مرکز اسناد حقوق بشر ایران Iran Human Rights Documentation Center
2.03K subscribers
1.61K photos
406 videos
144 links
Download Telegram
از نگاه او

امروز، به مناسبت روز جهانی دختر، یک مجموعه هشت‌هفته‌ای را آغاز می‌کنیم؛ مجموعه‌ای برای شنیدن و بازتاب دادن صدای دخترانی از ایران، افغانستان و سراسر خاورمیانه.

از امروز، ۲۷ مرداد، تا ۱۹ مهر، روایت‌هایی از زندگی، رویاها، دغدغه‌ها و تجربه‌های دختران را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت؛ روایت‌هایی از زبان خودشان و از نگاه خودشان.

دختران در این منطقه اغلب موضوع گزارش‌ها، اخبار و سیاست‌گذاری‌ها هستند، اما کمتر فرصت دارند خودشان سخن بگویند. این مجموعه تلاشی است برای ایجاد فضایی که صدای آنها شنیده شود و روایت‌هایشان، با تمام پیچیدگی و تنوعشان، دیده شود.

در این هشت هفته با ما همراه باشید و از نگاه آنها ببینید.

@iranhrdc
#IHRDC
#از_نگاه_او
#روز_دختر
#روز_جهانی_دختر
#ایران
#افغانستان
#حقوق_دختران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامهایشان را بگویید
دخترانی که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ کشته شدند

• در جریان سرکوب دی ماه ۱۴۰۴، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی هزاران ایرانی را کشتند. در میان آنان دختران و زنان جوانی بودند که برای اعتراضی مسالمت‌آمیز به خیابان رفته بودند.

• خانواده‌ها زیر فشار قرار گرفتند تا مراسم خاکسپاری را کوچک یا پنهانی و گاه شبانه برگزار کنند و درباره آن چه بر دخترانشان رفته بود علنی سخن نگویند. رسانه‌های حکومتی کشته‌شدگان را «اغتشاشگر» خواندند. اینترنت روزها قطع بود و از همین رو ابعاد ماجرا مدتی پنهان ماند.

• هزاران تن دیگر بازداشت شدند که دختران و زنان جوان نیز در میانشان بودند. بیشتر آنان بدون دسترسی به خانواده یا وکیل نگه داشته شدند. سرنوشت شماری از آنان هنوز نامعلوم است.

• سودا اکرمی‌فرد، نازنین‌زهرا صالحی، غزل جان‌قربان، آرنیکا دباغ، ملینا اسدی، بهار شادمهری، کیمیا کامیاب، فائزه ایزدی، نازنین اسمی‌خانی، اسرا طاوسی‌نیا، ثنا توسنگی، یلدا محمدخانی، ستایش صمدی، نیوشا حمیدی، شیوا جاوید، ملیکا شاهمرادی، فاطمه‌رها تاجیان، سمیرا خانی و بهار حسینی از جمله کشته‌شدگان تأییدشده‌اند. کشته شدگان بسیار بیشتر هستند ...

• نام، آخرین چیزی است که یک حکومت دیکتاتوری میتواند بگیرد و نخستین چیزی که هر کسی میتواند بازگرداند. پس نام هایشان را تکرار کنید. امروز، و دی ماه، وقتی خبرها گذشته‌اند و کسانی که فرمان کشتار را دادند حساب کرده‌اند که شما فراموش کرده‌اید.

@iranhrdc
#نامهایشان_را_بگویید
#ایران
#اعتراضات_ایران
#دختران_ایران
#روز_جهانی_دختر
#از_نگاه_او
#مرکز_اسناد_حقوق_بشر_ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز نهم اسفند ۱۴۰۴، مدرسهٔ شجرهٔ طیبه در میناب، در حالی که کودکان درون آن بودند هدف قرار گرفت. ۱۲۰ کودک شش تا سیزده ساله کشته شدند. بسیاری از آنان دختر بودند.

‏آنان برای تحصیل به مدرسه رفته بودند. جان‌باختن آنان نباید در آمار و اعداد خلاصه شود. شرایط این حمله مستلزم تحقیقاتی شفاف، مستقل و همه‌جانبه است.

‏کودکان میناب را به یاد می‌سپاریم و نام‌هایشان را فراموش نمی‌کنیم.

@iranhrdc
‏#نام‌هایشان_را_بگویید
#میناب
#ایران
#دختران_ایران
#روز_جهانی_دختر
#از_نگاه_او
#مرکز_اسناد_حقوق_بشر_ایران
پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دختران و زنان ایرانی با وجود فشار، بازداشت، خشونت و حتی جان‌باختن، از موضع خود درباره حجاب اجباری عقب ننشستند.

از منظر حقوق بشری، مسئله فقط «حجاب» نیست؛ مسئله حق زن بر بدن، پوشش و انتخاب خودش است. هیچ حکومتی نباید با قانون، تهدید یا مجازات، این انتخاب را از زنان سلب کند.

از منظر اجتماعی، آنچه تغییر کرده، فقط رفتار دختران و زنان نیست؛ رابطه میان قانون و جامعه است. میلیون‌ها زن و دختر نشان دادند که می‌توان یک الزام قانونی را نپذیرفت و در برابر عادی‌سازی اجبار ایستاد.

جمهوری اسلامی همچنان قوانین و ابزارهای سرکوب برای تحمیل حجاب را حفظ کرده و در مقاطع مختلف تلاش کرده اجرای احکام سخت‌گیرانه‌تر را پیش ببرد. اما در برابر مقاومت گسترده زنان، اجرای این سیاست‌ها بارها با عقب‌نشینی، توقف یا تأخیر مواجه شده است.

این به معنای پایان حجاب اجباری نیست؛ اما یک تغییر مهم رخ داده است: حکومت دیگر نمی‌تواند مانند گذشته با قانون و زور، رفتار میلیون‌ها زن را به‌سادگی کنترل کند.

زنان و دختران ایرانی شاید هنوز همه نبرد را پیروز نشده باشند، اما اولین سنگر را شکسته‌اند: این باور که بدن و پوشش آنها، در اختیار حکومت است.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_دختر
#روز_جهانی_دختر
#حجاب_اجباری
#زن_زندگی_آزادی
#حقوق_بشر
او دانشجوی اقتصاد در ولایت پروان افغانستان بود؛ اما وقتی درهای دانشگاه به روی دختران بسته شد، مسیر زندگی‌اش هم ناگهان تغییر کرد.



با از دست دادن دانشگاه، فرصت‌هایش برای کسب درآمد هم محدود شد. به مهارتی برگشت که تا آن زمان فقط یک سرگرمی بود: بافتنی. از زنی که کسب‌وکاری مشابه داشت یاد گرفت و کم‌کم سبک خودش را پیدا کرد.



چهار سال ادامه داد؛ کیف، کیف پول و زیورآلات بافت و به دنبال مشتری گشت. اما موانع زیادی وجود داشت: جایی برای کار خارج از خانه نداشت و بازار محلی مناسبی هم برای عرضه محصولاتش پیدا نمی‌کرد. درآمد ماهانه‌اش حدود ۴ تا ۵ هزار افغانی بود؛ مبلغی که برای حل مشکلات مالی‌اش کافی نبود.



بعد، راه دیگری را در فضای مجازی پیدا کرد. پس از شرکت در دوره‌های مهارت‌های کسب‌وکار و دیجیتال، فروشگاه آنلاین خودش را راه‌اندازی کرد و توانست محصولاتش را فراتر از پروان به مشتریان معرفی کند.



امروز می‌گوید درآمد دارد، بخشی از مشکلات مالی‌اش را حل می‌کند و قدم‌به‌قدم به سمت خودکفایی حرکت می‌کند.



دانشگاه از او گرفته شد، اما او تلاش کرد مسیر دیگری برای استقلال خودش بسازد.



این روایت بر اساس داستانی منتشرشده توسط زنان سازمان ملل متحد است.


@iranhrdc
#از_نگاه_او ‏
#افغانستان
#دختران_افغانستان
‏#روز_جهانی_دختر
‏#آموزش_دختران ‏#مرکز_اسناد_حقوق_بشر_ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مقاومت برای بسیاری از دختران ایرانی، از پشت نیمکت مدرسه شروع نمی‌شود؛ از راهی شروع می‌شود که باید برای رسیدن به آن نیمکت طی کنند.

در سیستان‌وبلوچستان، بسیاری از دختران در مناطق روستایی برای ادامه تحصیل با موانعی مانند نبود مدرسه در مقاطع بالاتر، فاصله زیاد، دشواری رفت‌وآمد، کمبود معلم و امکانات آموزشی و مشکلات اقتصادی خانواده‌ها روبه‌رو هستند.

در برخی روستاها، پس از پایان ابتدایی یا متوسطه اول، برای ادامه تحصیل باید به روستا یا شهر دیگری رفت. وقتی وسیله رفت‌وآمد مناسب وجود ندارد یا هزینه آن برای خانواده سنگین است، ادامه تحصیل دشوارتر می‌شود.

کمبود معلم، به‌ویژه معلم زن، کمبود مدارس دخترانه و در برخی موارد ازدواج زودهنگام نیز از عواملی هستند که می‌توانند مسیر تحصیل دختران را متوقف کنند.

با وجود این موانع، بسیاری از دختران همچنان به تحصیل ادامه می‌دهند و برای ماندن در مدرسه تلاش می‌کنند.

این تلاش در مواجهه با شرایط دشوار، بخشی از واقعیت زندگی آن‌هاست؛ اما وقتی دسترسی به مدرسه، رفت‌وآمد یا امکانات آموزشی فراهم نیست، ترک تحصیل نه ناشی از کم‌کاری دختران و حتی خانواده‌هایشان، بلکه نتیجه سال‌ها بی‌توجهی به بخشی از مهم‌ترین زیرساخت‌های توسعه منابع انسانی در جوان‌ترین استان ایران است.

ترک تحصیل برای این دختران فقط به معنای پایان مدرسه نیست؛ می‌تواند مسیر زندگی خودشان و نسل‌های بعدی را تغییر دهد.

آموزش دختران یک امتیاز نیست؛ یک حق اساسی است.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_دختر
#روز_جهانی_دختر
#سیستان_و_بلوچستان
#دختران_بلوچ_حق_تحصیل
#عدالت_آموزشی
#iranhrdc
طالبان دختران افغانستان را از ادامه تحصیل بالاتر از پایه ششم محروم کرده است. با این حال، بسیاری از دختران از طریق آموزش آنلاین و فناوری، مسیرهای دیگری برای یادگیری پیدا کرده‌اند.

در هرات، «کُد برای الهام» کلاس‌های برنامه‌نویسی خود را به فضای مجازی منتقل کرد و برای حدود ۱۰۰ دانش‌آموز لپ‌تاپ و بسته اینترنت فراهم کرد.

«مدرسه رهبری افغانستان» در سال ۲۰۲۴ برنامه‌ای آموزش از راه دور راه‌اندازی کرد که دختران می‌توانند از طریق تلفن هوشمند و پیام‌رسان، به درس‌های روزانه به زبان‌های دری، پشتو و انگلیسی دسترسی داشته باشند. این برنامه تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۵ هزار یادگیرنده داشت.

در کنار این برنامه‌ها، خود دختران نیز در ایجاد فرصت‌های آموزشی نقش داشته‌اند. «ژاله»، زن جوان افغانستانی، در راه‌اندازی یک دانشگاه آنلاین مشارکت کرد که بنا بر گزارش سال ۲۰۲۵، بیش از ۴ هزار زن و دختر به‌صورت رایگان در آن تحصیل می‌کردند و حدود ۱۵۰ داوطلب با آن همکاری داشتند.

محدودیت‌های طالبان دسترسی دختران به آموزش را به‌شدت محدود کرده است؛ اما تلاش برای ادامه یادگیری همچنان ادامه دارد.

@iranhrdc
#از_نگاه_او ‏
#افغانستان
#دختران_افغانستان
‏#روز_جهانی_دختر ‏
#آموزش_دختران #‏مرکز_اسناد_حقوق_بشر_ایران
فائزه گرگیج ۲۷ ساله، فرزند روستای محروم «لاربالا» در استان سیستان و بلوچستان است. روستایی که سهمش از امکانات آموزشی تنها یک مدرسه ابتدایی است و دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل چاره‌ای جز طی کردن مسافت‌های طولانی و طاقت‌فرسا تا شهرها و روستاهای مجاور ندارند؛ مسیری که بسیاری را از ادامه راه منصرف می‌کند.

فائزه در گفت‌وگو با رسانه‌ها روایت کرده است که چطور در ۲۵ سالگی و پس از هفت سال دوری از درس و کتاب، دوباره برای ساختن آینده‌اش قدم پیش گذاشته است. او مسیر سخت آمادگی برای کنکور را کاملاً دست‌تنها طی کرد. روزهایی بود که تا ۱۷ ساعت درس خواند؛ آن هم در شرایطی که نه از برق خبری بود و نه از آب لوله‌کشی. او برای دسترسی به ساده‌ترین جزوه‌ها و منابع درسی، مجبور بود هر دو هفته یک‌بار به شهر برود.

فائزه با وجود همه این محدودیت‌ها، سرانجام در سال ۱۴۰۴ در دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر پذیرفته شد.

موفقیت او بی‌شک الهام‌بخش و تحسین‌برانگیز است، اما در دل خود بازتاب‌دهنده موانع آموزشی دختران در مناطق کم‌برخوردار ایران است. دسترسی به آموزش در این مناطق با چالش‌های اساسی و متعددی از جمله کمبود مدرسه، نبود امکانات حمل‌ونقل، مشکلات مالی و فقدان زیرساخت‌های اولیه همراه است.

آموزش دختران یک حق اساسی است، نه امتیازی که محل تولدشان تعیین کند.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#سیستان_و_بلوچستان
#دختران_بلوچ
#حق_آموزش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال پیش، در چنین روزی، ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد ایران جان باخت. مرگ او موجی از اعتراضات سراسری را در ایران به راه انداخت و جنبشی شکل گرفت که با شعار «زن، زندگی، آزادی» خواستار پایان جمهوری اسلامی شد.

چهار سال بعد، مرکز اسناد حقوق بشر ایران به بررسی کشتار دختران و زنان جوان در جریان اعتراضات پس از آن پرداخته است. این بررسی، با تکیه بر پرونده‌هایی که به‌طور مستقل تأیید شده‌اند، ابعاد و الگوهای این جان‌باختن‌ها را مستند می‌کند. با این حال، شمار واقعی قربانیان احتمالاً بیش از مواردی است که تاکنون شناسایی و تأیید شده‌اند.

با گذشت چهار سال، هنوز هیچ‌کس در قبال این کشتارها پاسخگو شناخته نشده است. در همین حال، اجرای حجاب اجباری بار دیگر به خیابان‌های ایران بازگشته است.

@iranhrdc
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سودا اکرمی‌فرد فقط ۱۶ سال داشت.

شب ۱۹ دی ۱۴۰۴، پیش از رفتن به اعتراضات در مارلیکِ ملارد، به مادرش گفت: «شاید برنگردم.»

ساعاتی بعد، هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. خانواده چند روز به دنبال پیکرش گشتند تا سرانجام او را در میان انبوه اجساد معترضان کشته‌شده در کهریزک پیدا کردند.

اما فشار بر خانواده پس از مرگ سودا نیز ادامه یافت؛ از محدودیت برای خاک‌سپاری و برگزاری مراسم تا بازداشت اعضای خانواده و تهدید به نبش قبر.

سودا آرزو داشت ایران آزاد شود و روزی در کنار خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی را جشن بگیرد.

او دیگر زنده نیست. اما روایت او باید ثبت شود.

برای حقیقت. برای دادخواهی. برای پاسخ‌گویی.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#اعتراضات_دی_۱۴۰۴
#دی_ماه_خونین
#ایران
#حقوق_بشر
آپارتاید جنسیتی چیست؟

آپارتاید جنسیتی فراتر از تبعیض است.

آپارتاید جنسیتی به اعمال غیرانسانی، از جمله اقدامات تقنینی و غیرتقنینی، یا تدابیر دیگری گفته می‌شود که با هدف جلوگیری از مشارکت زنان و دختران در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور اتخاذ می‌شوند، یا عامدانه شرایطی را ایجاد می‌کنند که مانع رشد و توسعه کامل آنان می‌شود.

این اعمال می‌توانند شامل سلب یا محدودیت شدید حقوق بنیادین بشر و آزادی‌های اساسی، از جمله موارد زیر باشند:

• حق کار و آموزش
• حق برخورداری از تابعیت
• آزادی رفت‌وآمد و اقامت
• آزادی عقیده و بیان
• آزادی تجمع مسالمت‌آمیز و تشکل
• حق مشارکت در حیات عمومی و سیاسی

تفاوت اصلی چیست؟

آپارتاید جنسیتی زمانی مطرح است که چنین اعمالی در بستر یک نظام نهادینه‌شده مبتنی بر سرکوب و سلطه یک گروه جنسیتی بر گروه جنسیتی دیگر صورت گیرند و با قصد حفظ و تداوم آن نظام انجام شوند.

@iranhrdc
#آپارتاید_جنسیتی
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#از_نگاه_او
#ایران
#افغانستان
#حقوق_بشر
ایران: وقتی تبعیض به یک نظام تبدیل می‌شود

در ایران، نابرابری جنسیتی در قوانین نهادینه شده و از طریق ساختارها و سازوکارهایی که زندگی خانوادگی، رفت‌وآمد، پوشش و ظاهر، آموزش، اشتغال و مشارکت زنان و دختران در عرصه عمومی را تنظیم و محدود می‌کنند، بازتولید و تقویت می‌شود. اما برای درک ابعاد این تبعیض، باید به شیوه اجرای این قوانین نیز توجه کرد.

زنان و دخترانی که در برابر حجاب اجباری ایستادگی کرده‌اند، با نظارت و کنترل، بازداشت، حبس، خشونت، تعقیب قضایی و دیگر اشکال اجبار و اعمال زور روبه‌رو شده‌اند. مقاومت زنان همچنین می‌تواند با سازوکار گسترده‌تر سرکوب درهم‌تنیده شود؛ سازوکاری که شامل بازداشت خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و دیگر نقض‌های جدی حقوق بشر است.

این وضعیت یک پرسش حقوقی عمیق‌تر را مطرح می‌کند: آیا قوانین تبعیض‌آمیز، نهادهای دولتی، اجرای قهری و سازوکارهای سرکوب در کنار یکدیگر عمل می‌کنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را ایجاد و حفظ کنند؟ در همین نقطه است که مفهوم «آپارتاید جنسیتی» از منظر حقوقی اهمیت می‌یابد.

آپارتاید جنسیتی در حال حاضر به‌عنوان جرمی مستقل در اساسنامه رم به رسمیت شناخته نشده است. با این حال، توصیه عمومی شماره ۴۰ کمیته رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) خواستار جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی در حقوق بین‌الملل شده است؛ از جمله از طریق پیش‌نویس کنوانسیون جرایم علیه بشریت که هم‌اکنون در حال مذاکره است.

در مورد ایران، پرسش تنها این نیست که آیا تبعیض وجود دارد. پرسش اصلی این است که آیا قوانین، نهادها و سازوکارهای اجرای قهری در کنار یکدیگر عمل می‌کنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را حفظ و بازتولید کنند و آیا حقوق بین‌الملل ابزارهای لازم برای پاسخ‌گو کردن مسئولان چنین نظامی را در اختیار دارد یا نه.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#آپارتاید_جنسیتی
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یاسمن باقری نویسنده‌ای ایرانی‌تبار، پناهنده‌ای سابق، کنشگر اجتماعی و دانشجوی حقوق و عدالت کیفری است که امروز در کرایست‌چرچ در نیوزیلند زندگی می‌کند.

زندگی یاسمن با تجربه آوارگی، مقاومت و تلاش برای بازپس‌گرفتن آینده‌اش شکل گرفته است. او در سال ۲۰۱۳، در سن پانزده‌سالگی، پس از تجربه آزار و اذیت‌های مذهبی و سیاسی، به همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرد. خانواده برای یافتن امنیت به استرالیا رفتند و با قایق وارد این کشور شدند. با این حال، یاسمن بخش بزرگی از دوران نوجوانی خود را در بازداشتگاه‌های پناهجویان استرالیا گذراند. او در طول نزدیک به پنج سال، در جزیره کریسمس، داروین و سپس در چارچوب نظام بازداشت برون‌مرزی استرالیا در جزیره نائورو نگهداری شد.

این سال‌ها موانع بزرگی بر سر راه یاسمن و آرزوهای معمول یک دختر نوجوان قرار داد. آزادی، تحصیل و امکان برنامه‌ریزی برای آینده از او گرفته یا به‌شدت محدود شده بود. با این حال، در دوران حضورش در نائورو، به‌تدریج راه‌هایی برای رساندن صدایش به بیرون پیدا کرد. او با روزنامه‌نگاران و کنشگران خارج از جزیره در ارتباط بود، از زندگی در بازداشت می‌نوشت و تجربه‌های خود و دیگران را با آنان در میان می‌گذاشت. در همین دوران، نوشتن و شعر برای او به راهی برای بیان خود، حفظ هویت و مقاومت تبدیل شد.

در سال ۲۰۱۸، یاسمن به دلایل پزشکی از نائورو به استرالیا منتقل شد. نوشته‌های او بعدها در پروژه‌های ادبی و فعالیت‌های حمایتی مورد استفاده قرار گرفت؛ پروژه‌هایی که به دنبال بازتاب دادن تجربه‌های پناهندگان، زنان و افرادی بودند که زندگی‌شان تحت تأثیر آوارگی و جابه‌جایی اجباری قرار گرفته است.

امروز، یاسمن در حال ساختن دوباره فرصت‌هایی است که در دوران نوجوانی از او گرفته شده بود. او در رشته حقوق و عدالت کیفری تحصیل می‌کند و در کرایست‌چرچ به‌عنوان تسهیلگر عدالت ترمیمی فعالیت دارد. همچنین به‌عنوان مربی جوانان، در زمینه حمایت از پناهندگان و جوامع قومی فعالیت می‌کند، در برنامه‌هایی برای تقویت مشارکت پناهندگان حضور دارد و در امور اجتماعی و جامعه‌محور نیز نقش فعالی ایفا می‌کند.

مسیر زندگی یاسمن، از ترک اجباری ایران در نوجوانی و سال‌های بازداشت برون‌مرزی تا تحصیل حقوق و کمک به دیگران برای یافتن مسیرشان در نظام عدالت، بازتاب‌دهنده باور عمیق او به مقاومت، کرامت انسانی و توانایی زنان و دختران برای ساختن آینده خود است.



@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#یاسمن_باقری
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ستایش گلشنی تنها سه سال داشت که آزار و سرکوب، خانواده‌اش را مجبور به ترک ایران کرد. یک سال بعد، همراه پدر و مادرش با کشتی به استرالیا رسید و به مرکز رسیدگی به درخواست‌های پناهندگی درجزیره نائورو منتقل شد.

ستایش بیش از دو سال در بازداشت بود؛ سال‌هایی که خاطراتشان هنوز با اوست. اما با تکواندو راهی برای ادامه دادن و ساختن زندگی خودش پیدا کرد.

تکواندو برای ستایش فقط یک رشته ورزشی نبود. به پناهگاهی تبدیل شد که در آن می‌توانست تمرکز کند، رقابت کند و به آینده فکر کند. تا شانزده‌سالگی، او به ورزشکاری حرفه ای با افتخارات و جوایز متعدد تبدیل شده بود.

با این حال، بلاتکلیفی همچنان بخشی از زندگی اوست. وضعیت مهاجرتی‌اش فرصت‌هایش را برای تحصیل، شرکت در مسابقات بین‌المللی و ساختن آینده‌ای امن در استرالیا محدود کرده است. با وجود آنکه در سال ۲۰۱۹ به عنوان پناهنده شناخته شد، آینده اقامتش همچنان نامشخص است.

ستایش می‌خواهد در استرالیا بماند؛ جایی که در آن بزرگ شده و زندگی‌اش را ساخته است. او در عین حال از بازگشت به ایران هراس دارد و می‌گوید ممکن است به عنوان یک زن جوان بی اعتقاد به اسلام با خطر آزار و سرکوب روبه‌رو شود.

داستان ستایش، روایت دختری است که از کودکی با چالش‌هایی بزرگ روبه‌رو شده، اما هرگز اجازه نداده گذشته‌اش آینده او را تعیین کند. او در تکواندو قدرتش را پیدا کرده، هدفش را ساخته و صدایش را پیدا کرده است.

حالا ستایش فقط یک فرصت می‌خواهد؛ فرصتی برای ساختن آینده‌ای که سال‌ها برای آن تلاش کرده و هنوز برای به دست آوردنش می‌جنگد.


@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ستایش_گلشنی
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیلوفر ایوبی فعال حقوق زنان و حقوق بشر، روزنامه‌نگار، کارآفرین، کنشگر اجتماعی و سخنران بین‌المللی اهل افغانستان است؛ زنی که زندگی و فعالیت‌هایش بازتاب تعهدی عمیق و مستمر به آزادی، برابری و شنیده‌شدن صدای زنان است.

نیلوفر در منطقه‌ای محافظه‌کار در شمال افغانستان بزرگ شد و بخش بزرگی از دوران کودکی خود را به‌عنوان «بچه‌پوش» سپری کرد؛ پدیده‌ای که در آن، دختران با ظاهر پسران زندگی می‌کنند و دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ از جمله خانواده‌هایی که فرزند پسر ندارند یا خانواده‌هایی که فاقد سرپرست و نان‌آور مرد هستند. اما نیلوفر در شرایطی متفاوت، صرفاً برای تجربه آزادی‌ها و فرصت‌هایی که یک زندگی و کودکی معمولی برای پسران فراهم می‌کرد، بچه‌پوش شد. او با نام «زمری»، به معنای «شیر» در زبان پشتو، می‌توانست آزادانه‌تر رفت‌وآمد کند، امنیت بیشتری داشته باشد و به تحصیل خود ادامه دهد.

این تجربه دوران کودکی، نیلوفر را از نزدیک با تفاوت میان آزادی‌هایی که برای پسران وجود داشت و محدودیت‌هایی که بر دختران تحمیل می‌شد، آشنا کرد و اراده او را برای فراهم‌کردن شرایطی شکل داد که در آن، دختران دیگر مجبور نباشند برای دستیابی به حقوق و فرصت‌هایی که شایسته آن هستند، هویت واقعی خود را پنهان کنند.

نیلوفر بعدها در عرصه روزنامه‌نگاری و کارآفرینی فعالیت کرد و برای زنان بسیاری فرصت‌های شغلی ایجاد کرد. او شبکه مشارکت سیاسی زنان را بنیان گذاشت و از بنیان‌گذاران کارزار «نام من کجاست؟» بود؛ کارزاری که برای مقابله با حذف اجتماعی هویت زنان افغانستان شکل گرفت. فعالیت‌های بشردوستانه او نیز شامل حمایت از صدها خانواده در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ و کمک به انتقال و جابه‌جایی بیش از ۲۰۰ فرد در معرض خطر آزار و تعقیب پس از بازگشت طالبان به قدرت بوده است.

پس از ترک افغانستان در سال ۲۰۲۱، نیلوفر فعالیت‌های خود را در تبعید ادامه داد و در عرصه بین‌المللی درباره حقوق زنان افغان، دموکراسی، رسانه‌های مستقل و آزادی سخن گفت. او پیش‌تر به‌عنوان مدیرعامل آسیا تایمز افغانستان فعالیت کرده و از بنیان‌گذاران «رادیو زنان آزاد» است؛ رسانه‌ای که با هدف تقویت صدای زنانی فعالیت می‌کند که بیش از پیش از حضور در عرصه عمومی کنار گذاشته می‌شوند.

نیلوفر که روزگاری برای تجربه آزادی‌ها و فرصت‌های یک کودکی معمولی ناچار بود مانند یک پسر زندگی کند، امروز به صدایی برای زنانی تبدیل شده است که حاضر نیستند هویت و حضورشان از جامعه حذف شود. مسیر زندگی او یادآور این حقیقت است که تجربه شخصی نابرابری می‌تواند به تعهدی همیشگی برای فراهم‌کردن آزادی و فرصت برای دیگران تبدیل شود.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#نیلوفر_ایوبی
#آپارتاید_جنسیتی
#افغانستان
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان مهسا پیرایی، روایتی از آزادی، مهاجرت، فقدان و جست‌وجویی مداوم برای عدالت است.

پیش از ترک ایران، مهسا دختری پرانرژی و فعال بود که ورزش و وقت‌گذرانی در کنار خانواده‌اش را دوست داشت. اما بیرون از فضای امن خانه، حجاب اجباری، محدودیت‌های اجتماعی و ترس از نهادهای امنیتی به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده بود.

از کودکی آموخته بود که صحبت‌کردن آزادانه درباره سیاست و مذهب می‌تواند پیامدهایی داشته باشد و گاهی برای حضور در جامعه ناچار بود بخش‌هایی از هویت واقعی خود را پنهان کند.

او چندین بار به‌دلیل حجاب و ظاهرش توسط گشت ارشاد بازداشت شد. در یکی از این بازداشت‌ها، یک مأمور مرد عمداً به پای او آسیب زد و او را تهدید نمود. مهسا که از آنچه ممکن بود برایش اتفاق بیفتد به حدی وحشت‌زده بود، که حتی جرئت نکرد با خانواده‌اش تماس بگیرد.

این ترس پس از مهاجرت به بریتانیا نیز از بین نرفت؛ برای سال‌ها، دیدن یک مأمور پلیس می‌توانست در او اضطراب ایجاد کند و همان احساس قدیمی را زنده کند که گویی مرتکب خطایی شده است.

مهسا همچنین به‌دلیل پیشینه یارسانی خانواده‌اش در ایران با تبعیض روبه‌رو بود. او بارها از مقاماتی که با آن‌ها مواجه شده بود شنیده بود که پیروان اهل حق را «ناپاک» یا «نجس» می‌خواندند.

اما تلخ‌ترین لحظه زندگی مهسا در شهریور ۱۴۰۱ رقم خورد.

در حالی که مهسا در بریتانیا با دوستانش درباره اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی صحبت می‌کرد، مادرش، مینو مجیدی، در اعتراضات کرمانشاه، زادگاهش، حضور داشت.

مینو در خیابان هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ بیش از ۱۶۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد. مهسا روز بعد از مرگ مادرش باخبر شد.

ترک ایران به معنای پشت سر گذاشتن ترس نبود. سال‌ها بعد، خشونتی که مهسا تصور می‌کرد از آن گریخته است، به خانواده‌اش رسید و مادرش را از او گرفت.

برای مهسا، عدالت به معنای انتقام نیست؛ عدالت یعنی حقیقت و پاسخ‌گویی. او امیدوار است روزی در یک دادگاه عادلانه و مستقل، همه کسانی که در قتل مادرش مسئول بوده‌اند پاسخ‌گو شوند؛ از کسانی که در این تیراندازی نقش داشتند تا کسانی که دستور آن را صادر کردند.


@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#مهسا_پیرایی
#مینو_مجیدی
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سانگه صدیقی، حقوقدان افغان-هلندی، فعال سیاسی و مدافع حقوق زنان است. او در افغانستان به دنیا آمد و دوران کودکی‌اش را در زمان حاکمیت مجاهدین و طالبان گذراند. سانگه تا ۱۲ سالگی، تنها به دلیل دختر بودن، از تحصیل محروم بود.

او بعدها در رشته حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل تحصیل کرد و پس از مهاجرت به هلند در سال ۲۰۰۸، در زمینه حقوق مالی و اقتصاد تخصص گرفت. او اکنون به‌عنوان دادستان مالیاتی در وزارت دارایی هلند فعالیت می‌کند و همچین جز هیات رهبری حزب دموکرات‌های ۶۶ (D66) در شهر زوترمیر است.

داستان زندگی او هم از دشواری‌هایی می‌گوید که دختران افغان با آن روبه‌رو هستند و هم نشان می‌دهد که آموزش و فرصت چگونه می‌تواند مسیر زندگی یک دختر را تغییر دهد.

«برای من، عدالت یعنی دختری بتواند بدون ترس به مدرسه برود؛ زنی بتواند شغل، همسر و آینده‌اش را خودش انتخاب کند.»

داستان سانگه همچنین یادآور این است که زنان افغان را نباید فقط با رنج‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند شناخت. آنها حقوقدان، آموزگار، رهبر، متخصص و کنشگر هستند؛ زنانی با دانش، خلاقیت و توانایی ساختن آینده خود.

پیام او روشن است: جهان باید صدای زنان را بشنود و تجربه، دیدگاه و توانایی‌های آنان را بخشی جدایی‌ناپذیر از تلاش برای دستیابی به عدالت و برابری بداند.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#سانگه_صدیقی
#افغانستان
#صدای_زنان_افغان
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ژینو بیگ‌زاده بابامیری بیش از سه سال است که برای آزادی و دادخواهی پدرش، رزگار بیگ‌زاده بابامیری، تلاش می‌کند.

رزگار، کشاورز کُرد اهل بوکان و پدر سه فرزند، در فروردین ۱۴۰۲ در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد. به گفته‌ی خانواده‌اش، او تنها برای معترضان زخمی دارو و اقلام درمانی تهیه کرده بود. رزگار در نامه‌ای از زندان نوشته است که در دوران بازجویی با شکنجه‌هایی از جمله شوک الکتریکی و اعدام نمایشی روبه‌رو شده و از او اعتراف اجباری گرفته‌اند.

در تیر ۱۴۰۴، شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب ارومیه او را به اتهام‌هایی از جمله «بغی» و «جاسوسی» به اعدام محکوم کرد. به گزارش نهادهای حقوق بشری، این دادگاه فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه بود. ژینو نخستین کسی بود که خبر این حکم را علنی کرد. از آن زمان، او در رسانه‌ها و نزد نهادهای بین‌المللی صدای پدرش بوده است.

احکام اعدام رزگار بعدها در دیوان عالی کشور نقض شد. با این حال، او پس از گذشت بیش از ۴۰ ماه همچنان در زندان مرکزی ارومیه است و وضعیت حقوقی‌اش نامشخص مانده است.

در روز جهانی دختر، روایت ژینو یادآور هزینه‌ای است که دختران و زنان در ایران برای حقیقت‌گویی و دادخواهی می‌پردازند.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ژینو_بابامیری
#رزگار_بابامیری
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سیما نوری کودک بود که جنگ او را از قندوز در افغانستان به ایران کشاند. سال‌ها بعد، با مدرک کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل و به‌عنوان نماینده‌ی مهاجران در لویه جرگه، به افغانستان بازگشت. او می‌خواست در بازسازی کشورش سهمی داشته باشد.

در حوزه‌ی انرژی کار کرد؛ عرصه‌ای که حضور زنان در آن کم‌سابقه بود. به گفته‌ی خودش، همین حضور او را به هدف تهدیدهای مداوم طالبان و گروه‌های افراطی تبدیل کرد. او و پدرش هدف سوءقصد قرار گرفتند و پدرش زخمی شد.

سیما در تمام این سال‌ها آموزش را رها نکرد. برای زنان کلاس سوادآموزی راه انداخت و در تأسیس سه مدرسه برای بیش از ۶۰۰ کودک مهاجرِ بی‌مدرک نقش داشت. هزینه‌ی این تلاش فشارهای حقوقی، ضبط مدارک و در نهایت مهاجرتی دوباره بود.

امروز سیما در نروژ زندگی می‌کند و به گفته‌ی خودش، «جغرافیایم عوض شده، نه رسالتم.» او از بنیان‌گذاران «جنبش جهانی زنان هزاره» است و برای به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در افغانستان تلاش می‌کند. بیش از پنج سال است که پناهگاهی را در پاکستان اداره می‌کند. این پناهگاه تاکنون به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر، از جمله زنان بی‌سرپرست، معترضان، آسیب‌دیدگان جنگ و اقلیت‌های دینی و قومی، پناه داده است.

روایت سیما در روزگاری اهمیت دوچندان دارد که دختران افغانستان همچنان از تحصیل پس از دوره‌ی ابتدایی محروم‌اند. او عدالت را روزی می‌داند که هیچ دختری به خاطر جنسیتش از رویاها و حق تحصیل محروم نشود.

ما با سیما هم‌صدا هستیم. محرومیت دختران از آموزش نقض آشکار حقوق بشر است و جامعه‌ی جهانی نباید در برابر آن سکوت کند.

@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#سیما_نوری
#افغانستان
#صدای_زنان_افغان
#حقوق_بشر