جالبه بدونید برخی از نام های پر کاربرد در ارمنستان، نام های ایرانی هستند که بازمانده از دوره اشکانی و ساسانی اند: اناهید، کارن، نرسه، انوش، آزات، بگرات، گرگین، وردان و نام های تاریخی دیگر... ارمنستان در سال ۱۸۱۳ طبق قرداد گلستان توسط قاجارهای نازنین به روسیه واگذار شد...
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤15😢11👎2👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
بوقلمونی، گاوی بدید و گفت:
در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندانم.
گاو پاسخ داد: گر ز تاپاله من خوری، قدرت بر بالهایت فتد و پرواز کنی.
بوقلمون خورد و بر شاخی نشست! تیراندازی ماهر، بوقلمون را بر درخت بدید، تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود...
شاید با خوردن هر گندی به بالا برسید، اما مطمئن باشید که در بالا نخواهید ماند!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
بوقلمونی، گاوی بدید و گفت:
در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندانم.
گاو پاسخ داد: گر ز تاپاله من خوری، قدرت بر بالهایت فتد و پرواز کنی.
بوقلمون خورد و بر شاخی نشست! تیراندازی ماهر، بوقلمون را بر درخت بدید، تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود...
شاید با خوردن هر گندی به بالا برسید، اما مطمئن باشید که در بالا نخواهید ماند!
♦️@seemorghbook
❤29👍26😁3😇3💯2
گفتید: «ما کسانِ خداییم در زمین»
ای ناکسان! خداست شبیهِ کدامتان؟
روزی که بغض ما سر اندوه واکُند
با سیل اشک ما چه کند خشت خامتان؟
#حسین_جنتی
♦️@seemorghbook
ای ناکسان! خداست شبیهِ کدامتان؟
روزی که بغض ما سر اندوه واکُند
با سیل اشک ما چه کند خشت خامتان؟
#حسین_جنتی
♦️@seemorghbook
👏38👍9❤7
ما تاریخ را کاملتر از دیگران آموختهایم. میدانیم که تاریخ برای فضیلت ارزش قائل نیست، و جنایت ها مکافات نمیشوند؛ ولی هر خطایی عواقب خود را دارد که دامن هفت نسل را میگیرد.
هر فکر غلطی که دنبال میکنیم، جنایتی است که در حق نسلهای آینده مرتکب میشویم. در نتیجه، افکار غلط را باید همانگونه مجازات کنیم که دیگران جنایت را مجازات میکنند: با مرگ.
📘#ظلمت_در_نیمروز
✍#آرتور_کوستلر
♦️@seemorghbook
هر فکر غلطی که دنبال میکنیم، جنایتی است که در حق نسلهای آینده مرتکب میشویم. در نتیجه، افکار غلط را باید همانگونه مجازات کنیم که دیگران جنایت را مجازات میکنند: با مرگ.
📘#ظلمت_در_نیمروز
✍#آرتور_کوستلر
♦️@seemorghbook
👍17❤1👎1
"داشتن این توهم که دیگران به طور کامل قادر به درک ما هستند، اولین قدم به سوی ناامیدی در زندگی است ...!"
#زیگموند_فروید
♦️@seemorghbook
#زیگموند_فروید
♦️@seemorghbook
👍16❤3👏2👎1
●•●•●•●•●•●•●•●•●
پیر مردی با چهرهای قدسی و نورانی وارد یک مغازه ی طلا فروشی شد .
فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد .
پیرمرد گفت : من عمل صالح تو هستم .
مرد زرگر قهقههای زد و با تمسخر گفت : درست است که چهرهای نورانی دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیاًتی داشته باشد !
در همین حین ، یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند .
مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند ، در مغازه بنشینند .
با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجب از زن سوال کرد که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی ؟ !
خانم جوان با تعجب گفت : کدام شیخ ، حال شما خوب است ؟ ! از چه سخن
می گویید ؟ کسی اینجا نیست . و با اوقات تلخی گفت : بالاخره این قطعه طلا را به ما می دهی یا خیر ؟ !
مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را دریافت کرد. و زوج جوان مغازه را ترک کردند .
شیخ رو به زرگر کرد و گفت : غیر از تو ، کسی مرا نمیبیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق می شود .
دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد .
شیخ به زرگر گفت : من چیزی از تو نمیخواهم . این دستمال را به صورتت بمال تا روزی ات بیشتر شود .
زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد .
شیخ و دوستانش هر چه پول و طلا بود ، برداشتند و مغازه را جارو زدند !
بعد از ۴ سال ، شیخ روحانی ! با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد .
افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت قصه را باز گفتند .
افسر پلیس گفت : برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر مالید و نقش بر زمین شد و اینبار شیخ و پلیس و دوستان دوباره مغازه را جارو زدند ! ! !
♦️@seemorghbook
پیر مردی با چهرهای قدسی و نورانی وارد یک مغازه ی طلا فروشی شد .
فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد .
پیرمرد گفت : من عمل صالح تو هستم .
مرد زرگر قهقههای زد و با تمسخر گفت : درست است که چهرهای نورانی دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیاًتی داشته باشد !
در همین حین ، یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند .
مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند ، در مغازه بنشینند .
با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجب از زن سوال کرد که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی ؟ !
خانم جوان با تعجب گفت : کدام شیخ ، حال شما خوب است ؟ ! از چه سخن
می گویید ؟ کسی اینجا نیست . و با اوقات تلخی گفت : بالاخره این قطعه طلا را به ما می دهی یا خیر ؟ !
مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را دریافت کرد. و زوج جوان مغازه را ترک کردند .
شیخ رو به زرگر کرد و گفت : غیر از تو ، کسی مرا نمیبیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق می شود .
دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد .
شیخ به زرگر گفت : من چیزی از تو نمیخواهم . این دستمال را به صورتت بمال تا روزی ات بیشتر شود .
زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد .
شیخ و دوستانش هر چه پول و طلا بود ، برداشتند و مغازه را جارو زدند !
بعد از ۴ سال ، شیخ روحانی ! با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد .
افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت قصه را باز گفتند .
افسر پلیس گفت : برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر مالید و نقش بر زمین شد و اینبار شیخ و پلیس و دوستان دوباره مغازه را جارو زدند ! ! !
♦️@seemorghbook
😁48👍16❤3
تصویر زنی عریان که موهایش را
در معرض ديدهمگان میگذارد
وقیح نیست
وقیح، سیاستمداری است
که دروغها و خیانتهایی که
به ملتش روا داشته را با غرور
به نمایش میگذارد و تکرار میکند
#هربرت_ماركوزه
♦️@seemorghbook
در معرض ديدهمگان میگذارد
وقیح نیست
وقیح، سیاستمداری است
که دروغها و خیانتهایی که
به ملتش روا داشته را با غرور
به نمایش میگذارد و تکرار میکند
#هربرت_ماركوزه
♦️@seemorghbook
👍24❤22👏10👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از امروز خودت باش،
نه تنديسی كه ديگران میخواهند!
وقتی قالب فکر دیگران میشوی،
به چشمشان زیبا میشوی.
اما، قبول كن
«تمام مجسمهها در کمال زیبایی شکستنی هستند»
♦️@seemorghbook
نه تنديسی كه ديگران میخواهند!
وقتی قالب فکر دیگران میشوی،
به چشمشان زیبا میشوی.
اما، قبول كن
«تمام مجسمهها در کمال زیبایی شکستنی هستند»
♦️@seemorghbook
❤9👍3👎1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
«من دیگر آن دادرسِ پرطنین و آن سوارکار مغرور نبودم. ناگزیر بودم تصدیق کنم که من نیز در پایینترین مرتبه قرار دارم و تنها شانس رستگاریام در همین اعتراف به درماندگی نهفته است. دقیقاً در همین لحظه بود؛ آنگاه که توهم قدرتِ همچون خانهای پوشالی فرو ریخت که آغاز به درک معنای راستین انسان بودن کردم. دیگر نه نیمهخدایی ایستاده بر فراز مصائب بشری، بلکه شریک خُرَمِ این آسیبپذیری جهانی بودم. بایستی از همهچیز عریان میشدم تا سرانجام بتوانم حقیقتِ خویش را باز یابم.»
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
«من دیگر آن دادرسِ پرطنین و آن سوارکار مغرور نبودم. ناگزیر بودم تصدیق کنم که من نیز در پایینترین مرتبه قرار دارم و تنها شانس رستگاریام در همین اعتراف به درماندگی نهفته است. دقیقاً در همین لحظه بود؛ آنگاه که توهم قدرتِ همچون خانهای پوشالی فرو ریخت که آغاز به درک معنای راستین انسان بودن کردم. دیگر نه نیمهخدایی ایستاده بر فراز مصائب بشری، بلکه شریک خُرَمِ این آسیبپذیری جهانی بودم. بایستی از همهچیز عریان میشدم تا سرانجام بتوانم حقیقتِ خویش را باز یابم.»
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👏7❤3🔥2👍1👎1
☕️قطعهای از کتاب
حال گیتا خوب نیست.
از بس خسته است.
انگار حال هیچکس خوب نیست.
لااقل کسانی را که ما میشناسیم و میبینیم.
همهی ایرانیها همه منتظرند
و همه از انتظار خسته شدهاند.
مثل آدمهایی هستیم که بیرون قفس ایستادهایم.
یک قفس عظیم…
📕#روزها_در_راه
✍#شاهرخ_مسکوب
♦️@seemorghbook
حال گیتا خوب نیست.
از بس خسته است.
انگار حال هیچکس خوب نیست.
لااقل کسانی را که ما میشناسیم و میبینیم.
همهی ایرانیها همه منتظرند
و همه از انتظار خسته شدهاند.
مثل آدمهایی هستیم که بیرون قفس ایستادهایم.
یک قفس عظیم…
📕#روزها_در_راه
✍#شاهرخ_مسکوب
♦️@seemorghbook
😢15👍2
«مردم عهد استبداد از بسیاری نعمتها محرومند. بیش از همه اما، از نعمت انسان بودن و داشتن حقوق انسانی»
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍25😢1
❤11😁1
📕#قانون_در_طب
✍#ابن_سینا
قانون در طب یا به اختصار قانون، یکی از کتابهای ابن سینا در زمینهٔ پزشکیست که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس میشد و پس از کتاب مقدس دومین کتابی که در اروپا به چاپ رسید، کتاب قانون ابوعلی سینا بود.[نیازمند منبع] حتی در دوران کنونی نیز به عنوان بخش مهمی از طب کهن در مهمترین مراکز و دانشگاههای جهان تدریس میشود. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شدهاست که چند صد سال به عربی تدریس میشد و سر انجام عبدالرحمن شرفکندی (هَه ژار) در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۶۰ شمسی، آن را به زبان فارسی ترجمه کردهاست.
این کتاب مهمترین و مفصلترین کتاب ابن سینا در طب و از اُمّهات کتب طبی در تمدن ایران پس از اسلام و از جمله مهمترین آثار پزشکان دنیای قدیم است.
♦️@seemorghbook
✍#ابن_سینا
قانون در طب یا به اختصار قانون، یکی از کتابهای ابن سینا در زمینهٔ پزشکیست که نزدیک به هفتصد سال در مراکز علمی اروپا تدریس میشد و پس از کتاب مقدس دومین کتابی که در اروپا به چاپ رسید، کتاب قانون ابوعلی سینا بود.[نیازمند منبع] حتی در دوران کنونی نیز به عنوان بخش مهمی از طب کهن در مهمترین مراکز و دانشگاههای جهان تدریس میشود. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شدهاست که چند صد سال به عربی تدریس میشد و سر انجام عبدالرحمن شرفکندی (هَه ژار) در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۶۰ شمسی، آن را به زبان فارسی ترجمه کردهاست.
این کتاب مهمترین و مفصلترین کتاب ابن سینا در طب و از اُمّهات کتب طبی در تمدن ایران پس از اسلام و از جمله مهمترین آثار پزشکان دنیای قدیم است.
♦️@seemorghbook
❤21