📕#افسونگران_دریا
✍#آلفره_ماشار
افسونگران دریا ماجرای زندگی یک دختر بسیار زیبای آلمانی است که در خطرناکترین سرویسهای جاسوسی هیتلر علیه متفقین فعالیت میکرده و عاشق بیقرار یک افسر رکن دوم ارتش فرانسه می شود. در سراسر این داستان جذاب و خواندنی، عشق و وظیفه در مقابل هم با تمام قدرت درگیرند.
♦️@seemorghbook
✍#آلفره_ماشار
افسونگران دریا ماجرای زندگی یک دختر بسیار زیبای آلمانی است که در خطرناکترین سرویسهای جاسوسی هیتلر علیه متفقین فعالیت میکرده و عاشق بیقرار یک افسر رکن دوم ارتش فرانسه می شود. در سراسر این داستان جذاب و خواندنی، عشق و وظیفه در مقابل هم با تمام قدرت درگیرند.
♦️@seemorghbook
❤11
می گويند؛ هنگامیکه جاده چالوس ساخته می شد
رضا شاه از پيشرفت کارهای تونل کندوان بازديد میکرد
سراغ وزير راه را گرفت گفتند او در تهران است.
با جيپ به وزارت راه برگشت
و با عصا در اتاق وزير را باز کرد
و با عصبانيت پرسيد تو اينجا چکار می کنی؟
پاسخ شنيد من وزير راهم اينجا دفتر من است
رضا شاه گفت ميدانم وزير راهی
چرا سرکارت نيستی؟
کار تو ساخت آن تونل در کندوان است
تا تونل تمام نشده به اين اتاق برنگرد.
♦️@seemorghbook
رضا شاه از پيشرفت کارهای تونل کندوان بازديد میکرد
سراغ وزير راه را گرفت گفتند او در تهران است.
با جيپ به وزارت راه برگشت
و با عصا در اتاق وزير را باز کرد
و با عصبانيت پرسيد تو اينجا چکار می کنی؟
پاسخ شنيد من وزير راهم اينجا دفتر من است
رضا شاه گفت ميدانم وزير راهی
چرا سرکارت نيستی؟
کار تو ساخت آن تونل در کندوان است
تا تونل تمام نشده به اين اتاق برنگرد.
♦️@seemorghbook
👏46❤4👎2
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
📖#حکایت
میگویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.
روزی قافلهای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار میدهد تا در شهر به برادرش برساند.
منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.
چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر میرسد و امانتی را میدهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان میکند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار میدهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.
چون برادر غارنشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمیبیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی میرود.
در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش دستبندی از طلا را روی دست زنی امتحان میکند، دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین میریزد.
چون زرگر این را میبیند میگوید:
«ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند!»
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
میگویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.
روزی قافلهای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار میدهد تا در شهر به برادرش برساند.
منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.
چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر میرسد و امانتی را میدهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان میکند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار میدهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.
چون برادر غارنشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمیبیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی میرود.
در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش دستبندی از طلا را روی دست زنی امتحان میکند، دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین میریزد.
چون زرگر این را میبیند میگوید:
«ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند!»
♦️@seemorghbook
👍28❤10😇1
■▪■▪■▪■▪■▪■▪■
▪به جای نابغه، "خوشبخت " تربیت کنید!
کودکان ما نیازی به نابغه شدن ندارند،
اما نیاز دارند که بدانند چگونه زندگی کنند...
نیاز دارند که توانایی هایشان را بشناسند و بتوانند آنها را بکار گیرند.
حقشان نیست بار آرزوهای از دست رفته ما را به دوش بکشند
و کودکی شان فدای خواسته های ما شود...
حقشان این است که مطابق شخصیتشان پرورش داده شوند،
حقشان این است که شاد باشند و از زندگی لذت ببرند.
♦️@seemorghbook
▪به جای نابغه، "خوشبخت " تربیت کنید!
کودکان ما نیازی به نابغه شدن ندارند،
اما نیاز دارند که بدانند چگونه زندگی کنند...
نیاز دارند که توانایی هایشان را بشناسند و بتوانند آنها را بکار گیرند.
حقشان نیست بار آرزوهای از دست رفته ما را به دوش بکشند
و کودکی شان فدای خواسته های ما شود...
حقشان این است که مطابق شخصیتشان پرورش داده شوند،
حقشان این است که شاد باشند و از زندگی لذت ببرند.
♦️@seemorghbook
👏12❤5👍1
نمیتوانی به عقب بازگردی تا آغاز ماجرا
را تغییر دهی، اما میتوانی از همانجایی که هستی شروع کنی و پایانش را عوض کنی!
♦️@seemorghbook
را تغییر دهی، اما میتوانی از همانجایی که هستی شروع کنی و پایانش را عوض کنی!
♦️@seemorghbook
👍16
☕️ قطعه ای از کتاب
چنان آنها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری میکنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
📕#توپ_مروارید
✍#صادق_هدایت
♦️ @seemorghbook
چنان آنها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری میکنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
📕#توپ_مروارید
✍#صادق_هدایت
♦️ @seemorghbook
👍17❤3❤🔥2
سياستمدار صادق در كشورهاى جهان سوم وجود ندارد ، اگر هم اتفاقی کسی پیدا شود مطمئن باشید طولی نمیکشد که محیط او را فاسد میکند و کشورش را به پول و قدرت خواهد فروخت.
#وينستون_چرچيل
♦️@seemorghbook
#وينستون_چرچيل
♦️@seemorghbook
❤13👍11💯4❤🔥2
📕#ناخوانده_در_غبار
✍#ویلیام_فاکنر
ناخوانده در غبار، داستان سیاهپوستی به نام لینچ است که به قتل جوانی سفید پوست متهم شده است. جوانی که در یکی از خانوادههای بانفوذ منطقه به دنیا آمده است و خانوادهاش همیشه تلاش کردند تا ماجراها را در خانواده خود حل کنند.
حالا که یک سیاهپوست به قتل متهم شده است، سفیدپوستان محل تصمیم گرفتند پای پلیس را به این مسئله باز نکنند. آنها میخواهند بدون جستجوی دقیق ماجرا، لینچ را بدون محاکمه اعدام کنند اما لینچ، مانند سیاهپوستان دیگر نیست که مظلوم باشد. او که خود را برده نمیداند، میخواهد همانند سفیدپوستان از حقوق مساوی برخوردار باشد و برای این کار وکیلی سفدپوست میگیرد تا بیگناهی خود را ثابت کند.
اما بعد از اینکه از کار وکیل ناامید میشود، به خواهرزاده نوجوانش اعتماد میکند و ماجرا را برای او تعریف میکند. ویلیام فاکنر در این داستان، به طرزی ظریف نژادپرستی را زیر سوال میبرد.
♦️@seemorghbook
✍#ویلیام_فاکنر
ناخوانده در غبار، داستان سیاهپوستی به نام لینچ است که به قتل جوانی سفید پوست متهم شده است. جوانی که در یکی از خانوادههای بانفوذ منطقه به دنیا آمده است و خانوادهاش همیشه تلاش کردند تا ماجراها را در خانواده خود حل کنند.
حالا که یک سیاهپوست به قتل متهم شده است، سفیدپوستان محل تصمیم گرفتند پای پلیس را به این مسئله باز نکنند. آنها میخواهند بدون جستجوی دقیق ماجرا، لینچ را بدون محاکمه اعدام کنند اما لینچ، مانند سیاهپوستان دیگر نیست که مظلوم باشد. او که خود را برده نمیداند، میخواهد همانند سفیدپوستان از حقوق مساوی برخوردار باشد و برای این کار وکیلی سفدپوست میگیرد تا بیگناهی خود را ثابت کند.
اما بعد از اینکه از کار وکیل ناامید میشود، به خواهرزاده نوجوانش اعتماد میکند و ماجرا را برای او تعریف میکند. ویلیام فاکنر در این داستان، به طرزی ظریف نژادپرستی را زیر سوال میبرد.
♦️@seemorghbook
👏8❤3❤🔥2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
خود را وادار کنید تا در یک محدودهی زمانی مشخص، ابدا حرفی نزنید.
مثلا در جر و بحثهای دیگران دخالت نکنید
و یا تا زمانی که نظری از شما نپرسيدهاند، پاسخی ندهید.
در هنگام قضاوت و داوری در مورد ديگران، لحظهای درنگ کنید و با خود بگویید: "آیا من جای طرف مقابل هستم که در مورد او اظهار نظر میکنم"؟
در مقابل افراد عصبانی و خشمگین، چند دقیقهای درنگ کنید تا آنان آرام شوند.
آیا میتوانید از حالا به بعد، به این موارد آگاه بوده و آنها را در زندگی اجرا کنید؟
قطعا میتوانید. چون انسان قادر به انجام همهی امور است.
#وین_داير
♦️@seemorghbook
خود را وادار کنید تا در یک محدودهی زمانی مشخص، ابدا حرفی نزنید.
مثلا در جر و بحثهای دیگران دخالت نکنید
و یا تا زمانی که نظری از شما نپرسيدهاند، پاسخی ندهید.
در هنگام قضاوت و داوری در مورد ديگران، لحظهای درنگ کنید و با خود بگویید: "آیا من جای طرف مقابل هستم که در مورد او اظهار نظر میکنم"؟
در مقابل افراد عصبانی و خشمگین، چند دقیقهای درنگ کنید تا آنان آرام شوند.
آیا میتوانید از حالا به بعد، به این موارد آگاه بوده و آنها را در زندگی اجرا کنید؟
قطعا میتوانید. چون انسان قادر به انجام همهی امور است.
#وین_داير
♦️@seemorghbook
❤🔥24👍15❤5💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر قُرب خدا می طلبی ، دلجو باش
وندر پس و پیشِ خلق، نیکوگو باش
خواهی که چو صبح،صادقُالقول شوی
خورشید صفت ،با همه کس یک رو باش
#ابوسعید_ابوالخیر
♦️@seemorghbook
وندر پس و پیشِ خلق، نیکوگو باش
خواهی که چو صبح،صادقُالقول شوی
خورشید صفت ،با همه کس یک رو باش
#ابوسعید_ابوالخیر
♦️@seemorghbook
❤18👏6
☕️قطعهای از کتاب
شخصیت سالم ،انسان ها را طبقه بندی ارزشی نمی کند بلکه تنها احساسات متفاوتی نسبت به آن ها دارد.
و به خود این حق را نمی دهد در جهت تغییر دادن دیگران تلاش کند.اندرز دادن کسی که از ما راهنمایی نخواسته است و تلاش برای تغییر دادن دیگران ،مغایر با روابط صمیمانه است.
"کارل راجرز"پایه گذار روانشناسی انسان گرا اعتقاد دارد که یک شخصیت سالم در روابطش با دیگران"عشق نا مشروط" به آن ها می دهد،یعنی بدون اینکه شرطی قائل باشد دیگری را دوست دارد،افراد را باتمام عیب و نقصی که دارند دوست دارد.چنین فرایندی بسیار نادر است.به این دلیل که ما در مورد خودمان هم نقش دادستان و قاضی را ایفا می کنیم،چگونه ممکن است در مورد دیگران نقش متفاوتی داشته باشیم؟!
📕#شخصیت_سالم
✍#محمدرضا_سرگلزایی
♦️@seemorghbook
شخصیت سالم ،انسان ها را طبقه بندی ارزشی نمی کند بلکه تنها احساسات متفاوتی نسبت به آن ها دارد.
و به خود این حق را نمی دهد در جهت تغییر دادن دیگران تلاش کند.اندرز دادن کسی که از ما راهنمایی نخواسته است و تلاش برای تغییر دادن دیگران ،مغایر با روابط صمیمانه است.
"کارل راجرز"پایه گذار روانشناسی انسان گرا اعتقاد دارد که یک شخصیت سالم در روابطش با دیگران"عشق نا مشروط" به آن ها می دهد،یعنی بدون اینکه شرطی قائل باشد دیگری را دوست دارد،افراد را باتمام عیب و نقصی که دارند دوست دارد.چنین فرایندی بسیار نادر است.به این دلیل که ما در مورد خودمان هم نقش دادستان و قاضی را ایفا می کنیم،چگونه ممکن است در مورد دیگران نقش متفاوتی داشته باشیم؟!
📕#شخصیت_سالم
✍#محمدرضا_سرگلزایی
♦️@seemorghbook
❤12👍3🔥1
سرزمین عجایب جاییست که:
مردمانش با دست خود گور خود را میکنند و بعد گناهش را به گردن آمریکا و انگلستان و استعمار و صهیونیزم می اندازند. سرزمینی که مردمانش صبح مصدقیاند ، عصر تودهای ، غروب سلطنت طلب و شامگاه امت اسلام .
#سعید_سیرجانی
♦️@seemorghbook
مردمانش با دست خود گور خود را میکنند و بعد گناهش را به گردن آمریکا و انگلستان و استعمار و صهیونیزم می اندازند. سرزمینی که مردمانش صبح مصدقیاند ، عصر تودهای ، غروب سلطنت طلب و شامگاه امت اسلام .
#سعید_سیرجانی
♦️@seemorghbook
❤23👍17👏3💯2
📕#رستم_التواریخ
✍#محمدهاشم_آصف
رستمالتواریخ اثری از محمدهاشم آصف از مورخین دوره زندیه و اوایل قاجار است که تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره سلطنت شاه حسین صفوی و استیلای افاغنه و افشاریه و زندیه تا آغاز دوره قاجار را روایت میکند. کتاب رستمالتواریخ در سال ۱۳۴۸ به تصحیح محمد مشیری توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده و دومین بار در سال ۱۳۸۱ توسط عزیزالله علیزاده تصحیح و در انتشارات فردوس در تهران منتشر شده است.
نویسنده کتاب با دو لقب «رستم الحکما» که پدرش به او داده و «صمصام الدوله» که از فتحعلی شاه قاجار دریافت داشته، خود را معرفی کرده است. تاریخ تولد وی 1179/1180 هجری قمری (1766/1767 میلادی)
♦️@seemorghbook
✍#محمدهاشم_آصف
رستمالتواریخ اثری از محمدهاشم آصف از مورخین دوره زندیه و اوایل قاجار است که تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره سلطنت شاه حسین صفوی و استیلای افاغنه و افشاریه و زندیه تا آغاز دوره قاجار را روایت میکند. کتاب رستمالتواریخ در سال ۱۳۴۸ به تصحیح محمد مشیری توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده و دومین بار در سال ۱۳۸۱ توسط عزیزالله علیزاده تصحیح و در انتشارات فردوس در تهران منتشر شده است.
نویسنده کتاب با دو لقب «رستم الحکما» که پدرش به او داده و «صمصام الدوله» که از فتحعلی شاه قاجار دریافت داشته، خود را معرفی کرده است. تاریخ تولد وی 1179/1180 هجری قمری (1766/1767 میلادی)
♦️@seemorghbook
❤9👏1