”میلتون اریکسون” رواندرمانگر و نابغه برنامهريزىهاى ذهنى، وقتی دوازده ساله بود دچار بيمارى فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت: پسرتان شب را تا صبح دوام نمیاورد!
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید، فکر کرد که میداند شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد فریاد زد: مادر، من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی خانه را گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانوادهاش را عقب بیندازد! اریکسون در سال ۱۹۸۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...!
♦️@seemorghbook
”میلتون اریکسون” رواندرمانگر و نابغه برنامهريزىهاى ذهنى، وقتی دوازده ساله بود دچار بيمارى فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت: پسرتان شب را تا صبح دوام نمیاورد!
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید، فکر کرد که میداند شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد فریاد زد: مادر، من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی خانه را گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانوادهاش را عقب بیندازد! اریکسون در سال ۱۹۸۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...!
♦️@seemorghbook
❤9👍2
پندهای بیست و دو گانه زرتشت که ۳۷۰۰ سال پیش
آن را به ما آموخته و به یادگار گذاشته
1. آنچه را گذشته است فراموش کن
و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. هرگز ترشرو و بدخو مباش
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز
22. دردین و مذهب افراط نکن تا پاک و راست گردی
♦️@seemorghbook
آن را به ما آموخته و به یادگار گذاشته
1. آنچه را گذشته است فراموش کن
و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. هرگز ترشرو و بدخو مباش
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز
22. دردین و مذهب افراط نکن تا پاک و راست گردی
♦️@seemorghbook
👍15❤10👎1😇1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برعكس عمل كن! دَه روز، بجاى اينكه احساسِ يك آدم ضعيف و غمگين را داشته باشى،
احساسِ يك انسانِ با اقتدار و قوى را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادى را حس كن...
+ يعنى به خودم دروغ بگويم؟!
- چه فكر كنى ضعيف هستى و چه قوى، در هر دو صورت دارى به خودت دروغ ميگويى،
پس چه بهتر كه دروغِ باارزشى باشد...
+ اين كار چه سودى دارد؟!
- جهانت را به سمتِ آنچه كه رفتار ميكنى سوق ميدهد...!
♦️@seemorghbook
احساسِ يك انسانِ با اقتدار و قوى را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادى را حس كن...
+ يعنى به خودم دروغ بگويم؟!
- چه فكر كنى ضعيف هستى و چه قوى، در هر دو صورت دارى به خودت دروغ ميگويى،
پس چه بهتر كه دروغِ باارزشى باشد...
+ اين كار چه سودى دارد؟!
- جهانت را به سمتِ آنچه كه رفتار ميكنى سوق ميدهد...!
♦️@seemorghbook
❤11👍2
یکی از پایه های عقلانیت بشر پرسشگری است، انسان به
اندازهای که پرسش، نقد و
شک میکند خردمند است !
#سقراط
♦️@seemorghbook
اندازهای که پرسش، نقد و
شک میکند خردمند است !
#سقراط
♦️@seemorghbook
❤11👍2
☕️قطعهای از کتاب
پرسش فقط این نیست که "من کیستم؟" بلکه این هم هست که "برای چه زندگی میکنم؟" و "چه کاری ارزش انجام دادن دارد؟"
وقتی که برای خودم هدفی تعیین میکنم یا تصمیمی میگیرم باید باور داشته باشم که این منم که آیندهام را میسازم وگرنه خودم را مثل یک عروسک خیمهشببازی خواهم دید که با بندهای شرایط تکان میخورد.
اینکه آیا عروسکگردانی هست، چه خدا و چه سرنوشت، موضوع دیگری است. به اعتقاد من، هنر زندگی و هدف هر فلسفه شخصی این است که یک "من" معنادار بسازد و به زندگیام معنا ببخشد.
📕#من
✍#مل_تامپسون
♦️@seemorghbook
پرسش فقط این نیست که "من کیستم؟" بلکه این هم هست که "برای چه زندگی میکنم؟" و "چه کاری ارزش انجام دادن دارد؟"
وقتی که برای خودم هدفی تعیین میکنم یا تصمیمی میگیرم باید باور داشته باشم که این منم که آیندهام را میسازم وگرنه خودم را مثل یک عروسک خیمهشببازی خواهم دید که با بندهای شرایط تکان میخورد.
اینکه آیا عروسکگردانی هست، چه خدا و چه سرنوشت، موضوع دیگری است. به اعتقاد من، هنر زندگی و هدف هر فلسفه شخصی این است که یک "من" معنادار بسازد و به زندگیام معنا ببخشد.
📕#من
✍#مل_تامپسون
♦️@seemorghbook
👍8
در ميکده دوش،زاهدی ديدم مست
تسبيح به گردن وصراحی در دست
گفتم:زچه در ميکده جا کردی ؟
گفت: از ميکده هم به سوی حق راهی هست
#شيخ_بهايی
♦️@seemorghbook
تسبيح به گردن وصراحی در دست
گفتم:زچه در ميکده جا کردی ؟
گفت: از ميکده هم به سوی حق راهی هست
#شيخ_بهايی
♦️@seemorghbook
❤9👍8
📕#پرده_آهنین
✍#ان_اپلباوم
با پایان جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی بر حوزه وسیعی از قلمرو اروپای شرقی کنترل پیدا کرد. ژوزف استالین و پلیس مخفی او شروع به تغییر دادن نظامهای چندین کشور متفاوت به یک نظام سیاسی - اخلاقی کاملا جدید (کمونیسم) کردند. در گزیدهای از کتاب «پرده آهنین» که توسط توانا ترجمه شده است، «اَن اپلباوم»، مورخ و برنده جایزه «پولیتزر» شرح میدهد که چگونه نظامهای کمونیستی اروپای شرقی به وجود آمدند و زندگی روزمره تحت تمامیتخواهی تحمیلی شوروی چگونه بوده است.
اپلباوم با جزئیاتی چشمگیر توصیف میکند که چگونه نهادهای مدنی - احزاب سیاسی، کلیساها، رسانهها، و سازمانهای جوانان - در چنین کشورهایی به پایههای این نظم جدید تبدیل شدند. او توضیح میدهد چگونه سرویسهای امنیتی مخفی سازماندهی شدند، چگونه کمونیستها رسانهها را تحت سلطه خود در آوردند، و چگونه تمام اشکال مخالفت سیاسی به شدت سرکوب شد.
بر اساس اسناد آرشیوی تازهای، اَپلباوم تاکتیکهای کمونیستها را ثبت کرده است که برای مثال چگونه با اعمال زور، تهدید، و قتل مسیرشان را به سوی قدرت هموار کردند. او زندگی افراد را نقل میکند تا نشان دهد گزینههای مردم چه بود - مبارزه، فرار، یا همکاری کنند.
در یک دوره بسیار کوتاه پس از پایان جنگ، اروپای شرقی بیرحمانه استالینیزه شد. پرده آهنین تاریخنگاری درخشانی از یک زمانه بیرحم و یادآوری فراموشنشدنیای از میزان شکنندگی جوامع باز است. امروزه بلوک شرق، یک تمدن گمشده است، تمدنی که سبعیت، پارانویا، اخلاقیات وهمآلودش، و زیباییشناسی عجیبش را اَن اَپلباوم در صفحات این اثر استثنائی به طور تاریخی-اخلاقی نشان میدهد.
♦️@seemorghbook
✍#ان_اپلباوم
با پایان جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی بر حوزه وسیعی از قلمرو اروپای شرقی کنترل پیدا کرد. ژوزف استالین و پلیس مخفی او شروع به تغییر دادن نظامهای چندین کشور متفاوت به یک نظام سیاسی - اخلاقی کاملا جدید (کمونیسم) کردند. در گزیدهای از کتاب «پرده آهنین» که توسط توانا ترجمه شده است، «اَن اپلباوم»، مورخ و برنده جایزه «پولیتزر» شرح میدهد که چگونه نظامهای کمونیستی اروپای شرقی به وجود آمدند و زندگی روزمره تحت تمامیتخواهی تحمیلی شوروی چگونه بوده است.
اپلباوم با جزئیاتی چشمگیر توصیف میکند که چگونه نهادهای مدنی - احزاب سیاسی، کلیساها، رسانهها، و سازمانهای جوانان - در چنین کشورهایی به پایههای این نظم جدید تبدیل شدند. او توضیح میدهد چگونه سرویسهای امنیتی مخفی سازماندهی شدند، چگونه کمونیستها رسانهها را تحت سلطه خود در آوردند، و چگونه تمام اشکال مخالفت سیاسی به شدت سرکوب شد.
بر اساس اسناد آرشیوی تازهای، اَپلباوم تاکتیکهای کمونیستها را ثبت کرده است که برای مثال چگونه با اعمال زور، تهدید، و قتل مسیرشان را به سوی قدرت هموار کردند. او زندگی افراد را نقل میکند تا نشان دهد گزینههای مردم چه بود - مبارزه، فرار، یا همکاری کنند.
در یک دوره بسیار کوتاه پس از پایان جنگ، اروپای شرقی بیرحمانه استالینیزه شد. پرده آهنین تاریخنگاری درخشانی از یک زمانه بیرحم و یادآوری فراموشنشدنیای از میزان شکنندگی جوامع باز است. امروزه بلوک شرق، یک تمدن گمشده است، تمدنی که سبعیت، پارانویا، اخلاقیات وهمآلودش، و زیباییشناسی عجیبش را اَن اَپلباوم در صفحات این اثر استثنائی به طور تاریخی-اخلاقی نشان میدهد.
♦️@seemorghbook
👍5❤1🤔1
☕️ قطعهای از کتاب
واعظی بر منبری دادی سخن
گرد بودی دور منبر مرد و زن
پندها می داد با صد آب و تاب
رهنمون می کرد بر راه ثواب
سخت گریان بود مردی زان میان
زار و نالان با دو صد آه و فغان
گفت واعظ گر یه ات ذکر خداست
گریه ی تو ارزشش بیش از دعاست
هست هر قطره ز اشکت دُرّ ناب
می نویسند از برایت صد ثواب
داد پاسخ مرد گریان شیخ را
من نمی فهمم سخنهای شما
داشتم من یک بز سرخ قشنگ
فرز و چابک چست و چالاک وزرنگ
بود ریشش مثل ریش تو بلند
مُرد و من را کرد زار و دردمند
دیدن ریش تو قلبم را فِسُرد
یاد آن بز اوفتادم من که مُرد
گریه ام بود علتش این ماجرا
نه سخن ها و بیانات شما!
📕#رساله_دلگشا
✍#عبید_اکانی
♦️@seemorghbook
واعظی بر منبری دادی سخن
گرد بودی دور منبر مرد و زن
پندها می داد با صد آب و تاب
رهنمون می کرد بر راه ثواب
سخت گریان بود مردی زان میان
زار و نالان با دو صد آه و فغان
گفت واعظ گر یه ات ذکر خداست
گریه ی تو ارزشش بیش از دعاست
هست هر قطره ز اشکت دُرّ ناب
می نویسند از برایت صد ثواب
داد پاسخ مرد گریان شیخ را
من نمی فهمم سخنهای شما
داشتم من یک بز سرخ قشنگ
فرز و چابک چست و چالاک وزرنگ
بود ریشش مثل ریش تو بلند
مُرد و من را کرد زار و دردمند
دیدن ریش تو قلبم را فِسُرد
یاد آن بز اوفتادم من که مُرد
گریه ام بود علتش این ماجرا
نه سخن ها و بیانات شما!
📕#رساله_دلگشا
✍#عبید_اکانی
♦️@seemorghbook
😁30❤11👏7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بـخند ! آنقدر جانانه،که دل تمام ثـانیه ها شاد شود، این نهایت مهربانی توست درحق دنیایی ؛ که در برابر حجم غم هایمان کم آورده
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤8
به رسمِ "رفاقت" برایت دعاهای خوب می کنم ؛
دعا می کنم لبخندهایت از تهِ دل باشد ، و غصه هایت سطحی و زود گذر
دعا می کنم مسیرِ موفقیتت هموار باشد و انگیزه های صعود و پروازت ، بسیار ...
دعا می کنم هرگز در پیچ و تابِ زمانه ، بی پناه نباشی ،
هرگز دلت نگیرد ،
و چشم های روشنت ، هیچ زمانی خیس و اشک آلود نباشد !
دعا می کنم عاشقِ کسی باشی ؛
که عاشقت باشد ،
و کسانی کنارت باشند ؛
که تو را می فهمند و هوای دلت را دارند ...
من خوشبختی ات را ، شادی ات را ، آرامشت را ؛
من آرزوهای زیبای تو را آرزو می کنم ...
آرزو می کنم به معنای واقعی "زندگی کنی" ...
♦️@seemorghbook
دعا می کنم لبخندهایت از تهِ دل باشد ، و غصه هایت سطحی و زود گذر
دعا می کنم مسیرِ موفقیتت هموار باشد و انگیزه های صعود و پروازت ، بسیار ...
دعا می کنم هرگز در پیچ و تابِ زمانه ، بی پناه نباشی ،
هرگز دلت نگیرد ،
و چشم های روشنت ، هیچ زمانی خیس و اشک آلود نباشد !
دعا می کنم عاشقِ کسی باشی ؛
که عاشقت باشد ،
و کسانی کنارت باشند ؛
که تو را می فهمند و هوای دلت را دارند ...
من خوشبختی ات را ، شادی ات را ، آرامشت را ؛
من آرزوهای زیبای تو را آرزو می کنم ...
آرزو می کنم به معنای واقعی "زندگی کنی" ...
♦️@seemorghbook
❤11👍2
☕️قطعهای از کتاب
بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب میکشه و یه روزی میمیره.
حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنجهامون، بیماریهامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشق ِ بیقید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم.
📕#مرگ_خوش
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب میکشه و یه روزی میمیره.
حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنجهامون، بیماریهامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشق ِ بیقید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم.
📕#مرگ_خوش
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍11😢2❤1
📕#تاجر_ونیزی
✍#ویلیام_شکسپیر
تاجر ونیزی یا داستان شورانگیز بازرگان وندیکی نمایشنامهای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سالهای ۱۵۹۴–۱۵۹۶ نوشته شدهاست. این اثر به صورت یک کمدی رمانتیک است و به خاطر صحنههای دراماتیک آن معروف است. همچنین شهرت دیگر این اثر به خاطر شخصیت یهودیِ شایلاک که یک رباخوار است و بیرحمی بیش از حد او نسبت به شخصیت اصلی داستان آنتونیو تاجر است. نیز نباید از نظر دور داشت که مسایلی از قبیل تقابل خرد مردانه و زنانه، وجود یا عدم وجود حق انتخاب برای دختران، نکوهش و پذیرش رباخواری و… در تاجر ونیزی به چشم میخورد.
♦️@seemorghbook
✍#ویلیام_شکسپیر
تاجر ونیزی یا داستان شورانگیز بازرگان وندیکی نمایشنامهای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سالهای ۱۵۹۴–۱۵۹۶ نوشته شدهاست. این اثر به صورت یک کمدی رمانتیک است و به خاطر صحنههای دراماتیک آن معروف است. همچنین شهرت دیگر این اثر به خاطر شخصیت یهودیِ شایلاک که یک رباخوار است و بیرحمی بیش از حد او نسبت به شخصیت اصلی داستان آنتونیو تاجر است. نیز نباید از نظر دور داشت که مسایلی از قبیل تقابل خرد مردانه و زنانه، وجود یا عدم وجود حق انتخاب برای دختران، نکوهش و پذیرش رباخواری و… در تاجر ونیزی به چشم میخورد.
♦️@seemorghbook
👍9❤5
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
شکوه گرگ
چه کسی میگوید شیر سلطان زمین است و عقاب شاه آسمان وقتی برای لقمه ای نان بازیچه ی انسان میشوند و تخت سلطانی زمین و پادشاهی اسمان را به نان ذلت می فروشند و اهلی نیاز و تن پروری میشوند زنده باد گرگ که اهلی نمیشود برای لقمه ای نان؛ واز هیچکس توقعی ندارد به جز خودش او وفاداری سگ را به لجن میکشد و شکوه پوشالین شیرو عقاب را افشا می کند که وفای سگ به نیازش است و شکوه شیر و عقاب شکستنی و سقوط وار است اما شکوه گرگ در عزت و غرور آزادگی و اتکای به خویش است پس او سلطان زمین و پادشاه آسمان است او اهل جمع و عوام و وقت گذرانی و خوش گذرانی های عوامانه نیست یارانش اندکند و هم فکر و هم مسیر و وفادار و شبگرد و پر طاقت و تیز بین و عاقل و خانواده دوست؛ غرور گرگ زیباست چون اوج عزت و ازادگیست او هرگز سربار کسی نیست حتی عزیزانش و فرزندانش که عمری برایشان جانبازی وایثار کرده است چون وقتی پیر میشود و توان شکار جمعی را از دست میدهد کار را به کاردان جوان و قدرتمند می سپارد و از اهل خود جدا میشود تا هم سربار کسی نباشد و هم با غرور زندگی کند و با عزت بمیرد او هرگز تسلیم نمیشود وتملق و دریوزگی نمیکند و برای خودش ارزش و شخصیت قائل است در قفس عمری ندارد و جانش را برای ازادی میدهد انگار نافش را با آزادی بریده اند و و ذهنش را با شراب عزت مخمور کرده اند با انسان دوست میشود ولی هرگز برده و مطیع نمیشود مانند هیچکس نیست و از کسی تقلید نمیکند و بازیچه ی سیرک انسانها نمی شود او خودش است خود خودش
ای کاش ما هم کمی گرگ بودیم
♦️@seemorghbook
شکوه گرگ
چه کسی میگوید شیر سلطان زمین است و عقاب شاه آسمان وقتی برای لقمه ای نان بازیچه ی انسان میشوند و تخت سلطانی زمین و پادشاهی اسمان را به نان ذلت می فروشند و اهلی نیاز و تن پروری میشوند زنده باد گرگ که اهلی نمیشود برای لقمه ای نان؛ واز هیچکس توقعی ندارد به جز خودش او وفاداری سگ را به لجن میکشد و شکوه پوشالین شیرو عقاب را افشا می کند که وفای سگ به نیازش است و شکوه شیر و عقاب شکستنی و سقوط وار است اما شکوه گرگ در عزت و غرور آزادگی و اتکای به خویش است پس او سلطان زمین و پادشاه آسمان است او اهل جمع و عوام و وقت گذرانی و خوش گذرانی های عوامانه نیست یارانش اندکند و هم فکر و هم مسیر و وفادار و شبگرد و پر طاقت و تیز بین و عاقل و خانواده دوست؛ غرور گرگ زیباست چون اوج عزت و ازادگیست او هرگز سربار کسی نیست حتی عزیزانش و فرزندانش که عمری برایشان جانبازی وایثار کرده است چون وقتی پیر میشود و توان شکار جمعی را از دست میدهد کار را به کاردان جوان و قدرتمند می سپارد و از اهل خود جدا میشود تا هم سربار کسی نباشد و هم با غرور زندگی کند و با عزت بمیرد او هرگز تسلیم نمیشود وتملق و دریوزگی نمیکند و برای خودش ارزش و شخصیت قائل است در قفس عمری ندارد و جانش را برای ازادی میدهد انگار نافش را با آزادی بریده اند و و ذهنش را با شراب عزت مخمور کرده اند با انسان دوست میشود ولی هرگز برده و مطیع نمیشود مانند هیچکس نیست و از کسی تقلید نمیکند و بازیچه ی سیرک انسانها نمی شود او خودش است خود خودش
ای کاش ما هم کمی گرگ بودیم
♦️@seemorghbook
👍14❤7👏1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است؛
هر چه را صدا کنیم همان را می شنویم.
پس به نیکی صدا کنیم، تا نیک بشنویم.
♦️@seemorghbook
هر چه را صدا کنیم همان را می شنویم.
پس به نیکی صدا کنیم، تا نیک بشنویم.
♦️@seemorghbook
❤12👍3🤩1
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
خیلی از ما فکر میکنیم کار زیاد= خوشبختی
برتراند راسل در کتاب در ستایش بطالت میگه: قبل از انقلاب صنعتی، زندگی مردم ترکیبی از کار، تفریح و استراحت بود. اما با ظهور کارخانهها، کار طولانی تبدیل به یک ارزش شد.
نتیجه؟ ما پرکار شدیم، اما شادمانی کم شد و استرس زیاد.
راسل می گه فراغت، نه تنبلی، بلکه فرصتی برای خلاقیت و تفکر عمیق است.
خوشبختی فقط با کار کردن به دست نمیاد، با زندگی کردن به دست میاد.
♦️@seemorghbook
خیلی از ما فکر میکنیم کار زیاد= خوشبختی
برتراند راسل در کتاب در ستایش بطالت میگه: قبل از انقلاب صنعتی، زندگی مردم ترکیبی از کار، تفریح و استراحت بود. اما با ظهور کارخانهها، کار طولانی تبدیل به یک ارزش شد.
نتیجه؟ ما پرکار شدیم، اما شادمانی کم شد و استرس زیاد.
راسل می گه فراغت، نه تنبلی، بلکه فرصتی برای خلاقیت و تفکر عمیق است.
خوشبختی فقط با کار کردن به دست نمیاد، با زندگی کردن به دست میاد.
♦️@seemorghbook
👍18❤1