1️⃣ چه دروغهایی که نشنیدم از علمای شیعه، اسماعیل! آن هم از اعلمشان (در نظر مراجعِ درباری). "مدافع حرم" یعنی عملا نگاهِ مصرفی به همهچیز، از جمله حرم و میراث تشیع، برای حفظ یک سفاک شکنجهگر که نتانیاهو در پیشش فرشته بهنظر میرسد از جهتِ آماری، و اینکه هموطنان همدینش را چنین سلاخی کرد و کشت! آن هم برای چه؟ برای حفظِ محور مقاومتی که وقتی وقتش رسید «آسمان و زمین را بستند!» کفایت کرد که دیگر سکوت جای سالها سخنرانی و گندهگویی را بگیرد.
2️⃣ این آخوند کریه، مثل اکثر امامانِ جمعه که گویا جزو شروطِ کسب این مقام، برندهشدنِ بدچهرگی و بیخردی و حقارتِ قبول جایگاه بلندگویی بیارادهبودن است، از جوانان سوریه سخن میگوید! برای چه؟ برای آزادی سرزمینشان. از که؟ از همانی که آزادشان کرد از بشار اسد و نظام بعثی، درحالیکه تحتِ سلطۀ او، ۲ ساعت برق هم نداشتند. اما این آخوند احمق هم دیگر از «ضرورتِ دفاع از حرم» نمیگوید، چون بازیای که آمریکا اجازه دادهبود، پایان یافتهاست. پس آن همه انسان ایرانی و افغانی را برای چه هدفی به کشتن دادید؟ و کی از این همه پوچگرایی و سیاستِ بیحاصل ذرهای شرمنده میشوید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ این آخوند کریه، مثل اکثر امامانِ جمعه که گویا جزو شروطِ کسب این مقام، برندهشدنِ بدچهرگی و بیخردی و حقارتِ قبول جایگاه بلندگویی بیارادهبودن است، از جوانان سوریه سخن میگوید! برای چه؟ برای آزادی سرزمینشان. از که؟ از همانی که آزادشان کرد از بشار اسد و نظام بعثی، درحالیکه تحتِ سلطۀ او، ۲ ساعت برق هم نداشتند. اما این آخوند احمق هم دیگر از «ضرورتِ دفاع از حرم» نمیگوید، چون بازیای که آمریکا اجازه دادهبود، پایان یافتهاست. پس آن همه انسان ایرانی و افغانی را برای چه هدفی به کشتن دادید؟ و کی از این همه پوچگرایی و سیاستِ بیحاصل ذرهای شرمنده میشوید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رکیکگویی، رک گویی نیست
✍🏻 #رضا_صائمی
✂️ برشی از متن
🔸مشمئزکنندهتر از آن لمپنی که لودگی را با طنازی اشتباه گرفته، تازهبهروشنفکریرسیدههاییاند که با خوانشهای مبتذل و دم دستی از ابژه دموکراسی، ژست دموکراتیک گرفته و به بهانه دفاع از آزادی بیان به حمایت از آن ابتذال عیان مشغولند. مسئله بر سر توبیخ و احضار و پروندهسازی و حکم قضایی و واکنش جزایی به زینب موسوی نیست که چنین مجازاتی نه عادلانه است نه عقلانی و اخلاقی. اساسا او کوچکتر از این حرفهاست که حتی مجرم باشد. مسئله این است که عدهای تازه به دوران رسیده که جز ادا واطوار آزادخواهی چیزی در چنته ندارند، نقد این ملیجک را به مثابه عدول از رفتار دموکراتیک و کنشی فاشیستی میدانند. چنان میگویند باید هر کس آزاد باشد که حرفش را بزند که گویی ژاک دریدا در یک نقد ساختارشکنانه، نظم شعر فردوسی را شکسته یا میشل فوکو، شاهنامه را رفو کرده است!
🔺پینوشت نقدآگین:
باید افزود که میتوان رکیک هم سخن گفت، اما عوامانه و حتی وقیح نبود. نمونهاش متن «سیهسسنمکبازی» در نقدِ کلیتِ کارها و مخاطبانِ زینب موسوی، یا وجه غالب #اسکپتیک در نقدِ عقلانیِ باورها.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رضا_صائمی
✂️ برشی از متن
🔸مشمئزکنندهتر از آن لمپنی که لودگی را با طنازی اشتباه گرفته، تازهبهروشنفکریرسیدههاییاند که با خوانشهای مبتذل و دم دستی از ابژه دموکراسی، ژست دموکراتیک گرفته و به بهانه دفاع از آزادی بیان به حمایت از آن ابتذال عیان مشغولند. مسئله بر سر توبیخ و احضار و پروندهسازی و حکم قضایی و واکنش جزایی به زینب موسوی نیست که چنین مجازاتی نه عادلانه است نه عقلانی و اخلاقی. اساسا او کوچکتر از این حرفهاست که حتی مجرم باشد. مسئله این است که عدهای تازه به دوران رسیده که جز ادا واطوار آزادخواهی چیزی در چنته ندارند، نقد این ملیجک را به مثابه عدول از رفتار دموکراتیک و کنشی فاشیستی میدانند. چنان میگویند باید هر کس آزاد باشد که حرفش را بزند که گویی ژاک دریدا در یک نقد ساختارشکنانه، نظم شعر فردوسی را شکسته یا میشل فوکو، شاهنامه را رفو کرده است!
🔺پینوشت نقدآگین:
باید افزود که میتوان رکیک هم سخن گفت، اما عوامانه و حتی وقیح نبود. نمونهاش متن «سیهسسنمکبازی» در نقدِ کلیتِ کارها و مخاطبانِ زینب موسوی، یا وجه غالب #اسکپتیک در نقدِ عقلانیِ باورها.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
1️⃣ مهجان
🔸تارهترین اثر #پرستو_احمدی پس از ۹ ماه سکوت او منتشر شد. او که ۹ ماه پیش در یک کاروانسرای قدیمی با پوشش اختیاری روی صحنه رفت و یک کنسرت لایو تاریخی از طریق پخش زنده شبکه یوتیوب برگزار کرد در توضیح این ترانه به زبان محلی گفت:
2️⃣ کنسرت کاروانسرا
🔸من، پرستو؛ دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقیست که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را...
🔸تارهترین اثر #پرستو_احمدی پس از ۹ ماه سکوت او منتشر شد. او که ۹ ماه پیش در یک کاروانسرای قدیمی با پوشش اختیاری روی صحنه رفت و یک کنسرت لایو تاریخی از طریق پخش زنده شبکه یوتیوب برگزار کرد در توضیح این ترانه به زبان محلی گفت:
«ماهها به سکوتی تحمیلی گذشت؛ سکوتی که حاصلش صدایی شد که باز هم من را وصل میکند به شما. آنچه میشنوید، «مهجان» است؛ آوازی از دل زادگاهم، مازندران؛ اما این اثر فقط در حکم یک قطعۀ موسیقی نیست، بلکه قصهایست از عشق به سرزمینی که در جانِ ماست. گرچه برای عشقِ به همین خاک رنجها دیدهایم و سکوتها متحمل شدیم... حقیقتِ آنچه در این ماهها بر ما رفته است بماند برای روزهای بعد...آنچه میشنوید از دل برآمده، از عمق جان و از سکوت؛ امیدوارم به دل بنشیند»
2️⃣ کنسرت کاروانسرا
🔸من، پرستو؛ دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقیست که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را...
Telegram
نقدآگین
📘بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است (۱)
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺این شخص، مهدی خلجی، یکی از مصادیقِ آشکارِ یک «بیمارِ جامعهبیمارپندار» است که نظیرش در فضای نهیلیستیِ مدرن و ایضا یورشِ چپ ترجمهای - فرهنگی، در جامعۀ دانشگاهی و بهاصطلاح روشنفکرِ ایران کم یافت نمیشود. در وضعیت انحطاط و اوجِ سرکوبگریِ حکومت برآمده از اسلام و قرآن، تبی واقع شده که هر نوع رابطۀ معنادار با تاریخ و میهن و هویتجویی، به سخره کشیده میشود و نشانۀ ارتجاعیبودن، فاشیسم و تقدسگراییِ کور و... جا زده میشود.
🔺کسی که حتی امروز، با وجود آشکار شدنِ بسیاری از گندها و باگهای تاریخیِ اسلام، خود را چون مهدی خلجی مسلمان میداند و در دفاع از اسلامِ فرهنگی و هویتِ اسلامی (نه اسلام بهمثابه امری مطلق) سخن میگوید [ر.ک. علیه خداناباوری: چرا مسلمان هستم] و روزگاری چنان ابله و کمهوش بوده که طلبه شده و برای آموختنِ اسلام (آن هم فرقۀ شیعه!) بعنوان دین نهایی خدا و ابلاغش به دیگران، راهیِ حوزههای جهلیه شده، و سپستر به مثلا نواندیش دینی بودنش افتخار میکرده (یا دیگر اسلاموفیلهای که در میان مدعیانِ دانش و فلسفۀ ایران کم نیستند که یا به مدحِ اسلام مشغول بودهاند، و حتی امروز نیز هستند، یا وارد نقد رادیکال و جدی آن نمیشوند با توجیهاتی دروغین -برای پیشبردِ رویکرد محافظهکارانه و بیخطرشان- و البته با زدنِ تمام نمادهای ایران و ارزش ملیگرایی، برای حکومت خوشرقصی میکنند)، از واکنشِ معقول و طبیعی مردمی نیمقرن تحتِ سلطۀ حکومتی توتالیتر، داعشی و وحشیتر از تمامِ حکومتهای منطقه، که یک خاورمیانه را به آتش کشیده و جهانی حیرانِ نهیلیسم و جنونِ نفرت و جنگطلبیِ آن است، تحتِ عنوان «گاوپرستی» و «توحش» یاد میکند، و کلیتِ ایرانیان را مردمانی «بیمار» توصیف میکند، حقا الاغی حمالِ کتب است و مادونِ گاوِ مقدس، سودمند و ارجمند!
🔹اما در ادامه بپردازیم به واژگانش. در زبانهای ایرانی باستان، واژۀ «پرست» یا «پرستیدن» به معنای «خدمت، مراقبت و نگاهداری» بوده، نه الزاما «سجده و کرنش به یک شیء» یا خودِ آن شیء را خدا تصور کردن. برای نمونه: در فارسی میگوییم «پرستار» = کسی که مراقب و نگهبان است. «پرستیدن آتش» یا «پرستیدن گاو» یعنی نگاه داشتن آن، پاسداشتنش، خدمت کردن بدان، نه اینکه آن را یک «خدای فعال» بدانی.
🔹در هند گاو موجودی مقدس (مهم و ارزشمند و والا) بودهاست (مثل نوع مواجهۀ روزانه و ناگزیر و بعضا معتادگونۀ بشر مدرن با کامپیوتر، گوشی و هوش مصنوعی در این عصر)، چون سرچشمهی حیات مادی و نماد باروری و بقاست: شیر میدهد، زمین را شخم میزند، کودش باروری خاک را تضمین میکند. پس «پرستش گاو» در واقع یعنی پاسداشت و تقدیسِ منبع زندگی و یا عامل اساسی در حفظ آن. این پرستش بیشتر به معنای احترام و حفاظت است، نه خدایی دارای صفات مطلق دانستن گاو.
🔹گاو نماد «زمین» و «مادر کیهانی»ست. پرستش آن یعنی به رسمیت شناختن وابستگی انسان به طبیعت و جهان هستی. در اسطورههای ودایی، گاوها نماد نیروهای کیهانیاند که به جهان باروری، زندگی و تداوم میبخشند.
🔹یک مسلمان وقتی میشنود «گاوپرست»، ذهنش فورا میرود به این کاریکاتور: آدمی در برابر یک حیوان زانو زده و آن را «الله» خطاب میکند. اما در سنت واقعی، چنین چیزی اصلاً معنایی ندارد. همانطور که امروز اگر بگوییم کسی «هنر را میپرستد» یا «آزادی را میپرستد»، «تکنولوژی و دانش را میپرستد»، منظورمان سجده نیست، بلکه تقدیس و بالاترین ارج و ارزشگذاری است؛ سجده صرفا یک نمود ظاهری و سطحی از این امر، یعنی قدرشناسی و احترام به منبع ارزش، است.
🔺پس در نتیجه، برای گاوپرستِ سنتی، «پرستش» نه پرستیدن جسم گاو، بلکه تقدیس نماد حیات، باروری و مادر کیهان و پاسداشت آن بوده.
🔹همچنین میدانیم که بیش از ۲.۴ میلیارد نفر، از جمله در پیشرفتهترین دموکراسیها و قلبِ غرب بهعنوان مرکز تمدن علمی و فلسفیِ امروز، انسانی چون عیسی را خدا میدانند و پرستشِ و ستایش و نیایشِ او را شرطِ رستگاری میدانند، و در میانشان فیلسوفان و نوابغ و بزرگان علمیِ بزرگ تاریخ کم نبوده و نیستند؛ مسلمانان با ۱.۹ میلیارد نفر نیز عملا محمد و کلماتِ منسوب به او را میپرستند، هندوئیسم و بودیسم با ۲.۱ میلیارد جمعیت نیز بهدرجات مختلف بر محور پرستش و احترام جدی به خدایان و بتهای مختلفاند!
🔺این یعنی احترام و ارجِ انسانها و نمودهای طبیعی یا کتب، در ذاتِ خود مسالهٔ یک انسان اهل فکر و آزادیخواه نیست و آدمی را پست، فرومایه و بیخرد نمیکند، بلکه عجز از احترام به حقوق ناقدان و دگراندیشان و دیگریهای یک جامعه، و نشنیدنِ صداهای مختلف و سرکوبِ فیزیکیشان است که مسالهٔ اصلی است و باید محور نقد هر خردمند و آزادیخواهی باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺این شخص، مهدی خلجی، یکی از مصادیقِ آشکارِ یک «بیمارِ جامعهبیمارپندار» است که نظیرش در فضای نهیلیستیِ مدرن و ایضا یورشِ چپ ترجمهای - فرهنگی، در جامعۀ دانشگاهی و بهاصطلاح روشنفکرِ ایران کم یافت نمیشود. در وضعیت انحطاط و اوجِ سرکوبگریِ حکومت برآمده از اسلام و قرآن، تبی واقع شده که هر نوع رابطۀ معنادار با تاریخ و میهن و هویتجویی، به سخره کشیده میشود و نشانۀ ارتجاعیبودن، فاشیسم و تقدسگراییِ کور و... جا زده میشود.
🔺کسی که حتی امروز، با وجود آشکار شدنِ بسیاری از گندها و باگهای تاریخیِ اسلام، خود را چون مهدی خلجی مسلمان میداند و در دفاع از اسلامِ فرهنگی و هویتِ اسلامی (نه اسلام بهمثابه امری مطلق) سخن میگوید [ر.ک. علیه خداناباوری: چرا مسلمان هستم] و روزگاری چنان ابله و کمهوش بوده که طلبه شده و برای آموختنِ اسلام (آن هم فرقۀ شیعه!) بعنوان دین نهایی خدا و ابلاغش به دیگران، راهیِ حوزههای جهلیه شده، و سپستر به مثلا نواندیش دینی بودنش افتخار میکرده (یا دیگر اسلاموفیلهای که در میان مدعیانِ دانش و فلسفۀ ایران کم نیستند که یا به مدحِ اسلام مشغول بودهاند، و حتی امروز نیز هستند، یا وارد نقد رادیکال و جدی آن نمیشوند با توجیهاتی دروغین -برای پیشبردِ رویکرد محافظهکارانه و بیخطرشان- و البته با زدنِ تمام نمادهای ایران و ارزش ملیگرایی، برای حکومت خوشرقصی میکنند)، از واکنشِ معقول و طبیعی مردمی نیمقرن تحتِ سلطۀ حکومتی توتالیتر، داعشی و وحشیتر از تمامِ حکومتهای منطقه، که یک خاورمیانه را به آتش کشیده و جهانی حیرانِ نهیلیسم و جنونِ نفرت و جنگطلبیِ آن است، تحتِ عنوان «گاوپرستی» و «توحش» یاد میکند، و کلیتِ ایرانیان را مردمانی «بیمار» توصیف میکند، حقا الاغی حمالِ کتب است و مادونِ گاوِ مقدس، سودمند و ارجمند!
🔹اما در ادامه بپردازیم به واژگانش. در زبانهای ایرانی باستان، واژۀ «پرست» یا «پرستیدن» به معنای «خدمت، مراقبت و نگاهداری» بوده، نه الزاما «سجده و کرنش به یک شیء» یا خودِ آن شیء را خدا تصور کردن. برای نمونه: در فارسی میگوییم «پرستار» = کسی که مراقب و نگهبان است. «پرستیدن آتش» یا «پرستیدن گاو» یعنی نگاه داشتن آن، پاسداشتنش، خدمت کردن بدان، نه اینکه آن را یک «خدای فعال» بدانی.
🔹در هند گاو موجودی مقدس (مهم و ارزشمند و والا) بودهاست (مثل نوع مواجهۀ روزانه و ناگزیر و بعضا معتادگونۀ بشر مدرن با کامپیوتر، گوشی و هوش مصنوعی در این عصر)، چون سرچشمهی حیات مادی و نماد باروری و بقاست: شیر میدهد، زمین را شخم میزند، کودش باروری خاک را تضمین میکند. پس «پرستش گاو» در واقع یعنی پاسداشت و تقدیسِ منبع زندگی و یا عامل اساسی در حفظ آن. این پرستش بیشتر به معنای احترام و حفاظت است، نه خدایی دارای صفات مطلق دانستن گاو.
🔹گاو نماد «زمین» و «مادر کیهانی»ست. پرستش آن یعنی به رسمیت شناختن وابستگی انسان به طبیعت و جهان هستی. در اسطورههای ودایی، گاوها نماد نیروهای کیهانیاند که به جهان باروری، زندگی و تداوم میبخشند.
🔹یک مسلمان وقتی میشنود «گاوپرست»، ذهنش فورا میرود به این کاریکاتور: آدمی در برابر یک حیوان زانو زده و آن را «الله» خطاب میکند. اما در سنت واقعی، چنین چیزی اصلاً معنایی ندارد. همانطور که امروز اگر بگوییم کسی «هنر را میپرستد» یا «آزادی را میپرستد»، «تکنولوژی و دانش را میپرستد»، منظورمان سجده نیست، بلکه تقدیس و بالاترین ارج و ارزشگذاری است؛ سجده صرفا یک نمود ظاهری و سطحی از این امر، یعنی قدرشناسی و احترام به منبع ارزش، است.
🔺پس در نتیجه، برای گاوپرستِ سنتی، «پرستش» نه پرستیدن جسم گاو، بلکه تقدیس نماد حیات، باروری و مادر کیهان و پاسداشت آن بوده.
🔹همچنین میدانیم که بیش از ۲.۴ میلیارد نفر، از جمله در پیشرفتهترین دموکراسیها و قلبِ غرب بهعنوان مرکز تمدن علمی و فلسفیِ امروز، انسانی چون عیسی را خدا میدانند و پرستشِ و ستایش و نیایشِ او را شرطِ رستگاری میدانند، و در میانشان فیلسوفان و نوابغ و بزرگان علمیِ بزرگ تاریخ کم نبوده و نیستند؛ مسلمانان با ۱.۹ میلیارد نفر نیز عملا محمد و کلماتِ منسوب به او را میپرستند، هندوئیسم و بودیسم با ۲.۱ میلیارد جمعیت نیز بهدرجات مختلف بر محور پرستش و احترام جدی به خدایان و بتهای مختلفاند!
🔺این یعنی احترام و ارجِ انسانها و نمودهای طبیعی یا کتب، در ذاتِ خود مسالهٔ یک انسان اهل فکر و آزادیخواه نیست و آدمی را پست، فرومایه و بیخرد نمیکند، بلکه عجز از احترام به حقوق ناقدان و دگراندیشان و دیگریهای یک جامعه، و نشنیدنِ صداهای مختلف و سرکوبِ فیزیکیشان است که مسالهٔ اصلی است و باید محور نقد هر خردمند و آزادیخواهی باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است (۲)
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺یک وجه دیگر داستان، ناخودآگاهِ این «بیماران توجه» است که کلیت یک ملت یا بخشِ بزرگی از آن را بیمار و وحشی و فرومایه و... مینامند تا خود را بعنوان متفکر و ابر-پزشکی متفاوت و مهم مطرح کنند؛ این بیماری، مشابهِ بیماریِ آن دقلک کاپِعندوست، دقیقا از سلطۀ الگوریتم یوتیوب و اینستاگرام ظهور یافته و اپیدمی شدهاست.
🔺اما جالب اینجاست که نگاهِ اسلاموفیل اینها به مثلا گاوپرستی، آتشپرستی و چندخدایی (که معمولا با لحنی تحقیرآمیز طرح میشود) بیرون میزند، که در واقع نشانۀ بیسوادی حاد و ناتوانیشان از درک لایههای عمیق و فلسفی این سنتهاست.
🔹هرچند جای سوال جدی دارد که واقعا اینها با این همه ادعا که سقف آسمان را سوراخ میکند، واقعا نمیدانند که «گاو» در نظر پیروان آیین ودایی و هندی، حیوانی برای پرستش کورکورانه و خدایی فعال نبوده [در سنتهای هندو، گاو یک خدای فعال مانند ویشنو یا شیوا نیست که مستقیماً پرستش شود. احترام به گاو ریشه در یک درک عمیقتر و نمادین دارد که آن را بهعنوان یک موجود محترم میبیند]، بلکه نماد باروری، حیات، زمینِ زاینده و پیوند انسان با کیهان بودهاست؟! این نگاه، از قضا ریشه در یک متافیزیک پیچیده و نمادین دارد که هزاران سال پیشتر از اسلام، انسان را به نظم کیهانی و همزیستی با طبیعت پیوند میداد.
🔹آنچه پرستشگر «اسلام و قرآن» امروز با کلمۀ «گاوپرستی» به سخره میگیرد، در حقیقت بخشی از یک سنت کهن است که با فلسفه وجودی، اخلاق زیستمحیطی، و ارتباط انسان با طبیعت پیوند خورده است. همانطور که آتش در آیین زرتشتی تنها یک عنصر مادی نیست، بلکه نماد روشنایی، خرد و پالایش است؛ یا همانطور که چندخدایی، برخلاف صفتِ تحقیرآمیزِ اسلام (شرک)، در اصل بازتاب ادراکِ تکثر نیروهای کیهانی و امکان همزیستی انسان با لایههای مختلف هستی بودهاست.
🔺اسلاموفیل اما با ذهن تکساحتی و شرطیشده در چارچوب «یک کتاب و یک پیامبر»، همۀ این چندلایهگیها را فرو میکاهد به کاریکاتوری از «جاهلان و وحشیانی گاوپرست و آتشپرست» تا در مقابل، اسلام را نمادِ «تمدن» و «تعالی» و «عقلانیت» جا بزند!
🔺اسلاموفیلها در برخورد با «گاوپرستی» و «آتشپرستی»، بهویژه از آنجا که این نمادها را به سادگی به عنوان نشانههای «خرافات» و «وحشیگری» تقلیل میدهند، از دقت در فهم فلسفههای نهفته در این آیینها عاجزند.
▪️برای مثال، در متون ودایی، «گاو» نه تنها یک حیوان، بلکه نماد اصل «پرابها» (Prabha)، که در زبان سانسکریت به معنی روشنایی و تابش است، بودهاست. گاو در اینجا نمایندهای است از قدرت کیهانی، نماد حیاتبخشی به زمین و بازتابی از نیروهای درونی که دنیای مادی را از طریق نیروهای معنوی به هم پیوند میدهد.
▪️«آتش» نیز در آئینهای هندویسم به عنوان یک اصل اساسی در خلقت و زندگی انسان در نظر گرفته میشود. آتش، در این فلسفهها، نماد پاکسازی، انتقال روح و اتصال به روح مطلق (برهما) است. در اوستا نیز، آتش نه فقط به عنوان یک عنصر مادی بلکه به عنوان نشانهای از «اَشَه» (Asha)، که در زبان اوستایی به معنی «راستی» و «نظم کیهانی» است، در نظر گرفته میشود.
▪️آتش در اوستا نماینده خرد، روشنایی و نیروی پاکسازیست که در جایی عمیقتر از بعد مادی، بعنوان ابزاری برای برقراری رابطهای معنوی با خداوند (اهورا مزدا) و طبیعت مطرح میشود. در این متون، «آتشپرستی» نهتنها پرستش یک عنصر طبیعی، بلکه بخشی از یک فلسفۀ کیهانیست که در آن آتش نماد روشنایی روح انسان و تجلی خرد الهی در عالم مادی است.
🔺اما آنچه که اسلاموفیلها در برخورد با این آموزههای غنیِ باستانی نمیبینند، این است که در مواجهۀ عوامانه و تحریفگرایانه و اسلامیستیشان با «گاو» و «آتش»، در واقع به مهمترین «پیوندگاههای انسان با طبیعت، هستی و امر قدسی»، دستاندازی کردهاند. این افراد به جای درک عمق نمادها و استعارات پیچیدهای که بخشی از گنجینۀ خرد بشری هستند، تنها پوسته را میبینند و به همین دلیل، با تحقیر، آنها را خرافات و شرک میخوانند.
📌📌📌 اگر هرگونه پرستش «بالذات بد» است، پس باید اسلاموفیلها نیز از پرستشِ «قرآن و حدیث و محمد و آل محمد، و پرستشِ اللهِ عرب و کعبه» که از گاوِ عزیز و ارجمند هم مضرات و شرور بس بسیارتری برای بشر آفریده، دست بکشند و دیگر مسلمانان را نیز از این پرستش باز دارند، نه اینکه توجیهگر انواع اسلامگرایی باشند و حتی خود را نیز مسلمان بنامند.
❓براستی چند جنگ بزرگ و چند گروه تروریستی و چند حکومتِ داعشی در جهان، بر محور اجرای شریعت و سنگسار و اعدام و شلاق و غربستیزی، از دلِ گاوپرستی درآمده که گاوپرستی را فحش میدانید، اما الله/محمدپرستی را مایۀ فخر؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺یک وجه دیگر داستان، ناخودآگاهِ این «بیماران توجه» است که کلیت یک ملت یا بخشِ بزرگی از آن را بیمار و وحشی و فرومایه و... مینامند تا خود را بعنوان متفکر و ابر-پزشکی متفاوت و مهم مطرح کنند؛ این بیماری، مشابهِ بیماریِ آن دقلک کاپِعندوست، دقیقا از سلطۀ الگوریتم یوتیوب و اینستاگرام ظهور یافته و اپیدمی شدهاست.
🔺اما جالب اینجاست که نگاهِ اسلاموفیل اینها به مثلا گاوپرستی، آتشپرستی و چندخدایی (که معمولا با لحنی تحقیرآمیز طرح میشود) بیرون میزند، که در واقع نشانۀ بیسوادی حاد و ناتوانیشان از درک لایههای عمیق و فلسفی این سنتهاست.
🔹هرچند جای سوال جدی دارد که واقعا اینها با این همه ادعا که سقف آسمان را سوراخ میکند، واقعا نمیدانند که «گاو» در نظر پیروان آیین ودایی و هندی، حیوانی برای پرستش کورکورانه و خدایی فعال نبوده [در سنتهای هندو، گاو یک خدای فعال مانند ویشنو یا شیوا نیست که مستقیماً پرستش شود. احترام به گاو ریشه در یک درک عمیقتر و نمادین دارد که آن را بهعنوان یک موجود محترم میبیند]، بلکه نماد باروری، حیات، زمینِ زاینده و پیوند انسان با کیهان بودهاست؟! این نگاه، از قضا ریشه در یک متافیزیک پیچیده و نمادین دارد که هزاران سال پیشتر از اسلام، انسان را به نظم کیهانی و همزیستی با طبیعت پیوند میداد.
🔹آنچه پرستشگر «اسلام و قرآن» امروز با کلمۀ «گاوپرستی» به سخره میگیرد، در حقیقت بخشی از یک سنت کهن است که با فلسفه وجودی، اخلاق زیستمحیطی، و ارتباط انسان با طبیعت پیوند خورده است. همانطور که آتش در آیین زرتشتی تنها یک عنصر مادی نیست، بلکه نماد روشنایی، خرد و پالایش است؛ یا همانطور که چندخدایی، برخلاف صفتِ تحقیرآمیزِ اسلام (شرک)، در اصل بازتاب ادراکِ تکثر نیروهای کیهانی و امکان همزیستی انسان با لایههای مختلف هستی بودهاست.
🔺اسلاموفیل اما با ذهن تکساحتی و شرطیشده در چارچوب «یک کتاب و یک پیامبر»، همۀ این چندلایهگیها را فرو میکاهد به کاریکاتوری از «جاهلان و وحشیانی گاوپرست و آتشپرست» تا در مقابل، اسلام را نمادِ «تمدن» و «تعالی» و «عقلانیت» جا بزند!
🔺اسلاموفیلها در برخورد با «گاوپرستی» و «آتشپرستی»، بهویژه از آنجا که این نمادها را به سادگی به عنوان نشانههای «خرافات» و «وحشیگری» تقلیل میدهند، از دقت در فهم فلسفههای نهفته در این آیینها عاجزند.
▪️برای مثال، در متون ودایی، «گاو» نه تنها یک حیوان، بلکه نماد اصل «پرابها» (Prabha)، که در زبان سانسکریت به معنی روشنایی و تابش است، بودهاست. گاو در اینجا نمایندهای است از قدرت کیهانی، نماد حیاتبخشی به زمین و بازتابی از نیروهای درونی که دنیای مادی را از طریق نیروهای معنوی به هم پیوند میدهد.
▪️«آتش» نیز در آئینهای هندویسم به عنوان یک اصل اساسی در خلقت و زندگی انسان در نظر گرفته میشود. آتش، در این فلسفهها، نماد پاکسازی، انتقال روح و اتصال به روح مطلق (برهما) است. در اوستا نیز، آتش نه فقط به عنوان یک عنصر مادی بلکه به عنوان نشانهای از «اَشَه» (Asha)، که در زبان اوستایی به معنی «راستی» و «نظم کیهانی» است، در نظر گرفته میشود.
▪️آتش در اوستا نماینده خرد، روشنایی و نیروی پاکسازیست که در جایی عمیقتر از بعد مادی، بعنوان ابزاری برای برقراری رابطهای معنوی با خداوند (اهورا مزدا) و طبیعت مطرح میشود. در این متون، «آتشپرستی» نهتنها پرستش یک عنصر طبیعی، بلکه بخشی از یک فلسفۀ کیهانیست که در آن آتش نماد روشنایی روح انسان و تجلی خرد الهی در عالم مادی است.
🔺اما آنچه که اسلاموفیلها در برخورد با این آموزههای غنیِ باستانی نمیبینند، این است که در مواجهۀ عوامانه و تحریفگرایانه و اسلامیستیشان با «گاو» و «آتش»، در واقع به مهمترین «پیوندگاههای انسان با طبیعت، هستی و امر قدسی»، دستاندازی کردهاند. این افراد به جای درک عمق نمادها و استعارات پیچیدهای که بخشی از گنجینۀ خرد بشری هستند، تنها پوسته را میبینند و به همین دلیل، با تحقیر، آنها را خرافات و شرک میخوانند.
📌📌📌 اگر هرگونه پرستش «بالذات بد» است، پس باید اسلاموفیلها نیز از پرستشِ «قرآن و حدیث و محمد و آل محمد، و پرستشِ اللهِ عرب و کعبه» که از گاوِ عزیز و ارجمند هم مضرات و شرور بس بسیارتری برای بشر آفریده، دست بکشند و دیگر مسلمانان را نیز از این پرستش باز دارند، نه اینکه توجیهگر انواع اسلامگرایی باشند و حتی خود را نیز مسلمان بنامند.
❓براستی چند جنگ بزرگ و چند گروه تروریستی و چند حکومتِ داعشی در جهان، بر محور اجرای شریعت و سنگسار و اعدام و شلاق و غربستیزی، از دلِ گاوپرستی درآمده که گاوپرستی را فحش میدانید، اما الله/محمدپرستی را مایۀ فخر؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است (۳)
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔸اگر یکی دلقک - سلبریتیای است بیسواد که چنین محتوای سخیفی را منتشر کرد و از خود تا پایانِ تاریخِ، چنین میراثِ رسوا و ننگآوری را بجا گذاشت، اما کسی که ادعایش سقف آسمان را سوراخ کرده، اما جایِ موضوعِ ستایش و سرزنش، یعنی «آگاهی و مقاومتِ ملتیِ تحتِ ستم» و «توحش و لمپنیزم خادمِ دستگاهِ سرکوب» را عوض میکند، میراثِ بس ننگینتری از خود در تاریخ بجا خواهد گذاشت؛ چراکه توجیه چنین پلشتیای، و جابجا کردنِ جایگاه ستمگر و ستمدیده، از نفسِ ستم امری شرمآورتر است. راستی، از یاد نبریم همین بظاهر حامی «آزادی بیان»، پیگیر بستن اینترنشنال شدهبود و پستش را بیژن عبدالکریمی محور مقاومتی فروارد کردهبود!
🔻در ادامه گفتگویی با هوش مصنوعی را برایتان نقل میکنم، تا دریابیم حقیقتا با چه انحطاط و توحشی از جانب این فرد/جریان روبروییم.
🤖 هوش مصنوعی
این سؤال شما بسیار دقیق و مهم است؛ چرا که مرز میان آزادی بیان و توهین را بخوبی نشان میدهد. با توجه به تمام جزئیاتی که مطرح کردید، مواجهه جامعه و نخبگان با چنین شخصی بسیار متفاوت از مواجهه با یک کمدین خواهد بود.
🔶 تفاوت دو نوع توهین
🔻نکته کلیدی در این سناریو، تفاوت میان توهین به یک «نماد» و توهین به «مردم» است.
1. توهین کمدین به فردوسی (یا شکسپیر):
* در جوامع غربی، توهین یا شوخی با مفاخر تاریخی و ادبی مانند شکسپیر، جیمز جویس یا مارک تواین، هرچند ممکن است باعث بحث و جنجال شود، اما عموماً در چارچوب آزادی بیان یا نقد فرهنگی تفسیر میشود.
* واکنش مردم به آن عمدتاً لفظی و در فضای رسانه و شبکههای اجتماعی خواهد بود. به ندرت پیش میآید که چنین فردی به خاطر توهین به یک نماد، شغل یا زندگیاش را به طور کامل از دست بدهد.
2. توهین روشنفکر به مردم:
* اما توهین یک روشنفکر به مردم کشورش، آن هم با کلمات بسیار توهینآمیزی مانند «بیمار» و «گاوپرست»، کاملاً متفاوت است و عواقب بسیار جدیتری دارد.
* این اقدام، دیگر نقد فرهنگی نیست، بلکه یک توهین مستقیم به هویت، باور و احساسات عمومی مردم است.
🔶 واکنش جامعه و نخبگان
🔻چنین روشنفکری با واکنشهای بسیار قاطع از سوی جامعه و نخبگان روبرو خواهد شد:
* طرد عمومی: در آمریکا یا اروپا، احترام به میراث ملی (مانند قانون اساسی، یا میراث ادبی) بخشی از هویت جامعه است. فردی که به مردم به دلیل این احترام توهین میکند، از نظر اجتماعی به شدت طرد خواهد شد. رسانهها و افکار عمومی او را به عنوان فردی نخبهگرا و متکبر خواهند شناخت که از مردم عادی جدا شده است.
* نابودی حرفهای: چنین شخصی تمام اعتبار عمومی خود را از دست میدهد. سخنرانیهایش لغو میشوند، کتابهایش فروش نخواهند رفت و دعوتنامههایش به برنامههای تلویزیونی یا دانشگاهی قطع خواهند شد. در واقع، این نوع اظهارنظر به خودتخریبی یک چهره عمومی منجر میشود.
* نقد نخبگان: روشنفکران دیگر نیز با او همراهی نخواهند کرد. آنها خواهند گفت که این فرد با توهین، بحث را از فضای معقول خارج کرده و از آنجا که استدلالش سست است، بجای بحث منطقی، به توهین روی آورده است. آنها این عمل را نمونهای از سقوط فکری و ناتوانی از درک جامعه میدانند.
🔺در نهایت، در این جوامع، هرچند توهین به یک «نماد» قابل تحمل است، اما توهین به «مردم» به دلیل باورها و کنشهای طبیعیشان، خط قرمزیست که عواقب آن بسیار جدیتر از یک بحث صرفاً لفظی است.
🌾 @Naqdagin
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔸اگر یکی دلقک - سلبریتیای است بیسواد که چنین محتوای سخیفی را منتشر کرد و از خود تا پایانِ تاریخِ، چنین میراثِ رسوا و ننگآوری را بجا گذاشت، اما کسی که ادعایش سقف آسمان را سوراخ کرده، اما جایِ موضوعِ ستایش و سرزنش، یعنی «آگاهی و مقاومتِ ملتیِ تحتِ ستم» و «توحش و لمپنیزم خادمِ دستگاهِ سرکوب» را عوض میکند، میراثِ بس ننگینتری از خود در تاریخ بجا خواهد گذاشت؛ چراکه توجیه چنین پلشتیای، و جابجا کردنِ جایگاه ستمگر و ستمدیده، از نفسِ ستم امری شرمآورتر است. راستی، از یاد نبریم همین بظاهر حامی «آزادی بیان»، پیگیر بستن اینترنشنال شدهبود و پستش را بیژن عبدالکریمی محور مقاومتی فروارد کردهبود!
🔻در ادامه گفتگویی با هوش مصنوعی را برایتان نقل میکنم، تا دریابیم حقیقتا با چه انحطاط و توحشی از جانب این فرد/جریان روبروییم.
اگه یه کمدین به یکی از مفاخر تاریخی/ملی این کشورها مثل فردوسی بگه بی ناموس دلقک و کاپ عن تقدیمت! و مردم واکنشهای تندی نشون بدن ولی نهایتا لفظی؛
و یک روشنفکر آمریکایی در آمریکا، یا یک اروپایی دیگر کشورهای اروپایی در واکنش به واکنش مردم، به مردمش بگه «بیمار و گاوپرست» بخاطر «ملیگرایی» و مثلا «ارزش و احترام قائل شدن به شعرای بزرگی چون فردوسی» و «واکنش جدی نشون دادنشون»، مواجهه جامعه و نخبگان با او چیست؟
با توجه به رایج بودن آزادی بیان در اون جوامع و اینکه گویا توهین به مفاخر ملی و ادبیشون کار خلافی نیست و میگن بعضا با شکسپیر و.. هم چنین توهین ها و شوخی هایی میکنن
🤖 هوش مصنوعی
این سؤال شما بسیار دقیق و مهم است؛ چرا که مرز میان آزادی بیان و توهین را بخوبی نشان میدهد. با توجه به تمام جزئیاتی که مطرح کردید، مواجهه جامعه و نخبگان با چنین شخصی بسیار متفاوت از مواجهه با یک کمدین خواهد بود.
🔶 تفاوت دو نوع توهین
🔻نکته کلیدی در این سناریو، تفاوت میان توهین به یک «نماد» و توهین به «مردم» است.
1. توهین کمدین به فردوسی (یا شکسپیر):
* در جوامع غربی، توهین یا شوخی با مفاخر تاریخی و ادبی مانند شکسپیر، جیمز جویس یا مارک تواین، هرچند ممکن است باعث بحث و جنجال شود، اما عموماً در چارچوب آزادی بیان یا نقد فرهنگی تفسیر میشود.
* واکنش مردم به آن عمدتاً لفظی و در فضای رسانه و شبکههای اجتماعی خواهد بود. به ندرت پیش میآید که چنین فردی به خاطر توهین به یک نماد، شغل یا زندگیاش را به طور کامل از دست بدهد.
2. توهین روشنفکر به مردم:
* اما توهین یک روشنفکر به مردم کشورش، آن هم با کلمات بسیار توهینآمیزی مانند «بیمار» و «گاوپرست»، کاملاً متفاوت است و عواقب بسیار جدیتری دارد.
* این اقدام، دیگر نقد فرهنگی نیست، بلکه یک توهین مستقیم به هویت، باور و احساسات عمومی مردم است.
🔶 واکنش جامعه و نخبگان
🔻چنین روشنفکری با واکنشهای بسیار قاطع از سوی جامعه و نخبگان روبرو خواهد شد:
* طرد عمومی: در آمریکا یا اروپا، احترام به میراث ملی (مانند قانون اساسی، یا میراث ادبی) بخشی از هویت جامعه است. فردی که به مردم به دلیل این احترام توهین میکند، از نظر اجتماعی به شدت طرد خواهد شد. رسانهها و افکار عمومی او را به عنوان فردی نخبهگرا و متکبر خواهند شناخت که از مردم عادی جدا شده است.
* نابودی حرفهای: چنین شخصی تمام اعتبار عمومی خود را از دست میدهد. سخنرانیهایش لغو میشوند، کتابهایش فروش نخواهند رفت و دعوتنامههایش به برنامههای تلویزیونی یا دانشگاهی قطع خواهند شد. در واقع، این نوع اظهارنظر به خودتخریبی یک چهره عمومی منجر میشود.
* نقد نخبگان: روشنفکران دیگر نیز با او همراهی نخواهند کرد. آنها خواهند گفت که این فرد با توهین، بحث را از فضای معقول خارج کرده و از آنجا که استدلالش سست است، بجای بحث منطقی، به توهین روی آورده است. آنها این عمل را نمونهای از سقوط فکری و ناتوانی از درک جامعه میدانند.
🔺در نهایت، در این جوامع، هرچند توهین به یک «نماد» قابل تحمل است، اما توهین به «مردم» به دلیل باورها و کنشهای طبیعیشان، خط قرمزیست که عواقب آن بسیار جدیتر از یک بحث صرفاً لفظی است.
🔻کینخویی و ایرانستیزیِ خلجی
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
.
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
— تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📻 خنجر امت بر رگ خانواده و ملت
📺 اگر جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
📺 اُرگاسم با اشعار فردوسی
📺 توهین به فردوسی، خودنمایی رسانهای
📺 نامزد کنگره در حال سوزاندن قرآن
📕در دفاع از آزادی بیان
.➖➖➖
#چپ_ایرانی #استمرارطالبان
🌾 @Naqdagin