ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳیدﻩﺍﺵ ﭼنین ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ:
ﭘﺴﺮﻡ، ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ!
ﭘﺴﺮ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ...!
ﭘﺪﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ:
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
خیانت ﻧﮑﻦ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ، که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩاﯼ!
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ، که ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
بی حیایی ﻧﮑﻦ، که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ ...
♦️@seemorghbook
ﭘﺴﺮﻡ، ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ!
ﭘﺴﺮ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ...!
ﭘﺪﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ:
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
خیانت ﻧﮑﻦ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ، که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩاﯼ!
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ، که ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
بی حیایی ﻧﮑﻦ، که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩیدﻩﺍﯼ!
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ ...
♦️@seemorghbook
👍27👏6
☕️قطعهای از کتاب
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت میگندیدم.کی تو این وضعیت نبود؟ همهمان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دلمان هم خوش بود که زندهایم.
📕#عامهپسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت میگندیدم.کی تو این وضعیت نبود؟ همهمان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دلمان هم خوش بود که زندهایم.
📕#عامهپسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍25
يه ارتش گوسفند كه توسط يه شير رهبرى ميشه، ميتونه يه ارتش شير كه توسط يه گوسفند رهبرى ميشه رو شكست بده
♦️@seemorghnook
♦️@seemorghnook
👍39👏8👎3
📕#فروپاشی
✍#امیرحسین_خنجی
هگل، ایرانیان را نخستین ملت تاریخی و شاهنشاهی ایران را اولین امپراطوری تاریخ میداند.
هنگامی که سخن از تاریخ ایران میرود، باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از آغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیستهاند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از انحاء ایرانی میخواندهاند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بودهاست زیستهاند.
ایران گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها که نام ایران نیز از ایشان گرفته شدهاست، به فلات ایران آغاز میکنند؛ ولی این به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بودهاست.
پیش از ورود آریاییان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این محل شکفته و پژمرده شده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا بودند. برای نمونه تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در شمال خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه سیلک در کاشان، تمدن اورارتو در آذربایجان، تمدن تپه گیان در نهاوند و تمدن مانناییان در کردستان و آذربایجان و و تمدن کاسیها در لرستان ذکر میشود.
نکتهٔ مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکلگیری و رواج تمدنهای کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدنها و دولتهای باستانی چون سومر، کلده، اور، بابل، آشور، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدنها و دولتها بودهاست، به چه نحوی جریان داشتهاست؟
♦️@seemorghbook
✍#امیرحسین_خنجی
هگل، ایرانیان را نخستین ملت تاریخی و شاهنشاهی ایران را اولین امپراطوری تاریخ میداند.
هنگامی که سخن از تاریخ ایران میرود، باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از آغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیستهاند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از انحاء ایرانی میخواندهاند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بودهاست زیستهاند.
ایران گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها که نام ایران نیز از ایشان گرفته شدهاست، به فلات ایران آغاز میکنند؛ ولی این به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بودهاست.
پیش از ورود آریاییان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این محل شکفته و پژمرده شده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا بودند. برای نمونه تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در شمال خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه سیلک در کاشان، تمدن اورارتو در آذربایجان، تمدن تپه گیان در نهاوند و تمدن مانناییان در کردستان و آذربایجان و و تمدن کاسیها در لرستان ذکر میشود.
نکتهٔ مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکلگیری و رواج تمدنهای کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدنها و دولتهای باستانی چون سومر، کلده، اور، بابل، آشور، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدنها و دولتها بودهاست، به چه نحوی جریان داشتهاست؟
♦️@seemorghbook
👍16❤1
همه ی ما نادان به دنیا آمدیم،
ولی نادان باقی ماندن،
تلاش زیادی لازم دارد.
#بنجامین_فرانکلین
♦️@seemorghbook
ولی نادان باقی ماندن،
تلاش زیادی لازم دارد.
#بنجامین_فرانکلین
♦️@seemorghbook
👍19❤2
یکی از حقوقدانان بزرگ ایران باستان که در دوره ی ساسانی زندگی می کرده است،«ویه شاپور» نام داشته است.
ویه شاپور را می توان یکی از قانون گذاران بزرگ ایران ساسانی دانست.
در «ماتکدان هزارداتستان» که مهمترین قانون نامه ی دوران ساسانی می باشد از کتاب حقوقی ویه شاپور یاد شده است.
نام کتاب حقوقی ارزشمند ویه شاپور، «یادگار» بوده است که توسط شخص وی تقریر،و سپس توسط دیگران نوشته و در چندین نسخه تکثیر گردید و پس از آن که ویه شاپور با زدن مُهر خود به آنها سندیت و اعتبار بخشید برای استفاده در محاکم حقوقی به ولایات فرستاده شد.
♦️@seemorghbook
ویه شاپور را می توان یکی از قانون گذاران بزرگ ایران ساسانی دانست.
در «ماتکدان هزارداتستان» که مهمترین قانون نامه ی دوران ساسانی می باشد از کتاب حقوقی ویه شاپور یاد شده است.
نام کتاب حقوقی ارزشمند ویه شاپور، «یادگار» بوده است که توسط شخص وی تقریر،و سپس توسط دیگران نوشته و در چندین نسخه تکثیر گردید و پس از آن که ویه شاپور با زدن مُهر خود به آنها سندیت و اعتبار بخشید برای استفاده در محاکم حقوقی به ولایات فرستاده شد.
♦️@seemorghbook
👍14👏3❤1
امروز یک نفر برایم اشتباهی فرستاد:
"کجایی ؟!"
دلم هری فرو ریخت، مدتها بود منتظر شنیدن همین یک کلمه بودم!
چه فرقی میکند کجای دنیا نشسته باشی؟! مهم این است که یک نفر هست که کجا بودن تو برایش مهم است!
شاید آن یک نفر رویش نشود بگوید دلم برایت تنگ شده و به جانم نق میزند بیا دیگر...
و همهی این حرف را خلاصه کند در "کجایی؟!"
داشتم به همین چیزها فکر میکردم که دوباره برایم فرستاد:
ببخشید اشتباه فرستادم!!
خواستم برایش بنویسم:
میدانم، من در فلان ایستگاهو فلان خیابانو فلان پارک روی نیمکت نشستهام.
میشود اشتباهی حال مرا بپرسید؟!
اما او دیگر حالم را نپرسید...!!
آدم غریبهها برایشان مهم نیست که دیگران چگونهاند و کجای شهر نشستهاند،
تو که غریبه نیستی...
بپرس حال مرا؛ بگو کجایی؟!!
#فاطمه_حسینیان
♦️@seemorghbook
"کجایی ؟!"
دلم هری فرو ریخت، مدتها بود منتظر شنیدن همین یک کلمه بودم!
چه فرقی میکند کجای دنیا نشسته باشی؟! مهم این است که یک نفر هست که کجا بودن تو برایش مهم است!
شاید آن یک نفر رویش نشود بگوید دلم برایت تنگ شده و به جانم نق میزند بیا دیگر...
و همهی این حرف را خلاصه کند در "کجایی؟!"
داشتم به همین چیزها فکر میکردم که دوباره برایم فرستاد:
ببخشید اشتباه فرستادم!!
خواستم برایش بنویسم:
میدانم، من در فلان ایستگاهو فلان خیابانو فلان پارک روی نیمکت نشستهام.
میشود اشتباهی حال مرا بپرسید؟!
اما او دیگر حالم را نپرسید...!!
آدم غریبهها برایشان مهم نیست که دیگران چگونهاند و کجای شهر نشستهاند،
تو که غریبه نیستی...
بپرس حال مرا؛ بگو کجایی؟!!
#فاطمه_حسینیان
♦️@seemorghbook
❤17👍14👏3❤🔥1
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سرﭘﺮﺳﺖ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺗﺌﺎﺗﺮ ﺁﻟﻤﺎﻥ رﻭﺑﺮﺗﻮ ﭼﻮﻟﯽ
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ در ایام
عزاداری ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ میگوید :
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻪ یکی از شهر ها ﺭﻓﺘم .
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻭ
ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺩﺳﺘﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ .
ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻦ
ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﺩ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻮﺩﻡ .
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺷﯿﻮﻥ ﻭ ﮔﺮﯾﻪﺯﺍﺭﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ
ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻧﺞ ﻣﯽﺑﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ .
ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ
ﺁﻧﺠﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ !
ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺯﺍﺭ ﺯﺍﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ آنها ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩیکتر ﺑﻮﺩ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻭﺳﻂ ﮔﺮﯾﻪﺯﺍﺭﯼ ﺭﻭ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
اگر ﻣﯽﺧﻮﺍهی ﻓﺮﺵ ﺑﺨﺮﯼ من دارم ؟!
ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ هم ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ !
ﺍﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
در تمام عمر خود دیدهام !
♦️@seemorghbook
سرﭘﺮﺳﺖ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺗﺌﺎﺗﺮ ﺁﻟﻤﺎﻥ رﻭﺑﺮﺗﻮ ﭼﻮﻟﯽ
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ در ایام
عزاداری ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ میگوید :
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻪ یکی از شهر ها ﺭﻓﺘم .
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻭ
ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺩﺳﺘﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ .
ﻣﻄﻤﺌﻨﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻦ
ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮﺩ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻮﺩﻡ .
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺷﯿﻮﻥ ﻭ ﮔﺮﯾﻪﺯﺍﺭﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ
ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻧﺞ ﻣﯽﺑﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﯿﻌﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ .
ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ
ﺁﻧﺠﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ !
ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺯﺍﺭ ﺯﺍﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ آنها ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩیکتر ﺑﻮﺩ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﻭﺳﻂ ﮔﺮﯾﻪﺯﺍﺭﯼ ﺭﻭ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
اگر ﻣﯽﺧﻮﺍهی ﻓﺮﺵ ﺑﺨﺮﯼ من دارم ؟!
ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ هم ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ !
ﺍﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
در تمام عمر خود دیدهام !
♦️@seemorghbook
👍23❤1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه دلنشین است
روزی که با لبخند شروع شود
پنجره دلت را رو به خوشبختی باز کن
عشق را به قلبت دعوت کن
و نفس بکش مهربانی را
♦️@seemorghbook
روزی که با لبخند شروع شود
پنجره دلت را رو به خوشبختی باز کن
عشق را به قلبت دعوت کن
و نفس بکش مهربانی را
♦️@seemorghbook
❤8👍1👎1
برای كشف اقیانوسهای جدید باید شهامتِ ترکِ ساحلِ آرامِ خود را داشته باشید.
این جهان، جهانِ تغییر است
نه تقدیر.
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
این جهان، جهانِ تغییر است
نه تقدیر.
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
👍19
☕️ فطعهای از کتاب
فساد نژاد ما از بچه و پیر و جوانش پیداست.
همه مان ادای زندگی را در آورده ایم، کاشکی ادا بود، به زندگی دهن کجی کرده ایم!
اگر چه به قدر الاغ چیز سرمان نمی شود و همیشه کلاه سرمان می رود، اما خودمان را باهوشترین مخلوق تصور می کنیم. همیشه منتظر یک قلدریم که بطور معجزه آسا ظهور بکند و پیزی ما را جا بگذارد!
بیست سال دلقکهای رضا خان تو سرمان زدند، حالا هم صدایمان در نمی آید و همان گربه های مُردنی را جلو ما می رقصانند. این هوش ما در هیچ یک از شئون فرهنگی یا علمی و یا اجتماعی بروز نکرده است، هنرمان لوله هنگ، سازمان وزوز جگر خراش، فلسفه مان مباحثه در شکیات و سهویات و خوراکمان جگرک است.
نه ذوق نه هنر نه شادی، همه اش دزدی، کلاه برداری و روضه خوانی! ما در حال تعفن و تجزیه هستیم، از صوفی و درویش و پیر و جوان و کاسب کار و گدا همه منتر پول و مقام هستند، آن هم به طرز بی شرمانۀ وقیحی، مردم هر جای دنیا ممکن است که به یک چیز و یا حقیقتی پایبند باشند مگر اینجا که مسابقۀ پستی و رذالت را می دهند.
دورۀ ما دورۀ تحقیر و اخ و تف است!
📕#حاجی_آقا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
فساد نژاد ما از بچه و پیر و جوانش پیداست.
همه مان ادای زندگی را در آورده ایم، کاشکی ادا بود، به زندگی دهن کجی کرده ایم!
اگر چه به قدر الاغ چیز سرمان نمی شود و همیشه کلاه سرمان می رود، اما خودمان را باهوشترین مخلوق تصور می کنیم. همیشه منتظر یک قلدریم که بطور معجزه آسا ظهور بکند و پیزی ما را جا بگذارد!
بیست سال دلقکهای رضا خان تو سرمان زدند، حالا هم صدایمان در نمی آید و همان گربه های مُردنی را جلو ما می رقصانند. این هوش ما در هیچ یک از شئون فرهنگی یا علمی و یا اجتماعی بروز نکرده است، هنرمان لوله هنگ، سازمان وزوز جگر خراش، فلسفه مان مباحثه در شکیات و سهویات و خوراکمان جگرک است.
نه ذوق نه هنر نه شادی، همه اش دزدی، کلاه برداری و روضه خوانی! ما در حال تعفن و تجزیه هستیم، از صوفی و درویش و پیر و جوان و کاسب کار و گدا همه منتر پول و مقام هستند، آن هم به طرز بی شرمانۀ وقیحی، مردم هر جای دنیا ممکن است که به یک چیز و یا حقیقتی پایبند باشند مگر اینجا که مسابقۀ پستی و رذالت را می دهند.
دورۀ ما دورۀ تحقیر و اخ و تف است!
📕#حاجی_آقا
✍#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍18👎4🤔2
شخصی از ملانصرالدین پرسید مسلمان به چه کسی میتوان گفت؟
فرمود: مسلمان کسی است که مردم از شر دست و زبان او در امان باشند.
آن شخص گفت: والله کور شوم اگر تا بحال چنین مسلمانی دیده باشم...
♦️@seemorghbook
فرمود: مسلمان کسی است که مردم از شر دست و زبان او در امان باشند.
آن شخص گفت: والله کور شوم اگر تا بحال چنین مسلمانی دیده باشم...
♦️@seemorghbook
👍41👎2
📕#زن_در_حقوق_ساسانی
✍#کریستین_بارتلمه
کریستین بارتلمه از خاورشناسان مشهور آلمانى و متخصّص زبان شناسى تطبیقى و استاد زبانهاى آریایى و سانسکریت در 21 ژانویه 1855 در فورشت از شهرهاى آلمان متولد شده، و پس از هفتاد سال عمر در 1925 بدرود زندگى گفته است.بارتلمه پس از پایان تحصیلات مقدماتى و متوسطه در دانشگاه مونیخ وارد شده، و پس از پایان دوره فقه اللغه السنه ى سامى در 1877 به درجه ی دکترا نایل گردیده است.آن گاه در دانشگاه لایپزیگ به سمت دانشیار به تدریس پرداخته و بعد از آن در 1884 به سمت پروفسور فوق العاده در دانشگاه هاله و در 1885 در دانشگاه مونستر و در 1895 به سِمَت استاد فقه اللغه زبانهاى هند و اروپایى در دانشگاه شهر گیسن و در 1909 به سِمَت استاد زبان شناسى تطبیقى در دانشگاه هامبورگ به تدریس اشتغال داشته و تا آخر عمر در همین شغل بوده است.
کتاب حاضر ترجمه خطابه ای است که کریستین بارتلمه در جشن تاسیس فرهنگستان علوم هایدلبرگ در تاریخ 11 می سال 1924 ایراد کرده است.آرتور کریستن سن در کتاب گران بهای خود به نام ایران در زمان ساسانیان،تصریح می کند که توصیفی را که او از حیات حقوقی زنان در عصر ساسانی می کند،همه را مدیون تحقیقات بارتلمه است.
♦️@seemorghbook
✍#کریستین_بارتلمه
کریستین بارتلمه از خاورشناسان مشهور آلمانى و متخصّص زبان شناسى تطبیقى و استاد زبانهاى آریایى و سانسکریت در 21 ژانویه 1855 در فورشت از شهرهاى آلمان متولد شده، و پس از هفتاد سال عمر در 1925 بدرود زندگى گفته است.بارتلمه پس از پایان تحصیلات مقدماتى و متوسطه در دانشگاه مونیخ وارد شده، و پس از پایان دوره فقه اللغه السنه ى سامى در 1877 به درجه ی دکترا نایل گردیده است.آن گاه در دانشگاه لایپزیگ به سمت دانشیار به تدریس پرداخته و بعد از آن در 1884 به سمت پروفسور فوق العاده در دانشگاه هاله و در 1885 در دانشگاه مونستر و در 1895 به سِمَت استاد فقه اللغه زبانهاى هند و اروپایى در دانشگاه شهر گیسن و در 1909 به سِمَت استاد زبان شناسى تطبیقى در دانشگاه هامبورگ به تدریس اشتغال داشته و تا آخر عمر در همین شغل بوده است.
کتاب حاضر ترجمه خطابه ای است که کریستین بارتلمه در جشن تاسیس فرهنگستان علوم هایدلبرگ در تاریخ 11 می سال 1924 ایراد کرده است.آرتور کریستن سن در کتاب گران بهای خود به نام ایران در زمان ساسانیان،تصریح می کند که توصیفی را که او از حیات حقوقی زنان در عصر ساسانی می کند،همه را مدیون تحقیقات بارتلمه است.
♦️@seemorghbook
👍5👏2