〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
از ماست که بر ماست
درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت:
خبر داری که چیزی آمده که ما را میبرد
و از پایمان می اندازد؟
درخت پیر گفت برو ببین از ما
هم چیزی همراه او هست؟
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و
دسته ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر
برگشت و گفت سرش آهن و تنه اش چوب است.
درخت پیر آهی کشید و گفت:
از ماست که بر ماست ..
♦️@seemorghbook
از ماست که بر ماست
درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت:
خبر داری که چیزی آمده که ما را میبرد
و از پایمان می اندازد؟
درخت پیر گفت برو ببین از ما
هم چیزی همراه او هست؟
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و
دسته ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر
برگشت و گفت سرش آهن و تنه اش چوب است.
درخت پیر آهی کشید و گفت:
از ماست که بر ماست ..
♦️@seemorghbook
💯12❤5👍2
♦️جواب ابلهان خاموشی است!
پورسینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب پورسینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار پورسینا نشست. شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت، به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر، پورسینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما پورسینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.
قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست، بلکه خود را به لال بودن زده، تا این که تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟ چه گفت؟
صاحب خر گفت: او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد می زند و پای خرت را می شکند.......
قاضی خندید و بر دانش پورسینا آفرین گفت.
قاضی به پورسینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
پورسینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد
"جواب ابلهان خاموشی است"
امثال و حکم-علی اکبر دهخدا
♦️@seemorghbook
پورسینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب پورسینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار پورسینا نشست. شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت، به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر، پورسینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما پورسینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.
قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست، بلکه خود را به لال بودن زده، تا این که تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟ چه گفت؟
صاحب خر گفت: او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد می زند و پای خرت را می شکند.......
قاضی خندید و بر دانش پورسینا آفرین گفت.
قاضی به پورسینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
پورسینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد
"جواب ابلهان خاموشی است"
امثال و حکم-علی اکبر دهخدا
♦️@seemorghbook
❤24👍10💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحی را آرزو میکنم که بیدار شویم و ببینیم؛ بیخیالترین آدمِ رویِ زمین شدهایم و هیچ چیز، برایِمان مهم نیست!
بیتفاوت شده باشیم به غصهها، به رنجها و مصیبتها.
لم داده باشیم گوشهای و همینطور بیدلیل؛ حالِمان خوب باشد...
♦️@seemorghbook
بیتفاوت شده باشیم به غصهها، به رنجها و مصیبتها.
لم داده باشیم گوشهای و همینطور بیدلیل؛ حالِمان خوب باشد...
♦️@seemorghbook
❤15😁2
☕️قطعهای از کتاب
مردم اسیر سرگذشت شخصیشاناند. همه اعتقاد دارند هدف این زندگی پیروی از یک برنامه هست. کسی از خودش نمیپرسد که آیا این برنامه خود اوست یا شخص دیگری آن را برایش ریخته است... تجربه کسب میکنند، خاطره می اندوزند، مال جمع میکنند و نظرات دیگران را بر دوش میکشند که سنگینتر از حد توان آنهاست. بنابراين رویاهای خودشان را از یاد میبرند. به این دلیل مردم غمگین اند.
📕#زهیر
✍#پائولو_کوئلیو
♦️@seemorghbook
مردم اسیر سرگذشت شخصیشاناند. همه اعتقاد دارند هدف این زندگی پیروی از یک برنامه هست. کسی از خودش نمیپرسد که آیا این برنامه خود اوست یا شخص دیگری آن را برایش ریخته است... تجربه کسب میکنند، خاطره می اندوزند، مال جمع میکنند و نظرات دیگران را بر دوش میکشند که سنگینتر از حد توان آنهاست. بنابراين رویاهای خودشان را از یاد میبرند. به این دلیل مردم غمگین اند.
📕#زهیر
✍#پائولو_کوئلیو
♦️@seemorghbook
👍8❤1
غالبا پس از انقلاب «ستمبران»
قدرت را به دست مىگيرند
و همان كارى را مىكنند
كه «ستمگران» كردهاند !
#وودى_آلن
♦️@seemorghbook
غالبا پس از انقلاب «ستمبران»
قدرت را به دست مىگيرند
و همان كارى را مىكنند
كه «ستمگران» كردهاند !
#وودى_آلن
♦️@seemorghbook
👍29❤3😁2👏1
📕#نهضت_ملی_ایران_و_عدالت_اجتماعی
✍#خلیل_ملکی
اثر حاضر مشتمل است بر مجموعه مقالات خلیل ملکی درباره ((سوسیالیسم ایرانی )) که در دوران مبارزات جنبش ملی شدن صنعت نفت تا زمان حیات دکتر مصدق در نشریات آن عصر چاپ و انتشار یافته است .این مقالات عبارتاند از :(( سرنوشت تاریخی لیبرالیسم )) ;(( شرط ادامه پیروزمندانه نهضت ملی )) ;(( عالمی از نو بباید ساخت )) ;(( به سوی آینده )) ;(( مبارزه با بزرگترین خطری که نهضت ملی را تهدید میکند )) ;(( استراتژی و تاکتیک احزاب کمونیست در برخورد با نهضت های ملی آسیا و آفریقا )) ;(( اختلاف بین کمونیسم و سوسیالیسم طی دو قرن )) ;(( تحلیلی از گذشته و نهضت ملی برای ترسیم راه آینده )) ;(( بیانیه جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران )) ;(( حزب ایران نوین یا حزب طبقه جدید ))
♦️@seemorghbook
✍#خلیل_ملکی
اثر حاضر مشتمل است بر مجموعه مقالات خلیل ملکی درباره ((سوسیالیسم ایرانی )) که در دوران مبارزات جنبش ملی شدن صنعت نفت تا زمان حیات دکتر مصدق در نشریات آن عصر چاپ و انتشار یافته است .این مقالات عبارتاند از :(( سرنوشت تاریخی لیبرالیسم )) ;(( شرط ادامه پیروزمندانه نهضت ملی )) ;(( عالمی از نو بباید ساخت )) ;(( به سوی آینده )) ;(( مبارزه با بزرگترین خطری که نهضت ملی را تهدید میکند )) ;(( استراتژی و تاکتیک احزاب کمونیست در برخورد با نهضت های ملی آسیا و آفریقا )) ;(( اختلاف بین کمونیسم و سوسیالیسم طی دو قرن )) ;(( تحلیلی از گذشته و نهضت ملی برای ترسیم راه آینده )) ;(( بیانیه جامعه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران )) ;(( حزب ایران نوین یا حزب طبقه جدید ))
♦️@seemorghbook
👍5👎4❤3👏1
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ هیچﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ ...
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ !
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید ...!
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
#ارنستو_ﭼﮕﻮﺍﺭﺍ
♦️@seemorghbook
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ ...
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ !
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید ...!
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
#ارنستو_ﭼﮕﻮﺍﺭﺍ
♦️@seemorghbook
👍27❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شادی نمادی از زیستنِ آگاهانه است...
و نمایشی از سپاسگزاری در برابرِ خداوندِ مهربان...
ما وارثِ این اَندیشهایم،
شاد باش و شاد زندگی کن!
که شاد زیستن انتخاب است نه اتفاق
شاد زیستن کار سختی نیست به شرط آن که به داشتههایِمان بیشتر از نداشتههایِمان تمرکز کنیم
♦️@seemorghbook
و نمایشی از سپاسگزاری در برابرِ خداوندِ مهربان...
ما وارثِ این اَندیشهایم،
شاد باش و شاد زندگی کن!
که شاد زیستن انتخاب است نه اتفاق
شاد زیستن کار سختی نیست به شرط آن که به داشتههایِمان بیشتر از نداشتههایِمان تمرکز کنیم
♦️@seemorghbook
👍11❤1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
هر بدى كه ميتوانى به دشمنت نرسان كه ممكن است روزى دوست تو گردد،
و هر سرّى دارى با دوستت در ميان مگذار كه ممكن است روزى دشمن تو گردد...
و چه نیکو پندی داده استاد سخن
#سعدی
♦️@seemorghbook
هر بدى كه ميتوانى به دشمنت نرسان كه ممكن است روزى دوست تو گردد،
و هر سرّى دارى با دوستت در ميان مگذار كه ممكن است روزى دشمن تو گردد...
و چه نیکو پندی داده استاد سخن
#سعدی
♦️@seemorghbook
👍25❤4
دلیل نامگذاری عمارت هشت بهشت در اصفهان !
سقف زيباى امارت هشت بهشت اصفهان
دليل نام گذارى این عمارت این بود که عقيده داشتند كه بهشت ٧ طبقه دارد و اين باغ به دليل زيبايى فراوان آن يک طبقه بالاتر و طبقه هشتم آن است.
♦️@seemorghbook
سقف زيباى امارت هشت بهشت اصفهان
دليل نام گذارى این عمارت این بود که عقيده داشتند كه بهشت ٧ طبقه دارد و اين باغ به دليل زيبايى فراوان آن يک طبقه بالاتر و طبقه هشتم آن است.
♦️@seemorghbook
👍13🥰2👎1
حسادت یا حماقت
روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات كرد.
این دو دوست بینوا كه تا آن زمان با گدایی امرار معاش میكردند، همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به نظر میرسیدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی كند. پس به هر كدام پیشنهاد كرد آرزویی كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچكتر گفت: به من بگو چه میخواهی قول میدهم خواستهات را برآورده كنم.
اما باید بدانی من در قبال هر لطفی كه به تو بكنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!
دوست كوچكتر پس از كمی فكر با لبخندی به او پاسخ داد: «یك چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!»
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است!
♦️@seemorghbook
روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات كرد.
این دو دوست بینوا كه تا آن زمان با گدایی امرار معاش میكردند، همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به نظر میرسیدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی كند. پس به هر كدام پیشنهاد كرد آرزویی كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچكتر گفت: به من بگو چه میخواهی قول میدهم خواستهات را برآورده كنم.
اما باید بدانی من در قبال هر لطفی كه به تو بكنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!
دوست كوچكتر پس از كمی فكر با لبخندی به او پاسخ داد: «یك چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!»
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است!
♦️@seemorghbook
👍16❤6🤯1
بعضی وقتها حتی اگه همهی کارها رو هم درست انجام بدی باز هم ممکنه اوضاع درست نشه.
مسئله اینه که هیچ وقت نباید دست از انجام کار درست برداری!
#انجی_توماس
♦️@seemorghbook
مسئله اینه که هیچ وقت نباید دست از انجام کار درست برداری!
#انجی_توماس
♦️@seemorghbook
👍11❤1
☕️ قطعهای از کتاب
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند،
اگر پیر نمیشدند،
اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند،
خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکر کردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهنشان را مشغول کرده؟
منظورم این است که ما دربارهی همهچیز فکر میکنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روانشناسی، منطق، دین، ادبیات...
فکر میکنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیدهی اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد...
انسانها باید بهطور جدی، به معنی زندهبودنشان و اینک اینجابودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد.
درست است؟
اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکردند: «خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم.»...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم...
باید همین لحظه به آن فکر کنیم…
هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد...
ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم...
مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هرچه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن دربارهی چیزها میکند.
📕#سرگذشت_پرندهی_کوکی
✍#هاروکی_موراکامی
♦️@seemorghbook
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند،
اگر پیر نمیشدند،
اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند،
خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکر کردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهنشان را مشغول کرده؟
منظورم این است که ما دربارهی همهچیز فکر میکنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روانشناسی، منطق، دین، ادبیات...
فکر میکنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیدهی اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد...
انسانها باید بهطور جدی، به معنی زندهبودنشان و اینک اینجابودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد.
درست است؟
اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکردند: «خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم.»...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم...
باید همین لحظه به آن فکر کنیم…
هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد...
ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم...
مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هرچه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن دربارهی چیزها میکند.
📕#سرگذشت_پرندهی_کوکی
✍#هاروکی_موراکامی
♦️@seemorghbook
👍12❤4
وقتی تحت ضیقِ شرایط جامعه، نویسندگان بزرگ، هنرمندان و شاعران نکتهگیر و رمّاننویسان اجتماعی سیاسی از جامعه غایب باشند جای خود را به سلبریتیهایی خواهند داد که با سوار شدن بر موج جهالت و هیجانات عوام، روشنفکری کاذب را پدید خواهند آورد.
ماحَصَل این انتقال مرجعیت فرهنگی چیزی جز اُفت و ابتذال و پیشپا افتادگی نخواهد بود.
ما نیز به تقلید و البته قبیح، پنداشتهایم که تنها راه ابراز وجود پرداختن به عادات سمبلیک ظاهرمان است. گاه با نمایشِ مثلا خوشبختیهایمان و گاه با عکسانداختن نیمهبرهنگیهایمان کنار کافیشاپ و یا چهارستون یک اقامتگاه ساحلی!
از غیبت صاحبان اندیشه و قلم در عرصههای اجتماعی، سخت اندیشناکیم!
♦️@seemorghbook
ماحَصَل این انتقال مرجعیت فرهنگی چیزی جز اُفت و ابتذال و پیشپا افتادگی نخواهد بود.
ما نیز به تقلید و البته قبیح، پنداشتهایم که تنها راه ابراز وجود پرداختن به عادات سمبلیک ظاهرمان است. گاه با نمایشِ مثلا خوشبختیهایمان و گاه با عکسانداختن نیمهبرهنگیهایمان کنار کافیشاپ و یا چهارستون یک اقامتگاه ساحلی!
از غیبت صاحبان اندیشه و قلم در عرصههای اجتماعی، سخت اندیشناکیم!
♦️@seemorghbook
👍18❤7👏5
📕#اسطوره_دولت
✍#ارنست_کاسیرر
کتاب «اسطورهی دولت» اثر «ارنست کاسیرر» است. این کتاب را «یدالله موقن» به فارسی برگردانده است. در قسمتی از کتاب آمده است: «اسطورهی دولت از لحاظی ادامهی روشنگری است و از لحاظی دنبالهی جلد دوم فلسفهی صورتهای سمبلیک: اندیشهی اسطورهای است. موضوع فلسفهی روشنگری تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیر خرافات و اعتقادات تعبدی را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیشداوریها بود آزاد ساخته است. فلسفهی روشنگری استقلال خرد و علم را در همهی حوزهها تامین و تضمین مینماید. موضوع اسطورهی دولت نیز مانند فلسفه روشنگری نبرد با اسطوره است ولی این جا میدان رزم، قلمرو و سیاست است. پس، از این لحاظ اسطورهی دولت مکمل فلسفهی روشنگری است.
♦️@seemorghbook
✍#ارنست_کاسیرر
کتاب «اسطورهی دولت» اثر «ارنست کاسیرر» است. این کتاب را «یدالله موقن» به فارسی برگردانده است. در قسمتی از کتاب آمده است: «اسطورهی دولت از لحاظی ادامهی روشنگری است و از لحاظی دنبالهی جلد دوم فلسفهی صورتهای سمبلیک: اندیشهی اسطورهای است. موضوع فلسفهی روشنگری تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیر خرافات و اعتقادات تعبدی را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیشداوریها بود آزاد ساخته است. فلسفهی روشنگری استقلال خرد و علم را در همهی حوزهها تامین و تضمین مینماید. موضوع اسطورهی دولت نیز مانند فلسفه روشنگری نبرد با اسطوره است ولی این جا میدان رزم، قلمرو و سیاست است. پس، از این لحاظ اسطورهی دولت مکمل فلسفهی روشنگری است.
♦️@seemorghbook
👍3❤1