ادب‌سار
14.6K subscribers
4.99K photos
123 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
چو بدخو شود مردِ درویشِ خوار
همی‌بیند آن از بدِ روزگار

همه‌ساله بی‌کار و نالان ز بخت
نه رای و نه دانش نه زیبای تخت

وگر بازگیرند ازو خواسته
شود جان و مغز و دلش کاسته

به بی‌چیزی و بدخویی یازد اوی
ندارد خرَد گردن‌ افرازد اوی

نه چیز و نه دانش نه رای و هنر
نه دین و نه خشنودی دادگر
#شاهنامه_فردوسی

امیدوارم:
به کامِ تو خورشید گردان بوَد


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بدان ای برادر که بیدادْشاه
پیِ پادشاهی ندارد نگاه

به آگندنِ گنجْ شادان بوَد
به زُفتی سرِ سرفرازان بوَد

خُنُک شاهِ با داد و یزدان‌پرست
کزو شاد باشد دلِ زیردست

به داد و به بخشش فزونی کنَد
جهان را بدین رهنمونی کنَد

نگه‌ دارد از دشمنانْ کشورش
به ابر اندرآرَد سر و افسرش

به داد و به آرامْ گنج آگنَد
به بخشش ز دلْ رنج بپراگنَد

هرآن‌کس که او این هنرها بجُست
خرَد باید و حزم و رایِ درست
#شاهنامه #فردوسی

بادا که:
به کامِ تو گردد همه روزگار


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بباید خرَد شاه را ناگزیر
هم آموزشِ مردِ برنا و پیر

دلِ پادشا چون گراید به مِهر
بر او کام‌ها تازه دارد سپهر

دل و مغزِ مردمْ دو شاهِ تن‌اند
دگر آلتِ تنْ سپاهِ تن‌اند

چو مغز و دلِ مردم آلوده گشت
به نومیدی از رایْ پالوده گشت

بدان تنْ سراسیمه گردد روان
سپه چون زیدْ شاه بی‌پهلوان

چو روشن نباشدْ بپْراگنَد
تنِ بی‌روان را به خاک افگنَد

چنین هم چو شد شاه بی‌دادگر
جهان زو شود زود زیر و زبَر

بر اوبَرْ پس از مرگْ نفرین بوَد
همانْ نامِ او شاهِ بی‌دین بوَد

بدین دار چشم و بدان دار گوش
که اوی‌َست دارنده‌ی جان و هوش

هر آن پادشا کو جز این راه جُست
ز نیکی‌ش باید دل و دست شُست

ز کشوَرْشْ بپْراگند زیردَست
همان از درَش مردِ خسروپرست
#شاهنامه #فردوسی

امید که:
تو را جاودان مهتری باد و ناز


گزینش #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بِدان ای برادر که از شهرْیار
بجویَد خرَدمند هرگونه کار

یکی آن‌که پیروزگر باشد اوی
ز دشمن نتابد گهِ جنگْ روی

دگر آن‌که لشکر بدارد به داد
بداند فزونیّ‌ِ مردِ نژاد

سه‌دیگر که دارد به دل راستی
نیارد به داداَندرون کاستی

چهارم که با زیردستانِ خویش
همان باگهر دَرپرستانِ خویش

ندارد درِ گنج را بستهْ سخت
همی‌بارَد از شاخْ بارِ درخت
#شاهنامه #فردوسی

و آرزویم در این هفته این:
که جاوید بادی و روشن‌روان


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بباید درِ پادشاهی سپاه
سپاهی درِ گنج دارد نگاه

اگر گنجت آباد داری به داد
تو از گنج شاد و سپاه از تو شاد

سلیحت در آرایشِ خویش دار
سزد کِت شبِ تیره آید به کار

بس ایمن مشو بر نگهدارِ خویش
چو ایمن شدی راست کن کارِ خویش

سرانجام مرگ آیدت بی‌گمان
اگر تیره‌ای گر چراغِ جهان
#شاهنامه #فردوسی

باشد که:
به کامِ تو گردد سراسر سخن


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بدانید کآن‌کس که گوید دروغ
نگیرد از این پس برِ ما فروغ

دروغ از برِ ما نباشد ز رای
که از رای باشد بزرگی به جای

همان مَر تنِ سِفله را دوستدار
نیابی به باغ‌اندرون چون نگار

سری را کجا مغز باشد بسی
گُواژه نباید زدن بر کسی
#شاهنامه #فردوسی

امید که همواره:
سرت سبز باد و تنت ارجمند


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
زبان را نگهدار باید بُدن
نباید روان را به زَهر آژدن

که بر انجمن مردِ بسیارگوی
بکاهد به گفتارِ خود آب‌ِروی

اگر دانشی‌مَرد رانَد سخن
تو بشنو که دانش نگردد کهن

مکن دوستی با دروغ‌آزمای
همان نیز با مردِ ناپاک‌رای
#شاهنامه #فردوسی

امید آن‌که:
بباشد به کامِ شما روزگار


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
سرشتِ تَن از چار گوهر بوَد
گذر زین چهارانْش کمتر بوَد

اگر سفله‌ْ گر مردِ با شرم و راد
به آزادگی یک‌دل و یک‌نهاد

سیُم کو میانه گزیند ز کار
پسند آیدش بخششِ کردگار

چهارم که بپْراگنَد بر گزاف
ز بی‌دانشی نام جوید ز لاف
#شاهنامه #فردوسی

امید آن‌که:
همه روزگار تو نوروز باد


گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوش‌نویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@AdabSar