This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نیروهای سرکوب اینگونه با خیال راحت، با اسلحههایی سنگین، در خیابان به ملت آتش گشودند. در تصویر واضح است که هیچ تبادلِ آتشی هم در میان نیست و فرد با خیال راحت و یکسویه به سویِ سمت دیگر تیراندازی میکند. با اینحال، هنوز محور-مقاومتیها شرم ندارند که بگویند گلولههای موساد و بقیه، از پشت(!) ملت را کشته!
🔸اگر چنین قصهی شاخداری راست بود، پزشکی قانونی میتوانست تکتک جسدها را تشریح کند که با چه گلولههایی و از کدام سمت کشته شدهاست و اطلاعرسانی مورد به مورد کند.
🔸ایضا، اگر چنین دروغ بزرگی راست بود، جدا از استیضاح وزارتهای مربوطه، باید پزشکیان و فرمانده کل قوا هم عزل میشد! و پس از آن، در مقابل حمله آشکار بیگانه به کشور و قتلعامی بهاندازهی یک غزه از ایرانیان در طی فقط ۲ روز، وعدهی صادق ۳ اجرا میشد و انتقامی معادل از هر بیگانهای که دست داشته، گرفته میشد!
🔸دشمن ملت ایران فقط ج.ا نیست، حامیان محورمقاومتیاش و روشنفکریِدینیای که در بزنگاهها، در پناهِ امنیت و آزادیِ آمریکا و اروپا، به یاریِ نیروهای وحشیِ سرکوبگر میآیند نیز همان نقش را ایفا میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اگر چنین قصهی شاخداری راست بود، پزشکی قانونی میتوانست تکتک جسدها را تشریح کند که با چه گلولههایی و از کدام سمت کشته شدهاست و اطلاعرسانی مورد به مورد کند.
🔸ایضا، اگر چنین دروغ بزرگی راست بود، جدا از استیضاح وزارتهای مربوطه، باید پزشکیان و فرمانده کل قوا هم عزل میشد! و پس از آن، در مقابل حمله آشکار بیگانه به کشور و قتلعامی بهاندازهی یک غزه از ایرانیان در طی فقط ۲ روز، وعدهی صادق ۳ اجرا میشد و انتقامی معادل از هر بیگانهای که دست داشته، گرفته میشد!
🔸دشمن ملت ایران فقط ج.ا نیست، حامیان محورمقاومتیاش و روشنفکریِدینیای که در بزنگاهها، در پناهِ امنیت و آزادیِ آمریکا و اروپا، به یاریِ نیروهای وحشیِ سرکوبگر میآیند نیز همان نقش را ایفا میکنند.
.
#داعش_شیعی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه موشها، ۱۰ اسفند ۱۳۵۷
حیرتآور نسلیست که در ۵۷ پشت چنین «ادیب سیاستشناسِ دموکراتِ جهاندیده»ای رفت، و امروز، صبحوشام در حالِ براندازیِ پهلویست (نه مبارزه با حکومتِ داعشیِ آخوند شیعه که صرفا در ۲ روز میتواند ۵۰ هزار نفر را بکشد!)، و بابت هر فعل و عدمِ فعلِ او، به او یک دوجین صفت چون «فاشیست و بیاراده» و... نسبت میدهد.
من ابدا نمیخواهم ضعفهای متعدد رضا را انکار کنم. اما دقیقا کدام شخص در اپوزیسیون هست که بری از ضعفهای مشابه و بدتر باشد؟ مساله اینجاست که حرکت از خمینی به رضا پهلوی، حداقل حرکت از قرن ۷ میلادی به قرن ۱۷ الی ۱۸ میلادیست! و این حرکتِ کوچکی برای جامعهی ایران نیست. نسلی که ذوب امامی بود با این سطح از ادبیات و فهم، حق ندارد جامعهای که دهها گام جلوتر از او رفته، و بطور موقت حول کسی جمع شده را زیر سوال ببرد.
ما نباید اسیر ایدهآلیسم شویم و انفعالی که اصلاحطلبان و ۵۷یها بدان دامن میزنند، اسیرمان کند. نقدِ بیامان پهلوی آری، ولی انکارِ این حرکتِ رو به جلو، و ابلهانه میان امروز و ۵۷ مشابهت برقرار کردن نه؛ ایدهآلگرایی و ندیدنِ بضاعتها و محدودیتهای پرشمار جامعه و اپوزیسیون نه!
حیرتآور نسلیست که در ۵۷ پشت چنین «ادیب سیاستشناسِ دموکراتِ جهاندیده»ای رفت، و امروز، صبحوشام در حالِ براندازیِ پهلویست (نه مبارزه با حکومتِ داعشیِ آخوند شیعه که صرفا در ۲ روز میتواند ۵۰ هزار نفر را بکشد!)، و بابت هر فعل و عدمِ فعلِ او، به او یک دوجین صفت چون «فاشیست و بیاراده» و... نسبت میدهد.
من ابدا نمیخواهم ضعفهای متعدد رضا را انکار کنم. اما دقیقا کدام شخص در اپوزیسیون هست که بری از ضعفهای مشابه و بدتر باشد؟ مساله اینجاست که حرکت از خمینی به رضا پهلوی، حداقل حرکت از قرن ۷ میلادی به قرن ۱۷ الی ۱۸ میلادیست! و این حرکتِ کوچکی برای جامعهی ایران نیست. نسلی که ذوب امامی بود با این سطح از ادبیات و فهم، حق ندارد جامعهای که دهها گام جلوتر از او رفته، و بطور موقت حول کسی جمع شده را زیر سوال ببرد.
ما نباید اسیر ایدهآلیسم شویم و انفعالی که اصلاحطلبان و ۵۷یها بدان دامن میزنند، اسیرمان کند. نقدِ بیامان پهلوی آری، ولی انکارِ این حرکتِ رو به جلو، و ابلهانه میان امروز و ۵۷ مشابهت برقرار کردن نه؛ ایدهآلگرایی و ندیدنِ بضاعتها و محدودیتهای پرشمار جامعه و اپوزیسیون نه!
فوری
🔸با تاخیری حیرتآور! یعنی باید ۳۶ تا ۵۰ هزار ایرانی سلاخی شوند در ۲ روز، تا تازه این تولهها به بیرون پرت شوند؟ آن هم صرفا مقامات ارشد؟
🔺این دقیقا کاری بود که باید اپوزیسیونِ خارجنشین مدتها قبل پیگیر میشد، و بهنظرم در این خصوص بسیار ضعیف و ناامیدکننده عمل کرد. چگونه است که کشوری حق سفارت داشتن در کشورِ ما را نداشتهباشد، آن هم بعد از رسواییِ تاریخیِ «اشغال سفارت»، و صبحوشام برایش طلب مرگ میکنند و پرچمش را آتش میزنند، بعد اعضایِ خانوادههای آن حکومت، حق تحصیل و سکونت و شهروندی در آن را داشتهباشند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وزارت امورخارجه آمریکا: فرزندان و اعضای خانواده مقامات رژیم جمهوری اسلامی را از آمریکا اخراج خواهیم کرد
«در حالی که مردم ایران به مبارزه برای حقوق اساسی خود ادامه میدهند، مارکو روبیو (وزیر امور خارجه) در این هفته اقداماتی را برای لغو امتیاز حضور مقامات ارشد ایرانی و اعضای خانواده آنها در ایالات متحده انجام داد. کسانی که از سرکوب وحشیانه رژیم ایران سود میبرند، شایسته نیستند که از سیستم مهاجرتی ما بهرهمند شوند.»
🔸با تاخیری حیرتآور! یعنی باید ۳۶ تا ۵۰ هزار ایرانی سلاخی شوند در ۲ روز، تا تازه این تولهها به بیرون پرت شوند؟ آن هم صرفا مقامات ارشد؟
🔺این دقیقا کاری بود که باید اپوزیسیونِ خارجنشین مدتها قبل پیگیر میشد، و بهنظرم در این خصوص بسیار ضعیف و ناامیدکننده عمل کرد. چگونه است که کشوری حق سفارت داشتن در کشورِ ما را نداشتهباشد، آن هم بعد از رسواییِ تاریخیِ «اشغال سفارت»، و صبحوشام برایش طلب مرگ میکنند و پرچمش را آتش میزنند، بعد اعضایِ خانوادههای آن حکومت، حق تحصیل و سکونت و شهروندی در آن را داشتهباشند؟
.
#داعش_شیعی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
52000-CHESHMA- 2026-01-28T142851.952.pdf
2.4 MB
📘فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید.
🔻این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه عددسازی و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ درحالیکه خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و درحالیکه آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیدهاست...
@Cheshmanews
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید.
🔻این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه عددسازی و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ درحالیکه خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و درحالیکه آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیدهاست...
@Cheshmanews
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕بیطرفی در زمان قتلعام؛ نامِ مؤدبانهی خیانت
✍️ قربان عباسی
امروز مسئله روشن است و جای ابهام ندارد. در برابر ما یک واقعیت عریان ایستاده: دولتی که بقای خود را با سرکوب سیستماتیک، شلیک به بدنهای بیدفاع و تبدیل خیابان به میدان شکار تثبیت میکند. در چنین صحنهای، هر سخن از «اما و اگر»، هر بازی با اعداد، و هر ژست اخلاقیِ بیهزینه، نه تحلیل است و نه احتیاط؛ همدستی است. دودوزهبازی، در لحظهای که خون هنوز گرم است، شکل نرمافزاریِ همان باتومی است که سختافزارش بر سر مردم فرود میآید.
چپهای استالینیِ امروز ـ این مومیاییهای فکری ـ هنوز در سردخانه تاریخ زندگی میکنند. زبانشان زبان قرن بیستم است، اما بدنهایی که امروز بر زمین میافتند متعلق به اکنوناند. اینان به جای مواجهه با واقعیت زنده، به کالبدشکافی عددیِ جنازهها مشغولاند: چند نفر؟ کجا؟ با چه منبعی؟ گویی اگر عدد به حد نصاب ذهنیشان نرسد، گلوله مشروع میشود. این نه شکگرایی معرفتی است و نه وسواس علمی؛ این انکار اخلاقی است. وقتی اصلِ جنایت بدیهی است، چانهزدن بر سر کمیت، همان تطهیر کیفیِ جنایت است.
گروه دیگری با ژست «میانهروی» ظاهر میشوند؛ یکی به میخ میزنند و یکی به نعل. در کلام، کشتار را محکوم میکنند، اما در عمل هر امکانی را که بتواند توازن قوا را علیه ماشین سرکوب تغییر دهد، «خیانت» مینامند. بدون ارائه هیچ راهحل عملی، بدون پذیرش هیچ هزینهای، بدون حضور در میدان. این اخلاقِ امنِ پشتمیزنشینی است؛ اخلاقی که تنها کارکردش شستن دستها در تشت واژگان است. وقتی مردمِ بیسلاح زیر آتشاند، مطالبه «پاکی مطلق» از قربانی، وقاحت نظری است.
امروز نمیتوان همزمان با رژیم کشتار بود و با قربانی. این دوگانه، منطقی و اخلاقی، غیرقابل جمع است. هرکس میکوشد این تضاد را با بازیهای لفظی حل کند، در حال پاککردن صورتمسئله است. استمداد مردمِ در محاصره از هر نیرویی که بتواند موازنه خشونت دولتی را برهم بزند، «دعوت از متجاوز» نیست؛ توصیف وضعیت اضطراری است. در سیاست، همانقدر که در پزشکی، وقتی بیمار در حال مرگ است، نسخههای آرمانیِ بلندمدت کنار میروند و اقدامِ فوری در اولویت قرار میگیرد. اخلاقِ وضعیت اضطراری، اخلاقِ انتخابهای سخت است، نه پناهگرفتن پشت کلیات انتزاعی.
دودوزهبازان از «استقلال» میگویند، اما استقلالِ گورستانی را تبلیغ میکنند. از «مردم» حرف میزنند، اما به مردم توصیه میکنند بمیرند تا روایتها خالص بماند. از «ضدامپریالیسم» سخن میرانند، اما بزرگترین امپریالیسمِ بالفعل ـ یعنی اشغال بدن و زندگی شهروند توسط دولت سرکوبگر ـ را نادیده میگیرند. این وارونگی مفهومی، اتفاقی نیست؛ مکانیسم دفاعیِ کسانی است که از تصمیم میترسند. بیتصمیمی را فضیلت مینامند تا ترس خود را اخلاقی جلوه دهند.
میانهبازی در لحظه جنایت، سیاست نیست؛ فرار است. سیاست یعنی تعیین صف، پذیرش پیامد، و ترجیح جانِ انسانِ اکنون بر سازگاریِ نظری. هر جریانی که مردم را به «صبر»، «خویشتنداری» و «خودبسندگیِ محض» فرامیخواند، بیآنکه ابزار عملیِ بقا ارائه دهد، در واقع به تداوم کشتار رأی میدهد. بیطرفی در موقعیت نامتقارن، دروغی آراسته است؛ چون بیطرفی فقط به نفع طرفِ مسلح عمل میکند.
این نقد تند است، چون وضعیت تند است. زبان نرم، واقعیت را نرم نمیکند. امروز معیار، شفاف است: یا با قربانیای که زیر آتش است میایستی، یا با ساختاری که آتش میریزد. هر راه سومی که وعده داده میشود، یا تعویق مسئولیت است یا بزک جنایت. تاریخ با دودوزهبازان مهربان نبوده است؛ نامشان نه در کنار آزادیخواهان که در حاشیه توجیهگران ثبت میشود.
سخن آخر ساده است و غیرقابل معامله: در زمان کشتار، میانه وجود ندارد. هر کس هنوز به دنبال «تعادل لفظی» است، عملاً توازن واقعی را به نفع سرکوب حفظ میکند. این نه تحلیل است، نه اخلاق؛ این شراکت است.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
امروز مسئله روشن است و جای ابهام ندارد. در برابر ما یک واقعیت عریان ایستاده: دولتی که بقای خود را با سرکوب سیستماتیک، شلیک به بدنهای بیدفاع و تبدیل خیابان به میدان شکار تثبیت میکند. در چنین صحنهای، هر سخن از «اما و اگر»، هر بازی با اعداد، و هر ژست اخلاقیِ بیهزینه، نه تحلیل است و نه احتیاط؛ همدستی است. دودوزهبازی، در لحظهای که خون هنوز گرم است، شکل نرمافزاریِ همان باتومی است که سختافزارش بر سر مردم فرود میآید.
چپهای استالینیِ امروز ـ این مومیاییهای فکری ـ هنوز در سردخانه تاریخ زندگی میکنند. زبانشان زبان قرن بیستم است، اما بدنهایی که امروز بر زمین میافتند متعلق به اکنوناند. اینان به جای مواجهه با واقعیت زنده، به کالبدشکافی عددیِ جنازهها مشغولاند: چند نفر؟ کجا؟ با چه منبعی؟ گویی اگر عدد به حد نصاب ذهنیشان نرسد، گلوله مشروع میشود. این نه شکگرایی معرفتی است و نه وسواس علمی؛ این انکار اخلاقی است. وقتی اصلِ جنایت بدیهی است، چانهزدن بر سر کمیت، همان تطهیر کیفیِ جنایت است.
گروه دیگری با ژست «میانهروی» ظاهر میشوند؛ یکی به میخ میزنند و یکی به نعل. در کلام، کشتار را محکوم میکنند، اما در عمل هر امکانی را که بتواند توازن قوا را علیه ماشین سرکوب تغییر دهد، «خیانت» مینامند. بدون ارائه هیچ راهحل عملی، بدون پذیرش هیچ هزینهای، بدون حضور در میدان. این اخلاقِ امنِ پشتمیزنشینی است؛ اخلاقی که تنها کارکردش شستن دستها در تشت واژگان است. وقتی مردمِ بیسلاح زیر آتشاند، مطالبه «پاکی مطلق» از قربانی، وقاحت نظری است.
امروز نمیتوان همزمان با رژیم کشتار بود و با قربانی. این دوگانه، منطقی و اخلاقی، غیرقابل جمع است. هرکس میکوشد این تضاد را با بازیهای لفظی حل کند، در حال پاککردن صورتمسئله است. استمداد مردمِ در محاصره از هر نیرویی که بتواند موازنه خشونت دولتی را برهم بزند، «دعوت از متجاوز» نیست؛ توصیف وضعیت اضطراری است. در سیاست، همانقدر که در پزشکی، وقتی بیمار در حال مرگ است، نسخههای آرمانیِ بلندمدت کنار میروند و اقدامِ فوری در اولویت قرار میگیرد. اخلاقِ وضعیت اضطراری، اخلاقِ انتخابهای سخت است، نه پناهگرفتن پشت کلیات انتزاعی.
دودوزهبازان از «استقلال» میگویند، اما استقلالِ گورستانی را تبلیغ میکنند. از «مردم» حرف میزنند، اما به مردم توصیه میکنند بمیرند تا روایتها خالص بماند. از «ضدامپریالیسم» سخن میرانند، اما بزرگترین امپریالیسمِ بالفعل ـ یعنی اشغال بدن و زندگی شهروند توسط دولت سرکوبگر ـ را نادیده میگیرند. این وارونگی مفهومی، اتفاقی نیست؛ مکانیسم دفاعیِ کسانی است که از تصمیم میترسند. بیتصمیمی را فضیلت مینامند تا ترس خود را اخلاقی جلوه دهند.
میانهبازی در لحظه جنایت، سیاست نیست؛ فرار است. سیاست یعنی تعیین صف، پذیرش پیامد، و ترجیح جانِ انسانِ اکنون بر سازگاریِ نظری. هر جریانی که مردم را به «صبر»، «خویشتنداری» و «خودبسندگیِ محض» فرامیخواند، بیآنکه ابزار عملیِ بقا ارائه دهد، در واقع به تداوم کشتار رأی میدهد. بیطرفی در موقعیت نامتقارن، دروغی آراسته است؛ چون بیطرفی فقط به نفع طرفِ مسلح عمل میکند.
این نقد تند است، چون وضعیت تند است. زبان نرم، واقعیت را نرم نمیکند. امروز معیار، شفاف است: یا با قربانیای که زیر آتش است میایستی، یا با ساختاری که آتش میریزد. هر راه سومی که وعده داده میشود، یا تعویق مسئولیت است یا بزک جنایت. تاریخ با دودوزهبازان مهربان نبوده است؛ نامشان نه در کنار آزادیخواهان که در حاشیه توجیهگران ثبت میشود.
سخن آخر ساده است و غیرقابل معامله: در زمان کشتار، میانه وجود ندارد. هر کس هنوز به دنبال «تعادل لفظی» است، عملاً توازن واقعی را به نفع سرکوب حفظ میکند. این نه تحلیل است، نه اخلاق؛ این شراکت است.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📘در بیاعتنایی به زمان از دسترفته
✍️#علی_صاحبالحواشی
🍂 بیانیه میرحسین موسوی مایه سخنها گشته است. شجاعت میرحسین در ایستادن روی خامنهای، "دورانطلایی" خواندنش زمان خمینی را، ناوبری اقتصادِ کشور در طوفانهای دوران جنگ، بهدروغ منکر خبرداشتن از کشتار دهه ۶۰ شدناش، و بیش از اینها همهوهمه به یاد تاریخ ایران خواهند ماند.
🍂 اما میرحسینموسوی بهکلی "فراموش" خواهد شد، نه از آن روی که قهرمان نبود یا بود و قدرناشناخته ماند، بل از جهتِ آن که زمانه فکر او، تخیلات و آرمانهای او از بیخوبن سپری شدهاند؛ حتی آن بساط گفتمانیِ چندیندههای پیش از ۱۳۵۷ که او از آن رُست، دیریست که برچیده شده است، انگار که چند قرنی گذشته باشد!
🍂 ایران فقط از اسلامگرایی نگذشت، از عدلِ علی و خونِ عاشورا و صدرتاذیل اسلام هم گذشت، از مبارزه با امپریالیسم، از همدلی با فلسطین هم گذشت. احساس من آن است که بسا در حال گذر از شعر و شعار هم باشیم، ولو در مدح باستان، یا "هنر نزد ایرانیان است و بس". اگر چنین باشد، پوستاندازی ما فقط پوستمان را عوض نمیکند که دل و روده و مغزمان هم عوض میشود!
🍂 زیاده نمیخواهم خوشبین باشم، اما این را گفتم تا گفته باشم پای میرحسین موسوی را وسط کشیدن، که این گفت و آن نگفت، تا چه مایه بیربط شده است.
🍂 آرزوی سلامتیاش را دارم، اما اگر خامنهایِ کینتوز، در واپسین مراحل، این زنوشوهر پیر محصور را در خانه کوچه اخترشان سمخور کند یا گماشتگانش را بفرستد تا در خانه خفهشان بکنند، اعتنای بزرگی برنخواهد انگیخت. ایران بدجوری از خیلی چیزها گذشته است، بدجوری! زیاده بدجوری...!
کانال نویسنده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علی_صاحبالحواشی
🍂 بیانیه میرحسین موسوی مایه سخنها گشته است. شجاعت میرحسین در ایستادن روی خامنهای، "دورانطلایی" خواندنش زمان خمینی را، ناوبری اقتصادِ کشور در طوفانهای دوران جنگ، بهدروغ منکر خبرداشتن از کشتار دهه ۶۰ شدناش، و بیش از اینها همهوهمه به یاد تاریخ ایران خواهند ماند.
🍂 اما میرحسینموسوی بهکلی "فراموش" خواهد شد، نه از آن روی که قهرمان نبود یا بود و قدرناشناخته ماند، بل از جهتِ آن که زمانه فکر او، تخیلات و آرمانهای او از بیخوبن سپری شدهاند؛ حتی آن بساط گفتمانیِ چندیندههای پیش از ۱۳۵۷ که او از آن رُست، دیریست که برچیده شده است، انگار که چند قرنی گذشته باشد!
🍂 ایران فقط از اسلامگرایی نگذشت، از عدلِ علی و خونِ عاشورا و صدرتاذیل اسلام هم گذشت، از مبارزه با امپریالیسم، از همدلی با فلسطین هم گذشت. احساس من آن است که بسا در حال گذر از شعر و شعار هم باشیم، ولو در مدح باستان، یا "هنر نزد ایرانیان است و بس". اگر چنین باشد، پوستاندازی ما فقط پوستمان را عوض نمیکند که دل و روده و مغزمان هم عوض میشود!
🍂 زیاده نمیخواهم خوشبین باشم، اما این را گفتم تا گفته باشم پای میرحسین موسوی را وسط کشیدن، که این گفت و آن نگفت، تا چه مایه بیربط شده است.
🍂 آرزوی سلامتیاش را دارم، اما اگر خامنهایِ کینتوز، در واپسین مراحل، این زنوشوهر پیر محصور را در خانه کوچه اخترشان سمخور کند یا گماشتگانش را بفرستد تا در خانه خفهشان بکنند، اعتنای بزرگی برنخواهد انگیخت. ایران بدجوری از خیلی چیزها گذشته است، بدجوری! زیاده بدجوری...!
کانال نویسنده
.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤝جزئیات مذاکرات عمان
🔻 مارک:
اسکات هورتون: نویسنده ضدجنگ، مجری Scott Horton Show و منتقد مداخلات آمریکا
مارک دوبوویتز: مدیر FDD و متخصص برنامه هستهای ایران
🔸یک کشور گروگانِ ترسِ ج.ا از روابط نرمال با دنیا و تصوراتِ آخرالزمانی و ضدیهود آن شده است. دروغ بزرگِ «استفاده صلحآمیز» از هستهای را به هر مرغ پختهای بگویی، برایت بندری میرقصد، ولی اینها حتی جسارتِ بمب ساختن هم نداشتند، و چند دهه اقتصادِ ایران را به وضعیتِِ یمنی کشاندند، و بعد هم که فریاد ایرانیان از این همه «غارت و فلاکت برای هیچ» بلند شد، مثل یک نظامِ وحشیِ اشغالگر و متخاصم، بیرحمانه قتلعام کردند.
🔸این چه کاربرد صلحآمیزی از انرژی هستهای بود که این همه هزینه اقتصادی/جانی به روی دست مردم گذاشته و یگانه حق مسلم ایرانیان فرض شد و به بیبرقی کشور هم کمکی نکرد؟ بهخدا اگر مسالهتان بمب اتم هم بود، راه داشت! خیلی ساده شعار محو اسرائیل را کنار میگذاشتید و در پیمانی تعهد میدادید که در هیچ تعرضی به هیچ کشور عضو سازمان مللی مشارکت نخواهید کرد، خود دنیا برایتان دهها بمب اتم میساخت!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻 مارک:
ترامپ پیشنهاد خوبی داد، اما خامنهای رد کرد!
اسکات هورتون: نویسنده ضدجنگ، مجری Scott Horton Show و منتقد مداخلات آمریکا
مارک دوبوویتز: مدیر FDD و متخصص برنامه هستهای ایران
🔸یک کشور گروگانِ ترسِ ج.ا از روابط نرمال با دنیا و تصوراتِ آخرالزمانی و ضدیهود آن شده است. دروغ بزرگِ «استفاده صلحآمیز» از هستهای را به هر مرغ پختهای بگویی، برایت بندری میرقصد، ولی اینها حتی جسارتِ بمب ساختن هم نداشتند، و چند دهه اقتصادِ ایران را به وضعیتِِ یمنی کشاندند، و بعد هم که فریاد ایرانیان از این همه «غارت و فلاکت برای هیچ» بلند شد، مثل یک نظامِ وحشیِ اشغالگر و متخاصم، بیرحمانه قتلعام کردند.
🔸این چه کاربرد صلحآمیزی از انرژی هستهای بود که این همه هزینه اقتصادی/جانی به روی دست مردم گذاشته و یگانه حق مسلم ایرانیان فرض شد و به بیبرقی کشور هم کمکی نکرد؟ بهخدا اگر مسالهتان بمب اتم هم بود، راه داشت! خیلی ساده شعار محو اسرائیل را کنار میگذاشتید و در پیمانی تعهد میدادید که در هیچ تعرضی به هیچ کشور عضو سازمان مللی مشارکت نخواهید کرد، خود دنیا برایتان دهها بمب اتم میساخت!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
🎙#امیر_خادم (راوی پادکست «ماجرای مشروطه»)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امیر_خادم (راوی پادکست «ماجرای مشروطه»)
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
رقص سوگ
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
آنچه این بیناموسها، این مدعیان طهارتِ تحمیلی، «رقص و مطرببازی» میخوانند، در ژرفای زیستجهانهای لر، کرد، لک و بختیاری - و در دلِ بسیاری از روستاهای پراکنده ایران - نه انحراف از سوگ است و نه ولنگاری؛ بلکه خودِ سوگ در زندهترین و پرمعناترین معنای زندگیخواهانه آن است، سوگی همهنگام آگاه به وضعیت تراژیک و سپنحی زندگی انسان، که مرگِ ناجوانمردانه را در سکوتِ قبرستان مدفون نمیکند، سوگی که خونِ ریختهشده را به روزمرگی فرونمیکاهد. رقص سوگ، سوگ بر تراژیکترین مرگهاست.
در خیزش دیماه ۱۴۰۴ -و پیش از آن در جنبش ۱۴۰۱ - هزاران جوان با گلولههای مستقیم، با شلیکِ ناجوانمردانه، با تیغ و درفش و سنان و شکنجه جان باختند.
جوانانی که هنوز فرصتِ عروسی (ستیغ زندگی هر جوان)، هنوز فرصتِ زیستنِ به اتدازه نیافته بودند.
و خانوادهها، بر مزارشان، نه با سکوتِ اجباریِ فقهِ رسمی، که با دهل و سرنا و چَمَری، با کِلکشیدن، با چرخشِ بدنها در دایرهی سوگ، با تاج گلِ عروسی، با رقصی که اشک و فریاد را در هم میآمیزد، عزاداری کردند.
این رقص، رقص شادی نیست؛ این رقص، رقص خون است.
این چرخش، اعتراضی غریو آساست به مرگی که نباید «عادی» شود. وقتی جوانی ناکام میمیرد یا پهلوانی جان میسپارد یا جوانی شهید میشود، خانوادهاش بر مزارش عروسی او را بازسازی میکند:
تاج گل میچرخاند، حنابندان میگیرد، دهل مینوازد، میرقصد - نه برای به فراموشی سپردن، که برای گفتن اینکه: این مرگ پایان نیست، این خون پایمال نمیشود، این جوانیِ بریدهشده به فراموشی سپرده نمیشود.
بیناموسهایی که این آیین را «اغتشاش» میخوانند، که حکم میدهند سوگواران و کشتهشدگان «از دایرهی اسلام بیروناند»، که حتی مجوزِ دفن در گورستان مسلمانان را انکار میکنند، در واقع دارند اعتراف میکنند که میخواهند حتی بر مزار مردگان نیز سلطه تمام عیار داشته باشند. دین انسانسوز و فتنهشکن آنان باید از تولد تا مرگ بر همه چیز تسلط داشته باشد.
آنها قتل را دوبار مرتکب میشوند: بار اول با گلوله، بار دوم با حذفِ معنای سوگ، با خفه کردنِ فریادِ بدنها، با ممنوع کردنِ آیینی که هزارهها ریشه در ژرفترین لایههای زیستجهان در این سرزمین داشته است و اسلام هم هیچگاه نتوانسته است آن را از میان بردارد و نخواهد توانست.
این سوگِ بدنمند، این رقصِ خلسهوارِ عزادار، خطرناک است نه از آنرو که «حرام» است - صدالبته در دین این اژدهافشان مطعون است- بلکه از آنرو که حافظه را زنده نگه میدارد.
هر گامِ سنگین بر خاکِ گورستان، هر نوای دهل که زمین را میلرزاند، هر چرخشی که دایرهی مقاومت را حفظ میکند، یادآوری میکند: این خونِ فقط یک نفر نیست، بلکه خونِ یک ملت است.
و ایدئولوژیای که حتی رقص سوگ را تحمل نمیکند، که حتی بر گور جوانانش فتوای تکفیر صادر میکند، خود فاش میکند که از حقیقت، از زیستجهان و هر شکلی دیگر از زندگی میهراسد:
ترس از پدری که بر پیکر فرزندش میگوید «این گل پرپر شده، فدای میهن شده»، ترس از مادری که با رقصِ سوگ فریاد میزند «خون بچهام پایمال نمیشود»، و ما پیکار را تدارک میبینیم، ترس از دایرهای که میچرخد و نمیشکند، از نوایی که خاموش نمیشود، از حافظهای که نسل به نسل منتقل میشود. اینجا دیگر فقط با یک رسمِ محلی مواجه نیستیم ؛ اینجا ایستادن بر لبهی تاریخ است، جایی که سوگ به مقاومت بدل میشود، مرگِ یک تن به حماسهی یک ملت، و هر رقصی بر مزار، نه پایانِ زندگی، که آغازِ زندگیِ دوبارهی زندگیخواهی، دادخواهی و آزادیخواهی است.
تا عدالت پاسخ نگیرد، این گامها میچرخند،
این نواها برمیخیزند و این دایره -هرگز- کامل بسته نمیشود.
و آنهایی که سوگ را «مطرببازی» میخوانند و حکمِ حذف صادر میکنند،
بدانند: مردم حتی در مرگ هم زندهاند، حتی بر گور فدزندان در خون تپیده ملت هم میرقصند - و این رقص، پایانِ هر سلطهای است که تابِ رقص زندگی را ندارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
آنچه این بیناموسها، این مدعیان طهارتِ تحمیلی، «رقص و مطرببازی» میخوانند، در ژرفای زیستجهانهای لر، کرد، لک و بختیاری - و در دلِ بسیاری از روستاهای پراکنده ایران - نه انحراف از سوگ است و نه ولنگاری؛ بلکه خودِ سوگ در زندهترین و پرمعناترین معنای زندگیخواهانه آن است، سوگی همهنگام آگاه به وضعیت تراژیک و سپنحی زندگی انسان، که مرگِ ناجوانمردانه را در سکوتِ قبرستان مدفون نمیکند، سوگی که خونِ ریختهشده را به روزمرگی فرونمیکاهد. رقص سوگ، سوگ بر تراژیکترین مرگهاست.
در خیزش دیماه ۱۴۰۴ -و پیش از آن در جنبش ۱۴۰۱ - هزاران جوان با گلولههای مستقیم، با شلیکِ ناجوانمردانه، با تیغ و درفش و سنان و شکنجه جان باختند.
جوانانی که هنوز فرصتِ عروسی (ستیغ زندگی هر جوان)، هنوز فرصتِ زیستنِ به اتدازه نیافته بودند.
و خانوادهها، بر مزارشان، نه با سکوتِ اجباریِ فقهِ رسمی، که با دهل و سرنا و چَمَری، با کِلکشیدن، با چرخشِ بدنها در دایرهی سوگ، با تاج گلِ عروسی، با رقصی که اشک و فریاد را در هم میآمیزد، عزاداری کردند.
این رقص، رقص شادی نیست؛ این رقص، رقص خون است.
این چرخش، اعتراضی غریو آساست به مرگی که نباید «عادی» شود. وقتی جوانی ناکام میمیرد یا پهلوانی جان میسپارد یا جوانی شهید میشود، خانوادهاش بر مزارش عروسی او را بازسازی میکند:
تاج گل میچرخاند، حنابندان میگیرد، دهل مینوازد، میرقصد - نه برای به فراموشی سپردن، که برای گفتن اینکه: این مرگ پایان نیست، این خون پایمال نمیشود، این جوانیِ بریدهشده به فراموشی سپرده نمیشود.
بیناموسهایی که این آیین را «اغتشاش» میخوانند، که حکم میدهند سوگواران و کشتهشدگان «از دایرهی اسلام بیروناند»، که حتی مجوزِ دفن در گورستان مسلمانان را انکار میکنند، در واقع دارند اعتراف میکنند که میخواهند حتی بر مزار مردگان نیز سلطه تمام عیار داشته باشند. دین انسانسوز و فتنهشکن آنان باید از تولد تا مرگ بر همه چیز تسلط داشته باشد.
آنها قتل را دوبار مرتکب میشوند: بار اول با گلوله، بار دوم با حذفِ معنای سوگ، با خفه کردنِ فریادِ بدنها، با ممنوع کردنِ آیینی که هزارهها ریشه در ژرفترین لایههای زیستجهان در این سرزمین داشته است و اسلام هم هیچگاه نتوانسته است آن را از میان بردارد و نخواهد توانست.
این سوگِ بدنمند، این رقصِ خلسهوارِ عزادار، خطرناک است نه از آنرو که «حرام» است - صدالبته در دین این اژدهافشان مطعون است- بلکه از آنرو که حافظه را زنده نگه میدارد.
هر گامِ سنگین بر خاکِ گورستان، هر نوای دهل که زمین را میلرزاند، هر چرخشی که دایرهی مقاومت را حفظ میکند، یادآوری میکند: این خونِ فقط یک نفر نیست، بلکه خونِ یک ملت است.
و ایدئولوژیای که حتی رقص سوگ را تحمل نمیکند، که حتی بر گور جوانانش فتوای تکفیر صادر میکند، خود فاش میکند که از حقیقت، از زیستجهان و هر شکلی دیگر از زندگی میهراسد:
ترس از پدری که بر پیکر فرزندش میگوید «این گل پرپر شده، فدای میهن شده»، ترس از مادری که با رقصِ سوگ فریاد میزند «خون بچهام پایمال نمیشود»، و ما پیکار را تدارک میبینیم، ترس از دایرهای که میچرخد و نمیشکند، از نوایی که خاموش نمیشود، از حافظهای که نسل به نسل منتقل میشود. اینجا دیگر فقط با یک رسمِ محلی مواجه نیستیم ؛ اینجا ایستادن بر لبهی تاریخ است، جایی که سوگ به مقاومت بدل میشود، مرگِ یک تن به حماسهی یک ملت، و هر رقصی بر مزار، نه پایانِ زندگی، که آغازِ زندگیِ دوبارهی زندگیخواهی، دادخواهی و آزادیخواهی است.
تا عدالت پاسخ نگیرد، این گامها میچرخند،
این نواها برمیخیزند و این دایره -هرگز- کامل بسته نمیشود.
و آنهایی که سوگ را «مطرببازی» میخوانند و حکمِ حذف صادر میکنند،
بدانند: مردم حتی در مرگ هم زندهاند، حتی بر گور فدزندان در خون تپیده ملت هم میرقصند - و این رقص، پایانِ هر سلطهای است که تابِ رقص زندگی را ندارد.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from اقوال الانعام
بچهها این عمادالدین باقیه. مرید آیتالله منتظری. شعبهای از قبیله آخوندها که با «نمایش وجدان بیدار» برای «فقط بخشی از قربانیان» خودشون رو «مرجع اعتبارسنجی جنایات» جا زدند. و فکر کردند خیلی باهوشند.
Forwarded from اقوال الانعام
اقوال الانعام
بچهها این عمادالدین باقیه. مرید آیتالله منتظری. شعبهای از قبیله آخوندها که با «نمایش وجدان بیدار» برای «فقط بخشی از قربانیان» خودشون رو «مرجع اعتبارسنجی جنایات» جا زدند. و فکر کردند خیلی باهوشند.
خیلیها باورشون نمیشه چرا میگن خوک مدفوع میخوره. هرچی هم میگی اینا سیستم گوارشیشون اینجوریه که برای هضم غذا یه مقدار ازین مکملها هم نیاز دارن بیفایدهست. وقتی میبریشون طویله میبینن یه حیوون گوگولی و تپلیه. هی صبر میکنند و میگن «کو پس؟». هی صبر میکنند. بعد یهو یکیشون میاد درست زیر پای اون یکی شروع میکنه هاخم هاخم هاخم... هرچی هست میخوره، از عن و شاش و کاهو و سبزی.
برای همین همیشه اینجوریه که اگه شک داری، باید تکیه بدی به حصار، و صبر کنی. بالاخره عادتشون رو نشون میدن.
برای همین همیشه اینجوریه که اگه شک داری، باید تکیه بدی به حصار، و صبر کنی. بالاخره عادتشون رو نشون میدن.
Forwarded from اقوال الانعام
اقوال الانعام
خیلیها باورشون نمیشه چرا میگن خوک مدفوع میخوره. هرچی هم میگی اینا سیستم گوارشیشون اینجوریه که برای هضم غذا یه مقدار ازین مکملها هم نیاز دارن بیفایدهست. وقتی میبریشون طویله میبینن یه حیوون گوگولی و تپلیه. هی صبر میکنند و میگن «کو پس؟». هی صبر میکنند.…
کشتار به خانواده بازیگر حکومتی که شرفش رو برای تبلیغ پروژه خونبار نظام تو سوریه فروخت هم رسیده، بعد خوکچههای خونشور میگن عدد نسازید!
عمادالدین باقی
🩸مگر نابودی ۳۱۱۷ جان هولناک نیست که امارسازی می کنید؟
#عمادالدین_باقی
✍️حکومت، امار ۳۱۱۷ کشته از پلیس و حافظان امنیت و مردم عادی و افراد حرفه ای سازمان یافته را در حوادث خونبار دیماه اعلام کرده است. البته پر واضح است که ممکن است با فوت برخی از مجروحان یا شناسایی های جدید این آمار کمی افزایش پیدا کند.
اکنون در اردوگاه مخالفان حکومت، رقابتی بر سر هرچه بیشتر بالا بردن آمار قربانیان اعتراضات دیماه به وجود آمده، یکی میگوید ۱۲۰۰۰ دیگری میگوید ۳۶۵۰۰ یکی میگوید ۶۰ هزار و اخیرا هم برخی ۸۰ هزار و۱۰۰ هزار کشته را مطرح کرده اند. هدف آن هم مشخص است: تحریک و انگیزه بخشی به قدرتهای خارجی برای حمله به ایران به استناد "قاعده حمایت". اما آنها در واقع با این کار دارند با آمار بازی و اصل موضوع را لوث می کنند. این آمار درباره اشیا نیست، درباره جان انسانهاست که حتی یک نفرش همچون یک جهان و جامعه ا
#عمادالدین_باقی
✍️حکومت، امار ۳۱۱۷ کشته از پلیس و حافظان امنیت و مردم عادی و افراد حرفه ای سازمان یافته را در حوادث خونبار دیماه اعلام کرده است. البته پر واضح است که ممکن است با فوت برخی از مجروحان یا شناسایی های جدید این آمار کمی افزایش پیدا کند.
اکنون در اردوگاه مخالفان حکومت، رقابتی بر سر هرچه بیشتر بالا بردن آمار قربانیان اعتراضات دیماه به وجود آمده، یکی میگوید ۱۲۰۰۰ دیگری میگوید ۳۶۵۰۰ یکی میگوید ۶۰ هزار و اخیرا هم برخی ۸۰ هزار و۱۰۰ هزار کشته را مطرح کرده اند. هدف آن هم مشخص است: تحریک و انگیزه بخشی به قدرتهای خارجی برای حمله به ایران به استناد "قاعده حمایت". اما آنها در واقع با این کار دارند با آمار بازی و اصل موضوع را لوث می کنند. این آمار درباره اشیا نیست، درباره جان انسانهاست که حتی یک نفرش همچون یک جهان و جامعه ا
Telegram
نقدآگین
📘فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از…
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از…
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
(۱/۲)
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
🔸یادداشت اخیر آقای عمادالدین باقی، اگرچه در پوستهای از «نصیحتگری مشفقانه» و دعوت به پرهیز از خشونت پیچیده شده، اما با نادیده گرفتن الفبای «مدیریت بحران» و اصول «آمار استنتاجی»، عملاً به بازوی ناخواستهی «عادیسازی جنایت» بدل شده است. خطای او تنها یک اشتباه محاسباتی نیست؛ بلکه مشارکت در کتمانِ «ردپای فیزیکی» یک جنایت بیسابقه در تاریخ ایران و جهان است.
🔻آسیبهای بنیادین این نگاه را میتوان در چهار محور زیر، با استناد به دادههای گزارش تحلیلی «خانه خبری چشما» و شواهد میدانی، تدقیق کرد:
📍 ۱. مغالطهی «پهلوان پنبه» در برابر «منطق لجستیک»
🔸آقای باقی مدعی است که آمارهای بالا (۳۶ یا ۵۰ هزار کشته) صرفاً محصول «عددسازی سیاسی» برای تحریک قدرتهای خارجی است. این ادعا در برابر گزارشهای فنی و مهندسی رنگ میبازد. رسیدن به عدد ۵۲,۰۰۰ جانباخته، نه یک برآورد هیجانی، بلکه خروجیِ محاسبات دقیق بر اساس «قانون رتبه-اندازه» (Zipf's Law) و تحلیل «ظرفیت زیرساختهای لجستیکی» است.
🔸وقتی زیرساختهای دفن و نگهداری (سردخانههای استاندارد) دچار «شکست عملکردی» (Functional Failure) میشوند و حاکمیت ناچار به استقرار «کانتینرهای ۴۰ فوت» و اجرای «تریاژ صحرایی» برای اجساد میگردد، علم آمار حکم میدهد که «نرخ ورودی» سیستم دهها برابر ظرفیت اسمی بوده است. تقلیل این محاسبات علمی به «انگیزههای سیاسی»، فرار از واقعیتِ «انسداد لجستیکی» است.
📉 ۲. دامِ «عادیسازی» و انکارِ «مشاهدات عینی»
🔸باقی مبنا را بر آمار رسمی (۳۱۱۷ نفر) میگذارد و میپرسد «مگر همین کم هولناک است؟». پاسخ این است: بله هولناک است، اما از نظر فیزیکی «غیرممکن» است.
🔸شواهد فنی از مرکز پزشکی قانونی کهریزک—از جمله نمایش کدهای ریستشونده روی مانیتورهای پذیرش که نشاندهندهی پر شدنِ چندین «بلاکِ ثبتی» در یک شیفت است—حکایت از نرخی دارد که با عدد ۳۰۰۰ برای «کل کشور» در تضاد مطلق است.
🔸پذیرش عدد ۳۰۰۰، مساوی است با انکارِ وجود کانتینرهای انباشته از پیکر. آقای باقی با پذیرش این عدد، ناخواسته بر روی هزاران «پیکرِ دپو شده» و «گورهای بینام» خاک میپاشد و بحث را از یک «ایرانیکشی تمامعیار» به یک «درگیری محدود» تقلیل میدهد.
🏗 ۳. قیاس معالفارق و نادیدهگیری «توزیع دمسنگین»
🔸مقایسه کشتهشدگان ۱۵ سال مبارزه چریکی و پراکنده (انقلاب ۵۷) با چند روز سرکوب متمرکز و جنگی (دی ۱۴۰۴) از نظر آماری غلط و گمراهکننده است. ما در اینجا با یک پدیده «دمسنگین» (Heavy-tailed Distribution) مواجهیم [به نوعی از توزیعهای آماری اشاره دارد که در آن بخش انتهایی توزیع (دم) به طور قابل توجهی سنگینتر از توزیعهای نرمال یا توزیعهای با دم سبک است. به عبارت دیگر، در این نوع توزیعها، احتمال وقوع رویدادهای نادر و بزرگ نسبت به توزیعهای معمولی بیشتر است].
🔸طبق مدلسازیهای آماری:
🔍 ۴. توهم «سبب اقوی از مباشر» در برابر واقعیتِ «صید-بازصید»
🔸باقی با توسل به قواعد فقهی، امیدوار است سیستم قضایی جلوی اعدام را بگیرد. اما تحلیلهای آماری مبتنی بر روش «صید-بازصید» (Capture-Recapture) —که استاندارد طلایی برآورد تلفات در جنایات جنگی است— نشان میدهد که در سیستمهای بسته، «لیست رسمی» (آنچه میبینیم) تنها نوک کوه یخ است.
🔸وقتی متغیرهایی مثل «پنهانکاری امنیتی» و «تدفینهای خارج از شبکه» وارد معادله میشود، تحلیلهای این متدولوژی نشان میدهد که لیستهای رسمی معمولاً تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد واقعیت را پوشش میدهند. در چنین سیستمی، تفکیک بین مسبب و مباشر بیمعناست؛ چرا که کل ساختار، از صادرکننده دستور تا راننده لودری که گور دستهجمعی میکند، اجزای یک ماشین «حذف سیستماتیک» هستند.
🔸آقای عمادالدین باقی در یادداشت خود، نه تنها به مغالطهی «نیتخوانی» دچار شده، بلکه با نادیده گرفتن «ریاضیات جنایت»، ناخواسته به تریبونی برای روایتی تبدیل شده که هدفش کوچکنمایی ابعاد فاجعه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
(۱/۲)
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
🔸یادداشت اخیر آقای عمادالدین باقی، اگرچه در پوستهای از «نصیحتگری مشفقانه» و دعوت به پرهیز از خشونت پیچیده شده، اما با نادیده گرفتن الفبای «مدیریت بحران» و اصول «آمار استنتاجی»، عملاً به بازوی ناخواستهی «عادیسازی جنایت» بدل شده است. خطای او تنها یک اشتباه محاسباتی نیست؛ بلکه مشارکت در کتمانِ «ردپای فیزیکی» یک جنایت بیسابقه در تاریخ ایران و جهان است.
🔻آسیبهای بنیادین این نگاه را میتوان در چهار محور زیر، با استناد به دادههای گزارش تحلیلی «خانه خبری چشما» و شواهد میدانی، تدقیق کرد:
📍 ۱. مغالطهی «پهلوان پنبه» در برابر «منطق لجستیک»
🔸آقای باقی مدعی است که آمارهای بالا (۳۶ یا ۵۰ هزار کشته) صرفاً محصول «عددسازی سیاسی» برای تحریک قدرتهای خارجی است. این ادعا در برابر گزارشهای فنی و مهندسی رنگ میبازد. رسیدن به عدد ۵۲,۰۰۰ جانباخته، نه یک برآورد هیجانی، بلکه خروجیِ محاسبات دقیق بر اساس «قانون رتبه-اندازه» (Zipf's Law) و تحلیل «ظرفیت زیرساختهای لجستیکی» است.
🔸وقتی زیرساختهای دفن و نگهداری (سردخانههای استاندارد) دچار «شکست عملکردی» (Functional Failure) میشوند و حاکمیت ناچار به استقرار «کانتینرهای ۴۰ فوت» و اجرای «تریاژ صحرایی» برای اجساد میگردد، علم آمار حکم میدهد که «نرخ ورودی» سیستم دهها برابر ظرفیت اسمی بوده است. تقلیل این محاسبات علمی به «انگیزههای سیاسی»، فرار از واقعیتِ «انسداد لجستیکی» است.
📉 ۲. دامِ «عادیسازی» و انکارِ «مشاهدات عینی»
🔸باقی مبنا را بر آمار رسمی (۳۱۱۷ نفر) میگذارد و میپرسد «مگر همین کم هولناک است؟». پاسخ این است: بله هولناک است، اما از نظر فیزیکی «غیرممکن» است.
🔸شواهد فنی از مرکز پزشکی قانونی کهریزک—از جمله نمایش کدهای ریستشونده روی مانیتورهای پذیرش که نشاندهندهی پر شدنِ چندین «بلاکِ ثبتی» در یک شیفت است—حکایت از نرخی دارد که با عدد ۳۰۰۰ برای «کل کشور» در تضاد مطلق است.
🔸پذیرش عدد ۳۰۰۰، مساوی است با انکارِ وجود کانتینرهای انباشته از پیکر. آقای باقی با پذیرش این عدد، ناخواسته بر روی هزاران «پیکرِ دپو شده» و «گورهای بینام» خاک میپاشد و بحث را از یک «ایرانیکشی تمامعیار» به یک «درگیری محدود» تقلیل میدهد.
🏗 ۳. قیاس معالفارق و نادیدهگیری «توزیع دمسنگین»
🔸مقایسه کشتهشدگان ۱۵ سال مبارزه چریکی و پراکنده (انقلاب ۵۷) با چند روز سرکوب متمرکز و جنگی (دی ۱۴۰۴) از نظر آماری غلط و گمراهکننده است. ما در اینجا با یک پدیده «دمسنگین» (Heavy-tailed Distribution) مواجهیم [به نوعی از توزیعهای آماری اشاره دارد که در آن بخش انتهایی توزیع (دم) به طور قابل توجهی سنگینتر از توزیعهای نرمال یا توزیعهای با دم سبک است. به عبارت دیگر، در این نوع توزیعها، احتمال وقوع رویدادهای نادر و بزرگ نسبت به توزیعهای معمولی بیشتر است].
🔸طبق مدلسازیهای آماری:
، اگر تهران به عنوان «هاب مرکزی» دچار اشباع سردخانهها شده باشد (با برآورد حدود ۱۰,۰۰۰ پیکر)، با اعمال ضریب توزیع جمعیتی در ۱۸۵ شهر دیگر که درگیریهای شدید داشتهاند، عدد کل به سادگی از مرز ۵۰,۰۰۰ عبور میکند. شدت سرکوب (Intensity) در اینجا باعث فروپاشی سیستمهای تابآور شهری شده است؛ پدیدهای که در سال ۵۷ هرگز رخ نداد. این قیاس معالفارق، «ماهیت انفجاری» و سرعتِ کشتارِ اخیر را پنهان میکند.
🔍 ۴. توهم «سبب اقوی از مباشر» در برابر واقعیتِ «صید-بازصید»
🔸باقی با توسل به قواعد فقهی، امیدوار است سیستم قضایی جلوی اعدام را بگیرد. اما تحلیلهای آماری مبتنی بر روش «صید-بازصید» (Capture-Recapture) —که استاندارد طلایی برآورد تلفات در جنایات جنگی است— نشان میدهد که در سیستمهای بسته، «لیست رسمی» (آنچه میبینیم) تنها نوک کوه یخ است.
🔸وقتی متغیرهایی مثل «پنهانکاری امنیتی» و «تدفینهای خارج از شبکه» وارد معادله میشود، تحلیلهای این متدولوژی نشان میدهد که لیستهای رسمی معمولاً تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد واقعیت را پوشش میدهند. در چنین سیستمی، تفکیک بین مسبب و مباشر بیمعناست؛ چرا که کل ساختار، از صادرکننده دستور تا راننده لودری که گور دستهجمعی میکند، اجزای یک ماشین «حذف سیستماتیک» هستند.
🔸آقای عمادالدین باقی در یادداشت خود، نه تنها به مغالطهی «نیتخوانی» دچار شده، بلکه با نادیده گرفتن «ریاضیات جنایت»، ناخواسته به تریبونی برای روایتی تبدیل شده که هدفش کوچکنمایی ابعاد فاجعه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
(۲/۲)
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
🔸مغالطهی بنیادین او، پذیرش سادهانگارانهی آمارهایی است که با «ظرفیت فیزیکی و محدودیتهای فضایی» در تناقضاند. او چشمانش را بر روی مکانیزم انکار سیستماتیک میبندد؛ مکانیزمی که حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز در همین روزهای خونین، برای توجیه هزینههایش، بیپروا به آن استناد میکند و از عدد «۳۰۰ هزار شهید» به عنوان سرمایهی بقای نظام یاد میکند.
🔸اما نکتهی کلیدی که آقای باقی و همفکرانشان در تحلیلهای سنتی خود از آن غافلاند، «زبانِ صریحِ لجستیک» است. گزارشهای دقیق آماری و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که وضعیت در کهریزک و آرامستانهای بزرگ کشور، از مرحله «مدیریت اجساد» عبور کرده و به «فروپاشی زیرساخت» رسیدهاست.
🔸طبق قانون علمی «رتبه-اندازه» (Zipf's Law)، انباشت پیکر و اشباع در تهران، تنها یک نشانه است؛ نشانهای که میگوید بدنهی اصلی فاجعه در ۱۸۵ شهر دیگر ایران گسترده شده است. مدلهای ریاضی ثابت میکنند که عدد ۵۲,۰۰۰ جانباخته، نه یک اغراق سیاسی برای تحریک خارجیها، بلکه یک «ضرورت ریاضی» برای توجیهِ وضعیتِ بصریِ سردخانهها و گورستانهاست. بدون این حجم از ورودی، هرگز چنین انسداد لجستیکی رخ نمیداد.
🔸آقای باقی با تقلیل ماجرا به یک «بازی با اعداد» و حمله به کسانی که سعی در کشف این ابعاد دارند، عملاً در زمینی بازی میکند که اتاقهای فکر امنیتی طراحی کردهاند:
🔸آقای باقی! وقتی آمار جنایت از حدِ «شمارشِ دستی» خارج میشود و برای محاسبهاش نیاز به متدولوژیهای پیچیدهای مثل «تخمین سیستمهای چندگانه» (MSE) پیدا میکنیم، دیگر صحبت از «اصلاح امور» و نصیحت اخلاقی به «دستاندرکاران قضایی»، شوخی تلخی با تاریخ و خون است.
🔸بنابراین، سوال اصلی از آقای باقی این نیست که چرا آمار مخالفان بالاست؛ سوال این است: چرا شما با پذیرش عدد ۳۱۱۷، چشمانتان را بر روی کانتینرهای ۴۰ فوتی بستهاید که هر کدامشان به تنهایی سندِ ردِ ادعای شما هستند؟
🔸نظامی که ۳۰۰ هزار کشتهی پیشین را «سرمایهی نظام» و «بیمه انقلاب» میداند، ابایی ندارد که ۵۰ هزار نفر دیگر را نیز فدای بقای خود کند و هر روایتی کمتر از واقعیت، تنها به کارِ «عادیسازی» جنایت و خریدنِ زمان برای قاتلان میآید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
(۲/۲)
✍🏻 #ارسالی_مخاطبان
🔸مغالطهی بنیادین او، پذیرش سادهانگارانهی آمارهایی است که با «ظرفیت فیزیکی و محدودیتهای فضایی» در تناقضاند. او چشمانش را بر روی مکانیزم انکار سیستماتیک میبندد؛ مکانیزمی که حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز در همین روزهای خونین، برای توجیه هزینههایش، بیپروا به آن استناد میکند و از عدد «۳۰۰ هزار شهید» به عنوان سرمایهی بقای نظام یاد میکند.
🔸اما نکتهی کلیدی که آقای باقی و همفکرانشان در تحلیلهای سنتی خود از آن غافلاند، «زبانِ صریحِ لجستیک» است. گزارشهای دقیق آماری و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که وضعیت در کهریزک و آرامستانهای بزرگ کشور، از مرحله «مدیریت اجساد» عبور کرده و به «فروپاشی زیرساخت» رسیدهاست.
📌 وقتی حکومتی که بر سرِ رعایت ظواهر شرعی تدفین وسواس دارد، مجبور میشود پروتکلها را کنار بگذارد و از کانتینرهای حمل میوه و گوشت برای انبار کردن تودهای انسانها استفاده کند، یعنی عدد جانباختگان از مقیاسِ ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰ فرسنگها عبور کرده است.
🔸طبق قانون علمی «رتبه-اندازه» (Zipf's Law)، انباشت پیکر و اشباع در تهران، تنها یک نشانه است؛ نشانهای که میگوید بدنهی اصلی فاجعه در ۱۸۵ شهر دیگر ایران گسترده شده است. مدلهای ریاضی ثابت میکنند که عدد ۵۲,۰۰۰ جانباخته، نه یک اغراق سیاسی برای تحریک خارجیها، بلکه یک «ضرورت ریاضی» برای توجیهِ وضعیتِ بصریِ سردخانهها و گورستانهاست. بدون این حجم از ورودی، هرگز چنین انسداد لجستیکی رخ نمیداد.
🔸آقای باقی با تقلیل ماجرا به یک «بازی با اعداد» و حمله به کسانی که سعی در کشف این ابعاد دارند، عملاً در زمینی بازی میکند که اتاقهای فکر امنیتی طراحی کردهاند:
«جنگ بر سر عدد، برای فراموشیِ ماهیتِ ایرانیکشیِ علنی و بیسابقه در تاریخِ ایران».
🔸آقای باقی! وقتی آمار جنایت از حدِ «شمارشِ دستی» خارج میشود و برای محاسبهاش نیاز به متدولوژیهای پیچیدهای مثل «تخمین سیستمهای چندگانه» (MSE) پیدا میکنیم، دیگر صحبت از «اصلاح امور» و نصیحت اخلاقی به «دستاندرکاران قضایی»، شوخی تلخی با تاریخ و خون است.
🔸بنابراین، سوال اصلی از آقای باقی این نیست که چرا آمار مخالفان بالاست؛ سوال این است: چرا شما با پذیرش عدد ۳۱۱۷، چشمانتان را بر روی کانتینرهای ۴۰ فوتی بستهاید که هر کدامشان به تنهایی سندِ ردِ ادعای شما هستند؟
🔸نظامی که ۳۰۰ هزار کشتهی پیشین را «سرمایهی نظام» و «بیمه انقلاب» میداند، ابایی ندارد که ۵۰ هزار نفر دیگر را نیز فدای بقای خود کند و هر روایتی کمتر از واقعیت، تنها به کارِ «عادیسازی» جنایت و خریدنِ زمان برای قاتلان میآید.
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🪓 معماران خون
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از…
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻حسن عباسی:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اصل فتنه است [نه کشتن]؛ انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
🪓 معماران خون
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#آموزشی
🔸در صورت حمله هوایی گسترده، اگر در خانه هستید بهترین جا فضای داخلی بدون پنجره است، مانند حمام، انباری، راهرو داخلی، زیرپله
🔸 در حملات هوایی، ترکش شیشه و موج انفجار از خود بمب کشندهتر است؛ پس کنار پنجره، بالکن پشتبام، کنار شیشه، آینه، قفسه و.. نروید
🔸 به محض شنیدن صدای انفجار هیجان زده نشوید و جایی نروید به دلیل خطرات بالا همانجا که هستید بنشینید یا دراز بکشید (دستها روی سر، دهان کمی باز برای کاهش فشار موج)
🔸 زیر میز محکم یا چهارچوب داخلی امن است،نه درِ ورودی
🔸 صبر کنید تا موج اول حملات هوایی تمام شود، اگر صدای انفجار گسترده تر و ادامه دار تر شد گاز را ببندید، وسایل برقی غیرضروری را خاموش کنید و شمع یا شعله روشن نکنید
🔸 چسب نواری ضربدری یا پرده ضخیم، ترکش شیشه ها را کم میکند
🔸 در یک کوله یا ساک دمدست آب، داروی شخصی، چراغقوه، پاوربانک، کارت شناسایی، پول نقد، ماسک (برای گرد و غبار) کفش بسته (نه دمپایی) آماده داشته باشید
🔸 روی تپه ها یا پشت بام برای فیلم گرفتن نروید، پدافند با سلاح های هوا پرتاب درگیر است احتمال پخش شدن ریز ترکش بر اثر خرد شدن بدنه موشک یا بمب و.. هست
🔸 این ریز ترکش ها بسیار تیز و مانند تیغه با سرعت زیاد میتوانند گردن را قطع کنند و یا آسیب های سختی به شما وارد کند، پس مراقب خود باشید
🔹 نشر بدید دوستان و مراقب خودتون باشید
Join ➣ @foryatepezeshki
EMS 👉 @Medical_urgency
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در صورت حمله هوایی گسترده، اگر در خانه هستید بهترین جا فضای داخلی بدون پنجره است، مانند حمام، انباری، راهرو داخلی، زیرپله
🔸 در حملات هوایی، ترکش شیشه و موج انفجار از خود بمب کشندهتر است؛ پس کنار پنجره، بالکن پشتبام، کنار شیشه، آینه، قفسه و.. نروید
🔸 به محض شنیدن صدای انفجار هیجان زده نشوید و جایی نروید به دلیل خطرات بالا همانجا که هستید بنشینید یا دراز بکشید (دستها روی سر، دهان کمی باز برای کاهش فشار موج)
🔸 زیر میز محکم یا چهارچوب داخلی امن است،نه درِ ورودی
🔸 صبر کنید تا موج اول حملات هوایی تمام شود، اگر صدای انفجار گسترده تر و ادامه دار تر شد گاز را ببندید، وسایل برقی غیرضروری را خاموش کنید و شمع یا شعله روشن نکنید
🔸 چسب نواری ضربدری یا پرده ضخیم، ترکش شیشه ها را کم میکند
🔸 در یک کوله یا ساک دمدست آب، داروی شخصی، چراغقوه، پاوربانک، کارت شناسایی، پول نقد، ماسک (برای گرد و غبار) کفش بسته (نه دمپایی) آماده داشته باشید
🔸 روی تپه ها یا پشت بام برای فیلم گرفتن نروید، پدافند با سلاح های هوا پرتاب درگیر است احتمال پخش شدن ریز ترکش بر اثر خرد شدن بدنه موشک یا بمب و.. هست
🔸 این ریز ترکش ها بسیار تیز و مانند تیغه با سرعت زیاد میتوانند گردن را قطع کنند و یا آسیب های سختی به شما وارد کند، پس مراقب خود باشید
🔹 نشر بدید دوستان و مراقب خودتون باشید
Join ➣ @foryatepezeshki
EMS 👉 @Medical_urgency
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
— نسخهی کاملتر از این کلیپ
🎙#امیر_خادم (راوی پادکست «ماجرای مشروطه»)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نسخهی کاملتر از این کلیپ
🎙#امیر_خادم (راوی پادکست «ماجرای مشروطه»)
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin