تولد ۷۹۱ کودک از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله در سال جاری
🔹مطابق با آمار اولیه شمار موالید سال ۱۴۰۰، در شش ماه و ۱۶ روز نخست سال ۱۴۰۰، تعداد ۷۹۱ کودک از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله متولد شدهاند. #اجتماعی
@Khabar_Fouri
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه بفرمایید.
https://t.me/social_science/19166
پ.ن: چشم روشنی خدمت مسئولین گرامی
قدم نورسیدگان مبارک باشه
سرکارخانم خزعلی فرمایشی در این زمینه ندارید مستفیضمان بفرمایید.
@EveDaughters
🔹مطابق با آمار اولیه شمار موالید سال ۱۴۰۰، در شش ماه و ۱۶ روز نخست سال ۱۴۰۰، تعداد ۷۹۱ کودک از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله متولد شدهاند. #اجتماعی
@Khabar_Fouri
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه بفرمایید.
https://t.me/social_science/19166
پ.ن: چشم روشنی خدمت مسئولین گرامی
قدم نورسیدگان مبارک باشه
سرکارخانم خزعلی فرمایشی در این زمینه ندارید مستفیضمان بفرمایید.
@EveDaughters
افزایش آمار خودکشی در ایران؛
🖋 عبدالرضا خزایی/ روزنامه نگار
🔹در حالی که بسیاری از کشورها موفق به کاهش نرخ خودکشی در دو دهه اخیر شدهاند، آمارهای جدید در ایران نشان از بحران رو به رشد دارد. طبق گزارش حمید یعقوبی، رئیس انجمن پیشگیری از خودکشی، در سال ۱۴۰۲ نرخ خودکشی در ایران به ۹.۶ یا ۹.۷ درصد رسیده است. این در حالی است که در سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ هزار نفر در کشور جان خود را از دست دادهاند.
🔹استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، همدان و چهارمحال و بختیاری بیشترین میزان خودکشی را دارند.
#زنان خانهدار با ۳۲.۸ درصد، شاغلان و #دانشآموزان بیشترین آمار اقدام به خودکشی را داشتهاند. این آمارها نه تنها نگرانکننده است، بلکه به وضوح از افزایش مشکلات #اجتماعی و #روانی در ایران حکایت میکند.
🔹دلایل مختلفی برای افزایش خودکشی در ایران وجود دارد. #فشار_اقتصادی، بویژه در مناطق محروم، مشکلات روانی ناشی از تورم و بیکاری، و نبود فرهنگسازی مناسب در زمینه سلامت روان، از عوامل اصلی این بحران است. در مناطقی مانند ایلام و کهگیلویه و بویراحمد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی به شدت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
🔹علاوه بر این، تعصبات افراطی و #فشارهای_خانوادگی، به ویژه بر #دختران، باعث ایجاد احساس بیارزشی و رنجهای روانی شدید در این افراد میشود که در برخی موارد به خودکشی منتهی میگردد.
🔹دولت در برابر این بحران مسئول است. سالهاست که آمارهای نگرانکننده خودکشی در کشور منتشر میشود، اما هیچ برنامه جدی و عملیاتی از سوی دولت برای مقابله با این بحران مشاهده نمیشود. نبود مراکز مشاوره روانشناختی در مناطق محروم، نبود برنامههای پیشگیرانه و بیتوجهی به سلامت روان مردم از جمله دلایل مهم این وضعیت است.
🔹در حالی که در کشورهای دیگر خدمات مشاورهای در دسترس است، در ایران مردم حتی از دسترسی به این خدمات محروماند. این شرایط نگرانکننده نشان میدهد که دولت در این زمینه از خود سلب مسئولیت کرده است. آیا زمان آن نرسیده که سلامت روان و پیشگیری از خودکشیها در اولویتهای اصلی دولت قرار گیرد؟/حوادث فوری
@EveDaughters
🖋 عبدالرضا خزایی/ روزنامه نگار
🔹در حالی که بسیاری از کشورها موفق به کاهش نرخ خودکشی در دو دهه اخیر شدهاند، آمارهای جدید در ایران نشان از بحران رو به رشد دارد. طبق گزارش حمید یعقوبی، رئیس انجمن پیشگیری از خودکشی، در سال ۱۴۰۲ نرخ خودکشی در ایران به ۹.۶ یا ۹.۷ درصد رسیده است. این در حالی است که در سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ هزار نفر در کشور جان خود را از دست دادهاند.
🔹استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، همدان و چهارمحال و بختیاری بیشترین میزان خودکشی را دارند.
#زنان خانهدار با ۳۲.۸ درصد، شاغلان و #دانشآموزان بیشترین آمار اقدام به خودکشی را داشتهاند. این آمارها نه تنها نگرانکننده است، بلکه به وضوح از افزایش مشکلات #اجتماعی و #روانی در ایران حکایت میکند.
🔹دلایل مختلفی برای افزایش خودکشی در ایران وجود دارد. #فشار_اقتصادی، بویژه در مناطق محروم، مشکلات روانی ناشی از تورم و بیکاری، و نبود فرهنگسازی مناسب در زمینه سلامت روان، از عوامل اصلی این بحران است. در مناطقی مانند ایلام و کهگیلویه و بویراحمد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی به شدت زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است.
🔹علاوه بر این، تعصبات افراطی و #فشارهای_خانوادگی، به ویژه بر #دختران، باعث ایجاد احساس بیارزشی و رنجهای روانی شدید در این افراد میشود که در برخی موارد به خودکشی منتهی میگردد.
🔹دولت در برابر این بحران مسئول است. سالهاست که آمارهای نگرانکننده خودکشی در کشور منتشر میشود، اما هیچ برنامه جدی و عملیاتی از سوی دولت برای مقابله با این بحران مشاهده نمیشود. نبود مراکز مشاوره روانشناختی در مناطق محروم، نبود برنامههای پیشگیرانه و بیتوجهی به سلامت روان مردم از جمله دلایل مهم این وضعیت است.
🔹در حالی که در کشورهای دیگر خدمات مشاورهای در دسترس است، در ایران مردم حتی از دسترسی به این خدمات محروماند. این شرایط نگرانکننده نشان میدهد که دولت در این زمینه از خود سلب مسئولیت کرده است. آیا زمان آن نرسیده که سلامت روان و پیشگیری از خودکشیها در اولویتهای اصلی دولت قرار گیرد؟/حوادث فوری
@EveDaughters
😢5👍1💔1
نظریهی ابژهسازی: فهم تجربهی زیستهی زنان و خطرات سلامت روان
Barbara L. Fredrickson & Tomi-Ann Roberts (1997)
Objectification Theory: Toward Understanding Women's Lived Experiences and Mental Health Risks
بدن زن در فرهنگ ابژهساز
نظریهی ابژهسازی جنسی تلاشی است برای فهم تجربهی زیستهی زنان در فرهنگی که بدن زن را بهطور مداوم جنسیسازی، ارزیابی و مصرف دیداری میکند. در چنین فرهنگی، #بدن_زن نه صرفاً بخشی از هویت انسانی او، بلکه #ابژهای برای نگاه دیگران است؛ نگاهی که در رسانهها، تبلیغات، روابط اجتماعی و حتی تعاملات روزمره بازتولید میشود.
نویسندگان استدلال میکنند که زنان از سنین پایین در این فرهنگ اجتماعی میآموزند که بدنشان همواره در معرض مشاهده و قضاوت است. این یادگیری فرهنگی باعث میشود زن بهتدریج دیدگاه ناظر بیرونی را بهعنوان نگاه اصلی به خود درونی کند.
خودابژهسازی؛ وقتی زن از بیرون به خود نگاه میکند
درونیسازی نگاه ناظر بیرونی به فرایندی منجر میشود که نویسندگان آن را خودابژهسازی (Self-Objectification) مینامند. در این وضعیت، زن خود را نه از درون تجربهی زیسته، بلکه از زاویهی «چگونه دیده میشود» تعریف میکند.
پیامد مستقیم این وضعیت،
نظارت دائمی بر بدن (Body Surveillance) است؛ یعنی بررسی مداوم ظاهر، فرم بدن، وزن، حالت چهره و میزان انطباق با معیارهای زیبایی مسلط.
بدن در اینجا دیگر «محل زیستن» نیست، بلکه به پروژهای برای پایش، اصلاح و کنترل تبدیل میشود.
شرم، اضطراب و گسست از بدن
یافتههای نویسندگان نشان میدهد که نظارت مداوم بر بدن، احتمال تجربهی شرم از بدن (Body Shame) را افزایش میدهد؛ بهویژه زمانی که زن احساس میکند بدنش با هنجارهای زیبایی فرهنگی همخوان نیست.
این شرم بدنی، همراه با اضطراب ناشی از دیدهشدن و قضاوتشدن، هزینههای روانی قابلتوجهی دارد:
افزایش اضطراب و نگرانی دائمی
کاهش تمرکز و اختلال در
تجربهی «غرقشدگی» و انگیزش
درونی
کاهش آگاهی از حالات درونی بدن (مانند گرسنگی، خستگی، لذت یا درد)
بهبیان دیگر، زن بهتدریج از بدن خود بیگانه میشود؛ بدن بهجای منبع تجربه، به منبع نگرانی تبدیل میشود.
پیامدهای سلامت روان
فردریکسون و رابرتز استدلال میکنند که انباشت این تجربهها در طول زندگی میتواند توضیحدهندهی بخشی از خطرات سلامت روانی باشد که بهطور نامتناسب زنان را تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله:
افسردگی تکقطبی
اختلالات خوردن
اختلالات عملکرد جنسی
بر اساس این نظریه، این مشکلات صرفا فردی یا زیستی نیستند، بلکه ریشه در #ساختارهای #فرهنگی و #اجتماعی دارند که بدن زن را ابژهسازی میکنند.
بدن زن در طول چرخهی زندگی
نظریهی ابژهسازی همچنین توضیح میدهد چرا برخی از این خطرات روانی در دورههای خاصی از زندگی زنان (بلوغ، بارداری، یائسگی، پیری) افزایش یا کاهش مییابد.
در این دورهها، بدن زن بیش از پیش در معرض نگاه، قضاوت یا تغییرات ناخواسته قرار میگیرد و در نتیجه، فشار ابژهسازی تشدید میشود.
جمعبندی
نظریهی ابژهسازی جنسی نشان میدهد که:
بدن زن در فرهنگ مسلط، بیش از آنکه زیسته شود، دیده میشود؛
این دیدهشدن، به درونیسازی نگاه ناظر و خودابژهسازی میانجامد؛
خودابژهسازی؛ شرم، اضطراب و گسست از بدن را تقویت میکند؛
و در نهایت، به نابرابریهای جدی در سلامت روان زنان دامن میزند.
در این چارچوب، #بازپسگیری_بدن بهعنوان تجربهای انسانی، نه پروژهای برای نمایش، میتواند شکلی از #مقاومت فردی و جمعی در برابر منطق ابژهساز فرهنگ، رسانه و اکنون الگوریتمها باشد./شهرزنان
https://journals.sagepub.com/doi/10.1111/j.1471-6402.1997.tb00108.x
@EveDaughters
Barbara L. Fredrickson & Tomi-Ann Roberts (1997)
Objectification Theory: Toward Understanding Women's Lived Experiences and Mental Health Risks
بدن زن در فرهنگ ابژهساز
نظریهی ابژهسازی جنسی تلاشی است برای فهم تجربهی زیستهی زنان در فرهنگی که بدن زن را بهطور مداوم جنسیسازی، ارزیابی و مصرف دیداری میکند. در چنین فرهنگی، #بدن_زن نه صرفاً بخشی از هویت انسانی او، بلکه #ابژهای برای نگاه دیگران است؛ نگاهی که در رسانهها، تبلیغات، روابط اجتماعی و حتی تعاملات روزمره بازتولید میشود.
نویسندگان استدلال میکنند که زنان از سنین پایین در این فرهنگ اجتماعی میآموزند که بدنشان همواره در معرض مشاهده و قضاوت است. این یادگیری فرهنگی باعث میشود زن بهتدریج دیدگاه ناظر بیرونی را بهعنوان نگاه اصلی به خود درونی کند.
خودابژهسازی؛ وقتی زن از بیرون به خود نگاه میکند
درونیسازی نگاه ناظر بیرونی به فرایندی منجر میشود که نویسندگان آن را خودابژهسازی (Self-Objectification) مینامند. در این وضعیت، زن خود را نه از درون تجربهی زیسته، بلکه از زاویهی «چگونه دیده میشود» تعریف میکند.
پیامد مستقیم این وضعیت،
نظارت دائمی بر بدن (Body Surveillance) است؛ یعنی بررسی مداوم ظاهر، فرم بدن، وزن، حالت چهره و میزان انطباق با معیارهای زیبایی مسلط.
بدن در اینجا دیگر «محل زیستن» نیست، بلکه به پروژهای برای پایش، اصلاح و کنترل تبدیل میشود.
شرم، اضطراب و گسست از بدن
یافتههای نویسندگان نشان میدهد که نظارت مداوم بر بدن، احتمال تجربهی شرم از بدن (Body Shame) را افزایش میدهد؛ بهویژه زمانی که زن احساس میکند بدنش با هنجارهای زیبایی فرهنگی همخوان نیست.
این شرم بدنی، همراه با اضطراب ناشی از دیدهشدن و قضاوتشدن، هزینههای روانی قابلتوجهی دارد:
افزایش اضطراب و نگرانی دائمی
کاهش تمرکز و اختلال در
تجربهی «غرقشدگی» و انگیزش
درونی
کاهش آگاهی از حالات درونی بدن (مانند گرسنگی، خستگی، لذت یا درد)
بهبیان دیگر، زن بهتدریج از بدن خود بیگانه میشود؛ بدن بهجای منبع تجربه، به منبع نگرانی تبدیل میشود.
پیامدهای سلامت روان
فردریکسون و رابرتز استدلال میکنند که انباشت این تجربهها در طول زندگی میتواند توضیحدهندهی بخشی از خطرات سلامت روانی باشد که بهطور نامتناسب زنان را تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله:
افسردگی تکقطبی
اختلالات خوردن
اختلالات عملکرد جنسی
بر اساس این نظریه، این مشکلات صرفا فردی یا زیستی نیستند، بلکه ریشه در #ساختارهای #فرهنگی و #اجتماعی دارند که بدن زن را ابژهسازی میکنند.
بدن زن در طول چرخهی زندگی
نظریهی ابژهسازی همچنین توضیح میدهد چرا برخی از این خطرات روانی در دورههای خاصی از زندگی زنان (بلوغ، بارداری، یائسگی، پیری) افزایش یا کاهش مییابد.
در این دورهها، بدن زن بیش از پیش در معرض نگاه، قضاوت یا تغییرات ناخواسته قرار میگیرد و در نتیجه، فشار ابژهسازی تشدید میشود.
جمعبندی
نظریهی ابژهسازی جنسی نشان میدهد که:
بدن زن در فرهنگ مسلط، بیش از آنکه زیسته شود، دیده میشود؛
این دیدهشدن، به درونیسازی نگاه ناظر و خودابژهسازی میانجامد؛
خودابژهسازی؛ شرم، اضطراب و گسست از بدن را تقویت میکند؛
و در نهایت، به نابرابریهای جدی در سلامت روان زنان دامن میزند.
در این چارچوب، #بازپسگیری_بدن بهعنوان تجربهای انسانی، نه پروژهای برای نمایش، میتواند شکلی از #مقاومت فردی و جمعی در برابر منطق ابژهساز فرهنگ، رسانه و اکنون الگوریتمها باشد./شهرزنان
https://journals.sagepub.com/doi/10.1111/j.1471-6402.1997.tb00108.x
@EveDaughters
Sage Journals
Objectification Theory: Toward Understanding Women's Lived Experiences and Mental Health Risks - Barbara L. Fredrickson, Tomi-Ann…
This article offers objectification theory as a framework for understanding the experiential consequences of being female in a culture that sexually objectifies...
👍3❤1