📕#زندان_زنان
✍#وینسنت_بارنز
الینور ، دختری که در خانواده ی فقیری بزرگ شده است در اثر ماجرایی مجبور به ترک زادگاه خود می شود و تنها ، بدون هیچ پول و کاری ، سرگردانِ شهری غریب می گردد. در آنجا تحت تاثیر دختری که اتفاقی با او آشنا شده برای اولین بار دست به سرقت و کلاهبرداری کوچکی می زند. بعد از آن پشیمان شده و کاری پیدا می کند ولی پلیس او را به جرم سرقت دستگیر و زندانی می کند و از آن به بعد زندگی او به کل تغییر کرده و با زندگی و قوانین پشت پرده ی زندان های آمریکا آشنا می شود….و تلاش برای زنده ماندن…
♦️@seemorghbook
✍#وینسنت_بارنز
الینور ، دختری که در خانواده ی فقیری بزرگ شده است در اثر ماجرایی مجبور به ترک زادگاه خود می شود و تنها ، بدون هیچ پول و کاری ، سرگردانِ شهری غریب می گردد. در آنجا تحت تاثیر دختری که اتفاقی با او آشنا شده برای اولین بار دست به سرقت و کلاهبرداری کوچکی می زند. بعد از آن پشیمان شده و کاری پیدا می کند ولی پلیس او را به جرم سرقت دستگیر و زندانی می کند و از آن به بعد زندگی او به کل تغییر کرده و با زندگی و قوانین پشت پرده ی زندان های آمریکا آشنا می شود….و تلاش برای زنده ماندن…
♦️@seemorghbook
👍9❤1
فرقی نمیکند مرد باشی یا زن ؛
حریمت "حرمت" دارد،
هرکسی ک از در آمد "محرم" نیست صبر کن تا "آدمت" را پیدا کنی،
آدمی از "جنس خودت"
آدمی ک "حرمت سرش شود"
خودت را "مدیون" خودت نکن
مدیون قلبت، نگاهت، دستانت، آغوشت
گاهی باید "تنهایی" را ترجیح داد گاهی باید منتظر بود تا "محرمت" پیدا شود
تنها بمان
فرق بزرگیست میان کسی ک "تنها مانده" با کسی ک "تنهایی را انتخاب کرده"
♦️@seemorghbook
حریمت "حرمت" دارد،
هرکسی ک از در آمد "محرم" نیست صبر کن تا "آدمت" را پیدا کنی،
آدمی از "جنس خودت"
آدمی ک "حرمت سرش شود"
خودت را "مدیون" خودت نکن
مدیون قلبت، نگاهت، دستانت، آغوشت
گاهی باید "تنهایی" را ترجیح داد گاهی باید منتظر بود تا "محرمت" پیدا شود
تنها بمان
فرق بزرگیست میان کسی ک "تنها مانده" با کسی ک "تنهایی را انتخاب کرده"
♦️@seemorghbook
👏24👍6
نامت را به دست کدام موج روانه میکنی
تا درلوای آرزوهایم بیاویزم
ببین!!
من سجاده ام را بسوی قبله سبزآبی تو میگسترم.
وبربلندای بادگیرهای کهن بارها مثنوی شادتورا میسُرایم
ببین!!
که دراندوهت چه بیقرارمیشوم.
مانند ریشه تنومندی درقلب لاجوردتوجاری میشوم
ابدی میشوم برپهنه ساحلت وبرتخته سنگها
وبردشت مینیاتور حرا ها وبر نسیم کیش سینه ات،
به هرکجاخواهم خواند.
نامت را آرام به گوش من بگو
بگذار درجان من حک شود
عطراصالت این عتیق خلیج همیشگی فارس.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
تا درلوای آرزوهایم بیاویزم
ببین!!
من سجاده ام را بسوی قبله سبزآبی تو میگسترم.
وبربلندای بادگیرهای کهن بارها مثنوی شادتورا میسُرایم
ببین!!
که دراندوهت چه بیقرارمیشوم.
مانند ریشه تنومندی درقلب لاجوردتوجاری میشوم
ابدی میشوم برپهنه ساحلت وبرتخته سنگها
وبردشت مینیاتور حرا ها وبر نسیم کیش سینه ات،
به هرکجاخواهم خواند.
نامت را آرام به گوش من بگو
بگذار درجان من حک شود
عطراصالت این عتیق خلیج همیشگی فارس.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
👏17❤6👍3🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا گويد..
تو ای زيباتر ازخورشيد زيبايم
تو ای والاترين مهمان دنيايم
بدان آغوش من باز است
شروع كن! يك قدم باتو
تمام گامهای مانده اش بامن ..
♦️@seemorghbook
تو ای زيباتر ازخورشيد زيبايم
تو ای والاترين مهمان دنيايم
بدان آغوش من باز است
شروع كن! يك قدم باتو
تمام گامهای مانده اش بامن ..
♦️@seemorghbook
❤13👍2🥰2👏1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...!
#بابک_زمانی
♦️@seemorghbook
گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...!
#بابک_زمانی
♦️@seemorghbook
❤12👍9
ﺣﺮﻑ،ﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﻓﻜﺮ،ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ.
ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻴﺮﺍﻧﺪ،
ﺑﺎﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ.
#محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
ﺍﻣﺎ ﻓﻜﺮ،ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ.
ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻴﺮﺍﻧﺪ،
ﺑﺎﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ.
#محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
👍28
☕️ قطعهای از کتاب
و به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پرنخواهد کرد. نمیتوان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینه خاطرات مشترک، این همه رنجها و مصائب با هم چشیده، این همه قهرها و آشتیها و هیجانهای تند همسنگ نیست. این دوستیها تکرار نمیشوند...
کسی که نهال بلوطی به این امید مینشاند که به زودی در سایه اش بنشیند، خیالی خام میپرورد.
📕#زمین_انسانها
✍#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
♦️@seemorghbook
و به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پرنخواهد کرد. نمیتوان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینه خاطرات مشترک، این همه رنجها و مصائب با هم چشیده، این همه قهرها و آشتیها و هیجانهای تند همسنگ نیست. این دوستیها تکرار نمیشوند...
کسی که نهال بلوطی به این امید مینشاند که به زودی در سایه اش بنشیند، خیالی خام میپرورد.
📕#زمین_انسانها
✍#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
♦️@seemorghbook
👍13
ﻋﺎﺭفی ﺭا گفتند
زندگی به جبر است یا اختیار؟
ﮔﻔﺖ : امروز اختیار، تا چه بکارم!
اما فردا ﺟﺒﺮ ، ﺯﻳﺮا ﺑﻪ اجبار باید درو کنم هر آنچه دیروز ﺑﻪ اختیار کاشتم
♦️@seemorghbook
زندگی به جبر است یا اختیار؟
ﮔﻔﺖ : امروز اختیار، تا چه بکارم!
اما فردا ﺟﺒﺮ ، ﺯﻳﺮا ﺑﻪ اجبار باید درو کنم هر آنچه دیروز ﺑﻪ اختیار کاشتم
♦️@seemorghbook
👏30❤3👎2
📕#بانوی_سربدار
✍#حمزه_سردادور
حمزه سردادور (۱۳۴۹-۱۲۷۵)، از پاورقینویسان قدیمی ایرانی است که رمانهای تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب آمده است. بازچاپهای چندگانه این کتابها، نشانگر محبوبیت و عامهپسندی آنها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز زاده شد. او از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله اطلاعات هفتگی پاورقی نوشت. از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، داستانهای پرآبوتاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آنها در مجله، به شکل کتاب نیز منتشر شد. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مهلقا و آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانه قاجار، بانوی سربدار و …
کتاب بانوی سربدار، رمانی شیرین و دلچسب است که از جریان تاریخی سربداران مایه گرفته و با قلم توانا و ذهن سازندهی نویسنده پرورده شده و داستانی پرجاذبه و خواندنی فراهم آورده است. در این کتاب برخلاف آنچه از سربداران به ذهن میآید، با استناد به مدارک تاریخی، به گونهای یک زن را پایهگذار این سلسلهی غیور میداند. زنی غیرتمند با نام آزاده که حاضر بود به دار آویخته شود؛ اما تسلیم مغولها نشود. داستانی بس زیبا که با خواندن یک پاراگراف از آن، تا انتها پای آن خواهید نشست.
♦️@seemorghbook
✍#حمزه_سردادور
حمزه سردادور (۱۳۴۹-۱۲۷۵)، از پاورقینویسان قدیمی ایرانی است که رمانهای تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب آمده است. بازچاپهای چندگانه این کتابها، نشانگر محبوبیت و عامهپسندی آنها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز زاده شد. او از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله اطلاعات هفتگی پاورقی نوشت. از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، داستانهای پرآبوتاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آنها در مجله، به شکل کتاب نیز منتشر شد. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مهلقا و آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانه قاجار، بانوی سربدار و …
کتاب بانوی سربدار، رمانی شیرین و دلچسب است که از جریان تاریخی سربداران مایه گرفته و با قلم توانا و ذهن سازندهی نویسنده پرورده شده و داستانی پرجاذبه و خواندنی فراهم آورده است. در این کتاب برخلاف آنچه از سربداران به ذهن میآید، با استناد به مدارک تاریخی، به گونهای یک زن را پایهگذار این سلسلهی غیور میداند. زنی غیرتمند با نام آزاده که حاضر بود به دار آویخته شود؛ اما تسلیم مغولها نشود. داستانی بس زیبا که با خواندن یک پاراگراف از آن، تا انتها پای آن خواهید نشست.
♦️@seemorghbook
👍19❤1👎1
من در سرزمینی زندگی می کنم که
در آن دویدن، سهم کسانی است که نمی رسند و
رسیدن، حق کسانی که نمیدوند.
♦️@seemorghbook
در آن دویدن، سهم کسانی است که نمی رسند و
رسیدن، حق کسانی که نمیدوند.
♦️@seemorghbook
👍36😢3
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی
کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت
همدیگر را نگاه دارند،دموکراسی را برای
چه میخواهند ...؟!
رعایت خط کشی که دیگر مربوط
به حکومت نیست،مربوط به استکبار
جهانی نیست...!
الفبای ساده دموکراسی، در همین خطوط
را بیجا قطع نکردن،پشت چراغ ایستادن،
به عابر پیادهی نگون بخت راه دادن و
سبقت بیجا نگرفتن است...!
#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی
کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت
همدیگر را نگاه دارند،دموکراسی را برای
چه میخواهند ...؟!
رعایت خط کشی که دیگر مربوط
به حکومت نیست،مربوط به استکبار
جهانی نیست...!
الفبای ساده دموکراسی، در همین خطوط
را بیجا قطع نکردن،پشت چراغ ایستادن،
به عابر پیادهی نگون بخت راه دادن و
سبقت بیجا نگرفتن است...!
#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
👍31👏8🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با شروع هر صبح فکر کن تازه بدنیا آمدی
مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش
شاید فردایی نباشد، شاید فردایی باشد
اما عزیزی نباشد
♦️@seemorghbook
مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش
شاید فردایی نباشد، شاید فردایی باشد
اما عزیزی نباشد
♦️@seemorghbook
👍10❤6
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
با کتاب می شه کوبید تو سر این و اون؛
با کتاب می شه مگسُ رو هوا له کرد؛
با کتاب می شه رفت جلسه پُز داد؛
با کتاب می شه جوجه رو بهتر کباب کرد؛
با کتاب می شه از شر خریدن کادوی گرون خلاص شد؛
اما با این به قولی آچار فرانسه یه کار دیگه هم میشه کرد، پرواز...
"با کتاب میشه پرواز کرد"
♦️@seemorghbook
با کتاب می شه کوبید تو سر این و اون؛
با کتاب می شه مگسُ رو هوا له کرد؛
با کتاب می شه رفت جلسه پُز داد؛
با کتاب می شه جوجه رو بهتر کباب کرد؛
با کتاب می شه از شر خریدن کادوی گرون خلاص شد؛
اما با این به قولی آچار فرانسه یه کار دیگه هم میشه کرد، پرواز...
"با کتاب میشه پرواز کرد"
♦️@seemorghbook
❤22👍10👏3
اگه دیدگاه مثبت داشته باشی عاشق جهان میشی. اما اگه زبان مثبت داشته باشی جهان عاشقت میشه.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤19👍5🥰2