Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بدهی را پشت میلهها چطور باید پرداخت؟
نسیم از حبس پس از ورشکستگی و مریم از زندانی شدن پدرش میگویند؛ دو نام مستعار از مجموعهٔ زندانیان مالی مرکز اسناد حقوق بشر ایران.
روایتها و دادههای کامل را در صفحه مرکز اسناد حقوق بشر ایران دنبال کنید.
۸۸٬۰۷۸، مجموع موارد آزادیِ گزارششده در ۳۱ استان طی ۱۳۹۵–۱۴۰۴ است؛ با احتمال همپوشانی، نه شمار زندانیان فعلی.
@iranhrdc
#حبس_بخاطر_بدهی
#زندانی_کردن_بدهکاران
#حقوق_بشر_ایران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
نسیم از حبس پس از ورشکستگی و مریم از زندانی شدن پدرش میگویند؛ دو نام مستعار از مجموعهٔ زندانیان مالی مرکز اسناد حقوق بشر ایران.
روایتها و دادههای کامل را در صفحه مرکز اسناد حقوق بشر ایران دنبال کنید.
۸۸٬۰۷۸، مجموع موارد آزادیِ گزارششده در ۳۱ استان طی ۱۳۹۵–۱۴۰۴ است؛ با احتمال همپوشانی، نه شمار زندانیان فعلی.
@iranhrdc
#حبس_بخاطر_بدهی
#زندانی_کردن_بدهکاران
#حقوق_بشر_ایران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۵ — جوکر (نام مستعار)
مادر همسر درگذشته جوکر برای حدود ۴۰۰ سکه مهریه اقدام کرد. خودرویش توقیف شد و او برای مدتی راهی زندان شد. حالا برای مهریهاش چشم به آپارتمانش دارد.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل جوکر را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%88%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۵ — جوکر (نام مستعار)
مادر همسر درگذشته جوکر برای حدود ۴۰۰ سکه مهریه اقدام کرد. خودرویش توقیف شد و او برای مدتی راهی زندان شد. حالا برای مهریهاش چشم به آپارتمانش دارد.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل جوکر را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%88%da%a9%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۶ — حسین (نام مستعار)
از حادثه گازگرفتگی جان به در برد، اما همسر و فرزندش را از دست داد؛ حالا برای دیه و مهریه همان همسر زندانی است.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل حسین را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۶ — حسین (نام مستعار)
از حادثه گازگرفتگی جان به در برد، اما همسر و فرزندش را از دست داد؛ حالا برای دیه و مهریه همان همسر زندانی است.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل حسین را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
آپارتاید جنسیتی چیست؟
آپارتاید جنسیتی فراتر از تبعیض است.
آپارتاید جنسیتی به اعمال غیرانسانی، از جمله اقدامات تقنینی و غیرتقنینی، یا تدابیر دیگری گفته میشود که با هدف جلوگیری از مشارکت زنان و دختران در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور اتخاذ میشوند، یا عامدانه شرایطی را ایجاد میکنند که مانع رشد و توسعه کامل آنان میشود.
این اعمال میتوانند شامل سلب یا محدودیت شدید حقوق بنیادین بشر و آزادیهای اساسی، از جمله موارد زیر باشند:
• حق کار و آموزش
• حق برخورداری از تابعیت
• آزادی رفتوآمد و اقامت
• آزادی عقیده و بیان
• آزادی تجمع مسالمتآمیز و تشکل
• حق مشارکت در حیات عمومی و سیاسی
تفاوت اصلی چیست؟
آپارتاید جنسیتی زمانی مطرح است که چنین اعمالی در بستر یک نظام نهادینهشده مبتنی بر سرکوب و سلطه یک گروه جنسیتی بر گروه جنسیتی دیگر صورت گیرند و با قصد حفظ و تداوم آن نظام انجام شوند.
@iranhrdc
#آپارتاید_جنسیتی
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#از_نگاه_او
#ایران
#افغانستان
#حقوق_بشر
آپارتاید جنسیتی فراتر از تبعیض است.
آپارتاید جنسیتی به اعمال غیرانسانی، از جمله اقدامات تقنینی و غیرتقنینی، یا تدابیر دیگری گفته میشود که با هدف جلوگیری از مشارکت زنان و دختران در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور اتخاذ میشوند، یا عامدانه شرایطی را ایجاد میکنند که مانع رشد و توسعه کامل آنان میشود.
این اعمال میتوانند شامل سلب یا محدودیت شدید حقوق بنیادین بشر و آزادیهای اساسی، از جمله موارد زیر باشند:
• حق کار و آموزش
• حق برخورداری از تابعیت
• آزادی رفتوآمد و اقامت
• آزادی عقیده و بیان
• آزادی تجمع مسالمتآمیز و تشکل
• حق مشارکت در حیات عمومی و سیاسی
تفاوت اصلی چیست؟
آپارتاید جنسیتی زمانی مطرح است که چنین اعمالی در بستر یک نظام نهادینهشده مبتنی بر سرکوب و سلطه یک گروه جنسیتی بر گروه جنسیتی دیگر صورت گیرند و با قصد حفظ و تداوم آن نظام انجام شوند.
@iranhrdc
#آپارتاید_جنسیتی
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#از_نگاه_او
#ایران
#افغانستان
#حقوق_بشر
افغانستان: دو مسیر حقوقی برای پاسخگویی به آزار و تعقیب جنسیتی
محدودیتها و محرومیتهای گستردهای که طالبان علیه زنان و دختران در افغانستان اعمال کردهاند، در سطح بینالمللی از طریق دو مسیر حقوقی جداگانه با واکنش روبهرو شده است.
در ژوئیه ۲۰۲۵، دیوان کیفری بینالمللی برای هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی طالبان، قرار بازداشت صادر کرد. دیوان اعلام کرد که دلایل معقولی وجود دارد، که این دو نفر در ارتباط با آزار و تعقیب زنان و دختران به دلایل جنسیتی مسئولیت کیفری دارند.
در مسیری جداگانه، استرالیا، کانادا، آلمان و هلند بر اساس کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، روندی حقوقی را علیه افغانستان آغاز کردهاند و طالبان را به ارتکاب نقضهای گسترده و نظاممند حقوق زنان متهم کردهاند.
هیچیک از این دو روند رسماً با عنوان «آپارتاید جنسیتی» مطرح نشده اند. «آپارتاید جنسیتی» در حال حاضر بهعنوان جرمی مستقل در اساسنامه رم به رسمیت شناخته نشده است.
با این حال، افغانستان به یکی از نمونههای مهم در بحث فزاینده بینالمللی درباره این موضوع تبدیل شده است که آیا و چگونه «آپارتاید جنسیتی» باید در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شود.
@iranhrdc
#از_نگاه_و
#روز_بینالمللی_دختر
#روز_دختر
#آپارتاید_جنسیتی
#افغانستان
#حقوق_بشر
محدودیتها و محرومیتهای گستردهای که طالبان علیه زنان و دختران در افغانستان اعمال کردهاند، در سطح بینالمللی از طریق دو مسیر حقوقی جداگانه با واکنش روبهرو شده است.
در ژوئیه ۲۰۲۵، دیوان کیفری بینالمللی برای هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، و عبدالحکیم حقانی، رئیس دادگاه عالی طالبان، قرار بازداشت صادر کرد. دیوان اعلام کرد که دلایل معقولی وجود دارد، که این دو نفر در ارتباط با آزار و تعقیب زنان و دختران به دلایل جنسیتی مسئولیت کیفری دارند.
در مسیری جداگانه، استرالیا، کانادا، آلمان و هلند بر اساس کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW)، روندی حقوقی را علیه افغانستان آغاز کردهاند و طالبان را به ارتکاب نقضهای گسترده و نظاممند حقوق زنان متهم کردهاند.
هیچیک از این دو روند رسماً با عنوان «آپارتاید جنسیتی» مطرح نشده اند. «آپارتاید جنسیتی» در حال حاضر بهعنوان جرمی مستقل در اساسنامه رم به رسمیت شناخته نشده است.
با این حال، افغانستان به یکی از نمونههای مهم در بحث فزاینده بینالمللی درباره این موضوع تبدیل شده است که آیا و چگونه «آپارتاید جنسیتی» باید در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شود.
@iranhrdc
#از_نگاه_و
#روز_بینالمللی_دختر
#روز_دختر
#آپارتاید_جنسیتی
#افغانستان
#حقوق_بشر
از شهریور تا دی ۱۴۰۱، مرکز اسناد حقوق بشر ایران کشتهشدن ۱۱۶ شهروند را در مناطق کردنشین ایران و ۱۵ شهروند کرد دیگر را در سایر نقاط کشور بهطور مستقل راستیآزمایی کرد. ۱۳ نفر از کشتهشدگان کودک بودند. ۱۲ نفر در حالی که هیچ تهدیدی ایجاد نمیکردند، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفتند. ۳۰ نفر شبانه به خاک سپرده شدند و دستکم شش خانواده برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان مجبور به پرداخت پول شدند. با وجود ادعاها درباره انجام تحقیقات، هیچیک از این تحقیقات تاکنون نتایج خود را منتشر نکرده است.
متن کامل گزارش را از طریق لینک زیر بخوانید:
https://iranhrdc.org/protests-in-the-kurdish-areas-of-iran/
@iranhrdc
#اعتراضات_ایران
#زن_زندگی_آزادی
#کردستان
#پایان_مصونیت
#حقوق_بشر_در_ایران
متن کامل گزارش را از طریق لینک زیر بخوانید:
https://iranhrdc.org/protests-in-the-kurdish-areas-of-iran/
@iranhrdc
#اعتراضات_ایران
#زن_زندگی_آزادی
#کردستان
#پایان_مصونیت
#حقوق_بشر_در_ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۷ — حمید (نام مستعار)
۱۲ سال زندگی مشترک او به سالها رفتوآمد میان دادگاه و زندان بر سر مهریه ۳۵۰ سکهای انجامید. حمید که شش سال است از همسرش جدا شده، در تمام این مدت تنها توانسته چهار سکه بپردازد. او میگوید: «دادگاه مسیری نیست که برنده داشته باشد؛ هر دو طرف بازندهاند.»
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل حمید را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۷ — حمید (نام مستعار)
۱۲ سال زندگی مشترک او به سالها رفتوآمد میان دادگاه و زندان بر سر مهریه ۳۵۰ سکهای انجامید. حمید که شش سال است از همسرش جدا شده، در تمام این مدت تنها توانسته چهار سکه بپردازد. او میگوید: «دادگاه مسیری نیست که برنده داشته باشد؛ هر دو طرف بازندهاند.»
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل حمید را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
این ماه، مروری داریم بر اعتراضها و سرکوبهای سالهای اخیر در ایران؛ الگوهای تکرارشونده سرکوب و پروندههایی که با گذشت سالها همچنان باز هستند.
چهار سال پیش، در ۸ مهر ۱۴۰۱، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در زاهدان به سوی مردم تیراندازی کردند؛ هم به معترضان مقابل کلانتری ۱۶ و هم به نمازگزارانی که در مصلای بزرگ حضور داشتند.
در بعدازظهر آن روز، دستکم ۹۴ نفر کشته شدند؛ ۴۵ نفر از آنان در مصلای بزرگ جان باختند، جایی که هزاران نفر برای نماز حضور داشتند. ۱۵ نفر از قربانیان کودک بودند.
تا امروز، هیچ فرمانده یا آمر این کشتار پاسخگو نشده است. شکایتها بایگانی شدند، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتند و «تروریستها» مسئول کشتار معرفی شدند.
در دی ۱۴۰۴، همان الگوهای سرکوب دوباره تکرار شد؛ اینبار در مقیاسی بسیار بزرگتر و در سراسر ایران.
جمعه خونین زاهدان را مرور میکنیم، چون این پرونده هیچگاه بسته نشد.
گزارش کامل:
https://iranhrdc.org/bloody-friday-in-zahedan/#_ednref76
@iranhrdc
#اعتراضات_ایران #جمعه_خونین_زاهدان #جمعه_خونین #پایان_مصونیت #حقوق_بشر_در_ایران
چهار سال پیش، در ۸ مهر ۱۴۰۱، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در زاهدان به سوی مردم تیراندازی کردند؛ هم به معترضان مقابل کلانتری ۱۶ و هم به نمازگزارانی که در مصلای بزرگ حضور داشتند.
در بعدازظهر آن روز، دستکم ۹۴ نفر کشته شدند؛ ۴۵ نفر از آنان در مصلای بزرگ جان باختند، جایی که هزاران نفر برای نماز حضور داشتند. ۱۵ نفر از قربانیان کودک بودند.
تا امروز، هیچ فرمانده یا آمر این کشتار پاسخگو نشده است. شکایتها بایگانی شدند، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتند و «تروریستها» مسئول کشتار معرفی شدند.
در دی ۱۴۰۴، همان الگوهای سرکوب دوباره تکرار شد؛ اینبار در مقیاسی بسیار بزرگتر و در سراسر ایران.
جمعه خونین زاهدان را مرور میکنیم، چون این پرونده هیچگاه بسته نشد.
گزارش کامل:
https://iranhrdc.org/bloody-friday-in-zahedan/#_ednref76
@iranhrdc
#اعتراضات_ایران #جمعه_خونین_زاهدان #جمعه_خونین #پایان_مصونیت #حقوق_بشر_در_ایران
ایران: وقتی تبعیض به یک نظام تبدیل میشود
در ایران، نابرابری جنسیتی در قوانین نهادینه شده و از طریق ساختارها و سازوکارهایی که زندگی خانوادگی، رفتوآمد، پوشش و ظاهر، آموزش، اشتغال و مشارکت زنان و دختران در عرصه عمومی را تنظیم و محدود میکنند، بازتولید و تقویت میشود. اما برای درک ابعاد این تبعیض، باید به شیوه اجرای این قوانین نیز توجه کرد.
زنان و دخترانی که در برابر حجاب اجباری ایستادگی کردهاند، با نظارت و کنترل، بازداشت، حبس، خشونت، تعقیب قضایی و دیگر اشکال اجبار و اعمال زور روبهرو شدهاند. مقاومت زنان همچنین میتواند با سازوکار گستردهتر سرکوب درهمتنیده شود؛ سازوکاری که شامل بازداشت خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و دیگر نقضهای جدی حقوق بشر است.
این وضعیت یک پرسش حقوقی عمیقتر را مطرح میکند: آیا قوانین تبعیضآمیز، نهادهای دولتی، اجرای قهری و سازوکارهای سرکوب در کنار یکدیگر عمل میکنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را ایجاد و حفظ کنند؟ در همین نقطه است که مفهوم «آپارتاید جنسیتی» از منظر حقوقی اهمیت مییابد.
آپارتاید جنسیتی در حال حاضر بهعنوان جرمی مستقل در اساسنامه رم به رسمیت شناخته نشده است. با این حال، توصیه عمومی شماره ۴۰ کمیته رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) خواستار جرمانگاری آپارتاید جنسیتی در حقوق بینالملل شده است؛ از جمله از طریق پیشنویس کنوانسیون جرایم علیه بشریت که هماکنون در حال مذاکره است.
در مورد ایران، پرسش تنها این نیست که آیا تبعیض وجود دارد. پرسش اصلی این است که آیا قوانین، نهادها و سازوکارهای اجرای قهری در کنار یکدیگر عمل میکنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را حفظ و بازتولید کنند و آیا حقوق بینالملل ابزارهای لازم برای پاسخگو کردن مسئولان چنین نظامی را در اختیار دارد یا نه.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#آپارتاید_جنسیتی
#ایران
#حقوق_بشر
در ایران، نابرابری جنسیتی در قوانین نهادینه شده و از طریق ساختارها و سازوکارهایی که زندگی خانوادگی، رفتوآمد، پوشش و ظاهر، آموزش، اشتغال و مشارکت زنان و دختران در عرصه عمومی را تنظیم و محدود میکنند، بازتولید و تقویت میشود. اما برای درک ابعاد این تبعیض، باید به شیوه اجرای این قوانین نیز توجه کرد.
زنان و دخترانی که در برابر حجاب اجباری ایستادگی کردهاند، با نظارت و کنترل، بازداشت، حبس، خشونت، تعقیب قضایی و دیگر اشکال اجبار و اعمال زور روبهرو شدهاند. مقاومت زنان همچنین میتواند با سازوکار گستردهتر سرکوب درهمتنیده شود؛ سازوکاری که شامل بازداشت خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و دیگر نقضهای جدی حقوق بشر است.
این وضعیت یک پرسش حقوقی عمیقتر را مطرح میکند: آیا قوانین تبعیضآمیز، نهادهای دولتی، اجرای قهری و سازوکارهای سرکوب در کنار یکدیگر عمل میکنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را ایجاد و حفظ کنند؟ در همین نقطه است که مفهوم «آپارتاید جنسیتی» از منظر حقوقی اهمیت مییابد.
آپارتاید جنسیتی در حال حاضر بهعنوان جرمی مستقل در اساسنامه رم به رسمیت شناخته نشده است. با این حال، توصیه عمومی شماره ۴۰ کمیته رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) خواستار جرمانگاری آپارتاید جنسیتی در حقوق بینالملل شده است؛ از جمله از طریق پیشنویس کنوانسیون جرایم علیه بشریت که هماکنون در حال مذاکره است.
در مورد ایران، پرسش تنها این نیست که آیا تبعیض وجود دارد. پرسش اصلی این است که آیا قوانین، نهادها و سازوکارهای اجرای قهری در کنار یکدیگر عمل میکنند تا نظامی مبتنی بر سلطه جنسیتی را حفظ و بازتولید کنند و آیا حقوق بینالملل ابزارهای لازم برای پاسخگو کردن مسئولان چنین نظامی را در اختیار دارد یا نه.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#آپارتاید_جنسیتی
#ایران
#حقوق_بشر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۸ — برنا (نام مستعار)
برنا کارگر ساده ای بود که با وجود تایید اِعسار(ناتوانی مالی) برای پرداخت مهریه همسرش، سه سال را در زندان گذراند. از شدت نا امیدی دست به خودکشی زد و خود را از طبقه چهارم پایین انداخت و به سختی جان بهدر برد؛ حالا سالهاست که فراری و در انزواست.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل برنا را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۸ — برنا (نام مستعار)
برنا کارگر ساده ای بود که با وجود تایید اِعسار(ناتوانی مالی) برای پرداخت مهریه همسرش، سه سال را در زندان گذراند. از شدت نا امیدی دست به خودکشی زد و خود را از طبقه چهارم پایین انداخت و به سختی جان بهدر برد؛ حالا سالهاست که فراری و در انزواست.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل برنا را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یاسمن باقری نویسندهای ایرانیتبار، پناهندهای سابق، کنشگر اجتماعی و دانشجوی حقوق و عدالت کیفری است که امروز در کرایستچرچ در نیوزیلند زندگی میکند.
زندگی یاسمن با تجربه آوارگی، مقاومت و تلاش برای بازپسگرفتن آیندهاش شکل گرفته است. او در سال ۲۰۱۳، در سن پانزدهسالگی، پس از تجربه آزار و اذیتهای مذهبی و سیاسی، به همراه خانوادهاش ایران را ترک کرد. خانواده برای یافتن امنیت به استرالیا رفتند و با قایق وارد این کشور شدند. با این حال، یاسمن بخش بزرگی از دوران نوجوانی خود را در بازداشتگاههای پناهجویان استرالیا گذراند. او در طول نزدیک به پنج سال، در جزیره کریسمس، داروین و سپس در چارچوب نظام بازداشت برونمرزی استرالیا در جزیره نائورو نگهداری شد.
این سالها موانع بزرگی بر سر راه یاسمن و آرزوهای معمول یک دختر نوجوان قرار داد. آزادی، تحصیل و امکان برنامهریزی برای آینده از او گرفته یا بهشدت محدود شده بود. با این حال، در دوران حضورش در نائورو، بهتدریج راههایی برای رساندن صدایش به بیرون پیدا کرد. او با روزنامهنگاران و کنشگران خارج از جزیره در ارتباط بود، از زندگی در بازداشت مینوشت و تجربههای خود و دیگران را با آنان در میان میگذاشت. در همین دوران، نوشتن و شعر برای او به راهی برای بیان خود، حفظ هویت و مقاومت تبدیل شد.
در سال ۲۰۱۸، یاسمن به دلایل پزشکی از نائورو به استرالیا منتقل شد. نوشتههای او بعدها در پروژههای ادبی و فعالیتهای حمایتی مورد استفاده قرار گرفت؛ پروژههایی که به دنبال بازتاب دادن تجربههای پناهندگان، زنان و افرادی بودند که زندگیشان تحت تأثیر آوارگی و جابهجایی اجباری قرار گرفته است.
امروز، یاسمن در حال ساختن دوباره فرصتهایی است که در دوران نوجوانی از او گرفته شده بود. او در رشته حقوق و عدالت کیفری تحصیل میکند و در کرایستچرچ بهعنوان تسهیلگر عدالت ترمیمی فعالیت دارد. همچنین بهعنوان مربی جوانان، در زمینه حمایت از پناهندگان و جوامع قومی فعالیت میکند، در برنامههایی برای تقویت مشارکت پناهندگان حضور دارد و در امور اجتماعی و جامعهمحور نیز نقش فعالی ایفا میکند.
مسیر زندگی یاسمن، از ترک اجباری ایران در نوجوانی و سالهای بازداشت برونمرزی تا تحصیل حقوق و کمک به دیگران برای یافتن مسیرشان در نظام عدالت، بازتابدهنده باور عمیق او به مقاومت، کرامت انسانی و توانایی زنان و دختران برای ساختن آینده خود است.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#یاسمن_باقری
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
زندگی یاسمن با تجربه آوارگی، مقاومت و تلاش برای بازپسگرفتن آیندهاش شکل گرفته است. او در سال ۲۰۱۳، در سن پانزدهسالگی، پس از تجربه آزار و اذیتهای مذهبی و سیاسی، به همراه خانوادهاش ایران را ترک کرد. خانواده برای یافتن امنیت به استرالیا رفتند و با قایق وارد این کشور شدند. با این حال، یاسمن بخش بزرگی از دوران نوجوانی خود را در بازداشتگاههای پناهجویان استرالیا گذراند. او در طول نزدیک به پنج سال، در جزیره کریسمس، داروین و سپس در چارچوب نظام بازداشت برونمرزی استرالیا در جزیره نائورو نگهداری شد.
این سالها موانع بزرگی بر سر راه یاسمن و آرزوهای معمول یک دختر نوجوان قرار داد. آزادی، تحصیل و امکان برنامهریزی برای آینده از او گرفته یا بهشدت محدود شده بود. با این حال، در دوران حضورش در نائورو، بهتدریج راههایی برای رساندن صدایش به بیرون پیدا کرد. او با روزنامهنگاران و کنشگران خارج از جزیره در ارتباط بود، از زندگی در بازداشت مینوشت و تجربههای خود و دیگران را با آنان در میان میگذاشت. در همین دوران، نوشتن و شعر برای او به راهی برای بیان خود، حفظ هویت و مقاومت تبدیل شد.
در سال ۲۰۱۸، یاسمن به دلایل پزشکی از نائورو به استرالیا منتقل شد. نوشتههای او بعدها در پروژههای ادبی و فعالیتهای حمایتی مورد استفاده قرار گرفت؛ پروژههایی که به دنبال بازتاب دادن تجربههای پناهندگان، زنان و افرادی بودند که زندگیشان تحت تأثیر آوارگی و جابهجایی اجباری قرار گرفته است.
امروز، یاسمن در حال ساختن دوباره فرصتهایی است که در دوران نوجوانی از او گرفته شده بود. او در رشته حقوق و عدالت کیفری تحصیل میکند و در کرایستچرچ بهعنوان تسهیلگر عدالت ترمیمی فعالیت دارد. همچنین بهعنوان مربی جوانان، در زمینه حمایت از پناهندگان و جوامع قومی فعالیت میکند، در برنامههایی برای تقویت مشارکت پناهندگان حضور دارد و در امور اجتماعی و جامعهمحور نیز نقش فعالی ایفا میکند.
مسیر زندگی یاسمن، از ترک اجباری ایران در نوجوانی و سالهای بازداشت برونمرزی تا تحصیل حقوق و کمک به دیگران برای یافتن مسیرشان در نظام عدالت، بازتابدهنده باور عمیق او به مقاومت، کرامت انسانی و توانایی زنان و دختران برای ساختن آینده خود است.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#یاسمن_باقری
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۹ — بهرام (نام مستعار)
ده سال پس از طلاق، خطر زندان هنوز بر زندگی بهرام سایه انداخته بود. خانوادهاش با پرداخت پنج سکه، زمینهٔ آزادی او را پس از هفت ماه حبس در اوین فراهم کردند؛ اما هزینههای زندگی و تولد فرزندش، پرداخت اقساط را از توانش خارج کرد. در زمان ثبت این روایت، ۱۱ سکه بدهیِ عقبافتاده داشت و از ترس بازداشت دوباره، پنهانی زندگی میکرد.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل بهرام را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۰۹ — بهرام (نام مستعار)
ده سال پس از طلاق، خطر زندان هنوز بر زندگی بهرام سایه انداخته بود. خانوادهاش با پرداخت پنج سکه، زمینهٔ آزادی او را پس از هفت ماه حبس در اوین فراهم کردند؛ اما هزینههای زندگی و تولد فرزندش، پرداخت اقساط را از توانش خارج کرد. در زمان ثبت این روایت، ۱۱ سکه بدهیِ عقبافتاده داشت و از ترس بازداشت دوباره، پنهانی زندگی میکرد.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل بهرام را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ده نفر. ده روایت واقعی. همه به دلیل بدهی به زندان افتادهاند؛ از وامهای ساختوساز و چکهای برگشتی گرفته تا مهریههای پرداختنشده، در چارچوب قوانینی که افراد را صرفاً به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی زندانی میکند.
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۱۰ — علی (نام مستعار)
تنها یک هفته از عروسی علی گذشته بود که ابلاغ مطالبهٔ مهریه به دستش رسید؛ به گفتهٔ او، همسرش پیش از عروسی برای دریافت مهریه اقدام کرده بود. آغاز زندگی مشترک برای او با سالها درگیری در دهها پروندهٔ قضایی گره خورد؛ حسابهایش مسدود شد و ممنوعیت خروج از کشور، فرصت استفاده از بورسیهٔ تحصیلیاش را از او گرفت.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل علی را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
🔗https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
پرونده ۱۰ — علی (نام مستعار)
تنها یک هفته از عروسی علی گذشته بود که ابلاغ مطالبهٔ مهریه به دستش رسید؛ به گفتهٔ او، همسرش پیش از عروسی برای دریافت مهریه اقدام کرده بود. آغاز زندگی مشترک برای او با سالها درگیری در دهها پروندهٔ قضایی گره خورد؛ حسابهایش مسدود شد و ممنوعیت خروج از کشور، فرصت استفاده از بورسیهٔ تحصیلیاش را از او گرفت.
این یکی از ده شهادت واقعی است که درباره زندانی کردن بدهکاران در ایران منتشر میکنیم. روایت کامل علی را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1/
@iranhrdc
#ایران
#حقوق_بشر
#حقوق_بشر_ایران
#زندانی_کردن_بدهکاران
#شهادت_شاهدان
#عدالت_اقتصادی
#IHRDC
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ستایش گلشنی تنها سه سال داشت که آزار و سرکوب، خانوادهاش را مجبور به ترک ایران کرد. یک سال بعد، همراه پدر و مادرش با کشتی به استرالیا رسید و به مرکز رسیدگی به درخواستهای پناهندگی درجزیره نائورو منتقل شد.
ستایش بیش از دو سال در بازداشت بود؛ سالهایی که خاطراتشان هنوز با اوست. اما با تکواندو راهی برای ادامه دادن و ساختن زندگی خودش پیدا کرد.
تکواندو برای ستایش فقط یک رشته ورزشی نبود. به پناهگاهی تبدیل شد که در آن میتوانست تمرکز کند، رقابت کند و به آینده فکر کند. تا شانزدهسالگی، او به ورزشکاری حرفه ای با افتخارات و جوایز متعدد تبدیل شده بود.
با این حال، بلاتکلیفی همچنان بخشی از زندگی اوست. وضعیت مهاجرتیاش فرصتهایش را برای تحصیل، شرکت در مسابقات بینالمللی و ساختن آیندهای امن در استرالیا محدود کرده است. با وجود آنکه در سال ۲۰۱۹ به عنوان پناهنده شناخته شد، آینده اقامتش همچنان نامشخص است.
ستایش میخواهد در استرالیا بماند؛ جایی که در آن بزرگ شده و زندگیاش را ساخته است. او در عین حال از بازگشت به ایران هراس دارد و میگوید ممکن است به عنوان یک زن جوان بی اعتقاد به اسلام با خطر آزار و سرکوب روبهرو شود.
داستان ستایش، روایت دختری است که از کودکی با چالشهایی بزرگ روبهرو شده، اما هرگز اجازه نداده گذشتهاش آینده او را تعیین کند. او در تکواندو قدرتش را پیدا کرده، هدفش را ساخته و صدایش را پیدا کرده است.
حالا ستایش فقط یک فرصت میخواهد؛ فرصتی برای ساختن آیندهای که سالها برای آن تلاش کرده و هنوز برای به دست آوردنش میجنگد.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ستایش_گلشنی
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
ستایش بیش از دو سال در بازداشت بود؛ سالهایی که خاطراتشان هنوز با اوست. اما با تکواندو راهی برای ادامه دادن و ساختن زندگی خودش پیدا کرد.
تکواندو برای ستایش فقط یک رشته ورزشی نبود. به پناهگاهی تبدیل شد که در آن میتوانست تمرکز کند، رقابت کند و به آینده فکر کند. تا شانزدهسالگی، او به ورزشکاری حرفه ای با افتخارات و جوایز متعدد تبدیل شده بود.
با این حال، بلاتکلیفی همچنان بخشی از زندگی اوست. وضعیت مهاجرتیاش فرصتهایش را برای تحصیل، شرکت در مسابقات بینالمللی و ساختن آیندهای امن در استرالیا محدود کرده است. با وجود آنکه در سال ۲۰۱۹ به عنوان پناهنده شناخته شد، آینده اقامتش همچنان نامشخص است.
ستایش میخواهد در استرالیا بماند؛ جایی که در آن بزرگ شده و زندگیاش را ساخته است. او در عین حال از بازگشت به ایران هراس دارد و میگوید ممکن است به عنوان یک زن جوان بی اعتقاد به اسلام با خطر آزار و سرکوب روبهرو شود.
داستان ستایش، روایت دختری است که از کودکی با چالشهایی بزرگ روبهرو شده، اما هرگز اجازه نداده گذشتهاش آینده او را تعیین کند. او در تکواندو قدرتش را پیدا کرده، هدفش را ساخته و صدایش را پیدا کرده است.
حالا ستایش فقط یک فرصت میخواهد؛ فرصتی برای ساختن آیندهای که سالها برای آن تلاش کرده و هنوز برای به دست آوردنش میجنگد.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ستایش_گلشنی
#صدای_پناهجویان
#نائورو
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیلوفر ایوبی فعال حقوق زنان و حقوق بشر، روزنامهنگار، کارآفرین، کنشگر اجتماعی و سخنران بینالمللی اهل افغانستان است؛ زنی که زندگی و فعالیتهایش بازتاب تعهدی عمیق و مستمر به آزادی، برابری و شنیدهشدن صدای زنان است.
نیلوفر در منطقهای محافظهکار در شمال افغانستان بزرگ شد و بخش بزرگی از دوران کودکی خود را بهعنوان «بچهپوش» سپری کرد؛ پدیدهای که در آن، دختران با ظاهر پسران زندگی میکنند و دلایل مختلفی میتواند داشته باشد؛ از جمله خانوادههایی که فرزند پسر ندارند یا خانوادههایی که فاقد سرپرست و نانآور مرد هستند. اما نیلوفر در شرایطی متفاوت، صرفاً برای تجربه آزادیها و فرصتهایی که یک زندگی و کودکی معمولی برای پسران فراهم میکرد، بچهپوش شد. او با نام «زمری»، به معنای «شیر» در زبان پشتو، میتوانست آزادانهتر رفتوآمد کند، امنیت بیشتری داشته باشد و به تحصیل خود ادامه دهد.
این تجربه دوران کودکی، نیلوفر را از نزدیک با تفاوت میان آزادیهایی که برای پسران وجود داشت و محدودیتهایی که بر دختران تحمیل میشد، آشنا کرد و اراده او را برای فراهمکردن شرایطی شکل داد که در آن، دختران دیگر مجبور نباشند برای دستیابی به حقوق و فرصتهایی که شایسته آن هستند، هویت واقعی خود را پنهان کنند.
نیلوفر بعدها در عرصه روزنامهنگاری و کارآفرینی فعالیت کرد و برای زنان بسیاری فرصتهای شغلی ایجاد کرد. او شبکه مشارکت سیاسی زنان را بنیان گذاشت و از بنیانگذاران کارزار «نام من کجاست؟» بود؛ کارزاری که برای مقابله با حذف اجتماعی هویت زنان افغانستان شکل گرفت. فعالیتهای بشردوستانه او نیز شامل حمایت از صدها خانواده در دوران همهگیری کووید-۱۹ و کمک به انتقال و جابهجایی بیش از ۲۰۰ فرد در معرض خطر آزار و تعقیب پس از بازگشت طالبان به قدرت بوده است.
پس از ترک افغانستان در سال ۲۰۲۱، نیلوفر فعالیتهای خود را در تبعید ادامه داد و در عرصه بینالمللی درباره حقوق زنان افغان، دموکراسی، رسانههای مستقل و آزادی سخن گفت. او پیشتر بهعنوان مدیرعامل آسیا تایمز افغانستان فعالیت کرده و از بنیانگذاران «رادیو زنان آزاد» است؛ رسانهای که با هدف تقویت صدای زنانی فعالیت میکند که بیش از پیش از حضور در عرصه عمومی کنار گذاشته میشوند.
نیلوفر که روزگاری برای تجربه آزادیها و فرصتهای یک کودکی معمولی ناچار بود مانند یک پسر زندگی کند، امروز به صدایی برای زنانی تبدیل شده است که حاضر نیستند هویت و حضورشان از جامعه حذف شود. مسیر زندگی او یادآور این حقیقت است که تجربه شخصی نابرابری میتواند به تعهدی همیشگی برای فراهمکردن آزادی و فرصت برای دیگران تبدیل شود.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#نیلوفر_ایوبی
#آپارتاید_جنسیتی
#افغانستان
#حقوق_بشر
نیلوفر در منطقهای محافظهکار در شمال افغانستان بزرگ شد و بخش بزرگی از دوران کودکی خود را بهعنوان «بچهپوش» سپری کرد؛ پدیدهای که در آن، دختران با ظاهر پسران زندگی میکنند و دلایل مختلفی میتواند داشته باشد؛ از جمله خانوادههایی که فرزند پسر ندارند یا خانوادههایی که فاقد سرپرست و نانآور مرد هستند. اما نیلوفر در شرایطی متفاوت، صرفاً برای تجربه آزادیها و فرصتهایی که یک زندگی و کودکی معمولی برای پسران فراهم میکرد، بچهپوش شد. او با نام «زمری»، به معنای «شیر» در زبان پشتو، میتوانست آزادانهتر رفتوآمد کند، امنیت بیشتری داشته باشد و به تحصیل خود ادامه دهد.
این تجربه دوران کودکی، نیلوفر را از نزدیک با تفاوت میان آزادیهایی که برای پسران وجود داشت و محدودیتهایی که بر دختران تحمیل میشد، آشنا کرد و اراده او را برای فراهمکردن شرایطی شکل داد که در آن، دختران دیگر مجبور نباشند برای دستیابی به حقوق و فرصتهایی که شایسته آن هستند، هویت واقعی خود را پنهان کنند.
نیلوفر بعدها در عرصه روزنامهنگاری و کارآفرینی فعالیت کرد و برای زنان بسیاری فرصتهای شغلی ایجاد کرد. او شبکه مشارکت سیاسی زنان را بنیان گذاشت و از بنیانگذاران کارزار «نام من کجاست؟» بود؛ کارزاری که برای مقابله با حذف اجتماعی هویت زنان افغانستان شکل گرفت. فعالیتهای بشردوستانه او نیز شامل حمایت از صدها خانواده در دوران همهگیری کووید-۱۹ و کمک به انتقال و جابهجایی بیش از ۲۰۰ فرد در معرض خطر آزار و تعقیب پس از بازگشت طالبان به قدرت بوده است.
پس از ترک افغانستان در سال ۲۰۲۱، نیلوفر فعالیتهای خود را در تبعید ادامه داد و در عرصه بینالمللی درباره حقوق زنان افغان، دموکراسی، رسانههای مستقل و آزادی سخن گفت. او پیشتر بهعنوان مدیرعامل آسیا تایمز افغانستان فعالیت کرده و از بنیانگذاران «رادیو زنان آزاد» است؛ رسانهای که با هدف تقویت صدای زنانی فعالیت میکند که بیش از پیش از حضور در عرصه عمومی کنار گذاشته میشوند.
نیلوفر که روزگاری برای تجربه آزادیها و فرصتهای یک کودکی معمولی ناچار بود مانند یک پسر زندگی کند، امروز به صدایی برای زنانی تبدیل شده است که حاضر نیستند هویت و حضورشان از جامعه حذف شود. مسیر زندگی او یادآور این حقیقت است که تجربه شخصی نابرابری میتواند به تعهدی همیشگی برای فراهمکردن آزادی و فرصت برای دیگران تبدیل شود.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#نیلوفر_ایوبی
#آپارتاید_جنسیتی
#افغانستان
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال از جمعه خونین زاهدان میگذرد؛ کشتاری که کودکان و نمازگزاران نیز قربانی آن شدند و پروندهاش هنوز به عدالت نرسیده است.
گزارش کامل مرکز اسناد حقوق بشر ایران را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%86/
@iranhrdc
#جمعه_خونین_زاهدان
#دادخواهی
#حقوق_بشر
گزارش کامل مرکز اسناد حقوق بشر ایران را اینجا بخوانید:
https://iranhrdc.org/fa/%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%86/
@iranhrdc
#جمعه_خونین_زاهدان
#دادخواهی
#حقوق_بشر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی کسی توان پرداخت بدهی را ندارد، زندان چگونه قرار است این ناتوانی را برطرف کند؟
شاهین میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در گفتوگوی ۸ مهر ۱۴۰۵ با ایران اینترنشنال، درباره زندانی شدن بدهکاران مالی و گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران در این زمینه صحبت میکند؛ موضوعی که آزادی افراد و زندگی خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
پایگاه دادههای «حبس بهخاطر بدهی» ابعاد این مسئله را با آمار و نمودار بررسی میکند. شهادتنامههای شاهدان نیز از زندگی پشت این ارقام میگویند: ناتوانی در پرداخت بدهی، مهریه یا دیه، تجربه زندان و سالها تلاش برای رهایی از چرخهای که زندگی آنان را گرفتار کرده است.
این مصاحبه را ببینید و برای شناخت بیشتر این واقعیت کمتر دیدهشده، پایگاه دادهها و روایتهای شاهدان را از طریق این لینکها در وبسایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران بخوانید:
https://iranhrdc.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7/
با به اشتراکگذاشتن این گزارشها، به شنیدهشدن صدای زندانیان مالی کمک کنید.
https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
@iranhrdc
#حبس_بهخاطر_بدهی
#زندانیان_مالی
#حقوق_بشر
شاهین میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در گفتوگوی ۸ مهر ۱۴۰۵ با ایران اینترنشنال، درباره زندانی شدن بدهکاران مالی و گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران در این زمینه صحبت میکند؛ موضوعی که آزادی افراد و زندگی خانوادههایشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
پایگاه دادههای «حبس بهخاطر بدهی» ابعاد این مسئله را با آمار و نمودار بررسی میکند. شهادتنامههای شاهدان نیز از زندگی پشت این ارقام میگویند: ناتوانی در پرداخت بدهی، مهریه یا دیه، تجربه زندان و سالها تلاش برای رهایی از چرخهای که زندگی آنان را گرفتار کرده است.
این مصاحبه را ببینید و برای شناخت بیشتر این واقعیت کمتر دیدهشده، پایگاه دادهها و روایتهای شاهدان را از طریق این لینکها در وبسایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران بخوانید:
https://iranhrdc.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7/
با به اشتراکگذاشتن این گزارشها، به شنیدهشدن صدای زندانیان مالی کمک کنید.
https://iranhrdc.org/fa/category/persian/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%af/
@iranhrdc
#حبس_بهخاطر_بدهی
#زندانیان_مالی
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان مهسا پیرایی، روایتی از آزادی، مهاجرت، فقدان و جستوجویی مداوم برای عدالت است.
پیش از ترک ایران، مهسا دختری پرانرژی و فعال بود که ورزش و وقتگذرانی در کنار خانوادهاش را دوست داشت. اما بیرون از فضای امن خانه، حجاب اجباری، محدودیتهای اجتماعی و ترس از نهادهای امنیتی به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده بود.
از کودکی آموخته بود که صحبتکردن آزادانه درباره سیاست و مذهب میتواند پیامدهایی داشته باشد و گاهی برای حضور در جامعه ناچار بود بخشهایی از هویت واقعی خود را پنهان کند.
او چندین بار بهدلیل حجاب و ظاهرش توسط گشت ارشاد بازداشت شد. در یکی از این بازداشتها، یک مأمور مرد عمداً به پای او آسیب زد و او را تهدید نمود. مهسا که از آنچه ممکن بود برایش اتفاق بیفتد به حدی وحشتزده بود، که حتی جرئت نکرد با خانوادهاش تماس بگیرد.
این ترس پس از مهاجرت به بریتانیا نیز از بین نرفت؛ برای سالها، دیدن یک مأمور پلیس میتوانست در او اضطراب ایجاد کند و همان احساس قدیمی را زنده کند که گویی مرتکب خطایی شده است.
مهسا همچنین بهدلیل پیشینه یارسانی خانوادهاش در ایران با تبعیض روبهرو بود. او بارها از مقاماتی که با آنها مواجه شده بود شنیده بود که پیروان اهل حق را «ناپاک» یا «نجس» میخواندند.
اما تلخترین لحظه زندگی مهسا در شهریور ۱۴۰۱ رقم خورد.
در حالی که مهسا در بریتانیا با دوستانش درباره اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی صحبت میکرد، مادرش، مینو مجیدی، در اعتراضات کرمانشاه، زادگاهش، حضور داشت.
مینو در خیابان هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ بیش از ۱۶۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد. مهسا روز بعد از مرگ مادرش باخبر شد.
ترک ایران به معنای پشت سر گذاشتن ترس نبود. سالها بعد، خشونتی که مهسا تصور میکرد از آن گریخته است، به خانوادهاش رسید و مادرش را از او گرفت.
برای مهسا، عدالت به معنای انتقام نیست؛ عدالت یعنی حقیقت و پاسخگویی. او امیدوار است روزی در یک دادگاه عادلانه و مستقل، همه کسانی که در قتل مادرش مسئول بودهاند پاسخگو شوند؛ از کسانی که در این تیراندازی نقش داشتند تا کسانی که دستور آن را صادر کردند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#مهسا_پیرایی
#مینو_مجیدی
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
پیش از ترک ایران، مهسا دختری پرانرژی و فعال بود که ورزش و وقتگذرانی در کنار خانوادهاش را دوست داشت. اما بیرون از فضای امن خانه، حجاب اجباری، محدودیتهای اجتماعی و ترس از نهادهای امنیتی به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل شده بود.
از کودکی آموخته بود که صحبتکردن آزادانه درباره سیاست و مذهب میتواند پیامدهایی داشته باشد و گاهی برای حضور در جامعه ناچار بود بخشهایی از هویت واقعی خود را پنهان کند.
او چندین بار بهدلیل حجاب و ظاهرش توسط گشت ارشاد بازداشت شد. در یکی از این بازداشتها، یک مأمور مرد عمداً به پای او آسیب زد و او را تهدید نمود. مهسا که از آنچه ممکن بود برایش اتفاق بیفتد به حدی وحشتزده بود، که حتی جرئت نکرد با خانوادهاش تماس بگیرد.
این ترس پس از مهاجرت به بریتانیا نیز از بین نرفت؛ برای سالها، دیدن یک مأمور پلیس میتوانست در او اضطراب ایجاد کند و همان احساس قدیمی را زنده کند که گویی مرتکب خطایی شده است.
مهسا همچنین بهدلیل پیشینه یارسانی خانوادهاش در ایران با تبعیض روبهرو بود. او بارها از مقاماتی که با آنها مواجه شده بود شنیده بود که پیروان اهل حق را «ناپاک» یا «نجس» میخواندند.
اما تلخترین لحظه زندگی مهسا در شهریور ۱۴۰۱ رقم خورد.
در حالی که مهسا در بریتانیا با دوستانش درباره اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی صحبت میکرد، مادرش، مینو مجیدی، در اعتراضات کرمانشاه، زادگاهش، حضور داشت.
مینو در خیابان هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ بیش از ۱۶۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد. مهسا روز بعد از مرگ مادرش باخبر شد.
ترک ایران به معنای پشت سر گذاشتن ترس نبود. سالها بعد، خشونتی که مهسا تصور میکرد از آن گریخته است، به خانوادهاش رسید و مادرش را از او گرفت.
برای مهسا، عدالت به معنای انتقام نیست؛ عدالت یعنی حقیقت و پاسخگویی. او امیدوار است روزی در یک دادگاه عادلانه و مستقل، همه کسانی که در قتل مادرش مسئول بودهاند پاسخگو شوند؛ از کسانی که در این تیراندازی نقش داشتند تا کسانی که دستور آن را صادر کردند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#مهسا_پیرایی
#مینو_مجیدی
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سانگه صدیقی، حقوقدان افغان-هلندی، فعال سیاسی و مدافع حقوق زنان است. او در افغانستان به دنیا آمد و دوران کودکیاش را در زمان حاکمیت مجاهدین و طالبان گذراند. سانگه تا ۱۲ سالگی، تنها به دلیل دختر بودن، از تحصیل محروم بود.
او بعدها در رشته حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل تحصیل کرد و پس از مهاجرت به هلند در سال ۲۰۰۸، در زمینه حقوق مالی و اقتصاد تخصص گرفت. او اکنون بهعنوان دادستان مالیاتی در وزارت دارایی هلند فعالیت میکند و همچین جز هیات رهبری حزب دموکراتهای ۶۶ (D66) در شهر زوترمیر است.
داستان زندگی او هم از دشواریهایی میگوید که دختران افغان با آن روبهرو هستند و هم نشان میدهد که آموزش و فرصت چگونه میتواند مسیر زندگی یک دختر را تغییر دهد.
«برای من، عدالت یعنی دختری بتواند بدون ترس به مدرسه برود؛ زنی بتواند شغل، همسر و آیندهاش را خودش انتخاب کند.»
داستان سانگه همچنین یادآور این است که زنان افغان را نباید فقط با رنجهایی که پشت سر گذاشتهاند شناخت. آنها حقوقدان، آموزگار، رهبر، متخصص و کنشگر هستند؛ زنانی با دانش، خلاقیت و توانایی ساختن آینده خود.
پیام او روشن است: جهان باید صدای زنان را بشنود و تجربه، دیدگاه و تواناییهای آنان را بخشی جداییناپذیر از تلاش برای دستیابی به عدالت و برابری بداند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#سانگه_صدیقی
#افغانستان
#صدای_زنان_افغان
#حقوق_بشر
او بعدها در رشته حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل تحصیل کرد و پس از مهاجرت به هلند در سال ۲۰۰۸، در زمینه حقوق مالی و اقتصاد تخصص گرفت. او اکنون بهعنوان دادستان مالیاتی در وزارت دارایی هلند فعالیت میکند و همچین جز هیات رهبری حزب دموکراتهای ۶۶ (D66) در شهر زوترمیر است.
داستان زندگی او هم از دشواریهایی میگوید که دختران افغان با آن روبهرو هستند و هم نشان میدهد که آموزش و فرصت چگونه میتواند مسیر زندگی یک دختر را تغییر دهد.
«برای من، عدالت یعنی دختری بتواند بدون ترس به مدرسه برود؛ زنی بتواند شغل، همسر و آیندهاش را خودش انتخاب کند.»
داستان سانگه همچنین یادآور این است که زنان افغان را نباید فقط با رنجهایی که پشت سر گذاشتهاند شناخت. آنها حقوقدان، آموزگار، رهبر، متخصص و کنشگر هستند؛ زنانی با دانش، خلاقیت و توانایی ساختن آینده خود.
پیام او روشن است: جهان باید صدای زنان را بشنود و تجربه، دیدگاه و تواناییهای آنان را بخشی جداییناپذیر از تلاش برای دستیابی به عدالت و برابری بداند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#روز_دختر
#سانگه_صدیقی
#افغانستان
#صدای_زنان_افغان
#حقوق_بشر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ژینو بیگزاده بابامیری بیش از سه سال است که برای آزادی و دادخواهی پدرش، رزگار بیگزاده بابامیری، تلاش میکند.
رزگار، کشاورز کُرد اهل بوکان و پدر سه فرزند، در فروردین ۱۴۰۲ در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد. به گفتهی خانوادهاش، او تنها برای معترضان زخمی دارو و اقلام درمانی تهیه کرده بود. رزگار در نامهای از زندان نوشته است که در دوران بازجویی با شکنجههایی از جمله شوک الکتریکی و اعدام نمایشی روبهرو شده و از او اعتراف اجباری گرفتهاند.
در تیر ۱۴۰۴، شعبهی یک دادگاه انقلاب ارومیه او را به اتهامهایی از جمله «بغی» و «جاسوسی» به اعدام محکوم کرد. به گزارش نهادهای حقوق بشری، این دادگاه فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه بود. ژینو نخستین کسی بود که خبر این حکم را علنی کرد. از آن زمان، او در رسانهها و نزد نهادهای بینالمللی صدای پدرش بوده است.
احکام اعدام رزگار بعدها در دیوان عالی کشور نقض شد. با این حال، او پس از گذشت بیش از ۴۰ ماه همچنان در زندان مرکزی ارومیه است و وضعیت حقوقیاش نامشخص مانده است.
در روز جهانی دختر، روایت ژینو یادآور هزینهای است که دختران و زنان در ایران برای حقیقتگویی و دادخواهی میپردازند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ژینو_بابامیری
#رزگار_بابامیری
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر
رزگار، کشاورز کُرد اهل بوکان و پدر سه فرزند، در فروردین ۱۴۰۲ در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شد. به گفتهی خانوادهاش، او تنها برای معترضان زخمی دارو و اقلام درمانی تهیه کرده بود. رزگار در نامهای از زندان نوشته است که در دوران بازجویی با شکنجههایی از جمله شوک الکتریکی و اعدام نمایشی روبهرو شده و از او اعتراف اجباری گرفتهاند.
در تیر ۱۴۰۴، شعبهی یک دادگاه انقلاب ارومیه او را به اتهامهایی از جمله «بغی» و «جاسوسی» به اعدام محکوم کرد. به گزارش نهادهای حقوق بشری، این دادگاه فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه بود. ژینو نخستین کسی بود که خبر این حکم را علنی کرد. از آن زمان، او در رسانهها و نزد نهادهای بینالمللی صدای پدرش بوده است.
احکام اعدام رزگار بعدها در دیوان عالی کشور نقض شد. با این حال، او پس از گذشت بیش از ۴۰ ماه همچنان در زندان مرکزی ارومیه است و وضعیت حقوقیاش نامشخص مانده است.
در روز جهانی دختر، روایت ژینو یادآور هزینهای است که دختران و زنان در ایران برای حقیقتگویی و دادخواهی میپردازند.
@iranhrdc
#از_نگاه_او
#روز_جهانی_دختر
#ژینو_بابامیری
#رزگار_بابامیری
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
#حقوق_بشر