کتابخانه سیمرغ
72.9K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
برخی از مردم چنان دیدگاه وسیع و انعطاف پذیری در قبال خدا دارند که ناگزیر هر جا خدا را  بجویند، او را می یابند. می شنویم که می گویند «خدا غایت است»، یا «خدا سرشت پاک ماست»، یا «خدا همان کیهان است». البته به «خدا» هم مثل بقیه ی واژگان می توان هر معنایی داد. اگر می خواهید بگویید که «خدا انرژی است»، پس خدا را در یک تکه زغال سنگ هم می یابید.

#استفان_واینبرگ

♦️@seemorghbook
👍136
‎صدای بلند گوها را می توانم بشنوم که با صدای بلند فریاد می زدند: "نیروهای مسلح پرافتخار ما، یک هزار نفر را به اسارت گرفته اند." در یک اتاق زیرشیروانی پسربچه ای را می بینم که برای یک تکه نان گریه می کند و فریاد می زند.

📘#هواى_تازه

#جورج_اورول

♦️@seemorghbook
👍11😢2
⚡️پیشینه ضرب المثل جواب ابلهان خاموشی ست!

نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد ، روستایی سوار بر الاغ آنجا رسید
از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند ....

شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند!
روستایی آن سخن را نشنیده گرفت ، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت . ناگاه اسب لگدی زد . روستایی گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد!

شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود! روستایی او را کشان کشان نزد قاضی برد . قاضی از حال سوال کرد ، شیخ هم چنان خاموش بود . قاضی به روستایی گفت : این مرد لال است؟

روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد . پیش از این با من سخن گفته ،
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟
او جواب داد که : گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند . قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت ...

شیخ پاسخی گفت که زان پس در زبان پارسی مثل گشت :
"جواب ابلهان خاموشی است"

♦️@seemorghbook
👏23👍5
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم برهمه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح
تا دل مرده مگرزنده کنی کین دم ازوست

♦️@seemorghbook
👍103
فرض کنید که بتوانیم سن زمین را فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم!

در این صورت کره زمین مانند فردی ۴۶ ساله خواهد بود! هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و درباره ی سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم!

اما این را میدانیم که در سن ۴۲ سالگی ، گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود!

یعنی زمین آنها را در سن ۴۵ سالگی به چشم خود دید و تقریبا ۸ ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد .
در اوایل هفته ی پیش میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین رافرا گرفت!
انسان جدید فقط حدود ۴ ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است!

بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد و حالا ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره ی ۴۶ ساله آورده است!

♦️@seemorghbook
👍25😢32🔥1
این متن در سال ۱۳۰۱ نوشته شده... انگار که بعد از ۹۰ سال چندان تغییری در حال ایران حاصل نشده!

”از مردمی که هنوز مشاورشان رمال است و طبیب‌شان جن‌گیر، احیاء اقتصادی‌شان را از فکرهای عامیانه توقع دارند و استقلال‌شان را با حرف می‌خواهند نشان بدهند‌... از چنین فلک‌زده مردمی چه انتظار میشود داشت؟ هیچ.
ایرانی به میل خود آدم نخواهد شد. سعادت را بر ایران باید تحمیل کرد!“

#علی‌اکبر_داور

♦️@seemorghbook
👍35👎1👏1
☕️قطعه ای از کتاب

پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد.
سؤال:«چه تعداد قورباغه باقی می ماند؟»
جواب:«پنج عدد!»
«چرا؟»
«چون تصمیم گرفتن،انجام دادن نیست.»

نکته:تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است.
هرگاه کسی طرحی را ارائه کند،می بینید که ده نفری قبل از او به این طرح فکر کرده اند،اما فقط به آن فکر کرده اند.

📕#عمر_کوتاه_نیست_ما_کوتاهی_میکنیم

#آلفرد_موفتاپرت

♦️@seemorghbook
👍21
مهم اين نيست كه بتوانيد از طریق انتخابات كسى بر مقامى نصب كنيد مهم اين است كه بتوانيد او را از همان طریق عزل كنيد ... می‌توانید ؟؟

#کارل_پوپر

♦️@seemorghbook
👍28
کشتن مرغ مینا

هارپر لی

♦️@seemorghbook
👍42
📕#کشتن_مرغ_مینا

#هارپر_لی

هارپر لی، برای نوشتن این رمان در سال ۱۹۶۴ میلادی، جایزه پولیتزر را به دست آورد.
با وجود برخورد با مسائل جدی مانند تجاوز به عنف و نابرابری نژادی ،این رمان برای گرما و طنز آن مشهور است.
داستانِ کتاب از زبانِ دخترِ نوجوانی به نام اسکات فینچ حکایت می‌شود که در شهر کوچکی در ایالت آلاباما زندگی می‌کند. پدر اسکات وکیل است و در زمان وقوع داستان پرونده‌ مرد سیاه‌پوستی را پذیرفته که متهم است به دختر سفیدپوستی تجاوز کرده.
روایت رمان ساده و پرکشش است و شاید به همین دلیل به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این رمان یکی از شاهکارهای ادبیات جهان محسوب می شود. این کتاب اثری مانگار در بین چند نسل بود و درس ارزشمندی در خصوص نگاه کردن به دنیا از چشمان فرد دیگر آموخت.
♦️@seemorghbook
👍3
آخر آدم باید در این دنیا یک کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند. باید بتواند چیزی را تغییر بدهد. حالا که کاری نمانده بکنم، پس عشق می‌ورزم.

📘 #سووشون

#سیمین_دانشور

♦️@seemorghbook
👏6👍5
‍زندانی در برزیل وجود دارد که زندانیان با خواندن یک کتاب و نوشتن برداشت خود از کتاب می توانند چهار روز از مدت زمان حبس خود کم کنند !

مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود با خواندن حدود سیصد جلد کتاب، مدت حبس خود را از ده سال به کمتر از هفت سال کاهش داد. این مرد پس از آزادی از زندان ، به لطف مطالعات و دانش کسب شده در مدت حبس ، بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین دانشگاه این کشور پذیرفته شد و اکنون پس از گذشته ده سال از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری، به عنوان استاد و مدرس دانشگاه مشغول به کار است...

او بر بسیاری از دوستان متخلف خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر، تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند ! او با این عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر مسیر زندگی خود شده است.

و به راستی که فرهنگ همیشه وحشتناک‌ترین چیز برای ناعادلان است زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!!

همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند

تا باد چنین بادا


♦️@seemorghbook
👍34👏73
من چهره‌ها را بی‌نهایت دوست دارم. حرفه‌ی اصلی من تماشای چهره‌هاست. تماشا کردن یعنی در حاشیه بودن. آدم وقتی درون چیزی است نمی‌تواند آن را ببیند و در این زندگی آدم فقط می‌تواند در حاشیه باشد.

#کریستین_بوبن

♦️@seemorghbook
10👍6
🌲
کاج هایِ زیادی بلند،
زاغ هایِ زیادی سیاه‌...

آسمان به اندازه آبی‌،
سنگچین ها، تماشا، تَجَرُد...

کوچه باغِ فرا رفته تا هیچ‌،
ناودانِ مُزَیَن به گنجشک‌...
آفتابِ صریح‌،
خاکِ خوشنود...

چشم تا کار می کرد،
هوشِ پاییز بود...

ای عجیبِ قشنگ...!
با نگاهی پر از لفظِ مرطوب...

مثلِ خوابی پُر از لُکنتِ سبزِ یک باغ‌،
چشم هایی شبیهِ حیایِ مُشَبَک...

پلک هایِ مُرَدَد...
مثلِ انگشت هایِ پریشانِ خوابِ مسافر...
زیرِ بیداریِ بیدهایِ لبِ رود...
اُنس، مثلِ یک مُشت خاکسترِ محرمانه،
رویِ گرمایِ ادراک پاشیده می شد...
فکر، آهسته بود...
آرزو، دور بود...
مثلِ مرغی که رویِ درختِ حکایت بخواند...

درکجاهایِ پاییزهایی که خواهند آمد،
یک دهانِ مُشَجَر،
از سَفرهایِ خوب، حرف خواهد زد...؟

#سهراب_سپهری

♦️@seemorghbook
👍92


▪️سیاست چیست؟

یک یهودی مجوز مهاجرت از روسیه به اسراییل را کسب کرد.
هنگام خروج از روسیه در فرودگاه مامور وسایل او را چک کرد یک مجسمه دید از او پرسید: این چیه؟
مرد گفت: شکل سوالت اشتباهه آقا؟ بپرس این کیه؟
این مجسمه لنین مرد بزرگ روسیه است که توی تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد
من هم برای بزرگداشت این شخص مجسمه اش همیشه همراهمه...
مامور گمرک گفت: درسته آقا، بفرمایید.
در فرودگاه اسراییل مامور گمرک هنگام تفتیش مجسمه را دید و از یهودی پرسید:
این چیه؟
مرد گفت:بگو این کیه؟
این مجسمه مرد منفور و دیوانه ای است که مرا مجبور کرد از روسیه برم بیرون
مجسمه اش همیشه همرامه که تف و لعنتش کنم.
مامور گمرک گفت:بله درسته آقا،بفرمایید.
چند روز بعد که یهودی توی خونه اش همه فامیل را دعوت کرد
پسر برادرش مجسمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیه؟
مرد گفت:پسرم سوالت اشتباهه بپرس این چیه؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیاره که بدون عوارض گمرکی از روسیه به اینجا آوردم!

«سیاست، یعنی اینکه یک حرف را به مردم به صورتهای مختلف بیان کنی»

♦️@seemorghbook
👍34
الهی، صبح امروزت زغم دور,
دلت ازحسرت هر بیش و کم دور,
خدا یارت نگهدارت به هرجا,
از اقبالت دو چشم پر زِ نَم دور,
نصیبت حال خوش شادی و لبخند,
لبت از ناله های دم به دم دور.

♦️@seemorghbook
👍31
زمين بهشت ميشود
روزيكه مردم بفهمند هيچ چيز عيب نيست جز قضاوت ومسخره كردن ديگران!
هيچ چيز گناه نيست جز حق الناس!
هيچ چيز ثواب نيست جز خدمت ب ديگران!
هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت!
هيچ دينى با ارزشتر از انسانيت نيست!
هيچ چيز جاودانه نميماند جز عشق!

♦️@seemorghbook
👍151
Be different, the world is full of ordinary.

متفاوت باش
دنیا پر از آدمای معمولیه

♦️@seemorghbook
👍11
قطعه‌ای از کتاب

یک مستبد ابله با زنجیرهای آهنی می‌تواند بردگان‌اش را به انقیاد درآورد؛
اما سیاستمدار حقیقی، آنان را با زنجیری از ایده‌های خودشان به مراتب محکم‌تر به بند می‌کشد؛
او اولین حلقه‌ زنجیر را به سطح ثابتِ عقل وصل کرده است و از آن جا که از حلقه‌های بافته‌ این زنجیر بی‌خبریم و تصور می‌کنیم خودمان آن را ساخته‌ایم، این زنجیر به مراتب محکم‌تر است؛
ناامیدی و زمان، زنجیرهای آهنی و فولادی را می‌فرساید اما نمی‌تواند هیچ گزندی بر پیوند عادیِ ایده‌ها وارد آورد، بلکه آن را مستحکم‌تر نیز می‌سازد؛
بر الیافِ نرم مغز، بنیانِ تزلزل ‌ناپذیرِ استوارترین امپراتوری ‌ها بنا می‌شود.

📕#مراقبت_و_تنبیه

#میشل_فوکو

♦️@seemorghbook
👍62