🍂🌿 برابر پارسی چند واژهی بیگانه به پیشنهاد یک هَـموَند:
#رسم #سنت = کیش، آیین، روش
#عینک = آیینیک، آیینه، آبگینه، شیشه، چشمک
#سقا = آببَر، آبرتار
#وان_حمام = آبسنگ
#حوض = آبوَند
#موج = آبشوران(یکی از نامهای دریای کاسپی)
#موج_بلند = آبکوهه، کوهآب
#میراب = آبکار
#حریص #طماع = آز کامه
#زیرا = ارا
#ایران یا سرزمین ایر، آران، الان، آلانیا، آلبان، ایرلند = اران
#غروب خورشید، غروبگاه = آدواره*
#برق #الکتریسیته = آرتَجَک
#صورت_حساب_مالیاتی = بُنیچِه
#شجره_نامه = بُنزاد
#سندساز #جاعل = ترفندتراش، لافباز، دروغباف
#واریس = پاغُره
#مجلس_ختم = پارسِه، پُرسِه
#تطهیر (پاککردن)چیزی هنگام خواندن نیایش، آداب پاکی و بی پلشتی = پادیاوه**(پاکی و بی پلشتی در دین زرتشت)
#رقاص #رقصنده = پاکوب
#شلوار = پایجامک، پیجامه، پیژامه، لباسخواب
#ابراهیم = پراهام، فراهیم***(نامی است پارسی که سپس به تازی ابراهیم یا ابراهام خوانده شد)
#عصا = دستوار
#محصول = دستیاب
#موفق = پیروز
#حوله #هوله = رومال
✍ پینوشت ادبسار:
* بهگمان، درستٍ این واژه «ایوار» یا «ایواره» است.
** بهگمان، درستِ این واژه «پادیاوی» است.
*** نام پسرانهی «پرهام» با ابراهیم همریشه است.
فرستنده: izadeh
🪁 @AdabSar
#رسم #سنت = کیش، آیین، روش
#عینک = آیینیک، آیینه، آبگینه، شیشه، چشمک
#سقا = آببَر، آبرتار
#وان_حمام = آبسنگ
#حوض = آبوَند
#موج = آبشوران(یکی از نامهای دریای کاسپی)
#موج_بلند = آبکوهه، کوهآب
#میراب = آبکار
#حریص #طماع = آز کامه
#زیرا = ارا
#ایران یا سرزمین ایر، آران، الان، آلانیا، آلبان، ایرلند = اران
#غروب خورشید، غروبگاه = آدواره*
#برق #الکتریسیته = آرتَجَک
#صورت_حساب_مالیاتی = بُنیچِه
#شجره_نامه = بُنزاد
#سندساز #جاعل = ترفندتراش، لافباز، دروغباف
#واریس = پاغُره
#مجلس_ختم = پارسِه، پُرسِه
#تطهیر (پاککردن)چیزی هنگام خواندن نیایش، آداب پاکی و بی پلشتی = پادیاوه**(پاکی و بی پلشتی در دین زرتشت)
#رقاص #رقصنده = پاکوب
#شلوار = پایجامک، پیجامه، پیژامه، لباسخواب
#ابراهیم = پراهام، فراهیم***(نامی است پارسی که سپس به تازی ابراهیم یا ابراهام خوانده شد)
#عصا = دستوار
#محصول = دستیاب
#موفق = پیروز
#حوله #هوله = رومال
✍ پینوشت ادبسار:
* بهگمان، درستٍ این واژه «ایوار» یا «ایواره» است.
** بهگمان، درستِ این واژه «پادیاوی» است.
*** نام پسرانهی «پرهام» با ابراهیم همریشه است.
فرستنده: izadeh
🪁 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻صُوَر= رخها، رخسارها، چهرهها، چهرگان
🔻صورت= چهره، چهر، رخ، رخسار، رخساره، روی، رو، بُندُخت، دیم(مازَنی)، گونه، سیما، نگار، نگاره، نِما، نَماد، اَبَر [در دانش انگارش(ریاضی)]
🔻صورتآرای= چهرآرای، نگارگر
🔻صورتآرایی= چهر نگاری
🔻صورتآفرین= چهرهساز، چهرهبند
🔻صورتاسامی= سیاهه
🔻صورت برداری= سیاهه برداری، پیکر برداری
🔻صورت برداشتن= سیاهه برداشتن
🔻صورت بستن= فرجام پذیرفتن، پنداشتن، شدن، نمودکردن، به نگر آمدن
🔻صورتبندی= نگاربندی، ردهبندی
🔻صورتپذیر= انجامشدنی، انجامپذیر، چهرهپذیر، شدنی
🔻صورتپذیرفتن= فرجام پذیرفتن، انجامپذیرفتن، چـِهرِنیدن، چهره بستن
🔻صورتجادو= جادونگاره(چهرههای درهم و برهم از جانوران که نکارگران میکشند)
🔻صورتجزء= ریزشُمار
🔻صورتجلسه= نشستنامه
🔻صورتجلسهکردن= پیشنویس کردن
🔻صورتحال= چگونگی، چونی
🔻صورتحساب= شماربرگ، سیاهه درآمدها، پرداختنامه
🔻صورت خارجی= نگارهی بیرونی[زبانزد فرزانی(اصطلاح فلسفی)]
🔻صورت ذهنی= نگارهی هوشیک(زبانزد فرزانی)
🔻صورتساز= چهرهنگار
🔻صورتسازی= واروننمایی(در دادوستد و بازار)، چهرهنگاری
🔻صورت فلکی= اختر
🔻صورتک= نگارک، تندیسَک
🔻صورتکاری= چهرهسازی، کندهکاری[کندن چهره یا نگاره بر سنگ و توپال(فلز)]
🔻صورتکده= نگارخانه، نگارکده، نگارستان
🔻صورتِ کسر= ابر بَرخِه، برخهشمار
🔻صورتکِش= نگارگر، چهرهساز
🔻صورتگر= نگارگر، چهرهپرداز
🔻صورتگری= چهرهپردازی
🔻صورتنگار= چهرهنگار
🔻صورت و ظاهر= رویه
🔻صورتی= سرخابی، سرخ روشن، رُخی، نِمایی
🔻صوَرِ علمیه= چهرههای دانسته
🔻صوَرِ مرئیه= چهرههای نمایان
🔻صُوَر فلکی= چهرگان سپهری، اختران
🔻صوری= ساختگی(جعلی)، رویهای، نِمایی
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#صور #صورت #صوری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻صُوَر= رخها، رخسارها، چهرهها، چهرگان
🔻صورت= چهره، چهر، رخ، رخسار، رخساره، روی، رو، بُندُخت، دیم(مازَنی)، گونه، سیما، نگار، نگاره، نِما، نَماد، اَبَر [در دانش انگارش(ریاضی)]
🔻صورتآرای= چهرآرای، نگارگر
🔻صورتآرایی= چهر نگاری
🔻صورتآفرین= چهرهساز، چهرهبند
🔻صورتاسامی= سیاهه
🔻صورت برداری= سیاهه برداری، پیکر برداری
🔻صورت برداشتن= سیاهه برداشتن
🔻صورت بستن= فرجام پذیرفتن، پنداشتن، شدن، نمودکردن، به نگر آمدن
🔻صورتبندی= نگاربندی، ردهبندی
🔻صورتپذیر= انجامشدنی، انجامپذیر، چهرهپذیر، شدنی
🔻صورتپذیرفتن= فرجام پذیرفتن، انجامپذیرفتن، چـِهرِنیدن، چهره بستن
🔻صورتجادو= جادونگاره(چهرههای درهم و برهم از جانوران که نکارگران میکشند)
🔻صورتجزء= ریزشُمار
🔻صورتجلسه= نشستنامه
🔻صورتجلسهکردن= پیشنویس کردن
🔻صورتحال= چگونگی، چونی
🔻صورتحساب= شماربرگ، سیاهه درآمدها، پرداختنامه
🔻صورت خارجی= نگارهی بیرونی[زبانزد فرزانی(اصطلاح فلسفی)]
🔻صورت ذهنی= نگارهی هوشیک(زبانزد فرزانی)
🔻صورتساز= چهرهنگار
🔻صورتسازی= واروننمایی(در دادوستد و بازار)، چهرهنگاری
🔻صورت فلکی= اختر
🔻صورتک= نگارک، تندیسَک
🔻صورتکاری= چهرهسازی، کندهکاری[کندن چهره یا نگاره بر سنگ و توپال(فلز)]
🔻صورتکده= نگارخانه، نگارکده، نگارستان
🔻صورتِ کسر= ابر بَرخِه، برخهشمار
🔻صورتکِش= نگارگر، چهرهساز
🔻صورتگر= نگارگر، چهرهپرداز
🔻صورتگری= چهرهپردازی
🔻صورتنگار= چهرهنگار
🔻صورت و ظاهر= رویه
🔻صورتی= سرخابی، سرخ روشن، رُخی، نِمایی
🔻صوَرِ علمیه= چهرههای دانسته
🔻صوَرِ مرئیه= چهرههای نمایان
🔻صُوَر فلکی= چهرگان سپهری، اختران
🔻صوری= ساختگی(جعلی)، رویهای، نِمایی
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#صور #صورت #صوری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸