دختران حوا
آنهایی که هنوز بعد از دو قرن رئیس جمهور زن تجربه نکردند و بایدنی که باد شکمش را هم نمیتواند نگه دارد منتخب جمهورشان است نباید به نبود دموکراسی در افغانستان خرده بگیرند @EveDaughters
📌نرسالاری از آمریکا تا افغانستان
نابرابری های اجتماعی همواره مد نظر اندیشمندان علوم انسانی بویژه شاخه علوم اجتماعی بوده است. از طرفی هم سه حیطه ی مهم و تاثیر گذار در این خصوص، مقوله های #قدرت، #ثروت و #دانش است.
همچنین سیاست و سیاست گذاری امری جدایی ناپذیر از مقوله قدرت بوده و هست(هرگاه قدرت برای رسیدن به هدفی معین سازمان پیدا کند، سیاست پدید می آید.) و از طرفی اگر انسان برای رسیدن به اهداف خود بتواند بر اراده دیگران تأثیر بگذارد و اراده و کار ارادی آنان را به خدمت بگیرد، قدرت اجتماعی پیدا می کند. افرادی هم که در زندگی توان تأثیرگذاری بیشتری بر اراده دیگران دارند ، از قدرت اجتماعی بیشتری برخوردار هستند.
مشخص است که عرصه قدرت، ثروت و دانش در اختیار کدام #جنس بوده و نیز سیاست گذاری های متعاقب آن در چه جهتی می باشد.
در پس این اظهارات لازم به ذکر است: نظام سیاسی نمی تواند مستقل از نظام اقتصادی در یک جامعه باشد؛ لذا مکاتب متعدد بشر در کشوری مانند #آمریکا نیز همچنان تحت شعاع این نابرابری قرار دارد؛ چرا که هر سه حیطه دانش ثروت و قدرت و پیوست انها سیاست در اختیار #مردان است فلذا نظام فرهنگی نیز' تحت همین ساختار اداره می شود پس #"نرینگی" عنصری پر رنگ و مسلط در امور سیاسی است.
جامعه آمریکا زمانی می تواند امکان حضور برابر در عرصه سیاسی را در اختیار هر دو جنس قرار دهد که زنان بتوانند در عرصه های ثروت، دانش و قدرت جایگاه مناسبی پیدا کنند.
اما در #افغانستان، هنگامی که قدرت مطابق قانون و حکم الهی باشد و تبعیت از قانون نیز با رضایت و میل همراه باشد، باید گفت آن قدرت هم مشروعیت دارد هم مقبولیت. حال باید گفت آیا نظام سیاسی افغانستان مشروعیت دارد؟ یعنی مطابق احکام الهی است؟ و یا این نظام مقبولیت دارد؟ یعنی تبعیت از آن با رضایت و میل همراه می باشد؟ پاسخ هر دو سوال در پیشرفت ، ثبات و حفظ و بقای یک جامعه مهم می باشند چرا که تبعیت منتج شده از این دو امر است.
#سروش_فرازمند
ارشد مطالعات زنان
@EveDaughters
نابرابری های اجتماعی همواره مد نظر اندیشمندان علوم انسانی بویژه شاخه علوم اجتماعی بوده است. از طرفی هم سه حیطه ی مهم و تاثیر گذار در این خصوص، مقوله های #قدرت، #ثروت و #دانش است.
همچنین سیاست و سیاست گذاری امری جدایی ناپذیر از مقوله قدرت بوده و هست(هرگاه قدرت برای رسیدن به هدفی معین سازمان پیدا کند، سیاست پدید می آید.) و از طرفی اگر انسان برای رسیدن به اهداف خود بتواند بر اراده دیگران تأثیر بگذارد و اراده و کار ارادی آنان را به خدمت بگیرد، قدرت اجتماعی پیدا می کند. افرادی هم که در زندگی توان تأثیرگذاری بیشتری بر اراده دیگران دارند ، از قدرت اجتماعی بیشتری برخوردار هستند.
مشخص است که عرصه قدرت، ثروت و دانش در اختیار کدام #جنس بوده و نیز سیاست گذاری های متعاقب آن در چه جهتی می باشد.
در پس این اظهارات لازم به ذکر است: نظام سیاسی نمی تواند مستقل از نظام اقتصادی در یک جامعه باشد؛ لذا مکاتب متعدد بشر در کشوری مانند #آمریکا نیز همچنان تحت شعاع این نابرابری قرار دارد؛ چرا که هر سه حیطه دانش ثروت و قدرت و پیوست انها سیاست در اختیار #مردان است فلذا نظام فرهنگی نیز' تحت همین ساختار اداره می شود پس #"نرینگی" عنصری پر رنگ و مسلط در امور سیاسی است.
جامعه آمریکا زمانی می تواند امکان حضور برابر در عرصه سیاسی را در اختیار هر دو جنس قرار دهد که زنان بتوانند در عرصه های ثروت، دانش و قدرت جایگاه مناسبی پیدا کنند.
اما در #افغانستان، هنگامی که قدرت مطابق قانون و حکم الهی باشد و تبعیت از قانون نیز با رضایت و میل همراه باشد، باید گفت آن قدرت هم مشروعیت دارد هم مقبولیت. حال باید گفت آیا نظام سیاسی افغانستان مشروعیت دارد؟ یعنی مطابق احکام الهی است؟ و یا این نظام مقبولیت دارد؟ یعنی تبعیت از آن با رضایت و میل همراه می باشد؟ پاسخ هر دو سوال در پیشرفت ، ثبات و حفظ و بقای یک جامعه مهم می باشند چرا که تبعیت منتج شده از این دو امر است.
#سروش_فرازمند
ارشد مطالعات زنان
@EveDaughters
👍5