کتابخانه سیمرغ
73.1K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
467 links
Download Telegram
آزاده خانم و نویسنده‌اش

رضا براهنی
♦️@seemorghbook
👍32👎2
📕#آزاده_خانم_نویسنده‌اش ( آشویتس خصوصی دکتر شریفی)

#رضا_براهنی

آزاده خانم و نویسنده‌اش با عنوان فرعی آشویتس خصوصی دکتر شریفی روایت پست مدرن زندگی نویسنده‌ای به نام دکتر مجید شریفی و زنی به نام آزاده خانم است. آزاده خانم، در این داستان چهره‌های گوناگونی پیدا می‌کند و به صورت کهن الگویی از زن شرقی عرضه می‌شود. او گاهی به صورت زنی در یک صد سال قبل از هجرت، ظاهر می‌شود و گاه صورت زن اثیری بوف کور یا قهرمان داستان شب‌های روشن داستایفسکی را به خود می‌گیرد. او زنی است که راوی، هم به آن دلبسته است و هم از آن می‌گریزد. محور اصلی وقایع این کتاب اتفاقات اجتماعی دهه‌ی 20 تا دهه‌ی 70 و زندگی خصوصی و اجتماعی راوی و آدم‌های اطراف اوست. بسیاری از منتقدان، این کتاب را برخوردار از سبکی خاص و گامی‌نو در ادبیات داستانی می‌دانند. براهنی، در این اثر از انواع شگردها و زبان‌های رمان‌نویسی استفاده می‌کند.

♦️@seemorghbook
9👍2👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يكى بيايد و نسل ما را تكان دهد!
ما نسل دوست داشتنهاى ته نشين شده‌ايم...


♦️@seemorghbook
👏184
وقتی پول تو دستت باشه فراموش میکنی که کی هستی ،
ولی
وقتی پول تو دستت نباشه همه ی دنیا تو را فراموش میکنند !
زندگی همینه ...

#بیل_گیتس

♦️@seemorghbook
👏16👍4🔥1


از ماست که بر ماست

درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت:
خبر داری که چیزی آمده که ما را میبرد
و از پایمان می اندازد؟
درخت پیر گفت برو ببین از ما
هم چیزی همراه او هست؟
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و
دسته ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر
برگشت و گفت سرش آهن و تنه اش چوب است.

درخت پیر آهی کشید و گفت:
از ماست که بر ماست ..

♦️@seemorghbook
💯125👍2
♦️جواب ابلهان خاموشی است!

پورسینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب پورسینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار پورسینا نشست. شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت، به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر، پورسینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما پورسینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.
قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست، بلکه خود را به لال بودن زده، تا این که تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟ چه گفت؟
صاحب خر گفت: او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد می زند و پای خرت را می شکند.......
قاضی خندید و بر دانش پورسینا آفرین گفت.
قاضی به پورسینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
پورسینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد
"جواب ابلهان خاموشی است"

امثال و حکم-علی اکبر دهخدا

♦️@seemorghbook
24👍10💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحی را آرزو می‌کنم که بیدار شویم و ببینیم؛ بی‌خیال‌ترین آدمِ رویِ زمین شده‌ایم و هیچ چیز، برای‌ِمان مهم نیست!
بی‌تفاوت شده باشیم به غصه‌ها، به رنج‌ها و مصیبت‌ها.
لم داده باشیم گوشه‌ای و همین‌طور بی‌دلیل؛ حال‌ِمان خوب باشد...

♦️@seemorghbook
15😁2
آزادی از جمله تجملاتی است که هرکس توان کسب آن را ندارد.

#کارل_مارکس

♦️@seemorghbook
👍15
☕️قطعه‌ای از کتاب

مردم اسیر سرگذشت شخصی‌شان‌اند. همه اعتقاد دارند هدف این زندگی پیروی از یک برنامه هست. کسی از خودش نمی‌پرسد که آیا این برنامه خود اوست یا شخص دیگری آن را برایش ریخته است... تجربه کسب میکنند، خاطره می اندوزند، مال جمع می‌کنند و نظرات دیگران را بر دوش میکشند که سنگین‌تر از حد توان آنهاست. بنابراين رویاهای خودشان‌ را از یاد میبرند. به این دلیل مردم غمگین اند.

📕#زهیر

#پائولو_کوئلیو
♦️@seemorghbook
👍81

غالبا پس از انقلاب «ستمبران»
قدرت را به دست مى‌گيرند
و همان كارى را مى‌كنند
كه «ستمگران» كرده‌اند !

#وودى_آلن

♦️@seemorghbook
👍293😁2👏1
نهضت ملی ایران و عدالت اجتماعی

خلیل ملکی
♦️@seemorghbook
1
📕#نهضت_ملی_ایران_و_عدالت_اجتماعی

#خلیل_ملکی

اثر حاضر مشتمل است بر مجموعه مقالات خلیل ملکی درباره ((سوسیالیسم ایرانی )) که در دوران مبارزات جنبش ملی شدن صنعت نفت تا زمان حیات دکتر مصدق در نشریات آن عصر چاپ و انتشار یافته است .این مقالات عبارت‌اند از :(( سرنوشت تاریخی لیبرالیسم )) ;(( شرط ادامه پیروزمندانه نهضت ملی )) ;(( عالمی از نو بباید ساخت )) ;(( به سوی آینده )) ;(( مبارزه با بزرگترین خطری که نهضت ملی را تهدید می‌کند )) ;(( استراتژی و تاکتیک احزاب کمونیست در برخورد با نهضت های ملی آسیا و آفریقا )) ;(( اختلاف بین کمونیسم و سوسیالیسم طی دو قرن )) ;(( تحلیلی از گذشته و نهضت ملی برای ترسیم راه آینده )) ;(( بیانیه جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران )) ;(( حزب ایران نوین یا حزب طبقه جدید )) 

♦️@seemorghbook
👍5👎43👏1
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ هیچﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ ...
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ !
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید ...!
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ !

#ارنستو_ﭼﮕﻮﺍﺭﺍ

♦️@seemorghbook
👍273👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادی نمادی از زیستنِ آگاهانه است...
و نمایشی از سپاسگزاری در برابرِ خداوندِ مهربان...
ما وارثِ این اَندیشه‌ایم،
شاد باش و شاد زندگی کن!
که شاد زیستن انتخاب است نه اتفاق
شاد زیستن کار سختی نیست به شرط آن که به داشته‌هایِ‌مان بیشتر از نداشته‌های‌ِمان تمرکز کنیم

♦️@seemorghbook
👍111


هر بدى كه ميتوانى به دشمنت نرسان كه ممكن است روزى دوست تو گردد،

و هر سرّى دارى با دوستت در ميان مگذار كه ممكن است روزى دشمن تو گردد...

و چه نیکو پندی داده استاد سخن

#سعدی

♦️@seemorghbook
👍254
دلیل نامگذاری عمارت هشت بهشت در اصفهان !

سقف زيباى امارت هشت بهشت اصفهان

دليل نام گذارى این عمارت این بود که عقيده داشتند كه بهشت ٧ طبقه دارد و اين باغ به دليل زيبايى فراوان آن يک طبقه بالاتر و طبقه هشتم آن است.


♦️@seemorghbook
👍13🥰2👎1
حسادت یا حماقت

روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات كرد.
این دو دوست بینوا كه تا آن زمان با گدایی امرار معاش می‌كردند، همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به نظر می‌رسیدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی كند. پس به هر كدام پیشنهاد كرد آرزویی كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچك‌تر گفت: به من بگو چه می‌خواهی قول می‌دهم خواسته‌ات را برآورده كنم.
اما باید بدانی من در قبال هر لطفی كه به تو بكنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!
دوست كوچك‌تر پس از كمی فكر با لبخندی به او پاسخ داد: «یك چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!»
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است!

♦️@seemorghbook
👍166🤯1
بعضی وقت‌ها حتی اگه همه‌ی کارها رو هم درست انجام بدی باز هم ممکنه اوضاع درست نشه.
مسئله اینه که هیچ‌ وقت نباید دست از انجام کار درست برداری!

#انجی_توماس

♦️@seemorghbook
👍111