آرزو داشت.
آن کس که از وجود موسیقی سپاسگزار است.
آن کس که از یافتن ریشه ی واژه‌ای لذت می‌برد.
آن دو کارگری که در کافه‌ای در جنوب، سرگرم بازی خاموش شطرنجند.
کوزه‌گری که درباره رنگ یا شکل کوزه‌ای می‌اندیشد.
حروف‌چینی که این صفحه را خوب می‌آراید؛ هرچند برایش چندان رضایتبخش نباشد.
زن و مردی که آخرین مصراع‌های بند مُعَیّنی از یک شعر بلند را می‌خوانند.
آن کس که دست نوازشی بر سر حیوان خفته‌ای می‌کشد.
آن کس که ظلمی را که بر او رفته توجیه می‌کند یا دلش می‌خواهد که توجیه کند و
آن کس که ترجیح می‌دهد حق با دیگران باشد.
این آدم‌ها، ناخودآگاه، دنیا را نجات می‌بخشند.

#خورخه_لوییس_بورخس

♦️@seemorghbook
👍182🔥1
ﻋﺎﺩﺍﺕ ﺑﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏِ
ﮔﺮﻡ ﻭ ﻧﺮﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ!
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺩﺭ ﺁن ها ﺭﺍﺣﺖ،
ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺁن ها ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ ...

♦️@seemorghbook
👍23
☕️قطعه‌ای از کتاب

مسئله بر سر اعتقاد انسان به موضوعات نیست،
بلکه بر سر آن است که اعتقادات از انسان چه می‌سازند.

📕#فهم_برشت

#والتر_بنیامین

♦️@seemorghbook
👍13
جامعه ایی که به فقر تن دهد
دینی که دوزخ داشته باشد
و کشوری که ستم کند، فرومایه اند...
من جامعه ایی بدون شاه
دینی، بدون تحمیل
و کشوری بدون مرز می خواهم!!!

#ویکتور_هوگو

♦️@seemorghbook
👍411
میهن پرست

صادق هدایت

♦️@seemorghbook
👏91😁1
📕#میهن_پرست

#صادق_هدایت

میهن پرست داستانی کوتاه از زنده یاد صادق هدایت از مجموعه سگ ولگرد است.
خلاصه داستان:
روزی وزیر معارف ،سید نصرالله ولی را که از ادبای با نفوذآن زمان بوده احضار می‌کند تا وی را برای مأموریت فرهنگی به کشور هند بفرستد. در کشتی عازم هند وقتی سید نصرالله می‌خواهد یادداشت‌های لازم برای مأموریتش را بنویسد تضاد درونی اش آشکار می‌شود. دریا او را گرفته است، دلتنگ خانواده است و به عدم صداقت همکاران و رئیس و رؤسایی مانند وزیر و تو خالی بودن تبلیغات دولتی درباره ی دستاوردهای بزرگ اجتماعی و فرهنگی فکر می‌کند. می‌خواهد نطقی را که قرار است دربمبئی ایراد کند را آماده کند، اما چند کلمه بیشتر نمی‌شود. خسته و بدحال به هیچ کاری توفیق نمی‌یابد. بالاخره جلیقه ی نجات را برمی‌دارد و دچار کابوس آتش گرفتگی کشتی می‌شود. فردا صبح او را مرده می‌یابند، در حالی که جلیقه ی نجات خفت گردنش شده است. دو ماه بعد، وزیر معارف از مجسمهٔ یادبود او پرده برمی‌دارد و در مدح آن نابغه ی میهن‌پرست سخن فرسایی می‌کند.

♦️@seemorghbook
👍20👏3
در عالم سیاست هیچ مرد درستکاری نمی‌تواند مدّت مدیدی پایدار بماند
من نمیتوانم چیزی به شما یاد بدهم، من تنها قادرم شما را به تفکر وادار سازم.

#سقراط

♦️@seemorghbook
👍271
اگه پولتون رو برای روز مبادا پس‌انداز می‌کنید، حواستون به گذر زمان هم باشه.
ممکنه اون روز مبادا هیچوقت نیاد ولی شما روزای زیادی رو برای لذت بردن از پولتون از دست دادید.

♦️@seemorghbook
👏26👍5👎3
چوپانی ماری را ازمیان بوته های آتش گرفته نجات داد
ودرخورجین گذاشته وبه راه افتاد.
چندقدمی که گذشت مارازخورجین بیرون آمدوگفت:
به گردنت بزنم یابه لبت؟
چوپان گفت:آیاسزای خوبی این است؟
مار گفت:سزای خوبی بدی است...!!!
وقرارشدتاازکسی سوال کنند،
به روباهی رسیدندوازاوپرسیدندچاره ی کار را.
روباه گفت:من تاصورت واقعه رانبینم نمی توانم حکم کنم.
برگشته ومار را درون بوته های آتش انداختند،
ماربه استمداد برآمد و روباه گفت:
بمان تارسم خوبی ازجهان بر افکنده نشود.
نه باید مثل چوپان خوب خوب بود.
نه مثل مار بد بود
بایدمثل روباه بود و دانست چه کسی ارزش خوبی کردن دارد

♦️@seemorghbook
👍523👏3
اعتمادبه نفس جذاب ترین صفتی است که یک نفر می‌تواند داشته باشد.
چطور کسی می‌تواند ببیند شما چقدر فوق العاده اید وقتی خودتان نتوانید ببینید؟!

#دارن_هاردی

♦️@seemorghbook
👍20
ﺭﻭﺑﺮﺗﻮ ﭼﻮﻟﯽ، ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﺁﻟﻤﺎﻥ خاطره ای از سفر به ایران نقل میکند و میگوید ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ.
ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﺩ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺷﯿﻮﻥ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﺯﺍﺭﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻧﺞ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ.
ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺁﻧﺠﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﺍﺭ ﺯﺍﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻭﺳﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﺯﺍﺭﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﮔﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﻓﺮﺵ ﺑﺨﺮﯼ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﺭﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﯾﺪﻡ...

ﻣﺠﻠﻪ ﺳﻤﻨﺪﺭ 11 ﺑﻬﻤﻦ 1377

♦️@seemorghbook
👍30😁25👎2
دراین صبح زیبا
خواهم زخدا خسته
و درمانده نباشی
محبوب خدا باشی
و شرمنده نباشی
ای دوست الهی
در این عالم هستی
سرزنده بمانی و
سرافکنده نباشی

♦️@seemorghbook
👍72🥰1
ﻓﺮﻫﻨﮓ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ
که وجود ﻫﺮﮐﺲ ۲ﺑﺨﺶ دﺍﺭﺩ؛

ﺍﻭﻝ، ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﺑﻄﻮﺭ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺷﻮﻧﺪ
دوم، ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻭ‌ به ما ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

♦️@seemorghbook
👍161
☕️قطعه ای از کتاب

خوفناک ترین نوع بشر کسی است که فهمش کم و اعتقادش زیاد است!
من نه لیبرال هستم و نه محافظه کار! مقدس ترین مقدس برای من جسم انسان، سلامتی استعداد، هوش، عشق و مطلقترین آزادی هاست، رهایی از هر دروغ به هرشکل که بروز کند... اگر من فیلسوف و هنرمند بزرگی بودم چنین برنامه ای میداشتم.

📕#نامه_به_پلشچیف

#آنتوان_چخوف

♦️@seemorghbook
👍14
ماری که نتواند
پوست اندازی کند
محکوم به مرگ است
ذهنی هم که نگذارد عقایدش
را تغییر دهند ماهیت خود را ازدست می‌دهد.

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍32
توتم و تابو

زیگموند فروید

♦️@seemorghbook
8👍1
📕#توتم_و_تابو

#زیگموند_فروید

این اثر به عنوان بزرگترین دستاورد ادیبانه فروید از آنِ کرانه های بی پروای حدس و گمان است.
او در این کتاب که نخستین و مهمترین اثرش در زمینه مردم شناسی است، این فرضیه را بسط می دهد که: گام سرنوشت ساز از تاریخ ابتدایی به تاریخ تمدن را پسرانی بر می دارند که با عصیان علیه پدرِ منفور او را به هلاکت می رسانند. آنگاه نوعی نظام اجتماعی را پدید می آورند که بنیادی ترین عهد و پیمان آن خودداری از هلاکت رقیب و زمینه سازی برای استقرار اخلاق است.

به عقیده فروید ارکان اصلی وجه متعالی انسان (دین و اخلاق و حس اجتماعی)، در تکامل نوع انسان و از عقده پدر حاصل شدند: دین و قید و بندهای اخلاقی از فرآیند مهار عقده اودیپ و حس اجتماعی از لزوم برطرف کردن رقابتی که در آن زمان در نسل جوان به قوت خود باقی مانده بود.

♦️@seemorghbook
👍12