عنابستانی: قتل اخیر در اهواز به کودک همسری ربطی نداشت.
👈 تمام تقصیرها را نمیتوان به گردن نقص قانون انداخت، در مورد خشونتهای شدید قانون کاملی داریم
علی اصغر عنابستانی نماینده سبزوار در مجلس:
🔺در زمینه خشونت علیه زنان به صورت عام، خوب است که لایحه دولت را بررسی کنیم و یک سری شرایط و ضوابط سختتری را برای خشونت علیه زنان قرار دهیم. ولی برای این نوع از خشونتها ما قانون مجازات اسلامی کاملی داریم و نقص قانونی نداریم. یعنی به روشنی جلوی این خشونتها در قانون گرفته شده است./انتخاب
پ.ن: چندسال قبل مدت کوتاهی در مناطق محروم سبزوار مربی بودم. تقریبا تمام شاگردانم قبل از13سالگی متاهل شده بودند.
خواستم بگم ایشان نماینده فرهنگی است که بلندگویش شده است.
@EveDaughters
👈 تمام تقصیرها را نمیتوان به گردن نقص قانون انداخت، در مورد خشونتهای شدید قانون کاملی داریم
علی اصغر عنابستانی نماینده سبزوار در مجلس:
🔺در زمینه خشونت علیه زنان به صورت عام، خوب است که لایحه دولت را بررسی کنیم و یک سری شرایط و ضوابط سختتری را برای خشونت علیه زنان قرار دهیم. ولی برای این نوع از خشونتها ما قانون مجازات اسلامی کاملی داریم و نقص قانونی نداریم. یعنی به روشنی جلوی این خشونتها در قانون گرفته شده است./انتخاب
پ.ن: چندسال قبل مدت کوتاهی در مناطق محروم سبزوار مربی بودم. تقریبا تمام شاگردانم قبل از13سالگی متاهل شده بودند.
خواستم بگم ایشان نماینده فرهنگی است که بلندگویش شده است.
@EveDaughters
عکس بالا موناحیدری در کنار پدر و عمویش در ترکیه اندکی پیش از بریده شدن سرش و گردانیده شدن آن در شهر.
برخی معتقدند باتوجه به سکوت ولی دم مونا، پدر از نقشه قتل دخترش مطلع بوده است.
عکس پایین هم بابک خرمدین است در کنار پدر و مادرش که چندسال بعد برای قتل و مثله کردن وی بعد از قتل دختر و دامادشان باهم همکاری داشتند.
پ.ن: مسئولین ذی ربط در قوه قضائیه صلاح دیدید بیدار شوید. نگذارید عدم مجازات متناسب با جرم بیش از این قربانی بگیرد. مملکت به خانه وحشت تبدیل شده است.
@EveDaughters
برخی معتقدند باتوجه به سکوت ولی دم مونا، پدر از نقشه قتل دخترش مطلع بوده است.
عکس پایین هم بابک خرمدین است در کنار پدر و مادرش که چندسال بعد برای قتل و مثله کردن وی بعد از قتل دختر و دامادشان باهم همکاری داشتند.
پ.ن: مسئولین ذی ربط در قوه قضائیه صلاح دیدید بیدار شوید. نگذارید عدم مجازات متناسب با جرم بیش از این قربانی بگیرد. مملکت به خانه وحشت تبدیل شده است.
@EveDaughters
پای غلیان احساس زنان که وسط میاد میشود دلیلی برای عدم امکان قضاوت و رهبری و...
آنوقت بروز خروش احساس مردانه ولو منتهی به سربریدن و گردانیدن در کوچه های شهر شود نامش میشود غیرت.
@EveDaughters
آنوقت بروز خروش احساس مردانه ولو منتهی به سربریدن و گردانیدن در کوچه های شهر شود نامش میشود غیرت.
@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطابق قوانین فردی که مرتکب هر قتل عمدی از جمله قتل ناموسی شود درصورت رضایت ولی دم از قصاص و پرداخت دیه معاف و به موجب ماده 612تعزیرات صرفا به 3تا10سال حبس محکوم میشود.
بنابراین مقنن باید درمورد قانون عدم امکان قصاص قاتل درصورت رضایت ولی دم در مورد قتلهای ناموسی تجدیدنظر کند.
@EveDaughters
بنابراین مقنن باید درمورد قانون عدم امکان قصاص قاتل درصورت رضایت ولی دم در مورد قتلهای ناموسی تجدیدنظر کند.
@EveDaughters
اولین بار که کلمه ولنتاین را شنیدم دانشجو بودم. یکی از بچهخوابگاهیهای اغلب گرسنه و بدخواب که صبح تا شب سرش را کرده توی کتابش که مبادا یک واحد بیفتد.
عطیه گفت مادرش برایشان هدیه ولنتاین میگیرد که مبادا از حسرت بادکنک و خرس و شکلات کیتکت بروند با هر بیسروپایی دوست بشوند.
ماها همه خرخوان بودیم. سیبیلوهای خرخوانی که خودمان را میکشتیم که عقب نیفتیم. برای من و امثال من دوستپسر گناه کبیره بود. چه برسد که ازش چیزهای قرمز هم هدیه بگیری. مثلا ماتیک قرمز. واه واه پسر چه کار دارد با لب آدم آنهم قرمز؟ دانشگاه آمدهایم برای این چیزها مگر؟
از دانشگاه مستقیم افتادیم توی زندگی یا دانشگاهی دیگر یا زبان و تافل و مهاجرت و به خودمان که آمدیم موهای سفید پیدا شد. نه بادکنکی سرخی گرفتیم و نه خرس قرمزی دادیم و نه پسری به لب ما و رنگش دخالت کرد. آنها که مزدوج شدند یکی دوتایی بچه دارند و آنها که مجردند پاک عطای این اداها را به لقایش بخشیدهاند بس که چشمشان ترسیده از هرچه رابطه و مرد و پسر و شوهر...
حالا اما آدم سرگیجه میگیرد از رنگ قرمز و شکلات و بسته و جعبه و اینها... خدا میداند که یک از هزار هم سرانجام ندارد. زمان ما دختر و پسری جفت میشوند اسمش نه رابطه بود نه رل زدن. میشد عشق. از این اداها هم نداشت. پر از ممنوعیت و پرهیز و حذر و شرم بود و خیلی وقتها هم آخرش به خیر نمیرسید.
ما دهه شصتیها مثل دهه چهل و پنجاهیها ترم اول و دوم دلمان میرفت اما نمیشد مثل آنها راحت ازدواج کنیم. به خودمان که آمدیم فقط پسری آدم ازدواج بود که با دوو و پراید کرهای و پژوی ۲۰۶ برود و بیاید. استخدام رسمی باشد. یا آنقدر درسخوانده و دود چراغ خورده که نفهمد موهای زنش بلوند است یا شرابی یا سیاه و اصلا اینها با هم چه فرقی دارند؟
حالا رل میزنند، خرس هر سال را کنار خرس پارسالی میگذارند و مثل ما نیستند که اگر وصلت رخ ندهد همه هدیهها را پس بفرستند و بر خودشان حرام کنند.
راستش حال زن و شوهرهایی که ولنتاینبازی را جدی گرفتهاند هیچ نمیفهمم. خدا میداند زیر سقف خانههای ایرانی چه روابط معیوب و مسمومی هست که اسمش شده ازدواج.
اینها را گفتم که باز برسم به حرف مادر عطیه. به خاطر بادکنک و کیتکت و خرس و رز قرمز با هر جک و جانوری رل نزنید. هر کدام که بیاید و برود یک جای زخم روی دلتان خواهد ماند. از من گفتن.../زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
عطیه گفت مادرش برایشان هدیه ولنتاین میگیرد که مبادا از حسرت بادکنک و خرس و شکلات کیتکت بروند با هر بیسروپایی دوست بشوند.
ماها همه خرخوان بودیم. سیبیلوهای خرخوانی که خودمان را میکشتیم که عقب نیفتیم. برای من و امثال من دوستپسر گناه کبیره بود. چه برسد که ازش چیزهای قرمز هم هدیه بگیری. مثلا ماتیک قرمز. واه واه پسر چه کار دارد با لب آدم آنهم قرمز؟ دانشگاه آمدهایم برای این چیزها مگر؟
از دانشگاه مستقیم افتادیم توی زندگی یا دانشگاهی دیگر یا زبان و تافل و مهاجرت و به خودمان که آمدیم موهای سفید پیدا شد. نه بادکنکی سرخی گرفتیم و نه خرس قرمزی دادیم و نه پسری به لب ما و رنگش دخالت کرد. آنها که مزدوج شدند یکی دوتایی بچه دارند و آنها که مجردند پاک عطای این اداها را به لقایش بخشیدهاند بس که چشمشان ترسیده از هرچه رابطه و مرد و پسر و شوهر...
حالا اما آدم سرگیجه میگیرد از رنگ قرمز و شکلات و بسته و جعبه و اینها... خدا میداند که یک از هزار هم سرانجام ندارد. زمان ما دختر و پسری جفت میشوند اسمش نه رابطه بود نه رل زدن. میشد عشق. از این اداها هم نداشت. پر از ممنوعیت و پرهیز و حذر و شرم بود و خیلی وقتها هم آخرش به خیر نمیرسید.
ما دهه شصتیها مثل دهه چهل و پنجاهیها ترم اول و دوم دلمان میرفت اما نمیشد مثل آنها راحت ازدواج کنیم. به خودمان که آمدیم فقط پسری آدم ازدواج بود که با دوو و پراید کرهای و پژوی ۲۰۶ برود و بیاید. استخدام رسمی باشد. یا آنقدر درسخوانده و دود چراغ خورده که نفهمد موهای زنش بلوند است یا شرابی یا سیاه و اصلا اینها با هم چه فرقی دارند؟
حالا رل میزنند، خرس هر سال را کنار خرس پارسالی میگذارند و مثل ما نیستند که اگر وصلت رخ ندهد همه هدیهها را پس بفرستند و بر خودشان حرام کنند.
راستش حال زن و شوهرهایی که ولنتاینبازی را جدی گرفتهاند هیچ نمیفهمم. خدا میداند زیر سقف خانههای ایرانی چه روابط معیوب و مسمومی هست که اسمش شده ازدواج.
اینها را گفتم که باز برسم به حرف مادر عطیه. به خاطر بادکنک و کیتکت و خرس و رز قرمز با هر جک و جانوری رل نزنید. هر کدام که بیاید و برود یک جای زخم روی دلتان خواهد ماند. از من گفتن.../زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن بودن کار مشکلیست
مجبوری مانند یک کدبانو رفتارکنی
همانند یک مرد کار کنی
شبیه یک دختر، جوان بنظر برسی
و مانند یک سالمند فکرکنی!
#سیمین_دانشور
@EveDaughters
مجبوری مانند یک کدبانو رفتارکنی
همانند یک مرد کار کنی
شبیه یک دختر، جوان بنظر برسی
و مانند یک سالمند فکرکنی!
#سیمین_دانشور
@EveDaughters
Forwarded from دختران حوا (Sobh)
چرا هرچی از تبلیغات همدم سایت تبیان آدم میبینه از جنس مونثشان برای ویترین جذب عضو استفاده میکنند؟!
جنس مذکر خوب ندارند یا اینکه؟!!!
درضمن چرا طراح پوسترها اینقدر دخترها را آماده و منتظر ازدواج فرض میکند؟!!!
یکم از اون انرژی کج سلیقه ات را برای کسب رضایت جنس مونث خرج کن.
نمیخواد توپ عدم پذیرش مسئولیت ازدواج را کلا بندازید زمین دخترها!!
یکم نتیجه پژوهشهای میدانی را قبل از هنرنمایی هاتون مطالعه کنید.
@EveDaughters
جنس مذکر خوب ندارند یا اینکه؟!!!
درضمن چرا طراح پوسترها اینقدر دخترها را آماده و منتظر ازدواج فرض میکند؟!!!
یکم از اون انرژی کج سلیقه ات را برای کسب رضایت جنس مونث خرج کن.
نمیخواد توپ عدم پذیرش مسئولیت ازدواج را کلا بندازید زمین دخترها!!
یکم نتیجه پژوهشهای میدانی را قبل از هنرنمایی هاتون مطالعه کنید.
@EveDaughters
فتوای «حق زحمت و تلاش» درباره زنان شاغل چیست؟چرا شیخ الازهر خواستار احیای آن شده است
🔹دعوت شیخ الازهر به لزوم احیای فتوای موسوم به «حق الکد والسعاية»(حق زحمت و تلاش) جهت حفظ حقوق زنان شاغلی که برای گسترش ثروت همسرشان تلاش می کنند، واکنش های متعددی در محافل مختلف مصر به همراه داشته است.
🔹به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، براساس این فتوای قدیمی که شیخ احمد الطیب خواستار احیای آن شده، در صورت فوت مرد، نیمی از اموالش که در به دست آوردن آن سهیم بوده است، مستقیما به همسرش اختصاص می یابد و بقیه آن نیز براساس سهم الارث تقسیم می شود و دلیل چنین موضوعی هم مشارکت و تلاش او در به دست آوردن این ثروت است.
https://fa.shafaqna.com/?p=1320378
جزئیات 👆👆👆
@EveDaughters
🔹دعوت شیخ الازهر به لزوم احیای فتوای موسوم به «حق الکد والسعاية»(حق زحمت و تلاش) جهت حفظ حقوق زنان شاغلی که برای گسترش ثروت همسرشان تلاش می کنند، واکنش های متعددی در محافل مختلف مصر به همراه داشته است.
🔹به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، براساس این فتوای قدیمی که شیخ احمد الطیب خواستار احیای آن شده، در صورت فوت مرد، نیمی از اموالش که در به دست آوردن آن سهیم بوده است، مستقیما به همسرش اختصاص می یابد و بقیه آن نیز براساس سهم الارث تقسیم می شود و دلیل چنین موضوعی هم مشارکت و تلاش او در به دست آوردن این ثروت است.
https://fa.shafaqna.com/?p=1320378
جزئیات 👆👆👆
@EveDaughters
انتشار کلیپ اظهارنظر شخصی و کوتاه یک فیلمنامهنویس غیرمشهور در یک نشست حاشیهای جشنواره فجر دربارهی روابط زن و مرد واکنشهای تندی در پی داشته. با وجود عذرخواهی گوینده و بیانیهی دبیرخانه جشنواره، یک منبری مشهور و رسانهای (مسعود عالی) در سخنرانی حرم حضرت معصومه که به طور زنده از سیما پخش میشد به مسئولان ارشاد تشر میزند که چرا توی دهان آن خانم نزدهاند. همزمان چندین امام جمعه در اصفهان و قم و کرج و اهواز و شهرهای دیگر، در خطبههای امروز از به دردآمدن دل مؤمنین به خاطر سخنان مذکور و ضرورت برخورد شدید گفتهاند. جالبتر از همه دبیرکل مجمع شیعهشناسی نامهی بلندبالایی به مسئولان ارشاد نوشته و از باب نهی از منکر به این سخنان و رفتارهای هنرمندان سینما اعتراض کرده است.
همهی اینها در حالی است که چند روز از انتشار یک فایل صوتی گویای فساد کلان در مناصب ردهبالای سیاسی و نظامی کشور میگذرد، اما یک روحانی، منبری، امام جمعه و دیگر فعالان مذهبی را نمیتوانید بیابید که این غارت شرمآور او را به یاد فریضهی نهی از منکر انداخته باشد و نگران پامالشدن خون شهدا شده باشد و دلش از دستدرازی و خیانت در اموال عمومی کشور اعتراض به درد آمده باشد و نامهی مطالبهگرانه نوشته باشد.
*
بعدها که کسانی در موضوع بررسی روند سکولارشدن جامعهی ایرانی و تدوین تاریخ انحطاط دین در ایران و ریزش گستردهی سرمایهی اجتماعی تشیع و نهادهای دینی خواهند نوشت، حتما فصلی را به این حساسیت فوقالعادهی قشر مذهبی در مسائل زنان و حجاب و کرختی و بیحسی آنها در مفاسد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اختصاص خواهند داد. و بعید نیست از خطابههای امروز و البته سخنرانی دیروز به عنوان شاهد یاد کنند.
✍ محسنحسام مظاهری
@mohsenhesam
@EveDaughters
همهی اینها در حالی است که چند روز از انتشار یک فایل صوتی گویای فساد کلان در مناصب ردهبالای سیاسی و نظامی کشور میگذرد، اما یک روحانی، منبری، امام جمعه و دیگر فعالان مذهبی را نمیتوانید بیابید که این غارت شرمآور او را به یاد فریضهی نهی از منکر انداخته باشد و نگران پامالشدن خون شهدا شده باشد و دلش از دستدرازی و خیانت در اموال عمومی کشور اعتراض به درد آمده باشد و نامهی مطالبهگرانه نوشته باشد.
*
بعدها که کسانی در موضوع بررسی روند سکولارشدن جامعهی ایرانی و تدوین تاریخ انحطاط دین در ایران و ریزش گستردهی سرمایهی اجتماعی تشیع و نهادهای دینی خواهند نوشت، حتما فصلی را به این حساسیت فوقالعادهی قشر مذهبی در مسائل زنان و حجاب و کرختی و بیحسی آنها در مفاسد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اختصاص خواهند داد. و بعید نیست از خطابههای امروز و البته سخنرانی دیروز به عنوان شاهد یاد کنند.
✍ محسنحسام مظاهری
@mohsenhesam
@EveDaughters
برخی از مادران به دلیل نیاز مالی، موی دختران خود را میفروشند
یک خریدار مو:
🔹حدود ۸۰ درصد این موها به کشورهای اروپایی صادر میشود و بخش خیلی کمی از آن در داخل کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
🔹موها بر اساس وزن و اندازه قیمت گذاری میشوند؛ ما موها را به صورت کیلویی خریداری میکنیم و قیمت هر یک کیلو مو حدود ۶۰۰ هزار تومان است، اگر بر اساس اندازه باشد موی بالای ۵۰ سانت را میخریم و قیمت آن از یک میلیون تومان شروع میشود و حداکثر قیمت ۱۰ میلیون تومان است
🔹اکثرا کسانی که برای فروش موهای خود به مراکز ما مراجعه میکنند نیاز مالی دارند و مادرانی هستند که از روی اجبار و با کراهت این کار را انجام میدهند و موهای دختران خود را میفروشند./ایسنا
@EveDaughters
یک خریدار مو:
🔹حدود ۸۰ درصد این موها به کشورهای اروپایی صادر میشود و بخش خیلی کمی از آن در داخل کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
🔹موها بر اساس وزن و اندازه قیمت گذاری میشوند؛ ما موها را به صورت کیلویی خریداری میکنیم و قیمت هر یک کیلو مو حدود ۶۰۰ هزار تومان است، اگر بر اساس اندازه باشد موی بالای ۵۰ سانت را میخریم و قیمت آن از یک میلیون تومان شروع میشود و حداکثر قیمت ۱۰ میلیون تومان است
🔹اکثرا کسانی که برای فروش موهای خود به مراکز ما مراجعه میکنند نیاز مالی دارند و مادرانی هستند که از روی اجبار و با کراهت این کار را انجام میدهند و موهای دختران خود را میفروشند./ایسنا
@EveDaughters
دو زن دیگر قربانی قتل های ناموسی شدند
🔺شامگاه جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰، یک زن جوان اهل کرمانشاه با هویت فاطمه صامتی توسط همسرش به وسیله چاقو و تبر به قتل رسیده است.
🔺همچنین روز گذشته یک زن جوان اهل روستای زردلان از توابع بخش هلیلان استان ایلام با هویت طاهره شفیعی، ۲۲ ساله، توسط پدر شوهر خود به قتل رسیده است.
🔺در هفتههای گذشته نیز قتل تکاندهنده مونا حیدری، دختر ۱۷ ساله اهوازی توسط همسر و برادرشوهرش و چرخاندن و نمایشدادن سر بریده او در سطح شهر توسط قاتل، واکنشهای زیادی را برانگیخته بود/اخبار منتخب
پ.ن: قتل ناموسی با تبر و داس دیگه برای ملت عادی شده...
لطفا سر مقتول را شهربه شهر بچرخانید تا دوسه روزی واکنش اجتماعی داشته باشیم.
ائمه جمعه هم که یکبار اشاره ای به این حجم وحشیگری عادی سازی شده نمی کنند. چه اتفاقی باید بیفتد که دوسه جمله شکایت و نقد قوانین صدقه دهید؟!
@EveDaughters
🔺شامگاه جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰، یک زن جوان اهل کرمانشاه با هویت فاطمه صامتی توسط همسرش به وسیله چاقو و تبر به قتل رسیده است.
🔺همچنین روز گذشته یک زن جوان اهل روستای زردلان از توابع بخش هلیلان استان ایلام با هویت طاهره شفیعی، ۲۲ ساله، توسط پدر شوهر خود به قتل رسیده است.
🔺در هفتههای گذشته نیز قتل تکاندهنده مونا حیدری، دختر ۱۷ ساله اهوازی توسط همسر و برادرشوهرش و چرخاندن و نمایشدادن سر بریده او در سطح شهر توسط قاتل، واکنشهای زیادی را برانگیخته بود/اخبار منتخب
پ.ن: قتل ناموسی با تبر و داس دیگه برای ملت عادی شده...
لطفا سر مقتول را شهربه شهر بچرخانید تا دوسه روزی واکنش اجتماعی داشته باشیم.
ائمه جمعه هم که یکبار اشاره ای به این حجم وحشیگری عادی سازی شده نمی کنند. چه اتفاقی باید بیفتد که دوسه جمله شکایت و نقد قوانین صدقه دهید؟!
@EveDaughters
🧨 مشتی صغیر مصلحت عام میکنند
به نقل از کانال اخبارفوری، ٣٨ نماینده به رئیس جمهور و هیات دولت تذکر دادند:
🔹️ضرورت رسیدگی به وضعیت نامطلوب حجاب و عفاف در کشور.
حدود یکساعت قبل هم که طرح صیانتشان از فضای مجازی با18رای موافق در کمتر از نیم ساعت تصویب شد.
📌آقایون لطفا بین این وزنه های سنگینی که میزنید یک نفسی هم بکشید.
به آبروی خودتان رحم نمیکنید به حق حیات ملت فکر کنید.
@EveDaughters
به نقل از کانال اخبارفوری، ٣٨ نماینده به رئیس جمهور و هیات دولت تذکر دادند:
🔹️ضرورت رسیدگی به وضعیت نامطلوب حجاب و عفاف در کشور.
حدود یکساعت قبل هم که طرح صیانتشان از فضای مجازی با18رای موافق در کمتر از نیم ساعت تصویب شد.
📌آقایون لطفا بین این وزنه های سنگینی که میزنید یک نفسی هم بکشید.
به آبروی خودتان رحم نمیکنید به حق حیات ملت فکر کنید.
@EveDaughters
ازدواجها در صدر اسلام نه ثبت میشد نه خطبۀ عقد داشت
امیر ترکاشوند ۱۴۰۰/۱۲/۳
@baznegari
اگر قرآن را مطالعه کنیم و اگر روایات بیشمار را مرور کنیم و نیز اگر تاریخ صدر اسلام را ورق بزنیم در این صورت به نتایجی در باره چگونگی انعقاد ازدواجها و آغاز زندگیهای مشترک میرسیم که با تصورات شرعی ما تفاوت دارد؛ از جمله:
یک- ثبت نشدن. اینک ما در ایران ازدواجها را در محضرها (دفاتر رسمی ثبت ازدواج) ثبت میکنیم و چون عاقد نیز همان دفتردار و محضری است بدین ترتیب عاقد با خواندن وکالتیِ صیغۀ عقد شرعی و نیز ثبت مشخصات طرفین، به آن پیوند هم شرعیت میبخشد و هم آن را قانونی و رسمی میکند اما باید دانست که ازدواج مسلمانان و مؤمنان در صدر اسلام ثبت نمیشد (هرچند ثبت ترجیح داشته و دارد)
دو- الفاظ خاص و استانداردی برای انعقاد ازدواج وجود نداشت: چنانکه اشاره شد اینک ازدواجها با خواندن متنهایی استاندارد از سوی هر یک از طرفین (و یا وکالتی از سوی عاقد) شکل شرعی به خود میگیرد. در این متنها که به صیغۀ عقد (خطبۀ عقد) معروفند ابتدا زن عبارتی را به عنوان ایجاب میخواند و سپس مرد عبارتی را در قبول گفتۀ زن بر زبان میآورد. صیغۀ عقد دو سه شکل با اندک اختلافی در الفاظ ولی با محتوایی واحد دارد که با هر یک خوانده شود کفایت میکند به این صورت: زن: زوّجتُک (یا: أنکحتک) نفسی علی الصداق (یا: المهر) المعلوم ؛ مرد: قبلتُ التزویج (یا: النکاح) و معنایش این است که زن میگوید خودم را به ازدواج تو درآوردم با فلان مهر، و مرد پاسخ میدهد این ازدواج را پذیرفتم. نیز اگر طرفین قادر به زبان عربی نباشند باید ترجمۀ دقیقِ "همان متنِ استاندارد"، هنگام انتقال به زبان مادری حفظ شود (ضمن اینکه برخی فقها بر تلفظ همان متن عربی اصرار دارند).
با اینهمه تأکید و پافشاری بر آن متنها (که تصور توقیفی و تعبدی بودن را تداعی میکند) اما در ازدواجهای صدر اسلام خبری از وجود قالبهای مشخص و متنهای خاص و استاندارد نبود و به عبارت دیگر پیوندها و زندگیهای مشترک بدون اینکه آن عبارات خاص خوانده شود شکل میگرفت.
لطیف و خواندنی:
خطبۀ عقد تمام زوجهایی که به قصد زندگی مشترک زیر یک سقف قرار میگیرند را خود خدا میخواند و به ثبت میرساند: عن أبیعبدالله قال: ما من مؤمنین یجتمعان بنكاح حلال حتى ینادی مناد من السماء ان الله قد زوج فلانا فلانة ...(مرسی خدا) و همچنین است طلاق را
سه- انعقاد ازدواج و تشکیل زندگی، حاصل جلسۀ گفتگو و توافق بود و نه نیازمندِ خواندن الفاظی خاص: ازدواج و تشکیل زندگی در صدر اسلام معمولا به این صورت بود که: در گام اول مردی به ازدواج با زنی علاقهمند میشد و سپس در گام دوم (معمولا همراه خانواده) نزد آن زن میرفت تا موافقت او را اخذ کند؛ در آن جلسه، مرد (یا معمولا پدرش از سوی او) پس از مقدمات، ابتدا استحبابا به حمد و ثنای الهی میپرداخت و سپس درخواست خود برای ازدواج را اعلام میکرد و اگر زن، خودش (یا اولیاءش از طرف او) قبول میکرد (: گام سوم) همین توافق طرفینی در آن جلسۀ رسمی، حکم انعقاد ازدواج میان آن دو را داشت تا در روزهای بعد، زیر یک سقف روند و زندگی را آغاز کنند. در واقع آنچه در میان ما ایرانیان به مراسم "بله برون" معروف است انعقاد رسمی عقد و پیوند به حساب میآمد و نیازی به حضور عاقد و خواندن متنی مشخص (خطبۀ عقد) و ثبت در محضر و دفتر نبود
چهار- ایجاب و قبول معکوس بود: برخلاف صیغههای عقد کنونی که ابتدا زن (یا نیابتاً عاقد) الفاظی در پیشنهاد ازدواج مطرح میکند و سپس مرد (یا نیابتاً عاقد) با آن پیشنهاد موافقت میکند، اما در صدر اسلام ابتدا مرد پیشنهاد ازدواج میداد (هر چند نه در قالب الفاظی استاندارد و توقیفی بلکه با استفاده از کلماتی که مقصود را برساند) و سپس زن با آن پیشنهاد موافقت میکرد. گفتنی است اگر زنان ایرانی از معنای فارسی و از تقدم و تأخرِ مرد و زن در الفاظ صیغۀ عقد اطلاع میداشتند و عاقدی هم حضور نمیداشت بعید بود که اکثرشان تن به خواندن آن خطبه (یعنی پیشنهاد ازدواج به مرد) میدادند.
پنج- اصراری بر داشتن شهود عقد نداشت: برخلاف سایر مذاهب فقهی و برخلاف تصوری که داریم اما در فقه امامیه و مطابق برخی روایات، با اینکه وجود شاهد، ترجیح دارد اما امری واجب برای انعقاد عقد و تشکیل زندگی نبود و نیست
شش- گفتنی است تنها روایتی که تا حدود زیادی به خطبه عقدهای کنونی شباهت دارد عبارت حضرت خدیجه به حضرت محمد (ص) است که البته از مهریه صرفنظر کرد: عن أبیعبدالله قال: لما أراد رسولالله أن يتزوج خديجة بنت خويلد أقبل أبوطالب ثم ذكر خطبته ... فقالت خديجة: قد زوجتك يا محمد نفسی والمهر علی فی مالی
آنچه در این یادداشت آوردم صرفاً گزارش بود (و هدفش کاستن از حساسیتها)؛ و درصدد ترجیح آدابِ آن دوره (و مثلا حذف دفاتر ثبت ازدواج) نبودم
T.me/baznegari/778
@EveDaughters
.
امیر ترکاشوند ۱۴۰۰/۱۲/۳
@baznegari
اگر قرآن را مطالعه کنیم و اگر روایات بیشمار را مرور کنیم و نیز اگر تاریخ صدر اسلام را ورق بزنیم در این صورت به نتایجی در باره چگونگی انعقاد ازدواجها و آغاز زندگیهای مشترک میرسیم که با تصورات شرعی ما تفاوت دارد؛ از جمله:
یک- ثبت نشدن. اینک ما در ایران ازدواجها را در محضرها (دفاتر رسمی ثبت ازدواج) ثبت میکنیم و چون عاقد نیز همان دفتردار و محضری است بدین ترتیب عاقد با خواندن وکالتیِ صیغۀ عقد شرعی و نیز ثبت مشخصات طرفین، به آن پیوند هم شرعیت میبخشد و هم آن را قانونی و رسمی میکند اما باید دانست که ازدواج مسلمانان و مؤمنان در صدر اسلام ثبت نمیشد (هرچند ثبت ترجیح داشته و دارد)
دو- الفاظ خاص و استانداردی برای انعقاد ازدواج وجود نداشت: چنانکه اشاره شد اینک ازدواجها با خواندن متنهایی استاندارد از سوی هر یک از طرفین (و یا وکالتی از سوی عاقد) شکل شرعی به خود میگیرد. در این متنها که به صیغۀ عقد (خطبۀ عقد) معروفند ابتدا زن عبارتی را به عنوان ایجاب میخواند و سپس مرد عبارتی را در قبول گفتۀ زن بر زبان میآورد. صیغۀ عقد دو سه شکل با اندک اختلافی در الفاظ ولی با محتوایی واحد دارد که با هر یک خوانده شود کفایت میکند به این صورت: زن: زوّجتُک (یا: أنکحتک) نفسی علی الصداق (یا: المهر) المعلوم ؛ مرد: قبلتُ التزویج (یا: النکاح) و معنایش این است که زن میگوید خودم را به ازدواج تو درآوردم با فلان مهر، و مرد پاسخ میدهد این ازدواج را پذیرفتم. نیز اگر طرفین قادر به زبان عربی نباشند باید ترجمۀ دقیقِ "همان متنِ استاندارد"، هنگام انتقال به زبان مادری حفظ شود (ضمن اینکه برخی فقها بر تلفظ همان متن عربی اصرار دارند).
با اینهمه تأکید و پافشاری بر آن متنها (که تصور توقیفی و تعبدی بودن را تداعی میکند) اما در ازدواجهای صدر اسلام خبری از وجود قالبهای مشخص و متنهای خاص و استاندارد نبود و به عبارت دیگر پیوندها و زندگیهای مشترک بدون اینکه آن عبارات خاص خوانده شود شکل میگرفت.
لطیف و خواندنی:
خطبۀ عقد تمام زوجهایی که به قصد زندگی مشترک زیر یک سقف قرار میگیرند را خود خدا میخواند و به ثبت میرساند: عن أبیعبدالله قال: ما من مؤمنین یجتمعان بنكاح حلال حتى ینادی مناد من السماء ان الله قد زوج فلانا فلانة ...(مرسی خدا) و همچنین است طلاق را
سه- انعقاد ازدواج و تشکیل زندگی، حاصل جلسۀ گفتگو و توافق بود و نه نیازمندِ خواندن الفاظی خاص: ازدواج و تشکیل زندگی در صدر اسلام معمولا به این صورت بود که: در گام اول مردی به ازدواج با زنی علاقهمند میشد و سپس در گام دوم (معمولا همراه خانواده) نزد آن زن میرفت تا موافقت او را اخذ کند؛ در آن جلسه، مرد (یا معمولا پدرش از سوی او) پس از مقدمات، ابتدا استحبابا به حمد و ثنای الهی میپرداخت و سپس درخواست خود برای ازدواج را اعلام میکرد و اگر زن، خودش (یا اولیاءش از طرف او) قبول میکرد (: گام سوم) همین توافق طرفینی در آن جلسۀ رسمی، حکم انعقاد ازدواج میان آن دو را داشت تا در روزهای بعد، زیر یک سقف روند و زندگی را آغاز کنند. در واقع آنچه در میان ما ایرانیان به مراسم "بله برون" معروف است انعقاد رسمی عقد و پیوند به حساب میآمد و نیازی به حضور عاقد و خواندن متنی مشخص (خطبۀ عقد) و ثبت در محضر و دفتر نبود
چهار- ایجاب و قبول معکوس بود: برخلاف صیغههای عقد کنونی که ابتدا زن (یا نیابتاً عاقد) الفاظی در پیشنهاد ازدواج مطرح میکند و سپس مرد (یا نیابتاً عاقد) با آن پیشنهاد موافقت میکند، اما در صدر اسلام ابتدا مرد پیشنهاد ازدواج میداد (هر چند نه در قالب الفاظی استاندارد و توقیفی بلکه با استفاده از کلماتی که مقصود را برساند) و سپس زن با آن پیشنهاد موافقت میکرد. گفتنی است اگر زنان ایرانی از معنای فارسی و از تقدم و تأخرِ مرد و زن در الفاظ صیغۀ عقد اطلاع میداشتند و عاقدی هم حضور نمیداشت بعید بود که اکثرشان تن به خواندن آن خطبه (یعنی پیشنهاد ازدواج به مرد) میدادند.
پنج- اصراری بر داشتن شهود عقد نداشت: برخلاف سایر مذاهب فقهی و برخلاف تصوری که داریم اما در فقه امامیه و مطابق برخی روایات، با اینکه وجود شاهد، ترجیح دارد اما امری واجب برای انعقاد عقد و تشکیل زندگی نبود و نیست
شش- گفتنی است تنها روایتی که تا حدود زیادی به خطبه عقدهای کنونی شباهت دارد عبارت حضرت خدیجه به حضرت محمد (ص) است که البته از مهریه صرفنظر کرد: عن أبیعبدالله قال: لما أراد رسولالله أن يتزوج خديجة بنت خويلد أقبل أبوطالب ثم ذكر خطبته ... فقالت خديجة: قد زوجتك يا محمد نفسی والمهر علی فی مالی
آنچه در این یادداشت آوردم صرفاً گزارش بود (و هدفش کاستن از حساسیتها)؛ و درصدد ترجیح آدابِ آن دوره (و مثلا حذف دفاتر ثبت ازدواج) نبودم
T.me/baznegari/778
@EveDaughters
.
Telegram
کانال بازنگری
ازدواجها در صدر اسلام نه ثبت میشد نه خطبۀ عقد داشت
امیر ترکاشوند ۱۴۰۰/۱۲/۳
@baznegari
اگر قرآن را مطالعه کنیم و اگر روایات بیشمار را مرور کنیم و نیز اگر تاریخ صدر اسلام را ورق بزنیم در این صورت به نتایجی در باره چگونگی انعقاد ازدواجها و آغاز زندگیهای…
امیر ترکاشوند ۱۴۰۰/۱۲/۳
@baznegari
اگر قرآن را مطالعه کنیم و اگر روایات بیشمار را مرور کنیم و نیز اگر تاریخ صدر اسلام را ورق بزنیم در این صورت به نتایجی در باره چگونگی انعقاد ازدواجها و آغاز زندگیهای…
در گفتگو در خصوص بسیاری از مشکلات و نابرابریهایی که زنان متحمل میشوند، اولین نکتهای که به چشم میآید اشاره افراد به مقصر بودن زنان است: «از ماست که بر ماست» «ما از همجنس خودمون بیشتر ضربه میخوریم» «قبول کنید تقصیر خود ما زنهاست» «زنان علیه زنان» «مشکل ما خود زنان هستن»
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
مثلا وقتی میگوییم: «مردان باید در امر فرزندپروری مشارکت کنند» میگویند: «تقصیر مادران مردان است که آنها را درست تربیت نکردهاند! تقصیر زنان است که پسرها را درست تربیت نمیکنند» شاگردان خوب نظام تبعیض جنسیتی که آموختهایم بار مسئولیت و تقصیر را بر دوش زنان بگذاریم. در همین مثال فراموش کردهایم پدر، مدرسه، رسانه و جامعه در پرورش فرزند پسری که در بچهداری مشارکت نمیکند چقدر نقش دارند. ما شاگردان ممتاز این سیستم هستیم و سریع به دیوار کوتاه زنان چنگ میاندازیم.
ذیل همین بحث فرد دیگری میگوید: «شوهر من خیلی خوب است، پوشک بچه عوض میکند اما زنان فامیل سرزنشش میکنند، تقصیر خود ما زنهاست» همانطور که میبینید اگر مردی مشارکت کند خوبی از خودش است و نه تربیت مادر و باز تقصیر زنان خانواده است. بیایید خودمان را جای آن زنها بگذاریم. زنانی که همسرانشان مشارکت نمیکنند. زنانی که آموزش دیدهاند خانهداری و بچهداری امتیازشان است. به آنها گفته شده هرقدر بیشتر بشورند و بسابند و هر قدر قورمهسبزیشان بیشتر روغن بیندازد و هر قدر مثل پروانه دور سر شوهرشان بچرخند خوشبختترند. این زنها یا به حال شما غبطه میخورند یا ایمان دارند مسیر خوشبختی همان است که به آنها گفته شده. این زنان برای تابآوری، برای کمتر هزینه دادن و کمتر کتک خوردن از نظام مردسالار، اوامرش را اجرا میکنند، نه مقصر، بلکه قربانی هستند. حالا به جای سرزنش نظامی که به مردمان آموزش میدهد کارهای «مهم» سهم آنهاست و بچه و پوشک و چهاردیواری خانه سهم زن، سریع میرویم سراغ دیوار کوتاه زنان.
گاهی فکر میکنم اینکه گاهی زنان، زنان را مقصر میدانند، به این دلیل است که در ناخوداگاه دوست دارند باور کنند این تبعیضها ساختارمند نیست، بلکه تقصیر خودمان است و با تغییر و اصلاح خودمان همه چیز حل میشود. امید واهی و کوچک دیدن مشکل برای تحملپذیر کردنش.
تقصیر نظام تبعیض جنسیتیست نه زنان. مقصرانگاشتن زنان برای تربیت مردان بد، همان مردسالاریست. زنان علیه زنان، ما از همجنسان خودمان میکشیم، تقصیر خودمان است، همان مردسالاریست./زن امروزی
#سمانه_سوادی
@EveDaughters
همیشه بہ دخترها یاد می دهیم
دوست داشتنی و خوب باشند
در یڬ ڪلام خودشان نباشند
قلابی باشند. !!!!!
ما دنیایی پر از #زن هایی داریم کہ
قادر نیستند نفس عمیق بڪشند
چون برای مدت طولانی شرطی شده اند تا قالب هایی بہ خود بگیرند تا دوست داشتنی تر باشند./زن امروزی
📕مانیفیست یک فمنیست
#چیماماندا_انگوزی_آدیشی
@EveDaughters
دوست داشتنی و خوب باشند
در یڬ ڪلام خودشان نباشند
قلابی باشند. !!!!!
ما دنیایی پر از #زن هایی داریم کہ
قادر نیستند نفس عمیق بڪشند
چون برای مدت طولانی شرطی شده اند تا قالب هایی بہ خود بگیرند تا دوست داشتنی تر باشند./زن امروزی
📕مانیفیست یک فمنیست
#چیماماندا_انگوزی_آدیشی
@EveDaughters
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مونا فرزند شهیدفائزه منصوری و عبدالحمیدریگی(قاتل همسر) از تجربه کودک همسری خود با شاهین صمدپور گفتگو میکند.
@EveDaughters
@EveDaughters