📚 واژه‌پرداز وُرد 📚
4.07K subscribers
704 photos
437 videos
85 files
1K links
📚 سید مسعود هاشمی نجفی
📚 ویراستار فنی (صوری) و صفحه‌آرای وُرد
📚 سابقهٔ کار: انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد
.
‏‌‏📚‏تماس: ‎@WordPardaz

‌‏🌐‏ گروه پرسش‌وپاسخ وُردِ سید مسعود حسینی:
جهت دریافت لینک به روبات کمک‌آموزشی گروه مراجعه کنید.
🆔 @Masoudhosseini_Bot
Download Telegram
از خوشه‌ی گندم تا شیرینی
(رضا بابایی و اندیشه ورزیدن با نوشتن)
| مصطفا پورنجاتی


▫️در نگاه اوّل، چه سنگین و پُربرگ است کارنامه‌ی پژوهشی و آموزشی رضا بابایی. بازاندیشی‌های تاریخی، کلامی و اجتماعی، در کنار ترویج زبان فارسی، دو گستره‌ی برجسته در عمرنامه‌ی بابایی است. اما گمان می‌کنم این دو یگانه‌اند و نیم قرن کوشش بابایی، دو روی سکه‌ای واحدند: ذهن و زبان ایرانی.
*
او بر شانه‌های سنّتی ایستاده است که نام آن را می‌گذارم «عمومی‌سازی تفکر». نَسَب او به مثنوی مولوی می‌رسد و گلستان سعدی. چنین آثاری که تلخیِ دارووارِ حکمت و اخلاق را به زبان تمثیل و حکایت شیرین کردند، با متدولوژی عمومی‌سازی تفکر خلق شده‌اند.
تدریس بابایی در کرسی‌های دانش، هیچ‌گاه او را از سخن گفتن با مردم غافل نکرد. چه بسا حضور او در شمار نخستین بلاگرهای فارسی‌زبان، رفتاری متناقض و دون شأن و وزنِ فلسفه‌ورزی و زبان‌اندیشی شمرده شد اما بابایی نگاه دیگری داشته است: نگاهی اجتماعی با رویکرد اصلاح‌گرا و آموزشی.
*

عمومی‌سازی تفکر، مرام‌نامه‌ی رضا بابایی است؛ راهی که هم‌عصران او همچون ملکیان در ایران و دوباتن در انگلستان می‌سپَرند. اگرچه اقبال مخاطبان و شمارگان خوانندگان، تنها دغدغه‌ی هیچ اندیشه‌گر اصیلی نیست اما بررسی زبان نوشتاری بابایی در نمودار زیست‌نامه‌ی او آشکار می‌کند که از چالشی درگیرکننده و دشوار بر سر راه متخصصان، سربلند به درآمده است: چالش کهنگی لحن و نامعاصر بودن زبان. او به طور مستمر، از نثر نخبه‌گرا و آرکائیک به سمت معیارنویسی و استفاده‌ی حداکثری از چاشنی‌هایی همچون روایتمندی و تصویرپردازی عبور کرده و تماس دائم او با رفتار زبانی کاربران فارسی، دست‌اندازهای معمول در نویسندگی متفکران را روزبه‌روز کمتر کرده است.
*

جستارهای پنج سال اخیر او در شبکه‌های اجتماعی، در مقایسه با نوشتارهای قبل‌تر او در پایگاه اینترنتی‌اش، «سفینه»، زبانی ساده‌تر دارد اما همچنان از ذهنی تراویده که مشغول به عمیق‌ترین جنبه‌های فرهنگ است. این است رمز پُرخوانی و به‌اشتراک‌گذاریِ ده‌ها هزار نفریِ درنگ‌های او حتا وقتی از مسئله‌های پیچیده‌ی فلسفی نوشته باشد. تصویر این فرایند در ذهن من، مسیری است که از خوشه‌ی گندم شروع می‌شود و سرانجام به پخت شیرینی ختم می‌شود.
*

من شاگرد رضا بابايی در حوزه‌ی زبان فارسی هستم و می‌دانم هر دوره‌ی آموزش نويسندگی و ويراستاری به کمک درسنامه‌ها و آموزه‌های او کاملاً نياز دارد؛ چنان که همه‌ی آموزگاران قلم در روزگار ما به «بهتر بنويسيمِ» او استناد مي‌کنند.
*
نوشته‌های او از بهترين نمونه‌هاست برای صورت‌بندی شيوه‌نامه‌ی نگارش علمی به زبان عمومی.
|

برش‌هایی از یادداشت برای جشن‌نامه‌ی رضا بابایی.

#نگارش_علمی #رضا_بابایی #نوشتن #بهتر_بنویسیم

@nevisandegikhallagh

برای این روزهای او که سخت بیمار است، برای سلامت او آرزو کنیم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 مناظرهٔ مرحوم #رضا_بابایی و مهدی ابوطالبی در برنامهٔ زاویه.
ظاهراً بار اول و آخر بوده که مرحوم بابایی در برنامه‌‌ای تلویزیونی شرکت کرده‌اند.
www.dideo.ir/v/ap/yE1Vk

🆔 @VajehPardaz
Forwarded from کاشانه
🎼 اگر عمری باشد…
◽️ مرحوم استاد #رضا_بابایی (۹۸/۵/۲۱)

◽️با صدای عباس حائری
@Sedanet
اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را هم‌پایه مهربانی با آدمیزادگان نمی‌شمارم.

اگر عمری باشد، کمتر می‌گویم و می‌نویسم و بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم.

اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان می‌شمارم نه طلبکار.

اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمی‌کنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.

اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاست‌مداری وکالت بلاعزل نمی‌دهم.

اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگ‌تر قربانی نمی‌کنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفت‌وگو نمی‌کنم: آنان که از عقیده خویش منفعت می‌برند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساخته‌اند.

اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها قربان نمی‌کنم.

اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهی‌های دیگران نمی‌نگرم که روسیاهی خود را نبینم.

اگر عمری باشد، از دین‌ها تنها مذهب انصاف را برمی‌گزینم و از فلسفه‌ها آن را که سربه‌هوا نیست و چشم به راه‌های زمینی دارد.

اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سخت‌تر از تحقیر دیگران نمی‌شمارم.

اگر عمری باشد، در پی هیچ عقیده و ایمانی نمی‌دوم. در خانه می‌نشینم تا ایمانی که سزاوار من است به سراغم آید.

اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش می‌گیرم، هر گلی را می‌بویم، و هر کوهی را بازیگاه می‌بینم و تنها یک تردید را در دل نگه می‌دارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.

اگر عمری باشد، سیاست‌مداران را از دو حال بیرون نمی‌دانم: آنان که دروغ را به راست می‌آرایند و آنان که راست را به دروغ می‌آلایند.

اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم می‌کوشم.

اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال می‌سپارم.

اگر عمری باشد، از هر عقیده‌ای می‌گریزم، چونان گنجشک از چنگال عقاب.

اگر عمری باشد، در جنگل‌های بیشتری گم می‌شوم؛ کوه‌های بیشتری را می‌نوردم؛ ساعت‌های بیشتری به امواج‌ دریا خیره می‌شوم؛ دانه‌های بیشتری در زمین می‌کارم و زباله‌های بیشتری از روی زمین برمی‌دارم.

اگر عمری باشد، کمتر غم نان می‌خورم و بیشتر غم جان می‌پرورم.

اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمی‌کنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.

اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمی‌نشینم.

اگر عمری باشد، خدایی را می‌پرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.

اگر عمری باشد، قدر دوستان و عزیزانم را بیشتر می‌دانم.


🆔 @Cashaneh
Forwarded from کاشانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مرحوم استاد #رضا_بابایی : اگر عمری باشد… ۹۸/۵/۲۱

با صدای عباس حائری
@Sedanet

🆔 @Cashaneh