ارسلان یزدانی، شهروند بهائی ساکن کرج در استان البرز، در حالی دوران محکومیت سهساله خود را میگذراند که انتقال او از زندان تهران بزرگ، خانوادهاش را از دسترسی به اطلاعات مربوط به وضعیت و محل نگهداری او محروم کرده است. یزدانی ۴۳ سال دارد و پدر دو فرزند است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای حقوق بشری و شبکههای اجتماعی، او روز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ بدون اطلاع قبلی خانواده از زندان منتقل شده است. از آن زمان، تماسی از سوی او گزارش نشده و نزدیکانش همچنان درباره سلامت و علت انتقال او بیاطلاعاند.
یزدانی از ۳۱ مرداد امسال، پس از بازداشت در منزلش برای اجرای حکم، در زندان تهران بزرگ نگهداری میشد. محکومیت او در ابتدا شش سال حبس بود و بعداً به سه سال کاهش یافت. این پرونده در پی بازداشت او در شهریور ۱۴۰۰ شکل گرفت؛ زمانی که به بازداشتگاه یکالف سپاه منتقل شد و تا آزادی موقت با وثیقه در مهر همان سال، در بازداشت ماند.
@iranhrdc
#ارسلان_یزدانی
#بهاییان_ایران
#داستان_ما_یکیست
#حقوق_بشر
#ایران
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای حقوق بشری و شبکههای اجتماعی، او روز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ بدون اطلاع قبلی خانواده از زندان منتقل شده است. از آن زمان، تماسی از سوی او گزارش نشده و نزدیکانش همچنان درباره سلامت و علت انتقال او بیاطلاعاند.
یزدانی از ۳۱ مرداد امسال، پس از بازداشت در منزلش برای اجرای حکم، در زندان تهران بزرگ نگهداری میشد. محکومیت او در ابتدا شش سال حبس بود و بعداً به سه سال کاهش یافت. این پرونده در پی بازداشت او در شهریور ۱۴۰۰ شکل گرفت؛ زمانی که به بازداشتگاه یکالف سپاه منتقل شد و تا آزادی موقت با وثیقه در مهر همان سال، در بازداشت ماند.
@iranhrdc
#ارسلان_یزدانی
#بهاییان_ایران
#داستان_ما_یکیست
#حقوق_بشر
#ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سودا اکرمیفرد فقط ۱۶ سال داشت.
شب ۱۹ دی ۱۴۰۴، پیش از رفتن به اعتراضات در مارلیکِ ملارد، به مادرش گفت: «شاید برنگردم.»
ساعاتی بعد، هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. خانواده چند روز به دنبال پیکرش گشتند تا سرانجام او را در میان انبوه اجساد معترضان کشتهشده در کهریزک پیدا کردند.
اما فشار بر خانواده پس از مرگ سودا نیز ادامه یافت؛ از محدودیت برای خاکسپاری و برگزاری مراسم تا بازداشت اعضای خانواده و تهدید به نبش قبر.
سودا آرزو داشت ایران آزاد شود و روزی در کنار خانوادههای جانباختگان، آزادی را جشن بگیرد.
او دیگر زنده نیست. اما روایت او باید ثبت شود.
برای حقیقت. برای دادخواهی. برای پاسخگویی.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#اعتراضات_دی_۱۴۰۴
#دی_ماه_خونین
#ایران
#حقوق_بشر
شب ۱۹ دی ۱۴۰۴، پیش از رفتن به اعتراضات در مارلیکِ ملارد، به مادرش گفت: «شاید برنگردم.»
ساعاتی بعد، هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. خانواده چند روز به دنبال پیکرش گشتند تا سرانجام او را در میان انبوه اجساد معترضان کشتهشده در کهریزک پیدا کردند.
اما فشار بر خانواده پس از مرگ سودا نیز ادامه یافت؛ از محدودیت برای خاکسپاری و برگزاری مراسم تا بازداشت اعضای خانواده و تهدید به نبش قبر.
سودا آرزو داشت ایران آزاد شود و روزی در کنار خانوادههای جانباختگان، آزادی را جشن بگیرد.
او دیگر زنده نیست. اما روایت او باید ثبت شود.
برای حقیقت. برای دادخواهی. برای پاسخگویی.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#اعتراضات_دی_۱۴۰۴
#دی_ماه_خونین
#ایران
#حقوق_بشر