کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
📕#فیلسوف_ری_محمدبن_زکریای_رازی

#مهدی_محقق

رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی‌- افلاطونی بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌ عصر و پس از خود قرار گرفت. هم‌چنین عقایدی که درباره ادیان ابراز داشت سبب شد موجب تکفیر اهل مذهب واقع شود و از این‌ رو بیشتر آثار وی در این زمینه از بین رفته‌است. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی‌ و اسلامی‌ نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفه وی به چشم می‌خورد.

♦️@seemorghbook
💯7👍31
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

شاید میان این همه نامردی
باید شیطان را ستایش کرد ..
که دروغ نگفت
جهنم را به جان خرید
اما !!!!!
تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد ..

#فرهنگ_هلاکویی

♦️@seemorghbook
👍26👏51
میان پرواز تا پرتاب، تفاوت از زمین تا آسمان است!

پرواز که کنی، آنجا میرسی که خودت میخواهی،

پرتابت که کنند، آنجا میروی که آنان میخواهند،

پس پرواز را بیاموز…

♦️@seemorghbook
👍132
وقتی تخم‌ مرغ با‌ نیروی خارجی می‌شکند،یک زندگی به پایان میرسد

اما وقتی با نیروی داخلی می‌شکند،یک زندگی آغاز میشود

تغییرات بزرگ همیشه از درون انسانها آغاز می‌شوند.

♦️@seemorghbook
14👍7
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!
ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ
ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ
ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ.
ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ.
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ.
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ.
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ
ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين.

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!

♦️@seemorghbook
9👍5
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند ؛
همه ، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت : 
یک لاک پشت حسود ...
او یک نامه به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! 
من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم.
و میخواهم بپرسم چگونه می رقصید.
آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟
یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم . 
با احترام تمام ، لاک پشت.

هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه میکند ؟
و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟ 
و بعد از آن کدام پا را ؟
متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.

•سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی وحسادت ؛ میتواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود ...

♦️@seemorghbook
👍261
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطار زندگیتون بسوی بهترین هادر حرکت
روزگارتون همیشه سبز
لبخندتون همیشه پایدار
ولحظه لحظه زندگیتون سرشار از عشق

♦️@seemorghbook
👍7
خیلی قشنگه حتماً بخونید👌

روزي حضرت داوود از يك آبادي ميگذشت. پيرزني را ديد بر سر قبري زجه زنان. نالان و گريان. پرسيد: مادر چرا گريه مي كني؟ پيرزن گفت: فرزندم در اين سن كم از دنيا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پيرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش.

پيرزن گفت: چرا؟ پيامبر فرمود: بعد از ما گروهي بدنيا مي آيند كه بيش از صد سال عمر نميكنند. پيرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسيد: آنها براي خودشان خانه هم ميسازند، آيا وقت خانه درست كردن دارند؟ حضرت داوود فرمود: بله آنها در اين فرصت كم با هم در خانه سازي رقابت ميكنند. پيرزن تعجب كرد و گفت: اگر جاي آنها بودم تمام صد سال را به خوشی و خوشحال کردن دیگران ميپرداختم.

برچرخ فلک مناز که کمر شکن است
بررنگ لباس مناز ک آخر کفن است
مغرور مشو که زندگی چند روز است
در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است

♦️@seemorghbook
👍211
◾️به آرامش که برسی،
آرامش وجودت را فرا میگيرد

نه به ‌راحتی می‌رنجی،
و نه به ‌آسانی می‌رنجانی...


♦️@seemorghbook
👍95
قطعه‌ای از کتاب


هنگام صبح، آن زمان که هنوز به درستی بیدار نشده‌ام، و در شرف بیرون جستن از خوابی مشقت بارم، بیهوده بازوانم را به سوی او پیش می‌برم... بیهوده در ساعات شب، او را در کنار خود می‌جویم، آن هنگام که رؤیایی شیرین و ناب مرا فریفته است، و موجب می‌گردد در این پندار به سربرم که در کنار او، و دست در دستش در دشت‌ها حضور دارم، و بر آن هزاران بار بوسه می‌زنم! آه، آن هنگام که هنوز تا نیمه، در مستی خواب به سر می‌برم، او را می‌جویم و سپس با این اندیشه از خواب بیدار می‌شوم، و آن‌گاه سیلی از قطرات اشک از قلب دردمندم به بیرون فرو می‌ریزد، و بدون آن که تسکین خاطری یابم، در برابر آینده تیره‌ای که در انتظارم است، می‌گریم.

📕#رنج‌های_ورترجوان

#گوته

♦️@seemorghbook
👍91
مردمی که تحت قانون ظلم به سر میبرند؛ شهامت و فضیلت اخلاقی را از دست میدهند و به مرضِ ترس و چاپلوسی گرفتار میشوند که ریشه حیاتشان را میسوزاند !

#میرزا_آقاخان_کرمانی

♦️@seemorghbook
20👍9👎1
اطلس حقوق بشر

اندرو فاگان

♦️@seemorghbook
👍6
📕#اطلس_حقوق_بشر

#اندرو_فاگان

اطلس حقوق بشر اثر نویسنده م معروف و مشهور اندرو فاگان است. این کتاب در مورد حقوق بشر در جهان است این کتاب به روشی ساده و مفهمومی به طوری همه اقشار جامعه با سطح سواد مختلف بتواند با حقوق بشر در کشورهای مختلف دنبا آشنا شوند.
بخشی از مقدمه این اثر:
نقض حقوق و آزادی افراد هر روز آشکارتر می شود و توجه جهانی به حقوق بشر متمرکز شده است. همچنان موارد بیشتری از نقض شدید حقوق بشر نمایان می شودو در سالیان اخیر سرکوب گرترین حکومت ها سرنگون شده اند.

♦️@seemorghbook
👍9🙏2
انقلابیون انقلاب نمی‌کنند کسانی انقلاب می‌کنند که می‌دانند قدرت چه زمانی در کوچه و خیابان ریخته است و چه وقت می‌توانند آن را جمع کنند.

#هانا_آرنت

♦️@seemorghbook
👍213👎1
کافکا نخستین کسی است که وضع نکبت بار انسان را در دنیایی که جای خدا در آن نیست شرح میدهد؛ دنیای پوچی که از این به بعد هیچ فردی نمیتواند پشت گرمی داشته باشد مگر به نیروی خود برای اینکه بتواند سرنوشتش را تعیین بکند، زیرا شیرازۀ همۀ وابستگیهای سنتی از هم گسیخته است و برای اینکه دوباره بوجود بیاید، باید شالوده اش به موجب اصول و انگیزۀ دیگر ریخته شود.

📘#پیام_کافکا

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
9👍4
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

شیخی به چُرت بود که زنش  وارد شد به تعجیل بگفتا:شیخا چه نشستی که آش شله قلمکار دهند اندر هیئت ابوالفضلی!
پس شیخ به عبا شد و دیگ سمت دروازه پیش گرفت.
چون رسید کوی هیئت را خیل خلق بدید در آشوب و هیاهو! در اندیشه شد که نوبتش نیاید و شکم در حسرت بماند!
ره زِ میان صف گشوده بالای دیگ برسید. دیگ آش نیمه یافت. پس آشپز را بگفت:دست نگاهدار، که نذری را اشکالی ست شرعی!
آشپز بگفت: از چه روی ای شیخ؟
خلق نیز به گوش شدند.
شیخ بگفت:قصاب بدیدم به بازار که گوسفند تازه ذبح بکرده سر به کناری نهاده بود. چون زِ سر بگذشتم، حیوان به ناله و اشک شد که قصاب آب نداده هلاکم نمود... هم از این روی حرام باشد آن گوشت و این شله!
مردم را ولوله افتاد و آشپز را پرسش که حال که کار زِ کار بگذشته، چه باید کرد شیخا؟
شیخ بخاراند ریش را و بگفتا:خُمس آش به امام دهید، حلال شود!
پس خلق بگفتند آشپز را که خُمس دهی حلال شود، به زِ آنست که کُلِ آن حرام شود!
پس آشپز دیگ زِ شیخ بستاند و آش اَندر بِکرد!
خلق شادمان شده شیخ را درود گفته صلوات بفرستادند.
خشتمال که ترش روی حکایت بدید و بشنید، شیخ را جلو گرفته بگفتا؛این چه داستان بود که کردی؟ چه کَس دیده که گوسفند سر بریده سخن گوید، ای فریبکار؟
شیخ بگفت :مهم شُله است، که به دیگ شد!
اَلباقی، نه گناه من است، که خلق را اگر میل به خریت باشد همه کس را حلال باشد به سواری...


♦️@seemorghbook
👍37😁31👎1
هیچ بارانی
ردپای خوبان را
ازکوچه های خاطرات
نخواهد شست
دوست داشتن خوبان
همیشه گفتنی نیست
گاه سکوت است
وگاه نگاه مهربان
گاهى دعا از دل و جان
وگاهى يك پيام

♦️@seemorghbook
👍167
وقتی به چیزی با ترس بنگری نمی‌توانی درست ببینی. وقتی تعصب داشته باشی نمی توانی درست ببینی. وقتی اسیر تعلقی باشی نمی‌توانی درست ببینی. وقتی به خیال پردازی مشغول باشی، نمی‌توانی درست ببینی. وقتی مقهور القاءات این و آن باشی، نمی‌توانی درست ببینی. وقتی قضاوتت را پیشاپیش کرده ای، نمی‌توانی درست ببینی. وقتی خشمگینی، نمی‌توانی درست ببینی. وقتی طمع داشته باشی، نمی توانی درست ببینی... حال اندکی با خود بیندیش که تا به حال چند چیز را درست و تمام دیده ای؟! "ای دوست، درست دیدن، تنها در کیفیت سکوت همه جانبه محقق می‌شود".

#مسعود_ریاعی

♦️@seemorghbook
👍123👏1