This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر ضیاء صدرالاشرافی میگوید که پیش از انقلاب در جلسهای که بوسیلۀ خانم خانلری ترتیب داده شدهبود، از حاضرین جلسه میپرسد:
❗️حتی یک نفر هم دست بلند نمیکند!
🔻صدرالاشرافی ادامه میدهد که من برای شما میگویم در این کتاب چه نوشته شده. در مقدمه این کتاب آمده که:
🔺ای ملت ایران، ایشان شما را «دیوانه و بچه دو - سه ساله» تلقی میکند. اگر کسی این کتاب را در فرانسه بنویسد؛ او را بعنوان «بیمار روانی» به بیمارستان میبرند!
حضار که از این سخنان برآشفته و خشمگین شده بودند سعی در بر هم زدن جلسه کردند و فریاد زدند که ما نمیگذاریم این آقا مزخرفات بگوید. در همین لحظه رئیس جلسه وارد عمل میشود و تهدید میکند که با پلیس تماس خواهد گرفت. پس هرکس سوالی دارد بپرسد و هرکس جوابی دارد بدهد، ولی کسی حق برهم زدن نظم جلسه را ندارد.
جلسه به هم میخورد و خانم خانلری به آقای صدرالاشرافی میگوید که من ترتیبی میدهم تا شما را تا منزل مشایعت کنند، زیرا اگر بتنهایی بروید احتمال دارد به شما حمله کنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چه کسی از شما کتاب ولایت فقیه آیت خمینی را مطالعه کرده؟
❗️حتی یک نفر هم دست بلند نمیکند!
🔻صدرالاشرافی ادامه میدهد که من برای شما میگویم در این کتاب چه نوشته شده. در مقدمه این کتاب آمده که:
رابطه ولی فقیه با مردم مثل رابطه صغار و مجانین است با ولیشان.
🔺ای ملت ایران، ایشان شما را «دیوانه و بچه دو - سه ساله» تلقی میکند. اگر کسی این کتاب را در فرانسه بنویسد؛ او را بعنوان «بیمار روانی» به بیمارستان میبرند!
حضار که از این سخنان برآشفته و خشمگین شده بودند سعی در بر هم زدن جلسه کردند و فریاد زدند که ما نمیگذاریم این آقا مزخرفات بگوید. در همین لحظه رئیس جلسه وارد عمل میشود و تهدید میکند که با پلیس تماس خواهد گرفت. پس هرکس سوالی دارد بپرسد و هرکس جوابی دارد بدهد، ولی کسی حق برهم زدن نظم جلسه را ندارد.
جلسه به هم میخورد و خانم خانلری به آقای صدرالاشرافی میگوید که من ترتیبی میدهم تا شما را تا منزل مشایعت کنند، زیرا اگر بتنهایی بروید احتمال دارد به شما حمله کنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پادشاه یا پیامبر؟ (+)
— افشای افسانۀ داوود و سلیمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— افشای افسانۀ داوود و سلیمان
🔻داوود: غارتها و تناقضات اخلاقی
بسیاری از مورخان وجود تاریخی داوود را قبول دارند، اما معتقدند مدارک قابل اطمینان کمی درباره او وجود دارد. داوود شخصیتیست که دو دوره تاریخ اسرائیل، یعنی دوران زندگی قبیلهای و عهد سلطنت (که بیشتر با سلیمان در پیوند است) را به یکدیگر متصل میکند. او یک پادشاه به معنای واقعی نبوده، اما یک خان یا رهبر عشایری هم نباید محسوب شود. در متون یهودی گفته شده که خدا چشم به راه روزی است که داوود را تا ابد پادشاه کند و کسانی که با سلطنت سلسله داوود مخالفند شایسته نیش مار هستند.
نبرد با جالوت: داستان معروف داوود و جالوت که در آن داوود جوان با قلابسنگ خود او را از پای درآورد و سرش را جدا کرد، توسط دانشنامه کتاب مقدس یک اقتباس آشکار از اسطورههای مصری و بابلی دانسته شده است که در آنها خدایان با غولها میجنگند. در روایت تورات، داوود به شائول پادشاه گفته بود که چطور در گذشته با شیر و خرس جنگیده است. پس از پیروزی، داوود بسیار محبوب شد، اما این امر حسادت شائول را برانگیخت و داوود مجبور به فرار شد. احتمالاً داوود در واقع برای کسب سلطنت تلاش کرده و شکست خورده است. داوود مدتی با غارت دهکدههای اطراف گذران زندگی کرد و نهایتا بعنوان مزدور به خدمت فلسطینیها درآمد. داوود با کمک ابیگل توطئه کرد و نابال شوهر ثروتمند ابیگل را به قتل رساند تا ثروتش را تصاحب کند و با ابیگل ازدواج کند.
جنجال زنا با بسشبع: بدنامترین ماجرای داوود در تورات، زنا با بسشبع، همسر اوریا (یکی از سرداران داوود)، است. پس از حاملگی بسشبع، داوود تلاش کرد با مرخصی دادن به اوریا، این حاملگی را بحساب او بگذارد. هنگامی که اوریا از این کار سر باز زد، داوود نامهای محرمانه به سپهسالار یوآب نوشت و در آن فرمان داد که اوریا را در معرض خطرناکترین جبهه قرار دهند تا کشته شود. یهوه برای مجازات داوود، فرزند بسشبع را کشت و زنان حرمسرایش را از پیش چشمانش گرفت و به همسایهاش داد تا با آنان بخوابد. این درحالیست که در منابع شیعی روایت ازدواج داوود با همسر اوریا تکذیب شده و علی برای کسی که این روایت را نقل کند حکم ۱۶۰ تازیانه صادر کرده!
داوود در قرآن: قرآن داوود را بعنوان بنده و پیامبری معرفی میکند که پیوسته رو به درگاه خدا داشت. خدا به او حکمت و دانش عطا کرد و کوهها و پرندگان را مطیع او گرداند تا او را تسبیح گویند. همچنین خدا آموختن ساخت زره را به او منسوب کرده و آهن سخت را به دست داوود نرم گرداند.
🔻سلیمان: از پادشاهی پرشکوه تا عامل تجزیه
سلیمان، دومین فرزند داوود از بسشبع، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد. او بر تخت سلطنت نشست. نویسندگان تورات، سلطنت او را دوره طلایی اسرائیل نامیدهاند، اما تاریخپژوهان قلمرو حکومت او را بسیار کوچکتر از آنچه در تورات توصیف شده میدانند و باستانشناسی نیز امپراتوری بزرگی در آن منطقه در قرن دهم قبل از میلاد را تأیید نمیکند.
زنان و انحرافات دینی: سلیمان با برادرکشی (اعدام آدونیاس و یوآب) دوران پادشاهی خود را آغاز کرد و برای نشان دادن مشروعیت خود، حرمسرای پدرش را تصاحب کرده بود. تورات گزارش میدهد که سلیمان ۷۰۰ زن رسمی و ۳۰۰ کنیز داشت (در مجموع ۱۰۰۰ زن). شیفتگی او به زنان، بویژه زنان کشورهای مختلف که برای تحکیم اتحادها با آنها ازدواج کرده بود، باعث شد که سلیمان از پرستش یهوه منحرف شود. زنانش او را اغوا کردند تا برای خدایان آنها معابد بسازد که این معابد رقیب معبد اورشلیم شدند. خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد و به او وعده داد که سلطنت را از او پاره کرده و به بندهاش خواهد داد.
ولخرجیها و کار اجباری: سلیمان بخش مهمی از درآمدش را صرف ساخت قصر سلطنتی و معبد در ارگ بزرگ اورشلیم کرد که ساخت آن ۲۰سال طول کشید. سلیمان برای تأمین منابع کافی، مردمش را به کار اجباری مجبور کرد. ویل دورانت معتقد است که همین فشار طاقتفرسا بر طبقه دهقان و کارگر، ساختار اجتماعی جامعه یهود را متزلزل کرد و مستقیما منجربه انفجار و تجزیه کشور اسرائیل بلافاصله پس از مرگ سلیمان شد.
سلیمان در قرآن: قرآن سلیمان را دارای حکمت و دانش معرفی میکند. خدا به او توانایی برقراری ارتباط با حیوانات و کنترل جن و شیطان و باد را عطا کرده بود. سلیمان در قرآن بعنوان یک بنده عابد و خدا ترس ترسیم شده که دائما درسدد جلب رضایت خدا بود و حکومت او به عنوان حکومت صلح و رفاه توصیف میشود.
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلی هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیل سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور به تحدی مولفان قرآن!
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکش تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغ باستانشناسی بر رگ افسانهپردازی
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان #قصص_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘ساختار مشرکانۀ الهیات همۀ تشیعها
— بهبهانۀ «آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟»
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
@sahebolhavashi
📌 شیعه ربطی به "قرآن" ندارد و در اساس، "مشرک" است؛ یعنی "موحد" نیست. حتی فراتر از این، شیعه اصلا کاری با "الله" ندارد؛ با خدایان متعدد خودش است که کارها دارد.
📌 فقط این نیست که شیعه کاری با "الله" ندارد، بلکه حتی حرف الله را هم نمیزند، زیرا شیعه ابداً اعتنایی به الله ندارد. این در حالی است که قرآن کتابی درباره "الله" است، و این نام پر بسامدترین واژه در قرآن است. ولی ادبیات همه شیعه، درباره خدایانی غیرالله است، همانها که "امام"شان مینامند. در قرآن حتی یک اشاره به خدایان شیعه (یعنی ائمه) نیست. یکجا بدون نام اشاره به علی دارد همانطور که یکجا بدون به نام اشاره به ابوبکر دارد ("صاحبه"، یعنی رفیق پیامبر؛ در قصه غار و تارعنکبوت).
🍂 بیخود نبود که شیعه، خاصه امامیه - لااقل در بخش عمدهای، قائل به تحریف قرآن شدند. آنها متوجه این تعارض شده بودند که مبانی اعتقادات فرقهای آنان در قرآن نیست! حتی با پیچوتابهای تاویلی هم آن مبانی، قابل استنباط از قرآن نیست. پس گفتند دواعیِ ما در "قرآنِ اصلی" بود، ولی اهل سنت همه را حذف کردند! ولی توجه ننمودند که خودِ این سخن خلاف نص قرآن میشود: "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" [ما قرآن را فروفرستادیم و خود نگهبانیاش میکنیم].
🍂 تنها هم این نیست که شیعه کاری با الله ندارد و اصلاً موحد نیست، استوانههای اعتقادی شیعه از "امامت" و "ولایت"، و "وصایت" به آن معنایی که شیعه مراد میکند، در هیچجای قرآن نیست. حتی "رجعت" که در قرآن هست، به آن معنایی که شیعه درنظر دارد، نیست. البته سفسطههای لُغَوی میکنند که هست؛ اما خودشان هم متوجهاند که دارند در مقام جدل دوغودوشاب بهم میآمیزند.
🍂 در این ميان فقط غزالی و ابنتیمیه نبودند که متوجه بیربطی شیعه به اسلام شدند، بیرون از شیعه همه مراجع مسلمانی جهان، اعم از سابق و لاحق، به درجات متوجه این واقعیت بودند؛ همین هم بود که شیعه را سوای قِلَتِ عدد، در هیچ امر کلامی به حساب نیاوردند و کمترین اعتنایی به منابع و مآثرش نکردند؛ خاصه که شاهد بودند شیعه در دروغبستن به خدا و پیغمبر بسیار دلیر و بیمحاباست. با این وجود، چون در فقه، "میزان" مسلمانی "اعتراف" است، اهل سنت نتوانستند رقمِ "کفر" بر شیعه برانند، بلکه آنان را اهل لاالهالاالله شمردند ولی از جمع مسلمانها به حاشیه بیاعتنایی و فراموشی و مطعونی راندند، واقعیتی که عقدهی گلوگیرِ شیعه نیز شد.
🍂 نواندیشان متاخر امامیه تلاشها نمودهاند تا اَنگ شرک را - که در زمانه متاخر وهابیها درحق شیعه از نو علم کردهاند - بهنحوی از انحاء از دامان تشیع بزدایند. محور استدلال اینان همانا "در طول الوهیت" تلقینمودنِ "امامانِ" واجد خصال الهی و خدایگانی بود، نه که آنان در عرض الوهیت باشند. این استدلال شبیهِ احتجاج اهل تثلیثِ در مسیحیت است که عیسیمسیح و روحالقدس را در طول، بل منحلِ در، "پدر" میدانند نه در عرض آن.
🍂 حجت داحضه بودن این استدلال، در چارچوبه قرآن، از آن پیداست که قرآن به این احتجاج مسیحیان که از قرناول میلادی طرح شده بود سخت حمله میکند! این در حالیست که نواندیشان شیعه، اولاً نمیتوانند بگویند مصدر قرآن احتجاج مسیحیان را نفهمیده بود، ثانیاً نمیتوانند مدعی بشوند که استدلال توحیدیِ تثلیث بعد از قرآن بود که نبود، بلکه ششقرنی پیش از قرآن بود. وانگهی هم احتجاجِ توحیدِ قائلان به تثلیث، و هم داعیه در طولِ الوهیت بودن امامان شیعه، مبتنی بر انگاره نوافلاطونی "فَیَضان" و حلول است. فَیَضان آن پُریِ سَرریزشونده است، و حلول قابلیت دریافتِ فیضانِ الهی است.
🍂 در مسیحیت، بجز از مسیحیتهای یهودی متقدم و نیز "مسیحیت آریوسی" که اعتقاد به تثلیث نداشتند، "مسیح" آن فیضانِ "پدر" است که بهصورت لطیفه "مسیح" در عیسی حلول میکند تا موجودیت "عیسیمسیح" را برسازد. در تصلیب نیز "مسیح" رنج نمیکشد چون قابلِ رنج نیست، عیسایِ زمینی است که بر صلیب رنج کشیده و میمیرد و آنگاه رستاخیزیافته و به ملکوت بَرمیشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهبهانۀ «آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟»
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
@sahebolhavashi
📌 شیعه ربطی به "قرآن" ندارد و در اساس، "مشرک" است؛ یعنی "موحد" نیست. حتی فراتر از این، شیعه اصلا کاری با "الله" ندارد؛ با خدایان متعدد خودش است که کارها دارد.
📌 فقط این نیست که شیعه کاری با "الله" ندارد، بلکه حتی حرف الله را هم نمیزند، زیرا شیعه ابداً اعتنایی به الله ندارد. این در حالی است که قرآن کتابی درباره "الله" است، و این نام پر بسامدترین واژه در قرآن است. ولی ادبیات همه شیعه، درباره خدایانی غیرالله است، همانها که "امام"شان مینامند. در قرآن حتی یک اشاره به خدایان شیعه (یعنی ائمه) نیست. یکجا بدون نام اشاره به علی دارد همانطور که یکجا بدون به نام اشاره به ابوبکر دارد ("صاحبه"، یعنی رفیق پیامبر؛ در قصه غار و تارعنکبوت).
🍂 بیخود نبود که شیعه، خاصه امامیه - لااقل در بخش عمدهای، قائل به تحریف قرآن شدند. آنها متوجه این تعارض شده بودند که مبانی اعتقادات فرقهای آنان در قرآن نیست! حتی با پیچوتابهای تاویلی هم آن مبانی، قابل استنباط از قرآن نیست. پس گفتند دواعیِ ما در "قرآنِ اصلی" بود، ولی اهل سنت همه را حذف کردند! ولی توجه ننمودند که خودِ این سخن خلاف نص قرآن میشود: "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" [ما قرآن را فروفرستادیم و خود نگهبانیاش میکنیم].
🍂 تنها هم این نیست که شیعه کاری با الله ندارد و اصلاً موحد نیست، استوانههای اعتقادی شیعه از "امامت" و "ولایت"، و "وصایت" به آن معنایی که شیعه مراد میکند، در هیچجای قرآن نیست. حتی "رجعت" که در قرآن هست، به آن معنایی که شیعه درنظر دارد، نیست. البته سفسطههای لُغَوی میکنند که هست؛ اما خودشان هم متوجهاند که دارند در مقام جدل دوغودوشاب بهم میآمیزند.
🍂 در این ميان فقط غزالی و ابنتیمیه نبودند که متوجه بیربطی شیعه به اسلام شدند، بیرون از شیعه همه مراجع مسلمانی جهان، اعم از سابق و لاحق، به درجات متوجه این واقعیت بودند؛ همین هم بود که شیعه را سوای قِلَتِ عدد، در هیچ امر کلامی به حساب نیاوردند و کمترین اعتنایی به منابع و مآثرش نکردند؛ خاصه که شاهد بودند شیعه در دروغبستن به خدا و پیغمبر بسیار دلیر و بیمحاباست. با این وجود، چون در فقه، "میزان" مسلمانی "اعتراف" است، اهل سنت نتوانستند رقمِ "کفر" بر شیعه برانند، بلکه آنان را اهل لاالهالاالله شمردند ولی از جمع مسلمانها به حاشیه بیاعتنایی و فراموشی و مطعونی راندند، واقعیتی که عقدهی گلوگیرِ شیعه نیز شد.
🍂 نواندیشان متاخر امامیه تلاشها نمودهاند تا اَنگ شرک را - که در زمانه متاخر وهابیها درحق شیعه از نو علم کردهاند - بهنحوی از انحاء از دامان تشیع بزدایند. محور استدلال اینان همانا "در طول الوهیت" تلقینمودنِ "امامانِ" واجد خصال الهی و خدایگانی بود، نه که آنان در عرض الوهیت باشند. این استدلال شبیهِ احتجاج اهل تثلیثِ در مسیحیت است که عیسیمسیح و روحالقدس را در طول، بل منحلِ در، "پدر" میدانند نه در عرض آن.
🍂 حجت داحضه بودن این استدلال، در چارچوبه قرآن، از آن پیداست که قرآن به این احتجاج مسیحیان که از قرناول میلادی طرح شده بود سخت حمله میکند! این در حالیست که نواندیشان شیعه، اولاً نمیتوانند بگویند مصدر قرآن احتجاج مسیحیان را نفهمیده بود، ثانیاً نمیتوانند مدعی بشوند که استدلال توحیدیِ تثلیث بعد از قرآن بود که نبود، بلکه ششقرنی پیش از قرآن بود. وانگهی هم احتجاجِ توحیدِ قائلان به تثلیث، و هم داعیه در طولِ الوهیت بودن امامان شیعه، مبتنی بر انگاره نوافلاطونی "فَیَضان" و حلول است. فَیَضان آن پُریِ سَرریزشونده است، و حلول قابلیت دریافتِ فیضانِ الهی است.
🍂 در مسیحیت، بجز از مسیحیتهای یهودی متقدم و نیز "مسیحیت آریوسی" که اعتقاد به تثلیث نداشتند، "مسیح" آن فیضانِ "پدر" است که بهصورت لطیفه "مسیح" در عیسی حلول میکند تا موجودیت "عیسیمسیح" را برسازد. در تصلیب نیز "مسیح" رنج نمیکشد چون قابلِ رنج نیست، عیسایِ زمینی است که بر صلیب رنج کشیده و میمیرد و آنگاه رستاخیزیافته و به ملکوت بَرمیشود.
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📕مسیحِ قرآن: خدایی که خدا نیست
📕چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘ساختار مشرکانۀ الهیات همۀ تشیعها
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 شیعه این صورتبندی نوافلاطونی را برگرفت تا در بیان الوهیت امامان بکارش بندد؛ ولی افتاد مشکلها... مشکل از آن برخاست که در مسیحیت حلولِ الوهیت مسیحایی در عیسای ناصری، واقعهای "منحصربفرد" و تکرارناپذیر بود ولی شیعه بجهت تَعدد امامان، ناگزیر از "تکوینی گرفتن حلول الوهیت" شد!
🍂 حاصلکار، ازجمله همان افتضاحی شد که خامنهای هم گفت که
یعنی که یارو جدا باورش شد که به حیثیت "نایبامامزمان" دانستن خودش، خداوند [ولو گاهی] در او حلول میکند، لااقل آنقدر که از زبان او سخن میگوید!!! البته ارادتمندان ولایتفقیهاندیش او معتقد به "گاهی" نیستند بلکه این موجود مفتون و ضایع و تبهکار را تَمَثُلی الهی همچون خودِ "امام" میدانند!! (ولو به تکلفِ اعترافِ اعتقادی).
🔻طنز ماجرا در افتضاحی است که همین تلقیِ تکوینی از "فیضانِ" نوافلاطونی الوهیت در تاریخ تشیع، پس از مفتضحات صدرِ از عبداللهابنسبا و کیسانیه تا حسنعسگری بهوجود آورد:
🔻در عالم اسلامی قصه فیضان و حلولِ نوافلاطونی، البته منحصر به شیعه نماند؛ در آنچه به غلط "عرفان اسلامی" خوانده شده است [درست مثل تشیع، اگر نخواهیم دست به تکلفات عنیف تاویلی زنیم، در قرآن هیچ ردی از "عرفان" نمیتوان یافت] نیز این انگاره به قوت هست، مثلا وقتی حافظ میگوید:
🔺🔻حافظ در اینجا دارد آشکارا و بیپرده از نقش الوهیتبخشِ "فیضانِ" الهی سخن میگوید. درست مثل شیعه، دلیریِ اهل عرفان در این میدان آنقدر است که مولانا هیچ ابایی از سرودن غزلی شورانگیز ندارد تا تعبیر صراحتاً کفرآمیزِ "شمس من و خدای من" را ردیف آن غزل بکند:
🔻البته آنچه عذری بر گزافات اهل عرفان میتواند که بشود، ولی بر شیعه مصداقی نمییابد، همان متنوبستر شاعرانگیِ پرشور، بل شعراندیشی اهل عرفان است تا حتی آنگاه که اهلعرفان "نظمِ تعلیمی" تقریر میکند، مثل شیخمحمود شبستری احتجاجش "شاعرانه" باشد که گفت:
🔺در حق گزافات تشیع هرگز این چشمپوشی و رواداری را نمیتوان داشت، که نسبتی با تذوق و شاعرانگی نداشته، بلکه در کوری و کبودی و جلادت هیچ کم از رقبای اهل تسنن خویش نداشتهاند، بَل هُم قَسیُّ قُلوبا...! اما این هست که تشیع و تصوف در بنمایههای اعتقادی اشتراکات اساسی دارند، که شرح و تفصیلِ چرایی و چگونگیِ آن، بحث بسیار جذابِ تاریختمدنی است "کاین زمان بگذار تا وقت دگر"!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 شیعه این صورتبندی نوافلاطونی را برگرفت تا در بیان الوهیت امامان بکارش بندد؛ ولی افتاد مشکلها... مشکل از آن برخاست که در مسیحیت حلولِ الوهیت مسیحایی در عیسای ناصری، واقعهای "منحصربفرد" و تکرارناپذیر بود ولی شیعه بجهت تَعدد امامان، ناگزیر از "تکوینی گرفتن حلول الوهیت" شد!
🍂 حاصلکار، ازجمله همان افتضاحی شد که خامنهای هم گفت که
در فلانجا سخن من حرف خودم نبود، خدا از زبانم سخن میگفت!
یعنی که یارو جدا باورش شد که به حیثیت "نایبامامزمان" دانستن خودش، خداوند [ولو گاهی] در او حلول میکند، لااقل آنقدر که از زبان او سخن میگوید!!! البته ارادتمندان ولایتفقیهاندیش او معتقد به "گاهی" نیستند بلکه این موجود مفتون و ضایع و تبهکار را تَمَثُلی الهی همچون خودِ "امام" میدانند!! (ولو به تکلفِ اعترافِ اعتقادی).
🔻طنز ماجرا در افتضاحی است که همین تلقیِ تکوینی از "فیضانِ" نوافلاطونی الوهیت در تاریخ تشیع، پس از مفتضحات صدرِ از عبداللهابنسبا و کیسانیه تا حسنعسگری بهوجود آورد:
۱) حسن دوم خلیفه اسماعیلی نزاری در ۵۶۰ هجری در الموت "اعلان قیامت و نسخ شریعت" کرد! چون مثل همه شیعه باور داشت که به حیثِ امامبودن، حامل شئون الوهیت هم هست!
۲) الحاکم بامرالله، خلیفه اسماعیلیِ فاطمی در قاهره براساس انگاره فیضانِ نوافلاطونی، اعلان صریح الوهیت نمود! تا سوای آنکه بهقتل رسید و اعتنای درخوری نیافت، ولی سرمنشاء "مهدویتِ" فرقه "دروزیها" شد که امروز هم در سوریه و لبنان و اسرائیل هستند.
۳) معاصر با سلطنت فتحعلیشاه قاجار، شیحاحمد اَحصایی ضمن وَرز دادنِ الهیاتیِ انگاره فیضان و حلول، موجب شد که یکی از ارادتمندانش، سید علیمحمد باب احساس اتحاد با محمدبن حسن عسگری نموده و بشارت ظهور اویِ "حضرتحجت" را بدهد؛ اندکی بعدتر احساس "حلول" او را در خودش نمود و گفت که خودش همان "امامزمان" و حضرتحجتِ امامیه است! ماجرای شیخاحمد اَحصایی سرمنشاء "شیخیه" شد و ماجرای باب ریشه بابیه، ازلیه، و سرانجام بهائیت گردید.
🔻در عالم اسلامی قصه فیضان و حلولِ نوافلاطونی، البته منحصر به شیعه نماند؛ در آنچه به غلط "عرفان اسلامی" خوانده شده است [درست مثل تشیع، اگر نخواهیم دست به تکلفات عنیف تاویلی زنیم، در قرآن هیچ ردی از "عرفان" نمیتوان یافت] نیز این انگاره به قوت هست، مثلا وقتی حافظ میگوید:
فیض روحالقدس اَر باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد!
🔺🔻حافظ در اینجا دارد آشکارا و بیپرده از نقش الوهیتبخشِ "فیضانِ" الهی سخن میگوید. درست مثل شیعه، دلیریِ اهل عرفان در این میدان آنقدر است که مولانا هیچ ابایی از سرودن غزلی شورانگیز ندارد تا تعبیر صراحتاً کفرآمیزِ "شمس من و خدای من" را ردیف آن غزل بکند:
پیر من و مراد من، درد من و دوای من
فاش بگفتم این سخن، شمس من و خدای من!
از تو بحق رسیدهام، ای حقِ حقگزار من
شکر تو را سِتادهام، شمس من و خدای من
مات شوم ز عشق تو زانکه شَهِ دو عالمی
تا تو مرا نظر کنی، شمس من و خدای من
محو شوم به پیش تو، تا که اثر نماندم
شرط ادب چنین بود، شمس من و خدای من
عیسی مرده زنده شد، دید فنای خویشتن
زندهی جاودان تویی شمس من و خدای من
ابر بیا و آب زن مشرق و مغرب جهان
صور بِدَم که میرسد شمس من و خدای من
حورِ قصور را بگو رفت برون از بهشت
تخت بنه که میرسد شمس من و خدای من
کعبه من کِنِشت من، دوزخ من بهشت من
مونس روزگار من، شمس من و خدای من
برق اگر هزار سال چرخ زند به شرق و غرب
از تو نشان کی آورد؟ شمس من و خدای من
🔻البته آنچه عذری بر گزافات اهل عرفان میتواند که بشود، ولی بر شیعه مصداقی نمییابد، همان متنوبستر شاعرانگیِ پرشور، بل شعراندیشی اهل عرفان است تا حتی آنگاه که اهلعرفان "نظمِ تعلیمی" تقریر میکند، مثل شیخمحمود شبستری احتجاجش "شاعرانه" باشد که گفت:
روا باشد "انالحق" از درختی
چرا نبود روا از نیکبختی؟!
🔺در حق گزافات تشیع هرگز این چشمپوشی و رواداری را نمیتوان داشت، که نسبتی با تذوق و شاعرانگی نداشته، بلکه در کوری و کبودی و جلادت هیچ کم از رقبای اهل تسنن خویش نداشتهاند، بَل هُم قَسیُّ قُلوبا...! اما این هست که تشیع و تصوف در بنمایههای اعتقادی اشتراکات اساسی دارند، که شرح و تفصیلِ چرایی و چگونگیِ آن، بحث بسیار جذابِ تاریختمدنی است "کاین زمان بگذار تا وقت دگر"!
📺 اعتراف به شرکِ شیعه
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📕توحید اسلام: شرک در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستیاش
📺 خاصترین آیات دربارۀ شرک
📕تشیع: مذهبتراشی سیاسی ایرانیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس و شیعه
📺 فواید امام: اینا مال پخش نیست!
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اعتراف به شرکِ شیعه
🎙آخوند #عبدالحریم_سلیمانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تشیع در مقابلِ قرآن (آیا الله برای بندهاش کافی نیست؟)
🎙آخوند #عبدالحریم_سلیمانی
📕ساختار مشرکانۀ تشیعها
📺 آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📕توحید اسلام: شرک در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
📺 شوکهکندهترین آیات دربارۀ شرک
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 فوایدِ امام: اینا مال پخش نیست!
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتی»
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
🔻آخوند سلیمانی
📺 تقلای سلیمانی برای تبرئۀ اسلام
📺 داروین (ص) و دود شدنِ آدموحوا
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلامِ موجود افتضاحه
📕دشواریهای براهین اثبات وجود خدا
📻 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 در قرآن مجازاتِ اعدام نداریم!
📻 دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
📺 مردم ایران یا فلسطین؟
📺 سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین تغییر خواهد کرد؟
📺 حق «عدم بیعت»
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ضربۀ تحریم معادلِ ۶۴ سال جنگ!!
🎙#سعید_شریعتی
🔸ضرر و زیان مردم در ۲۰ سال تحریم، ۸ برابر ۸ سال جنگ با عراق است یعنی ۶۴ سال جنگ!
🔸مردم کارنامه را میبینند؛ جی.دی.پی ما در سال ۱۳۸۴، ۳۰۰ میلیارد دلار بود؛ باید امسال می شد ۱۳۰۰ میلیارد دلار، اما الان خیلی که دست بالا میگیرند ۴۵۰ میلیارد دلار هستیم
🔸نزدیک به ۳ هزار میلیارد دلار خسارت دیدیم،
🔸خسارت جنگ ۸ سالهی ایران و عراق در بهترین برآورد ۴۰۰ میلیارد دلار بود
@TahlilZamane
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#سعید_شریعتی
🔸ضرر و زیان مردم در ۲۰ سال تحریم، ۸ برابر ۸ سال جنگ با عراق است یعنی ۶۴ سال جنگ!
🔸مردم کارنامه را میبینند؛ جی.دی.پی ما در سال ۱۳۸۴، ۳۰۰ میلیارد دلار بود؛ باید امسال می شد ۱۳۰۰ میلیارد دلار، اما الان خیلی که دست بالا میگیرند ۴۵۰ میلیارد دلار هستیم
🔸نزدیک به ۳ هزار میلیارد دلار خسارت دیدیم،
🔸خسارت جنگ ۸ سالهی ایران و عراق در بهترین برآورد ۴۰۰ میلیارد دلار بود
@TahlilZamane
📺 ما انقلابیایم؛ مالزی الگو نیست
📺 ع.خا: رفاه مردمو بیدین میکنه
📺 مسئول اسنپبک و جنگ ۱۲ روزه کیست؟
📺 قربانیکردن برجام بهپای دلباختگی خامنهای به فلسطین
📕کدهای مهم حسن روحانی
📺 نقش خامنهای در شکستِ برجام
📺 برجام ذبح شد بهپای به فلسطین
📺 عاملِ شکست برجام و گرفتاریِ جنگ و تحریمهای فلجکننده
📉 عدمالنفع ۱٫۳ تریلیون دلاری اتم
📌 ۶۰ هزار میلیارد و قالی - قاسم!
📺 بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رانت
📺 باجخواهی علنی ۲۵۰۰ میلیاردی
📺 ۴۵۰ میلیارد دلار یعنی چه؟
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 پیامبری که ادیان سامی نمیخواهند چیزی از او بدانید
— خنوخ، پیامبری که تبدیل به فرشتۀ متاترون شد (+)
🔸در تاریخ ادیان، نام پیامبری دیده میشود، که داستان او بسیار هولناک است و بیشتر از همه پنهان شده: پیامبری به نام خنوخ. پیامبری که در کتابهای مقدس فقط چند اشاره کوتاه به او شده؛ اما در متون باستانی، داستانی شگفتانگیز از سرنوشت خنوخ به ثبت رسیده. کتاب خنوخ مینویسد:
🔻مهمترین ویژگی خنوخ، نحوه پایان زندگی اوست. در کتاب سفر پیدایش تورات آمده است:
این عبارت به این معنا تعبیر شده که خنوخ بدون تجربه مرگ فیزیکی، توسط خداوند به آسمان عروج کرده و جاودانه شده است. (تنها دو نفر در کتاب مقدس به این شکل عروج کردند: خنوخ و الیاس.)
🔻ادریس (در اسلام): مفسران مسلمان عموماً خنوخ را همان حضرت ادریس میدانند. در قرآن به مقام والای او اشاره شده است:
🔸اما آنچه در آسمانها بر خنوخ گذشت، راز بزرگی است که برای قرنها سانسور شد. براساس کتاب خنوخ و متون عرفانی کابالا، خنوخ به موجودی متفاوت تبدیل شد! او به فرشتهای به نام متاترون تبدیل شد. فرشتهای که در کنار تخت خدا مینشیند، کاتب آسمان است، رازهای هستی را میداند، قدرت مطلقی همچون خدا دارد و حتی با لقب هولناک یهوه کوچک یا خدای کوچک شناخته میشود. نامی که مرز میان انسان و خدا را به لرزه میاندازد... اما چطور ممکن است، ادیان ابراهیمی که یکتاپرست هستند خنوخ را یک خدای کوچک بدانند؟! چطور ممکن است که خنوخ به درجه خدایی رسیده باشد؟! توصیفاتی که از خنوخ و تبدیل شدن او به متاترون وجود دارد، بقدری عجیب و ترسناک است که انسان را در حیرت فرو میبرد!
🔸در این ویدئو، ما از اسرار کتاب خنوخ، نقش متاترون در کابالا و درخت زندگی، جایگاه متاترون در عرفان و تصوف و تصویر آخرالزمانی خنوخ پرده برمیداریم. پیامبری که کلید سرنوشت بشریت در دستان اوست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خنوخ، پیامبری که تبدیل به فرشتۀ متاترون شد (+)
🔸در تاریخ ادیان، نام پیامبری دیده میشود، که داستان او بسیار هولناک است و بیشتر از همه پنهان شده: پیامبری به نام خنوخ. پیامبری که در کتابهای مقدس فقط چند اشاره کوتاه به او شده؛ اما در متون باستانی، داستانی شگفتانگیز از سرنوشت خنوخ به ثبت رسیده. کتاب خنوخ مینویسد:
خنوخ، هرگز مرگ را تجربه نکرد و مستقیما توسط فرشتگان به آسمان برده شد!
🔻مهمترین ویژگی خنوخ، نحوه پایان زندگی اوست. در کتاب سفر پیدایش تورات آمده است:
"و خنوخ با خدا راه میرفت، و نایاب شد، زیرا خدا او را برگرفت."
این عبارت به این معنا تعبیر شده که خنوخ بدون تجربه مرگ فیزیکی، توسط خداوند به آسمان عروج کرده و جاودانه شده است. (تنها دو نفر در کتاب مقدس به این شکل عروج کردند: خنوخ و الیاس.)
🔻ادریس (در اسلام): مفسران مسلمان عموماً خنوخ را همان حضرت ادریس میدانند. در قرآن به مقام والای او اشاره شده است:
"و در این کتاب ادریس را یاد کن. او راستگفتاری پیامبر بود. او را به مکانی بلند فرا بردیم." (سوره مریم، آیه ۵۶ و ۵۷) 👑
🔸اما آنچه در آسمانها بر خنوخ گذشت، راز بزرگی است که برای قرنها سانسور شد. براساس کتاب خنوخ و متون عرفانی کابالا، خنوخ به موجودی متفاوت تبدیل شد! او به فرشتهای به نام متاترون تبدیل شد. فرشتهای که در کنار تخت خدا مینشیند، کاتب آسمان است، رازهای هستی را میداند، قدرت مطلقی همچون خدا دارد و حتی با لقب هولناک یهوه کوچک یا خدای کوچک شناخته میشود. نامی که مرز میان انسان و خدا را به لرزه میاندازد... اما چطور ممکن است، ادیان ابراهیمی که یکتاپرست هستند خنوخ را یک خدای کوچک بدانند؟! چطور ممکن است که خنوخ به درجه خدایی رسیده باشد؟! توصیفاتی که از خنوخ و تبدیل شدن او به متاترون وجود دارد، بقدری عجیب و ترسناک است که انسان را در حیرت فرو میبرد!
🔸در این ویدئو، ما از اسرار کتاب خنوخ، نقش متاترون در کابالا و درخت زندگی، جایگاه متاترون در عرفان و تصوف و تصویر آخرالزمانی خنوخ پرده برمیداریم. پیامبری که کلید سرنوشت بشریت در دستان اوست!
👑 نقش و مقام متاترون
متاترون به عنوان فرشتهای با مقام و وظایف منحصر به فرد توصیف میشود که جایگاهی نزدیک به خود خداوند دارد:
شاهزاده جهان (Prince of the World): او فرمانروای عالم فرشتگان و بالاترین فرشته است.
کاتب الهی: متاترون در اصل همان خنوخِ کاتب است و وظیفه دارد تمام اعمال و تاریخ جهان را ثبت و ضبط کند (به او "قلمزن اعظم" نیز میگویند).
واسطهی خداوند: متاترون به عنوان تنها فرشتهای که قبلاً انسان بوده است، اغلب به عنوان واسطهای بین خداوند و انسانها یا سخنگوی خداوند توصیف میشود و اوست که قوانین و دستورات الهی را به سایر فرشتگان و پیامبران میرساند.
فرشتهی کوچکتر یهوه (YHVH the Lesser): این لقب نشاندهندهی اهمیت و اقتدار بینهایت او در سلسله مراتب آسمانی است؛ به نحوی که او قدرتی تقریباً همردیف با خالق دارد.
🔺در واقع، این تحول نشاندهندهی این باور عرفانی است که یک انسان با پارسایی و نزدیکی مطلق به خداوند میتواند به بالاترین مرتبهی روحانی صعود کرده و به یک فرشتهی اعظم تبدیل شود.
منابع این ویدئو:
1 Enoch (Book of Enoch)
3 Enoch (Sefer Hekhalot)
Babylonian Talmud
Idel, Moshe. Kabbalah: New Perspectives
Scholem, Gershom. Major Trends in Jewish Mysticism
📕ساختار مشرکانۀ تشیعها
📺 آیا زورِ امام رضا رو نفهمیدی؟
📺 شرک شیعه بروایت عبدالله هاشم
📕توحید اسلام: شرک در لباس توحید
— نگاه ذن به اسلام و واسطهپرستی مفرط در آن
📺 شوکهکندهترین آیات دربارۀ شرک
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
.
#نقد_ادیان #یهودیت #نقد_یهودیت #بایبل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 خدا یا انسان: چه کسی خالق دیگری است؟ (+) . #نقد_ادیان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📺 میلیاردها مسیحی بهزودی گردنشان زدهخواهد شد!
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📻 عیسی مسیح
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
📺«همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
.#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
(۱/۲)
🔶 نفوذ آیین میترا در مسیحیت
— ریشههای ایرانی اعتقادات ماوراطبیعه در ادیان توحیدی
این گزارش به بررسی این ایده میپردازد که اصول بنیادین ماوراطبیعه در ادیان توحیدی (یهودیت، مسیحیت و اسلام)، نه به صورت واقعیتهای الهی و ابدی، بلکه طی فرآیندهای تاریخی و به دنبال تأثیرپذیری از ادیان ایرانی، بهویژه آیین میترا و فرجامشناسی مزدایی، شکل گرفتهاند.
۱. فقدان اصول ماوراطبیعه در تورات اولیه
جهان ماوراطبیعه در مذاهب توحیدی بر ضوابطی مشترک چون بقای روح آدمیان در دنیایی دیگر، رستاخیز مردگان در روزی به نام قیامت، سنجش ثواب و گناه در ترازوی حساب، و پاداش ابدی در بهشت یا دوزخ متکی است. مسیحیان و مسلمانان عقیده داشتند که این اصول نظیر آنچه به موسی و عیسی وحی شده بود، به پیامبر اسلام نیز وحی شده است. با این حال، محققان متذکر شدهاند که در هیچ یک از کتابهای پنجگانه اصیل عهد عتیق، یعنی قدیمیترین و معتبرترین بخش آن که تورات نام دارد، نه تنها به هیچکدام از این اصول اشاره نشده، بلکه نه از ابدیت روح سخنی به میان آمده و نه از وجود دنیای پس از مرگ.
۲. گسترش و نفوذ آیین میترا در امپراتوری روم
آیین ایرانی مهر یا میترا حدود یک قرن پیش از تولد مسیح به امپراتوری روم راه یافت و اندکی بعد برای بیش از سه قرن به صورت آیین رسمی امپراتوران رومی درآمد، و در تمام تاریخ امپراتوریهای یونان و روم چنین موردی منحصر به فرد بود. به نوشته فرانس کمون، پرستش مهر (خدای بزرگ ایرانی) مانند یک فتیله باروت در کوتاه مدتی از شرق تا غرب امپراتوری پهناور روم گسترش یافت، به طوری که مهرابههای بیشماری در سراسر آفریقای شمالی، از رودوب تا اقیانوس اطلس و از رومانی تا جبلطارق سربراشتند. میترا در آیین دوران پیش از زرتشت، خدای روشنایی، دادگستری، وفا به عهد و پیمان، دوستی، باروری و پیروزی شمرده میشد. در دوران 500 ساله حکومت اشکانیان، آیین مهر آیین رسمی امپراتوری ایران بود و لژیونهای رومی که با پارتها (اشکانیان) میجنگیدند، این آیین ایرانی را با خود به امپراتوری روم بردند.
امپراتور دوم روم، کمودیوس، رسماً آیین میترایی را پذیرفت. در سال 274 میلادی، امپراتور آورلیانوس این آیین را آیین رسمی امپراتوری اعلام کرد. در دوران کلیسیانوس، میترا عنوان خدای حامی امپراتوری روم را گرفت و از آن پس «میترا خورشید شکستناپذیر» نامیده شد. مهرابه اصلی میترا (میتراوم) در مقدسترین محل شهر و امپراتوری روم، یعنی تپه کاپیتول، ساخته شد و این امتیازی بود که قبل و بعد از آن به هیچ مذهب دیگری داده نشده بود. در حال حاضر بقایای چندصد معبد مهر در سرزمینهای مختلف امپراتوری باستانی روم (شامل بیش از بیست کشور) به چشم میخورد. پرستش میترا که از قرن اول پیش از میلاد مسیح در رم شروع شده بود، تا سده چهارم میلادی ادامه داشت.
۳. انتقال سنتهای میترایی به مسیحیت
پس از آنکه کنستانتین در سده چهارم میلادی مسیحیت نوخواسته را آیین رسمی امپراتوری اعلام کرد، کلیسا دریافت که نمیتواند بر نفوذ 400 ساله میتراییسم خاتمه دهد و در نهایت کوشید به جای جنگیدن، با آن به تعامل روی آورد و سنتهای شناخته شده و آشنای میترایی را به مسیحیت منتقل کند. آیین ایرانی میترا تقریباً در تمام جهات الگوی مسیحیت قرار گرفته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
(۱/۲)
🔶 نفوذ آیین میترا در مسیحیت
— ریشههای ایرانی اعتقادات ماوراطبیعه در ادیان توحیدی
این گزارش به بررسی این ایده میپردازد که اصول بنیادین ماوراطبیعه در ادیان توحیدی (یهودیت، مسیحیت و اسلام)، نه به صورت واقعیتهای الهی و ابدی، بلکه طی فرآیندهای تاریخی و به دنبال تأثیرپذیری از ادیان ایرانی، بهویژه آیین میترا و فرجامشناسی مزدایی، شکل گرفتهاند.
۱. فقدان اصول ماوراطبیعه در تورات اولیه
جهان ماوراطبیعه در مذاهب توحیدی بر ضوابطی مشترک چون بقای روح آدمیان در دنیایی دیگر، رستاخیز مردگان در روزی به نام قیامت، سنجش ثواب و گناه در ترازوی حساب، و پاداش ابدی در بهشت یا دوزخ متکی است. مسیحیان و مسلمانان عقیده داشتند که این اصول نظیر آنچه به موسی و عیسی وحی شده بود، به پیامبر اسلام نیز وحی شده است. با این حال، محققان متذکر شدهاند که در هیچ یک از کتابهای پنجگانه اصیل عهد عتیق، یعنی قدیمیترین و معتبرترین بخش آن که تورات نام دارد، نه تنها به هیچکدام از این اصول اشاره نشده، بلکه نه از ابدیت روح سخنی به میان آمده و نه از وجود دنیای پس از مرگ.
۲. گسترش و نفوذ آیین میترا در امپراتوری روم
آیین ایرانی مهر یا میترا حدود یک قرن پیش از تولد مسیح به امپراتوری روم راه یافت و اندکی بعد برای بیش از سه قرن به صورت آیین رسمی امپراتوران رومی درآمد، و در تمام تاریخ امپراتوریهای یونان و روم چنین موردی منحصر به فرد بود. به نوشته فرانس کمون، پرستش مهر (خدای بزرگ ایرانی) مانند یک فتیله باروت در کوتاه مدتی از شرق تا غرب امپراتوری پهناور روم گسترش یافت، به طوری که مهرابههای بیشماری در سراسر آفریقای شمالی، از رودوب تا اقیانوس اطلس و از رومانی تا جبلطارق سربراشتند. میترا در آیین دوران پیش از زرتشت، خدای روشنایی، دادگستری، وفا به عهد و پیمان، دوستی، باروری و پیروزی شمرده میشد. در دوران 500 ساله حکومت اشکانیان، آیین مهر آیین رسمی امپراتوری ایران بود و لژیونهای رومی که با پارتها (اشکانیان) میجنگیدند، این آیین ایرانی را با خود به امپراتوری روم بردند.
امپراتور دوم روم، کمودیوس، رسماً آیین میترایی را پذیرفت. در سال 274 میلادی، امپراتور آورلیانوس این آیین را آیین رسمی امپراتوری اعلام کرد. در دوران کلیسیانوس، میترا عنوان خدای حامی امپراتوری روم را گرفت و از آن پس «میترا خورشید شکستناپذیر» نامیده شد. مهرابه اصلی میترا (میتراوم) در مقدسترین محل شهر و امپراتوری روم، یعنی تپه کاپیتول، ساخته شد و این امتیازی بود که قبل و بعد از آن به هیچ مذهب دیگری داده نشده بود. در حال حاضر بقایای چندصد معبد مهر در سرزمینهای مختلف امپراتوری باستانی روم (شامل بیش از بیست کشور) به چشم میخورد. پرستش میترا که از قرن اول پیش از میلاد مسیح در رم شروع شده بود، تا سده چهارم میلادی ادامه داشت.
۳. انتقال سنتهای میترایی به مسیحیت
پس از آنکه کنستانتین در سده چهارم میلادی مسیحیت نوخواسته را آیین رسمی امپراتوری اعلام کرد، کلیسا دریافت که نمیتواند بر نفوذ 400 ساله میتراییسم خاتمه دهد و در نهایت کوشید به جای جنگیدن، با آن به تعامل روی آورد و سنتهای شناخته شده و آشنای میترایی را به مسیحیت منتقل کند. آیین ایرانی میترا تقریباً در تمام جهات الگوی مسیحیت قرار گرفته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
(۲/۲)
* زادروز عیسی: رومیان پس از گرویدن به مسیحیت تا 300 سال روز مشخصی را برای تولد عیسی مسیح نمیشناختند. کلیسا تنها در سال 325 میلادی در شورای کلیسای کاتولیک تصمیم گرفت تا جشن تولد مهر یا میترا، یعنی روز 25 دسامبر را به عنوان زادروز عیسی بپذیرد. دلیل این انتخاب، تاریخی بود؛ زیرا در این روز، خورشید از پایینترین حد پاییزی خود آهنگ بالا رفتن میکرد و طول روزها تا به جشن آغاز بهار ادامه مییافت.
* روز مقدس هفته: روز مقدس هفتگی میترا، یعنی روز خورشید (Sunday) روز مقدس هفتگی مسیحیان تعیین شد و کلیسا آن را روز خداوند نامید، هرچند که اصطلاح دوران میترایی آن (روز خورشید) هنوز در زبان انگلیسی و آلمانی باقی مانده است.
* سنتهای کریسمس: بابانوئل با لباس و کلاه موبدان، و همچنین برپا داشتن درخت کاج و ستاره بالای آن در ایام کریسمس، همگی یادآور آیین میتراییسم است.
* اسطوره تولد از باکره: اسطوره تولد عیسی از مادری باکره در یک طویله، عیناً همان اسطوره تولد میترا از مادری باکره در درون یک غار است. سرود مقدس میترایی که جمله «امروز نجاتبخشی برای شما از مادری باکره زاییده شده است» را شامل میشد، عیناً مورد اقتباس انجیل لوقا قرار گرفته است (انجیل لوقا باب دوم بند 11).
* شعائر دینی: رسم تعمید و همچنین رسم عشای ربانی (خوردن شراب و نان مقدس برای آمیختن با خون و گوشت مسیح) به طور کامل از سنتهای مذهبی میترایی گرفته شده است.
* تثلیث: مسئله تثلیث مسیحی (ترکیب پدر و پسر و روحالقدس) در هیچ یک از انجیلها مطرح نشده است و حتی پولس نیز در رسالههای خود در عهد جدید از تثلیث سخن نگفته است. اساساً تا سده پنجم میلادی، مسئله تثلیث جزو اعتقادات اصولی سران کلیسای کاتولیک نبوده است.
۴. میراث فرجامشناسی مزدایی در ادیان ابراهیمی
تاریخ باستانی قوم یهود نشان میدهد که در سال 587 پیش از میلاد، یهودیان توسط بختالنصر به بابل کوچ داده شدند. این اسارت حدود نیم قرن، یعنی تا سال 539 پیش از میلاد ادامه یافت. کوروش هخامنشی در این سال فرمان آزادی آنها را صادر کرد و سرزمین اسرائیل به صورت یکی از استانهای شاهنشاهی هخامنشی درآمد. یهودیان در دوران اسارت و 200 سال بعد از آن با اعتقادات زرتشتی آشنا شدند.
* انتقال مفاهیم: تقریباً همه برداشتهای ماوراطبیعه تورات، انجیل و قرآن در زمینه بقای روح و جهان دیگر، سنجش اعمال آدمیان در روز رستاخیز و کیفر و پاداش در بهشت یا دوزخ، و همچنین درباره شیطان یا فرشتگان، مستقیماً از فرجامشناسی مزدایی ایران دوران هخامنشی وارد متون دینی شده است.
* ظهور مفاهیم کلیدی: به همین دلیل، تنها از قرن ششم پیش از میلاد مسیح به بعد است که میتوان در کتاب مقدس، نشانههایی از شیطان، فرشتگان و بهشت و دوزخ یافت. نام شیطان یا اهریمن برای نخستین بار در تورات در کتاب ایوب (باب اول بند ششم) دیده میشود که در سده پنجم پیش از میلاد نوشته شده است. نام جبرئیل و میکائیل برای نخستین بار در کتاب دانیال اشاره شده که تألیف آن مربوط به سده سوم پیش از میلاد است.
* رستاخیز و ترازوی حساب: نخستین اشاره به رستاخیز مردگان و روز حساب در تورات (کتاب اشعیای نبی باب بیست و ششم بند 19 و کتاب مکابیان باب هفتم بندهای 9 و 14) در همان دوران هخامنشی نوشته شدهاند.
* دیدگاه روانشناسی: زیگمونت فروید اعتراف میکند که در اعتقادات اولیه یهودی، موضوع بقای روح به کلی ناشناخته بود و این پندار تنها پس از تماس با آیین پارسی در آن راه یافت.
* میراث ساسانیان: رومن گریشمن متذکر شده است که نفوذ اندیشههای مذهبی ایرانی در زمان ساسانی به مرزهای شرق و غرب گسترش یافت. مهمترین وارث فکری ایران ساسانی، اسلام بود که به هر جا رفت، آثار فکری و اندیشه و هنر ساسانی را با خود همراه برد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسرار پنهان ۲۰۰۰ ساله کلیسا (+)
(۲/۲)
* زادروز عیسی: رومیان پس از گرویدن به مسیحیت تا 300 سال روز مشخصی را برای تولد عیسی مسیح نمیشناختند. کلیسا تنها در سال 325 میلادی در شورای کلیسای کاتولیک تصمیم گرفت تا جشن تولد مهر یا میترا، یعنی روز 25 دسامبر را به عنوان زادروز عیسی بپذیرد. دلیل این انتخاب، تاریخی بود؛ زیرا در این روز، خورشید از پایینترین حد پاییزی خود آهنگ بالا رفتن میکرد و طول روزها تا به جشن آغاز بهار ادامه مییافت.
* روز مقدس هفته: روز مقدس هفتگی میترا، یعنی روز خورشید (Sunday) روز مقدس هفتگی مسیحیان تعیین شد و کلیسا آن را روز خداوند نامید، هرچند که اصطلاح دوران میترایی آن (روز خورشید) هنوز در زبان انگلیسی و آلمانی باقی مانده است.
* سنتهای کریسمس: بابانوئل با لباس و کلاه موبدان، و همچنین برپا داشتن درخت کاج و ستاره بالای آن در ایام کریسمس، همگی یادآور آیین میتراییسم است.
* اسطوره تولد از باکره: اسطوره تولد عیسی از مادری باکره در یک طویله، عیناً همان اسطوره تولد میترا از مادری باکره در درون یک غار است. سرود مقدس میترایی که جمله «امروز نجاتبخشی برای شما از مادری باکره زاییده شده است» را شامل میشد، عیناً مورد اقتباس انجیل لوقا قرار گرفته است (انجیل لوقا باب دوم بند 11).
* شعائر دینی: رسم تعمید و همچنین رسم عشای ربانی (خوردن شراب و نان مقدس برای آمیختن با خون و گوشت مسیح) به طور کامل از سنتهای مذهبی میترایی گرفته شده است.
* تثلیث: مسئله تثلیث مسیحی (ترکیب پدر و پسر و روحالقدس) در هیچ یک از انجیلها مطرح نشده است و حتی پولس نیز در رسالههای خود در عهد جدید از تثلیث سخن نگفته است. اساساً تا سده پنجم میلادی، مسئله تثلیث جزو اعتقادات اصولی سران کلیسای کاتولیک نبوده است.
۴. میراث فرجامشناسی مزدایی در ادیان ابراهیمی
تاریخ باستانی قوم یهود نشان میدهد که در سال 587 پیش از میلاد، یهودیان توسط بختالنصر به بابل کوچ داده شدند. این اسارت حدود نیم قرن، یعنی تا سال 539 پیش از میلاد ادامه یافت. کوروش هخامنشی در این سال فرمان آزادی آنها را صادر کرد و سرزمین اسرائیل به صورت یکی از استانهای شاهنشاهی هخامنشی درآمد. یهودیان در دوران اسارت و 200 سال بعد از آن با اعتقادات زرتشتی آشنا شدند.
* انتقال مفاهیم: تقریباً همه برداشتهای ماوراطبیعه تورات، انجیل و قرآن در زمینه بقای روح و جهان دیگر، سنجش اعمال آدمیان در روز رستاخیز و کیفر و پاداش در بهشت یا دوزخ، و همچنین درباره شیطان یا فرشتگان، مستقیماً از فرجامشناسی مزدایی ایران دوران هخامنشی وارد متون دینی شده است.
* ظهور مفاهیم کلیدی: به همین دلیل، تنها از قرن ششم پیش از میلاد مسیح به بعد است که میتوان در کتاب مقدس، نشانههایی از شیطان، فرشتگان و بهشت و دوزخ یافت. نام شیطان یا اهریمن برای نخستین بار در تورات در کتاب ایوب (باب اول بند ششم) دیده میشود که در سده پنجم پیش از میلاد نوشته شده است. نام جبرئیل و میکائیل برای نخستین بار در کتاب دانیال اشاره شده که تألیف آن مربوط به سده سوم پیش از میلاد است.
* رستاخیز و ترازوی حساب: نخستین اشاره به رستاخیز مردگان و روز حساب در تورات (کتاب اشعیای نبی باب بیست و ششم بند 19 و کتاب مکابیان باب هفتم بندهای 9 و 14) در همان دوران هخامنشی نوشته شدهاند.
* دیدگاه روانشناسی: زیگمونت فروید اعتراف میکند که در اعتقادات اولیه یهودی، موضوع بقای روح به کلی ناشناخته بود و این پندار تنها پس از تماس با آیین پارسی در آن راه یافت.
* میراث ساسانیان: رومن گریشمن متذکر شده است که نفوذ اندیشههای مذهبی ایرانی در زمان ساسانی به مرزهای شرق و غرب گسترش یافت. مهمترین وارث فکری ایران ساسانی، اسلام بود که به هر جا رفت، آثار فکری و اندیشه و هنر ساسانی را با خود همراه برد.
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📺 میلیاردها مسیحی بهزودی گردنشان زدهخواهد شد!
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 رستگارشدگان ربوده خواهند شد!
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📻 عیسی مسیح
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
📺«همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
.#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
✡️ 🕋 تورات و «کعبۀ ابراهیمی» [نه کعبۀ متاخر]
🍂 مسئلۀ جایگاه کعبهٔ ابراهیمی یا «بیتالله» در سنتهای سامی، یکی از مباحث مهم «جغرافیای مقدس» است. روایتهای رایج، اورشلیم یا مکۀ کنونی را کانون اصلی قداست میدانند؛ اما شواهد توراتی نشان میدهد که «بیتالله نخستین» در جایی دیگر قرار داشته است.
🍂 بر اساس متون عبری، این مکان با نامهایی چون «بیتئیل»، «قادش»، «برّیۀ سینی»، و «وادی بَكّة» شناخته میشود و همواره در جوار اقوامی چون «اَدوم، مؤاب و عمالقه» ذکر شده است؛ یعنی در شمالغرب عربستان و جنوب اردن امروزی (شمال خلیج عقبه، نزدیک مدین باستانی).
🍂 در سفر پیدایش، ابراهیم مذبحی در کنار بیتئیل میسازد و یعقوب در همان مکان خواب نردبان را میبیند و آن را «خانهٔ خدا» مینامد. دفن راحیل نیز در همین حوالی روایت شده است. این گزارشها نشان میدهد که از همان آغاز، قداست بر موضعی خارج از اورشلیم و مکه کنونی (در حجاز جنوبی) متمرکز بوده است.
🍂 در اسفار خروج و اعداد، مسیر خروج بنیاسرائیل بهوضوح به شمال حجاز میرسد: ایلیم، رِفیدیم و قادش. در کوه حوریب/سینی، شریعت نازل میشود و موسى خیمۀ الاجتماع را بنا میکند. قدس الأقداس این خیمه با ابعاد مکعبی ساخته شد و تابوت عهد در آن قرار گرفت. این معماری قدسی، الگویی است که بعدها سلیمان در معبد اورشلیم تقلید کرد. اما در خود تورات، خیمه و بیتالله موسوی در مرز ادوم و مؤاب معرفی میشود، نه در فلسطین.
🍂 در عصر داوود و سلیمان نیز بیتالله همچنان کانون اصلی بود. آیینهای تاجگذاری طالوت و سلیمان در مجاورت بیتالله انجام شد. داوود نیز به آن دعا میکرد، هرچند به سبب جنگهای مرزی از رفتن به آنجا خودداری نمود. تنها پس از آن بود که سلیمان معبدی در اورشلیم بنا کرد و کوشید قداست را به آن منتقل کند. بدینسان، اورشلیم یک مرکز مستحدث و سیاسی–دینی بود، نه حرم اصیل.
🍂 مزامیر نیز از «وادی بَكّة» سخن میگوید: وادیای بیکشت و خشک که زائران از آن عبور میکنند. این وادی با گیاه بلسان پیوند دارد که در منابع با عنوان «بلسم مکّه» شناخته میشد و در غرب عربستان میرویید. چنین ویژگیها بهوضوح به منطقهای در شمال حجاز اشاره دارند.
🍂 از مجموع این شواهد توراتی، دوگانگی آشکاری بهدست میآید: بیت عتیق در شمال حجاز، که از زمان ابراهیم تا موسى و داوود فعال بود؛ و بیت مستحدث در اورشلیم، که سلیمان برای اهداف سیاسی ساخت.
🔺این نتیجه با یک فرضیهٔ مهم همراستا است که: کعبهٔ ابراهیمی و بلدالحرام واقعی در شمال حجاز قرار داشته و معبد اورشلیم و مکۀ کنونی (در حجاز جنوبی)، جایگزینهایی متأخر و سیاسی بودهاند.
@dinaznegahidigar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مسئلۀ جایگاه کعبهٔ ابراهیمی یا «بیتالله» در سنتهای سامی، یکی از مباحث مهم «جغرافیای مقدس» است. روایتهای رایج، اورشلیم یا مکۀ کنونی را کانون اصلی قداست میدانند؛ اما شواهد توراتی نشان میدهد که «بیتالله نخستین» در جایی دیگر قرار داشته است.
🍂 بر اساس متون عبری، این مکان با نامهایی چون «بیتئیل»، «قادش»، «برّیۀ سینی»، و «وادی بَكّة» شناخته میشود و همواره در جوار اقوامی چون «اَدوم، مؤاب و عمالقه» ذکر شده است؛ یعنی در شمالغرب عربستان و جنوب اردن امروزی (شمال خلیج عقبه، نزدیک مدین باستانی).
🍂 در سفر پیدایش، ابراهیم مذبحی در کنار بیتئیل میسازد و یعقوب در همان مکان خواب نردبان را میبیند و آن را «خانهٔ خدا» مینامد. دفن راحیل نیز در همین حوالی روایت شده است. این گزارشها نشان میدهد که از همان آغاز، قداست بر موضعی خارج از اورشلیم و مکه کنونی (در حجاز جنوبی) متمرکز بوده است.
🍂 در اسفار خروج و اعداد، مسیر خروج بنیاسرائیل بهوضوح به شمال حجاز میرسد: ایلیم، رِفیدیم و قادش. در کوه حوریب/سینی، شریعت نازل میشود و موسى خیمۀ الاجتماع را بنا میکند. قدس الأقداس این خیمه با ابعاد مکعبی ساخته شد و تابوت عهد در آن قرار گرفت. این معماری قدسی، الگویی است که بعدها سلیمان در معبد اورشلیم تقلید کرد. اما در خود تورات، خیمه و بیتالله موسوی در مرز ادوم و مؤاب معرفی میشود، نه در فلسطین.
🍂 در عصر داوود و سلیمان نیز بیتالله همچنان کانون اصلی بود. آیینهای تاجگذاری طالوت و سلیمان در مجاورت بیتالله انجام شد. داوود نیز به آن دعا میکرد، هرچند به سبب جنگهای مرزی از رفتن به آنجا خودداری نمود. تنها پس از آن بود که سلیمان معبدی در اورشلیم بنا کرد و کوشید قداست را به آن منتقل کند. بدینسان، اورشلیم یک مرکز مستحدث و سیاسی–دینی بود، نه حرم اصیل.
🍂 مزامیر نیز از «وادی بَكّة» سخن میگوید: وادیای بیکشت و خشک که زائران از آن عبور میکنند. این وادی با گیاه بلسان پیوند دارد که در منابع با عنوان «بلسم مکّه» شناخته میشد و در غرب عربستان میرویید. چنین ویژگیها بهوضوح به منطقهای در شمال حجاز اشاره دارند.
🍂 از مجموع این شواهد توراتی، دوگانگی آشکاری بهدست میآید: بیت عتیق در شمال حجاز، که از زمان ابراهیم تا موسى و داوود فعال بود؛ و بیت مستحدث در اورشلیم، که سلیمان برای اهداف سیاسی ساخت.
🔺این نتیجه با یک فرضیهٔ مهم همراستا است که: کعبهٔ ابراهیمی و بلدالحرام واقعی در شمال حجاز قرار داشته و معبد اورشلیم و مکۀ کنونی (در حجاز جنوبی)، جایگزینهایی متأخر و سیاسی بودهاند.
@dinaznegahidigar
🔻کعبه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📺 بنای کعبه توسط ابراهیم؟!
📕قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📺 مکه یا بکه؟
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📕از بکه تا مکه
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin