دختران حوا
607 subscribers
2.39K photos
789 videos
14 files
671 links
ارتباط بامدیر
دکتری مطالعات زنان
@Sahel72_Kh

برای احقاق حقوق به سوگ نشسته
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️ چگونه "اصلاح موی بدن زنان" از یک انتخاب شخصی، تبدیل به انتظار اجتماعی شد


ژیلت با یک تصمیم استراتژیک بازاری ساخت که اصلا وجود نداشت.

آنها فقط تیغ نفروختند یک «استاندارد زیبایی» خلق کردند.

مثالی کلاسیک از اینکه مارکتینگ چطور می‌تواند رفتار فرهنگی و اجتماعی را برای همیشه تغییر دهد.

#زیبایی
#بدن_زن

@Zane_Ruz_Twitter
@EveDaughters
👍7👎2
نظریه‌ی ابژه‌سازی: فهم تجربه‌ی زیسته‌ی زنان و خطرات سلامت روان

Barbara L. Fredrickson & Tomi-Ann Roberts (1997)

Objectification Theory: Toward Understanding Women's Lived Experiences and Mental Health Risks

بدن زن در فرهنگ ابژه‌ساز
نظریه‌ی ابژه‌سازی جنسی تلاشی است برای فهم تجربه‌ی زیسته‌ی زنان در فرهنگی که بدن زن را به‌طور مداوم جنسی‌سازی، ارزیابی و مصرف دیداری می‌کند. در چنین فرهنگی، #بدن_زن نه صرفاً بخشی از هویت انسانی او، بلکه #ابژه‌ای برای نگاه دیگران است؛ نگاهی که در رسانه‌ها، تبلیغات، روابط اجتماعی و حتی تعاملات روزمره بازتولید می‌شود.

نویسندگان استدلال می‌کنند که زنان از سنین پایین در این فرهنگ اجتماعی می‌آموزند که بدنشان همواره در معرض مشاهده و قضاوت است. این یادگیری فرهنگی باعث می‌شود زن به‌تدریج دیدگاه ناظر بیرونی را به‌عنوان نگاه اصلی به خود درونی کند.

خودابژه‌سازی؛ وقتی زن از بیرون به خود نگاه می‌کند

درونی‌سازی نگاه ناظر بیرونی به فرایندی منجر می‌شود که نویسندگان آن را خودابژه‌سازی (Self-Objectification) می‌نامند. در این وضعیت، زن خود را نه از درون تجربه‌ی زیسته، بلکه از زاویه‌ی «چگونه دیده می‌شود» تعریف می‌کند.
پیامد مستقیم این وضعیت،
نظارت دائمی بر بدن (Body Surveillance) است؛ یعنی بررسی مداوم ظاهر، فرم بدن، وزن، حالت چهره و میزان انطباق با معیارهای زیبایی مسلط.
بدن در اینجا دیگر «محل زیستن» نیست، بلکه به پروژه‌ای برای پایش، اصلاح و کنترل تبدیل می‌شود.

شرم، اضطراب و گسست از بدن

یافته‌های
نویسندگان نشان می‌دهد که نظارت مداوم بر بدن، احتمال تجربه‌ی شرم از بدن (Body Shame) را افزایش می‌دهد؛ به‌ویژه زمانی که زن احساس می‌کند بدنش با هنجارهای زیبایی فرهنگی همخوان نیست.
این شرم بدنی، همراه با اضطراب ناشی از دیده‌شدن و قضاوت‌شدن، هزینه‌های روانی قابل‌توجهی دارد:

افزایش اضطراب و نگرانی دائمی

کاهش تمرکز و اختلال در

تجربه‌ی «غرق‌شدگی» و انگیزش
درونی

کاهش آگاهی از حالات درونی بدن (مانند گرسنگی، خستگی، لذت یا درد)

به‌بیان دیگر، زن به‌تدریج از بدن خود بیگانه می‌شود؛ بدن به‌جای منبع تجربه، به منبع نگرانی تبدیل می‌شود.

پیامدهای سلامت روان
فردریکسون و رابرتز استدلال می‌کنند که انباشت این تجربه‌ها در طول زندگی می‌تواند توضیح‌دهنده‌ی بخشی از خطرات سلامت روانی باشد که به‌طور نامتناسب زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از جمله:
افسردگی تک‌قطبی
اختلالات خوردن
اختلالات عملکرد جنسی

بر اساس این نظریه، این مشکلات صرفا فردی یا زیستی نیستند، بلکه ریشه در #ساختارهای #فرهنگی و #اجتماعی دارند که بدن زن را ابژه‌سازی می‌کنند.

بدن زن در طول چرخه‌ی زندگی

نظریه‌ی ابژه‌سازی همچنین توضیح می‌دهد چرا برخی از این خطرات روانی در دوره‌های خاصی از زندگی زنان (بلوغ، بارداری، یائسگی، پیری) افزایش یا کاهش می‌یابد.

در این دوره‌ها، بدن زن بیش از پیش در معرض نگاه، قضاوت یا تغییرات ناخواسته قرار می‌گیرد و در نتیجه، فشار ابژه‌سازی تشدید می‌شود.

جمع‌بندی
نظریه‌ی ابژه‌سازی جنسی نشان می‌دهد که:
بدن زن در فرهنگ مسلط، بیش از آنکه زیسته شود، دیده می‌شود؛

این دیده‌شدن، به درونی‌سازی نگاه ناظر و خودابژه‌سازی می‌انجامد؛

خودابژه‌سازی؛ شرم، اضطراب و گسست از بدن را تقویت می‌کند؛
و در نهایت، به نابرابری‌های جدی در سلامت روان زنان دامن می‌زند.

در این چارچوب، #بازپس‌گیری_بدن به‌عنوان تجربه‌ای انسانی، نه پروژه‌ای برای نمایش، می‌تواند شکلی از #مقاومت فردی و جمعی در برابر منطق ابژه‌ساز فرهنگ، رسانه و اکنون الگوریتم‌ها باشد./شهرزنان

https://journals.sagepub.com/doi/10.1111/j.1471-6402.1997.tb00108.x

@EveDaughters
👍31