Forwarded from Sciensology
▪️پاداش و انگیزش
انگیزش معمولاً رفتار را به سوی مشوقی همچون آب، غذا یا رابطه جنسی سوق میدهد که موجب کسب لذت یا رفع حالتی ناخوشایند میشود. در واقع انگیزش از حالت هیجانی برخوردار است، یعنی میتواند لذت یا ناخشنودی ایجاد کند. نقش لذت در شکلدهی رفتار را میتوان نوعی «پول مشترک» روانی دانست که ارزش هر عمل را منعکس میکند. لذت معمولاً از محرکهایی ناشی میشود که بر توانایی بقای ما یا فرزندان ما میافزاید. اینها شامل غذاهای خوشمزه، نوشیدنیهای دلچسب و تولید مثل هستند. رنج یا ناکامی معمولاً ناشی از رویدادهایی است که بقای ما را تهدید میکند، این رویدادها از قبیل آسیب جسمانی، بیماری یا از دست دادن منابع میباشند. بنابراین پاداشی که هر عمل به دنبال خواهد داشت به طور کلی سودمندی یا عدم سودمندی تکرار آن عمل را تعیین میکند. ممکن است احساس لذت در جریان فرگشت برای این به وجود آمده باشد که مغز توسط آن از خاطرههای اعمال سودمند یا زیانبار گذشته مطلع شود و از این طریق اعمال بعدی را بهتر هدایت کند. اگر لذت را نوعی «پول مشترک» بدانیم که ارزش رویدادهای مختلف را تعیین میکند، پس قاعدتاً مغز باید بتواند به نحوی ارزش لذات مختلف را به واحدهای همارز سودمند بودن تبدیل نماید. شواهد موجود نیز نشان میدهد که احتمالاً در مغز نوعی نظام «پول مشترک عصبی» برای پاداشها وجود داشته باشد؛ حتی ممکن است پاداشبخش بودنِ مشوقها به این علت باشد که دستگاه پاداش واحدی را در مغز فعال میکنند. این «پول مشترک عصبی» ظاهراً با سطح فعالیت سیستم دوپامینی مزولیمبیک دارای ارتباط است؛ نورونهای این سیستم در بخش فوقانی ساقهٔ مغز قرار دارند و آکسونهای آنها تا قشر پیشپیشانی کشیده شدهاند. همانطور که از نام این نورونها پیدا میباشد، آنها برای ارسال پیام از ناقل عصبی - نوروترانسمیتر - دوپامین استفاده میکنند. سیستم دوپامینی مغز با عوامل طبیعی گوناگونی از قبیل غذا، آب و حضور همدم جنسی مطلوب فعال میشود. بسیاری از داروها همچون کوکائین، آمفتامین و هروئین که برای انسانها یا حیوانات نقش پاداشدهنده دارند، میتوانند این نورونها را فعال کنند. از آنجا که تقریباً تمامی پاداشها - چه طبیعی و چه مصنوعی - میتوانند این نورونها را فعال کنند. برخی از روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت این سیستم همان پول مشترکی است که مغز برای ارزیابی پاداش از آن استفاده میکند.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
انگیزش معمولاً رفتار را به سوی مشوقی همچون آب، غذا یا رابطه جنسی سوق میدهد که موجب کسب لذت یا رفع حالتی ناخوشایند میشود. در واقع انگیزش از حالت هیجانی برخوردار است، یعنی میتواند لذت یا ناخشنودی ایجاد کند. نقش لذت در شکلدهی رفتار را میتوان نوعی «پول مشترک» روانی دانست که ارزش هر عمل را منعکس میکند. لذت معمولاً از محرکهایی ناشی میشود که بر توانایی بقای ما یا فرزندان ما میافزاید. اینها شامل غذاهای خوشمزه، نوشیدنیهای دلچسب و تولید مثل هستند. رنج یا ناکامی معمولاً ناشی از رویدادهایی است که بقای ما را تهدید میکند، این رویدادها از قبیل آسیب جسمانی، بیماری یا از دست دادن منابع میباشند. بنابراین پاداشی که هر عمل به دنبال خواهد داشت به طور کلی سودمندی یا عدم سودمندی تکرار آن عمل را تعیین میکند. ممکن است احساس لذت در جریان فرگشت برای این به وجود آمده باشد که مغز توسط آن از خاطرههای اعمال سودمند یا زیانبار گذشته مطلع شود و از این طریق اعمال بعدی را بهتر هدایت کند. اگر لذت را نوعی «پول مشترک» بدانیم که ارزش رویدادهای مختلف را تعیین میکند، پس قاعدتاً مغز باید بتواند به نحوی ارزش لذات مختلف را به واحدهای همارز سودمند بودن تبدیل نماید. شواهد موجود نیز نشان میدهد که احتمالاً در مغز نوعی نظام «پول مشترک عصبی» برای پاداشها وجود داشته باشد؛ حتی ممکن است پاداشبخش بودنِ مشوقها به این علت باشد که دستگاه پاداش واحدی را در مغز فعال میکنند. این «پول مشترک عصبی» ظاهراً با سطح فعالیت سیستم دوپامینی مزولیمبیک دارای ارتباط است؛ نورونهای این سیستم در بخش فوقانی ساقهٔ مغز قرار دارند و آکسونهای آنها تا قشر پیشپیشانی کشیده شدهاند. همانطور که از نام این نورونها پیدا میباشد، آنها برای ارسال پیام از ناقل عصبی - نوروترانسمیتر - دوپامین استفاده میکنند. سیستم دوپامینی مغز با عوامل طبیعی گوناگونی از قبیل غذا، آب و حضور همدم جنسی مطلوب فعال میشود. بسیاری از داروها همچون کوکائین، آمفتامین و هروئین که برای انسانها یا حیوانات نقش پاداشدهنده دارند، میتوانند این نورونها را فعال کنند. از آنجا که تقریباً تمامی پاداشها - چه طبیعی و چه مصنوعی - میتوانند این نورونها را فعال کنند. برخی از روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت این سیستم همان پول مشترکی است که مغز برای ارزیابی پاداش از آن استفاده میکند.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
📕وصیت نامه خدا(ممنوعه)
✍هوشنگ معین زاده
کتاب « وصیت نامه خدا » نوشته « هوشنگ معین زاده »
در گستره ی جولان اندیشه درباره خدایی که تاکنون در باره اش جز توصیف صفات وی، سخنی نگفته اند و هیچکس هم او را تعریف نکرده است، چه پیغمبران و عارفان، چه فیلسوفان و اندیشمندان.
آنچه از دید صاحب نظران پنهان نیست، این است که در هیچ یک از متونی که درباره خدا مطلب نوشته شده، حتا کتب به اصطلاح «آسمانی»، خدا تعریف نشده است بلکه همه ی آنها در شرح و تفسیر صفات او بوده است. خداباوران هم که خدا را خالق، دانا و توانای مطلق می دانند، در هیچ کتابی نخوانده و از هیچ کسی نشنیده اند که این خالق دانا و توانای مطلق چیست و کیست؟ از کجا آمده است؟ در حالیکه لازم بود پیش از توصیف هنرنمایی های خدا، خود او را تعریف می کردند تا ببینیم خود او چیست و کیست؟ برای نمونه وقتی خدای مسلمانان به زبان صریح خود در قرآن گفته است، پیغمبر اسلام که رسول او بوده: (نه غیب می داند، نه فرشته است و نه خزانه های خدا را در دست دارد)، معلوم نیست به چه دلیلی بعضی ها فکر می کنند که بستگان پیغمبر اسلام و نوادگان دختری او صاحب چنان کرامات و معجزاتی هستند که می توانند بیماران را شفا دهند، فقرا را ثروتمند کنند، ظالمان را به سزای اعمالشان برسانند، شفیع آمرزیده شدن گناهکاران شوند و بسیاری کارهای غیرممکنی که خود پیغمبر اسلام هم از انجام آنها عاجز بوده، این عزیز کرده های بی جهت قادر به انجامش هستند؟ کسانی که در زمان حیات خود حتا قادر به حفظ جان خویش و فرزندانشان نبوده اند.
@ShafiAzad
✍هوشنگ معین زاده
کتاب « وصیت نامه خدا » نوشته « هوشنگ معین زاده »
در گستره ی جولان اندیشه درباره خدایی که تاکنون در باره اش جز توصیف صفات وی، سخنی نگفته اند و هیچکس هم او را تعریف نکرده است، چه پیغمبران و عارفان، چه فیلسوفان و اندیشمندان.
آنچه از دید صاحب نظران پنهان نیست، این است که در هیچ یک از متونی که درباره خدا مطلب نوشته شده، حتا کتب به اصطلاح «آسمانی»، خدا تعریف نشده است بلکه همه ی آنها در شرح و تفسیر صفات او بوده است. خداباوران هم که خدا را خالق، دانا و توانای مطلق می دانند، در هیچ کتابی نخوانده و از هیچ کسی نشنیده اند که این خالق دانا و توانای مطلق چیست و کیست؟ از کجا آمده است؟ در حالیکه لازم بود پیش از توصیف هنرنمایی های خدا، خود او را تعریف می کردند تا ببینیم خود او چیست و کیست؟ برای نمونه وقتی خدای مسلمانان به زبان صریح خود در قرآن گفته است، پیغمبر اسلام که رسول او بوده: (نه غیب می داند، نه فرشته است و نه خزانه های خدا را در دست دارد)، معلوم نیست به چه دلیلی بعضی ها فکر می کنند که بستگان پیغمبر اسلام و نوادگان دختری او صاحب چنان کرامات و معجزاتی هستند که می توانند بیماران را شفا دهند، فقرا را ثروتمند کنند، ظالمان را به سزای اعمالشان برسانند، شفیع آمرزیده شدن گناهکاران شوند و بسیاری کارهای غیرممکنی که خود پیغمبر اسلام هم از انجام آنها عاجز بوده، این عزیز کرده های بی جهت قادر به انجامش هستند؟ کسانی که در زمان حیات خود حتا قادر به حفظ جان خویش و فرزندانشان نبوده اند.
@ShafiAzad
📕 خدا، انگاره ی ورشکسته
✍️ ویکتور ج استنگر
📝 بهمنیار
چگونه دانش روشن می سازد که خدایی وجود ندارد
نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم این دین ها تنها نامی متفاوت دارند، آنها همه سر و ته یک کرباس هستند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون دیده است، نمیتوان نترسید که اگر رژیم ایران از میان برود، کشوری دیگری جای آن را نگیرد. نمیتوان نترسید که مسیحیان اروپایی ترورهای دینی، ترورهای انتحاری به راه نیندازد. بی گمان، به گونه ی دقیق درباره ی خدای یهودی-ترسایی-اسلامی روشنگری نشده است. نه تنها نگرش های ناهمسانی از بودن خدا در میان این سه دین هست، بلکه در میان هر دین، میان الهیات دانها و غیر روحانی های باورمند و همچنین در میان فرقه های این دین ها نیز ناهمسانی هایی پیدا میشود. به طور کلی زمانی که ما هیچ گواه یا فرنود و دلیل دیگری برای باور کردن شماری از هستی ها نداریم، میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که آن هستی یا وجود، نیست. ما هیچ گواه برای پا گنده، غول زشت برفی و هیولای لاک نس نداریم، ولی باور نمیکنیم که آنها وجود داشته باشند. اگر ما هیچ گواه و فرنود یا دلیل های دیگری برای بودن الله نداشته باشیم، پس میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که خدایی در کار نیست.
#خدا_انگاره_ی_ورشکسته
#ویکتور_ج_استنگر
#بهمنیار
@shafiAzad
✍️ ویکتور ج استنگر
📝 بهمنیار
چگونه دانش روشن می سازد که خدایی وجود ندارد
نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم این دین ها تنها نامی متفاوت دارند، آنها همه سر و ته یک کرباس هستند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون دیده است، نمیتوان نترسید که اگر رژیم ایران از میان برود، کشوری دیگری جای آن را نگیرد. نمیتوان نترسید که مسیحیان اروپایی ترورهای دینی، ترورهای انتحاری به راه نیندازد. بی گمان، به گونه ی دقیق درباره ی خدای یهودی-ترسایی-اسلامی روشنگری نشده است. نه تنها نگرش های ناهمسانی از بودن خدا در میان این سه دین هست، بلکه در میان هر دین، میان الهیات دانها و غیر روحانی های باورمند و همچنین در میان فرقه های این دین ها نیز ناهمسانی هایی پیدا میشود. به طور کلی زمانی که ما هیچ گواه یا فرنود و دلیل دیگری برای باور کردن شماری از هستی ها نداریم، میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که آن هستی یا وجود، نیست. ما هیچ گواه برای پا گنده، غول زشت برفی و هیولای لاک نس نداریم، ولی باور نمیکنیم که آنها وجود داشته باشند. اگر ما هیچ گواه و فرنود یا دلیل های دیگری برای بودن الله نداشته باشیم، پس میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که خدایی در کار نیست.
#خدا_انگاره_ی_ورشکسته
#ویکتور_ج_استنگر
#بهمنیار
@shafiAzad
آدمیزاد طبیعت و سرنوشت را مقصر هر چیزی میداند، در حالی که سرنوشت هرکس چیزی نیست جز انعکاسی از شخصیت، احساسات، اشتباهات و ضعفهای او.
📕 وفور کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
@ShafiAzad
📕 وفور کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
@ShafiAzad
زندگی میگذرد و هر کس سهمی از عمر دارد، تا آنجا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و برای دیگران هم تلخی نیاورد، که زندگی همه اش شوخی است.
📕 از مسافر تا تبخال
✍🏻 #احمد_محمود
@ShafiAzad
📕 از مسافر تا تبخال
✍🏻 #احمد_محمود
@ShafiAzad
ما به دیگران نیاز داریم چرا که تنها با وجود دیگران است که میتوانیم کجفهمیها و سوءِ تعبیرهامان را شناسایی کنیم.
کسانی که نمیتوانند با دیگران مدارا کنند کسانیاند که احتمالا از اشتباهها و ضعفهایشان میترسند.
#مارک_ورنون
@ShafiAzad
کسانی که نمیتوانند با دیگران مدارا کنند کسانیاند که احتمالا از اشتباهها و ضعفهایشان میترسند.
#مارک_ورنون
@ShafiAzad
📎 #_یک_تکه_کتاب
به گمان من، هنر بزرگ، هنر فاصلههاست، آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور یخ میزنند، باید نقطه درست را پیدا کرد و در آن ماند.
و آن را جز با ریاضت کشیدن نمیتوان یافت، مثل همه چیزهای دیگری که آدم واقعا میآموزد، برای دانستن باید بهایش را پرداخت....درد را دوست ندارم، هرگز هم آن را دوست نخواهم داشت، ولی باید اذعان کنم که آموزگار خوبی است، رستگاری نگه داشتن هوشمندی است و نشاط و ملایمت
رستگاری یعنی زنده ماندن حتی اگر مرده باشیم ...
📕 دیوانه بازی
✍🏻 #کریستین_بوبن
@ShafiAzad
به گمان من، هنر بزرگ، هنر فاصلههاست، آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور یخ میزنند، باید نقطه درست را پیدا کرد و در آن ماند.
و آن را جز با ریاضت کشیدن نمیتوان یافت، مثل همه چیزهای دیگری که آدم واقعا میآموزد، برای دانستن باید بهایش را پرداخت....درد را دوست ندارم، هرگز هم آن را دوست نخواهم داشت، ولی باید اذعان کنم که آموزگار خوبی است، رستگاری نگه داشتن هوشمندی است و نشاط و ملایمت
رستگاری یعنی زنده ماندن حتی اگر مرده باشیم ...
📕 دیوانه بازی
✍🏻 #کریستین_بوبن
@ShafiAzad
می دانی اولين بوسه ی جهان چه طور كشف شد؟
دست هاش تا آرنج گلی بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز ، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند...!
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
@ShafiAzad
دست هاش تا آرنج گلی بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز ، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند...!
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️ماهیت نسبی اثرات جهشهای ژنتیکی
برهمکنش میان محیط و جهشهای ژنتیکی از جمله عواملی است که در پیشبرد فرآیند فرگشت ایفای نقش میکند، اما مفید یا مضر بودن یک جهش چگونه تعیین میشود؟ آیا ممکن است یک جهش به صورت همزمان مضر و مفید باشد؟ در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده میپردازیم.
@NeoSciensology
برهمکنش میان محیط و جهشهای ژنتیکی از جمله عواملی است که در پیشبرد فرآیند فرگشت ایفای نقش میکند، اما مفید یا مضر بودن یک جهش چگونه تعیین میشود؟ آیا ممکن است یک جهش به صورت همزمان مضر و مفید باشد؟ در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
ماهیت نسبی اثرات جهشهای ژنتیکی
برای درک مفهوم جهش ابتدا باید ساختار سیستم اطلاعات ژنتیکی را بشناسیم که شامل سلولها، بافتها و افراد میشود. هنگامی که به جهشها اشاره میکنیم، به واقع در حال اشاره به تغییرات DNA هستیم. DNA مخفف دئوکسی ریبونوکلئیک اسید است؛ مولکولی با ساختار مارپیچ دو…
Forwarded from Public Exit
با بودنِ خدا همهچيز حتی بريدنِ سر فرزند جایز است. چاقو گذاشتنِ ابراهيم بر گردنِ اسماعيل "داعشیترين نمايشِ تاريخ" است. خشونت و بیرحمیِ ابراهيم ريشههای اسطورهایِ خشونتِ بیحد و حصر داعشی را توضيح میدهد. داعش همان كاری را میكند كه ابراهيم و اخلافش انجام دادند. آيينِ كشتنِ داعشیها بيشتر شبيهِ مراسمِ قربانی است تا انتقامِ ساده و صرفاً نابودیِ دشمن. ابراهيمی بودنِ ادیان توحيدی بدان معناست كه آيينِ قربانی و بیرحمی فرمِ اصلی اين اديان است. بدونِ نمايشِ "خشونتِ داعشی" خدایی واحد هم وجود نخواهد داشت!
@PublicExit
@PublicExit
Forwarded from Public Exit
ذهنیتِ داعشیطالبانی!
تصور کنید در جهان امروز كسی مانند ابراهيم چاقویی تیز به دست گرفته تا در گردن فرزندش فرو کند و دلیلش هم فقط كابوسهايی باشد كه در خواب ديده است، ما چه برخوردی خواهیم داشت؟ بیشک ابراهیم را تمامیِ رسانهها به عنوان ناقضِ حقوقِ بشر محكوم میكردند، خواهانِ مجازاتش میشدند و جامعه مدنیِ ایران هم حتماً در يكی از خیابانهای تهران تظاهرات راه انداخته و عليه ابراهيم قطع نامه چند مادهای صادر میكردند.
اما این ادعاهای كاذب توده در ابراهيم حد خورده است. ابراهيم نه فقط ناقضِ حقوقِ بشر نيست، بلكه پيامبرِ خدا و قهرمانِ ايمان است. وقتی بپرسیم چرا؟ پاسخ اين است كه خدا داناتر از ماست! داعش و طالبان هم همين را میگويند: "خدا داناتر از شماست، ما همان دستوراتی را عملی میکنیم كه خدا به ما داده است و همان راهی را خواهيم رفت كه پيامبران رفتهاند". مسلمانان روز فرزندكشی را حتی عيد میدانند. چه تفاوتی ميان مابقیِ مسلمانان و داعش میبینید؟ آنها آدم میكشند و بقیه مسلمانان آدمكشی را به عنوان روز مقدس تجليل میکنند و گرامی میدارند! فرهنگ و اعتقاد واقعیِ همه مسلمانان داعشیطالبانی است!
@PublicExit
تصور کنید در جهان امروز كسی مانند ابراهيم چاقویی تیز به دست گرفته تا در گردن فرزندش فرو کند و دلیلش هم فقط كابوسهايی باشد كه در خواب ديده است، ما چه برخوردی خواهیم داشت؟ بیشک ابراهیم را تمامیِ رسانهها به عنوان ناقضِ حقوقِ بشر محكوم میكردند، خواهانِ مجازاتش میشدند و جامعه مدنیِ ایران هم حتماً در يكی از خیابانهای تهران تظاهرات راه انداخته و عليه ابراهيم قطع نامه چند مادهای صادر میكردند.
اما این ادعاهای كاذب توده در ابراهيم حد خورده است. ابراهيم نه فقط ناقضِ حقوقِ بشر نيست، بلكه پيامبرِ خدا و قهرمانِ ايمان است. وقتی بپرسیم چرا؟ پاسخ اين است كه خدا داناتر از ماست! داعش و طالبان هم همين را میگويند: "خدا داناتر از شماست، ما همان دستوراتی را عملی میکنیم كه خدا به ما داده است و همان راهی را خواهيم رفت كه پيامبران رفتهاند". مسلمانان روز فرزندكشی را حتی عيد میدانند. چه تفاوتی ميان مابقیِ مسلمانان و داعش میبینید؟ آنها آدم میكشند و بقیه مسلمانان آدمكشی را به عنوان روز مقدس تجليل میکنند و گرامی میدارند! فرهنگ و اعتقاد واقعیِ همه مسلمانان داعشیطالبانی است!
@PublicExit
Forwarded from Public Exit
حال و هوای بلاد مسلمین شبیه عصر شكار است. مردم پس از تناولِ گوشتِ قربانی راضی و خوشحال هستند و همديگر را در آغوش میگيرند. هيچ رفتار هنری و پيچيدهای به چشم نمیخورد. شادی و خوشیها خصلتِ بدوی دارند و شادیِ جمعی به شادیِ قبيلهایِ عهدِ شكار میماند!
@PublicExit
@PublicExit
Forwarded from Sciensology
▪️نمره بهرۀ هوشی تا چه حد مهم است؟
منتقدان آزمونهای سنتی هوشبهر (IQ) بر این باورند که نمرات مربوط به این آزمونها دارای ارتباطی نزدیک با کارایی تحصیلی و سطوح اقتصادیاجتماعی بالا هستند؛ چرا که این تستها برای انعکاس این نوع از موفقیت طراحی شدهاند. به گفته این منتقدان آزمونهای سنتی IQ بیش از حد بر توانایی کلامی، تحصیلات و فرهنگ غربی تأکید دارند. برای رفع این نقص چند آزمون همانند «ماتریسهای پیشرونده ریون» به گونهای طراحی شدهاند تا به نوعی عاری از مشخصات فرهنگی باشند. این تستها اغلب غیرکلامی هستند و حل آنها مستلزم داشتن تجربه از فرهنگی خاص نیست. این آزمونهای جدید یک مزیت آشکار برای آزمودن افراد از فرهنگها و زمینههای زبانی بسیار متفاوت دارند. از سوی دیگر منتقدان به تحقیقاتی اشاره میکنند که نشان دادهاند هوش عملی از هوش به معنایی که آزمونهای سنتی به دست میدهند بیشتر است. رابرت استرنبرگ (۱۹۸۸) استدلال میکند که هوش به معنایی که ما معمولاً تصور میکنیم وجود ندارد، اما هوش یک اختراع فرهنگی برای توضیح این حقیقت است که برخی افراد در محیط خود بهتر از دیگران میتوانند موفق شوند.
@NeoSciensology
منتقدان آزمونهای سنتی هوشبهر (IQ) بر این باورند که نمرات مربوط به این آزمونها دارای ارتباطی نزدیک با کارایی تحصیلی و سطوح اقتصادیاجتماعی بالا هستند؛ چرا که این تستها برای انعکاس این نوع از موفقیت طراحی شدهاند. به گفته این منتقدان آزمونهای سنتی IQ بیش از حد بر توانایی کلامی، تحصیلات و فرهنگ غربی تأکید دارند. برای رفع این نقص چند آزمون همانند «ماتریسهای پیشرونده ریون» به گونهای طراحی شدهاند تا به نوعی عاری از مشخصات فرهنگی باشند. این تستها اغلب غیرکلامی هستند و حل آنها مستلزم داشتن تجربه از فرهنگی خاص نیست. این آزمونهای جدید یک مزیت آشکار برای آزمودن افراد از فرهنگها و زمینههای زبانی بسیار متفاوت دارند. از سوی دیگر منتقدان به تحقیقاتی اشاره میکنند که نشان دادهاند هوش عملی از هوش به معنایی که آزمونهای سنتی به دست میدهند بیشتر است. رابرت استرنبرگ (۱۹۸۸) استدلال میکند که هوش به معنایی که ما معمولاً تصور میکنیم وجود ندارد، اما هوش یک اختراع فرهنگی برای توضیح این حقیقت است که برخی افراد در محیط خود بهتر از دیگران میتوانند موفق شوند.
@NeoSciensology
Drink some coffee.
Read a good book.
Listen to a great music.
Just don't think about anything for a few moments.
Maybe that's what life really means!
کمی قهوه بنوشید.
یک کتاب خوب بخوانید.
یه یک موسیقی فوق العاده گوش دهید.
و دقایقی به هیچ چیز فکر نکنید.
شاید معنی زندگی همین باشد.
@ShafiAzad
Read a good book.
Listen to a great music.
Just don't think about anything for a few moments.
Maybe that's what life really means!
کمی قهوه بنوشید.
یک کتاب خوب بخوانید.
یه یک موسیقی فوق العاده گوش دهید.
و دقایقی به هیچ چیز فکر نکنید.
شاید معنی زندگی همین باشد.
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️فرگشتِ فریب و خودفریبی
به طور سنتی خودفریبی به عنوان یک استراتژی در نظر گرفته میشود که مردم برای حفاظت از خود در برابر واقعیتی تهدیدآمیز - از نظر روانشناختی - اتخاذ میکنند. خودفریبی از این نظر به طور معمول فرآیندی درونفردی قلمداد میشود که از فرد دفاع میکند. اما نظریات جدیدی برخلاف این دیدگاه سنتی وجود دارند که میگویند خودفریبی به دلایل قابلفهمی همچون تسهیل فریب دیگران فرگشت یافته است. پیرو این نظریات جدید، خودفریبی با توانبخشی فریبندگان این امکان را به آنها میدهد تا بدون وجود بارِ شناختیِ پرهزینهٔ ناشی از حفظ حقیقت و دروغ به طور همزمان در ذهن دروغ بگویند و با به حداقل رساندن مجازات در صورت برملا شدن دروغها از مهلکه بگریزند. در این یادداشت به بررسی برخی از این نظرات جدید میپردازیم.
@NeoSciensology
به طور سنتی خودفریبی به عنوان یک استراتژی در نظر گرفته میشود که مردم برای حفاظت از خود در برابر واقعیتی تهدیدآمیز - از نظر روانشناختی - اتخاذ میکنند. خودفریبی از این نظر به طور معمول فرآیندی درونفردی قلمداد میشود که از فرد دفاع میکند. اما نظریات جدیدی برخلاف این دیدگاه سنتی وجود دارند که میگویند خودفریبی به دلایل قابلفهمی همچون تسهیل فریب دیگران فرگشت یافته است. پیرو این نظریات جدید، خودفریبی با توانبخشی فریبندگان این امکان را به آنها میدهد تا بدون وجود بارِ شناختیِ پرهزینهٔ ناشی از حفظ حقیقت و دروغ به طور همزمان در ذهن دروغ بگویند و با به حداقل رساندن مجازات در صورت برملا شدن دروغها از مهلکه بگریزند. در این یادداشت به بررسی برخی از این نظرات جدید میپردازیم.
@NeoSciensology
Telegraph
فرگشتِ فریب و خودفریبی
فریب یک استراتژی است که در طول زمان فرگشت در تلاش برای رسیدن به منابع پدیده آمده. به عنوان مثال افراد اغلب برای به دست آوردن منابع - در صورتی که از طریق دیگر امکان تأمین وجود نداشته باشد - به کسانی که به منابع وابستگی دارند دروغ میگویند. در واقع تقریباً…