کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
465 links
Download Telegram


‏زندگی چیست؟
•داستایفسکی: جهنم است
•سقراط: امتحان است
•ارسطو: ذهن است
•نیچه: قدرت است
•فروید: مرگ است
•مارکس: ایده است
•پیکاسو: هنر است
•گاندی: عشق است
•شوپنهاور: رنج است
•راسل: رقابت است
•استیو جابز: ایمان است
•اینشتین: دانش است
•هاوکینگ: امید است
•کافکا:آغاز است


♦️@seemorghbook
👍176🤔2
☕️ قطعه‌ای از کتاب

‍ حقیقت آن است که مردم همیشه طالب دینی خواهند بود که با تصاویر ذهنی بیان شود و هاله ای از امر فرا طبیعی در اطراف آن باشد.آن ها علم را نمی خواهند،از آن وحشتی مرگبار دارند زیرا یک درس علم آن است که هر حیاتی حیات دیگر را می خورد و هر حیاتی فرو خواهد مرد.توده های مردم هرگز علم را نخواهند پذیرفت تا اینکه به آن ها بهشتی زمینی بدهد.تا زمانی که فقر هست خدایان خواهند بود.

📕#ماجراهای_فلسفه

#ویل_دورانت

♦️@seemorghbook
👍12👏2
چندیست بشر ز شر بت ساز رهاست
مشغول نزاع بر سر اثبات خداست

این کشتن و انتحار دانی که ز چیست؟
درد من و تو کنون بت ذهنی ماست


♦️@seemorghbook
👍31
عظمت بازیافته

♦️@seemorghbook
14👏4👎2
📕#عظمت_باز_یافته

کتاب عظمت‌بازیافته (انتشارات یونیورسال، 1355 شمسی) قصه‌ای است تصویری برای کودکان و نوجوانان که تاریخ معاصر ایران را از شهریور 1320 تا سال 1355 بنا بر روایت رسمی حکومت وقت و بر محور زندگی محمدرضا پهلوی نشان می دهد. تصویرگر کتاب طراحی بلژیکی به نام دینو آتاناسیو است.

♦️@seemorghbook
15👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . روستایی سوار سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.
شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر مرا لنگ کرد.
شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود. روستایی  او را کشان کشان نزد قاضی برد. قااضی از حال سوال کرد. شیخ هم چنان خاموش بود. قاضی به روستایی گفت: این مرد لال است؟
روستایی گفت: این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد. پیش از این با من سخن گفته.
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟
او جواب داد که: گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند. قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت.
شیخ پاسخی گفت که زان پس درزبان پارسی مثل گشت: جواب ابلهان خاموشی است.

#علی_اکبر_دهخدا

♦️@seemorghbook
👍238👏6😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست خودم نیست
صبح که می‌شود، بی اختیار دنبال اتفاقات خوب می‌گردم
دنبال آدم‌های خوبی که حال خوبم را با لبخندهایشان به روزگارم سنجاق کنم
یک روز خوب اتفاق نمی‌افتد، ساخته می‌شود

♦️@seemorghbook
17
یک درس بزرگ در مورد ثروت که هیچکس هیچ‌وقت یادت نداد!

♦️ افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب

درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند

♦️@seemorghbook
👏196👍6👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب

بیش تر آدم ها، در بیست و پنج سالگی تمام می شوند و بعد تبدیل می شوند به ملتی بی شعور که رانندگی می کنند، غذا می خورند، بچه دار می شوند، و هرکاری را به بدترین شکلش انجام می دهند.

📕#ساندویچ_ژامبون

#چارلز_بوکوفسکی

♦️@seemorghbook
👍14👎21😁1
اندیشه ها همیشه باید
به سوی آینده پیش رود
اگر خدا می‌خواست که انسان
به گذشته بازگردد
و راه و رسم گذشتگان را پیش بگیرد
یک چشم پشت سر او می‌گذاشت...!

#ویکتور_هوگو

♦️@seemorghbook
👍232
شرح حال عباس میرزا ملک آرا

عبدالحسین نوایی

♦️@seemorghbook
6👎2
📕#شرح_حال_عباس_میرزا_ملک_آرا

#عبدالحسین_نوایی

کتابی که اینک تحت عنوان یادداشتهای عباس میرزا ملک آرا به دست خوانندگان عزیز رسیده است نخستین بار در شهریور سال ۱۳۲۵ شمسی منتشر شده است.
در آن روزگار این کتاب به همت و عنایت استاد عباس اقبال آشتیانی ناشر دانشمند و عالی قدر مجله یادگار در جزو انتشارات انجمن نشر آثار ایران انتشار یافت.
اینجا باید بخاطر اهل فضل و ادب را بدین مطلب متوجه کنم که انجمن مزبور وجودی سمبولیک بود و در حقیقت انجمنی وجود نداشت.
هرچه بود مرحوم عباس اقبال آشتیانی بود که با پشتکاری خستگی ناپذیر و با علاقه ای فراوان بل عشقی سوزان به شعر و هنر و ادب و دانش و فرهنگ ایران دمی از تکاپو برای یافتن و تصحیح و چاپ متون سودمند خاصه متون تاریخی باز نمی ایستاد و در این راه گرمای تابستان نمی شناخت.
پنج سال تمام از ساعت هفت و نیم صبح تا یک بعد از ظهر تا هفت شب در اطاقکی به نام دفتر مجله یادگار در ساختمان روزنامه اطلاعات به کار طاقت فرسای تحریر و تنظیم و طبع و توزیع مجله یادگار خویش را سرگرم و دلشاد می داشت.

♦️@seemorghbook
15
گر تو آزاد نباشی
نه همین غمکده، ای مرغکِ تنها قفس است
گر تو آزاد نباشی همه دنیا قفس است
تا پر و بال تو و راهِ تماشا بسته است
هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است
تا که نادان به جهان حکمروایی دارد
همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

#فریدون_مشیری
♦️@seemorghbook
👍276👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر صبح در بازار دنيا
به "خوشبختی"
چوب حراج ميزنند...
اینکه ما قدم برنمیداریم
و قیمت پیشنهادنمیکنیم
داستان دیگریست...
"خوشبختی" پیداکردنی نیست.
بدست آوردنيست

♦️@seemorghbook
11👍2
☕️قطعه‌ای از کتاب

دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست.
اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه.
اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن.

📕#مردی_به_نام_اوه

#فردریک_بکمن

♦️@seemorghbook
👍142❤‍🔥2
"درد من تنهایی نیست،
بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت،
بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند."

#ماهاتما_گاندی

♦️@seemorghbook
👍2812
نشان راز آمیز

نصرت الله بختورتاش

♦️@seemorghbook
🔥5