📌 زن قوی بودن افسانه نیست
بلد شوید که هم زن باشید و هم قوی.
همه #زنان قوی مستقل هستند. معنای مستقل تنهایی و تجرد نیست. استقلال یعنی در حوزه توانمندسازی خود متکی به نفس و پیشرونده باشید. برای اینکه مستقل باشید نیاز نیست ظاهرتان را شبیه مردان کنید، لازم نیست از لوازم ارایش و لباسهای رنگی و عطر و زیبایی روگردان شوید. مستقل بودن و قوی شدن مساوی مردانگی نیست.
بیشتر کتاب بخوانید. یک زبان بیاموزید. هنرهایتان را ارتقا بدهید. فرقی ندارد چه باشد. از موسیقی و مجسمهسازی گرفته تا پخت کیک و حلوای خانگی. تمام پساندازتان را صرف عملهای زیبایی نکنید. کمتر بخوابید. انتظار نداشته باشید اگر تا لنگ ظهر خوابید و منتظرید کسی تامینتان کند آنهم بابت اینکه خوشگل و سکسی هستید، کسی شما را زنی قوی بداند. پرخوری نکنید. تا جایی که از توانتان بر میآید امور شخصیتان را گردن بگیرید. برای هر کاری به دیگران متوسل نشوید. استفاده از اپلیکیشنها و سایتهای ارائه خدمات غیرحضوری را بیاموزید. راحتطلب نباشید. پسانداز داشته باشید و مصرفگراییتان را کنترل کنید. به خاطر خدا کمتر وقت را به پاساژگردی و رفتن به ارایشگاه بگذرانید.
برای مستقل شدن منتظر اجازه کسی نباشید. به جای عروسی پرخرج و بریز و بپاش احمقانه، با همسر آیندهتان درباره کار و تحصیل و استقلال مالی و اجتماعیتان توافق کنید.
وقتی بعد از ده سال خوردن و خوابیدن صرف، یکی دو بار زاییدن (هر زایمان به شرط مادر تماموقت بودن نهایتا سه سال زمان میبرد)، حالا به فکر جدایی افتادهاید، آنهم وقتی ریالی پسانداز ندارید و حتی بلد نیستید ترشی بیاندازید و رب بپزید که خرجتان را دربیاورید، از دست احدی کاری برایتان ساخته نیست.
به دخترانتان یاد بدهید تمام اوقاتی را که در کافهها چشم خمار میکنند و قهوه مینوشند و با پسر جوانی که روبرویشان نشسته نظر بازی میکنند و زیر میز پاهایشان را میمالند به هم یا توی ماشین در کوچه بنبست خلوت، مشق بوسیدن و چشیدن میکنند، حدود و ثغور استقلال و هویت اجتماعیشان را هم معلوم کنند تا بعدش نشوند زنی که هیچ کاری بلد نیست، هیچ هنری ندارد و ریالی هم توی حسابش نیست، فقط به خاطر اینکه زن کسی شده که هر روز توی سرش کوبیده تا بیشتر در زمین فرو برود و او هم گفته چشم و اسمش شده عشق...
بخاطر خدا چیزها را با هم اشتباه نگیرید.
#الهام_فلاح
@EveDaughters
بلد شوید که هم زن باشید و هم قوی.
همه #زنان قوی مستقل هستند. معنای مستقل تنهایی و تجرد نیست. استقلال یعنی در حوزه توانمندسازی خود متکی به نفس و پیشرونده باشید. برای اینکه مستقل باشید نیاز نیست ظاهرتان را شبیه مردان کنید، لازم نیست از لوازم ارایش و لباسهای رنگی و عطر و زیبایی روگردان شوید. مستقل بودن و قوی شدن مساوی مردانگی نیست.
بیشتر کتاب بخوانید. یک زبان بیاموزید. هنرهایتان را ارتقا بدهید. فرقی ندارد چه باشد. از موسیقی و مجسمهسازی گرفته تا پخت کیک و حلوای خانگی. تمام پساندازتان را صرف عملهای زیبایی نکنید. کمتر بخوابید. انتظار نداشته باشید اگر تا لنگ ظهر خوابید و منتظرید کسی تامینتان کند آنهم بابت اینکه خوشگل و سکسی هستید، کسی شما را زنی قوی بداند. پرخوری نکنید. تا جایی که از توانتان بر میآید امور شخصیتان را گردن بگیرید. برای هر کاری به دیگران متوسل نشوید. استفاده از اپلیکیشنها و سایتهای ارائه خدمات غیرحضوری را بیاموزید. راحتطلب نباشید. پسانداز داشته باشید و مصرفگراییتان را کنترل کنید. به خاطر خدا کمتر وقت را به پاساژگردی و رفتن به ارایشگاه بگذرانید.
برای مستقل شدن منتظر اجازه کسی نباشید. به جای عروسی پرخرج و بریز و بپاش احمقانه، با همسر آیندهتان درباره کار و تحصیل و استقلال مالی و اجتماعیتان توافق کنید.
وقتی بعد از ده سال خوردن و خوابیدن صرف، یکی دو بار زاییدن (هر زایمان به شرط مادر تماموقت بودن نهایتا سه سال زمان میبرد)، حالا به فکر جدایی افتادهاید، آنهم وقتی ریالی پسانداز ندارید و حتی بلد نیستید ترشی بیاندازید و رب بپزید که خرجتان را دربیاورید، از دست احدی کاری برایتان ساخته نیست.
به دخترانتان یاد بدهید تمام اوقاتی را که در کافهها چشم خمار میکنند و قهوه مینوشند و با پسر جوانی که روبرویشان نشسته نظر بازی میکنند و زیر میز پاهایشان را میمالند به هم یا توی ماشین در کوچه بنبست خلوت، مشق بوسیدن و چشیدن میکنند، حدود و ثغور استقلال و هویت اجتماعیشان را هم معلوم کنند تا بعدش نشوند زنی که هیچ کاری بلد نیست، هیچ هنری ندارد و ریالی هم توی حسابش نیست، فقط به خاطر اینکه زن کسی شده که هر روز توی سرش کوبیده تا بیشتر در زمین فرو برود و او هم گفته چشم و اسمش شده عشق...
بخاطر خدا چیزها را با هم اشتباه نگیرید.
#الهام_فلاح
@EveDaughters
فرهنگ کلامی ما بی رحمیهایی در باب زنان دارد که اتفاقا بیش از همه مورد استفاده زنان علیه یکدیگر است.
یکی از بارزترین خشونتهای زنان علیه زنان، بعد از طلاق یک زن قابل رویت است.
بگذارید برایتان مثالی بزنم:
در فرهنگ پدر و مادر من اینطور است که اگر برای دختری با دست خالی به خواستگاری بیایند، بریز و بپاش نکنند، طلای گران نخرند ودر مجلس خواستگاری روی خوش به دختر نشان ندهند، یک جمله در توصیف نگونبختی چنین دختری کافیست:
" انگار آمده بودند زن مطلقه برای پسرشان بگیرند..."
کلمه مطلقه به قدری بار سنگین و خشونتآمیز کلامی را بر دوش زنی که از ازدواج خود بیرون آمده میگذارد که حتی اگر خدای ناکرده فکر ازدواج مجدد به سرش زد باید پیه همهجور تحقیر و نادیده شدن را به تنش بمالد.
اصلا وقتی برای عروسی دختری ساز و دهل و شام و ضیافت نباشد میگویند فلانی را در خفا بردند خانه بخت، عین زن مطلقه.
زنان بعد از جدایی هم مترتب بالاترین میزان سوگ در هرم مازلو (سوگ همسر) هستند و هم ممکن است جیبشان خالی باشد و هم با چنگ و دندان چپیده باشند به بچههایشان که از گزند دورشان نگاه دارند. با این زنان مهربان باشیم. اینها از خیلی از کسانی که هر تحقیر و توهینی را میخورند و میمانند تنها از ترس اینکه غذای چرب و لباس ابریشمشان را از دست بدهند، شریفتر و انسانتر و قدرتمندتر هستند.
عوض اینکه به پسرانمان بگوییم حق ازدواج با زن جدا شده را ندارد چون او به خودش یک مرد دیده و مگر قحط دختر آمده و تمام فکرمان دستنخوردگی دختران باشد، یادشان بدهیم خوشبختی و عشق و لذت عمر در اینها نیست.
آرامش به اینها نیست.
زنی که یک بار شکست خورده لایق زندگی و پیروزی است. یاد بدهیم زنان غذا نیستند که مصرف شوند و یا دستخورده که شد باید بریزی به زباله یا بدهی سگخور شود./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
یکی از بارزترین خشونتهای زنان علیه زنان، بعد از طلاق یک زن قابل رویت است.
بگذارید برایتان مثالی بزنم:
در فرهنگ پدر و مادر من اینطور است که اگر برای دختری با دست خالی به خواستگاری بیایند، بریز و بپاش نکنند، طلای گران نخرند ودر مجلس خواستگاری روی خوش به دختر نشان ندهند، یک جمله در توصیف نگونبختی چنین دختری کافیست:
" انگار آمده بودند زن مطلقه برای پسرشان بگیرند..."
کلمه مطلقه به قدری بار سنگین و خشونتآمیز کلامی را بر دوش زنی که از ازدواج خود بیرون آمده میگذارد که حتی اگر خدای ناکرده فکر ازدواج مجدد به سرش زد باید پیه همهجور تحقیر و نادیده شدن را به تنش بمالد.
اصلا وقتی برای عروسی دختری ساز و دهل و شام و ضیافت نباشد میگویند فلانی را در خفا بردند خانه بخت، عین زن مطلقه.
زنان بعد از جدایی هم مترتب بالاترین میزان سوگ در هرم مازلو (سوگ همسر) هستند و هم ممکن است جیبشان خالی باشد و هم با چنگ و دندان چپیده باشند به بچههایشان که از گزند دورشان نگاه دارند. با این زنان مهربان باشیم. اینها از خیلی از کسانی که هر تحقیر و توهینی را میخورند و میمانند تنها از ترس اینکه غذای چرب و لباس ابریشمشان را از دست بدهند، شریفتر و انسانتر و قدرتمندتر هستند.
عوض اینکه به پسرانمان بگوییم حق ازدواج با زن جدا شده را ندارد چون او به خودش یک مرد دیده و مگر قحط دختر آمده و تمام فکرمان دستنخوردگی دختران باشد، یادشان بدهیم خوشبختی و عشق و لذت عمر در اینها نیست.
آرامش به اینها نیست.
زنی که یک بار شکست خورده لایق زندگی و پیروزی است. یاد بدهیم زنان غذا نیستند که مصرف شوند و یا دستخورده که شد باید بریزی به زباله یا بدهی سگخور شود./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
از مصادیق بارز خشونت زنان علیه زنان را میتوان در بسیاری از مطبهای متخصصین زنان و زایمان یافت. زنانی که بواسطه مواجهه با خصوصیترین بخش آناتومی زنانه به خود اجازه دخالت، ابراز نظر و تعیین تکلیف که هیچ، حتی ارزشگذاری و تحقیر و تایید هم میدهند.
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد اگر دختری ازدواج نکرده اما باکره نیست.
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا زنی نمیخواهد بچه بیاورد یا میخواهد شش تا بچه بیاورد. (مگر با سلامت زن ارتباط معنادار داشته باشد)
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا کسی به جراحیهای زیبایی ژنیتال تن نمیدهد.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد زنی را بابت اضافه وزن تحقیر کند.
▪️︎به متخصص زنان ربطی ندارد چرا یک زن متاهل از آخرین رابطهاش سه سال گذشته.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد زنی را برای اینکه زیر بار ویزیت سونوگراف مرد نمیرود تحقیر کند.
▪️︎به متخصص زنان ربطی ندارد که به دختری بگوید دارد پیر میشود و چرا هنوز باکره مانده و ازدواج نمیکند.
▪️︎به متخصص زنان ربط ندارد که به تازهمادر بابت شیر ندادن به نوزادش عذاب وجدان بدهد.
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا دختری پیش از عروسی از نامزد خود باردار شده.
▪️︎به متخصص زنان ارتباط ندارد که مشکلات عاطفی و زناشویی بیمار را تحلیل و گناهکار تعیین کند.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد با زنی برخورد زشت و پرخاشگرانه داشته باشد چون در آستانه یائسگی باردار شده.
▪️︎ متخصص زنان حق ندارد زنی را بابت سرد مزاجی تحقیر کند و او را گناهکار بداند. و ...
قرار گرفتن روی آن تخت معاینه متخصصین زنان و زایمان برای هر زنی معذبکننده، همراه با درد و شرم و انواع احساسات ناخوشآیند است. کاش پزشکان متخصص زنان بدانند که بر طبق سوگند خود تنها موظف به درمان درد بیمار و رفع دلایل درد هستند و نه چیز دیگر.
🔘با احترام به تمام پزشکان دلسوز و وظیفهشناس و حرفهای./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد اگر دختری ازدواج نکرده اما باکره نیست.
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا زنی نمیخواهد بچه بیاورد یا میخواهد شش تا بچه بیاورد. (مگر با سلامت زن ارتباط معنادار داشته باشد)
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا کسی به جراحیهای زیبایی ژنیتال تن نمیدهد.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد زنی را بابت اضافه وزن تحقیر کند.
▪️︎به متخصص زنان ربطی ندارد چرا یک زن متاهل از آخرین رابطهاش سه سال گذشته.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد زنی را برای اینکه زیر بار ویزیت سونوگراف مرد نمیرود تحقیر کند.
▪️︎به متخصص زنان ربطی ندارد که به دختری بگوید دارد پیر میشود و چرا هنوز باکره مانده و ازدواج نمیکند.
▪️︎به متخصص زنان ربط ندارد که به تازهمادر بابت شیر ندادن به نوزادش عذاب وجدان بدهد.
▪️︎به متخصص زنان ارتباطی ندارد چرا دختری پیش از عروسی از نامزد خود باردار شده.
▪️︎به متخصص زنان ارتباط ندارد که مشکلات عاطفی و زناشویی بیمار را تحلیل و گناهکار تعیین کند.
▪️︎متخصص زنان حق ندارد با زنی برخورد زشت و پرخاشگرانه داشته باشد چون در آستانه یائسگی باردار شده.
▪️︎ متخصص زنان حق ندارد زنی را بابت سرد مزاجی تحقیر کند و او را گناهکار بداند. و ...
قرار گرفتن روی آن تخت معاینه متخصصین زنان و زایمان برای هر زنی معذبکننده، همراه با درد و شرم و انواع احساسات ناخوشآیند است. کاش پزشکان متخصص زنان بدانند که بر طبق سوگند خود تنها موظف به درمان درد بیمار و رفع دلایل درد هستند و نه چیز دیگر.
🔘با احترام به تمام پزشکان دلسوز و وظیفهشناس و حرفهای./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
این زخم سرخ مادر شدن، این ترکهای کج و معوج، این تن که دیگر شناختنی نیست در قیاس با آنچه که سال گذشته بود، این هورمونهای لعنتی، اکسیتوسین و شیر گرم و چسبناک...
زنان زیادی را دیدهام که بعد این نقشه پر خط و راه به راه بر شکم، دیگر آنچنان محبوب شوهر نبودهاند که پیش از این. مادرانی را دیدهام که بابت این ترکها و این سرخراه تا ابد ماندنی نتوانستهاند محبوب دلی شوند. زنان زیادی را دیدهام که برای همین خطها تندترین و مخربترین انتقادات جنسی را حین رابطه یا بعد آن به جان خریدهاند.
من زنان زیادی را دیدهام که از هراس مواجهه با نگاه مردی به تن مادرانهشان، از ازدواج مجدد و رابطه جدید امتناع کردهاند.
هیچ زنی بیآنکه بهایی بپردازد مادر نمیشود. هیچ زنی بی آنکه سر تن و اندام و زیباییاش معامله کند حظ در آغوش گرفتن نوزادی را نمیچشد.
هیچ زنی از این خطهای محوناشدنی، از آن اسکار سرخ سزارین که دکتر اگر کمی بیسلیقه و عجول و بزن دررو هم بوده باشد، هیچجوره آباد و سر به صلاح نمیشود، خوشش نمیآید. اما همه زنان پول هنگفت جراحیهای زیبایی را ندارند. همهشان پوست خوشقلقی که به کرم و لیزر و اینها جواب مثبت بدهد ندارند. همه زنان سلامت و طاقت اتاق جراحی و پیکرتراشی را ندارند. همه زنان وقت و فراغت ور رفتن با تن و بدن خود را ندارند.
زنان را نه از تن که از روحشان بخواهیم. زنان را از شخصیت و آگاهی و منش و دانششان بخواهیم. زنان را به گناه مادر بودنی که به شکم و سینه و حتی سوی چشم و موی سر اثر میکند، ننوازیم.
فکر کنیم اگر مردی در ازای پدر شدن قرار بود با شکم پرمویش این خطهای بینظم و نظام و آن جوشخوردگی به قدر کله یک نوزاد سه کیلویی را داشت، چه صحنهای میساخت؟/زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
این زخم سرخ مادر شدن، این ترکهای کج و معوج، این تن که دیگر شناختنی نیست در قیاس با آنچه که سال گذشته بود، این هورمونهای لعنتی، اکسیتوسین و شیر گرم و چسبناک...
زنان زیادی را دیدهام که بعد این نقشه پر خط و راه به راه بر شکم، دیگر آنچنان محبوب شوهر نبودهاند که پیش از این. مادرانی را دیدهام که بابت این ترکها و این سرخراه تا ابد ماندنی نتوانستهاند محبوب دلی شوند. زنان زیادی را دیدهام که برای همین خطها تندترین و مخربترین انتقادات جنسی را حین رابطه یا بعد آن به جان خریدهاند.
من زنان زیادی را دیدهام که از هراس مواجهه با نگاه مردی به تن مادرانهشان، از ازدواج مجدد و رابطه جدید امتناع کردهاند.
هیچ زنی بیآنکه بهایی بپردازد مادر نمیشود. هیچ زنی بی آنکه سر تن و اندام و زیباییاش معامله کند حظ در آغوش گرفتن نوزادی را نمیچشد.
هیچ زنی از این خطهای محوناشدنی، از آن اسکار سرخ سزارین که دکتر اگر کمی بیسلیقه و عجول و بزن دررو هم بوده باشد، هیچجوره آباد و سر به صلاح نمیشود، خوشش نمیآید. اما همه زنان پول هنگفت جراحیهای زیبایی را ندارند. همهشان پوست خوشقلقی که به کرم و لیزر و اینها جواب مثبت بدهد ندارند. همه زنان سلامت و طاقت اتاق جراحی و پیکرتراشی را ندارند. همه زنان وقت و فراغت ور رفتن با تن و بدن خود را ندارند.
زنان را نه از تن که از روحشان بخواهیم. زنان را از شخصیت و آگاهی و منش و دانششان بخواهیم. زنان را به گناه مادر بودنی که به شکم و سینه و حتی سوی چشم و موی سر اثر میکند، ننوازیم.
فکر کنیم اگر مردی در ازای پدر شدن قرار بود با شکم پرمویش این خطهای بینظم و نظام و آن جوشخوردگی به قدر کله یک نوزاد سه کیلویی را داشت، چه صحنهای میساخت؟/زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
دختران حوا
#مهدی_توتونچی هستند مجری شبکه ورزش. همسرش #نیلوفر_اردلان را که کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان بود ممنوع الخروج کرد و حق حضور در مسابقات آسیایی را ازش گرفت. اکنون اما خواهان بدرقه هرچه باشکوه تر بانوان فوتبالیست است چرا که باور دارد بانوان همیشه تاریخ ساز بوده…
برای امثال تو
🖊 باید از خجالت آب شوید و در زمین فرو بروید اگر امشب و فردا گل میخرید برای زنی، یا چند چکپول در پاکت کنار دستش میگذارید وقتی...
•حاضر نشدید حق طلاق بدهید.
• زنی را ممنوعالخروج کردید.
• حضانت بچهای خردسال را از مادر گرفتید.
• مانع تحصیل و اشتغال زنی شدید.
• بچهها را وجهالمصالحه کردید و زنی را که دلش با شما نیست در خانهتان پابند کردید.
• برای پوشش و روابط دوستانه زنی تعیین تکلیف کردید.
• به موکلتان گفتید دخترت را بکش، چون قصاص نخواهی شد.
• به دختر درسخوانده و دارای جایگاه اجتماعی مناسب و استقلال، صرفا چون شوهر ندارد اجازه زندگی جداگانه را نمیدهید.
• تلویحا یا مستقیم به زنی حالی کردهاید کمعقل و نادان است فقط چون زن است.
• موقع رانندگی، زنان راننده را مورد آزار و اذیت قرار دادهاید.
• در اماکن عمومی برای زنی مزاحمت ایجاد کردهاید.
• وقتی در تاکسی زنی کنار دستتان نشسته، تا منتهاالیه ممکن خودتان را عریض میکنید تا پایتان با پای او مماس شود.
• زنی را طلاق دادهاید بی آنکه ریالی از زندگی با شما سهم ببرد و یا حتی بتواند کودکانش را داشته باشد.
• اسم داروهایی که همسرتان مصرف میکند را نمیدانید.
• در خانه دوربین و دستگاه شنود میگذارید.
• هرگز نپرسیدید چرا حالش بد است یا گریه میکند.
و...
هرکدام اینها رو مرتکب شدید، و یا صدها رفتار دیگه که دلیلی نداره جز جنسیت یک زن و تفکر آلوده مردسالارانه، لطف کنید و به شعور زنان زندگیتون احترام بگذارید. با پولتون یکی دو کیلو موز کیلویی شصت هزار تومانی بخرید و بخورید تا مبادا از این زنزن کردنهای آبکی در این یک روز سال، شکمروش نگیرید./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
🖊 باید از خجالت آب شوید و در زمین فرو بروید اگر امشب و فردا گل میخرید برای زنی، یا چند چکپول در پاکت کنار دستش میگذارید وقتی...
•حاضر نشدید حق طلاق بدهید.
• زنی را ممنوعالخروج کردید.
• حضانت بچهای خردسال را از مادر گرفتید.
• مانع تحصیل و اشتغال زنی شدید.
• بچهها را وجهالمصالحه کردید و زنی را که دلش با شما نیست در خانهتان پابند کردید.
• برای پوشش و روابط دوستانه زنی تعیین تکلیف کردید.
• به موکلتان گفتید دخترت را بکش، چون قصاص نخواهی شد.
• به دختر درسخوانده و دارای جایگاه اجتماعی مناسب و استقلال، صرفا چون شوهر ندارد اجازه زندگی جداگانه را نمیدهید.
• تلویحا یا مستقیم به زنی حالی کردهاید کمعقل و نادان است فقط چون زن است.
• موقع رانندگی، زنان راننده را مورد آزار و اذیت قرار دادهاید.
• در اماکن عمومی برای زنی مزاحمت ایجاد کردهاید.
• وقتی در تاکسی زنی کنار دستتان نشسته، تا منتهاالیه ممکن خودتان را عریض میکنید تا پایتان با پای او مماس شود.
• زنی را طلاق دادهاید بی آنکه ریالی از زندگی با شما سهم ببرد و یا حتی بتواند کودکانش را داشته باشد.
• اسم داروهایی که همسرتان مصرف میکند را نمیدانید.
• در خانه دوربین و دستگاه شنود میگذارید.
• هرگز نپرسیدید چرا حالش بد است یا گریه میکند.
و...
هرکدام اینها رو مرتکب شدید، و یا صدها رفتار دیگه که دلیلی نداره جز جنسیت یک زن و تفکر آلوده مردسالارانه، لطف کنید و به شعور زنان زندگیتون احترام بگذارید. با پولتون یکی دو کیلو موز کیلویی شصت هزار تومانی بخرید و بخورید تا مبادا از این زنزن کردنهای آبکی در این یک روز سال، شکمروش نگیرید./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
📌 سندروم دختر خوب
دختر باید خانوم باشه.دختر خوب رو حرف مامان و باباش حرف نمیزنه. دختر خوب بلند نمیخنده. دختر خوب فحش نمیده. دختر خوب به وسایل داداشش دست نمیزنه. دختر خوب صداشو همسایهها نمیشنون. دختر خوب نصفهشب برنمیگرده خونه. دختر خوب دعوا راه نمیندازه. دختر خوب مهربونه. دختر خوب صبوره. دختر خوب مادرِ پدرشه. دختر خوب گریهکن سر قبر بابا و مامانشه. دختر خوب باید کمالات داشته باشه. دختر خوب زود قهر نمیکنه. دختر خوب احترام بزرگترشو زیر پا نمیذاره. دختر خوب به بابا و مامانش میگه چشم. دختر خوب به هر بهانهای طلاق نمیخواد. دختر خوب شوهرشو درک میکنه. دختر خوب باید آب رو آتیش زندگیش باشه. دختر خوب بسازه....
بخوام بنویسم باید تا فردا بنویسم از انبوه مزخرفاتی که به اسم دختر خوب بودن توی کله ما کردن. ماها یاد گرفتیم باید تا میشه خوب باشیم. نه نگیم. قهر نکنیم. برای خورمون حد و مرز نداشته باشیم. حریممون عمومیه. ما باید اول شوهر و بچهها رو در نظر بگیریم و آخرش خودمونو. ما باید ببخشیم. باید کوتاه بیایم. باید فرصت دوباره بدیم. باید آبروی شوهرمون و پدرمون و برادرمون رو حفظ کنیم. ما باید خوددار باشیم. بساز. قانع... چرا؟ چون اگه اینطور نباشیم طرد میشیم و زنها از تنهایی میترسن. چون تنهایی خطرناکه. گرسنگی و بیپناهی داره. تجاوز و تعدی داره. چون تنهایی مساویه با خواستنی نبودن. چون تنهایی خط بطلان میکشه رو تمام ابعاد زندگی یه دختر. برای همین اگه با نامه پزشکی قانونی بری دادگاه و شوهرت تعهد بده دیگه نمیزنه باید برگردی خونه. برای همینه که اگر مورد دستدرازی قرار گرفتی باید ساکت باشی و با آبروی خانواده بازی نکنی. برای همینه که اگه شوهرت عقیمه باید بگی بچه نمیخوایم. برای همینه که اگه از مردی نفرت هم داشته باشی باید تو جمع قربونش بری.
بورلی انگل با بیرحمی توی کتاب #سندروم_دختر_خوب علایم و نمونههایی از این سندروم مخرب رو به ما نشون میده که تازه بعدش میفهمیم ما خودمون هم عمری گرفتارش بودیم اما فکر کردیم از خانومی ماست. و به همین راحتی دهنمون صاف شده. پدرمون در اومده و خیلیامون در میانسالی تازه میبینیم عمر و جوونیمون رفت و هیچی نفهمیدیم جز صبوری، خانمی، قناعت و کنار گذاشتن خودمون. این کتاب رو که خوندم فهمیدم من مبتلا به این سندروم هستم. اونم از نوع شدید چون مامانم مبتلاست از نوع شدید و مامانبزرگم از اون شدیدتر. این کتاب رو به شدت به مادرها پیشنهاد میکنم. اگه خودمون مبتلا هستیم اون رو به بچههامون منتقل نکنیم. جلوی تکرار فاجعه رو بگیریم./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
دختر باید خانوم باشه.دختر خوب رو حرف مامان و باباش حرف نمیزنه. دختر خوب بلند نمیخنده. دختر خوب فحش نمیده. دختر خوب به وسایل داداشش دست نمیزنه. دختر خوب صداشو همسایهها نمیشنون. دختر خوب نصفهشب برنمیگرده خونه. دختر خوب دعوا راه نمیندازه. دختر خوب مهربونه. دختر خوب صبوره. دختر خوب مادرِ پدرشه. دختر خوب گریهکن سر قبر بابا و مامانشه. دختر خوب باید کمالات داشته باشه. دختر خوب زود قهر نمیکنه. دختر خوب احترام بزرگترشو زیر پا نمیذاره. دختر خوب به بابا و مامانش میگه چشم. دختر خوب به هر بهانهای طلاق نمیخواد. دختر خوب شوهرشو درک میکنه. دختر خوب باید آب رو آتیش زندگیش باشه. دختر خوب بسازه....
بخوام بنویسم باید تا فردا بنویسم از انبوه مزخرفاتی که به اسم دختر خوب بودن توی کله ما کردن. ماها یاد گرفتیم باید تا میشه خوب باشیم. نه نگیم. قهر نکنیم. برای خورمون حد و مرز نداشته باشیم. حریممون عمومیه. ما باید اول شوهر و بچهها رو در نظر بگیریم و آخرش خودمونو. ما باید ببخشیم. باید کوتاه بیایم. باید فرصت دوباره بدیم. باید آبروی شوهرمون و پدرمون و برادرمون رو حفظ کنیم. ما باید خوددار باشیم. بساز. قانع... چرا؟ چون اگه اینطور نباشیم طرد میشیم و زنها از تنهایی میترسن. چون تنهایی خطرناکه. گرسنگی و بیپناهی داره. تجاوز و تعدی داره. چون تنهایی مساویه با خواستنی نبودن. چون تنهایی خط بطلان میکشه رو تمام ابعاد زندگی یه دختر. برای همین اگه با نامه پزشکی قانونی بری دادگاه و شوهرت تعهد بده دیگه نمیزنه باید برگردی خونه. برای همینه که اگر مورد دستدرازی قرار گرفتی باید ساکت باشی و با آبروی خانواده بازی نکنی. برای همینه که اگه شوهرت عقیمه باید بگی بچه نمیخوایم. برای همینه که اگه از مردی نفرت هم داشته باشی باید تو جمع قربونش بری.
بورلی انگل با بیرحمی توی کتاب #سندروم_دختر_خوب علایم و نمونههایی از این سندروم مخرب رو به ما نشون میده که تازه بعدش میفهمیم ما خودمون هم عمری گرفتارش بودیم اما فکر کردیم از خانومی ماست. و به همین راحتی دهنمون صاف شده. پدرمون در اومده و خیلیامون در میانسالی تازه میبینیم عمر و جوونیمون رفت و هیچی نفهمیدیم جز صبوری، خانمی، قناعت و کنار گذاشتن خودمون. این کتاب رو که خوندم فهمیدم من مبتلا به این سندروم هستم. اونم از نوع شدید چون مامانم مبتلاست از نوع شدید و مامانبزرگم از اون شدیدتر. این کتاب رو به شدت به مادرها پیشنهاد میکنم. اگه خودمون مبتلا هستیم اون رو به بچههامون منتقل نکنیم. جلوی تکرار فاجعه رو بگیریم./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
سعید میگوید #رنج_خانگی بدترین نوع رنج است. چون از صبح تا شب و از شب تا صبح هی تکرار میشود. قدرنشناسی، متلک گفتن، تیکه انداختن، دریغ کردن نوازش، تمسخر، خشونت کلامی، تحقیر، نادیده گرفتن و خیلی چیزهای اینجور، همه رنج خانگی هستند. من خیال میکنم رنج خانگی از جنگ، تحریم و قحطی و سیل و زلزله حتی بدتر است. حتی از سوختن در هواپیمایی که خیلی مشکوک #سقوط میکند. چرایش هم این است که کسی برای دل مرده تو، بر تن مرده تو که هم زنده است، هم میخورد و فضولات پس میدهد، برای روح خسته و مچاله و پربغض تو نه تسلیت میفرستد، نه عزای عمومی میشود و نه گروههای مردمی و کمکهای بشردوستانه و هلال احمر به دادت میرسند. حتی نمیتوانی بلند بلند گریه کنی یا جیغ بزنی. فکرش هم ترسناک است مگر نه؟ آن سال لابلای شلوغیهای آبان و قیمت بنزین و هیاهوی شبکههای آنور آبی، تصویب شد که داشتن #حق_طلاق زوجه، لزوما به معنای این نیست که میتواند از زندگی مشترک خارج شود. بلکه مرد باید حتما در جلسات مشاوره شرکت کند. شرط حضور #مرد در جلسات مشاوره به این معناست که اگر مرد سر لج و ناجنسی نیاید و نخواهد شرکت کند حق طلاق #زن به درد نوشتن روی یخ میخورد. یعنی باز هم مرد باید بیاید. باید باشد و بخواهد و اگر خواست او نبود -به هر دلیلی- زن باید بماند و بماند و بماند و ... من وقتهای زیادی به زنهایی فکر میکنم که مونالیزای زبالهدانی زندگی شدند. به زنهایی که هیچکس سیاهشان را نپوشید و
به خودش زحمت نداد در بینی و چشمهایشان پنبه بگذارد که آب و خون راه نگیرد و جای خوابشان را خیس نکند. گیرم که عوض خانه قبر روی لحاف و تشک جهازشان سر بر زمین بگذارند. مرده مرده است. فرقش مگر چیست؟ همه مردهها بیصدا و بیحق و بینقش و بیتاثیرند. همهشان.
سعید میگوید باید برای چای خوب دمکشیده هم #قدرشناس بود./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
سعید میگوید #رنج_خانگی بدترین نوع رنج است. چون از صبح تا شب و از شب تا صبح هی تکرار میشود. قدرنشناسی، متلک گفتن، تیکه انداختن، دریغ کردن نوازش، تمسخر، خشونت کلامی، تحقیر، نادیده گرفتن و خیلی چیزهای اینجور، همه رنج خانگی هستند. من خیال میکنم رنج خانگی از جنگ، تحریم و قحطی و سیل و زلزله حتی بدتر است. حتی از سوختن در هواپیمایی که خیلی مشکوک #سقوط میکند. چرایش هم این است که کسی برای دل مرده تو، بر تن مرده تو که هم زنده است، هم میخورد و فضولات پس میدهد، برای روح خسته و مچاله و پربغض تو نه تسلیت میفرستد، نه عزای عمومی میشود و نه گروههای مردمی و کمکهای بشردوستانه و هلال احمر به دادت میرسند. حتی نمیتوانی بلند بلند گریه کنی یا جیغ بزنی. فکرش هم ترسناک است مگر نه؟ آن سال لابلای شلوغیهای آبان و قیمت بنزین و هیاهوی شبکههای آنور آبی، تصویب شد که داشتن #حق_طلاق زوجه، لزوما به معنای این نیست که میتواند از زندگی مشترک خارج شود. بلکه مرد باید حتما در جلسات مشاوره شرکت کند. شرط حضور #مرد در جلسات مشاوره به این معناست که اگر مرد سر لج و ناجنسی نیاید و نخواهد شرکت کند حق طلاق #زن به درد نوشتن روی یخ میخورد. یعنی باز هم مرد باید بیاید. باید باشد و بخواهد و اگر خواست او نبود -به هر دلیلی- زن باید بماند و بماند و بماند و ... من وقتهای زیادی به زنهایی فکر میکنم که مونالیزای زبالهدانی زندگی شدند. به زنهایی که هیچکس سیاهشان را نپوشید و
به خودش زحمت نداد در بینی و چشمهایشان پنبه بگذارد که آب و خون راه نگیرد و جای خوابشان را خیس نکند. گیرم که عوض خانه قبر روی لحاف و تشک جهازشان سر بر زمین بگذارند. مرده مرده است. فرقش مگر چیست؟ همه مردهها بیصدا و بیحق و بینقش و بیتاثیرند. همهشان.
سعید میگوید باید برای چای خوب دمکشیده هم #قدرشناس بود./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
اولین بار که کلمه ولنتاین را شنیدم دانشجو بودم. یکی از بچهخوابگاهیهای اغلب گرسنه و بدخواب که صبح تا شب سرش را کرده توی کتابش که مبادا یک واحد بیفتد.
عطیه گفت مادرش برایشان هدیه ولنتاین میگیرد که مبادا از حسرت بادکنک و خرس و شکلات کیتکت بروند با هر بیسروپایی دوست بشوند.
ماها همه خرخوان بودیم. سیبیلوهای خرخوانی که خودمان را میکشتیم که عقب نیفتیم. برای من و امثال من دوستپسر گناه کبیره بود. چه برسد که ازش چیزهای قرمز هم هدیه بگیری. مثلا ماتیک قرمز. واه واه پسر چه کار دارد با لب آدم آنهم قرمز؟ دانشگاه آمدهایم برای این چیزها مگر؟
از دانشگاه مستقیم افتادیم توی زندگی یا دانشگاهی دیگر یا زبان و تافل و مهاجرت و به خودمان که آمدیم موهای سفید پیدا شد. نه بادکنکی سرخی گرفتیم و نه خرس قرمزی دادیم و نه پسری به لب ما و رنگش دخالت کرد. آنها که مزدوج شدند یکی دوتایی بچه دارند و آنها که مجردند پاک عطای این اداها را به لقایش بخشیدهاند بس که چشمشان ترسیده از هرچه رابطه و مرد و پسر و شوهر...
حالا اما آدم سرگیجه میگیرد از رنگ قرمز و شکلات و بسته و جعبه و اینها... خدا میداند که یک از هزار هم سرانجام ندارد. زمان ما دختر و پسری جفت میشوند اسمش نه رابطه بود نه رل زدن. میشد عشق. از این اداها هم نداشت. پر از ممنوعیت و پرهیز و حذر و شرم بود و خیلی وقتها هم آخرش به خیر نمیرسید.
ما دهه شصتیها مثل دهه چهل و پنجاهیها ترم اول و دوم دلمان میرفت اما نمیشد مثل آنها راحت ازدواج کنیم. به خودمان که آمدیم فقط پسری آدم ازدواج بود که با دوو و پراید کرهای و پژوی ۲۰۶ برود و بیاید. استخدام رسمی باشد. یا آنقدر درسخوانده و دود چراغ خورده که نفهمد موهای زنش بلوند است یا شرابی یا سیاه و اصلا اینها با هم چه فرقی دارند؟
حالا رل میزنند، خرس هر سال را کنار خرس پارسالی میگذارند و مثل ما نیستند که اگر وصلت رخ ندهد همه هدیهها را پس بفرستند و بر خودشان حرام کنند.
راستش حال زن و شوهرهایی که ولنتاینبازی را جدی گرفتهاند هیچ نمیفهمم. خدا میداند زیر سقف خانههای ایرانی چه روابط معیوب و مسمومی هست که اسمش شده ازدواج.
اینها را گفتم که باز برسم به حرف مادر عطیه. به خاطر بادکنک و کیتکت و خرس و رز قرمز با هر جک و جانوری رل نزنید. هر کدام که بیاید و برود یک جای زخم روی دلتان خواهد ماند. از من گفتن.../زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
عطیه گفت مادرش برایشان هدیه ولنتاین میگیرد که مبادا از حسرت بادکنک و خرس و شکلات کیتکت بروند با هر بیسروپایی دوست بشوند.
ماها همه خرخوان بودیم. سیبیلوهای خرخوانی که خودمان را میکشتیم که عقب نیفتیم. برای من و امثال من دوستپسر گناه کبیره بود. چه برسد که ازش چیزهای قرمز هم هدیه بگیری. مثلا ماتیک قرمز. واه واه پسر چه کار دارد با لب آدم آنهم قرمز؟ دانشگاه آمدهایم برای این چیزها مگر؟
از دانشگاه مستقیم افتادیم توی زندگی یا دانشگاهی دیگر یا زبان و تافل و مهاجرت و به خودمان که آمدیم موهای سفید پیدا شد. نه بادکنکی سرخی گرفتیم و نه خرس قرمزی دادیم و نه پسری به لب ما و رنگش دخالت کرد. آنها که مزدوج شدند یکی دوتایی بچه دارند و آنها که مجردند پاک عطای این اداها را به لقایش بخشیدهاند بس که چشمشان ترسیده از هرچه رابطه و مرد و پسر و شوهر...
حالا اما آدم سرگیجه میگیرد از رنگ قرمز و شکلات و بسته و جعبه و اینها... خدا میداند که یک از هزار هم سرانجام ندارد. زمان ما دختر و پسری جفت میشوند اسمش نه رابطه بود نه رل زدن. میشد عشق. از این اداها هم نداشت. پر از ممنوعیت و پرهیز و حذر و شرم بود و خیلی وقتها هم آخرش به خیر نمیرسید.
ما دهه شصتیها مثل دهه چهل و پنجاهیها ترم اول و دوم دلمان میرفت اما نمیشد مثل آنها راحت ازدواج کنیم. به خودمان که آمدیم فقط پسری آدم ازدواج بود که با دوو و پراید کرهای و پژوی ۲۰۶ برود و بیاید. استخدام رسمی باشد. یا آنقدر درسخوانده و دود چراغ خورده که نفهمد موهای زنش بلوند است یا شرابی یا سیاه و اصلا اینها با هم چه فرقی دارند؟
حالا رل میزنند، خرس هر سال را کنار خرس پارسالی میگذارند و مثل ما نیستند که اگر وصلت رخ ندهد همه هدیهها را پس بفرستند و بر خودشان حرام کنند.
راستش حال زن و شوهرهایی که ولنتاینبازی را جدی گرفتهاند هیچ نمیفهمم. خدا میداند زیر سقف خانههای ایرانی چه روابط معیوب و مسمومی هست که اسمش شده ازدواج.
اینها را گفتم که باز برسم به حرف مادر عطیه. به خاطر بادکنک و کیتکت و خرس و رز قرمز با هر جک و جانوری رل نزنید. هر کدام که بیاید و برود یک جای زخم روی دلتان خواهد ماند. از من گفتن.../زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
📌خودسوزی زنانه
#حلیمه_پرهیز نام زن بیستوهفت سالهای است که در روستای زیلایی از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، توسط شوهرش به آتش کشیده شد به گناه اینکه فرزند چهارم خود را باردار بوده و امتناع از انجام سقط جنین و اصرار برای نگهداشتن فرزند آتش جانش شده است.
حلیمه موقع مرگ پنجماه باردار بوده است.
حالا توجه کنید زنی که در بیستوهفتسالگی چهارمین #بارداری خود را سپری میکند در چه سنی به عقد مردی درآمده، چه چیزی از دنیا و سرگیجههای سرسامآور مدرنیته میداند؟ کجای جهان ایستاده و سطح توقعاتش چیست.
شقایق فیروزی در کتابی با عنوان #دیشموک_سرزمین_نت_های_تلخ سراغ روستایی از توابع #کهکیلویه_و_بویراحمد رفته است. جایی که #زنان عین برگ خشک و پوک پاییز گر میگیرند و میسوزند. آمارها حاکی از انبوهی #خودسوزی زنان در این استان است و در روستای داستان فیروزی شاید از همهجا بیشتر. اکثر این خودسوزیها از عواقب #ازدواج_اجباری ، ازدواج در سنین پایین، زنستیزی، تحقیر و آزار زنان، خشونتهای روانی و فیزیکی است. چیزی که باعث شده شوهر حلیمه را به این فکر بیندازد که میتواند زنش را کباب کند و بعد بیندازد گردن خودش.
این را بگویم که حلیمه در بیمارستان، دقایقی پیش از مرگ هوشیار بوده و چند بار گفته همسرش با خالی کردن نفت روی او به آتشاش کشیده است. قصه پر درد زنان شرقی، خاصه زنان #خاورمیانه تمامی ندارد و من چند روزیست از فکر حلیمه و زنان #دیشموک بیرون نمیآیم. با خودم فکر میکنم خواندن کتابی درباره زنان روستایی که آمار خودسوزی و زنکشی در آن بطرز عجیبی بالاست، چه کمکی به زنان بیگناه آنجا خواهد کرد؟
گاهی هر قدر هم به استقلال و عزت نفس و غرور و خودبسندگی هم که قائل باشیم، باید یک نیروی خارجی سر برسد و نجات را میسر کند. خواندن از زنانی سیب به دست با پیرهن گلدار و شناسنامههای جوان، شاید شاید شاید کسی را دستی کرد برای نجات. همان نیروی بیرونی...
کتاب را #مرکز_مطالعات_زنان منتشر کرده. بنظر میرسد باید پروژه استخوانداری میشده برای مطالعه و غور در احوال زنان کهکیلویه و بویر احمد. اما اگر نویسنده کتاب را برایم نمیفرستاد، قطعا روحم از انتشار چنین اثری خبردار نمیشد.
گاهی وقتها آدم به عنوان و اسامی پرطمطراق هم باید مشکوک شود.
الهی که حلیمه و بچه توی دلش راحت بخوابند./ زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
#حلیمه_پرهیز نام زن بیستوهفت سالهای است که در روستای زیلایی از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، توسط شوهرش به آتش کشیده شد به گناه اینکه فرزند چهارم خود را باردار بوده و امتناع از انجام سقط جنین و اصرار برای نگهداشتن فرزند آتش جانش شده است.
حلیمه موقع مرگ پنجماه باردار بوده است.
حالا توجه کنید زنی که در بیستوهفتسالگی چهارمین #بارداری خود را سپری میکند در چه سنی به عقد مردی درآمده، چه چیزی از دنیا و سرگیجههای سرسامآور مدرنیته میداند؟ کجای جهان ایستاده و سطح توقعاتش چیست.
شقایق فیروزی در کتابی با عنوان #دیشموک_سرزمین_نت_های_تلخ سراغ روستایی از توابع #کهکیلویه_و_بویراحمد رفته است. جایی که #زنان عین برگ خشک و پوک پاییز گر میگیرند و میسوزند. آمارها حاکی از انبوهی #خودسوزی زنان در این استان است و در روستای داستان فیروزی شاید از همهجا بیشتر. اکثر این خودسوزیها از عواقب #ازدواج_اجباری ، ازدواج در سنین پایین، زنستیزی، تحقیر و آزار زنان، خشونتهای روانی و فیزیکی است. چیزی که باعث شده شوهر حلیمه را به این فکر بیندازد که میتواند زنش را کباب کند و بعد بیندازد گردن خودش.
این را بگویم که حلیمه در بیمارستان، دقایقی پیش از مرگ هوشیار بوده و چند بار گفته همسرش با خالی کردن نفت روی او به آتشاش کشیده است. قصه پر درد زنان شرقی، خاصه زنان #خاورمیانه تمامی ندارد و من چند روزیست از فکر حلیمه و زنان #دیشموک بیرون نمیآیم. با خودم فکر میکنم خواندن کتابی درباره زنان روستایی که آمار خودسوزی و زنکشی در آن بطرز عجیبی بالاست، چه کمکی به زنان بیگناه آنجا خواهد کرد؟
گاهی هر قدر هم به استقلال و عزت نفس و غرور و خودبسندگی هم که قائل باشیم، باید یک نیروی خارجی سر برسد و نجات را میسر کند. خواندن از زنانی سیب به دست با پیرهن گلدار و شناسنامههای جوان، شاید شاید شاید کسی را دستی کرد برای نجات. همان نیروی بیرونی...
کتاب را #مرکز_مطالعات_زنان منتشر کرده. بنظر میرسد باید پروژه استخوانداری میشده برای مطالعه و غور در احوال زنان کهکیلویه و بویر احمد. اما اگر نویسنده کتاب را برایم نمیفرستاد، قطعا روحم از انتشار چنین اثری خبردار نمیشد.
گاهی وقتها آدم به عنوان و اسامی پرطمطراق هم باید مشکوک شود.
الهی که حلیمه و بچه توی دلش راحت بخوابند./ زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
▫️سندروم دختر خوب
دختر باید خانوم باشه. دختر خوب رو حرف مامان و باباش حرف نمیزنه. دختر خوب بلند نمیخنده. دختر خوب فحش نمیده. دختر خوب به وسایل داداشش دست نمیزنه. دختر خوب صداشو همسایهها نمیشنون. دختر خوب نصفهشب برنمیگرده خونه. دختر خوب دعوا راه نمیندازه. دختر خوب مهربونه. دختر خوب صبوره. دختر خوب مادرِ پدرشه. دختر خوب گریهکن سر قبر بابا و مامانشه. دختر خوب باید کمالات داشته باشه. دختر خوب زود قهر نمیکنه. دختر خوب احترام بزرگترشو زیر پا نمیذاره. دختر خوب به بابا و مامانش میگه چشم. دختر خوب به هر بهانهای طلاق نمیخواد. دختر خوب شوهرشو درک میکنه. دختر خوب باید آب رو آتیش زندگیش باشه. دختر خوب بسازه....
بخوام بنویسم باید تا فردا بنویسم از انبوه مزخرفاتی که به اسم دختر خوب بودن توی کله ما کردن. ماها یاد گرفتیم باید تا میشه خوب باشیم. نه نگیم. قهر نکنیم. برای خورمون حد و مرز نداشته باشیم. حریممون عمومیه. ما باید اول شوهر و بچهها رو در نظر بگیریم و آخرش خودمونو. ما باید ببخشیم. باید کوتاه بیایم. باید فرصت دوباره بدیم. باید آبروی شوهرمون و پدرمون و برادرمون رو حفظ کنیم. ما باید خوددار باشیم. بساز. قانع... چرا؟
چون اگه اینطور نباشیم طرد میشیم و زنها از تنهایی میترسن. چون تنهایی خطرناکه. گرسنگی و بیپناهی داره. تجاوز و تعدی داره. چون تنهایی مساویه با خواستنی نبودن. چون تنهایی خط بطلان میکشه رو تمام ابعاد زندگی یه دختر. برای همین اگه با نامه پزشکی قانونی بری دادگاه و شوهرت تعهد بده دیگه نمیزنه باید برگردی خونه. برای همینه که اگر مورد دستدرازی قرار گرفتی باید ساکت باشی و با آبروی خانواده بازی نکنی. برای همینه که اگه شوهرت عقیمه باید بگی بچه نمیخوایم. برای همینه که اگه از مردی نفرت هم داشته باشی باید تو جمع قربونش بری.
بورلی انگل با بیرحمی توی کتاب سندروم دختر خوب علایم و نمونههایی از این سندروم مخرب رو به ما نشون میده که تازه بعدش میفهمیم ما خودمون هم عمری گرفتارش بودیم اما فکر کردیم از خانومی ماست. و به همین راحتی دهنمون صاف شده. پدرمون در اومده و خیلیامون در میانسالی تازه میبینیم عمر و جوونیمون رفت و هیچی نفهمیدیم جز صبوری، خانمی، قناعت و کنار گذاشتن خودمون.
این کتاب رو که خوندم فهمیدم من مبتلا به این سندروم هستم. اونم از نوع شدید چون مامانم مبتلاست از نوع شدید و مامانبزرگم از اون شدیدتر. این کتاب رو به شدت به مادرها پیشنهاد میکنم. اگه خودمون مبتلا هستیم اون رو به بچههامون منتقل نکنیم. جلوی تکرار فاجعه رو بگیریم./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
دختر باید خانوم باشه. دختر خوب رو حرف مامان و باباش حرف نمیزنه. دختر خوب بلند نمیخنده. دختر خوب فحش نمیده. دختر خوب به وسایل داداشش دست نمیزنه. دختر خوب صداشو همسایهها نمیشنون. دختر خوب نصفهشب برنمیگرده خونه. دختر خوب دعوا راه نمیندازه. دختر خوب مهربونه. دختر خوب صبوره. دختر خوب مادرِ پدرشه. دختر خوب گریهکن سر قبر بابا و مامانشه. دختر خوب باید کمالات داشته باشه. دختر خوب زود قهر نمیکنه. دختر خوب احترام بزرگترشو زیر پا نمیذاره. دختر خوب به بابا و مامانش میگه چشم. دختر خوب به هر بهانهای طلاق نمیخواد. دختر خوب شوهرشو درک میکنه. دختر خوب باید آب رو آتیش زندگیش باشه. دختر خوب بسازه....
بخوام بنویسم باید تا فردا بنویسم از انبوه مزخرفاتی که به اسم دختر خوب بودن توی کله ما کردن. ماها یاد گرفتیم باید تا میشه خوب باشیم. نه نگیم. قهر نکنیم. برای خورمون حد و مرز نداشته باشیم. حریممون عمومیه. ما باید اول شوهر و بچهها رو در نظر بگیریم و آخرش خودمونو. ما باید ببخشیم. باید کوتاه بیایم. باید فرصت دوباره بدیم. باید آبروی شوهرمون و پدرمون و برادرمون رو حفظ کنیم. ما باید خوددار باشیم. بساز. قانع... چرا؟
چون اگه اینطور نباشیم طرد میشیم و زنها از تنهایی میترسن. چون تنهایی خطرناکه. گرسنگی و بیپناهی داره. تجاوز و تعدی داره. چون تنهایی مساویه با خواستنی نبودن. چون تنهایی خط بطلان میکشه رو تمام ابعاد زندگی یه دختر. برای همین اگه با نامه پزشکی قانونی بری دادگاه و شوهرت تعهد بده دیگه نمیزنه باید برگردی خونه. برای همینه که اگر مورد دستدرازی قرار گرفتی باید ساکت باشی و با آبروی خانواده بازی نکنی. برای همینه که اگه شوهرت عقیمه باید بگی بچه نمیخوایم. برای همینه که اگه از مردی نفرت هم داشته باشی باید تو جمع قربونش بری.
بورلی انگل با بیرحمی توی کتاب سندروم دختر خوب علایم و نمونههایی از این سندروم مخرب رو به ما نشون میده که تازه بعدش میفهمیم ما خودمون هم عمری گرفتارش بودیم اما فکر کردیم از خانومی ماست. و به همین راحتی دهنمون صاف شده. پدرمون در اومده و خیلیامون در میانسالی تازه میبینیم عمر و جوونیمون رفت و هیچی نفهمیدیم جز صبوری، خانمی، قناعت و کنار گذاشتن خودمون.
این کتاب رو که خوندم فهمیدم من مبتلا به این سندروم هستم. اونم از نوع شدید چون مامانم مبتلاست از نوع شدید و مامانبزرگم از اون شدیدتر. این کتاب رو به شدت به مادرها پیشنهاد میکنم. اگه خودمون مبتلا هستیم اون رو به بچههامون منتقل نکنیم. جلوی تکرار فاجعه رو بگیریم./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
میتوانید حال زنی را درک کنید که از پس یک تجاوز خانگی، از پس یک رابطه جنسی به زور و اجبار و خشونت و به نام تمکین، حالا زل زده به تصویر جنینی که در بدنش رشد میکند؟
میتوانید در نظر بیاورید چند زن در هر شب بدون رضایت و از سر اجبار با همسر خود میخوابند؟
میتوانید حال زنی را درک کنید که در خواب عمیق، ناگهان مورد استفاده قرار میگیرد، و دقیقا :استفاده" مانند یک کالا چون هیچ درخواست و مقدمه و شروعی در حقوق اون گنجانده نشده، درست مثل یک حیوان و از روی غریزه؟
میتوانید قلبتان را بگذارید جای قلب مادری که نوزادی را به خود چسبانده و پستان خویش به دهانش گذاشته که هرگز نه تمنای داشتنش را داشته و نه میلی به پدرش؟
میتوانید حال زنی را درک کنید که اختیار تن خود را ندارد؟ اختیار زنانگیاش را. اختیار خصوصیترین بخش بدنش را؟/زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
میتوانید در نظر بیاورید چند زن در هر شب بدون رضایت و از سر اجبار با همسر خود میخوابند؟
میتوانید حال زنی را درک کنید که در خواب عمیق، ناگهان مورد استفاده قرار میگیرد، و دقیقا :استفاده" مانند یک کالا چون هیچ درخواست و مقدمه و شروعی در حقوق اون گنجانده نشده، درست مثل یک حیوان و از روی غریزه؟
میتوانید قلبتان را بگذارید جای قلب مادری که نوزادی را به خود چسبانده و پستان خویش به دهانش گذاشته که هرگز نه تمنای داشتنش را داشته و نه میلی به پدرش؟
میتوانید حال زنی را درک کنید که اختیار تن خود را ندارد؟ اختیار زنانگیاش را. اختیار خصوصیترین بخش بدنش را؟/زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
😢1
🖊 زنان در کوچه پس کوچه های قوانین و فرهنگ مردانه
لطفا وضعیتی که می نویسم را مجسم کنید.
فرقی ندارد زن باشید یا مرد. فکر کنید زن مردی شدهاید که به شما اجازه کار و تحصیل نداده. درآمد و استقلال مالی ندارید. هر روز خرجی خانه را کمتر میکند. برای سر زدن به مادر و خواهرتان یا رفتن یک روضه زنانه هم باید اجازه بگیرید. حرف بزنید داد و دعوا میکند. داد بزنید ممکن است کتک بخورید چون اخلاق تند و عصبی مرد را میشناسید. گهگاهی هم بهتان میگوید از خانهاش بروید.
▫️ میدانید جایی برای رفتن ندارید. چون پدر و مادر و خانوادهتان بشدت با طلاق مخالفاند. پول وکیل گرفتن ندارید. مشاوره وکیل هم میگوید هیچ چیز برای طلاق به نفع شما نیست. یکی دو تا بچه دارید که تنها بهانه زنده ماندن شمایند. باید بمانید و بزرگشان کنید. موهایتان دانه دانه سفید میشود.
▫️ سالهاست رابطه جنسی لذت بخشی ندارید. عصبی و افسردهاید. انگشت اتهام به سمت شماست. شما زن مدیر و مدبری نبودهاید همه میگن شما بلد نبودهاید دل شوهرتان را ببرید. شما نتوانستهاید افسار زندگیتان را دست بگیرید. راه به جایی ندارید. میمانید. میسوزید و میسازید.
▫️زنی که آخرش در اوج استیصال ممکن است فکر کند راهی ندارد جز مرگ. دردناک است نه؟ زنانی که درست در همین بحبوحه ظاهری گلودراندن به اسم زنان ایرانی، روی پله های دادگاه خانواده میپوسند یا کنج خانهشان آرزوی مرگ میکنند.
▫️نگویید سیاهنمایی است. نیست. فقط چشمتان را باز کنید و درست نگاه کنید. فقط کافیست کل ایرانیجماعت را همان زنی در نظر بگیرید که نوشتم. که شوهرش دادهاند بی آنکه خودش خواسته باشد و حالا این است زندگیش. نه راه پس و نه پیش. چه مزهای دارد؟ حالا طعم دهان هزاران زن زیر زبان شما هم مزه خواهد کرد. مزه کثیفی میدهد، نه؟
#الهام_فلاح
@EveDaughters
لطفا وضعیتی که می نویسم را مجسم کنید.
فرقی ندارد زن باشید یا مرد. فکر کنید زن مردی شدهاید که به شما اجازه کار و تحصیل نداده. درآمد و استقلال مالی ندارید. هر روز خرجی خانه را کمتر میکند. برای سر زدن به مادر و خواهرتان یا رفتن یک روضه زنانه هم باید اجازه بگیرید. حرف بزنید داد و دعوا میکند. داد بزنید ممکن است کتک بخورید چون اخلاق تند و عصبی مرد را میشناسید. گهگاهی هم بهتان میگوید از خانهاش بروید.
▫️ میدانید جایی برای رفتن ندارید. چون پدر و مادر و خانوادهتان بشدت با طلاق مخالفاند. پول وکیل گرفتن ندارید. مشاوره وکیل هم میگوید هیچ چیز برای طلاق به نفع شما نیست. یکی دو تا بچه دارید که تنها بهانه زنده ماندن شمایند. باید بمانید و بزرگشان کنید. موهایتان دانه دانه سفید میشود.
▫️ سالهاست رابطه جنسی لذت بخشی ندارید. عصبی و افسردهاید. انگشت اتهام به سمت شماست. شما زن مدیر و مدبری نبودهاید همه میگن شما بلد نبودهاید دل شوهرتان را ببرید. شما نتوانستهاید افسار زندگیتان را دست بگیرید. راه به جایی ندارید. میمانید. میسوزید و میسازید.
▫️زنی که آخرش در اوج استیصال ممکن است فکر کند راهی ندارد جز مرگ. دردناک است نه؟ زنانی که درست در همین بحبوحه ظاهری گلودراندن به اسم زنان ایرانی، روی پله های دادگاه خانواده میپوسند یا کنج خانهشان آرزوی مرگ میکنند.
▫️نگویید سیاهنمایی است. نیست. فقط چشمتان را باز کنید و درست نگاه کنید. فقط کافیست کل ایرانیجماعت را همان زنی در نظر بگیرید که نوشتم. که شوهرش دادهاند بی آنکه خودش خواسته باشد و حالا این است زندگیش. نه راه پس و نه پیش. چه مزهای دارد؟ حالا طعم دهان هزاران زن زیر زبان شما هم مزه خواهد کرد. مزه کثیفی میدهد، نه؟
#الهام_فلاح
@EveDaughters
👏2😢2
📌 دلنوشته خانمی ساکن ایران به #یاسمین_مقبلی""خانم فضانورد ناسا"""
خانم یاسمین مقبلی عزیز سلام
حالا که من اینها را می نویسم شما خیلی از زمین فاصله دارید و اصلا ممکن است تا ابد هم ندانید یک زن هم وطن شما این چند خط را خطاب بهتان نوشته.
بگذار راحتتر خطابتان کنم یاسمین عزیز. من و تو هرچه نباشد هم سنیم.
می دانی من وقتی دیدم تو دو تا بچه پوشکی را گذاشته ای زمین و با آن لبخند و آن اعتمادبنفس که نه نیاز به عمل رینوپلاستی داشت و نه آرایش و نه کاشت ناخن و ...، و داری می روی فضا خوشحال نشدم.
اصلا هم از غرور باد نکردم که ببین زن ایرانی تا کجا رسید!
به جاش حسادت کردم.
دروغ چرا ...
با خودم فکر کردم چرا باید تو برسی آنجا و ما بمانیم اینجا و و هر روز اخبار مزخرف بخوانیم ببینیم برایمان چه آشی می پزند.
چرا ما باید برای اینکه بچه کوچکمان را می سپاریم به مهد یا می دهیم چند روز در هفته مادرشوهر ضدزنمان نگه می دارد باید به هزار نفر جواب پس بدهیم
آن وقت شما بچه هات را می گذاری روی زمین و می روی فضا.
چرا ما باید برای پسندیده شدن از سوی مردان هم وطن و بستن دهان زنان یاوه گو تمام وقت و پول و انرژی مان را توی سالنهای زیبایی حرام کنیم و تو هی تمرین فضانوردی و راه رفتن روی سیارات دیگر را بکنی.
چرا من که هم سن تو هستم باید فکر کنم تمام امکانهای محدود و نه چندان درخشانی که تا سال پیش در زندگی داشتم ، حالا بواسطه چهل ساله شدن ندارم؟
راستی شما آنجا که شوهرت نیست و توی فضایی چطور قوانین را رعایت می کنی ؟ #ناشزه محسوب نمی شوی؟
نفقه چطور ؟
می دهد ؟
اصلا #اذن_خروج گرفتی از شوهرت که رفتی آن بالا،
آن هم با سه تا مرد غریبه توی یک کابین بدون جاذبه؟
به غرور و مردانگی شوهرت خدشه وارد نشد که زنش بشود تیتر یک اخبار جهان و خودش بماند خانه با دو تا بچه؟
دهانت را صاف نکرد ؟
تمام سنگهای آمریکا را پیش پایت نینداخت ؟ تهدید نکرد سرت را می برد ؟
#ممنوع_الخروجت نکرد ؟
نکند #مهریه ات را بخشیدی برای این سفر؟
من به تو حسادت می کنم که ذهنت از معادلات سخیفی که اینجا برای زنها طرح می کنند، وارهیده. آنقدری که زمین برای تو کم باشد.
می دانی یاسمین، اینجا زنها را هنوز
با بکارت، با موی سر، با لباس، با رضایت شوهر، با آبروی پد متر می کنند.
تو ولی پایت را روی سیاره دیگر بگذار. آنجا که شاید به خدا نزدیک تر باشد. به خدا بگو تو از زن ایرانی بودن فقط نامش را داری. اصل کاریها جای دیگر دارند می سوزند.
#الهام_فلاح
@EveDaughters
خانم یاسمین مقبلی عزیز سلام
حالا که من اینها را می نویسم شما خیلی از زمین فاصله دارید و اصلا ممکن است تا ابد هم ندانید یک زن هم وطن شما این چند خط را خطاب بهتان نوشته.
بگذار راحتتر خطابتان کنم یاسمین عزیز. من و تو هرچه نباشد هم سنیم.
می دانی من وقتی دیدم تو دو تا بچه پوشکی را گذاشته ای زمین و با آن لبخند و آن اعتمادبنفس که نه نیاز به عمل رینوپلاستی داشت و نه آرایش و نه کاشت ناخن و ...، و داری می روی فضا خوشحال نشدم.
اصلا هم از غرور باد نکردم که ببین زن ایرانی تا کجا رسید!
به جاش حسادت کردم.
دروغ چرا ...
با خودم فکر کردم چرا باید تو برسی آنجا و ما بمانیم اینجا و و هر روز اخبار مزخرف بخوانیم ببینیم برایمان چه آشی می پزند.
چرا ما باید برای اینکه بچه کوچکمان را می سپاریم به مهد یا می دهیم چند روز در هفته مادرشوهر ضدزنمان نگه می دارد باید به هزار نفر جواب پس بدهیم
آن وقت شما بچه هات را می گذاری روی زمین و می روی فضا.
چرا ما باید برای پسندیده شدن از سوی مردان هم وطن و بستن دهان زنان یاوه گو تمام وقت و پول و انرژی مان را توی سالنهای زیبایی حرام کنیم و تو هی تمرین فضانوردی و راه رفتن روی سیارات دیگر را بکنی.
چرا من که هم سن تو هستم باید فکر کنم تمام امکانهای محدود و نه چندان درخشانی که تا سال پیش در زندگی داشتم ، حالا بواسطه چهل ساله شدن ندارم؟
راستی شما آنجا که شوهرت نیست و توی فضایی چطور قوانین را رعایت می کنی ؟ #ناشزه محسوب نمی شوی؟
نفقه چطور ؟
می دهد ؟
اصلا #اذن_خروج گرفتی از شوهرت که رفتی آن بالا،
آن هم با سه تا مرد غریبه توی یک کابین بدون جاذبه؟
به غرور و مردانگی شوهرت خدشه وارد نشد که زنش بشود تیتر یک اخبار جهان و خودش بماند خانه با دو تا بچه؟
دهانت را صاف نکرد ؟
تمام سنگهای آمریکا را پیش پایت نینداخت ؟ تهدید نکرد سرت را می برد ؟
#ممنوع_الخروجت نکرد ؟
نکند #مهریه ات را بخشیدی برای این سفر؟
من به تو حسادت می کنم که ذهنت از معادلات سخیفی که اینجا برای زنها طرح می کنند، وارهیده. آنقدری که زمین برای تو کم باشد.
می دانی یاسمین، اینجا زنها را هنوز
با بکارت، با موی سر، با لباس، با رضایت شوهر، با آبروی پد متر می کنند.
تو ولی پایت را روی سیاره دیگر بگذار. آنجا که شاید به خدا نزدیک تر باشد. به خدا بگو تو از زن ایرانی بودن فقط نامش را داری. اصل کاریها جای دیگر دارند می سوزند.
#الهام_فلاح
@EveDaughters
👏15😢1
دختر خانه پدر که بودم خیال میکردم آدم وقتی ازدواج کند دیگر نه دلش هرز میچرخد و نه فکرش.
خیال میکردم از همه زنان و مردان عالم، همان همسر آدم کفایت میکند، هم به تن و هم به جان.
فکر میکردم باید هیچ چیزی مخفی نباشد، هیچ چیزی پنهان نباشد و اینجور است که بعدش به خودت میآیی میبینی جانت بند میشود به همسرت.
خیال میکردم مامان چطور کل تابستان من را برمیداشت و میبرد ساری خانه مادرش؟ چطور دلش برای بابا و تنها ماندنش پر نمیزد؟ چطور دلنگران خورد و خوراکش نمیشد وقتی تنها و خسته به خانه برمیگشت و حتی جمعهها هم میرفت کارخانه؟ چطور میرفتیم و مامان آنقدر آنجا میماند تا بابا بیاید دنبالمان آنهم وقتی فقط سه چهار روز مانده بود به شروع مدرسهها؟
فکر میکردم من اگر ازدواج کنم یک لحظه از کنار شوهرم جم نمیخورم. یک جوری که بهشت هم بدون مردَم زهرمارم شود. فکر میکردم ازدواج، درست همین است. باهم، تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند.
با محبی که ازدواج کردم همان نقشه ذهنی خودم را رفتم. حرفی نبود که توی دلم باشد و به گوش محبی نگفته باشم. نه پول و حساب و پسانداز جدا داشتم، نه طلب مسافرت و سیاحت و زیارت تکی و زنانه میکردم، نه آب بی او از گلویم پایین میرفت نه میشد جایی چرتکی بزنم به دل خوش و از جای خواب محبی خاطرجمع نباشم.
اما به سال نکشید که فهمیدم غلط کردهام. از اولش غلط کردهام که خیال کردم ازدواج یعنی بدهبستان عشق دو تا روح که این میان نانی هم دوپاره میشود و پتویی، پشت و پهلوی دو تا تن را تنگ هم میپوشاند و هرکدام قبل از هرچیزی میشود غمخوار آن دیگری؛
چون چیزی نگذشت که دیدم توی خانه خودم از چیزی که در خانه پدرم بودم تنهاترم.
لابد قرار نیست همیشه یک حلقه و وعده گرفتن قوم و خویش و یک پیرهن پفدار توری سفید آدم را از غار تنهایی و انزوایش بکشد بیرون و آفتاب و درخت و رود را نشان آدم بدهد.
گاهی ازدواج میشود دست قوی و کاربلد یک بنای کهنهکار که در غار را گِل میگیرد و ماله میکشد که تا ابد توی تاریکی تنهاییات بمانی و بپوسی و صدایت هم درنیاید./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
خیال میکردم از همه زنان و مردان عالم، همان همسر آدم کفایت میکند، هم به تن و هم به جان.
فکر میکردم باید هیچ چیزی مخفی نباشد، هیچ چیزی پنهان نباشد و اینجور است که بعدش به خودت میآیی میبینی جانت بند میشود به همسرت.
خیال میکردم مامان چطور کل تابستان من را برمیداشت و میبرد ساری خانه مادرش؟ چطور دلش برای بابا و تنها ماندنش پر نمیزد؟ چطور دلنگران خورد و خوراکش نمیشد وقتی تنها و خسته به خانه برمیگشت و حتی جمعهها هم میرفت کارخانه؟ چطور میرفتیم و مامان آنقدر آنجا میماند تا بابا بیاید دنبالمان آنهم وقتی فقط سه چهار روز مانده بود به شروع مدرسهها؟
فکر میکردم من اگر ازدواج کنم یک لحظه از کنار شوهرم جم نمیخورم. یک جوری که بهشت هم بدون مردَم زهرمارم شود. فکر میکردم ازدواج، درست همین است. باهم، تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند.
با محبی که ازدواج کردم همان نقشه ذهنی خودم را رفتم. حرفی نبود که توی دلم باشد و به گوش محبی نگفته باشم. نه پول و حساب و پسانداز جدا داشتم، نه طلب مسافرت و سیاحت و زیارت تکی و زنانه میکردم، نه آب بی او از گلویم پایین میرفت نه میشد جایی چرتکی بزنم به دل خوش و از جای خواب محبی خاطرجمع نباشم.
اما به سال نکشید که فهمیدم غلط کردهام. از اولش غلط کردهام که خیال کردم ازدواج یعنی بدهبستان عشق دو تا روح که این میان نانی هم دوپاره میشود و پتویی، پشت و پهلوی دو تا تن را تنگ هم میپوشاند و هرکدام قبل از هرچیزی میشود غمخوار آن دیگری؛
چون چیزی نگذشت که دیدم توی خانه خودم از چیزی که در خانه پدرم بودم تنهاترم.
لابد قرار نیست همیشه یک حلقه و وعده گرفتن قوم و خویش و یک پیرهن پفدار توری سفید آدم را از غار تنهایی و انزوایش بکشد بیرون و آفتاب و درخت و رود را نشان آدم بدهد.
گاهی ازدواج میشود دست قوی و کاربلد یک بنای کهنهکار که در غار را گِل میگیرد و ماله میکشد که تا ابد توی تاریکی تنهاییات بمانی و بپوسی و صدایت هم درنیاید./زن امروزی
#الهام_فلاح
@EveDaughters
👍16👎2😢2❤1