هیچ بحران انرژی
بحران غذا یا بحران
محیط زیستی در کار نیست؛
تنها بحران، بحران نادانیست...!!!
#ریچارد_باکمینستر
♦️@seemorghbook
بحران غذا یا بحران
محیط زیستی در کار نیست؛
تنها بحران، بحران نادانیست...!!!
#ریچارد_باکمینستر
♦️@seemorghbook
👍41👎6👏2
📕#سيرالملوک (نایاب)
✍#خواجه_نظام_الملک_طوسی
اثری از "خواجهنظامالملک" دانای بزرگ ايرانی و وزير بزرگ دولت سلجوقيان میباشد.
سيرالملوک (سياستنامه) اثری است اخلاقی در شرححال خصلتهای نيكو و بزرگمنشانه شاهان و وزرا و علمای پيشين كه به ترويج اخلاقيات و فتوت و جوانمردی و كشورداری و سياست و دينداری میپردازد.
خواجهنظامالملک وزير ملكشاه سلجوقی است كه در اين كتاب خط مشيی اخلاقی و اندرزگونه را ترسيم كرده تا با كمک پند و نصايح و حكايات و تاريخ، در كشورداری سلجوقيان مسيری جوانمردگونه و اخلاقمآبانه را مشخص نمايد.
كتاب سيرالملوک (سياستنامه) میتواند دنبالهی سنت نيكوی اندرزنامهنويسی ايران باستان باشد.
اين كتاب افزون بر موارد فوق، از لحاظ ادبی و آشنایی با زبان نگارشی سده شش هجری بسيار ارزشمند بوده و حائز اهميت است.
♦️@seemorghbook
✍#خواجه_نظام_الملک_طوسی
اثری از "خواجهنظامالملک" دانای بزرگ ايرانی و وزير بزرگ دولت سلجوقيان میباشد.
سيرالملوک (سياستنامه) اثری است اخلاقی در شرححال خصلتهای نيكو و بزرگمنشانه شاهان و وزرا و علمای پيشين كه به ترويج اخلاقيات و فتوت و جوانمردی و كشورداری و سياست و دينداری میپردازد.
خواجهنظامالملک وزير ملكشاه سلجوقی است كه در اين كتاب خط مشيی اخلاقی و اندرزگونه را ترسيم كرده تا با كمک پند و نصايح و حكايات و تاريخ، در كشورداری سلجوقيان مسيری جوانمردگونه و اخلاقمآبانه را مشخص نمايد.
كتاب سيرالملوک (سياستنامه) میتواند دنبالهی سنت نيكوی اندرزنامهنويسی ايران باستان باشد.
اين كتاب افزون بر موارد فوق، از لحاظ ادبی و آشنایی با زبان نگارشی سده شش هجری بسيار ارزشمند بوده و حائز اهميت است.
♦️@seemorghbook
❤10👍5
تصویری از وضعیت امروز جامعه ما
وقتی مردم یک جامعه با توهم زرنگی، منافع شخصی را بجای منافع جمعی در اولویت قرار میدهند!
♦️@seemorghbook
وقتی مردم یک جامعه با توهم زرنگی، منافع شخصی را بجای منافع جمعی در اولویت قرار میدهند!
♦️@seemorghbook
👍51😢9💯3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
در زمانیکه برده داری در آمریکا رایج بود
زن سیاه پوستی به نام هریت تابمن
گروهی مخفی به راه انداخته بود
که بردگان را فراری می داد.
بعدها از او پرسیدند:
سخت ترین مرحله کار شما برای
نجات بردگان چه بود؟
او عمیقا به فکر فرو رفت و گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه تو
برده نیستی و باید آزاد باشی
هرگز تماشاگر بی عدالتی و حماقت نباش.
مرگ فرصت فراوانی برای
سکوت به تو خواهد داد...
#کریستوفر_هیچنز
♦️@seemorghbook
در زمانیکه برده داری در آمریکا رایج بود
زن سیاه پوستی به نام هریت تابمن
گروهی مخفی به راه انداخته بود
که بردگان را فراری می داد.
بعدها از او پرسیدند:
سخت ترین مرحله کار شما برای
نجات بردگان چه بود؟
او عمیقا به فکر فرو رفت و گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه تو
برده نیستی و باید آزاد باشی
هرگز تماشاگر بی عدالتی و حماقت نباش.
مرگ فرصت فراوانی برای
سکوت به تو خواهد داد...
#کریستوفر_هیچنز
♦️@seemorghbook
👍39👏4
زندگی
کوزه آبی خنک و رنگین است
آب این کوزه گهی تلخ
گهی شور
و گهی شیرین است
"زندگی"
گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است!!
♦️@seemorghbook
کوزه آبی خنک و رنگین است
آب این کوزه گهی تلخ
گهی شور
و گهی شیرین است
"زندگی"
گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد
همه درها بسته است!!
♦️@seemorghbook
👍12❤3
تنهایی واقعی، نشناختن، نپذیرفتن، رشد ندادن و در صلح نبودن با خودته.
اگر با خودت در صلح باشی،
نبودن هیچکس خیلی سخت نیست
و اگر با خودت در صلح نباشی،
هر تعداد آدم اطرافت باشه بازم تنهایی.
♦️@seemorghbook
اگر با خودت در صلح باشی،
نبودن هیچکس خیلی سخت نیست
و اگر با خودت در صلح نباشی،
هر تعداد آدم اطرافت باشه بازم تنهایی.
♦️@seemorghbook
👍13❤2👏2
آدم های موفق،
همیشه به دنبال فرصت هایی
برای کمک به دیگران هستند
افراد ناموفق همیشه می پرسند :
این کار، چه سودی برای من دارد؟
#برایان_تریسی
♦️@seemorghbook
همیشه به دنبال فرصت هایی
برای کمک به دیگران هستند
افراد ناموفق همیشه می پرسند :
این کار، چه سودی برای من دارد؟
#برایان_تریسی
♦️@seemorghbook
👍13👏1
☕ قطعهای از کتاب
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید.
اهالی جواب دادند : خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕#شاه_گوش_میکند
✍#ايتالو_کالوينو
♦️@seemorghbook
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید.
اهالی جواب دادند : خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕#شاه_گوش_میکند
✍#ايتالو_کالوينو
♦️@seemorghbook
👍22❤4👎1
همیشه در این آب و خاک
دزدها و قاچاقچی ها
همه کاره بوده اند،
چون که
مقامات صلاحیت دار
خارجی اینطور صلاح دیده اند...
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
دزدها و قاچاقچی ها
همه کاره بوده اند،
چون که
مقامات صلاحیت دار
خارجی اینطور صلاح دیده اند...
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍40👏2
📕#تاریخ_بردگی
✍#یدالله_نیازمند
برده گیری در میان اعراب رایج بوده است. بازرگانان برده که آنها را نخاس می خواندند، از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
جرجی زیدان می نویسد: اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش میکشید.
راه های برده گیری در میان اعراب گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی این گونه آمده است: اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان و مردان و کودکان قبیلهی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهای متعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش میگذاشتند. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت.
بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیامهای بزرگ بردگان نمونه آنست، شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری، صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر، که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم، مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد.
اگر چه صورت بندی اجتماعی، اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکلهای مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمینهای مستعمره تا قرن بیستم..!
♦️@seemorghbook
✍#یدالله_نیازمند
برده گیری در میان اعراب رایج بوده است. بازرگانان برده که آنها را نخاس می خواندند، از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
جرجی زیدان می نویسد: اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش میکشید.
راه های برده گیری در میان اعراب گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی این گونه آمده است: اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان و مردان و کودکان قبیلهی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهای متعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش میگذاشتند. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت.
بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیامهای بزرگ بردگان نمونه آنست، شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری، صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر، که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم، مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد.
اگر چه صورت بندی اجتماعی، اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکلهای مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمینهای مستعمره تا قرن بیستم..!
♦️@seemorghbook
👍35❤1
من بر این باورم که برای تحقق صلح جهانی نخست باید به صلح درونی رسید. کسانیکه به طور طبیعی آرام و در صلح باخویشاند، قلبهایی گشودهتر به سوی دیگران دارند.
#دالایی_لاما
♦️@seemorghbook
#دالایی_لاما
♦️@seemorghbook
👍13👏3
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
#اندکی_تفکر
گرگها
در این بیابان
حکمرانی می کنند !
در میان گوسفندان
روضه خوانی می کنند !
با لباسی از پَر طاووس و خویی چون غزال
گله را
مجذوب رنگ و مهربانی می کنند !
گوسفندان دانش آموزند ،
گُرگان چون مدیر !
از میان گلّه با برخی تبانی می کنند !
از میان گوسفندان
عده ای مبصر شدند !
تا کلاس بی معلم را نگهبانی کنند !
گلّه راضی ، گُرگها راضی ،
رفاقت برقرار !
مبصران در حد عالی پاسبانی می کنند !
گله می زایید و می زایید تا نسلی دگر !
در حریم خانه های گرگ دربانی کنند !
داد زد یکروز یک بزغاله ای در این کلاس...
چون معلم نیست
مبصرها سخنرانی کنند !
گفت آن بزغاله این شعر و غذای گرگ شد !
تا که گُرگان مبصران را شام مهمانی کنند !
گلّه از آنروز مجبور است
از شب تا به صبح
از کتاب عبرت بزغاله روخوانی کنند !
وای اگر این گلّه
روزی رم کند از یک خروش !
صد هزاران گرگ را در عید قربانی کنند ...!
♦️@seemorghbook
#اندکی_تفکر
گرگها
در این بیابان
حکمرانی می کنند !
در میان گوسفندان
روضه خوانی می کنند !
با لباسی از پَر طاووس و خویی چون غزال
گله را
مجذوب رنگ و مهربانی می کنند !
گوسفندان دانش آموزند ،
گُرگان چون مدیر !
از میان گلّه با برخی تبانی می کنند !
از میان گوسفندان
عده ای مبصر شدند !
تا کلاس بی معلم را نگهبانی کنند !
گلّه راضی ، گُرگها راضی ،
رفاقت برقرار !
مبصران در حد عالی پاسبانی می کنند !
گله می زایید و می زایید تا نسلی دگر !
در حریم خانه های گرگ دربانی کنند !
داد زد یکروز یک بزغاله ای در این کلاس...
چون معلم نیست
مبصرها سخنرانی کنند !
گفت آن بزغاله این شعر و غذای گرگ شد !
تا که گُرگان مبصران را شام مهمانی کنند !
گلّه از آنروز مجبور است
از شب تا به صبح
از کتاب عبرت بزغاله روخوانی کنند !
وای اگر این گلّه
روزی رم کند از یک خروش !
صد هزاران گرگ را در عید قربانی کنند ...!
♦️@seemorghbook
👍46❤2
صبح شد
شکر خدا چشمم دوباره باز شد
یا کریم روی بام
آماده پرواز شد
باز گنجشکان
دوباره نغمه خوانی می کنند
باز هم خورشید آمد
زندگی آغاز شد
♦️@seemorghbook
شکر خدا چشمم دوباره باز شد
یا کریم روی بام
آماده پرواز شد
باز گنجشکان
دوباره نغمه خوانی می کنند
باز هم خورشید آمد
زندگی آغاز شد
♦️@seemorghbook
👍11❤1
انسانها همنوعان من نیستند ، بلکه اشخاصی هستند که به من مینگرند و داوریام میکنند !
همنوعان من کسانی هستند که مرا بی آنکه نگاهم کنند دوست میدارند ، که علیرغم همه چیز دوستم میدارند ...
علیرغم شکست ، خیانت یا حقارت ، مرا دوست میدارند تا به آنجایی که من خودم را دوست میدارم ...
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
همنوعان من کسانی هستند که مرا بی آنکه نگاهم کنند دوست میدارند ، که علیرغم همه چیز دوستم میدارند ...
علیرغم شکست ، خیانت یا حقارت ، مرا دوست میدارند تا به آنجایی که من خودم را دوست میدارم ...
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍11👏4❤2
☕️ قطعه ای کتاب
کیمیاگر در یک بطری را باز کرد
و مایع قرمز رنگی
در لیوان مهمانش ریخت
شراب بود ، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود
ولی شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت :
بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
از راه دهان وارد جسم انسان می شود
چیزی است که از راه آن خارج می شود
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_كوئيلو
♦️@seemorghbook
کیمیاگر در یک بطری را باز کرد
و مایع قرمز رنگی
در لیوان مهمانش ریخت
شراب بود ، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود
ولی شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت :
بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
از راه دهان وارد جسم انسان می شود
چیزی است که از راه آن خارج می شود
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_كوئيلو
♦️@seemorghbook
👍25👏7❤2