☀️🌱 @AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
باورهای نادرست دربارهی سیزده بهدر
رویدادهای باستانی همواره با افسانه درآمیختهاند و داوری دربارهی درستی آنها نشدنی و یا دشوار است.
دربارهی جشن سیزده بهدر نیز چندین باور نادرست در میان مردم رواگ دارد که به دید میرسد برخی از آنها کوششی برای سست کردن کیستی(هویت) ایرانیان باشد.
❌سیزده بهدر، بهجا مانده از رویداد «پوریم»:
یکی از دیدگاهها که ناصر پورپیرار و شماری دیگر میگویند این است که جشن سیزده بهدر جشن یهوتکان(یهودیان) برای رویداد پوریم است. گفته میشود در زمان خشایارشاه و در روز سیزده فروردین، کشتار بیش از ۷۰هزار ایرانی به دست یهوتکان رخ داد و دیگر ایرانیان به دشتها گریختند تا از مرگ و گزند دور شوند. کهننگاران بسیاری این رویداد را دروغین میدانند. ولی چنانچه راست هم باشد، جشن سیزده بهدر بسیار پیش از زمان خشایارشاه بوده و رواگ داشت و پیدایش آن پیوندی با پوریم ندارد.
همچنین شمار دیگری از نویسندگان که به پوریم باور دارند، زمان آن را ششم اسپند و چند تن نیز یکی از روزهای ماه مارس(دهم اسپند تا یازدهم فروردین) دانستهاند.
❌دروغ سیزده بهدر:
دروغ سیزده که چندسالی است شوربختاته هتا(حتا) در رسانههای گروهی کشور نیز رواگ یافته هرگز بخشی از آیین ایرانیان نبود. دروغ سیزده که از دروغ آوریل گرفته شده یک شوخی است که در آغاز ماه آوریل(دوازدهم فروردین) گفته میشود و داستان آن به زمان کارل نهم فرانسه و دگرگونی در زمان برگزاری جشنهای سال نو برمیگردد.
❌سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی:
باور به بدشگون بودن هر چیزی باوری از روی ناآگاهی است. بر پایهی داستانها و افسانهها چند شوند برای بدشگونی سیزده گفتهاند. ولی باید دانست که در ایران روز سیزدهم هر ماه روزی نیک، فرخنده و از آن ایزد باران بود.
۱← بدشگونی سیزده به پیمانشکنی یهودا سیزدهمین پیروِ «مَسیها»(مسیح) پیامبر ترساییان(مسیحیان) برمیگردد. یهودا سیزدهمین کسی بود که به او پیوست و مایهی گرفتاری و مرگ مسیها شد. باور به بدشگونی سیزده از ترساییان به فرهنگهای بسیاری راه یافته است.
۲← بدشگونی سیزده باور روشگرایان(سُنیها) به شَوَند(دلیل) زادهشدن علی، پیشوای نخست گروهیان(امام اول شیعیان) در روز سیزدهم ماه رجب است. اکنون پیداست که این دروغ مایهی دشمنی و جدایی روشگرایان و گروهیان است و دانشمندان دینی برپاد (مخالف) این دیدگاه هستند.
۳← بد شگونی سیزده به شوند رویداد تلخ پوریم و کشتار ایرانیان است. برای آشنایی بیشتر بنگرید به:
telegram.me/AdabSar/6599
۴← در سیزدهمین روز از سال نو مسر(مصر)ی که همچون نوروز ایرانیان بود آتشفشانها خروشیدند و زمینلرزهای سنگین مایهی مرگ مردم در زیر آوار و آتش شد. از اینرو مردم در سیزدهم سال نو به یاد جانباختگان و گریز نمادین از مرگ به دشتها پناه میبردند.
۵- سیزدهم فروردین بدشگون است زیرا پس از دوازده هزارسال زندگی در جهان گیتایی زمین به ویرانی نخستین خود باز میگردد و سیزدهبهدر نماد بازگشت به این آشفتگی است.
✅✅ سخن پایانی:
چنانچه به هر یک از این دیدگاهها و بدشگونی سیزده فروردین باور داشته باشیم باید بدانیم که روزهای سراسر سال یادآور رویدادهایی تلخ است و باید روزهای سراسر سال را بدشگون بدانیم. ولی این دیدگاه هرگز با زندگی ایرانیانی که بهانههای فراوانی برای جشن و شادی و نیایش داشتند، همسو و همخوان نیست.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز
☀️🌱 @AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
باورهای نادرست دربارهی سیزده بهدر
رویدادهای باستانی همواره با افسانه درآمیختهاند و داوری دربارهی درستی آنها نشدنی و یا دشوار است.
دربارهی جشن سیزده بهدر نیز چندین باور نادرست در میان مردم رواگ دارد که به دید میرسد برخی از آنها کوششی برای سست کردن کیستی(هویت) ایرانیان باشد.
❌سیزده بهدر، بهجا مانده از رویداد «پوریم»:
یکی از دیدگاهها که ناصر پورپیرار و شماری دیگر میگویند این است که جشن سیزده بهدر جشن یهوتکان(یهودیان) برای رویداد پوریم است. گفته میشود در زمان خشایارشاه و در روز سیزده فروردین، کشتار بیش از ۷۰هزار ایرانی به دست یهوتکان رخ داد و دیگر ایرانیان به دشتها گریختند تا از مرگ و گزند دور شوند. کهننگاران بسیاری این رویداد را دروغین میدانند. ولی چنانچه راست هم باشد، جشن سیزده بهدر بسیار پیش از زمان خشایارشاه بوده و رواگ داشت و پیدایش آن پیوندی با پوریم ندارد.
همچنین شمار دیگری از نویسندگان که به پوریم باور دارند، زمان آن را ششم اسپند و چند تن نیز یکی از روزهای ماه مارس(دهم اسپند تا یازدهم فروردین) دانستهاند.
❌دروغ سیزده بهدر:
دروغ سیزده که چندسالی است شوربختاته هتا(حتا) در رسانههای گروهی کشور نیز رواگ یافته هرگز بخشی از آیین ایرانیان نبود. دروغ سیزده که از دروغ آوریل گرفته شده یک شوخی است که در آغاز ماه آوریل(دوازدهم فروردین) گفته میشود و داستان آن به زمان کارل نهم فرانسه و دگرگونی در زمان برگزاری جشنهای سال نو برمیگردد.
❌سیزده بهدر برای در کردن بدشگونی:
باور به بدشگون بودن هر چیزی باوری از روی ناآگاهی است. بر پایهی داستانها و افسانهها چند شوند برای بدشگونی سیزده گفتهاند. ولی باید دانست که در ایران روز سیزدهم هر ماه روزی نیک، فرخنده و از آن ایزد باران بود.
۱← بدشگونی سیزده به پیمانشکنی یهودا سیزدهمین پیروِ «مَسیها»(مسیح) پیامبر ترساییان(مسیحیان) برمیگردد. یهودا سیزدهمین کسی بود که به او پیوست و مایهی گرفتاری و مرگ مسیها شد. باور به بدشگونی سیزده از ترساییان به فرهنگهای بسیاری راه یافته است.
۲← بدشگونی سیزده باور روشگرایان(سُنیها) به شَوَند(دلیل) زادهشدن علی، پیشوای نخست گروهیان(امام اول شیعیان) در روز سیزدهم ماه رجب است. اکنون پیداست که این دروغ مایهی دشمنی و جدایی روشگرایان و گروهیان است و دانشمندان دینی برپاد (مخالف) این دیدگاه هستند.
۳← بد شگونی سیزده به شوند رویداد تلخ پوریم و کشتار ایرانیان است. برای آشنایی بیشتر بنگرید به:
telegram.me/AdabSar/6599
۴← در سیزدهمین روز از سال نو مسر(مصر)ی که همچون نوروز ایرانیان بود آتشفشانها خروشیدند و زمینلرزهای سنگین مایهی مرگ مردم در زیر آوار و آتش شد. از اینرو مردم در سیزدهم سال نو به یاد جانباختگان و گریز نمادین از مرگ به دشتها پناه میبردند.
۵- سیزدهم فروردین بدشگون است زیرا پس از دوازده هزارسال زندگی در جهان گیتایی زمین به ویرانی نخستین خود باز میگردد و سیزدهبهدر نماد بازگشت به این آشفتگی است.
✅✅ سخن پایانی:
چنانچه به هر یک از این دیدگاهها و بدشگونی سیزده فروردین باور داشته باشیم باید بدانیم که روزهای سراسر سال یادآور رویدادهایی تلخ است و باید روزهای سراسر سال را بدشگون بدانیم. ولی این دیدگاه هرگز با زندگی ایرانیانی که بهانههای فراوانی برای جشن و شادی و نیایش داشتند، همسو و همخوان نیست.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
________
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز
☀️🌱 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🌬🌧 @AdabSar
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔
🌧 در ایران باستان ایزد تیر یا تیشتر/تیشتریَه ایزدِ همهی آبها، باران و باروری بود و چهارمین ماه سال برای او نامگذاری شد. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش/اپوشَه خواندنی است. افسانهای که شاید چیستی سیزدهبدر را بیشتر بر ما بنمایاند.
بر پایهی افسانههای باستانی و زرتشتی ایزد تیر در سی روز ماه سه دیسهی(شکل) گوناگون داشت. در ده روز نخست مردی پانزده ساله میشد. پانزده سالگی زمانی آرمانی نزد ایرانیان بود. در ده روز دوم او گاوی نر بود و در دههی پایانی اسبی سپید میشد و در هر سه جایگاه باران میآفرید. در نبیگ(کتاب) پهلوی «بُندَهِش» تیشتر پدیدآورندهی نخستین باران، دریا و دریاچه است.
در باور زرتشتیان باستان ایزدِ تیر چکههای باران را ساخت و ایزدِ باد آنها را به یک سو برد تا دریای گیهانی(کاسپین) در کنار کوه البرز ساخته شود.
⚡️ داستان نبرد بارندگی و خشکسالی این است که دیو اپوش با هر ترفندی میکوشید از بارندگی جلوگیری کند ولی تیشتر به یاری ایزدِ باد آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ده شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود، هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند خود را پنهان کردند.
🌬 يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ده شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که به سان اسب بود به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
💫 در آغاز اين جنگ ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر آزرده و شکستخورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ده مرد جوان، ده کوه و ده رود. در برخی نوشتارها ده اسب، ده گاو نر و دهشتر نیز نوشتهاند.
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کند.
⚡️ در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر مانند دیو آذرخش(رعد و برق) یاری گرفته بود زيرا در نبرد دوم هنگامی که ايزدِ تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود کوبید آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد، همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ده شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
🌧 اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای دیدن زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میکردند.
با این کار دلخوری ایزد تیشتر از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
_________
📚 ۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان «باجلان فرخی»
goo.gl/vqiuhw
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز
🌬🌧 @AdabSar
مردم هیچ سرزمینی به اندازهی ایرانیان آب را گرامی نمیداشتند.
#هرودوت
⚔افسانهی نبرد ایزد تیشتر با دیو اَپوش⚔
🌧 در ایران باستان ایزد تیر یا تیشتر/تیشتریَه ایزدِ همهی آبها، باران و باروری بود و چهارمین ماه سال برای او نامگذاری شد. داستان جنگ او با دیو خشکسالی یا دیو اپوش/اپوشَه خواندنی است. افسانهای که شاید چیستی سیزدهبدر را بیشتر بر ما بنمایاند.
بر پایهی افسانههای باستانی و زرتشتی ایزد تیر در سی روز ماه سه دیسهی(شکل) گوناگون داشت. در ده روز نخست مردی پانزده ساله میشد. پانزده سالگی زمانی آرمانی نزد ایرانیان بود. در ده روز دوم او گاوی نر بود و در دههی پایانی اسبی سپید میشد و در هر سه جایگاه باران میآفرید. در نبیگ(کتاب) پهلوی «بُندَهِش» تیشتر پدیدآورندهی نخستین باران، دریا و دریاچه است.
در باور زرتشتیان باستان ایزدِ تیر چکههای باران را ساخت و ایزدِ باد آنها را به یک سو برد تا دریای گیهانی(کاسپین) در کنار کوه البرز ساخته شود.
⚡️ داستان نبرد بارندگی و خشکسالی این است که دیو اپوش با هر ترفندی میکوشید از بارندگی جلوگیری کند ولی تیشتر به یاری ایزدِ باد آبها را از زمین به آسمان فرستاد و پس از ده شبانهروز خود را همچون مرد جوان بلندبالایی درآورد که توان پرواز داشت و در آسمانها جای گرفت و توانست از ابرها به سوی زمین باران بفرستد.
اين باران همچون همیشه نبود، هر چکهی آن به بزرگی يک مرد تنومند بود.
پس از چنين بارشی آب زمين را فرا گرفت و جانوران موتَک(موذی) را از ميان برد. اگر شماری از آنها جان بهدر بردند خود را پنهان کردند.
🌬 يک بار ديگر ايزدِ باد دست بهکار شد و آبها را به کرانههای زمين برد و يک دریای افسانهای به نام دريای فراخکرد ساخت. همين که دیو خشکسالی دریافت که تیشتر و یارانش چه کردهاند تيشتر اينبار خود را به سان گاوی زرينشاخ درآورد و ده شبانهروز ديگر در آسمان پرواز کرد و همچنان از ابرها باران باراند.
در دههی سوم نیز همچون اسبی سپید و زيبا درآمد و این کار را دنبال کرد. در اين زمان که به سان اسب بود به دريای فراخکرد رفت تا آنجا را از زهر جانوران زيانبخش پاکيزه کند. ولی ديو اپوش دست او را خوانده و او نيز خود را همچون اسبی درآورده بود که يال و گوش نداشت و سياه و ترسناک بود. در اينجا بود که نبردی رو در رو ميان آنها درگرفت.
💫 در آغاز اين جنگ ديو اپوش نيرومندتر از تيشتر جنگید و پيروز شد. او توانست ايزد تيشتر را هزار گام از دريای فراخکرد دور و جهان را چندی دچار خشکی و تشنگی کند. تيشتر آزرده و شکستخورده به پيشگاه خداوند رفت و گفت که ناتوانیاش برای این است که مردم نیایش شايستهای برای او بجا نیاوردهاند. خداوند به او نیرویی داد برابر ده مرد جوان، ده کوه و ده رود. در برخی نوشتارها ده اسب، ده گاو نر و دهشتر نیز نوشتهاند.
با اين پشتوانه تیشتر در نبرد دوم پيروز شد و ديو خشکسالی را هزار گام دور کرد و باز هم با یاری ايزدِ باد ابرها را به هر سوی آسمان راند تا همهجا را سرشار از باران کند.
⚡️ در اين داستان همانگونه که تيشتر همکارانی داشت دیو خشکسالی نيز از دیوهای دیگر مانند دیو آذرخش(رعد و برق) یاری گرفته بود زيرا در نبرد دوم هنگامی که ايزدِ تيشتر گرز خود را بر آتشی که در ابرها نهفته بود کوبید آتش زبانه کشید و یکی از یاوران دیو خشکسالی از ترس خروشی برآورد و نابود شد، همين رویداد باران را فراوانتر کرد. تيشتر کمکم توانست بر خشکسالی چیره شود و ده شبانهروز برای زمین باران بفرستد.
زهری که از جانوران موتَک بر روی زمین مانده بود همراه با این آبها به دریاها رفت و مایهی شوری و تلخی آب دریاها شد. ولی آبهای پاکیزه به کشتزارها و چراگاهها راه يافت و مایهی سرسبزی و تازگی شد.
🌧 اين رویداد فرخنده در سيزدهمین روز ماه، در يک زمان افسانهای رخ داد و برای مردمی که از خشکسالی بیم داشتند روز باران فرخنده بود. بهويژه اگر اين روز از پی نوروز و در آغاز بهار از راه میرسید. پس باید برای دیدن زیبایی بهار از خانهها بيرون میآمدند و با جشن و شادی برای داشتن سالی پر باران نيايش میکردند.
با این کار دلخوری ایزد تیشتر از میان میرفت تا او به یاری کشت و کارشان بیاید. آنها سبزهها را به آب روان میسپردند تا به تیشتر بگویند که سرسبزی زمین در گرو آب و باران است و با اين کار نمادين از او میخواستند بارش را از آنها دريغ نکند.
تیشتر به اندازهای ارزشمند بود که نام او را بر درخشانترین ستارهی آسمان و گل سرسبد ستارههای خرس بزرگ گذاشته بودند.
_________
📚 ۱- جشنها و آیینهای ایرانی با تکیه بر استوره و مردمشناسی #حسام_الدین_مهدوی
۲- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران #ابوالقاسم_آخته
۳- شناخت اساتیر ایران #جان_هینلز برگردان «باجلان فرخی»
goo.gl/vqiuhw
#جشن_های_ایرانی #سیزده_بدر #نوروز
🌬🌧 @AdabSar