کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
462 links
Download Telegram
📕#مارکس

#پیتر_سینگر

اکنون که پا به هزاره سوم میلادی گذاشته ایم، پرسشهای زیادی درباره اهمیت و جایگاه مارکس و مارکسیسم مطرح است. ریشه بخشی از این پرسشها در تجربه سوسیالیسم و شکست آن نهفته است. چه مانند هایک معتقد به امتناع سوسیالیسم به دلایل معرفت شناسانه باشیم و چه تجربه سوسیالیسم واقعا موجود را تنها یک اشتباه دردناک بدانیم که ربط مستقیمی با آموزه های مارکس نداشته است، باز تردیدی نیست که آنچه در قرن بیستم در کشورهای بلوک شرق در عرصه های اقتصادی و فرهنگی گذشت ضربه ای جدی به مارکسیسم زده است. دست کم این که مارکسیسم عجالتا دیگر توان ظاهر شدن به صورت یک جنبش اجتماعی توانمند را نخواهد داشت. چرا که آرمانی که این جنبش را به پیش می راند، یعنی آرمان سوسیالیسم، به لحاظ نظری مبهم و مشکوک و به لحاظ عملی شکست خورده است…

♦️@seemorghbook
11🤔2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسان‌ها از ترس ظاهر خوفناک من می‌میرند نه به خاطر نیش زدنم.»

اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را می‌گزم و مخفی می‌شوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»

مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد. چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای زنبور لعنتی» و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چند روز بهبودی یافت.

مدتی بعد که باز چوپان در همان حالت بود، مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند. این بار زنبور نیش می‌زد و مار خودنمایی می‌کرد. این کار را کردند و چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادی هم استفاده نکرد. چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد.

برخی بیماری‌ها و کارها نیز همین گونه هستند. فقط به خاطر ترس از آنها، افراد نابود می‌شوند یا شکست می‌خورند.

♦️@seemorghbook
9🔥9👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر مدام خود را بادیگران مقایسه میکنید
هرگز خود راباور نخواهید کرد
به جای این کار...
خود را بادیروزتان مقایسه کنید

♦️@seemorghbook
👍133
بزرگ‌ترین کشف این نسل این است که فهمیده است،
انسان فقط با تغییر طرز تفکرش، می‌تواند زندگی‌اش را تغییر دهد...

#ناپلئون_هیل

♦️@seemorghbook
👍174
☕️قطعه‌ای از کتاب

خرافات هم مانند همه گونه عقاید و افکار، زندگی به خصوص دارد، گاهی به وجود می آید و جانشین خرافات دیگر می شود و زمانی هم از بین می رود.
ترقی علوم، افکار و زمان به این کار خیلی کمک می نماید.
بسا اتفاق می افتد که یک دسته از آنها را از بین می برد در صورتی که یک دسته دیگر خیلی سخت تر جای آنها می آورد.
البته اگر آنها را به حال خود بگذارند جنبهء الوهیت خود را تا دیر زمانی نگه می دارد چون مردم عوام آن ها را مانند مکاشفات و وحی الهی دانسته به یکدیگر انتقال می دهند.
برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ بشود تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته سستی آن واضح و آشکار بنماید.

📕#نیرنگستان

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍91
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچوقت به عقب برنگرد...
پشت سرت هیچ چیز نیست جز تردید و ترس و شکست، که وقتی درگیرش میشی حتما میبازی.

+شک ندارم این اسکی‌باز ژاپنی اگه میدونست پشت سرش چه خبره حتما خودشو میباخت؛ ولی با نگاه کردن به جلو و لذت بردن از مسیرش، نه تنها تو مسابقه مرگ و زندگی برنده شد، بلکه یک دنیا رو با خودش متحیر کرد.

♦️@seemorghbook
15👍8
فرهنگ رجال قاجار

جورج چرچیل

♦️@seemorghbook
7
📕#فرهنگ_رجال_قاجار

#جورج_چرچیل

بی‌تردید برای شناخت تحولات معاصر ایران و ریشه‌یابی حرکت‌ها و پویش‌های اجتماعی، فکری و سیاسی ایران کنونی باید دوران‌های صفویه، افشاری و به‌ویژه قاجاریه و پهلوی را زیر ذره‌بین پژوهش گذاشت و تمامی سویه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این دوران‌ها را با نگاهی تیزبین به بررسی موشکافانه نهاد.

♦️@seemorghbook
👍92
چیزی ویرانگرتر از آن نیست
که دریابیم فریب همان کسانی را خورده‌ایم
که باورشان داشته‌ایم ...


♦️@seemorghbook
👍132
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

محله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود.

همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است، گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند.

به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است.

تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد.

♦️@seemorghbook
👍4511😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک اندیشه ی زیبا و مثبت
یک بهشت را در زندگی میسازد
و یک اندیشه منفی و یأس‌آور
جهنمی را در دنیای انسان خلق
میکند
انسانها آنچه را بیندیشند خلق میکنند
پس شاد و مثبت باشید

♦️@seemorghbook
15👍2
ما به خنديدن احتياج داريم
براي اين كه بتوانيم ؛
حماقت سياستمداران را تحمل كنيم!

#جری_لوئيس


♦️@seemorghbook
👏23👍63😢2
به کی سلام کنم؟

سیمین دانشور

♦️@seemorghbook
🥰7
📕#به_کی_سلام_کنم‌؟

#سیمین_دانشور

مجموعه‌ای شامل داستان‌های کوتاه، نوشته سیمین دانشور است که چاپ نخست آن در سال ۱۳۵۹، و به دست انتشارات خوارزمی وارد بازار نشر و کتاب شد. برخی از داستان‌های این مجموعه پیشتر در نشریه‌هایی در ایران پیش از انقلاب 57 به چاپ رسید که نخستین آنها تیله شکسته بود و در سال ۱۳۵۲ چاپ گردید. عنوان این کتاب از داستان سوم آن برگرفته شده‌است

پس از سووشون، «به کی سلام کنم؟» تنوع سبکی دانشور در این مجموعه - که شامل ده داستان کوتاه است - به طرز چشمگیری خود می نمایاند. برای مثال، داستان «تصادف» با طنزی نوشته شده است که نمونه آن را در آثار قبلی دانشور کمتر می توان سراغ گرفت. خلق شخصیتی کاملاً کمیک و در عین حال باورپذیر که خود شخصاً بلاهت های پی درپی خویش را بیان می کند و ظاهراً از دلالت های آنچه به نحوی اعتراف گونه بر زبان می آورد غافل است، کاری است که دانشور قبلاً تلاش بارزی برای انجام دادن آن نکرده بود.
داستان دیگری با عنوان «به کی سلام کنم؟» که با تکنیک تک گویی درونی نوشته شده و نشان دهنده توانایی دانشور در به کارگیری شیوه های روایتگری مدرنیستی است. گرایش دیرینه دانشور به پژوهشگری فرهنگی در داستان های این کتاب هم به چشم می خورد. برای مثال، داستان «چشم خفته» متشکل از سه بخش است: دو تک گویی توسط دو شخصیت به نام های عفت الملوک و اقدس است و یک گفت وگو بین همین دو شخصیت در پایان داستان. در این داستان نیز دانشور با تیزبینی خاصی فرهنگ نفاق و دورویی را مورد کالبدشناسی قرار می دهد و نشان می دهد که کلام ظاهراً زیبا در فرهنگ ما، گاه پنهان کننده بدخواهانه ترین نگرش ها است.

♦️@seemorghbook
9
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

خیلی‌ها فکر می‌کنند، زشت‌ترین بخش بدن‌شان بینی‌شان است!
بعضی‌ها هم با دهان‌شان مشکل دارند، فکر می‌کنند دهان‌شان خیلی زشت است!
و دیگران زیادی هم شکم بزرگ‌شان، مشکل‌شان است و زشت‌شان کرده!
همه‌ی این‌ها شاید زشت و زیبا باشد،
اما من می‌گویم:
زشت‌ترین بخش بدن آدم‌ها،
"ذهن‌شان" است؛
ذهن آدم‌ها، مثل یک حفره‌ی عمیق،
پر می‌شود از خیلی چیزهای زشت؛
از شک،
از بدبینی،
از برداشت‌های بد،
از نگاه پر غرور به دیگران،
از توقع زیاد،
از خودبینی زیاد؛

ذهن آدم‌ها گاهی تبدیل می‌شود به عضو زشت بدن؛ آنقدر بدن را زشت می‌کند که صدتا جراحی زیبایی هم کاری از پیش نمی‌برد.
کاش می‌شد؛
جای بینی، جای شکم و پا،
آدم "ذهنش" را جراحی می‌کرد.

#سامان_رضايی

♦️@seemorghbook
👍202
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه؛
گاهی شبیهِ دفترچه‌ی خاطراتی‌ست که هر بار، گوشه‌ای لم می‌دهی و ورقش می‌زنی.
و چه می‌چسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفته‌هایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت!
کودکی‌هایی که در هوایِ نابِ خانه‌ی پدری سپری شد،
و شیطنت‌هایی که در دلِ کوچه‌هایِ خاکی و پر از خاطره، جا ماند.
جمعه دلگیر نیست!
باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد،
باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد.
باید ساده گرفت،
باید بی‌خیال بود...

♦️@seemorghbook
6👍3🔥1
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶

☑️پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...

تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.

جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.

پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.

چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.

سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت

«هیچوقت برای هیچی دیر نیست»

♦️@seemorghbook
8👍6👏3
در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است.


♦️@seemorghbook
27👎3👏1