کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
460 links
Download Telegram
📕#اسطوره_دولت

#ارنست_کاسیرر

کتاب «اسطوره‌ی دولت» اثر «ارنست کاسیرر» است. این کتاب را «یدالله موقن» به فارسی برگردانده است. در قسمتی از کتاب آمده است: «اسطوره‌ی دولت از لحاظی ادامه‌ی روشنگری است و از لحاظی دنباله‌ی جلد دوم فلسفه‌ی صورت‌های سمبلیک: اندیشه‌ی اسطوره‌ای است. موضوع فلسفه‌ی روشنگری تولد سوژه یا فرد انسانی است که زنجیر خرافات و اعتقادات تعبدی را پاره کرده و خرد خود را که محبوس پیش‌داوری‌ها بود آزاد ساخته است. فلسفه‌ی روشنگری استقلال خرد و علم را در همه‌ی حوزه‌ها تامین و تضمین می‌نماید. موضوع اسطوره‌ی دولت نیز مانند فلسفه روشنگری نبرد با اسطوره است ولی این جا میدان رزم، قلمرو و سیاست است. پس، از این لحاظ اسطوره‌ی دولت مکمل فلسفه‌ی روشنگری است.

♦️@seemorghbook
11
استعمار، همیشه سر های بلند را میزند

و بالای سرهای خمیده، حکومت می کند…


♦️@seemorghbook
👍343👎2
☕️قطعه‌ای از کتاب

گفت: من ایرانی‌ام، دلم برای مملکتم می‌سوزد. اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی می شود بیایند و بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.

📕#سمفونی_مردگان

#عباس_معروفی

♦️@seemorghbook
👍19😭8👎1
قبل از هر چیز،
سعی کنید در جای درست تاریخ بایستید
برای وجدان خودتان.

♦️@seemorghbook
👍235
آری!
بسیاری از ما

سال‌هاست که مُرده‌ایم
پیش از آن‌که
زندگی آغاز کنیم!

#سیلوی_پلات

♦️@seemorghbook
13👍9
اﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ، ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ.

ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻣﺪﺗﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ...

ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﮔﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮ ﺩﺍﺩﯼ ﺍﺣﻤﻖ!»

ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ می‌دهد.

♦️@seemorghbook
👏29👍86
☕️قطعه‌ای از کتاب

آیا از این بدتر هم ممکن است؟
به نظر می‌آید که هست.
وای به روزهای دیگر.

📕#روزها_در_راه

#شاهرخ_مسکوب

♦️@seemorghbook
10
هرجا سخن از فضایل بزرگ است یک جای کار می‌لنگلد.
بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!

#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍487👎2🔥1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

جملاتی کوچک با مفاهیم بزرگ

آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می‌برید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم می‌گردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظه‌ها را بدانيد!
زمانی می‌رسد که دیگر شما نمی‌توانید بگوئید جبران می‌کنم.
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی می‌کند با دروغ‌های پی‌درپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسه‌ای جای زخم‌زبان را خوب نمی‌کند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جادّه‌ی زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان می‌برد!
دست ‏اندازها نعمت بزرگی هستند...

و نکته آخر هیچ وقت فراموش نکنید که
" دنیا تکرار نمیشود، پس زندگی کنید"


♦️@seemorghbook
24👍7🔥1
«ادبیات لذت‌بخش‌ترین راه است برای نادیده گرفتن زندگی»

#فرناندو_پسوا

♦️@seemorghbook
👍157🔥2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسیم صبح که می‌وزد،
دلم می‌خواهد باور کنیم
هنوز در تقویمِ زندگی
روزهایی هست
که قرار است
تمام خستگی‌هایمان را
با یک اتفاق خوب جبران کنند.

♦️@seemorghbook
14🔥3


یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین ، پشت گوش پرده هاست
تا جهان آگه شود ، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی می زند بر خانه های سوکوار
از چراغ روشن اشک سیه پوشان بگو
پرسه ی یأس است در آواز این پیتارگان
از زمین ، از زندگی ، از عشق ، از ایمان بگو
سوختم ، آتش گرفتم از رفیق نارفیق
از غریبه ، آشنا ، یاران هم پیمان بگو
ضجه ی نام آواران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعره ی انبوه گمنامان بگو
قصه های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو
با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ
از گل خشمی که می روید در این گلدان بگو

#ایرج_جنتی_عطایی

♦️@seemorghbook
😢288🔥3
هیچ لذتی در جهان ،
بالاتر از لذت بازیافتن آزادی از دست رفته نیست ...


♦️@seemorghbook
25👍14🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 تو مثل کدوم خانم وزن کم میکنی؟

نفر اول: ۵ کیلو لاغر شده
😵 نون و برنج رو حذف کرده
😵 فقط غذای رژیمی داره
😵 روزانه ۲ وعده داره

نفر دوم: ۱۶ کیلو لاغر شده
😋 نون و برنج میخوره
😋 حتی پیتزا و بستنی میخوره
😋 روزانه ۱۲ وعده داره

🎁اگه توام تکنیک توربو نفر دوم رو میخوای
عدد ۶۴ رو بفرست، رایگان بگیرش 👇
👤 @Andamebartarp
👤 @Andamebartarp
⭕️ برای دیدن نتایج عضو کانال شو:
https://t.me/+NYDQ-CwpoPZlNGNk
1
☕️قطعه‌ای از کتاب

اگر می‌دانستیم ،
که آشنایان‌مان ،
در غیاب ما ،
چه چیزهایی درباره‌ی ما می‌گویند ،
حتی یک کلمه با آنان سخن نمی‌گفتیم ...

📕#در_باب_حکمت_زندگی

#آرتور_شوپنهاور

♦️@seemorghbook
17👍15👏3🔥2
«هر کس باید هر روز تصمیم بگیرد هیولا باشد یا انسان»

می‌گوید از همان دوران دبستان تصمیم گرفت که نویسنده شود. دلیلش پاسخی بود که به مدیر مدرسه داد وقتی که در پایان سال قرار شد هر یک از بچه‌ها کلکسیون چیزهای با ارزشی که جمع کرده‌اند را، به سالن اجتماعات بیاورند.

«یکی تمبر جمع می‌کرد، یکی تخم پرندگان، یکی کلکسیون پروانه داشت و یکی گل‌های خشک شده»

او با دست خالی به نمایشگاه مدرسه می‌رود. مدیر با تعجب می‌پرسد مگر نمی‌خواهی به کلاس بالاتر بروی، کلکسیون تو کو؟

و ویلیام گلدینگ پاسخ می‌دهد:

«من واژه جمع می‌کنم آقا!»

می‌گوید از کودکی شیفته‌ی کلمات بود و وقتی در ۱۲ سالگی تصمیم گرفت اولین رمانش را بنویسد، در پاسخ خنده‌های اطرافیان گفت رمانی خواهم نوشت در ۶ جلد!

کتابی که نه تنها هرگز تمام نشد، که حتی از سطر اول هم فراتر نرفت.

گلدینگ اما بعدها پاسخ تمامی سرکوفت‌های‌ معلمان و تردیدهای والدینش را با دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات داد.

هر چند کمی دیر!
چون همگی آن‌ها سال‌ها بود که مُرده بودند.

هر چه بود، با تمامی بداقبالی‌ها و دیده نشدن‌ها، راهش را از میان درختان جنگل ناامیدی و تردید، کوبید و پیش‌رفت.

سال‌ها نوشت!
سال‌ها.

معلم بود و سپس استاد ادبیات دانشگاه. قهرمان جنگ‌جهانی دوم بود و دشمن هر گونه استبدادی…

چهار رمان نوشته بود که هیچ ناشری حاضر به چاپ‌شان نشد.

تا که “سالار مگس‌ها” چشم‌های منتقدان را خیره کرد و “برج” تا مدت‌ها پرفروش‌ترین رمان شد.

شاید خودش می‌دانست که برای آن‌کس که کلکسیون واژه و گنجینه‌ی کلام جمع‌آوری می‌کند، هیچ راهی کوتاه نیست.

و شاید برای همین بود که در مجموعه‌ی “هدف متحرک” نوشت:

«کسی که بر رود نیل می‌راند باید بادبان‌هایی بافته شده از صبر داشته باشد»

♦️@seemorghbook
24👏7🔥2
روزِ ما تیره ز اندیشه‌ی فردا شده است

#صائب_تبریزی

♦️@seemorghbook
👍184🔥2❤‍🔥1
☕️قطعه‌ای از کتاب

دو درويش در راهی با هم می‌رفتند. يكی بی‌پول بود و ديگری پنج دينار داشت.
درویش بی‌پول، بی‌باک می‌رفت و به هر جايی که می‌رسيدند، چه ايمن بود و چه ناامن، به آسودگی می‌خوابيد و به چيزی نمی‌انديشيد. اما ديگری مدام در بيم و هراس بود كه مبادا پنج دينار را از كف بدهد.

بر چاهی رسيدند كه جای دزدان و راهزنان بود.
اولی بی‌پروا دست و روی خود را شست
و زير سايه‌ی درختی آرميد. در همين حين متوجه شد که دوستش با خود چه كنم چه كنم می‌كند!
برخاست و از او پرسيد: اين چندين چه كنم برای چيست؟
گفت: ای جوانمرد! با من پنج دينار است
و اينجا ناامن است و من جرات خفتن ندارم.
مرد گفت: اين پنج دينار را به من دِه
تا چاره‌ی تو كنم.
پس پنج دينار را از وی گرفت و در چاه انداخت و گفت: رَستی از چه كنم چه كنم! ايمن بنشين، ايمن بخسب، و ايمن برو، که آدم فقير، دژی‌ست كه نمی‌توان فتحش كرد.

📕#قابوسنامه

#امیر_عنصرالمعالی_کیکاووس_بن_اسکندر_زیاری

♦️@seemorghbook
👍18👎131
۳ جمله تاثیرگذار از #چارلی_چاپلین

یک : هيچ چيز در اين جهان جاودانه نيست حتى مشكلات و بد بيارى هاى ما

دو : من قدم زدن تو بارون را دوست دارم چون كسى نميتونه اشكامو ببينه

سه : بيهوده ترين روز در زندگى اون روزيه كه ما نخنديم

لبخند بزنيد و اين پيام رو به هر كى كه دوست دارين خندشو ببينن بفرستين

چارلى ميگويد :
پس از كلى فقر، به ثروت و شهرت رسيدم.
آموخته ام كه با پول
- ميتوان ساعت خريد، ولى زمان نه
- ميتوان مقام خريد، ولى احترام نه
- ميتوان كتاب خريد، ولى دانش نه
- ميتوان دارو خريد ولى سلامتى نه
- ميتوان رختخواب خريد، ولى خواب راحت نه

ارزش آدمها به دارايى انها نيست به معرفت آنهاست

♦️@seemorghbook
21👍10🔥1