حقیقت خیلی قشنگی است که زنداییهایم را بیشتر از داییهایم دوست دارم. البته زندایی زری را خیلی بیشتر.
زندایی زری از آن نمونههای بارز خیر نخوردههای این دنیا محسوب میشود. از آنها که همه عمرشان را کار کردند بچه زائیدند، از شوهر کتک خوردند،باز کار کردند، باز بچه زائیدند.
زندایی دقیقا زمانی که میخواست روی هره خانهای که برای خشت خشتش جوانیش را داده بود بنشیند و پاهای چنگر شده از دویدنهای زیاد را دراز کند و به جوان شدن بچههایش که به بهای از دست دادن سیاهی مو و شادابی پوستش تمام شده بود نگاه کند و لذت ببرد، متوجه شد داییام نیست.
دایی قباد کجا بود؟ او برای رفع احتیاجات کمر به پایین صاحب مردهاش رفته بود سمت زنی دیگر. او زنی میخواست که مدام خسته نباشد، مدام خیس از عرقِ نباشد، بوی باغ و الاغ و علفهای هرز را ندهد.
رفته بود سراغ زنی که موهایش را مش هایلات میکرد و ماتیک قرمز میمالید به لب پروتز شدهاش. زنداییم از آن دسته زنها بود که یادش داده بودند خودش را فدای زندگی مشترکشان کنند که زن خوب باید بساز باشد هیچ چیز برای خودش نخواهد .همش شوهر، بچه و کار کار کار که زمانه بابت بی عرضگی شوهرش بر شانههای استخوانی او میگذاشت.
زندایی با چشمهای ریزِ همیشه نمناکش باز چادر به کمر بست. باز پاهای چنگر شدهاش را برای چرخاندن چرخ زندگی نامروتش به راه انداخت.
رفت در حاشیه شهرمان،جایی که یک تکه زمین از پدرش به ارث رسیده بود گاوداری ساخت.
"پیلعلی باغ " از همان اول اولش قلمرو و چراگاه گاوها و سگ و شغال و غیره بود. تک و توک خانه درش پیدا میشد. زندایی برای اینکه هزینه راه و ماشینش کم بشود و وقت رسیدگی به گاوهایش زیاد؛ همان جا یک خانه هم بنا کرد.
آن اوایل که ما دیدنش میرفتیم از اول پیلعلیباغ گاو میدیدیم سگ میدیدیم گله گوسفند درحال عبور میدیدیم، لاشه شغال و لاک جدا شده لاک پشت میدیدیم تا میرسیدیم به خانه زندایی.
میخواهم بگویم آنقدر دور بود انقدر تنها بود آنجا. بعدها تمام آن زمینها خانه شد و زندایی توانست به جز گاوها و بچههایش آدمهای دیگری را هم ببیند.
زندایی زری همان پسمانده جوانی و زنانگیش را زیر پاهای گاوهایش حیف و میل کرد.
دو تا گاو ایرانی را تبدیل به سه تا گاو هلندیتبار کرد و بعد پا به پای آنها درد کشید تا بچه زائیدند بارها و بارها زخم بدنشان را شست گوسالههاشان را بوسید تا گاوهایش شدند هفتتا.
آخرین بار که با زندایم حرف میزدم گفت: خیلی خوشحالم فاطمه جان. انگار دارم جان میگیرم.
اما نگذاشتند جان بگیرد یعنی جانش را توسط گاوهایش فرسودند از بین بردند.
اولین بار که یک گاو زخم برداشته برگشت طویله، خیال کردند پشتش به سیم خارداری به گوشه دیوار شکسته و تیزی گیر کرده است. اما وقتی زخم بر جان تک تک گاوها نشست و رد خون گاو پنجمی تمام پیلعلی باغ را برداشت زندایی جانش افتاد توی قفسه سینهاش.
گاو از زخم قمهای که مقعدش را پاره کرده بود یک بند ناله میزد، زنداییم هم پایش گریه میکرد. رد خون را که گرفتند، رسیدند به خانه یکی از همسایهها.. میدانید جرم گاو زندایی زریم چه بود؟؟ مدفوع کردن.
گاو از کنار خانه طرف میگذشت که تپالهای ازش رد شده. طرف قمه برداشته و فرو کرده در مقعد گاو... بعد می فهمند زخمهای دیگر گاوها هم کار همین شخص بود.
دلیلش هم این بوده که هیچ گاوی نباید دور و اطراف خانه من خودش را خالی کند. هیچ کس هم نمیتواند بهش بفهماند که مردک تو امدی وسط چراگاه اینها خانه ساخته ای..اینها تا دنیا دنیا بوده و هست گاو بودند و گاو میمانند. اگر حالیشان میشد که جلوی خانه تو نرینند که گاو نبودند...
زندایی زریم غمگین است.این روزها فقط گریه میکند. حال یک گاوش خیلی بد است.
پسر داییم فیلمشان را برایم فرستاده.زخمش آنقدر عمیق است که دست ادمی تا مچ داخلش میرود. احمد گفت: دختر عمه عمقش را ببین!
حیوان نمیتواند بنشیند.
من ندیدم چون نگاهم به گوشه طویله بود.همان قسمت تاریک نمورش.
همان جایی که زندایی "بهچوک" نشسته بود و سر تکان میداد و اشک میریخت...زن دایی را تا حالا این جور مچاله ندیده بودم.
حتی وقتی که دایی بخاطر کمر به پایین صاحاب مردهاش تنهایش گذاشت...حتی وقتی سالهای سال بین گاو و سگ و شغال زندگی میکرد.
هیچ کس نفهمید او زنی است زخم خورده از آدمِ دوپا و پناه برده به حیوان چهارپا.
آدمها توی قلمرو حیوانات هم تنهایش نگذاشتند رفتند قمه را فروکردند توی قلب زندایی زریم./زنامروزی
@EveDaughters
زندایی زری از آن نمونههای بارز خیر نخوردههای این دنیا محسوب میشود. از آنها که همه عمرشان را کار کردند بچه زائیدند، از شوهر کتک خوردند،باز کار کردند، باز بچه زائیدند.
زندایی دقیقا زمانی که میخواست روی هره خانهای که برای خشت خشتش جوانیش را داده بود بنشیند و پاهای چنگر شده از دویدنهای زیاد را دراز کند و به جوان شدن بچههایش که به بهای از دست دادن سیاهی مو و شادابی پوستش تمام شده بود نگاه کند و لذت ببرد، متوجه شد داییام نیست.
دایی قباد کجا بود؟ او برای رفع احتیاجات کمر به پایین صاحب مردهاش رفته بود سمت زنی دیگر. او زنی میخواست که مدام خسته نباشد، مدام خیس از عرقِ نباشد، بوی باغ و الاغ و علفهای هرز را ندهد.
رفته بود سراغ زنی که موهایش را مش هایلات میکرد و ماتیک قرمز میمالید به لب پروتز شدهاش. زنداییم از آن دسته زنها بود که یادش داده بودند خودش را فدای زندگی مشترکشان کنند که زن خوب باید بساز باشد هیچ چیز برای خودش نخواهد .همش شوهر، بچه و کار کار کار که زمانه بابت بی عرضگی شوهرش بر شانههای استخوانی او میگذاشت.
زندایی با چشمهای ریزِ همیشه نمناکش باز چادر به کمر بست. باز پاهای چنگر شدهاش را برای چرخاندن چرخ زندگی نامروتش به راه انداخت.
رفت در حاشیه شهرمان،جایی که یک تکه زمین از پدرش به ارث رسیده بود گاوداری ساخت.
"پیلعلی باغ " از همان اول اولش قلمرو و چراگاه گاوها و سگ و شغال و غیره بود. تک و توک خانه درش پیدا میشد. زندایی برای اینکه هزینه راه و ماشینش کم بشود و وقت رسیدگی به گاوهایش زیاد؛ همان جا یک خانه هم بنا کرد.
آن اوایل که ما دیدنش میرفتیم از اول پیلعلیباغ گاو میدیدیم سگ میدیدیم گله گوسفند درحال عبور میدیدیم، لاشه شغال و لاک جدا شده لاک پشت میدیدیم تا میرسیدیم به خانه زندایی.
میخواهم بگویم آنقدر دور بود انقدر تنها بود آنجا. بعدها تمام آن زمینها خانه شد و زندایی توانست به جز گاوها و بچههایش آدمهای دیگری را هم ببیند.
زندایی زری همان پسمانده جوانی و زنانگیش را زیر پاهای گاوهایش حیف و میل کرد.
دو تا گاو ایرانی را تبدیل به سه تا گاو هلندیتبار کرد و بعد پا به پای آنها درد کشید تا بچه زائیدند بارها و بارها زخم بدنشان را شست گوسالههاشان را بوسید تا گاوهایش شدند هفتتا.
آخرین بار که با زندایم حرف میزدم گفت: خیلی خوشحالم فاطمه جان. انگار دارم جان میگیرم.
اما نگذاشتند جان بگیرد یعنی جانش را توسط گاوهایش فرسودند از بین بردند.
اولین بار که یک گاو زخم برداشته برگشت طویله، خیال کردند پشتش به سیم خارداری به گوشه دیوار شکسته و تیزی گیر کرده است. اما وقتی زخم بر جان تک تک گاوها نشست و رد خون گاو پنجمی تمام پیلعلی باغ را برداشت زندایی جانش افتاد توی قفسه سینهاش.
گاو از زخم قمهای که مقعدش را پاره کرده بود یک بند ناله میزد، زنداییم هم پایش گریه میکرد. رد خون را که گرفتند، رسیدند به خانه یکی از همسایهها.. میدانید جرم گاو زندایی زریم چه بود؟؟ مدفوع کردن.
گاو از کنار خانه طرف میگذشت که تپالهای ازش رد شده. طرف قمه برداشته و فرو کرده در مقعد گاو... بعد می فهمند زخمهای دیگر گاوها هم کار همین شخص بود.
دلیلش هم این بوده که هیچ گاوی نباید دور و اطراف خانه من خودش را خالی کند. هیچ کس هم نمیتواند بهش بفهماند که مردک تو امدی وسط چراگاه اینها خانه ساخته ای..اینها تا دنیا دنیا بوده و هست گاو بودند و گاو میمانند. اگر حالیشان میشد که جلوی خانه تو نرینند که گاو نبودند...
زندایی زریم غمگین است.این روزها فقط گریه میکند. حال یک گاوش خیلی بد است.
پسر داییم فیلمشان را برایم فرستاده.زخمش آنقدر عمیق است که دست ادمی تا مچ داخلش میرود. احمد گفت: دختر عمه عمقش را ببین!
حیوان نمیتواند بنشیند.
من ندیدم چون نگاهم به گوشه طویله بود.همان قسمت تاریک نمورش.
همان جایی که زندایی "بهچوک" نشسته بود و سر تکان میداد و اشک میریخت...زن دایی را تا حالا این جور مچاله ندیده بودم.
حتی وقتی که دایی بخاطر کمر به پایین صاحاب مردهاش تنهایش گذاشت...حتی وقتی سالهای سال بین گاو و سگ و شغال زندگی میکرد.
هیچ کس نفهمید او زنی است زخم خورده از آدمِ دوپا و پناه برده به حیوان چهارپا.
آدمها توی قلمرو حیوانات هم تنهایش نگذاشتند رفتند قمه را فروکردند توی قلب زندایی زریم./زنامروزی
فاطمه رهبر
@EveDaughters
💔13
چرا برای لذت بردن از ازدواج
رضایت زنان بسیار مهمتر و حیاتیتر از رضایت مردان است؟
➕ در ایالات متحده بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. شاید فکر کنید که طلاق چیزی است که برای دیگران رخ می دهد و شما آن را تجربه نخواهید کرد اما در عصر کنونی چنین باوری اصولاً اشتباه است. در ادامه این مطلب می خواهیم برای جلوگیری از طلاق و بدست آوردن درکی بهتر از رضایت از ازدواج و رابطه زناشویی به شما کمک کنیم.
➕هر چه رضایت زن از بودن در کنار همسر بیشتر باشد، شوهر از زندگی خود راضی تر و خوشحال تر خواهد بود. موضوع به روانشناسی زن باز می گردد. زنان معمولاً در صورت موفق بودن ازدواجشان، بیشتر از مردان برای رابطه و همسر خود تلاش می کنند و این موضوع تاثیر بیشتر و بهتری بر زندگی شوهر دارد.
➕بر اساس تحقیقاتی که روی ۳۹۴ زوج انجام شد که به طور متوسط ۳۹ سال با هم زندگی کرده بودند، مشخص شد که به طور کلی آن ها از ۶ به ازدواج خود نمره بالای ۵ را می دادند. نکته جالب تر اینکه نمره های داده شده توسط مردان در مورد ازدواج خود بسیار بیشتر و مثبت تر از زنانشان بود. در واقع زن خوشحال از ازدواج باعث می شود که مرد بیشتر از ازدواج خود راضی باشد. این تحقیقات یک نتیجه جالب دیگر نیز داشت و آن اینکه اگر شوهران مریض شوند، زنان آن ها احساس خوشحالی کمتری نسبت به ازدواجشان خواهند داشت. در مقابل ، سطح شادی شوهران وقتی که زنانشان مریض می شدند تغییر پیدا نمی کرد.
➕توضیح این تفاوت نیز ساده است. زنان همیشه از مردانشان مراقبت می کنند وقتی که آن ها را مریض ببینند. این موضوع می تواند برای زنان بسیار استرس زا باشد اما وقتی که زنان مریض می شوند، آن ها بیشتر به دختران خود تکیه می کنند (در صورتی که دختر داشته باشند) به همین دلیل مردان دیگر آن استرس را تجربه نخواهند کرد.
➕ پروفسور پل دولان مدعی می شود که مردان بیشتر از زنان از ازدواج سود می برند. زنان متاهل در اثر استرس ازدواج کمتر عمر می کنند در حالی که طول عمر مردان متاهل بیشتر است. این موضوع ثابت می کند که زوجین می توانند رابطه خود را بهبود بخشند اگر در دوران بیماری و مشکلات یکدیگر، نیازهای دیگری را مد نظر قرار دهند.زن و شوهر باید عشق و علاقه و اهمیت دادن به دیگری را نشان دهند تا زندگی شادتری با هم داشته باشند.در واقع سطح رضایت و خوشحالی از ازدواج ثاثیر مشابهی بر کیفیت ازدواج ندارد در حالی که برای زنان، احساس ناشادی در ازدواج می تواند برای رابطه او با شوهرش بسیار خطرناک و ویرانگر باشد.
➕ از این رو یک قانون بسیار ساده وجود دارد که باید به آن توجه کرد: زن شاد به معنای زندگی شاد است. اگر می خواهید ازدواج موفق و شادی داشته باشید باید نیازهای زنتان را برآورده کنید زیرا این موضوع بهترین انگیزه برای انجام امور دیگر ازدواج را در اختیار وی قرار خواهد داد. اگر از ازدواجتان خوشحال نیستید به شریک زندگی تان بگویید و برای بهبود شرایط با هم همکاری کنید...
@zistboommedia
@EveDaughters
رضایت زنان بسیار مهمتر و حیاتیتر از رضایت مردان است؟
➕ در ایالات متحده بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. شاید فکر کنید که طلاق چیزی است که برای دیگران رخ می دهد و شما آن را تجربه نخواهید کرد اما در عصر کنونی چنین باوری اصولاً اشتباه است. در ادامه این مطلب می خواهیم برای جلوگیری از طلاق و بدست آوردن درکی بهتر از رضایت از ازدواج و رابطه زناشویی به شما کمک کنیم.
➕هر چه رضایت زن از بودن در کنار همسر بیشتر باشد، شوهر از زندگی خود راضی تر و خوشحال تر خواهد بود. موضوع به روانشناسی زن باز می گردد. زنان معمولاً در صورت موفق بودن ازدواجشان، بیشتر از مردان برای رابطه و همسر خود تلاش می کنند و این موضوع تاثیر بیشتر و بهتری بر زندگی شوهر دارد.
➕بر اساس تحقیقاتی که روی ۳۹۴ زوج انجام شد که به طور متوسط ۳۹ سال با هم زندگی کرده بودند، مشخص شد که به طور کلی آن ها از ۶ به ازدواج خود نمره بالای ۵ را می دادند. نکته جالب تر اینکه نمره های داده شده توسط مردان در مورد ازدواج خود بسیار بیشتر و مثبت تر از زنانشان بود. در واقع زن خوشحال از ازدواج باعث می شود که مرد بیشتر از ازدواج خود راضی باشد. این تحقیقات یک نتیجه جالب دیگر نیز داشت و آن اینکه اگر شوهران مریض شوند، زنان آن ها احساس خوشحالی کمتری نسبت به ازدواجشان خواهند داشت. در مقابل ، سطح شادی شوهران وقتی که زنانشان مریض می شدند تغییر پیدا نمی کرد.
➕توضیح این تفاوت نیز ساده است. زنان همیشه از مردانشان مراقبت می کنند وقتی که آن ها را مریض ببینند. این موضوع می تواند برای زنان بسیار استرس زا باشد اما وقتی که زنان مریض می شوند، آن ها بیشتر به دختران خود تکیه می کنند (در صورتی که دختر داشته باشند) به همین دلیل مردان دیگر آن استرس را تجربه نخواهند کرد.
➕ پروفسور پل دولان مدعی می شود که مردان بیشتر از زنان از ازدواج سود می برند. زنان متاهل در اثر استرس ازدواج کمتر عمر می کنند در حالی که طول عمر مردان متاهل بیشتر است. این موضوع ثابت می کند که زوجین می توانند رابطه خود را بهبود بخشند اگر در دوران بیماری و مشکلات یکدیگر، نیازهای دیگری را مد نظر قرار دهند.زن و شوهر باید عشق و علاقه و اهمیت دادن به دیگری را نشان دهند تا زندگی شادتری با هم داشته باشند.در واقع سطح رضایت و خوشحالی از ازدواج ثاثیر مشابهی بر کیفیت ازدواج ندارد در حالی که برای زنان، احساس ناشادی در ازدواج می تواند برای رابطه او با شوهرش بسیار خطرناک و ویرانگر باشد.
➕ از این رو یک قانون بسیار ساده وجود دارد که باید به آن توجه کرد: زن شاد به معنای زندگی شاد است. اگر می خواهید ازدواج موفق و شادی داشته باشید باید نیازهای زنتان را برآورده کنید زیرا این موضوع بهترین انگیزه برای انجام امور دیگر ازدواج را در اختیار وی قرار خواهد داد. اگر از ازدواجتان خوشحال نیستید به شریک زندگی تان بگویید و برای بهبود شرایط با هم همکاری کنید...
@zistboommedia
@EveDaughters
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
👍14
آرمسترانگ با اشاره به فیلم وودی آلن مینویسد: «وودی آلن در فیلم زنان و شوهران همدلانه کاریکاتوری از آن نوع اشتیاقی که میتوان سرچشمه اش را به این درک درست رساند، ترسیم میکند. اسپنسر جویای زنی بود که به گلف، شیمی معدنی، رابطه جنسی در فضای باز و موسیقی باخ علاقه داشته باشد. خلاصه اینکه او به دنبال خودش بود، منتها از نوع زنانه اش. جنبه دردناک این لطیفه آن است که این تلاش برای چیرگی بر مشکلی از مشکلات عشق منجر به کناره گرفتن از عشق میشود.»
📚اسطوره کاوی عشق در فرهنگ ایرانی
دکتر #بهمن_نامورمطلق
برای مطالعه بیشتر فیلم:
https://www.cinscreen.com/?id=8427
@EveDaughters
📚اسطوره کاوی عشق در فرهنگ ایرانی
دکتر #بهمن_نامورمطلق
برای مطالعه بیشتر فیلم:
https://www.cinscreen.com/?id=8427
@EveDaughters
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همیشه پای یک مرد در میان است!
✍یاسرعرب
چرا بین تکالیفی که از زنان در جامعهی ما انتظار میرود با میزان اعطای حقوق آنها نسبت متناسبی برقرار نیست؟
چرا در سیاستگذاریهای حوزهی زنان عمدتا مردان حضور داشته و تصمیم ساز هستند؟
چرا فرایندهای تغییر پوشش در زنان بسیار بیشتر از مردان مورد رصد و حساسیت است؟
چرا رشتهی مطالعات زنان داریم اما رشته مطالعات مردان نداریم؟
گزارهی《همیشه پای یک زن در میان است!》تا چه حد منطبق بر واقعیات تاریخ اجتماعی ماست؟
برش انتخابی از قسمت سوم داستان سکسوالیته ایرانی (جنس گناهکار-زیست واکنشی) را ملاحظه فرموده و مخاطب این ارائه دکتر #محسن_بدره، دکتری مطالعات زنان در لینک زیر باشید👇
https://youtu.be/I4ryVfgyG-Y
#نشوز_مردان
#مطالعات_مردان
#مزدکیان
#اشتراک_زنان
@kherad_jensi
✍یاسرعرب
چرا بین تکالیفی که از زنان در جامعهی ما انتظار میرود با میزان اعطای حقوق آنها نسبت متناسبی برقرار نیست؟
چرا در سیاستگذاریهای حوزهی زنان عمدتا مردان حضور داشته و تصمیم ساز هستند؟
چرا فرایندهای تغییر پوشش در زنان بسیار بیشتر از مردان مورد رصد و حساسیت است؟
چرا رشتهی مطالعات زنان داریم اما رشته مطالعات مردان نداریم؟
گزارهی《همیشه پای یک زن در میان است!》تا چه حد منطبق بر واقعیات تاریخ اجتماعی ماست؟
برش انتخابی از قسمت سوم داستان سکسوالیته ایرانی (جنس گناهکار-زیست واکنشی) را ملاحظه فرموده و مخاطب این ارائه دکتر #محسن_بدره، دکتری مطالعات زنان در لینک زیر باشید👇
https://youtu.be/I4ryVfgyG-Y
#نشوز_مردان
#مطالعات_مردان
#مزدکیان
#اشتراک_زنان
@kherad_jensi
👏5👍1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت مجازی+تجربه دوباره مادری، اخلاق یا بی اخلاقی؟
🔺یه برنامه تلویزیونی در کره پخش میشود به اسم «ملاقات با شما».
این برنامه در یک حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» را که دخترش «نایون» را در سال 2016 بعلت یک بیماری از دست داده بود، بوسیلهی واقعیت مجازی رو در رو کرده است.
خانم نایون یه هدست واقعیت مجازی VR را روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش آنجا منتظرش بود.
خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود.
نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش میپرسد کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟
مادرش جواب داد: همیشه این کار را میکنم.
نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان.
جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم.
شوهر، پسرش و بقیهی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختند
@hashiyeh_news24
@EveDaughters
🔺یه برنامه تلویزیونی در کره پخش میشود به اسم «ملاقات با شما».
این برنامه در یک حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» را که دخترش «نایون» را در سال 2016 بعلت یک بیماری از دست داده بود، بوسیلهی واقعیت مجازی رو در رو کرده است.
خانم نایون یه هدست واقعیت مجازی VR را روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش آنجا منتظرش بود.
خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود.
نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش میپرسد کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟
مادرش جواب داد: همیشه این کار را میکنم.
نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان.
جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم.
شوهر، پسرش و بقیهی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختند
@hashiyeh_news24
@EveDaughters
😢4😭3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن مرد آمد...
مرد هم کمک مالی کرد و هم اسباب کمک بیشتر عابرین را برای زن فراهم کرد.
میشود مرد بود و به بهانه کمک کردن به یک زن از او سواستفادههای جنسی نکرد.
تا وقتی حمایت مالی را در گرو استفاده از بدن یک زن میدانی، به مردانگیات شک کن.
@EveDaughters
مرد هم کمک مالی کرد و هم اسباب کمک بیشتر عابرین را برای زن فراهم کرد.
میشود مرد بود و به بهانه کمک کردن به یک زن از او سواستفادههای جنسی نکرد.
تا وقتی حمایت مالی را در گرو استفاده از بدن یک زن میدانی، به مردانگیات شک کن.
@EveDaughters
👏8👍3
نقش مادر و همسر شاه اسماعیل صفوی!
دلایل کینه اسماعیل به اهل سنت را چنین میتوان برشمرد:
۱:مادر اسماعیل نامش مارتا و مسیحی مسلک بود و نام مادر مارتا نیز کاترینا(=مادربزرگ اسماعیل) بود که یک مسیحی متعصبی بود. چون پدران و برادران مارتا در جنگ با عثمانی ها کشته شده بودند لذا مارتا و کاترینا کینه شدیدی از سنّی ها در دل داشتند که مارتا آنرا به اسماعیل القا کرد.
۲_شیخ جنید سنّی در تهاجم به چرکسها مجبور به جنگ با شروانشاه خلیل الله سنّی شد و شیخ جنید کشته شد. همچنین شیخ حیدر سنّی مذهب که پدر اسماعیل و همسر مارتا باشد برای انتقام خون پدرش(=شیخ جنید) با شروانشاه فرّخ یسار سنّی جنگید و کشته شد، لذا کشته شدن پدر اسماعیل و همسر مارتا به دست حاکمان سنّی باعث شد که مارتا، هرچه بیشتر، آتش سنّی ستیزی را در دل اسماعیل شعله ور تر کند. اینگونه بود که شاه اسماعیل صفوی کمر به قتل اکثرا سنّی مذهب بست تا آنها را به زور شیعه دوازده امامی کند.
📚منبع: قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 66 تا 70 و 82
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
دلایل کینه اسماعیل به اهل سنت را چنین میتوان برشمرد:
۱:مادر اسماعیل نامش مارتا و مسیحی مسلک بود و نام مادر مارتا نیز کاترینا(=مادربزرگ اسماعیل) بود که یک مسیحی متعصبی بود. چون پدران و برادران مارتا در جنگ با عثمانی ها کشته شده بودند لذا مارتا و کاترینا کینه شدیدی از سنّی ها در دل داشتند که مارتا آنرا به اسماعیل القا کرد.
۲_شیخ جنید سنّی در تهاجم به چرکسها مجبور به جنگ با شروانشاه خلیل الله سنّی شد و شیخ جنید کشته شد. همچنین شیخ حیدر سنّی مذهب که پدر اسماعیل و همسر مارتا باشد برای انتقام خون پدرش(=شیخ جنید) با شروانشاه فرّخ یسار سنّی جنگید و کشته شد، لذا کشته شدن پدر اسماعیل و همسر مارتا به دست حاکمان سنّی باعث شد که مارتا، هرچه بیشتر، آتش سنّی ستیزی را در دل اسماعیل شعله ور تر کند. اینگونه بود که شاه اسماعیل صفوی کمر به قتل اکثرا سنّی مذهب بست تا آنها را به زور شیعه دوازده امامی کند.
📚منبع: قزلباشان در ایران، امیرحسین خنجی، ص 66 تا 70 و 82
@tanz_talkh_tarikh
@EveDaughters
👍5🤔1
توییت #علی_شریفی_زارچی، درباره موضوع اهدای کفن در صداسیما، خاصه به پروفسور #مریم_رزاقیآذر: «بند بند وجودم از دیدن ویدئوی دادن کفن و اعلامیه فوت در صداوسیما به پروفسور مریم رزاقیآذر، دانشمند بزرگی که جان بسیاری از کودکان را نجات داده، به لرزه درآمد. صداوسیما زمانی مظهر همبستگی یک ملت بود و اکنون به نماد خشم و تفرقه تبدیل شدهاست. شرم ابدی بر فرومایگانی چون جبلی و جلیلی.»
@EveDaughters
@EveDaughters
👏13👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به زعم من یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران داستان قتلهای زنجیرهای سعید حنایی و بخصوص حواشی پررنگ تر از متن آن است.
حواشی که الان بعد از گذشت دو دهه بیشتر از قبل در نظام اجتماعی دوقطبی حاکم در کشور خودش را نشان میدهد.
مهمترین سونامی ضدفرهنگی، بعد از دستگیری حنایی، آشکارشدن پدیده سهمگین طرفداران حنایی بود. طرفدارانی که از فرزند و همسر و مادر تا مردم محله او و در نهایت در وسعت ملی خودشان را نشان دادند.
برای دیدن مستند کامل سعید حنایی، مردی که ۱۶زن را براحتی به قتل رساند و به ده نفر ایشان هم تجاوز کرده بود از لینک زیر استفاده کنید:
https://www.aparat.com/v/ytUdL/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%26quot%3B%D9%88_
@EveDaughters
حواشی که الان بعد از گذشت دو دهه بیشتر از قبل در نظام اجتماعی دوقطبی حاکم در کشور خودش را نشان میدهد.
مهمترین سونامی ضدفرهنگی، بعد از دستگیری حنایی، آشکارشدن پدیده سهمگین طرفداران حنایی بود. طرفدارانی که از فرزند و همسر و مادر تا مردم محله او و در نهایت در وسعت ملی خودشان را نشان دادند.
برای دیدن مستند کامل سعید حنایی، مردی که ۱۶زن را براحتی به قتل رساند و به ده نفر ایشان هم تجاوز کرده بود از لینک زیر استفاده کنید:
https://www.aparat.com/v/ytUdL/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%26quot%3B%D9%88_
@EveDaughters
👍5
یک گزارش بیسابقه از کابوس کودکان غزه
نتایج تکان دهنده یک پژوهش علمی با موضوع تأثیر روانی جنگ بر کودکان آسیبپذیر در غزه
نوشته و ترجمه: مهگان فرهنگ
بازتولید نا امیدی و بی ثباتی اجتماعی
از ابتدای جنگ بین غزه و اسراییل آمارها و اطلاعات کودکان را در این جنگ دنبال میکنم و گاها دربارهی آن صحبت کردهام یا نوشتهام. مطلبی توسط انجمن یا سازمان وار چایلد ارائه شده که یک ارزیابی علمی شکل گرفته توسط این سازمان و همکارانشان در غزه میباشد و طی این نظر سنجی و تحقیق نشان میدهد که ۹۲٪ از کودکان “واقعیت را نمیپذیرند”، ۷۹ درصد از کابوس رنج میبرند و آمارهای دیگر که در ادامه خواهم نوشت. اما مهمترین اتفاق رنجی است که بر این کودکان میرود و این تأثیر روانی تا سالهای سال و نسلها بعد بر آنها و آن منطقه خواهد ماند. آنقدر حجم تلخی و ناراحتی در خاورمیانه زیاد است که حتی دیدن تصاویر تلخ نیز برای مردمان خاورمیانه عادی شده است. در جامعهشناسی، ناامیدی و خشونت علیه کودکان به عنوان پدیدههای اجتماعی پیچیده مورد بررسی قرار میگیرند که از عوامل ساختاری، فرهنگی و اقتصادی سرچشمه میگیرند. خشونت، چه به صورت فیزیکی، روانی یا نمادین، تأثیرات مخربی بر رشد فردی و اجتماعی کودکان میگذارد و میتواند زمینهساز چرخههای مداوم آسیب اجتماعی شود.
ناامیدی کودکان
ناامیدی در کودکان، بهخصوص در جوامعی که دچار جنگ، فقر یا نابرابریهای اجتماعی هستند، نتیجهی عدم دسترسی به فرصتهای برابر، امنیت روانی و اجتماعی است. این شرایط باعث شکلگیری احساس ناتوانی و بیمعنایی در کودکان میشود که خود میتواند به انزوای اجتماعی، افسردگی و بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
از منظر جامعهشناختی، خشونت علیه کودکان نه تنها یک مسئله فردی بلکه یک مشکل ساختاری است که به بازتولید ناامیدی و بیثباتی اجتماعی دامن میزند. جوامعی که قادر به حمایت از کودکان و محافظت از آنها در برابر خشونت و آسیب نیستند، در آینده با نسلهایی آسیبدیده مواجه خواهند شد که توانایی مشارکت فعال و سازنده در اجتماع را نخواهند داشت.
در این گزارش بیسابقه که توسط مرکز آموزش جامعه برای مدیریت بحران (CTCCM) در غزه تهیه شده و از سوی اتحاد سازمان وار چایلد (War Child) حمایت میشود، تأثیرات روانی تکاندهنده جنگ جاری بر کودکان در غزه را به تصویر کشیده شده است. موضوع: محافظت و ایمنی کودکان در منطقهی غزه میباشد و این مطالعه ارزیابی نیازها که با بیش از ۵۰۰ کودک، والدین و مراقبان آنها مصاحبه کرده است – از خانوادههایی که در آن حداقل یک کودک معلول، مجروح یا بدون همراه وجود دارد – نشان میدهد که بیش از یک سال آوارگی، فقدان و بمباران مداوم، کودکان آسیبپذیر در غزه را دچار آسیبهای روانی شدیدی کرده و خانوادههای آنها را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
🔺برای آسیبپذیرترین کودکان در غزه، مراقبان گزارش دادهاند که:
۹۶٪ از کودکان احساس میکنند مرگ آنها قریبالوقوع است.
۹۲٪ از کودکان واقعیت را نمیپذیرند.
۸۷٪ ترس شدید از خود نشان میدهند.
۷۹٪ کابوسهای شبانه دارند.
۷۷٪ از کودکان از صحبت در مورد حوادث آسیبزا اجتناب میکنند.
۷۳٪ کودکان علائم پرخاشگری نشان میدهند.
۴۹٪ از کودکان به دلیل جنگ آرزوی مرگ دارند.
و بسیاری دیگر علائم انزوا، اضطراب شدید و حس ناامیدی فراگیر را از خود نشان میدهند.
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://ir-women.com/20491
@EveDaughters
نتایج تکان دهنده یک پژوهش علمی با موضوع تأثیر روانی جنگ بر کودکان آسیبپذیر در غزه
نوشته و ترجمه: مهگان فرهنگ
بازتولید نا امیدی و بی ثباتی اجتماعی
از ابتدای جنگ بین غزه و اسراییل آمارها و اطلاعات کودکان را در این جنگ دنبال میکنم و گاها دربارهی آن صحبت کردهام یا نوشتهام. مطلبی توسط انجمن یا سازمان وار چایلد ارائه شده که یک ارزیابی علمی شکل گرفته توسط این سازمان و همکارانشان در غزه میباشد و طی این نظر سنجی و تحقیق نشان میدهد که ۹۲٪ از کودکان “واقعیت را نمیپذیرند”، ۷۹ درصد از کابوس رنج میبرند و آمارهای دیگر که در ادامه خواهم نوشت. اما مهمترین اتفاق رنجی است که بر این کودکان میرود و این تأثیر روانی تا سالهای سال و نسلها بعد بر آنها و آن منطقه خواهد ماند. آنقدر حجم تلخی و ناراحتی در خاورمیانه زیاد است که حتی دیدن تصاویر تلخ نیز برای مردمان خاورمیانه عادی شده است. در جامعهشناسی، ناامیدی و خشونت علیه کودکان به عنوان پدیدههای اجتماعی پیچیده مورد بررسی قرار میگیرند که از عوامل ساختاری، فرهنگی و اقتصادی سرچشمه میگیرند. خشونت، چه به صورت فیزیکی، روانی یا نمادین، تأثیرات مخربی بر رشد فردی و اجتماعی کودکان میگذارد و میتواند زمینهساز چرخههای مداوم آسیب اجتماعی شود.
ناامیدی کودکان
ناامیدی در کودکان، بهخصوص در جوامعی که دچار جنگ، فقر یا نابرابریهای اجتماعی هستند، نتیجهی عدم دسترسی به فرصتهای برابر، امنیت روانی و اجتماعی است. این شرایط باعث شکلگیری احساس ناتوانی و بیمعنایی در کودکان میشود که خود میتواند به انزوای اجتماعی، افسردگی و بروز رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
از منظر جامعهشناختی، خشونت علیه کودکان نه تنها یک مسئله فردی بلکه یک مشکل ساختاری است که به بازتولید ناامیدی و بیثباتی اجتماعی دامن میزند. جوامعی که قادر به حمایت از کودکان و محافظت از آنها در برابر خشونت و آسیب نیستند، در آینده با نسلهایی آسیبدیده مواجه خواهند شد که توانایی مشارکت فعال و سازنده در اجتماع را نخواهند داشت.
در این گزارش بیسابقه که توسط مرکز آموزش جامعه برای مدیریت بحران (CTCCM) در غزه تهیه شده و از سوی اتحاد سازمان وار چایلد (War Child) حمایت میشود، تأثیرات روانی تکاندهنده جنگ جاری بر کودکان در غزه را به تصویر کشیده شده است. موضوع: محافظت و ایمنی کودکان در منطقهی غزه میباشد و این مطالعه ارزیابی نیازها که با بیش از ۵۰۰ کودک، والدین و مراقبان آنها مصاحبه کرده است – از خانوادههایی که در آن حداقل یک کودک معلول، مجروح یا بدون همراه وجود دارد – نشان میدهد که بیش از یک سال آوارگی، فقدان و بمباران مداوم، کودکان آسیبپذیر در غزه را دچار آسیبهای روانی شدیدی کرده و خانوادههای آنها را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
🔺برای آسیبپذیرترین کودکان در غزه، مراقبان گزارش دادهاند که:
۹۶٪ از کودکان احساس میکنند مرگ آنها قریبالوقوع است.
۹۲٪ از کودکان واقعیت را نمیپذیرند.
۸۷٪ ترس شدید از خود نشان میدهند.
۷۹٪ کابوسهای شبانه دارند.
۷۷٪ از کودکان از صحبت در مورد حوادث آسیبزا اجتناب میکنند.
۷۳٪ کودکان علائم پرخاشگری نشان میدهند.
۴۹٪ از کودکان به دلیل جنگ آرزوی مرگ دارند.
و بسیاری دیگر علائم انزوا، اضطراب شدید و حس ناامیدی فراگیر را از خود نشان میدهند.
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://ir-women.com/20491
@EveDaughters
کانون زنان ایرانی
یک گزارش بیسابقه از کابوس کودکان غزه | کانون زنان ایرانی
😢6
عروسک بِی از دستساختههای قدیمی زنان شوشتر است که از سادهترین مواد و ابزار اولیه و از دورریز پارچههای ساده و گلدار ساخته میشد. بِی گردن باریک و جثهای تقریباً درشت دارد با پوششی که الگوگرفته از پوشاک زنان قدیم شوشتر است.
ویژگی اصلی این عروسک که سال گذشته بعنوان اثر ملی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ملی به ثبت رسید، عدم تساوی قد پاهای عروسک است. هدف از ساخت عروسک عادت کردن کودکان به پذیرش نقصهای مادرزادی و پس نزدن افراد معلول در جامعه است. برخی هم معتقدند باید پذیرفت همه موجودات نقص دارند و این از ویژگیهای بشر است.
@EveDaughters
ویژگی اصلی این عروسک که سال گذشته بعنوان اثر ملی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ملی به ثبت رسید، عدم تساوی قد پاهای عروسک است. هدف از ساخت عروسک عادت کردن کودکان به پذیرش نقصهای مادرزادی و پس نزدن افراد معلول در جامعه است. برخی هم معتقدند باید پذیرفت همه موجودات نقص دارند و این از ویژگیهای بشر است.
@EveDaughters
👏10
مردها هم عاشق میشوند!
صبحها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم.
راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام.
ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند.
ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند.
یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد.
چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت:
«ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم.
به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.»
نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند.
راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند.
دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید.
چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است.
از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست.
پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت.
در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود.
راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.»
به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه»
بعد گفت: «اگر ماه دیگه هم نیاد میمیرم.»/زنامروزی
@EveDaughters
صبحها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم.
راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام.
ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند.
ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند.
یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد.
چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت:
«ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم.
به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.»
نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند.
راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند.
دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید.
چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است.
از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست.
پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت.
در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود.
راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.»
به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه»
بعد گفت: «اگر ماه دیگه هم نیاد میمیرم.»/زنامروزی
سروش صحت
@EveDaughters
❤8😱1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلا نوشته، سکس کشیده!
✍یاسرعرب
از اولین روزهایی که آدمیان امکان خلوت در غارها را داشتهاند تا همین زمان که این خلا در توالت برایمان ایجاد میشود علاقهای عجیب و مرموز در کشیدن و نوشتن و روایت کردن آنچه در مکنونات قلبی ما آدمها جاری و ساری بوده، مشاهده میشود.
واقعیت نوشتن مطالب اروتیک و کشیدن تصویر رابطه جنسی یا گذاشتن شماره تلفن پشت در توالت عمومیها منحصر به کشور ما نیست و فقط موضوع جنسی را نیز در بر نمیگیرد. فحاشی سیاسی با رادیکالترین شکل خود یکی دیگر از موضوعات خلا نوشتههاست که جای تامل و واکاوی دارد.
اینجاست که ضمن مشاهدهی برشی انتخابی از قسمت چهارم مجموعه داستان سکسوالیته ایرانی با عنوان《خلا نوشته》 میتوانید مخاطب این ارائهی دکتر #محسن_بدره، دکتری مطالعات زنان در لینک زیر باشید:
https://youtu.be/l-tJdjFjE04
@kherad_jensi
@EveDaughters
✍یاسرعرب
از اولین روزهایی که آدمیان امکان خلوت در غارها را داشتهاند تا همین زمان که این خلا در توالت برایمان ایجاد میشود علاقهای عجیب و مرموز در کشیدن و نوشتن و روایت کردن آنچه در مکنونات قلبی ما آدمها جاری و ساری بوده، مشاهده میشود.
واقعیت نوشتن مطالب اروتیک و کشیدن تصویر رابطه جنسی یا گذاشتن شماره تلفن پشت در توالت عمومیها منحصر به کشور ما نیست و فقط موضوع جنسی را نیز در بر نمیگیرد. فحاشی سیاسی با رادیکالترین شکل خود یکی دیگر از موضوعات خلا نوشتههاست که جای تامل و واکاوی دارد.
اینجاست که ضمن مشاهدهی برشی انتخابی از قسمت چهارم مجموعه داستان سکسوالیته ایرانی با عنوان《خلا نوشته》 میتوانید مخاطب این ارائهی دکتر #محسن_بدره، دکتری مطالعات زنان در لینک زیر باشید:
https://youtu.be/l-tJdjFjE04
@kherad_jensi
@EveDaughters
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 معرفی فیلم
Nightbitch 2024
کارگردان : marielle heller
داستان زنی که از شغل خود فاصله میگیرد تا در خانه از فرزندش نگهداری کند، اما خیلی زود دچار تغییراتی سوررئالی میشود و...
#کارخانگی
#مادران_خانه_دار
#مادران_شاغل
#روزمرگی
لینک مطالعه نقد فیلم به قلم #طاهره_جورکش :
https://t.me/femofilm/842
@EveDaughters
Nightbitch 2024
کارگردان : marielle heller
داستان زنی که از شغل خود فاصله میگیرد تا در خانه از فرزندش نگهداری کند، اما خیلی زود دچار تغییراتی سوررئالی میشود و...
#کارخانگی
#مادران_خانه_دار
#مادران_شاغل
#روزمرگی
لینک مطالعه نقد فیلم به قلم #طاهره_جورکش :
https://t.me/femofilm/842
@EveDaughters
👍3
دختران حوا
🎞 معرفی فیلم Nightbitch 2024 کارگردان : marielle heller داستان زنی که از شغل خود فاصله میگیرد تا در خانه از فرزندش نگهداری کند، اما خیلی زود دچار تغییراتی سوررئالی میشود و... #کارخانگی #مادران_خانه_دار #مادران_شاغل #روزمرگی لینک مطالعه نقد فیلم به قلم…
✍🏼 مراقبت از مراقبت
✅ چند سال پیش یکی از استادان مشهور صداوسیما در مصاحبهای پیرامون فرزندآوری گفته بود: «هم اکنون برخی خانم ها میگویند بچهدار نمیشویم برای اینکه هیکلمون به هم میخوره. ای مردهشور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو میخوای ببری آخرت؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه میخوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.»
✅دیشب به بهانه صحبت درباره کتاب ما ایوب نبودیم بحثی شد پیرامون اینکه باید از مراقبت مراقبت کنیم. مراقبت کنیم مبادا مقدس شود، مبادا فرا-برود به عبادت، مبادا منحصر به زنان بشود، مبادا مراقبتکنندگان فقط در پیشگاه خداوند دیده شوند و از رادار جامعه حذف شوند، مبادا با رنجشان تنها بمانند، مبادا نگاه سانتیمانتال به مراقبت باعث شود هرگونه پاداشی برای آن به جهان دیگر موکول شود، مبادا همه مراقبتها به سرنوشت مراقبت مادرانه دچار شوند ...
✅ صحبتهایمان تا امروز و در مجاز با دوستان دیگر ادامه پیدا کرد. درباره اینکه علاوه بر همه ملاحظات، چرا وقتی میخواهیم درباره سختیهای مراقبت صحبت کنیم، زبانمان قفل میشود؟ چرا فکر میکنیم فرد تیمارگر دیگر نباید به خودش و بهروزی خودش فکر کند؟ چرا برایمان جا افتاده که «اَجرمان زایل میشود» اگر از رنج و تنها ماندن بگوییم؟ چرا حتی وقتی قرار است گفتمانی پیرامون مفهوم گستردهای مانند پرواداری/دگرپروایی/ مراقبت شکل بگیرد باز هم فرمان ذهنمان میکشد به سمت سانتیمانتالیسم و عرفان و نمیتوانیم با صدای بلند از اهمیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و حتی معرفتی مراقبت و مراقبتکنندگان و مراقبتشوندگان بگوییم؟
✅ نه فقط جامعه که ذهن خودمان سرکوب را در ما درونی کرده است. ما زبانی نداریم که از اهمیت و حق سلامت و بهروزی مراقبتکننده بگوییم و باعث تحقیرهایی از جنس تحقیر استاد نشود. همین مادری را ببینید: ما برای هم از سختیها و احساسات متناقض و حتی منفی بارداری، زایمان، شیردهی، فرزندپروری، رفتن فرزندان از خانه و تنهایی و احساس پوچی بعد از آن میگوییم، ولی زبان مناسبی برای بیان آن نداریم. دستمان خالی است. فکر و فرهنگ و سیاستگذاری و عرف و حتی خود زبان به ما کمک نمیکنند برای بیان اینکه چقدر سخت است وقتی، از خود بیمارستان تا جامعه، به ما این حس را میدهند که خودمان مهم نیستیم. که صرفاً ابزاریم. که خیلی وقتها با شکم پارهشده و تازهدوخته تنها میمانیم (به قول دوستم فاطمه وقتی بیشترین نیاز روحی و جسمی به مراقبت را داریم با مسئولیت مراقبت از موجودی تماماً وابسته تنها میمانیم)، که در دوران اوج سلامت جسم و باردهی ذهن با ما مانند کالای مصرفی برخورد میشود و بعد دورانداخته میشویم. آن وقت که دیر شده و چیزی نمییابیم که به آن بیاویزیم. اما اگر جور دیگری حرف بزنیم / بخواهیم یا به درد خیابان میخوریم یا خاک...
#دکترمریم_نصراصفهانی
#مراقبت
#رنج_مادری
#بارداری
#شیردهی
#فرزندپروری
@neocritic
@EveDaughters
✅ چند سال پیش یکی از استادان مشهور صداوسیما در مصاحبهای پیرامون فرزندآوری گفته بود: «هم اکنون برخی خانم ها میگویند بچهدار نمیشویم برای اینکه هیکلمون به هم میخوره. ای مردهشور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو میخوای ببری آخرت؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه میخوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.»
✅دیشب به بهانه صحبت درباره کتاب ما ایوب نبودیم بحثی شد پیرامون اینکه باید از مراقبت مراقبت کنیم. مراقبت کنیم مبادا مقدس شود، مبادا فرا-برود به عبادت، مبادا منحصر به زنان بشود، مبادا مراقبتکنندگان فقط در پیشگاه خداوند دیده شوند و از رادار جامعه حذف شوند، مبادا با رنجشان تنها بمانند، مبادا نگاه سانتیمانتال به مراقبت باعث شود هرگونه پاداشی برای آن به جهان دیگر موکول شود، مبادا همه مراقبتها به سرنوشت مراقبت مادرانه دچار شوند ...
✅ صحبتهایمان تا امروز و در مجاز با دوستان دیگر ادامه پیدا کرد. درباره اینکه علاوه بر همه ملاحظات، چرا وقتی میخواهیم درباره سختیهای مراقبت صحبت کنیم، زبانمان قفل میشود؟ چرا فکر میکنیم فرد تیمارگر دیگر نباید به خودش و بهروزی خودش فکر کند؟ چرا برایمان جا افتاده که «اَجرمان زایل میشود» اگر از رنج و تنها ماندن بگوییم؟ چرا حتی وقتی قرار است گفتمانی پیرامون مفهوم گستردهای مانند پرواداری/دگرپروایی/ مراقبت شکل بگیرد باز هم فرمان ذهنمان میکشد به سمت سانتیمانتالیسم و عرفان و نمیتوانیم با صدای بلند از اهمیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و حتی معرفتی مراقبت و مراقبتکنندگان و مراقبتشوندگان بگوییم؟
✅ نه فقط جامعه که ذهن خودمان سرکوب را در ما درونی کرده است. ما زبانی نداریم که از اهمیت و حق سلامت و بهروزی مراقبتکننده بگوییم و باعث تحقیرهایی از جنس تحقیر استاد نشود. همین مادری را ببینید: ما برای هم از سختیها و احساسات متناقض و حتی منفی بارداری، زایمان، شیردهی، فرزندپروری، رفتن فرزندان از خانه و تنهایی و احساس پوچی بعد از آن میگوییم، ولی زبان مناسبی برای بیان آن نداریم. دستمان خالی است. فکر و فرهنگ و سیاستگذاری و عرف و حتی خود زبان به ما کمک نمیکنند برای بیان اینکه چقدر سخت است وقتی، از خود بیمارستان تا جامعه، به ما این حس را میدهند که خودمان مهم نیستیم. که صرفاً ابزاریم. که خیلی وقتها با شکم پارهشده و تازهدوخته تنها میمانیم (به قول دوستم فاطمه وقتی بیشترین نیاز روحی و جسمی به مراقبت را داریم با مسئولیت مراقبت از موجودی تماماً وابسته تنها میمانیم)، که در دوران اوج سلامت جسم و باردهی ذهن با ما مانند کالای مصرفی برخورد میشود و بعد دورانداخته میشویم. آن وقت که دیر شده و چیزی نمییابیم که به آن بیاویزیم. اما اگر جور دیگری حرف بزنیم / بخواهیم یا به درد خیابان میخوریم یا خاک...
#دکترمریم_نصراصفهانی
#مراقبت
#رنج_مادری
#بارداری
#شیردهی
#فرزندپروری
@neocritic
@EveDaughters
👍7
دختران حوا
🎞 معرفی فیلم Nightbitch 2024 کارگردان : marielle heller داستان زنی که از شغل خود فاصله میگیرد تا در خانه از فرزندش نگهداری کند، اما خیلی زود دچار تغییراتی سوررئالی میشود و... #کارخانگی #مادران_خانه_دار #مادران_شاغل #روزمرگی لینک مطالعه نقد فیلم به قلم…
خشم سرکوبشده، تونلی به سمت غریزه
📌فیلم Night bitch، را میتوان به دوبخش تقسیم کرد. بخش اول اعتراض نسبت به افسانه مادری است، یعنی همان کلیشه های فرهنگی در رابطه با زن کامل یعنی مادر و باز تعیین حدود و ثغور مرزهای برترین مادر.
تعاریفی که تحلیلشان بازنمایی عمیق تفکرات پدرسالاری است.
اعتراض به افسانه مادری، پیش از این هم در فیلمهای قابل توجهی در معرض دید مخاطبین قرار گرفته است. یکی از نمونههای آن فیلم تالی، است که نقد آن در کانال دختران حوا، گذاشته شده بود.
🔸برای مطالعه نقد فیلم تالی tully :
🎞 https://t.me/EveDaughters/2002
اما وجه تمایز جدی فیلم night bitch با فیلم tully و موارد مشابه، پرداخت به بعد دیگری از داستان مادری است. یعنی رابطه بین حیوانات و زنان. در جایی از فیلم به کتابی در ژانر علمی تخیلی اشاره میشود. کتابی که حاوی مثالهایی درباره تغییر هویت زنان به حیوانات است که در قالب اسطوره بدان پرداخته شده است.
اما مسئله چیست، بعد از مطالعه نقد خانم جورکش و استفاده از تحلیل ارزشمند ایشان، لازم دیدم به نگاه متفاوت خود در رابطه با موضوع تغییر هویت زنان از زنانگی کلیشهای به حیوانیت غریزی اشاره کنم:
🔹اولین باری که در فیلم، زن شاهد دگربودگی خود برای نجات از هویت زنانه میشود به دو واژه کلیدی اشاره میکند: #خشم و #غریزه.
خشم دقیقا همان حسی است که بسیاری از زنان بخصوص بعد از تجربه مادری احساس میکنند. خشم حاصل از نادیده انگاری، خشم بخاطر به یکباره زیر مسئولیت سنگین رفتن، آنهم غالبا به صورت تنهایی، خشم بخاطر اینکه حتی اجازه اعتراض ندارند و شکایتشان حمل به ناشکری میشود. خشمی که زنان را به غرایز اولیه انسانی وصل میکند.
تصور کنید این خشم برای زنانی که پیش از زایمان، تجربه موفقیت در سپهر عمومی داشتند و الان بواسطه مشغله زایمان و شیردهی و...در خانه محصور میشوند، چندین برابر است.
فیلم در حال نمایش پناه بردن به غریزه برای تحمل خشم سرکوب شده، آنهم بعنوان یک راه حل است. کارگردان معتقد است که تقریباً همه زنان، بخصوص مادران، ناخواسته این موضوع را تجربه کردهاند. برای مثال فریادها و جیغهای خاصی که زنان در حین زایمان میزنند. فریادهایی که از نظر اطرافیان و حتی خود زنان یادآور غرش حیوانات است.
اگر بخواهیم همچنان بپذیریم که انسان همان حیوانی است که صرفاً تفاوتهای مختصری با آن دارد و غرایز اولیه انسانی با حیوانات مشترک است پس دگردیسی زنانگی به حیوانیت (تکرار غرایز حیوانی، آنگاه که زن بت آبرو را بنده نیست) نباید غیرمنطقی بنظر برسد و...
اما آیا این منطق از نظر خود زنان نیز منطقی است، یا آنها هم نیاز به تلنگر دارند؟!
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
📌فیلم Night bitch، را میتوان به دوبخش تقسیم کرد. بخش اول اعتراض نسبت به افسانه مادری است، یعنی همان کلیشه های فرهنگی در رابطه با زن کامل یعنی مادر و باز تعیین حدود و ثغور مرزهای برترین مادر.
تعاریفی که تحلیلشان بازنمایی عمیق تفکرات پدرسالاری است.
اعتراض به افسانه مادری، پیش از این هم در فیلمهای قابل توجهی در معرض دید مخاطبین قرار گرفته است. یکی از نمونههای آن فیلم تالی، است که نقد آن در کانال دختران حوا، گذاشته شده بود.
🔸برای مطالعه نقد فیلم تالی tully :
🎞 https://t.me/EveDaughters/2002
اما وجه تمایز جدی فیلم night bitch با فیلم tully و موارد مشابه، پرداخت به بعد دیگری از داستان مادری است. یعنی رابطه بین حیوانات و زنان. در جایی از فیلم به کتابی در ژانر علمی تخیلی اشاره میشود. کتابی که حاوی مثالهایی درباره تغییر هویت زنان به حیوانات است که در قالب اسطوره بدان پرداخته شده است.
اما مسئله چیست، بعد از مطالعه نقد خانم جورکش و استفاده از تحلیل ارزشمند ایشان، لازم دیدم به نگاه متفاوت خود در رابطه با موضوع تغییر هویت زنان از زنانگی کلیشهای به حیوانیت غریزی اشاره کنم:
🔹اولین باری که در فیلم، زن شاهد دگربودگی خود برای نجات از هویت زنانه میشود به دو واژه کلیدی اشاره میکند: #خشم و #غریزه.
خشم دقیقا همان حسی است که بسیاری از زنان بخصوص بعد از تجربه مادری احساس میکنند. خشم حاصل از نادیده انگاری، خشم بخاطر به یکباره زیر مسئولیت سنگین رفتن، آنهم غالبا به صورت تنهایی، خشم بخاطر اینکه حتی اجازه اعتراض ندارند و شکایتشان حمل به ناشکری میشود. خشمی که زنان را به غرایز اولیه انسانی وصل میکند.
تصور کنید این خشم برای زنانی که پیش از زایمان، تجربه موفقیت در سپهر عمومی داشتند و الان بواسطه مشغله زایمان و شیردهی و...در خانه محصور میشوند، چندین برابر است.
فیلم در حال نمایش پناه بردن به غریزه برای تحمل خشم سرکوب شده، آنهم بعنوان یک راه حل است. کارگردان معتقد است که تقریباً همه زنان، بخصوص مادران، ناخواسته این موضوع را تجربه کردهاند. برای مثال فریادها و جیغهای خاصی که زنان در حین زایمان میزنند. فریادهایی که از نظر اطرافیان و حتی خود زنان یادآور غرش حیوانات است.
اگر بخواهیم همچنان بپذیریم که انسان همان حیوانی است که صرفاً تفاوتهای مختصری با آن دارد و غرایز اولیه انسانی با حیوانات مشترک است پس دگردیسی زنانگی به حیوانیت (تکرار غرایز حیوانی، آنگاه که زن بت آبرو را بنده نیست) نباید غیرمنطقی بنظر برسد و...
اما آیا این منطق از نظر خود زنان نیز منطقی است، یا آنها هم نیاز به تلنگر دارند؟!
#صالحه_خدادادی
@EveDaughters
Telegram
دختران حوا
🎞 #نقد_فیلم_تالی
فیلم پیشنهادی برای تمام زنان و مردان درگیر کلیشه های افسانه مادری
https://anthropologyandculture.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-
#رویا_پورتقی
#صالحه_خدادادی
🖊انسان شناسی فرهنگ و تمدن
@EveDaughters
فیلم پیشنهادی برای تمام زنان و مردان درگیر کلیشه های افسانه مادری
https://anthropologyandculture.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-
#رویا_پورتقی
#صالحه_خدادادی
🖊انسان شناسی فرهنگ و تمدن
@EveDaughters
👍3👎1
📌خلاصهای از نشست مجازی #خودزشت_پنداری زنان از دنیای واقعی تا مجازی در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۳
https://t.me/iran_sociology/8071
سخنرانان:
🔘 کتایون مصری: پژوهشگر مطالعات زنان و رسانه
🔘 بیتا مدنی: پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده
🎙دکتر بیتا مدنی:
🔺اختلال خود زشت پنداری جزو اختلالات روانی محسوب میشود که جزو اختلالات وسواس فکری محسوب میشود و افراد مبتلا خودشان را دچار نقص میپندارند که از پیامدهای جدی آن کشش به سوی #جراحیهای_زیبایی است.
🔺افراد مبتلا ساعات معینی را از شبانه روز درگیر این اختلال هست. غالبا این اختلال از نوجوانی آغاز میشود و مبتلایان اصلی آن زنان هستند، مطابق پژوهشهای اخیر حداقل هجده درصد از زنان جامعه مبتلا هستند.
🔺از تفاوت های جنسی در این اختلال علاوه بر تفاوت بالای زنان مبتلا نسبت به مردان، تفاوت در اعضای بدن نیز هست. مردان بیشتر در سایز #اندام_تناسلی و کم مویی سر به این اختلال مبتلا هستند اما زنان در ناراحتیهای پوستی، اعضای صورت، دندانها و امروزه اندام تناسلی درگیر هستند.
🔺در سالهای اخیر برخی از زنان بعنوان هدیه سالگرد ازدواج و...به همسر یا پارتنر جنسی خود، #لابیوپلاستی و موارد مشابه را انجام میدهند و از اندام طبیعی لابیا، بعضاً یادگاری درست میکنند و با این اوصاف #صنعت_زیباییجنسی بسیار رونق پیدا کرده است.
🔺رسانهها فارغ از وابستگی خود به حکومت تاثیر بسزایی تاثیر جدی در اقناع مخاطبین خود برای ورود به صنعت زیبایی دارند.
صنعت زیبایی ذیل نظام سرمایه داری، پروسهای از تولید، جذب نیروی کار و جذب مخاطب برای انجام و القا زشت پنداری نسبت به بدن را دارد.
🔺معرفی کارتلهای نظام سرمایه داری حامی این صنعت و #آگاهی_جنسیتی در فهم آسیبهای این صنعت مهم هستند.
🔺انزوای اجتماعی، نارضایتی از بدن، کمبود اعتماد به نفس، درگیری با اعضای بدن، کاهش کیفیت زندگی و تمایل به تغییر اعضای بدن و حتی افکار مربوط به #خودکشی از علائم این اختلال است.
🎙دکتر کتایون مصری:
🔸تصویر دیگران از ما در ذهنشان بخشی از هویت ما را تشکیل میدهد و هرچه فاصله ذهنی ما از بدنمان در ذهن مخاطب با پارامترهای زیبایی معرفی شده در جامعه بیشتر باشد فرض وجود نقص در بدن بیشتر و آزردگی حاصل از آن عمیقتر است.
🔸فضای مجازی بستر اعتیاد مخاطبین خود را نسبت به موضوع صنعت زیبایی فراهم کرده است بنحوی که مخاطبین خود را در معرض بمباران اطلاعاتی قرار میدهد.
🔸در حال حاضر بیش از صد کانال و صفحه در فضای مجازی وجود دارد که مالکین آن پزشکان متخصص هستند که در حال تزریق الگوهای زیبایی و دستکاری ذهن مخاطبین هستند. این آمار جدایی از فضای مجازی عظیم در اختیار آرایشگران و افراد غیر متخصص است.
🔸ایده آلهای تبلیغ شده با ویژگیهای بدن طبیعی فاصله دارد و اقلیت بسیار کوچکی از جامعه جهانی، با این پارامترها آنهم بخشی از بدنشان تطبیق دارد. اما اکثریت جامعه بدون درنظر گرفتن نژاد، طبیعت بدن و خصایص انسانی مبتلا به خود زشتانگاری شده و در نهایت در صدد نواقص برمیآیند.
🔸این فرایند بدون آگاهی، بتدریج تبدیل به یک سندروم خواهد شد و راه حل آن آگاهی نسبت به این فرایند تثبیت الگوهای ناهنجار زیبایی به نرم اجتماعی است.
🔸با انجام یک پژوهش تحلیل مضمون، در رابطه با کامنتهای موجود در فضای مجازی متوجه یک عارضه اجتماعی نسبت به موضوع لزوم وجود زیبایی در بین سخنرانان فارغ از موضوع سخنرانی میشویم.
این معضل یک #عارضه_اجتماعی است و نباید آن را صرفا یک عارضه فردی دانست. این موضوع تفاوت دیدگاه جامعهشناختی و روانشناختی نسبت به موضوع است.
@EveDaughters
https://t.me/iran_sociology/8071
سخنرانان:
🔘 کتایون مصری: پژوهشگر مطالعات زنان و رسانه
🔘 بیتا مدنی: پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده
🎙دکتر بیتا مدنی:
🔺اختلال خود زشت پنداری جزو اختلالات روانی محسوب میشود که جزو اختلالات وسواس فکری محسوب میشود و افراد مبتلا خودشان را دچار نقص میپندارند که از پیامدهای جدی آن کشش به سوی #جراحیهای_زیبایی است.
🔺افراد مبتلا ساعات معینی را از شبانه روز درگیر این اختلال هست. غالبا این اختلال از نوجوانی آغاز میشود و مبتلایان اصلی آن زنان هستند، مطابق پژوهشهای اخیر حداقل هجده درصد از زنان جامعه مبتلا هستند.
🔺از تفاوت های جنسی در این اختلال علاوه بر تفاوت بالای زنان مبتلا نسبت به مردان، تفاوت در اعضای بدن نیز هست. مردان بیشتر در سایز #اندام_تناسلی و کم مویی سر به این اختلال مبتلا هستند اما زنان در ناراحتیهای پوستی، اعضای صورت، دندانها و امروزه اندام تناسلی درگیر هستند.
🔺در سالهای اخیر برخی از زنان بعنوان هدیه سالگرد ازدواج و...به همسر یا پارتنر جنسی خود، #لابیوپلاستی و موارد مشابه را انجام میدهند و از اندام طبیعی لابیا، بعضاً یادگاری درست میکنند و با این اوصاف #صنعت_زیباییجنسی بسیار رونق پیدا کرده است.
🔺رسانهها فارغ از وابستگی خود به حکومت تاثیر بسزایی تاثیر جدی در اقناع مخاطبین خود برای ورود به صنعت زیبایی دارند.
صنعت زیبایی ذیل نظام سرمایه داری، پروسهای از تولید، جذب نیروی کار و جذب مخاطب برای انجام و القا زشت پنداری نسبت به بدن را دارد.
🔺معرفی کارتلهای نظام سرمایه داری حامی این صنعت و #آگاهی_جنسیتی در فهم آسیبهای این صنعت مهم هستند.
🔺انزوای اجتماعی، نارضایتی از بدن، کمبود اعتماد به نفس، درگیری با اعضای بدن، کاهش کیفیت زندگی و تمایل به تغییر اعضای بدن و حتی افکار مربوط به #خودکشی از علائم این اختلال است.
🎙دکتر کتایون مصری:
🔸تصویر دیگران از ما در ذهنشان بخشی از هویت ما را تشکیل میدهد و هرچه فاصله ذهنی ما از بدنمان در ذهن مخاطب با پارامترهای زیبایی معرفی شده در جامعه بیشتر باشد فرض وجود نقص در بدن بیشتر و آزردگی حاصل از آن عمیقتر است.
🔸فضای مجازی بستر اعتیاد مخاطبین خود را نسبت به موضوع صنعت زیبایی فراهم کرده است بنحوی که مخاطبین خود را در معرض بمباران اطلاعاتی قرار میدهد.
🔸در حال حاضر بیش از صد کانال و صفحه در فضای مجازی وجود دارد که مالکین آن پزشکان متخصص هستند که در حال تزریق الگوهای زیبایی و دستکاری ذهن مخاطبین هستند. این آمار جدایی از فضای مجازی عظیم در اختیار آرایشگران و افراد غیر متخصص است.
🔸ایده آلهای تبلیغ شده با ویژگیهای بدن طبیعی فاصله دارد و اقلیت بسیار کوچکی از جامعه جهانی، با این پارامترها آنهم بخشی از بدنشان تطبیق دارد. اما اکثریت جامعه بدون درنظر گرفتن نژاد، طبیعت بدن و خصایص انسانی مبتلا به خود زشتانگاری شده و در نهایت در صدد نواقص برمیآیند.
🔸این فرایند بدون آگاهی، بتدریج تبدیل به یک سندروم خواهد شد و راه حل آن آگاهی نسبت به این فرایند تثبیت الگوهای ناهنجار زیبایی به نرم اجتماعی است.
🔸با انجام یک پژوهش تحلیل مضمون، در رابطه با کامنتهای موجود در فضای مجازی متوجه یک عارضه اجتماعی نسبت به موضوع لزوم وجود زیبایی در بین سخنرانان فارغ از موضوع سخنرانی میشویم.
این معضل یک #عارضه_اجتماعی است و نباید آن را صرفا یک عارضه فردی دانست. این موضوع تفاوت دیدگاه جامعهشناختی و روانشناختی نسبت به موضوع است.
@EveDaughters
👍3
دختران حوا
📌خلاصهای از نشست مجازی #خودزشت_پنداری زنان از دنیای واقعی تا مجازی در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۳ https://t.me/iran_sociology/8071 سخنرانان: 🔘 کتایون مصری: پژوهشگر مطالعات زنان و رسانه 🔘 بیتا مدنی: پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده 🎙دکتر بیتا مدنی: 🔺اختلال خود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه میتونستی یک چیز از بدنت رو تغییر بدی، چی رو تغییر می دادی؟
پاسخ های بزرگسالان و کودکان به این سوال مهم، ما رو به این درک میرسونه که جامعه، رسانه ها، استاندارد های زیبایی دروغین چطور ذهن های مارو با بزرگ تر شدن، مسموم کرده…
در حالی که بچه ها از ابتدا خودشون رو همونطور که هستند میپذیرند ولی هر چقدر بزرگ تر میشند و وارد اجتماع و شبکه های اجتماعی میشند، بیشتر از خودشون دور میشند و نمیتونن خودشون رو بپذیرند.
https://t.me/drhashemirekavandihamgam
@EveDaughters
پاسخ های بزرگسالان و کودکان به این سوال مهم، ما رو به این درک میرسونه که جامعه، رسانه ها، استاندارد های زیبایی دروغین چطور ذهن های مارو با بزرگ تر شدن، مسموم کرده…
در حالی که بچه ها از ابتدا خودشون رو همونطور که هستند میپذیرند ولی هر چقدر بزرگ تر میشند و وارد اجتماع و شبکه های اجتماعی میشند، بیشتر از خودشون دور میشند و نمیتونن خودشون رو بپذیرند.
https://t.me/drhashemirekavandihamgam
@EveDaughters
👍4👏2
🔴 سرنوشت عجیب مریم ریاضی که در تلویزیون حاشیهدار شد
📌مریم ریاضی، گوینده خبر تلویزیون در قبل از انقلاب، با پادرمیانی شخص امام، بعد از انقلاب به کارش ادامه داد، اما سرنوشت او به طرز عجیبی رقم خورد.
📌او یکی از گویندگان خبر تلویزیون در سالهای قبل از انقلاب بود که بعد از انقلاب هم به کارش ادامه داد، ولی سرنوشت عجیبی در انتظار او بود.
📌محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی و رئیس سازمان صداوسیما بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲، تقریبا یک دهه پیش در گفتوگو با «جماران» اطلاعات جالبی از مریم ریاضی را فاش کرد.
📌هاشمی در این گفتوگو به تندرویهایی که از سوی برخی افراد و جناحها در سالهای نخست انقلاب وجود داشت اشاره کرد و گفت: در همان سالهای جنگ یک خانمی به نام مریم ریاضی گوینده خبر بود که از دوران پهلوی در صداوسیما گویندگی خبر میکرد و بعد از انقلاب هم در کشور ماند و کار میکرد.
📌ایشان یکی از بهترین و توانمندترین گویندههای آن زمان صداوسیما بود. عدهای شروع کردند انتقاد از اینکه چرا یک خانم باید در صداوسیما و تلویزیون گویندگی اخبار بکند. من بارها به این منتقدان اعلام کردم الان زمان جنگ است و اگر مردان را به جبهه میفرستید باید بسیاری از کارهای دیگر را هم به زنان بسپاریم و نقش آنها را در جامعه پر رنگ کنیم.
📌خلاصه اینکه این مساله به قدری بالا گرفت که خدمت امام رفتم و مساله را با ایشان مطرح کردم و از ایشان کسب تکلیف کردم. امام سکوت کرد و چیزی نگفت. دو هفته بعد امام به مناسبتی یک پیام مهم داشتند و قرار بود این پیام از صداوسیما پخش شود.
📌مرحوم حاج سید احمدآقا با من تماس گرفتند و پرسیدند شیفت کاری مریم ریاضی چه روزی است؟ من گفتم میپرسم و به شما اطلاع میدهم. کنداکتور را نگاه کردم و به حاج احمد زنگ زدم و گفتم شیفت ایشان فرداست. حاج احمد به من گفتند میشود به او بگویی امروز بیاید. وقتی شیفت کاری را تغییر دادیم و خانم ریاضی آمد، ایشان پیام را ارسال کردند و گفتند امام گفتهاند میخواهم پیام من را مریم ریاضی بخواند. خانم ریاضی بدون کوچکترین تپق و اشتباه لفظی پیام امام را بسیار شیوا خواند. امام با این شیوهها و این کارها از عملکرد ما در آن دوران حمایت میکردند.
📌به گفته هاشمی، امام خمینی وقتی متوجه میشود که ریاضی در خانه استیجاری زندگی میکند، دستور میدهد تا برای او خانهای فراهم شود. اما چرا ناگهان مریم ریاضی ناپدید شد و رد و نشانی از او در کار خبر باقی نماند؟
ادامه ماجرا را از زبان هاشمی بخوانید:
📌بعد از مدتی خانم ریاضی با یک استاد دانشگاه ازدواج کرد و مدتی بعد همسرش گفت من دوست ندارم همسرم در تلویزیون اخبار بگوید، من هم ایشان را فرستادم گویندگی رادیو اما بعد از مدتی دوباره بهانه گرفت و گفت دوست ندارم صدای همسرم از رادیو پخش شود، من هم خانم ریاضی را فرستادم به بخش ادیت اما بهانهجوییها ادامه پیدا کرد و در نهایت یک روز یک ماشین در میدان ونک به عمد به خانم ریاضی زد و ایشان دچار خونریزی مغزی شد و فراموشی گرفت، همسرش هم او را رها کرد و رفت.
📌نکتهای که در حرفهای هاشمی جلب توجه میکند، اشاره او به عمدی بودن تصادف است. این عمدی بودن در جریان تحقیقات پلیسی و قضایی به اثبات رسیده بود؟ اگر بله، چه کسی یا کسانی مسبب آن بودند؟ چه انگیزهای در میان بود؟ عامل/ آمر به این تصادف دستگیر شدند؟ اینها سوالاتی است که در گفتوگوی جماران از هاشمی پرسیده نشده بود.
📌در سامانه جستوجوی متوفی سازمان بهشتزهرا، دو نام مریم ریاضی، بدون پیشوند و پسوند، پیدا میشود که یکی سال ۱۳۸۶ درگذشته و دیگری سال ۱۳۶۱. اولی با توجه به تاریخ تولدش نمیتواند ریاضی موردنظر ما باشد. تاریخ تولد مورد دوم هم در این سامانه درج نشده.
📌حداقل دو مریم ریاضی دیگر که در نامشان یا نام خانوادگیشان پیشوند و پسوند وجود دارد در این سامانه یافت میشود که تاریخ فوت هر دو در نیمه اول دهه ۱۳۷۰ است./اطلاعات آنلاین
@hooreechannel
@EveDaughters
📌مریم ریاضی، گوینده خبر تلویزیون در قبل از انقلاب، با پادرمیانی شخص امام، بعد از انقلاب به کارش ادامه داد، اما سرنوشت او به طرز عجیبی رقم خورد.
📌او یکی از گویندگان خبر تلویزیون در سالهای قبل از انقلاب بود که بعد از انقلاب هم به کارش ادامه داد، ولی سرنوشت عجیبی در انتظار او بود.
📌محمد هاشمی، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی و رئیس سازمان صداوسیما بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲، تقریبا یک دهه پیش در گفتوگو با «جماران» اطلاعات جالبی از مریم ریاضی را فاش کرد.
📌هاشمی در این گفتوگو به تندرویهایی که از سوی برخی افراد و جناحها در سالهای نخست انقلاب وجود داشت اشاره کرد و گفت: در همان سالهای جنگ یک خانمی به نام مریم ریاضی گوینده خبر بود که از دوران پهلوی در صداوسیما گویندگی خبر میکرد و بعد از انقلاب هم در کشور ماند و کار میکرد.
📌ایشان یکی از بهترین و توانمندترین گویندههای آن زمان صداوسیما بود. عدهای شروع کردند انتقاد از اینکه چرا یک خانم باید در صداوسیما و تلویزیون گویندگی اخبار بکند. من بارها به این منتقدان اعلام کردم الان زمان جنگ است و اگر مردان را به جبهه میفرستید باید بسیاری از کارهای دیگر را هم به زنان بسپاریم و نقش آنها را در جامعه پر رنگ کنیم.
📌خلاصه اینکه این مساله به قدری بالا گرفت که خدمت امام رفتم و مساله را با ایشان مطرح کردم و از ایشان کسب تکلیف کردم. امام سکوت کرد و چیزی نگفت. دو هفته بعد امام به مناسبتی یک پیام مهم داشتند و قرار بود این پیام از صداوسیما پخش شود.
📌مرحوم حاج سید احمدآقا با من تماس گرفتند و پرسیدند شیفت کاری مریم ریاضی چه روزی است؟ من گفتم میپرسم و به شما اطلاع میدهم. کنداکتور را نگاه کردم و به حاج احمد زنگ زدم و گفتم شیفت ایشان فرداست. حاج احمد به من گفتند میشود به او بگویی امروز بیاید. وقتی شیفت کاری را تغییر دادیم و خانم ریاضی آمد، ایشان پیام را ارسال کردند و گفتند امام گفتهاند میخواهم پیام من را مریم ریاضی بخواند. خانم ریاضی بدون کوچکترین تپق و اشتباه لفظی پیام امام را بسیار شیوا خواند. امام با این شیوهها و این کارها از عملکرد ما در آن دوران حمایت میکردند.
📌به گفته هاشمی، امام خمینی وقتی متوجه میشود که ریاضی در خانه استیجاری زندگی میکند، دستور میدهد تا برای او خانهای فراهم شود. اما چرا ناگهان مریم ریاضی ناپدید شد و رد و نشانی از او در کار خبر باقی نماند؟
ادامه ماجرا را از زبان هاشمی بخوانید:
📌بعد از مدتی خانم ریاضی با یک استاد دانشگاه ازدواج کرد و مدتی بعد همسرش گفت من دوست ندارم همسرم در تلویزیون اخبار بگوید، من هم ایشان را فرستادم گویندگی رادیو اما بعد از مدتی دوباره بهانه گرفت و گفت دوست ندارم صدای همسرم از رادیو پخش شود، من هم خانم ریاضی را فرستادم به بخش ادیت اما بهانهجوییها ادامه پیدا کرد و در نهایت یک روز یک ماشین در میدان ونک به عمد به خانم ریاضی زد و ایشان دچار خونریزی مغزی شد و فراموشی گرفت، همسرش هم او را رها کرد و رفت.
📌نکتهای که در حرفهای هاشمی جلب توجه میکند، اشاره او به عمدی بودن تصادف است. این عمدی بودن در جریان تحقیقات پلیسی و قضایی به اثبات رسیده بود؟ اگر بله، چه کسی یا کسانی مسبب آن بودند؟ چه انگیزهای در میان بود؟ عامل/ آمر به این تصادف دستگیر شدند؟ اینها سوالاتی است که در گفتوگوی جماران از هاشمی پرسیده نشده بود.
📌در سامانه جستوجوی متوفی سازمان بهشتزهرا، دو نام مریم ریاضی، بدون پیشوند و پسوند، پیدا میشود که یکی سال ۱۳۸۶ درگذشته و دیگری سال ۱۳۶۱. اولی با توجه به تاریخ تولدش نمیتواند ریاضی موردنظر ما باشد. تاریخ تولد مورد دوم هم در این سامانه درج نشده.
📌حداقل دو مریم ریاضی دیگر که در نامشان یا نام خانوادگیشان پیشوند و پسوند وجود دارد در این سامانه یافت میشود که تاریخ فوت هر دو در نیمه اول دهه ۱۳۷۰ است./اطلاعات آنلاین
@hooreechannel
@EveDaughters
😢8👍2😭2
دختران حوا
🔴 سرنوشت عجیب مریم ریاضی که در تلویزیون حاشیهدار شد 📌مریم ریاضی، گوینده خبر تلویزیون در قبل از انقلاب، با پادرمیانی شخص امام، بعد از انقلاب به کارش ادامه داد، اما سرنوشت او به طرز عجیبی رقم خورد. 📌او یکی از گویندگان خبر تلویزیون در سالهای قبل از انقلاب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤7