روزنامهنگاران یکی از گروههای #اجتماعی درگیر این پدیده خودسانسوری هستند. این امر هم در نظامهای #دیکتاتوری و هم در ساختارهای #دموکراتیک عمل میکند. بهعنوان نمونه روزنامه نگاران مستقل در ایران از جمله به لحاظ #استبداد به میزان گستردهای دستخوش خودسانسوری هستند و یا در فرانسه دمکراتیک روزنامه نگاران در رسانههای خصوصی مانند نشریات و تلویزیون و یا در رسانههای دولتی به شکلهای گوناگون به خودسانسوری پرداخته و پیشاپیش قلم و زبان خود را از #شفافیت دور میکنند. به عنوان نمونه توجه به سیاست مسلط و منافع سهامدار رسانه خصوصی، حفظ منافع سیاسی یک شخصیت ویا گروه سیاسی، واکنشهای ناشی از #نقد_دین و یا قدرت سیاسی، تصمیم گیری در چهارچوب یک سلسله مراتب سازمانی از جمله عواملی هستند که روزنامه نگار را بسوی خودسانسوری میکشاند. خودسانسوری یک پدیده روحی، فرهنگی، روانشناختی فرد در جهت کنترل خویش و انطباق رفتاری با هنجارها و فضای مستولی در جامعه است. خودسانسوری عاملی برای پنهان کردن شخصیت خود و نفی #استقلال_فردی است.
در بستر این ذهنیت، نقش #زور و #قهر در تاریخ اسلام، به عنوان عامل اساسی در مشروعیت دادن در ذهن مردم باید نگریسته شود و این اعتقاد دینی به دنبال پیچیدگیهای تاریخی، امروز بمثابه "امری طبیعی ومشروع" جلوه میکند. حال دراین شرایط بسته و هولناک "مشروعیت یافته"، عملکرد آزادانه ذهنیت متمایل به #نقد و آزادی روحی و فکری آسان نیست. در این فضا، همه چیز پدیده مذهب جنبه تقدس به خود گرفته وگریز از آن، عبور از مشروعیت و حتّا جرم مهلک به شمار میآید. ذهنیت با کوهی از "قواعد ممنوعه" مواجه است که نادیده گرفتن آن "گناه و توهین" نابخشودنی تلقی گشته و به طرز شدید مورد قضاوت و محکومیت قرار خواهد گرفت.