Telegram
نقدآگین
📺 عقل در برابر وحی
— کالبدشکافی نقدهای الوراق به اسلام
فیلسوف مطرود ابوعیسی محمد بن هارون الوراق، متفکر و پژوهشگری بود که در قرن نهم میلادی میزیست. او نه تنها یک منتقد، بلکه استاد و مربی ابن راوندی (دیگر ملحد مشهور تاریخ) بود. اگرچه اکثر آثارش به دلیل اتهام زندقه و کفر سوزانده شده است، اما آنچه از طریق ردیههای معاصرانش به ما رسیده، تصویرگر ذهنی است که هیچ پیشفرضی را بدون عبور از فیلتر عقل نمیپذیرد. او اسلام را «آیین سادهلوحان» مینامید و معتقد بود آیات آن آمیختهای از اساطیر کهن است.
۱. چالش نبوت و بینیازی از وحی
یکی از بنیادیترین نقدهای الوراق به ضرورت وجود پیامبران بازمیگردد. او بر این باور بود که:
* کفایت عقل:
اگر مفاهیمی مانند رحمت، بخشش و عدالت برای انسانها به عنوان «خیر» قابل درک هستند، عقل به تنهایی برای شناخت آنها کافی است و نیازی به فرستادهای از آسمان نیست.
* پیشگویی یا حدس؟
او قدرت پیشگویی پیامبر را به چالش میکشید و معتقد بود آنچه معجزه خوانده میشود، یا حدسهایی موفق بر اساس تحلیل شرایط بوده و یا نقل رویدادهای تاریخی است که پیامبر از طریق شنیدن یا خواندن تورات (که در شبهجزیره عربستان رایج بود) به آنها دست یافته است.
۲. نقد ساختاری و زبانی قرآن
الوراق برخلاف باور عمومی مسلمانان، قرآن را دارای اعجاز بیانی نمیدانست. او معتقد بود:
* فقدان بلاغت:
از نظر او قرآن متنی است گسسته و فاقد انسجام که در بسیاری از بخشها فهم آن دشوار است. او میپرسید:
* اشتباهات محتوایی:
او مدعی وجود خطاهای دستوری، جغرافیایی و تاریخی در متن بود و معتقد بود اشعار جاهلی عرب از نظر فصاحت بر قرآن برتری دارند.
* ناکارآمدی حروف مقطعه:
او وجود حروف مقطعه در ابتدای سورهها را که سودی برای هدایت بشر ندارند، دلیلی بر غیرالهی بودن متن میدانست.
۳. تضادهای منطقی در الهیات و معجزات
الوراق با نگاهی شکاکانه به رویدادهای صدر اسلام مینگرد:
* معمای معجزات نادیده:
او معجزه «اسراء و معراج» را رد میکرد؛ چراکه معتقد بود معجزه باید در برابر دیدگان همگان رخ دهد تا حجت باشد، نه در خلوت و بدون شاهد.
* تناقض در نصرت الهی:
او میپرسید:
* عدالت الهی و قصه ثمود:
او داستان هلاکت قوم ثمود را به چالش میکشد؛ چگونه خدایی رحیم و عادل، یک ملت (شامل زنان و کودکان) را تنها به خاطر کشتن یک ناقه به کلی نابود میکند؟
۴. نقد مناسک و ریشههای بتپرستی
بخش بزرگی از نقدهای ابوعیسی به مناسک حج اختصاص دارد. او معتقد بود:
* تقلید از آیینهای هندی:
او مناسکی مانند تراشیدن سر و پوشیدن لباس احرام را مشابه سنتهای راهبان هندی میدانست.
* بقای بتپرستی:
از نظر او، طواف دور کعبه و بوسیدن سنگ سیاه (حجرالاسود)، استمرار همان سنتهای جاهلی است که در آن سنگها را مقدس میشمردند.
او به سخن عمر بن خطاب استناد میکند که خطاب به حجرالاسود گفت:
الوراق این را نشانه عدم اقناع باطنی حتی در میان بزرگان صحابه نسبت به این رفتارهای بتپراستانهگونه میدانست.
۵. بنبست ترجمه و ادعای جهانی
الوراق به یک نکته ظریف اشاره میکند:
او معتقد بود ترجمههای موجود، در واقع «تفسیر» هستند و بسیاری از واژگان (مانند واژههای مربوط به نکاح (فعل صریحِ عمل جنسی که به «ازدواج» ترجمه میشود) در ترجمه تلطیف یا تحریف میشوند تا از قبح آنها کاسته شود. این وابستگی زبانی، با ادعای جهانی بودن دین در تضاد است.
نتیجهگیری: میراث فکری الوراق
ابوعیسی الوراق نماینده جریانی است که عقل را برتر از هر متنی قرار میدهد. برای او، کتابهای علمی (مانند هندسه اقلیدس) به دلیل نفع واقعی برای بشریت، بسیار معجزهآساتر از متونی هستند که حاوی احکام قتال و تفرقه میان انسانها میباشند. اگرچه تاریخ رسمی او را زندیق خواند، اما پرسشهای او درباره زبان، منطق و ریشههای تاریخی دین، همچنان به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای تاریخ تفکر باقی مانده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— کالبدشکافی نقدهای الوراق به اسلام
فیلسوف مطرود ابوعیسی محمد بن هارون الوراق، متفکر و پژوهشگری بود که در قرن نهم میلادی میزیست. او نه تنها یک منتقد، بلکه استاد و مربی ابن راوندی (دیگر ملحد مشهور تاریخ) بود. اگرچه اکثر آثارش به دلیل اتهام زندقه و کفر سوزانده شده است، اما آنچه از طریق ردیههای معاصرانش به ما رسیده، تصویرگر ذهنی است که هیچ پیشفرضی را بدون عبور از فیلتر عقل نمیپذیرد. او اسلام را «آیین سادهلوحان» مینامید و معتقد بود آیات آن آمیختهای از اساطیر کهن است.
۱. چالش نبوت و بینیازی از وحی
یکی از بنیادیترین نقدهای الوراق به ضرورت وجود پیامبران بازمیگردد. او بر این باور بود که:
* کفایت عقل:
اگر مفاهیمی مانند رحمت، بخشش و عدالت برای انسانها به عنوان «خیر» قابل درک هستند، عقل به تنهایی برای شناخت آنها کافی است و نیازی به فرستادهای از آسمان نیست.
* پیشگویی یا حدس؟
او قدرت پیشگویی پیامبر را به چالش میکشید و معتقد بود آنچه معجزه خوانده میشود، یا حدسهایی موفق بر اساس تحلیل شرایط بوده و یا نقل رویدادهای تاریخی است که پیامبر از طریق شنیدن یا خواندن تورات (که در شبهجزیره عربستان رایج بود) به آنها دست یافته است.
۲. نقد ساختاری و زبانی قرآن
الوراق برخلاف باور عمومی مسلمانان، قرآن را دارای اعجاز بیانی نمیدانست. او معتقد بود:
* فقدان بلاغت:
از نظر او قرآن متنی است گسسته و فاقد انسجام که در بسیاری از بخشها فهم آن دشوار است. او میپرسید:
«اگر کتابی بلیغ است، چرا مفسران در فهم سادهترین آیات آن اینگونه دچار اختلاف شدهاند؟»
* اشتباهات محتوایی:
او مدعی وجود خطاهای دستوری، جغرافیایی و تاریخی در متن بود و معتقد بود اشعار جاهلی عرب از نظر فصاحت بر قرآن برتری دارند.
* ناکارآمدی حروف مقطعه:
او وجود حروف مقطعه در ابتدای سورهها را که سودی برای هدایت بشر ندارند، دلیلی بر غیرالهی بودن متن میدانست.
۳. تضادهای منطقی در الهیات و معجزات
الوراق با نگاهی شکاکانه به رویدادهای صدر اسلام مینگرد:
* معمای معجزات نادیده:
او معجزه «اسراء و معراج» را رد میکرد؛ چراکه معتقد بود معجزه باید در برابر دیدگان همگان رخ دهد تا حجت باشد، نه در خلوت و بدون شاهد.
* تناقض در نصرت الهی:
او میپرسید:
اگر ملائکه در جنگ بدر به یاری مسلمانان آمدند، چرا در جنگ احد که مسلمانان به شدت به کمک نیاز داشتند و شکست خوردند، خبری از آنها نبود؟
* عدالت الهی و قصه ثمود:
او داستان هلاکت قوم ثمود را به چالش میکشد؛ چگونه خدایی رحیم و عادل، یک ملت (شامل زنان و کودکان) را تنها به خاطر کشتن یک ناقه به کلی نابود میکند؟
۴. نقد مناسک و ریشههای بتپرستی
بخش بزرگی از نقدهای ابوعیسی به مناسک حج اختصاص دارد. او معتقد بود:
* تقلید از آیینهای هندی:
او مناسکی مانند تراشیدن سر و پوشیدن لباس احرام را مشابه سنتهای راهبان هندی میدانست.
* بقای بتپرستی:
از نظر او، طواف دور کعبه و بوسیدن سنگ سیاه (حجرالاسود)، استمرار همان سنتهای جاهلی است که در آن سنگها را مقدس میشمردند.
او به سخن عمر بن خطاب استناد میکند که خطاب به حجرالاسود گفت:
«میدانم که سنگی و سود و زیانی نداری...».
الوراق این را نشانه عدم اقناع باطنی حتی در میان بزرگان صحابه نسبت به این رفتارهای بتپراستانهگونه میدانست.
۵. بنبست ترجمه و ادعای جهانی
الوراق به یک نکته ظریف اشاره میکند:
اگر اسلام دینی جهانی است، چرا متن مقدس آن بشدت وابسته به زبان عربی است و عملاً غیرقابل ترجمه دقیق به زبانهای دیگر است؟
او معتقد بود ترجمههای موجود، در واقع «تفسیر» هستند و بسیاری از واژگان (مانند واژههای مربوط به نکاح (فعل صریحِ عمل جنسی که به «ازدواج» ترجمه میشود) در ترجمه تلطیف یا تحریف میشوند تا از قبح آنها کاسته شود. این وابستگی زبانی، با ادعای جهانی بودن دین در تضاد است.
نتیجهگیری: میراث فکری الوراق
ابوعیسی الوراق نماینده جریانی است که عقل را برتر از هر متنی قرار میدهد. برای او، کتابهای علمی (مانند هندسه اقلیدس) به دلیل نفع واقعی برای بشریت، بسیار معجزهآساتر از متونی هستند که حاوی احکام قتال و تفرقه میان انسانها میباشند. اگرچه تاریخ رسمی او را زندیق خواند، اما پرسشهای او درباره زبان، منطق و ریشههای تاریخی دین، همچنان به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای تاریخ تفکر باقی مانده است.
🔻کانال دانش تاریخی
📻 تاریخ مستند علیه قرآن
📺 انتقادات فارابی به قرآن و محمد
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
📺 مسیلمه کذاب کذاب بود؟
📺 نسبت محمد با ده فرمان
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📺 ناسزای ناموسی مقابل چالش منطقی
📺 طه حسین، خودکار قرمز و تصحیح قرآن
🔻سراج حیانی
📕چرا دور سنگ میچرخند؟
📻 ۱۵ روز تاخیر ۳ بار رفوزگی!
📻بدعت تعدد علیه حکمت تعهد
.
#نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔸#ابراهیم_یزدی عضو حزب «نهضت آزادی» و از چهرههای نزدیک به جریان «ملی - مذهبی»، و از مهرههای اصلی در شکلگیری جمهوری اسلامی بود. کسی که در مصاحبههایش از کشتن مخالفان و برخورد قاطع دفاع میکرد.
🔻او در مصاحبه با بی بی سی گفتهبود:
🔸یزدی در جایگاه قدرت، به حذف، اعدامهای شتابزده، سرکوب سیاسی و بستن فضای آزادی مشروعیت داد. اما وقتی نقش او تمام شد، توسط همان نظامی که در ساختنش سهیم بود، کنار گذاشته شد. رژیم خمینی او را ممنوعالخروج و ممنوعالفعالیت کرد و به حاشیه رانده شد. سرنوشت ایراهیم یزدی یادآور یک حقیقت است: خشونتطلبان در نظامهای دیکتاتوری، حتی اگر انقلابی هم باشند، تاریخ مصرف دارند.
🔸نکتۀ قابل توجه این است که حزب او تا امروز، در بسیاری مواضع کنار جمهوری اسلامی باقی ماندهاست: از بحث آرمان فلسطین که سرنوشت چند نسل از ایرانیان قربانی آن شد، تا شرکت در هر بیعتِ-انتخواباتِ مشروعیتبخشی به دیکتاتوری دینی، و هیچگاه در جنبشِ تحریمِ ایرانیان مشارکت و همراهی نجست، تا از نقشش در تثبیت یک دروغ و حماقتِ بزرگ و جنایاتِ تاریخی، تبری جوید.
🔻برای مطالعۀ دقیقتر دربارۀ ماهیتِ این حزب و چرایی عدمِ امکان جمع «باور به اسلام» و حمایت از دولتی تماما «سکولار»، این مقاله را بخوانید:
📕آزادی و «نهضت آزادی ایران»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻او در مصاحبه با بی بی سی گفتهبود:
«من برای کشتن مخالفان، از آمریکا و انگلستان تکتیرانداز استخدام میکنم، تا با یک گلوله در سرشان کشته شوند، نه ۱۰ - ۱۲ گلوله!».
🔸یزدی در جایگاه قدرت، به حذف، اعدامهای شتابزده، سرکوب سیاسی و بستن فضای آزادی مشروعیت داد. اما وقتی نقش او تمام شد، توسط همان نظامی که در ساختنش سهیم بود، کنار گذاشته شد. رژیم خمینی او را ممنوعالخروج و ممنوعالفعالیت کرد و به حاشیه رانده شد. سرنوشت ایراهیم یزدی یادآور یک حقیقت است: خشونتطلبان در نظامهای دیکتاتوری، حتی اگر انقلابی هم باشند، تاریخ مصرف دارند.
🔸نکتۀ قابل توجه این است که حزب او تا امروز، در بسیاری مواضع کنار جمهوری اسلامی باقی ماندهاست: از بحث آرمان فلسطین که سرنوشت چند نسل از ایرانیان قربانی آن شد، تا شرکت در هر بیعتِ-انتخواباتِ مشروعیتبخشی به دیکتاتوری دینی، و هیچگاه در جنبشِ تحریمِ ایرانیان مشارکت و همراهی نجست، تا از نقشش در تثبیت یک دروغ و حماقتِ بزرگ و جنایاتِ تاریخی، تبری جوید.
🔻برای مطالعۀ دقیقتر دربارۀ ماهیتِ این حزب و چرایی عدمِ امکان جمع «باور به اسلام» و حمایت از دولتی تماما «سکولار»، این مقاله را بخوانید:
📕آزادی و «نهضت آزادی ایران»
.
#آینه_تاریخ #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
هژیر داریوش مستند “ولی افتاد مشکلها” را در سال ۱۳۴۴ ساخت.
۶۰ سال پیش ... او مستند را با همکاری همسرش “گلی ترقی“ ساخت. نگاهی آوانگارد به مسائل جوانان ... حرفهایی ساختارشکن در روزگاری که سنت همچنان غلبه داشت ...
🔺روزگاری که هنوز حکومت و سیاست، «بهشت بردنِ ملت در پسا-مرگ» و «نجات فلسطین» و «محو اسرائیل» و «اخراج آمریکا» را وظیفه و هدفِ خود اعلام نکردهبود؛ گشتِ داعشیِ «ارشاد»، هزاران بار ایرانیان را بهشکل روزمره (بابتِ پوششی متفاوت از فرمانِ نائب امام زمان)، دچار تروما و تحقیر و تهوع از ایرانیبودن و تولد در این جغرافیای جهنمی نکردهبود، و وراجیِ شبانهروز دربارۀ حدِ پوششِ زنان و نسبتش با باران و خشکسالی و اختلاس، و اعدامهای فلهای بابت «سر موضع بودن» (آن هم از خودِ انقلابیونِ پر از باد و توهم و شعار) توسطِ «بارانِ رحمتِ انقلاب» (بقولِ «حاج فرج دباغ» یا همان دکتر عبدالکریم سروش)، رخ ندادهبود.
🔺دلار در آن سال، ۷.۵ تومان بود. جالب است بدانید که نرخ دلار از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۱ تقریباً روی همین رقم ثابت باقی ماند. این ثبات ناشی از سیاستهای ارزی آن زمان و تراز پرداختهای نسبتاً متوازن بود.
دهه ۴۰ شمسی در تاریخ اقتصادی ایران به "دهه رشد بدون تورم" معروف است.
🙂 نرخ تورم سال ۱۳۴۴: حدود ۰.۳٪ (تقریباً صفر).
🔺در واقع، در این سال قیمت کالاها و خدمات تقریباً هیچ افزایشی نسبت به سال قبل نداشت. برای درک بهتر، میانگین نرخ تورم در کل دهه ۴۰ شمسی تنها حدود ۱.۵٪ تا ۲٪ بود که در کنار رشد اقتصادی دو رقمی، یکی از درخشانترین دورههای ثبات قیمت در ایران را رقم زد.
🛒 قدرت خرید و مقایسه (مثالهای ملموس)
🔻برای اینکه بدانید با پول آن زمان چه میشد کرد:
حداقل دستمزد روزانه:
حدود ۶ تومان (۶۰ ریال) بود. (یعنی با دستمزد یک روز، تقریباً میشد ۱ دلار خرید).
یک کیلو گوشت گوسفند: حدود ۸ تا ۹ تومان.
یک قرص نان: حدود ۲ تا ۵ ریال.
🧐 چرا آن زمان تورم نبود؟
۱. انضباط مالی: دولت هزینههای خود را متناسب با درآمدها تنظیم میکرد.
۲. ثبات تولید: بخش کشاورزی و صنایع نوپا پاسخگوی نیاز بازار بودند.
۳. تثبیت نرخ ارز: ثابت ماندن دلار باعث میشد قیمت کالاهای وارداتی تغییر نکند.
📊 مقایسهی دقیقتر سال ۱۴۰۴ با ۱۳۴۴
۱. قدرت خرید دلار در جیب مردم 💵
در سال ۱۳۴۴، یک کارگر با حقوق ماهانه ۱۸۰ تومانیاش میتوانست ۲۴ دلار بخرد. اما امروز در آذر ۱۴۰۴، با حداقل حقوق حدود ۱۵ میلیون تومانی و دلار ۱۳۲ هزار تومانی، یک کارگر میتواند حدود ۱۱۳ دلار بخرد.
❗️اما فریب این عدد را نخورید!
چون ارزش خودِ دلار در بازار جهانی طی این ۶۰ سال افت کرده است. ۲۴ دلار در سال ۱۳۴۴ قدرتی معادل ۲۴۰ دلار امروز داشت. پس در واقعیت، توان خرید دلاری مردم در دهه چهل، بیش از ۲ برابر امروز بوده است.
⛽️🥩۲. بنزین و گوشت؛ ارزانتر از آب!
اگر بخواهیم قیمتهای سال ۱۳۴۴ را با ارزش دلار امروز (۱۳۲ هزار تومان) بسنجیم، نتایج عجیبی به دست میآید:
در سال ۴۴، قیمت هر لیتر بنزین فقط ۶ ریال بود. اگر آن قیمت را با نرخ دلار امروز معادلسازی کنیم، یعنی بنزین باید لیتری ۱۰,۵۰۰ تومان باشد تا با آن دوران برابری کند.
همچنین قیمت گوشت که ۹ تومان بود، با دلارِ امروز معادل ۱۵۸ هزار تومان میشود. اما میبینیم که در سال ۱۴۰۴ قیمت گوشت چندین برابر این عدد است؛ این یعنی تورم کالاها در ایران بسیار وحشیانهتر از رشد قیمت دلار بوده و سفره مردم به مراتب کوچکتر شده است.
🏠۳. فاجعهای به نام مسکن
در سال ۱۳۴۴، اجاره یک خانه متوسط حدود ۱۵۰ تومان بود که با دلار امروز میشود حدود ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان.
امروز پیدا کردن خانهای با این اجاره در شهرهای بزرگ غیرممکن است. در آن زمان، یک کارمند با پسانداز کردن بخشی از حقوقش در کمتر از ۱۰ سال صاحبخانه میشد، اما امروز در پایان سال ۲۰۲۵، با این حقوقها و قیمت مسکن، خرید خانه برای یک حقوقبگیر به یک رویای ۱۰۰ ساله تبدیل شده است.
📉 ۴. ثبات در برابر سقوط آزاد
بزرگترین تفاوت در "ثبات" است. در سال ۱۳۴۴ تورم نزدیک به صفر (۰.۳٪) بود؛ یعنی قیمت نان و گوشت در اول و آخر سال فرقی نداشت. اما در سال ۱۴۰۴، با دلار ۱۳۲ هزار تومانی، مردم با تورم بالای ۴۰ درصد دست و پنجه نرم میکنند؛ یعنی هر روز که از خواب بیدار میشوید، پول توی جیب شما ارزش کمتری نسبت به دیشب دارد.
📉💔 در واقع در سال ۱۳۴۴، ریال ایران یکی از معتبرترین ارزها بود که پشتوانهاش رشد واقعی اقتصاد بود، اما در ۱۴۰۴، اقتصاد کاملاً به نوسانات لحظهای دلار گره خورده است.
.
#آینه_تاریخ #مستند #سیاست #اقتصاد #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اصلاحپذیری: از نظامهای تکنوکرات تا حکومتهای ایدئولوژیک
✍🏻 #میلاد_روشنیپایان
🍂 اصلاحپذیری یک سیستم در درجهی نخست به سازوکار ایدئولوژیک و در درجهی بعد به میزان گسترش فساد سیستماتیک در آن وابسته است. اگر سیستمی فاقد این دو خصیصه باشد، حتی در صورت دیکتاتوری بودن، همواره قابل اصلاح است. در واقع، سیستمی که صرفاً به دنبال تکنوکراسی و رفاه شهروندان است و الگوهای ایدئولوژیکِ ازپیشتعیینشدهای برای تقابل با خواست مردم ندارد، حتی اگر در کوتاهمدت به شیوهای استبدادی اداره شود، نهتنها اصلاحپذیر است، بلکه از تغییرات نیز استقبال میکند؛ از این رو، سرنگونی چنین سیستمی نهتنها اقدامی غیرقانونی، بلکه غیرعقلانی است.
🍂 به همین دلیل، حتی اگر فرضِ «پنجاهوهفتیها» مبنی بر دیکتاتور بودن نظام شاهنشاهی را بپذیریم، آن ساختار در برابر درخواستهای اصلاحی بنبست ایجاد نکرده بود. هر دو طیف مارکسیست و اسلامیست که انقلاب ۵۷ را رقم زدند، بهخوبی میدانستند که یک نظام غیرایدئولوژیک و تکنوکرات، نسبت به اصلاحات گشوده است؛ در واقع، دلیلی وجود ندارد که چنین نظامی از پیشنهادهای پیشرو استقبال نکند. اما آن انقلابیون که پشت نقاب آزادی و دموکراسی پنهان میشدند، در پی انقلاب بودند چون قصد داشتند نظام ایدئولوژیک و اصلاحناپذیر خود را برپا کنند. آنها مجموعهای از باورهای غیرتجربی و مقدس داشتند که گمان میکردند برای تأسیس جامعهای سعادتمند باید اجرا شود؛ چه مردم بخواهند و چه نخواهند.
🍂 از نظر آنان، مردم موجوداتی صِرفاً تجربی هستند که نباید ایدههای ماهیتاً غیرتجربی/عقلانی یا مقدس را رد کنند. بنابراین، وقتی بر اساس محاسبات ایدئولوژیک امری موجب «سعادت» تلقی شود، فارغ از خواست عمومی باید به اجرا درآید. اگر مردم در برابر چنین ارادهای بایستند، در اصل مقابل ماهیت و فلسفهی وجودی دولت ایستادهاند. بیپروایی حکومتهای ایدئولوژیک در سرکوب و کشتار، ریشه در همین باور دارد.
🍂 اما در نظامهای غیرایدئولوژیک، دولت بر پایهی تقدسی ازپیشتعیینشده تأسیس نمیشود. در اینجا، دولت صرفاً بستر آزمون و خطا برای بهبود زیست اجتماعی مردم است؛ همان چیزی که در ادبیات لیبرالهای کلاسیک با عنوان «اصل جهانشمول عدالت» مبنای تأسیس حکومت تلقی میشود. این حکومتها تنها زمانی دست به سرکوب یا درجاتی از دیکتاتوری میزنند که گمان کنند بخشی از جامعه به دنبال براندازی برای تأسیس یک حکومت ایدئولوژیک است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #میلاد_روشنیپایان
🍂 اصلاحپذیری یک سیستم در درجهی نخست به سازوکار ایدئولوژیک و در درجهی بعد به میزان گسترش فساد سیستماتیک در آن وابسته است. اگر سیستمی فاقد این دو خصیصه باشد، حتی در صورت دیکتاتوری بودن، همواره قابل اصلاح است. در واقع، سیستمی که صرفاً به دنبال تکنوکراسی و رفاه شهروندان است و الگوهای ایدئولوژیکِ ازپیشتعیینشدهای برای تقابل با خواست مردم ندارد، حتی اگر در کوتاهمدت به شیوهای استبدادی اداره شود، نهتنها اصلاحپذیر است، بلکه از تغییرات نیز استقبال میکند؛ از این رو، سرنگونی چنین سیستمی نهتنها اقدامی غیرقانونی، بلکه غیرعقلانی است.
🍂 به همین دلیل، حتی اگر فرضِ «پنجاهوهفتیها» مبنی بر دیکتاتور بودن نظام شاهنشاهی را بپذیریم، آن ساختار در برابر درخواستهای اصلاحی بنبست ایجاد نکرده بود. هر دو طیف مارکسیست و اسلامیست که انقلاب ۵۷ را رقم زدند، بهخوبی میدانستند که یک نظام غیرایدئولوژیک و تکنوکرات، نسبت به اصلاحات گشوده است؛ در واقع، دلیلی وجود ندارد که چنین نظامی از پیشنهادهای پیشرو استقبال نکند. اما آن انقلابیون که پشت نقاب آزادی و دموکراسی پنهان میشدند، در پی انقلاب بودند چون قصد داشتند نظام ایدئولوژیک و اصلاحناپذیر خود را برپا کنند. آنها مجموعهای از باورهای غیرتجربی و مقدس داشتند که گمان میکردند برای تأسیس جامعهای سعادتمند باید اجرا شود؛ چه مردم بخواهند و چه نخواهند.
🍂 از نظر آنان، مردم موجوداتی صِرفاً تجربی هستند که نباید ایدههای ماهیتاً غیرتجربی/عقلانی یا مقدس را رد کنند. بنابراین، وقتی بر اساس محاسبات ایدئولوژیک امری موجب «سعادت» تلقی شود، فارغ از خواست عمومی باید به اجرا درآید. اگر مردم در برابر چنین ارادهای بایستند، در اصل مقابل ماهیت و فلسفهی وجودی دولت ایستادهاند. بیپروایی حکومتهای ایدئولوژیک در سرکوب و کشتار، ریشه در همین باور دارد.
🍂 اما در نظامهای غیرایدئولوژیک، دولت بر پایهی تقدسی ازپیشتعیینشده تأسیس نمیشود. در اینجا، دولت صرفاً بستر آزمون و خطا برای بهبود زیست اجتماعی مردم است؛ همان چیزی که در ادبیات لیبرالهای کلاسیک با عنوان «اصل جهانشمول عدالت» مبنای تأسیس حکومت تلقی میشود. این حکومتها تنها زمانی دست به سرکوب یا درجاتی از دیکتاتوری میزنند که گمان کنند بخشی از جامعه به دنبال براندازی برای تأسیس یک حکومت ایدئولوژیک است.
.
#آینه_تاریخ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin