📕#بیست_سال_در_ایران
✍#جان_ویشارد
کتاب بیست سال در ایران سفرنامه جان ویشارد که به سال 1981 برای خدمات پزشکی به مناطق کردستان رفته و تفصیل آن را در سه بخش ول کتاب آمده کتاب بیست سال در ایران سفرنامه خواندنی از ایران و روایت زندگانی در دوران سه پادشاه می باشد .
♦️@seemorghbook
✍#جان_ویشارد
کتاب بیست سال در ایران سفرنامه جان ویشارد که به سال 1981 برای خدمات پزشکی به مناطق کردستان رفته و تفصیل آن را در سه بخش ول کتاب آمده کتاب بیست سال در ایران سفرنامه خواندنی از ایران و روایت زندگانی در دوران سه پادشاه می باشد .
♦️@seemorghbook
👍6
اسب، اسب به دنیا میآید،
اما انسان انسان به دنیا نمی آید !
باید او را آموزش و تعلیم داد تا انسان شود...!
#یوستین_گردر
♦️@seemorghbook
اما انسان انسان به دنیا نمی آید !
باید او را آموزش و تعلیم داد تا انسان شود...!
#یوستین_گردر
♦️@seemorghbook
👏29👍4
ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ...!
ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ "
ﺩﻭﺭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ"
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ "
ﻭﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ "
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﯾﺪﮐﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﺭﺍﺩﻩ" ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ"
ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﻣﻴﺪ "
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ
«ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ» نام دارد
زندگیتون سرشار از موفقیت های بی نظیر
♦️@seemorghbook
ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ "
ﺩﻭﺭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺳﺮﺩﺭﮔﻤﯽ"
ﺳﺮﻋﺖ ﮔﯿﺮ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ "
ﻭﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ "
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﯾﺪﮐﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﺭﺍﺩﻩ" ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ"
ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺍﻣﻴﺪ "
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ
«ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ» نام دارد
زندگیتون سرشار از موفقیت های بی نظیر
♦️@seemorghbook
👍19
موفقیت یعنی به دست آوردنِ آنچه که میخواهی و خوشبختی یعنی دوست داشتنِ آنچه که به دست میآوری.
#اینگرید_برگمن
♦️@seemorghbook
#اینگرید_برگمن
♦️@seemorghbook
👍17
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
شخصی در باغ خود رفت.
صوفی و خرسی را در باغ دید.
صوفی را میزد و خرس را هیچ نمیگفت.
صوفی گفت :
ای مسلمان من آخر از خرس کمتر نیستم که مرا میزنی و خرس را نمیزنی.
گفت :
خرس مسکین میخورد و میرود ،
اما تو میخوری و میبری.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
شخصی در باغ خود رفت.
صوفی و خرسی را در باغ دید.
صوفی را میزد و خرس را هیچ نمیگفت.
صوفی گفت :
ای مسلمان من آخر از خرس کمتر نیستم که مرا میزنی و خرس را نمیزنی.
گفت :
خرس مسکین میخورد و میرود ،
اما تو میخوری و میبری.
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
👍21
صبح به هر بهانه بیدارت میکند
که روز تازه را شروع کنی
به نوری,عطر چای و صدای گنجشکی
هر چه هست زندگی زیباست و زیبا
♦️@seemorghbook
که روز تازه را شروع کنی
به نوری,عطر چای و صدای گنجشکی
هر چه هست زندگی زیباست و زیبا
♦️@seemorghbook
❤11
ترکا یه ضرب المثل خیلی عالی دارن که میگه:
"قونشیا اومید اولان شام سیز قالار"
ترجمهاش میشه
کسی که به همسایه امید داشته باشه،
شب بدون شام میمونه.
یعنی همیشه تو زندگی به خودت
متّکی باش
و انتظار کمک از کسی نداشته باش وگرنه کارت لنگ میمونه
♦️@seemorghbook
"قونشیا اومید اولان شام سیز قالار"
ترجمهاش میشه
کسی که به همسایه امید داشته باشه،
شب بدون شام میمونه.
یعنی همیشه تو زندگی به خودت
متّکی باش
و انتظار کمک از کسی نداشته باش وگرنه کارت لنگ میمونه
♦️@seemorghbook
👍24👏4
يك ضرب المثل اسپانیايی ميگه:
برای پختن یک املت خوشمزه ،حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
يعني برای بدست آوردن هر چيزی، بايد هزينه ای پرداخت كرد.
اين هزينه گاهی زمان شماست
گاهی پول شماست
گاهی گذشتن از خوشی هاست
گاهی گذشتن از خواب راحته
هر موفقيتی بهايی داره
♦️@seemorghbook
برای پختن یک املت خوشمزه ،حداقل باید یک تخم مرغ شکست.
يعني برای بدست آوردن هر چيزی، بايد هزينه ای پرداخت كرد.
اين هزينه گاهی زمان شماست
گاهی پول شماست
گاهی گذشتن از خوشی هاست
گاهی گذشتن از خواب راحته
هر موفقيتی بهايی داره
♦️@seemorghbook
👍16❤1
ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎی ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ۵ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...
ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ : ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﻡ : ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ نمیﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ : ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍی ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭﻡ:ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ میکردم
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ:ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ میﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ میخندﻳﺪﻡ...
♦️@seemorghbook
ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ : ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﻡ : ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ نمیﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ : ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍی ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭﻡ:ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ میکردم
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ:ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ میﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ میخندﻳﺪﻡ...
♦️@seemorghbook
👍17❤3
☕️قطعه ای از کتاب
این مذهب چه بده بستانی است
در این دنیا یک سکه روی آن می اندازی و در آخرت کرورها سکه عوضش میگیری
چه دغل بازی و رشوه خواریی
وچه حماقتی
نه انسانی که در امید بهشت، و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد ...!؟
📕#گزارش_به_خاک_یونان
✍#نیکوس_کازانتزاکس
♦️@seemorghbook
این مذهب چه بده بستانی است
در این دنیا یک سکه روی آن می اندازی و در آخرت کرورها سکه عوضش میگیری
چه دغل بازی و رشوه خواریی
وچه حماقتی
نه انسانی که در امید بهشت، و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد ...!؟
📕#گزارش_به_خاک_یونان
✍#نیکوس_کازانتزاکس
♦️@seemorghbook
👍15❤1
علت اعتماد و اعتقاد مردم به مذاهب
و اطاعت از پيشوايان مذهبی
تنها ناشی از ترس و عادت است،
مذهب نماينده جهان بينی و تفكری است
كه از نــادانـی آغاز ميگردد
و به تــاريكـی منتهی ميشود.
#زکریای_رازی
♦️@seemorghbook
و اطاعت از پيشوايان مذهبی
تنها ناشی از ترس و عادت است،
مذهب نماينده جهان بينی و تفكری است
كه از نــادانـی آغاز ميگردد
و به تــاريكـی منتهی ميشود.
#زکریای_رازی
♦️@seemorghbook
👍49❤3👎3
📕#تاریخ_نیروی_زمینی_شاهنشاهی
✍#محمد_کاظمی #منوچهر_البرز
این کتاب هم یکی از مراجع مربوط به تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی با عنوان تاریخ پنجاه سالهی نیروی زمینی شاهنشاهی ایران که تقدیم شما بزرگان میشود.
کتاب نسخه اصلی و اسکن شده از روی نسخه منتشر شده در سال 2535 شاهنشاهی و نوشته سپهبد محمد کاظمی و سرهنگ 2 ستاد منوچهر البرز باهتمام سرهنگ ستاد علی وزیری
♦️@seemorghbook
✍#محمد_کاظمی #منوچهر_البرز
این کتاب هم یکی از مراجع مربوط به تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی با عنوان تاریخ پنجاه سالهی نیروی زمینی شاهنشاهی ایران که تقدیم شما بزرگان میشود.
کتاب نسخه اصلی و اسکن شده از روی نسخه منتشر شده در سال 2535 شاهنشاهی و نوشته سپهبد محمد کاظمی و سرهنگ 2 ستاد منوچهر البرز باهتمام سرهنگ ستاد علی وزیری
♦️@seemorghbook
❤10👍5
وصیت کرده ام بعد از مرگم:
همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید.
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش ...
همان هایی که بی اجازه وارد شدند خودخواهانه قضاوت کردند بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند!
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید.
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش ...
همان هایی که بی اجازه وارد شدند خودخواهانه قضاوت کردند بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند!
#سیمین_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👍33🥰4
کارل گوستاو یونگ، معتقد بود: ما نمیتوانیم صفتی را که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم ...
به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه میدانید، مطمئن باشید شما هم میتوانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید. چرا که ما نمیتوانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.
همچنین مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده است: اگر در برادر خود عیب میبینی، آن عیب در توست که در او میبینی
عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او میبینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او میرنجی، از خود میرنجی...
♦️@seemorghbook
به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه میدانید، مطمئن باشید شما هم میتوانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید. چرا که ما نمیتوانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.
همچنین مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده است: اگر در برادر خود عیب میبینی، آن عیب در توست که در او میبینی
عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او میبینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او میرنجی، از خود میرنجی...
♦️@seemorghbook
👍14👎5
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
♦️@seemorghbook
👍38❤6